سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
راهنمای نگارش مقاله با موضوع تاثیر هیات مدیره بر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

حاکمیت شرکتی بخاطر سهم بسیار بالایی که در رشد اقتصادی و توسعه ملی دارد به یک موضوع اساسی تبدیل گردیده است و فقدان حاکمیت شرکتی خوب علت عمده ورشکستگی تعداد بالایی از شرکتهای بزرگ است

حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکت

کینگسلی و تفیلاس
(۲۰۱۲)

آنها از ۲ دسته داده های جمع آوری شده استفاده کردند که نشان دهند چطور هیات مدیره ی پویا میتوانند مزیتهای رقابتی خود را به شرکتها آشکار سازند.

حال و آینده حاکمیت شرکتی ( عطف به بررسی نقش هیات مدیره و روابط سرمایه گذار در شرکتها)

ژوزف و همکاران
(۲۰۱۳)

صادر کنندگان سهام نیاز دارند قبل ازینکه درمورد قیمتگذاری در خصوص سهام جدید تصمیمگیری کنند.

روش دفتری قیمت کذاری در ساختار عرضه عمومی اولیه

نیتا و انا
(۲۰۱۳)

درصورتیکه مدیریت با کیفیت روی جنبه های عرضه عمومی اولیه در شرکتها اثر کند میتواند بعنوان مکملی در ارزیابی بازار و عملکردهای عرضه عمومی اولیه عمل کند.

کیفیت و چگونگی نقش مدیریتی در عرضه عمومی اولیه ی شرکتهای تازه تاسیس

توماس و دیگران
(۲۰۱۳)

این تحقیق در یک نمونه از ۷۸ مطالعه در خصوص حاکمیت شرکتی نشان می دهد که مطالعات کیفی در حاکمیت شرکتی از سال های ۱۹۹۰ به خوبی پیشرفت کرده اند.

توسعه تحقیقات حاکمیت شرکتی بواسطه روش های کیفی بصورت یک بازنگری از مطالعات قبلی

تری و همکاران
(۲۰۱۳)

۲-۱۹- خلاصه فصل
در این فصل ابتدا به تشریح مبانی حاکمیت شرکت، نقش هیات مدیره و همچنین عرضه عمومی اولیه و ارزشگذاری زیر قیمت پرداخته شد در ادامه به بیان پیشینه تحقیقات داخلی و خارجی در موضوعات مرتبط پرداخته شد و در نهایت پیشینه تحقیقات داخلی و خارجی بصورت خلاصه در جدولی گردآوری گردید.
فصل سوم:
روش تحقیق
۳-۱- مقدمه
هدف تمام علوم، شناخت و درک دنیای پیرامون ما است. به منظور آگاهی از مسایل و مشکلات دنیای اجتماعی، روش های علمی، تغییرات قابل ملاحظه‌ای پیدا کرده‌اند. این روندها و حرکت‌ها سبب شده است که برای بررسی رشته‌های مختلف بشری، از روش علمی استفاده شود (بازرگان و دیگران ۱۳۸۹،۵۴). تحقیق را به دو منظور متفاوت انجام می‌دهند. نخست حل مشکلاتی که در حال حاضر در محل کار وجود دارد و دوم، افزودن به مجموعه‌ی دانش بشری در زمینه‌ی خاصی که مورد علاقه‌ محقق است.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

یک محقق پس از انتخاب موضوع باید به دنبال تعیین روش تحقیق باشد. انتخاب روش تحقیق به هدفها و ماهیت موضوع پژوهش و امکانات اجرایی آن بستگی دارد، بنابراین هنگامی می توان در مورد روش بررسی و انجام یک تحقیق تصمیم گرفت که ماهیت موضوع و اهداف آن مشخص باشد. به عبارت دیگر، هدف از انتخاب روش تحقیق آن است که محقق مشخص نماید چه شیوه و روشی را آغاز کند تا او را هر چه دقیقتر، آسانتر در دستیابی به پاسخ یا پاسخ هایی که برای پرسش تحقیق در نظر گرفته شده، یاری نماید.
در این فصل کلیه مراحل روش شناسی پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است. زیرا انتخاب روش شناسی پژوهش صحیح پژوهشگر را به استفاده از شیوه و روشی رهنمون می‌شود که وی را هر چه دقیق‌تر و سریع‌تر در دستیابی به پاسخ هایی برای پرسش های پژوهش مورد نظر کمک می کند. در این فصل به تشریح روش‌شناسی پژوهش، شامل فرضیه‌های پژوهش و متغیرهای مربوطه، تعریف جامعه نمونه آماری، دوره مطالعه، روش پژوهش، و نحوه گردآوری داده پرداخته می‌شود.
۳-۲- روش پژوهش
پژوهش حاضر از نظر طبقه بندی بر مبنای هدف، از نوع تحقیقات کاربردی است. هدف تحقیق کاربردی، توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. هم چنین تحقیق حاضر، از نظر روش و ماهیت از نوع تحقیق همبستگی است. در این تحقیق هدف، تعیین میزان رابطه متغیرهاست. برای این منظور بر حسب مقیاس های اندازه گیری متغیر ها، شاخصهای مناسبی اختیار میشود.

نظر دهید »
دانلود فایل های پایان نامه درباره انعکاس سیاست جنایی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

مسلم است که در ازدواج بین مرد و زنی که دارای دو تابعیت اند لازم است به نحوی دوگانگی تابعیت آن ها به وحدت تبدیل شود.به طور معمول،در اثر ازدواج تبعه دو کشور تابعیت مرد به زن تحمیل می شود. در این مورد هدف تقویت و تحکیم خانواده و ایجاد یک وحدت معنوی است و به هیچ وجه مقصود و نادیده گرفتن هویت او نیست. به همین جهت هر گاه به هردلیلی زن و شوهر از یکدیگر جداشوند، زن به سادگی می توان به تابعیت سابق خود بازگردد.[۱۰۶]
آثار پذیرش این امر در مواد ۹۷۶ بند۶ و ماده۹۶۳ دیده می شود. طبق مواد مزبور اشخاص ذیل تبعه ایران محسوب می شوند :« …هر زن تبعه خارجی که شوهر ایرانی اختیار کند».
هم چنین ماده ۹۶۳ قانون مدنی مقرر می دارد: «اگر زوجین تبعه یک دولت نباشند روابط شخصی و مالی بین آنها تابع قوانین دولت متبوع شوهر خواهد بود».
اصل وحدت کارکرد مدیریتی مرد را تقویت می کند. توضیح آن که معمولا اقامتگاه مرد تابعی از مکانی ست که اشتغال او وابسته به آن است.
مبحث دوم:تخصصی کردن و جداسازی عنصر فرهنگی از اقتصادی
در نظام حقوق خانواده شایسته سالاری و اصل انتخاب افضل جهت اعمال نقش ها یکی دیگر از جهت گیری های کلی است..در توضیح نظریه ی پارسونز تخصصی سازی و تفکیک نقش های زن وشوهر بیان شد اکنون بیش تر توضیح داده می شود. منظور از تخصصی سازی شناسایی و تعریف کارکرد عمده و غالب یک عنصر است نه کارکرد انحصاری.
گفتار اول: مفهوم و مبانی تخصصی کردن عناصر خانواده
تخصصی سازی نقش های اجتماعی به منزلۀ مجموعه ای از انتظارات هستند که در هر جامعه از دارندگان یک وضعیت اجتماعی توقع می رود. این نقشها با مشاهده، تقلید، آموزش و… در فرایند جامعه پذیری فراگرفته می شوند. هر نقش، هنجارها و شرح وظایف مربوط به خود را دارد و انتظار می رود هر فرد مطابق با آن عمل کند. بنابراین به واسطۀ همین نقش ها، وظایف و امور در جامعه تخصیص می یابند. در این میان، نقش های زناشویی به دلیل اهمیت و وفور قابل بررسی و تعمق جدیاند؛ نقشهایی که به واسطۀ ازدواج زن و مرد به وجود آمده و زن و شوهر را در جایگاه های جدید خود قرار می دهند و ازدواج پیوندی مقدس تلقی شود یا قراردادی اجتماعی، فرقی نمیکند؛ مهم ظهور نقشهای جدید و به تبع آن هنجارها و ارزش هایی است که جامعه برای صاحبان این موقعیت ها تعیین می کند.در صورتی که این نقش ها دارای انتظارات متعارض باشند، پدیده تضاد نقش ظاهرمی شود و این در شرایطی است که زن و شوهر خود را درگیر شرح وظایفی ناهمگون، نابرابرو در تضاد می بینند مسأله تضاد نقش های زناشویی اگرچه یک موضوع جدید نیست، اما مسلماً یک بحث واقعی و رو به تزاید است. به نظر می رسد یکی از موارد مهم در تعیین این نقش ها و همچنین تضاد بین آنها، مسأله جنسیت است؛ چرا که جامعه شرح وظایف متفاوتی را برای زنان و مردان مشخص می کند و انتظار دارد که افراد با توجه به جنسیت خود هنجارهای مربوط را بپذیرند و به آن عمل کنند اگرچه تحقیقات متعدد نشان داده است که تعیین و توزیع نقش ها بر اساس جنسیت، اساساًفرهنگی است و به میزان ناچیزی به ملاحظات بیولوژیک بستگی دارد ولیکن تا چندی قبل، این مسأله حاصل یک نظام طبیعی محسوب می شد که وظایف و نقش های متفاوتی را برعهده زنان و مردان می گذارد.حال باتوجه به این جامعۀ جدید هویت های تازهای را برای زنان و مردان تعریف می کند، مسألۀ تعارض و تضاد هنجارهای موجود در نقش ها دو چندان شده است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در این میان، به نظر می رسد کلیشه های جنسیتی در این خصوص جایگاه ویژه ای دارند؛
کلیشه‌های جنسیتی[۱۰۷] مجموعه‌ای از باورهای فرهنگی و اجتماعی مشترک هستند که قابلیت‌ها و ویژگی‌های خاصی را به افراد، یعنی زن و مرد نسبت می‌دهند و خانواده، نهادهای آموزشی، گروه‌های هم‌سالان، رسانه‌ها و دیگر نهادهای فرهنگی و اجتماعی در بازتولید این کلیشه‌ها مؤثر هستند.
چرا که این کلیشه ها به منزله ی مجموعۀ باورهایی در مورد ظاهر جسمانی، نگرش ها، علایق، صفات روانی، روابط اجتماعی و نوع شغل زنان و مردان، از اهمیت کلیدی در تعیین نقش های زناشویی برخوردارند باتوجه به اینکه کلیشه های جنسیتی صفات خاصی را به مردان و زنان نسبت می دهند که وجود نوعی تبعیض و نابرابری در آن آشکار است، سبب بروز تفاوت ها و تبعیضاتی در انتظارات نقش های زناشویی می شوند. اگرچه کلیشه ها الزاماً منعکس کننده واقعیت نیستند، بلکه معرف باورهای مشترک در مورد چگونگی افراد محسوب می شوند؛ لیکن به دلیل تأثیراتی که بر مخاطبانشان می گذارند اهمیت ویژه ای دارند. افزون بر این، علی رغم تغییرات زیادی که درنقش های زنان و مردان در جامعه به وجود آمده، باورها درباره خصوصیات و صفات وابسته به جنسیت تغییر زیادی نکرده است این مسایل سبب می شود، انعکاس کلیشه ها درتعیین شرح وظایف نقش های زناشویی توأم با ابهام، سردرگمی و تعارض بوده و تضاد نقش نتیجۀ آشکار آن باشد که کشمکش های ناشی از آن می تواند علاوه بر آسیب های جدی به روابط زن و شوهر و خانواده، در ادامه، جامعه را دچار سردرگمی و به همریختگی اجتماعی کند. نقش های زناشویی به واسطۀ ازدواج زن و مرد شکل می گیرد و شامل مجموعه ای ازنقش های مرتبطاند؛ که جامعه انتظار دارد زن و شوهر آن را انجام دهند. در خصوص نقش و تضاد نقش های زناشویی دیدگاه ها و نظرات مختلفی وجود دارد، برخی به تقسیم نقش جنسیتی معتقد بوده و عدهای دیگر بر عدم تفکیک نقشها براساس جنسیت تأکید دارند.جامعه شناسان کاکردگرا و از جمله پارسونز طرفدار سرسخت تقسیم نقش ها براساس جنسیت هستند.
پارسونز این تقسیم نقش را بهترین شکل، برای حفظ وحدت خانوادگی میداند و تداخل هر نوع نقش دیگر را سبب برهم خوردن تعادل زندگی به حساب می آورد؛ چرا که معتقد است، به خصوص در حالت اشتغال زن، او حالت بیانگر را از دست داده و تبدیل به رقیب شغلی شوهر خود می شود،رقابت زن و شوهر با یکدیگر سبب ناهماهنگی خانواده می شود.
برخلاف نظر یاد شده که بر تقسیم و تفکیک نقش ها براساس جنسیت مبتنی است،
دیدگاه های دیگری نیز این مسایل را مورد سؤال قرار داده یا با آن مخالفت کرده اند؛ از جمله:
ویلیام گود معتقد است که توزیع نقش ها براساس جنسیت موضوعی اساساً فرهنگی است
و تنها به میزان ناچیزی به ملاحظات بیولوژیکی بستگی دارد .فمنیست ها نیز ضمن انتقاد به فرضیه هایی که به ساختار و کارکرد خانواده می پردازد،مدعی اند که در طبیعت شکل مشخصی برای خانواده وجود ندارد و مبنای ساختاری وایدئولوژیکی خانواده را در هر جامعه ساختهای اجتماعی و مفروضات ذهنی افراد نسبت به نقش انسان تشکیل می دهد. برای مثال، این که مردان نمی توانند کارهای خانه را انجام دهند، وجود ندارد. مسأله فقط این است که مردم جامعه معتقدند این کارها برای مردها درست نیست و از همین رو قابلیت آن را ندارند. به گفتۀ فمنیست ها، در خانواده دو ساختار در هم تنیده برای انقیاد زنان دست اندرکارند:
جایگاه زن در مقام همسر در خانواده؛
روندهای تربیتی خانواده که منش های زنانه و مردانه را در فرزندان نهادینه می کند وآنان همین منش را به فرزندان خود منتقل می کنند و به این ترتیب سلطۀ مرد و فرودستی زن.
در همین زمینه برخی جامعه شناسان معتقدند که زنان در زندگی خانوادگی چند حوزه تعارض را تجربه میکنند:
تقسیم جنسی کار: از زنان انتظار می رود مسؤولیت کارهای خانه و بچه داری را برعهده بگیرند و این یعنی که زنان از نظر مالی به مردان وابسته میشوند و به پولی که آن را مال خود بدانند، دسترسی ندارند.
تفاوت نیازهای عاطفی زنان و مردان: از زنان انتظار می رود با کلافگی ها و عصبانیت شوهر و فرزندانشان بسازند؛ ولی خودشان کسی را ندارند که به او روی بیاورند.
تفاوت توان بدنی و بنیه اقتصادی زن و شوهر: که ممکن است سبب شود زنان اختیاری بر منابع مالی نداشته باشند، از شرکت در فعالیتهای اجتماعی ناتوان باشند و حتی با خشونت فیزیکی از جانب شوهر روبه رو شوند.
فمنیست های لیبرال نیز معتقدند که مسئولیت مادر بودن عامل تعیین کننده ی عمده درتقسیم نقش های جنسیتی است که زنان را عموما بًه کارکردهای همسری، مادری و به حریم خصوصی خانه و خانواده و در نتیجه به یک رشته رویدادها و تجربه ها مرتبط می سازد که با تجربه های مردان تفاوت دارند. در این محیط اجتماعی، زنان تفسیرهای متمایزی از دستاورد ها به عمل می آورند، ارزش ها و مصالح متفاوتی کسب می کنند، دربرقراری روابط باز مهارت بیش تری از خود نشان می دهند، بیش تر از مردان توجه دلسوزانه به دیگران نشان می دهند و با زنان دیگر مادران، خواهران، دختران، همسران و دوستانی که هر یک در عرصۀ جداگانه سکونت دارند، شبکۀ حمایت خاصی تشکیل می دهند.در ادامه، تحلیلگران شبکۀ اجتماعی معتقدند زنان به خاطر تقسیم نقش مبتنی بر جنسیت که زنان را در عرصه های خصوصی و خانه محدود می کند، عموماًپیوندهای کمتر و خانوادگی بیشتری دارند؛ زنان کمتر قادرند از شبکه شان در جهت دستیابی به منابع مؤثر و مفید استفاده کنند، در حالی که مردان استفاده بیش تری از شبکه های وسیع و چندگانه در جهت پیشرفت کاری و پیدا کردن شغل می کنند.تضاد نقش های زناشویی، حاصل برخورد هنجارهای موجود در نقش های زن و شوهر یا حاصل برداشت نادرست آنها از انتظارات نقش ها ست که سبب ابهام و کشمکش در نقش ها می شود.در این خصوص، بارنت مسألۀ تکثر نقش های زنان را مطرح میکند و معتقد است این مسأله موجب اضطراب و فشار بیشتری بر زنان می شود. وی ضمن اشاره به این مطلب مهم که ایفای چند نقش عمده به صورت همزمان، موجب زایل شدن انرژی محدود فرد می شود، بیان می دارد که زنان در پاسخگویی به انتظارات و نیازهای هر دو نقش (خانوادگی و شغلی) با مشکلاتی همراه هستند؛ چرا باتوجه به نقشهای همسری، مادری، شغلی و… که هریک نیز از نظر ارزشمندی و مرتبه در رده بالایی قرار دارند، انجام همزمان آن ها فرد را دچار تعارض و گاهی تضاد نقش می کند.
برخی دیگر از جامعه شناسان علت تضاد نقش های زناشویی را در این مهم می دانند که دو نقش معارض، از لحاظ نهادی در سطح واحدی قرار ندارند. غالباً یکی از آنها از سوی جامعه بیشتر توصیه شده، حال آنکه دیگری که بیشتر شخصی است ریشه در گرو ه هایی دارد که سازماندهی و ساختار ضعیف تری دارند، بر این اساس نقش حرفه های زن از نظر ماهوی تضادی با نقش خانگی او ندارد، با این همه متضاد می شود؛ زیرا تجویزهای اجتماعی ایجاب می کنند که زن خود را کاملاً وقف هریک از آنها بکند و اولویت را به نقش خانگی دهد.
در همین زمینه،یکی دیگر از جامعه شناسان معتقد است تضاد میان کار و خانواده یکی از جنبه های تضاد نقش است و اشاره می کند که تضاد نقش ها یا تضاد میان کار و خانواده به ویژه درخانواده هایی که زن و شوهر هر دو شاغلند، بر روی کاهش سازگاری زناشویی شان تأثیرمی گذارد و یادآور می شود که دو متغیر در رابطۀ میان تضاد کار و خانواده مداخله کرده، تأثیرش را بر ناسازگاری زوجی کم می کند. یکی حمایت همسر به ویژه از جانب شوهر برای زن، از تأثیر تضاد نقش زنان بر عدم سازگاریشان می کاهد. این حمایت ها می تواند شامل حمایت احساسی، آگاهی دهنده و رفتاری باشد، عامل دیگر رعایت انصاف در توزیع کارهای خانه است. وی معتقد است که انصاف در تقسیم کارهای خانه بر جوانب گوناگون خوشبختی همسران تأثیر می گذارد و تحقیقات وی نشان داده است که این دو متغیر هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم بر سازگاری زناشویی آنها تأثیر مثبت دارد از طرفی محدودیت های ساختاری و هنجاری ناشی از تقسیم جنسیتی نقش ها، این اجازه را به مردان می دهد که تا دو هویت یا نقش خانوادگی وشغلی داشته باشند؛ ولی زن ها می باید از یکی به نفع دیگری بگذرند و به همین علت غالبا بًیش تر از مردان تعارض این دو نقش یا هویت را تجربه می کنند.
همانگونه که مشخص است بیشتر نظرها و تحقیق های صورت گرفته در خصوص تضاد نقش در دو حیطه خانواده و کار است. افراد به عنوان بازیگر در جامعه موقعیت هایی را اشغال نموده اند و نقش هایی را که بر عهده دارند، بازی می کنند. این نقش ها که به واسطۀ هنجارهای اجتماعی خاص در هر جامعه تعیین می شود؛ حاوی شرح وظایف ویژه ای است و انتظار می رود هر فرد براساس قواعد حاکم بر آن ها و استعداد و شخصیت خود در صحنه زندگی اجتماعی بازی کند. ازآن جا که در تعیین نقش، جنسیت عامل اساسی محسوب می شود و غالبا بر این اساس درفرایند جامعه پذیری زنان و مردان با الگوها و قالب های متفاوتی پرورش می یابند. در نتیجه از آنها انتظار می رود تا باتوجه به جنسیتشان به ایفای نقش های خود بپردازند؛ این مسأله سبب می شود که در صورت خروج و فاصله از آنها مورد اعتراض و مجازات جامعه قرار گیرند. باتوجه به اینکه در انتظارات نقش زنان و مردان در خصوص اجرا در صحنه زندگی اجتماعی تفاوت های کلی وجود دارد، تناقضاتی در این زمینه آشکار است؛ چرا که نقش های زنان غالبا آًنها را محدود در عرصه های خصوصی باقی می گذارد، درحالی که مردان با محدودیتی درگذر از عرصه ها و خصوصا عرصه های عمومی مواجه نیستند.
باتوجه به اینکه هر فرد در یک موقعیت نه تنها با یک نقش بلکه با مجموعه ای ازنقش ها در ارتباط است، این امکان وجود دارد که ارزش ها و انتظارات این نقش ها با هم اختلاف داشته باشد، که در این صورت فرد با انتظارات نقشی ناهمگون، ناهماهنگ وکشمکش آمیزی مواجه می شود و تضاد نقش و درگیری میان این نقش ها حادث می شود. تضاد در مجموعه نقشی به دلیل ایجاد دودلی و اضطراب در بازیگر نقش ها و زیرسؤال بردن شایستگی موقعیتی و توانایی وی در انجام وظایف مربوط، موجب کاهش کارایی و نارضایتی فرد می شوند.این احتمال وجود دارد که در انتظارات موجود در مجموعه نقشی زناشویی، ناهمگونی وتعارض وجود داشته باشد و به واسطۀ تعداد زیرنقش ها، هنجارهای مربوط و اولویت های موجود در مجموعه، تضاد نقش به وجود آید. این قضیه از آنجا شکل عینی تر به خود می گیرد که هنجارهای مربوط به نقش های زنان و مردان براساس جنسیت و عموماً بر اساس برتری جنسی مرد نسبت به زن تدوین شده است و تبعیض جنسیتی در آن آشکار است. بر این اساس، با توجه به این که جامعه عموماً به نقشهای سنتی زنان در مجموعه نقشی اهمیت مرکزی می دهد و مردان درگیر در مجموعه، قدرت بیشتری داشته، غالباً افراد در این مجموعه از زنان تقاضای بیشتری جهت ایفای نقش های سنتی دارند؛ به نظر می رسد هنجارهای موجود زنان در مجموعه نقشی دارای ابهام و تناقض بیشتری نسبت به مردان است.
بنابراین محتمل است که زنان با تعارض و تضاد در مجموعه نقشی بیش تر مواجه باشند. مسألۀ تضاد نقش در مجموعه نقشی زنان و مردان، خصوصاً زنان به دلیل فاصلۀ کلیشه ها و الگوهای قالبی جنسیتی از واقعیتهای جامعۀ امروز سبب شده است تا این مسأله رشد کمی و کیفی فراوانی داشته باشد از تحلیل مسیر صورت گرفته میتوان نتیجه گرفت که تنها ۵ متغیر تنوع نقش ها، میزان درآمد زن، ساعات کار زن، ساعات کار شوهر و پایبندی به کلیشه های جنسیتی دارای اثر مستقیم معنادار بر تضاد نقش هستند و ساعات کار زن بالاترین میزان اثرغیرمستقیم را بر تضاد نقش دارد. همچنین تنوع نقش ها به منزلۀ یک متغیر واسط جهت اثرغیرمستقیم اکثر متغیرها بر متغیر وابسته، نقش کلیدی و اساسی داشته است. همچنین ساعات کار شوهر بالاترین اثر علی را بر تضاد نقش دارد.[۱۰۸]
در ادامه به پژوهشی اشاره می شود که محور اصلی آن بررسی میزان تضاد نقش های زناشویی در زنان متأهل جوان ( ۲۰ تا۳۵ ساله) است. به دلیل اهمیت کلیشه های جنسیتی به عنوان باورداشت های هر جامعه درمورد زنان و مردان، تلاش گردید که تأثیر این مسأله بر تضاد نقش مورد واکاوی قرار گیرد؛ چرا که تضاد نقش به دلیل درگیری و تعارضاتی که بین نقش ها یا هنجارهای یک نقش ایجاد می کند، سپس ایجاد اضطراب و دودلی در فرد و همچنین در سطح کلان سبب ایجاد بی نظمی اجتماعی می شود. در مجموعه نقش های زناشویی ودر مرحلۀ اجرا و نمایش خود دچار تعارض و تضاد می شوند و این مسأله سبب بروز مشکلات و سردرگمی هایی در آنها می گردد. همان گونه که از یافته های این تحقیق در خصوص ارتباط متغیرهای زمینه ای با تضاد نقش کلی مشخص می شود. ساعات کاری زن و مرد رابطۀ قوی را با تضاد نقش نشان میدهند؛ که بر اساس آن هرچه ساعات کاری زن بیش تر باشد، میزان تضاد نقش بیشتری را احساس میکند که امری بدیهی به نظر میرسد و با افزایش ساعات کار مرد میزان این تضاد کاهش می یابد که علت آن را در تکیۀ امور و نقش های مشترک بر دوش زنان و عدم انتظار به خاطر شرایط شغلی مرد می توان بیان کرد. مسألۀ مهم در میزان احساس تضاد نقش، تعدد نقش ها و تنوع آنهاست؛ چرا که باافزایش تعداد نقش ها، میزان تضاد افزایش می یابد که امری طبیعی به نظر میرسد.
در خصوص پایبندی به کلیشه های جنسیتی یافته های پژوهش حاکی از تأثیر این متغیر بر تضاد نقش است و با افزایش پایبندی به کلیشه ها میزان تضاد نقش کاهش می یابد. مسلماً کلیشه های جنسیتی به دلیل داشتن الزامات خشک و غیرقابل انعطاف در مورد جنسیت همراه با تبعیض جنسی، ملاک مناسبی محسوب نمی شوند و در صورت اعتقاد افراد به آن سبب می گردند که، زنان خود را درگیر و در تعارض بین نقش های سنتی و مدرن و همچنین تنوع نقش ها احساس کنند. به این معنی که زنان پایبند به کلیشه های جنسیتی مصممند تا الزامات نقش های سنتی خود از جمله نقش های خانه داری و مادری را مطابق با هنجارهای جامعه و عرف با همان شدت و حدت انجام دهند؛ در نتیجه در مواجهه با چند نقش، نقش های غیرسنتی و نقش های جدید را در حاشیه قرار داده، تأکید بیشتری بر نقشهای سنتی دارند. این مسأله سبب می شود تا تضاد نقش را کمتر احساس کنند. زیرا معتقدند نقش های سنتی از جمله همسری و مادری در اولویت نقش های زناشویی قرار دارند. بنابراین خود را کمتر درگیر نقش های جدید و مدرن میکنند. مضاف بر اینکه احتمالاً زنان غیرسنتی تنوع نقش بیشتری دارند و اولویت خاصی برای نقش های جدید قائلند و این امر خود سبب بروز تعارض می شود،به این دلیل که الزامات جامعه نقش های سنتی زنان را ترغیب و تشویق می کند، در نتیجه این زنان تضاد نقش بیشتری را احساس میکند. در حالی است که نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون حاکی از تأثیر معنادار فقط ۳ متغیر از کل متغیرهای زمینه ای و متغیر مستقل بر تضاد نقش است. تحلیل مسیر، اثر علیّ جامعی را در خصوص اثرهای سایر متغیرهای زمینه ای بر میزان تضاد نشان میدهد. اگرچه تعداد فرزندان، سن زن، تحصیلات زن، شاغل بودن زن، تحصیلات مرد، طبقۀ اجتماعی خانواده زن و شوهر، تفاوت سنی زوجین رابطه معناداری را با تضاد نقشنشان نمی دهد لیکن این عوامل از طریق تأثیری که بر تنوع نقش ها و تعداد فرزندان دارند، به صورت غیرمستقیم بر میزان تضاد نقش مؤثرند. در این میان تنوع نقش ها، میزان درآمد زن، ساعات کار زن و ساعات کار مرد از مهمترین متغیرهای زمینه ای هستند که دارای اثر مستقیم و معنادار بر میزان تضاد هستند این در حالی است که عدم پایبندی به کلیشه های جنسیتی تأثیری مستقیم بر میزان تضاد نقش احساس شده دارد که مبانی تئوری نیز مؤید آن است. به نظر می رسد جهت کاهش تعارض نقش لازم است تا مکانیسم های اجتماعی به کار گرفته شود که نه در سطح فردی، بلکه در سطح اجتماعی به تعدیل این مسأله بپردازد. بر این
اساس، برابری جنسیتی و جامعه پذیری دوجنسیتی، ضرورت هایی انکارناپذیرند. مسلماً این امر جز با تغییر و تحول و مداخله در جریان یادگیری نقش ها امکان پذیر نیست که مهمترین اصل در این زمینه آموزش و آگاهسازی هایی عمومی است که باید صرفنظر هرگونه تبعیض جنسیتی انجام گیرد. مسلماً حل یا کاهش تعارض نقش های زنان و مردان، علاوه بر آثار مثبت فراوان بر دو جنس، می تواند منشأ پویایی و توانمندی کل جامعه محسوب شود.[۱۰۹]
سیاست پیشنهادی در حوزه اشتغال زنان .محدودیت قانونی در کار تمام وقت زنان متاهل موازی با تساوی حق اشتغال است.
گفتار دوم: زن به عنوان عنصر فرهنگی
گفته شد که از مجموعه ی سیاست هایی که در نظام سیاست جنایی موجود است پی می بریم که زن عنصر فرهنگی است.[۱۱۰] ذیلا به مواردی اشاره می شود.
در مقایسه با کارکرد مرد و با نگرش سیستمی به نظام خانواده، زن به عنوان عنصر فرهنگی مطرح است و کارکرد فرهنگی زن از ابتدای ورود به سیستم بهینه می شود. با این توضیح که از طریق پیشگیری وضعی و تامین حقوق و امتیازات مالی صورت می پذیرد و پس از ورود به خرده نظام خانواده، این کارکرد از طرق دیگری که به آن پرداخته خواهد شد تضمین می شود.
یکی از اهداف اصلی و مهم پیشگیری وضعی به هم زدن موقعیت مساعد و مناسب بزه دیدگی و جلوگیری از وقوع بزه دیدگی ازین طریق است. باید وضعیت و شرایط مناسب را آنگونه رقم زد و طراحی نمود که فرد درشرف بزهکاری، فرصت ارتکاب جرم را بدست نیاورد و درنتیجه، بزه دیدگی تحقق نیابد. فرصت وموقعیتهای بزه دیدگی موارد زیادی را شامل می شود که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
ازبین بردن جاذبه هایی که موجب جلب بزهکاران به سمت بزهدیدگان می شود؛ مانند الزام به رعایت حجاب در سیاست جنایی اسلام. در جرائم خاصی، زنان به لحاظ موقیت خاص جسمی, روحی, عاطفی و اجتماعی در معرض بزه دیدگی افزون تری هستند اگرچه تصور می شود زنان بیشتر در معرض بزه دیدگی هستند اما بدیهی است که در همه ی انواع جرائم اینگونه نیست. باوجود این، بزه دیدگی زنان در پاره ای جرائم خاص مانند تجاوزات جنسی و خشونتهای خانگی, همسرآزاری و امثال آنها بشدت بالاتر از مردان است.و احکام مختلفی مانند حجاب به منظور محافظت از زنان در بعد فردی و اجتماعی تشریع شده است.
در خصوص تاثیر حجاب در بهینه سازی رکن فرهنگی به قرآن کریم که در آیه ای به این حجاب را به عنوان یک عامل بازدارنده معرفی می کند اشاره می شود:
ای پیامبر به همسران و دختران خود و زنان مؤمنین بگو روسری های خود را بر سر افکنند. این امر برای شناخته شدن آنان مناسب تر است تا مورد آزار و اذیت قرار نگیرند.[۱۱۱]
نکته ی بسیار مهم و اساسی پیشگیرانه در آیه ی فوق این است که میگوید زنان باید خود را بپوشانند تا شناخته شوند و مورد بزه دیدگی و اذیت قرار نگیرند. این بیان نشانه ی اینست که در جرائم علیه زنان، بزهکاران معمولا آماج های خاصی را انتخاب می کنند. دربرابر این آماج ها تحریک پذیری بیشتری دارند و ارتکاب جرم علیه زنان محجبه وعفیف کمتر اتفاق می افتد. لذا توصیه شده زنان حجاب را رعایت کنند تا بعنوان یک زن عفیف شناخته شوند و مورد آزار و اذیت قرارنگیرند.[۱۱۲]
در راستای بهینه سازی کارکرد رکن فرهنگی با تشریع حقوق مالی و الزامی کردن حجاب از قرار گرفتن رکن فرهنگی در موقعیت بزه دیدگی تا حد زیادی پیشگیری شده است. حقوق و امتیازات مالی موجب می شود که زنان ابتدا به سنجش موقعیت پرداخته و با برآورد و تخمین همه ی موارد از جمله امنیت اجتماعی اقدام به گزینش شغل و…کنند. با مقایسه ی این موقعیت زنان با موقعیت مردان که خودکفایی مالی را در اولویت قرار می دهند و ای بسا سایر موارد را نادیده گرفته و یا کم اهمیت می پندارند، اهمیت و تاثیر تشریع امتیاز مالی در افزایش امنیت زنان و بهینه سازی کارکرد رکن فرهنگی روشن می شود.
گفتار سوم: بهینه سازی کارکرد عنصر فرهنگی
منظور از بهینه سازی طراحی روابط درون سیستمی و برون سیستمی یک عنصر در رابطه با عناصر دیگر است به نحوی که کارکرد عنصر مورد نظر تضمین شود.؛ توضیح آن که در یک سیستم روابط به دو قسم برون سیستمی و درون سیستمی تقسیم می شود.روابط درون سیستمی روابط زن و شوهر در خانواده ست و برون سیستمی روابط افراد و عناصری ست که عضو خانواده نیستند.
بند اول : مدیریت تکریم مدار عنصر فرهنگی
همان طور که در فصل اول گفته شد استراتژیک بودن یک نظام به مفهوم تعریف روابط بین عناصر به بهترین شکل ممکن؛ بیشترین اثر و بازدهی و کمترین هزینه در یک نظام سیاست جنایی است.که این امر در مدیریت روابط برون سیستمی عناصر نیز باید رعایت شود به این مفهوم که طراح سیاست جنایی یا در نظام ما همان شارع مقدس روابط این عنصر با عناصر دیگر را بایستی به گونه ای طراحی و تعریف کند که بهترین شکل ممکن باشدبه منظور بهینه سازی کارکرد عناصر بایستی هم روابط درون سیستمی و هم برون سیستمی به کیفیتی طراحی شود که بیشترین بازدهی داشته باشند این امر با شناخت دقیق ویژگی ها و قابلیت های خاص هر عنصر و توجه به کارکردهای خاص آن امکان پذیر است. مواردی که در طراحی کیفیت روابط عناصر ضروری است. گفته شد که زن عنصر فرهنگی خرده نظام خانواده است شارع در مدیریت این عنصر و روابط درون سیستمی و برون سیستمی این عنصر اصل مدیریت تکریم مدار را مد نظر قرار داده است که در نهایت تناسب با کارکرد آن است که اعمال کارکرد فرهنگی بدون اصل مدیریت تکریم مدار این عنصر، امکان پذیر نمی باشد ؛ به این معنا در برخورد با عناصر دیگر با احترام ویژه ای با این عنصر برخورد می کند در تعریف روابط این عنصر با عناصر دیگر تکریم و احترام یکی از اجزای این تعریف است.تکریم و حفظ حرمت کامل همچنین به معنای آن است که فرد مورد بازرسی قرار نگیرد و اطلاعات مربوط به او ضبط نشود، حتی اگر خود او هم در این مورد مخالفتی نداشته باشد . این اصل از مجموعه ی احکام: سیاست جنایی ویژه و منحصر بفرد اسلام در برخورد با منافیات عفت، اماره فراش،سیاست جنایی اشد در برخورد با افترا در خصوص انجام منافیات عفت، لعان، لزوم حجاب و توصیه های اخلاقی و بستر سازی های فرهنگی با هدف تکریم، قابل استنباط است.
نتیجه ی این اصل که ناشی از نگرش سیستمی و هومیوپاتیک به خانواده است این است که علی رغم امکان استفاده از آزمایش های پزشکی و نتیجه ی قطعی و یقینی محصل از آن، در مواردی که اماره فراش جاری می شود حکم به انجام این آزمایش ها خلاف شرع است. در واقع هدف شارع استحکام خانواده با رعایت تکریم عنصر فرهنگی است نه کشف این وقعیت که نسب واقعی چیست به عبارت دیگر مصلحتی در این اماره وجود دارد که اساس جامعه اسلامی است و بسیار مهم تر از اثبات نسب که حقی فردی ست می باشد.همانطور که اماره فراش تعریف رابطه عنصر فرهنگی مطلوب با عنصر اقتصادی مدیریتی است ، استراتژی یا راهبرد لعان تعریف رابطه عنصر فرهنگی نامطلوب، یا مظنون به نامطلوبیت، با عنصر اقتصادی مدیریتی مطلوب است.همان طور که گفته شد سیاست باید متعلق به زمان و مکان اجرا باشد و نکته ی دیگر این که یک نظام سیاست جنایی کارآمد نظامی است که به تناسب هر مسئله بتواند راه حل ارائه بدهد به عبارت دیگر تنوع وگستردگی سیاست ها به تناسب گستردگی موضوعات. برای توضیح بیشتر کارکرد های طلاق لعان و اماره فراش را باهم مقایسه می کنیم.لعان وضعیتی است که عنصر اقتصادی به نامطلوب بودن عنصر فرهنگی پی برده است در حالی که طلاق به جهت هزینه آور بودن ؛وجود نحله و اصل رجعی بودن راه حل مناسبی نیست این جا بایستی یک استراتژی طراحی شود که ضمن این که جهت حمایت از مرد در آن رعایت شده باشد،اثر بازدارندگی نیز داشته باشد به عبارت دیگر تنها تنها در موارد لزوم و ضرورت از آن استفاده شود. در این قسمت به توضیح مختصر سیاست اماره فراش پرداخته می شود و به بحث لعان در قسمت های بعدی میپردازیم.
یکی ازقواعد فقهی معروف قاعده فراش می باشد.«مستند قاعده فراش حدیث معروف «الولد للفراش و للعاهر الحجر» می‏باشد که محدثین شیعه و سنی این حدیث را با همین الفاظ از قول رسول خدا (ص) در کتب حدیثی خود در موارد مختلف نقل کرده‏اندهر یک از زن و شوهر فراش یکدیگرند همچنان که هر یک از آن دو لباسی برای دیگری می‏باشند. به موجب آن چنانچه انتساب طفلی به پدرموردشک وتردید قرارگیرد باشرایطی،نسب آ ن طفل به پدراثبات می گردد،اینقاعده درحقوق ازاینجهت که یکی ازادله اثبات نسب قانونی طفل به حساب میآید ومطابق آن کودک متولد شده ملحق به شوهرمی شود،معروف به اماره فراش است ودوماده ۱۱۵۸ و ۱۱۵۹ قانون مدنی ایران نیزمبتنی براین قاعده بوده وماده ۱۳۲۲ ق.م نیزصراحتاآن راازامارات قانونی به حساب آورده است.[۱۱۳]
منظور از فراش در عبارت « الولد للفراش» این است که طفل اختصاص به زوج شرعی دارد، عاهر: به معنی فرد زناکار است از عهر به معنی زنا و فسق و فجور می‏باشد. الحجر در لغت به معنای سنگ است، احتمال دارد کنایه از این باشد که زانی هیچ حقی ندارد و همچون سنگ و خاک بی ارزش است. …فراش یک اماره معتبر است که به ظنون غیرمعتبر خلاف آن اعتنا نمی‏شود… در هر حال اگر قطع حاصل شد به اینکه طفل متعلق به صاحب فراش نیست، مجالی برای اجرای این قاعده نمی‏ماند ؛ زیرا این اماره، صرفا در هنگام شک دارای اعتبار است مثلا اگر ثابت گردد که زوج به دلیل مسافرت طولانی مدت یا حبس و امثال آن غائب بوده، باتوجه به احتساب مدت حمل، طفل ملحق به او نمی‏شود.
حمایت از حقوق کودکانی که در خانوده متولد و دارای نسب مشروع می‏باشند و حفظ حرمت خانواده‏ها ایجاب می‏کند که نسب طفل نیاز به اثبات نداشته باشد و نفی آن نیز به سادگی پذیرفته نشود. تنها راه معقول در چنین مواردی استفاده از امارات قانونی است. در حقوق ما نیز مانند سایر کشورها، قانونگذار طفل متولد در زمان زوجیت را ملحق به شوهر می‏داند و برای احراز این امر که طفل در اثر نزدیکی زن و شوهر به وجود آمده است از حداقل و اکثر حمل یاری می‏گیرد. در ماده ۱۱۵۸ ق.م آمده است: «طفل متولد در زمان زوجیت ملحق به شوهر است مشروط به این که از تاریخ نزدیکی تا زمان تولد کمتر از ۶ ماه و بیشتر از ۱۰ ماه نگذشته باشد.»

نظر دهید »
بررسی-اثربخشی-روان-درمانی-پویشی-کوتاه-مدت-گروهی-بر-کاهش-علائم-بحران-هویت-میانسالی-و-افزایش-رضایت-از-زندگی-میانسالان- فایل ۲ – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

هویت سیاسی: عبارت است از آگاه، حساس و فعال بودن افراد نسبت به مسایل و امور جاری مسائل مربوط به اداره کشور، به گونه‌ای که فرد به جای وابسته بودن به رأی و نظر دیگران از استقلال رأی و اندیشه در تصمیم‌گیری سیاسی برخوردار باشد.
هویت جهانی: با توجه به از بین رفتن مرزهای بین جوامع با گسترش شبکه‌های ارتباطی (اینترنت، ماهواره‌) افراد تحت تأثیر فرهنگ‌های سایر ملل نیز قرار گرفته و آنها در تشکیل هویت او مؤثرند.
هویت جمعی: عبارت است از توانایی کار با جمع یا گروه به گونه‌ای که فرد قادر به ابراز عقاید و نظرات خود و پذیرش عقاید و نظریات دیگران و رعایت قوانین و مقررات زندگی جمعی باشد که این هویت منجر به ارضای نیاز تعلق، احترام و امنیت می‌شود.
هویت جنسی: بر طبق دایره المعارف کودکی و بزرگسالی، یک مرحله اصلی در تشکیل هویت جنسی در حدود ۳ سالگی اتفاق می‌افتد وقتی که برای اولین بار بچه‌ها از اختلافات آناتومی بین جنس‌ها آگاه می‌شوند که معمولاً از طریق مشاهده خواهر و برادر یا همسالان است. بعد از این‌که آگاهی از اختلافات اتفاق افتاد، کودک از اختلافات فرهنگی بین زنان و مردان آگاه می‌شود و با والد همجنس خود همانندسازی می‌کند.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

شکل‌گیری هویت
شکل‌گیری هویت در طی یک توالی از مراحل رشد روی می‌دهد. این فرایند عموماً در طول نوجوانی رخ می‌دهد و از فرایندهای درون فکنی و همانندسازی کودک متمایز است. با این حال این فرایندهای مربوط به کودکی نقش مهمی در شکل‌گیری هویت دارند چراکه به صورت نظری، بحران هر مرحله خاص هم دارای پیشرو و هم پیامد است. اریکسون اصطلاح اپی ژنتیک را برای توصیف این خاصیت رشد هویت و نیز جنبه‌های گسترده‌تر متغیر شخصیت به کار برد. با توجه به این اصل، هویت در بزرگسالی از آن چیزی ظاهر می‌شود که کودک از طریق درون فکنی و همانندسازی کسب کرده است و در نوجوانی به عنوان خودش می‌شناسد. طبق این اصل، هر مرحله زمان استیلای خود را دارد و یک توالی رشدی زیربنای تمام پیشرفت‌هاست (ماسن و همکاران،۲۰۰۵).
مفهوم اولیه من در طول نوزادی از طریق داشتن یک ارتباط اعتمادآمیز با شکل درون‌فکنی شده والدین به ظهور می‌رسد. در این دیدگاه درون فکنی تصویر والدین یا اتحاد با آن راهی برای شکل‌های بالغ‌تر دستیابی به هویت ایجاد و آماده می‌کند. شکل گیری هویت در نوجوانی سنتزی از این همانندسازی اولیه در یک پیکربندی جدید است که برساس این همانندسازی‌ها قرار دارد اما متفاوت از مجموع اجزایش است. فقط وقتی که نوجوان قادر باشد که بعضی از این همانندسازی‌های کودکی را براساس علائق، استعدادها و ارزش‌هایش انتخاب و سایر آن‌ها را رد کند شکل‌گیری هویت رخ می‌دهد (فیست و فیست،۲۰۰۵).
مفهوم هویت که اریکسون عنوان می کند تأکید بر این مسأله دارد که مراحل رشد هر یک به طور مجزا در درون خود پایان نمی‌یابد، بلکه به هم پیوسته و وابسته بوده، مراحلی در جهت رشد فرد به عنوان فردی کامل و خودکفا می‌باشد که در زندگی لیاقت ایفای نقش یک بزرگسال را داشته و بتواند در نظام اجتماعی که در آن زندگی می‌کند،‌ به اصطلاح جا بیفتد. تکامل فقط از طریق گذشتن بدون بحران از مراحل پی در پی رشد روانی ـ جنسی حاصل نمی‌شود، بلکه بستگی به سازمان دهی مجدد و مداوم در طی جریان رشد دارد و آنگاه در دوره نوجوانی، نوبت به تکامل مجددی می‌رسد که انتقال از وابستگی کودکی را به مسؤولیت بزرگسالی میسر می کند. در این مورد نه فقط سازمان‌دهی داخلی موردنظر است، بلکه این موضوع حائز اهمیت است که چگونه این سازمان به فرد اجازه می‌دهد که در اجتماع و نظام‌های داخلی آن در نقش‌های اجتماعی مورد انتظار، به عنوان بزرگسال، عملکرد صحیحی داشته باشد (برزونسکی و فراری، ۱۹۹۶).
از سوی دیگر، تثبیت هویت در سنین جوانی رخ می‌دهد. در این دوره معمولاً استقلال کامل از والدین و تصمیم‌گیری شخصی قبول مسؤولیت زندگی حاصل می‌شود. توانایی جوانان برای در نظر گرفتن تمام جوانب مسائل و یافتن دانش نسبتاً وسیع درباره هنجارهای اخلاقی و اجتماعی و آگاهی از ضرورت یکپارچه بودن شخصیت بزرگسالی، زمینه‌های لازم را برای آنان فراهم آورده تا به تثبیت هویت و انسجام خود برسند. در این دوره، هویت شخصی آنان به صورت باورهای عملی، ارزش‌ها و طرح و برنامه مشخص زندگی جلوه‌گر می‌شود (ماسن و همکاران،۲۰۰۵). بزرگسالانی که احساس هویت خود در آنان قوی است، خود را افرادی مجزا و متمایز از دیگران می‌دانند.همچنین افرادی که قادر به پذیرش خود هستند و هویت مثبت را رشد می‌دهند، نسبت به افرادی که هویت منفی دارند یا خودشان را دوست ندارند، از سلامت روانی بیشتری برخوردارند (آبراهام[۴۰]، ۲۰۰۸).
گرچه اریکسون شکل‌گیری هویت را مهمترین دغدغه دروان نوجوانی می‌دانست، اما باور داشت که رشد و تحول هویت فرایندی مستمر است و همچنان ادامه می‌یابد. در واقع بعضی از روانشناسان تحولی، شکل‌گیری هویت را مسئله اصلی و محوری دوران بزرگسالی می‌دانند (مک‌آدامز و دی‌سنت اوبین، ۱۹۹۲). ممکن است هویت نه فقط شامل یک خویشتن، بلکه شامل چند خویشتن باشد، از جمله خویشتنی که فرد امیدوار است بدان دست یابد و خویشتنی که فرد از تحقق آن بیم دارد، (مارکوس و نوریوس[۴۱]، ۱۹۸۶) نقاط عطفی همچون گذار میانسالی غالبا با تغییراتی در نگرش افراد نسبت به خودشان همراه است.
به گفته اریکسون هویت پیوند نزدیکی با نقش‌ها و تعهدات اجتماعی (من یک مادر هستم، من یک معلم هستم، من یک شهروند هستم) دارد. چون میانسالی زمان بازنگری نقش‌ها و روابط است، ممکن است مسائل حل نشده هویت در این زمان آشکار شوند. تغییر نقش‌ها و روابط مردان و زنان در این دوران ممکن است هویت جنسی آن‌ها را نیز تحت تاثیر قرار دهد (سادوک و سادوک،۲۰۰۸).
برای بررسی مقوله هویت در دوران میانسالی لازم است تا ابتدا خصوصیات روانی این دوره مورد بررسی قرار گیرد. لذا در این مرحله موضوعاتی چند پیرامون این دوره نسبتا طولانی از زندگی بشری مورد بحث قرار می‌گیرد، سپس به مقوله هویت و بحران هویت در دوران میانسالی باز می‌گردیم.
موضع گیری نظری در خصوص بحران هویت میانسالی
تاریخچه هویت میانسالی
در پهنه نظام‌های اصلی تحول روانی که به تحول در گستره زندگی از تولد تا مرگ پرداخته‌اند، میانسالی از رهگذر چند کوشش که در راه پوشش چرخه کامل تحول روانی صورت پذیرفته‌اند مد نظر قرار گرفته ‌است؛ برای مثال بوهلر[۴۲] (۱۹۶۷) میانسالی را دوره بازنگری و ارزیابی مجدد گذشته و بازنگری آینده می‌داند (نقل از سادوک و سادوک،۲۰۰۷). لوینسون (۱۹۸۷؛ نقل از سادوک و سادوک،۲۰۰۷)، انتقال میان‌سالی را دوره فراهم‌سازی ساخت جدیدی برای زندگی دانسته و تحول میان‌سالی را به عنوان یک تحول طبیعی برای وارد شدن به یک مرحله دیگر از زندگی در نظر می‌گیرد. همچنین این وضعیت «آغاز فردیت» – فرایند تحقق نفس یا خودشکوفایی- که تا هنگام مرگ ادامه می‌یابد نیز هست. این وضعیت در بازه سنی ۳۵ تا ۴۵ سال معمول‌تر است و در مردان در مقایسه با زنان، بیشتر روی می‌دهد (لوینسون، ۱۹۸۷؛ نقل از سادوک و سادوک، ۲۰۰۷).
اریکسون (۱۹۸۵؛ نقل از برک،۲۰۰۸) میانسالی را هفتمین مرحله زندگی تلقی کرده و آن را زایندگی در برابر خودفرورفتگی نامیده است. به اعتقاد اریکسون در این مرحله افراد میانسال عمدتاً به نسل آینده و یا هر آنچه که ممکن است از خود باقی گذارند، می‌اندیشند و به تداوم زندگی علاقه مند می‌شوند. بحران این دوره وقتی است که دیگران اهمیت خود را از دست بدهند و فرد نسبت به آنان بی تفاوت شود و نسبت به خواسته‌ها و رفاه فردی خود اشتیاق شدید پیدا کند. این بحران را بحران میانسالی می‌نامند و به واسطه‌ی آن شخص احساس پوچی، بی حاصلی و بی هدفی می‌کند؛ اگرچه ممکن است در ظاهر جلوه ی دیگری داشته باشد. به اعتقاد یونگ (نقل از فیست و فیست،۲۰۰۵) میانسالی دوره ای حساس برای تحولی شگرف به شمار می‌آید. در واقع میانسالی سن تبلور خویشتن است. در این سن افراد به تعهدات خود در قبال جامعه و خانواده پایبندی بیشتری پیدا کرده و جنبه‌های ضد و نقیص (چه مثبت و چه منفی) شخصیت خود را تعدیل می‌کنند. زنانی که در طول عمر خود نقش منفعل‌تری داشته‌اند فعال‌تر می‌شوند و مردان احساسات ملایم و ظریفتر خود را با راحتی بیشتری بیان می‌کنند. تحولات این دوره از زندگی سرانجام به فرایندی موسوم به تفرد یا فردیت منجر می‌شود؛ تفرد مستلزم نوعی تعادل در درون شخص و یکپارچگی متوازن در کل وجود اوست.
روانشناسان در بررسی تحولات روانی- اجتماعی در دوران میانسالی شیوه‌های گوناگونی دارند. از بعد عینی آن‌ها مسیرها را مطالعه می‌کنند، مثلاً مسیر پیشرفت حرفه‌ای یا خانوادگی افراد را مورد توجه قرار می‌دهند. اماتداوم و تغییر نقش‌ها و روابط، بعدی ذهنی نیز دارد؛ بدین معنی که افراد در ساختن خودپنداره و ساختار زندگی خود نقشی فعال دارند. بنابراین توجه به این نکته که یک میانسال چه تعریفی از خود دارد و چقدر از زندگیش رضایت دارد نیز حائز اهمیت است (موئن و وتینگون، ۱۹۹۹).
در بررسی تغییر و تداوم در دوران میانسالی باید به کل زندگی فرد توجه داشت. شغل و حرفه فرد میانسال بر تجارب کودکی و علائق و تلاش‌های نوجوانی‌اش مبتنی است. اما الگوهای اولیه لزوماً تعیین کننده الگوهای بعدی نیستند. به همین منوال، نگرانی‌ها و دل مشغولی‌های اوائل میانسالی با نگرانی‌ها و دل مشغولی‌های اواخر میانسالی متفاوتند (بلاک[۴۳]،۲۰۰۱). افزون بر این زندگی در انزوا سپری نمی‌شود. مسیر زندگی افراد با مسیر زندگی اعضای خانواده، دوستان و آشنایان و حتی غریبه‌ها تقاطع و تضاد دارد. نقش‌های شغلی و فردی به یکدیگر وابسته‌اند، که نمونه آن را در تغییر شغل بعضی میانسالان پس از طلاق شاهد هستیم.
دوران میانسالی، تنوع گسترده ای از تحول را شامل می‌شود. تحول بزرگسال در میانسالی را بیشتر تفاوتهای فردی تعیین می‌کنند (بی و بوید[۴۴]، ۲۰۰۳). تفاوت‌ها درحوزه‌های جسمی، بیولوژیکی، شناختی، اجتماعی و هیجانی احتمالا با تاثیرات تاریخچه شخصی، اجتماعی، فرهنگی به ویژه هر فرد ارتباط دارد. با این وجود، بیشتر افراد در میانسالی، در این حوزه‌ها که بر سطوح عزت نفس و پایداری آن موثرند، دچار زوال می‌شوند. شایستگی جسمانی کاهش می‌یابد، اهداف شغلی ممکن است دست نیافته باقی بمانند، روابط صمیمی ممکن است رضایت‌بخش نباشند و خانواده ممکن است دچار تغییرات اساسی شود. در عین حال میانسالی می‌تواند پرثمرترین دوره زندگی باشد، زمانی که در آن بسیاری از افراد به پیشرفت‌های مهمی دست می‌یابند که منجر به رضایت فراوانی در زندگی می‌شود. بنابراین میانسالی می‌تواند دوره پیشرفت و یا دوره آشفتگی باشد (کالینز و اسمیر[۴۵]، ۲۰۰۵).
اگرچه در بزرگسالی تغییر جسمی یک فرایند تدریجی است، با این وجود نمی‌توان آن را در میانسالی انکار کرد. تغییر در بینایی، شنوایی، نسبت عضله/ چربی و تراکم استخوان و چروکیدگی پوست و ظرفیت بازسازی و پاسخ‌های جنسی یا خود- پنداره فیزیکی، منجر به امید کمتر برای بدست آوردن مجدد این ویژگی‌ها و ترس از انحطاط[۴۶] بیشتر می‌شوند (برک،۲۰۰۶).
گرچه بیشتر میانسالان از سلامت خوبی برخوردارند، اما بیماری، امراض مزمن و نیز نرخ مرگ و میر افزایش می‌یابد. با کاهش حمایت سیستم ایمنی بدن، فراوانی امراض مزمن در میانسالی بیشتر می‌شود. گرچه بیشتر ناراحتی‌های خفیف با رژیم غذایی و دارو قابل درمان هستند، اما می‌توانند اضطراب آور باشند، چون نشان دهنده فرایند پیرشدن هستند (لاچمن، ۲۰۰۴).
عملکرد شناختی نیز در میانسالی شروع به تغییر می‌کند، تغییرات شناخت در میانسالی هم شامل فقدان و هم شامل اکتساب می‌شود. کاهش هوش سیال[۴۷]– توانایی پردازش اطلاعات- که در ابتدای بزرگسالی شروع شده است، در میانسالی آشکار می‌شود. سرعت درک و حافظه کاهش می‌یابد؛ این کاهش عموماً جزئی است. در برخی افراد عملکرد هوشمندانه در اثر بیماری به شدت کاهش می‌یابد. با این وجود توانایی‌های کلامی از ابتدای بزرگسالی تا میانسالی به مانند هوش متبلور[۴۸]– دانش کسب شده[۴۹]، کارائی[۵۰] و تخصص[۵۱]– افزایش می‌یابد و برای برخی خلاقیت در بالاترین سطح قرار دارد. بیشتر میانسالان در حل مسئله ماهرند (رابینز، ترازسنیواسکی، تریسی، گوسلین و پاتر[۵۲]، ۲۰۰۲).
چون در میانسالی نقش‌های متعدد اصلاح می‌شوند، تغییرات اجتماعی و هیجانی در میانسالی می‌توانند مهم باشند. برای بسیاری از افراد، شغل مهمترین نقش است، در حالی که برای دیگران پویایی رو به بالا (پیشرفت) کمترین اهمیت را دارد. در این دوران موفقیت و تسلط[۵۳] محوری‌تر می‌شوند و اوقات فراقت زمان بیشتری را به خود اختصاص می‌دهد.
بزرگسالان میانسال بیشترین احساس مسئولیت را در قبال دیگران دارند و بزرگسالی بیشترین تاثیر و فراوانی را در تضاد بین نسلی[۵۴] دارد (لاچمن، ۲۰۰۴). از دیدگاه اریکسون افراد میانسال در مرحله زایندگی[۵۵] در مقابل رکود[۵۶] هستند. آن‌ها باید نیاز به حمایت از نسل بعد را بصورت موفقیت آمیز رفع کنند. برخی این نیاز را ازطریق پذیرش نقش والد و برخی از طریق بروز خلاقیت، داوطلب شدن و نگرانی برای آینده محیط زیست رفع می‌کنند. افرادی که نتوانند بحران زایندگی در مقابل رکود را حل کنند، در معرض یک زندگی مجذوب و معطوف به خود[۵۷] و ناشاد قرار می‌گیرند (گوئیندون[۵۸]، ۲۰۱۰).
بطور کلی عزت نفس در میانسالی پایدار باقی می‌ماند. در تحول بهنجار، عزت نفس در بالاترین سطح خود قرار دارد، قبل از اینکه در سنین پیری کاهش یابد (رابینز و ترازسنیوسکی، ۲۰۰۵). با این وجود وقتی افراد تغییرات مرتبط با پختگی بیشتر و تغییرات عمده در محیط را تجربه می‌کنند، عزت نفس آنها کاهش یابد. انتقال میانسالی[۵۹] می‌تواند چنین تغییراتی را ایجاد کند، اگرچه همه افراد این انتقال میانسالی را تجربه نمی‌کنند (برک، ۱۳۸۵).
تحول هویت در دوران میانسالی
رویدادهایی مورد انتظاری که به وقوع نپیوسته‌اند مانند، شغلی که فرد به آن علاقه داشته اما نتوانسته است به آن دست یابد یا کودکی که هرگز نتوانسته به دنیا بیاورد، در میانسالی بسیار یا اهمیت و اضطراب آور می‌شوند. این رویداد‌ها، از طریق مکانیزم مقایسه اجتماعی توانایی تاثیرگذاری بر هویت فرد را به دست می‌آورند. تغییرات اجتناب ناپذیر در میانسالی و تغییرات محیط‌های اجتماعی، منجر به تغییر در نقش‌های اجتماعی و هویت می‌شوند. تمام این رویدادها دیدگاه افراد در مورد خودشان را به چالش می‌کشند و تغییرات منحصر به فردی ایجاد می‌کنند که با عث کاهش پایداری در عزت نفس می‌شود (ترازسنویسکی، دونلان[۶۰] و رابینز، ۲۰۰۳).
فقدان موفقیت مورد انتظار، چه در خانه و چه در محل کار باعث می‌شود برخی از افراد نظر منتقدانه‌تر و نامساعدتری[۶۱] نسبت به خود داشته باشند و به ارزیابی مجدد هویت خود در حیطه‌های مختلف دست بزنند. در میانسالی احتمال ارزیابی‌های مجدد نامحدودی وجود دارد و بسیاری از آنها هویت فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهند.
ویت بورن[۶۲] (۱۹۹۹) با ارائه الگوی فرایند هویت می‌کوشد با توجه به نظریه‌های اریکسون، مارسیا و پیاژه، روند رشد و تحول هویت را در دوران میانسالی توضیح دهد. از نظر ویت بورن (۱۹۹۹) هویت، طرحواره سازمان دهنده ای است که تجارب فرد از طریق آن تفسیر می‌شود. هویت از تجمع برداشت‌های هشیار و ناهشیار فرد از خودش در طی زمان تشکیل می‌شود. برداشت فرد از ویژگی‌های شخصیتی (من حساس هستم) یا (من لج‌باز هستم)، خصوصیات جسمانی و توانایی‌های شناختی خود در طرح‌واره هویت تلفیق می‌شود. این برداشت‌های شخصی همواره در پاسخ به اطلاعات دریافتی مورد تایید یا تجدید نظر قرار می‌گیرند. این اطلاعات از روابط صمیمانه، موقعیت‌های کاری، فعالیت‌های اجتماعی و دیگر تجارب فرد حاصل می‌شوند.
افراد تعامل‌های خود با محیط را از طریق دو فرایند مستمر، مشابه آنهایی که پیاژه در خصوص رشد شناختی کودکان توصیف کرده، تعبیر و تفسیر می‌کنند که عبارتند از درون‌سازی هویتی و برون‌سازی هویتی. درون‌سازی هویتی به تلاش در جهت گنجاندن تجارب جدید در طرح‌واره موجود و برون‌سازی هویتی به تغییر دادن طرح‌واره موجود جهت در بر گرفتن تجارب جدید اطلاق می‌شود. هدف درون‌سازی هویتی حفظ تداوم خویشتن و هدف برون‌سازی هویتی ایجاد تغییرات ضروری است. بیشتر افراد، در دوران میانسالی هر دو فرایند را تا حدودی به کار می‌گیرند. افراد غالباً در برابر برون‌سازی مقاومت می‌کنند، تا زمانی که روند وقایع آن‌ها را به پذیرش ضرورت این کار وا می‌دارد.
تعادلی که معمولاً میان درون‌سازی و برون‌سازی برقرار می‌شود، تعیین کننده سبک هویتی میانسال است. میانسالانی که از درون‌سازی بیشتر از برون‌سازی استفاده می‌کنند، سبک هویتی درون‌ساز، و میانسالانی که از برون‌سازی بیشتر از درون‌سازی استفاده می‌کنند، سبک هویتی برون‌ساز دارند. به اعتقاد ویت بورن (۱۹۹۹) استفاده بیش از حد از درون‌سازی یا برون‌سازی مضر است. میانسالانی که همواره درون‌سازی می‌کنند، انعطاف ناپذیرند و از تجارب خود چیزی نمی‌آموزند. آن‌ها، تنها چیزی را می‌بینند که در پی آن هستند و ممکن است برای اجتناب از پذیرش نقاط ضعف خود، تلاش زیادی به خرج دهند. از سوی دیگر، آن‌هایی که همواره برون‌سازی می‌کنند، افراد ضعیفی هستند که به راحتی تحت تاثیر قرار می‌گیرند؛ در برابر انتقاد بسیار آسیب پذیرند و هویت بسیار شکننده ای دارند. بهترین و سالم ترین سبک هویتی برای میانسالان، سبک هویتی متوازن است که در آن هویت آن‌قدر انعطاف‌پذیر هست که در صورت لزوم تغییر کند، ولی خیلی هم فاقد ساختار نیست که هر تجربه جدیدی سبب شود مفروضات بنیادی فرد، دربار خودش، زیر سوال رود (ویت‌ بورن و کانولی[۶۳]، ۱۹۹۹).
ویت بورن سبک‌های هویتی خود را به پایگاه‌های هویتی مارسیا (۱۹۸۷) مربوط می‌داند. برای مثال انتظار می‌رود فردی که در اواخر نوجوانی از هویت کسب شده یرخوردار بوده‌است، در میانسالی سبک هویتی متوازن داشته باشد و فردی که در اواخر نوجوانی هویتش پیش‌رس بوده‌است، در میانسالی سبک هویتی‌اش درون‌ساز باشد.
به گفته ویت بورن (۱۹۹۹) نحوه برخورد افراد با تغییرات جسمانی، روانی و هیجانی مربوط به میانسالی، شبیه به نحوه برخوردشان با سایر تجاربی است که طرحواره هویت را به چالش می‌کشند. افراد درون‌ساز سعی می‌کنند به هر قیمت خودانگاره جوان خود را حفظ کنند. افراد برون‌ساز – احتمالاً پیش از موعد- پیری را می‌پذیرند و ممکن است دائما به نشانه‌های پیری و بیماری فکر کنند. افراد برخوردار از سبک هویتی متوازن در مواجهه با تغییراتی که در حال وقوع است، برخوردی واقع بینانه نشان می‌دهند و درصدد کنترل تغییرات قابل کنترل و پذیرش تغییرات غیر قابل کنتزل برمی‌آیند.
نکته قابل توجه این است که سبک‌های هویت ممکن است در مواجهه با رویدادهای بسیار ناخوشایند – مثلاً واگذار شدن شغلی که فرد مدت‌ها به آن مشغول بوده به یک فرد جوان‌تر- تغییر کنند. در این نقطه است که پدیده‌ای بنام بحران هویت میانسالی رخ می کند. طبق دیدگاه ویت بورن، بحران هویت میانسالی” نوعی برون‌سازی شدید، در واکنش به تجاربی که از طریق درونسازی هویتی قابل پردازش نیستند”، می‌باشد. در ادامه، پدیده بحران هویت میانسالی که یکی از موضوعات اصلی تحقیق حاضر است، به تفصیل مورد بحث قرار می‌گیرد.
بحران هویت میانسالی
از نظر لوینسون (۱۹۹۶) دوره میانسالی با یک درک درونی و هیجانی شروع می‌شود نه تغییرات فیزیکی معین با ترتیب زمانی مشخص. وقتی افراد به جای شمردن سالهایی که پیش رو دارند، سال‌های باقی مانده از عمرخود را محاسبه می‌کنند، میانسالی آغاز شده است. آن‌ها ساختار زندگی خود[۶۴]– الگوهای اساسی زندگی- و جایگاه خود در دنیا را مجداد ارزیابی می‌کنند(رابینز، ترازسنیواسکی، تریسی، گوسلین و پاتر، ۲۰۰۲).
سراسر عمر تحول انسان، شامل دوره‌های ثبات و تغییرات سریع می‌شود و میانسالی را می‌توان از نظر تغییرات سریع در رتبه دوم بعد از نوجوانی قرار داد. افراد در این دوره برای انجام کار‌ها احساس فوریت می‌کنند. به این معنا که آن‌ها می‌خواهند به اهدافی که قبلا به تعویق انداخته اند برسند و یا به دنبال اهداف جدیدی که با مزاج یا علایق آن‌ها سازگارتر است، می‌گردند. آنها می‌خواهند خالصانه[۶۵] (واقعی) و با ارزش‌های خودشان زندگی کنند. ارزش‌هایی که بیشتر مبتنی بر تجارب زندگی آن‌هاست تا ارزش‌هایی که در دوران کودکی درونی کرده‌اند (گوئیندون، ۲۰۱۰).
غالباً تغییراتی که در فاصله سنین ۴۰ تا ۵۰ سالگی در شخصیت و سبک زندگی رخ می‌دهند، به بحران هویت میانسالی نسبت داده می‌شوند. بحران هویت میانسالی را یک دوره فشارزای فرضی که از بازنگری و ارزیابی مجدد زندگی نشأت می‌گیرد، تعریف کرده‌اند (لاچمن، ۲۰۰۴). بحران هویت میانسالی چیزی شبیه بحران هویت دوران نوجوانی تلقی شده‌است، در واقع به آن نوجوانی دوم اطلاق می‌شود. به گفته الیوت ژاکس (۱۹۹۳) – روانکاوی که اصطلاح بحران هویت میانسالی را مطرح کرد- عامل سبب ساز بروز این بحران، آگاهی از فناپذیری است. بسیاری از افراد در این سن در‌می‌یابند که نمی‌توانند رویاهای جوانی خود را تحقق بخشند، یا تحقق رویاهایشان آن‌قدر که انتظار داشته‌اند، رضایت‌بخش نبوده ‌است. آن‌ها پی می‌برند که اگر بخواهند تغییر مسیر دهند، باید عجله کنند. لوینسون (۱۹۹۶) باور داشت مادامی که افراد مجبور به سازمان‌دهی مجدد زندگی خود هستند، بحران هویت میانسالی امری اجتناب‌ناپذیر است.
بحران هویت میانسالی را می‌توان نقطه عطفی در زندگی تلقی کرد که حاصل آن دستیابی به بینشی جدید درباره خویشتن و اصلاحاتی در برنامه و مسیر زندگی است. این بازنگری ممکن است سبب تأسف فرد به خاطر دست نیافتن به آرزوهایش، یا دست‌یابی وی به آگاهی دقیق‌تری از ساعت اجتماعی شود: فرد متوجه این نکته می‌شود که مهلت رشد و تحول رو به پایان است، یا دیگر زمان چندانی مثلا برای بچه‌دار شدن یا پیدا کردن همسری مناسب باقی نمانده است (هک‌هاوزن، وروش و فلیسون، ۲۰۰۱).
در دیدگاه‌های جدیدتر به میانسالی این موضوع مطرح می‌شود که اینکه یک مرحله انتقالی به یک بحران تبدیل شود یا نشود، بیش از آن‌که به سن و سال فرد مربوط باشد، به شرایط و منابع فردی وی بستگی دارد. افرادی که از ویژگی انعطاف‌پذیری خود برخوردارند، یعنی می‌توانند به سهولت با منابع بالقوه فشار روانی سازگار شوند، بیشتر احتمال دارد که دوران میانسالی را با موفقیت پشت سر گذارند. برای افرادی که شخصیت انعطاف پذیری دارند، حتی رویدادهای منفی مانند از دست دادن شغل یا طلاق ناخواسته نیز می‌توانند سکوی پرتابی برای پیشرفت باشند (لاچمن، ۲۰۰۴). در رابطه با بحران هویت میانسالی در جامعه ایرانی تحقیقات محدودی انجام شده و همین تحقیقات محدود نیز بیشتر بر بحران هویت دوره نوجوانی و جوانی نظر داشته‌اند. رجایی، بیاضی و حبیبی (۱۳۸۸) در پژوهشی تحت عنوان باورهای مذهبی اساسی، بحران هویت و سلامت عمومی جوانان به بررسی روابط بین این متغیرها پرداختند. نتایج نشان داد افرادی که نمره بالایی در باورهای مذهبی اساسی داشتـند، در بحران هویت نمره کمتر و در سلامت عمومی نمره بیشتری کسب کردند. بین بحران هویت و سلامت عمومی نیز همبستگی منفی معنادار بـه دست آمـد. تحلیل رگرسیـون چند متغیـری نشان داد که بـاورهای مذهبی اساسی، واریانـس اندکی از بحران هویـت (۰۹۴/۰=۲R) و سلامت عمومـی (۰۲۳/۰=۲R) را در جوانان تبیین می‌کنند.
رمضانی (۱۳۸۶) در پژوهش خود با عنوان «تأثیر آموزش مسئولیت­ پذیری به شیوه گلاسر بر کاهش بحران هویت» به بررسی اثربخشی آموزش مسئولیت­ پذیری بر روی بحران هویت ۶۰ نفر از دانش ­آموزان دبیرستانی اصفهان پرداخت. وی در این پژوهش دانش ­آموزان را به دو گروه کنترل و آزمایش به صورت تصادفی تقسیم می­ کند و شیوه مسئولیت­ پذیری گلاسر را در طی ۹ جلسه به دانش ­آموزان گروه آزمایش تعلیم می­دهد و نتیجه می­گیرد که آموزش مسئولیت­ پذیری به شیوه گلاسر بحران هویت دانش ­آموزان را کاهش داده است. در پژوهش قربانی، محمدی و کوچکی (۱۳۸۵) با عنوان بررسی وضعیت سبک‌های هویت‌یابی و رابطه آن با سلامت روانی و پایگاه اقتصادی- اجتماعی نتایج نشان داد که دختران دچار بحران هویت، سلامت روانی کمتری از پسران مشابه خود دارند. همچنین در این پژوهش آشکار شد که نظارت ضعیف والدین، می‌تواند نقش مهمی در آشفتگی هویت و گرایش نوجوان به سوی مصرف مواد مخدر باشد.
موضع گیری‌های نظری در خصوص رضایت از زندگی
تاریخچه مطالعات رضایت از زندگی
تلاش‌های مستند برای اندازه گیری رضایت از زندگی افراد در جوامع خاص به قرن هجدهم بر می‌گردد، زمانی که سرجان سین کلیر[۶۶]، آنالیز‌های آماری رونق اقتصادی را در اسکاتلند انجام داد (کمپبل[۶۷]، ۱۹۷۶؛ پاملا و همکاران[۶۸]، ۲۰۰۱). اما مفهوم رضایت از زندگی که شامل چیزی بیش از صرفاً آسایش مادی بود، اولین بار در دهه ۱۹۶۰ با آغاز «برنامه‌ی بزرگ اجتماعی[۶۹] لیندون جانسون[۷۰]، مشهور گردید. در سال‌های اخیر، مفهوم رضایت از زندگی، تبدیل به کانون مهمی در توسعه سیاست اجتماعی و مراقبت‌های بهداشتی شده است (پاملا و همکاران، ۲۰۰۱).
به اعتقاد لناسی[۷۱] (۲۰۰۳)، رضایت از زندگی به عنوان یک مفهوم در مراقبت بهداشتی، در واکنش به نارضایتی روز افزون از درمان‌های پزشکی، با جنبش مصرف کنندگان در دهه‌ های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ آغاز شد. گروه‌های مصرف کننده، تقاضاهای روز افزون خود را برای شرکت در خدمات عمومی، ابراز کردند و در حقیقت می‌خواستند که شخص مهمی جوابگوی تمام خدمات عمومی باشد تا به بهترین وجه به آنها خدمت شود. این افراد معتقد بودند که در تلاش برای طولانی کردن زندگی و حیات، مددکاران مراقبت‌های بهداشتی، نیاز‌های اساسی مراجعانشان را مثل استقلال و وابستگی نادیده می‌گیرند.
مدافعان استفاده از مفهوم رضایت از زندگی در مراقبت‌های بهداشتی معتقدند که دیدگاه‌های سنتی بهداشت که بر علائم تاکید می‌کنند، بر اساس مفاهیم کهنه و محدود بهداشتی می‌باشد. افزایش چشم‌گیر توجه به رضایت از زندگی در دهه ۱۹۹۰، پاسخی به این نارضایتی روز افزون از پزشکی و تاکید بر دیدگاه‌های کل نگرانه و مشتری محوری در مراقبت‌های بهداشتی می‌باشد (استاستنی و امرینگ[۷۲]، ۱۹۹۷؛ لناسی، ۲۰۰۳).

نظر دهید »
مقطع کارشناسی ارشد : بررسی تأثیر سیستم مدیریت برند بر میزان رقابت پذیری … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

3- سنجش و ارزیابی عملکرد برند
4- حفظ ،تقویت و توسعه ارزش ویژه برند
2-2-3-8 شناسایی و تثبیت جایگاه برند سازمان
فرایند مدیریت استراتژیک برند با درک عمیق و روشن از مفهوم برند ، آنچه یک برند به مشتری ها ارائه میدهد و شیوه جایگاه سازی برای آن برند با توجه به مزیت رقبا آغاز میشود . جایگاه سازی برای برند به مفهوم طراحی تصویر و گزینه ای است که بتواند از موقعیت ارزشمند و متمایزی در ذهن مشتری ها برخوردار شود. به این معنا که منافع و مزیتهای بالقوه ایکه این جایگاه میتواند برای سازمان ایجاد کند به بالاترین حد خود ارتقا می یابد. ایجاد جایگاه ارزشمند و رقابتی برای یک برند به معنای ایجاد برتری برای آن در ذهن مصرف کنندگان است. به طور کلی جایگاه سازی برند مشتری ها را نسبت به مزیت ها یا نقاط متمایز آن برند نسبت به رقبا آگاه ساخته و آنها را متقاعد میکند و نگرانی های آنها را نسبت به احتمال بروز هر نوع مشکل و زیان در روی آوردن به این برند برطرف می سازد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

جایگاه سازی برند همچنین روشن کننده ی تداعیات ذهنی اصلی مصرف کنندگان از برندهاست و فلسفه ی برند را معرفی می‌کند. تداعیات ذهنی اصلی برند ، زیر مجموعه ای از ویژگی ها و مزیت هایی هستند که به بهترین شکل ، برند و شخصیت آنرا معرفی می کنند. برای تمرکز بیشتر روی اینکه یک برند نشانگر چیست (؟) اغلب یکی از راه ها ، تعریف فلسفه برند است.
فلسفه برند تحت عنوان جوهره ی برند یا تعهد اصلی یک برند هم معرفی می شود که مهمترین جنبه های وجودی آنرا برای مشتری ها و شرکت معرفی می‌کند.
برنامه ریزی و اجرای برنامه های بازاریابی برند
دستیابی به ارزش افزوده برند نیازمند ایجاد برندی است که مشتری ها به اندازه کافی از ان آگاه باشند و بتوانند با آنها رابطه ای عمیق ، مثبت و منحصر به فرد برقرار کنند و بر پایه ی این رابطه تداعیاتی را در ذهن خود بسازند . به طور کلی فرایند دانش افزایی مصرف کنندگان از برند به سه فاکتور وابسته است :
الف) انتخاب عناصر یا هویت ها ی اصلی تشکیل دهنده ی برند و چگونگی آمیخته شدن این عناصر با یکدیگر
ب) یکپارچه سازی عناصر برند با بهره گیری از فعالیتهای بازاریابی و برنامه پیشبرد فروش
ج) سایر عوامل ایجاد کننده ی تداعیات ذهنی و فرعی که بطور غیر مستقیم و درنتیجه ی ایجاد ارتباط با سایر موجودیت ها تصویر برند را در ذهن مصرف کننده بهبود می بخشند (گلدسوار، 2008).
2-2-3-9 انتخاب عناصر سازنده برند
معمول ترین عناصر سازنده برند ، نام ، [22]URL، لوگو ، نمادها ، کاراکترها ، بسته بندی و شعارهایی است که آن برند از آنها استفاده می‌کند . برخی از این گزینه ها برای افزایش آگاهی نسبت به برند یا تقویت تداعیات ذهنی منحصر به فرد مناسب و مثبت مورد استفاده قرار می گیرند . بهترین آزمون برای سنجش سهم هر عنصر برند این است که ببینیم مشتری ها با در نظر گرفتن آن عنصر (نام،URL، لوگو،…) به تنهایی در مورد آن محصول یا خدمت چگونه فکر می کنند. از آنجا که هر کدام از این عناصر مختلف ،مزیتهایی متفاوت دارند ، اغلب مدیران بازاریابی از ترکیب مشخص و منحصر به فردی از همه ی این عناصر برای هر برند بهره می گیرند.
الف: یکپارچه سازی عناصر برند
انتخاب منطقی عناصر می تواند به تقویت ارزش ویژه ی برند منجر شود ، اما فعالیتهای بازاریابی مرتبط با برند مهمترین سهم را در ایجاد برند دارند . برنامه های بازاریابی می توانند به شیوه های مختلفی تداعیات قوی ، مطلوب و منحصر به فردی را از برند در ذهن مصرف کننده به وجود آورند.
ب: تداعیات فرعی و غیر مستقیم
سومین و آخرین شیوه ی ایجاد وتقویت ارزش ویژه برند ، ارتقا ی جایگاه برند از طریق تداعیات غیر مستقیم و فرعی در ذهن مشتری هاست. به بیان دیگر ، تداعیات ذهنی از برند می توانند در نتیجه ی ارتباط میان آن برند و سایر موجودیت ها و هویت ها (که خود شان هم تداعیات ذهنی مستقیم در ذهن مشتری ایجاد کنند. به عنوان مثال ؛ ممکن است یک برند در ذهن مشتری ها با برخی از فاکتورها ی اصلی نظیر شرکت سازنده ، کشور سازنده یا مکان جغرافیایی ، رویدادهای ورزشی و فرهنگی و … مرتبط بشود. در این حالت از آنجا که برند توسط موجودیت دیگری معرفی میشود ، مصرف کنندگان این طور استنباط می کنند که با آن موجودیت مشترکاتی وجود دارد و به این ترتیب رابطه غیر مستقیم ، فرعی و ضمنی میان آنها که در ذهنشان بر قرار می شود. در این فعالیت در اصل بازاریابان تداعیات ذهنی مثبتی را از موجودیت دیگری به امانت گرفته و خود را به آن نزدیک می سازند تا بتوانند همان تداعیات ذهنی را برای برند خود ایجاد کنند و به این ترتیب ارزش ویژه ی برند را افزایش دهند.
پ : سنجش و ارزیابی عملکرد برند
فعالیت شناسایی و ارزیابی جایگاه برند اغلب دستاورد برنامه ی ممیزی برند است.
ت: ممیزی برند [23]:
به مفهوم بررسی جامع برند است. برای آنکه بتوان وضعیت سلامتی برند را ارزیابی کرد باید ابتدا ارزش ویژه ی آنرا شناسایی کرد و شیوه هایی برای ارتقا و بهبود این ارزش پیشنهاد داد. ممیزی برند نیازمند درک عمیق منابع ارزش ویژه ی برند از دیدگاه سازمان و مشتری است. پس از آنکه بازاریابان جایگاه برند خود را شناسایی کردند ، زمان این است که برنامه های بازاریابی خود را با هدف ایجاد ، حفظ و تقویت این تداعیات ذهنی از برند به اجرا در آورند. برای درک تاثیرات این برنامه ها ، متخصص های بازاریابی باید بتوانند عملکرد برند را با بهره گیری از تحقیقات بازار به درستی درک کنند و مورد سنجش و ارزیابی قرار دهند . یکی از شیوه های مناسب در این خصوص استفاده از زنجیره ی ارزش برند است.
ج : زنجیره ی ارزش برند [24]
ابزاری است که برای ردیابی فرایند ایجاد ارزش برندها با هدف درک بهتر تاثیرات مالی هزینه ها و سرمایه گذاری های بازاریابی سازمان ، روی برند انجام می شود.
مدیران ارشد سازمان ها باید بتوانند برای مدیریت سود آوری برندهای خود ، با موفقیت سیستم ارزش ویژه ی برند را طراحی و اجرا کنند. سیستم سنجش ارزش ویژه ی برند مجموع ها ی از رویه های تحقیقات ی است که برای ارائه ی اطلاعات دقیق ، کاربردی و مناسب (در بهترین زمان ) به بازاریابان مورد استفاده قرار می گیرند تا آنها بتوانند بهترین تصمیمات عملیاتی و تاکتیکی را در کوتاه مدت و موثرترین تصمیمات استراتژیک را در بلند مدت اتخاذ کنند.
چ: حفظ ، تقویت و توسعه ی ارزش ویژه ی برند
حفظ و توسعه ی ارزش ویژه ی برند اغلب فعالیتی چالش برانگیز و دشوار است. اجرای مدیریت ارزش ویژه ی برند نیازمند آن است که چشم انداز گسترده ای از نگرش های مختلف نسبت به ارزش ویژه ی برند اتخاذ شود تا شیوه ی تاثیرگذاری راهبردهای برند سازی به درستی درک شده و سازمان دریابد که چگونه این راهبردها منعکس کننده یا هداف آن است و چگونه با زمان ، محیط جغرافیایی یا بخشهای بازاری که در آن فعالیت می کنند منطبق باشند . مدیریت ارزش ویژه ی برند به مفهوم مدیریت یک برند در بافت برندهای دیگر سازمان ، رده های چندگانه ی محصولات ، مقاطع زمانی مختلف و بخشهای متنوعی از بازار است (دهدشتی و دیگران، 1391).
2-2-4 تصویر برند
بسیاری بر این باورند که تصویر یا شکل ، واژه مبهم تعریف شده ای است که به احساسات یا عواطف و یا تأثیرات زیر آستانه حسی مربوط می شود. این یکی از همان ترفندهایی است که بازاریابان می کوشند ، ما را قانع سازند که افرادی غیر قابل توصیف و اسرار آمیزند ولی ساختن تصویر را شبیه هر چیز دیگری در بازاریابی ، نه تنها میتوان با روش منطقی ، راهبری و نظام مند عملی کرد ، بلکه دست یازیدن به آن ، به این شکل ، امری اساسی است . برای انجام آن ،شما باید به شکل عملی فکر کنید. باید تمامی عناصری را که در ساختن تصاویر دخیل اند مطالعه کنید و سپس با بهره گرفتن از آنها تصویری کلی که برای مصرف کنندگان هم جذاب و هم قانع کننده باشد ، بسازید .پنج عنصر در تصویر سازی بیشترین اهمیت را دارند که عبارتند از:
2-2-4-1 تصویر علامت برند
رنگ بسته ها وشکل بسته ها جوهر و هسته یک برند را شکل می دهند. آنها در طی زمان ساخته شده اند و نیاز به تداوم دارند تا در طی زمان ساخته شوند . آنها بانکی تشکیل میدهند که هرگاه بخواهید خط تولید را توسعه دهید و یا محصول دیگری روانه بازار کنید ، می توانید از آن برداشت کنید. تصویر علامت برند در طی زمان ، متناسب با اشکال ، اقدامات و رویدادهایی که معنایی خاص برای مشتریان فعلی یا آتی دارند ، شکل می گیرد.
2-2-4-2 تصویر محصول
این تصویر ، به ویژگی های واقعی محصول برمیگردد. به طور خلاصه ، تصویر محصول ، آن چیزی است که یک محصول یا خدمت قرار است ، انجام دهد.
2-2-4-3 تصویر تداعی کننده
تداعی کننده تلاشی است در جهت اینکه زمینه ای مشترک با مصرف کننده پیدا کنیم و به آنان بگوییم : «ما آنچه را شما دوست دارید ، دوست داریم . علائق ما همان علائق شماست و ضمناً ، من کالایی دارم که ممکن است شما به آن علاقه مند باشید. » این ، بخش مهمی از مجموعه دلایلی است که به مصرف کنندگان برای خرید محصولتان ارائه می دهید. گر چه این گونه تداعی ها همیشه بلافاصله آشکار نمی‌شوند، اما تصویر تداعی کننده ، نظیر دیگر عناصر بازاریابی ، باید مد نظر گرفته شود و زمینه تدوین راهبرد قرار گیرد . در ست نیست از چیزی حمایت مالی شود که با راهبرد کلی برند همخوانی نداشته باشد.
2-2-4-4تصویر استفاده کننده
تصویر استفاده کننده در باره آن است که کدام دسته از مردم ، محصول شما را دوست دارند و از آن استفاده می کنند. دراینجا ، هدف این است که مصرف کنندگان وادار شوند تبلیغاتتان را ببینند و بگویند: « بله ، کسانی که در آن آگهی های تلویزیونی یا تبلیغات چاپی هستند ، شبیه من هستند . من آنها را دوست دارم و کسانی که من آنها را دوست دارم ، شبیه خودم هستند . اگر آنان از آن محصول یا خدمت استفاده می کنند ، پس این تصدیق و تأییدی است که من نیز باید از آن استفاده کنم ». به همین دلیل است که تبلیغات مربوط به ویتامین های قوی و مواد غذایی مکمل ، افراد مسنی را نشان می دهند که در حال شنا ، قایق رانی و شادمانی هستند.
2-2-4-5تصویراستفاده
محصول چگونه است و چگونه مصرف میشود ؟ در یک کافه سرپایی ؟ دریک خانه ؟ در یک رستوران ؟ آیا توسط کسب و کار کنندگان مصرف می شود ؟ چیست و چگونه استفاده میشود؟ و آیا من می توانم مصارف دیگری برای آن پیشنهاد کنم؟ بسته به مخاطب ، تنوع فوق العاده ای در «تصویر استفاده » وجود دارد . تصاویر مختلف ، در مکانهای مختلف عمل می کنند. بنابراین،نمیتوان «تصویراستفاده» واحدی یافت که به همه جا مربوط شود. ترکیب مناسب این عناصر تصویری ، همانی است که عملاً تصویر برند را می آفریند. در فراگرد تبلیغات ، باید هر یک از ضعف ها و قوت های یکایک عناصر تصویری ، برای حصول اطمینان از این که برند از تعداد بیشتری از آن عناصر برخوردار است ،کشف و بر روی آنها سرمایه گذاری شود ، به نحوی که حداکثر بهره برداری از آنها صورت گیرد.
نکته مهمی که باید به یاد داشته باشید ،این است که مصرف کنندگان، بالاخره از شرکت، محصول و برند شما تصویری پیدا خواهند کرد ، خواه آگاهانه برای ایجاد آن تلاش کرده باشید یا خیر. بسته بندی، محل های توزیع ، بی ادبی یا نزاکتی کسانی که به تلفن ها جواب میدهند و تمامی آنچه یک مصرف کننده از شرکت شما می بیند یا می شنود، در ذهن او یک تصویر خواهند ساخت و این تصویر بر تصمیم هایش برای خرید یا نخریدن، تأثیر خواهد گذاشت (محمودی و هرندی، 1393).
2-2-4-6 تصویر ذهنی
ذهن ما متشکل از شبکه عظیمی از میلیاردها یاخته عصبی است که همگی با هم در ارتباط هستند، برخی مستقیماً و برخی به صورت مداری از طریق دیگر یاخته های عصبی وقتی کلمه ای می شنویم ، ممکن است نقطه ای در شبکه ذهنی ما فعال و موجب شود که معنای آن کلمه را یاد آوری کنیم. شنیدن کلمه ای نظیر «اتومبیل» و یا دیدن تصویر آن ممکن است معنای آنرا فعال سازد . فعال سازی نظیر یک جریان الکتریکی است که از یک نقطه به سمت خارج منتشر میشود و آنچه را در اطراف کلمه « اتومبیل» قراردارد فعال می سازد.
قبل از آنکه بتوانید تصویری را در اذهان مردم به وجود آورید ، باید بدانید چه افکار و تداعی هایی در آنان وجود دارد. در تحقیق پیرامون تصویر، توجه به موارد زیر بسیار مهم است:
1- کدام صفات در ذهن مردم در مراجعه به محصول اهمیت دارد ؟
2- کدام صفات، شرکت ما را از دیگر شرکت ها متمایز می‌کند ؟
اولین گام ایجاد چی‍زهایی است که افراد با یک برند یا شرکت تداعی می کنند . این تداعی ها می توانند مبهم ، نیمه شکل یافته یا حتی کاملاً اشتباه باشند. با این حال، آنها وجود دارند. گام بعدی آن است که معلوم شود سازمان می خواهد بر کدامین صفات تصویری ذهنی تأکید کند. وقتی مردم نام بی اچ پی را می شنوند ، به چه چیز فکر می کنند؟ گرچه این پرسش بعضاً کاری پژوهشی است ولی صرفاً نباید سؤالات عجیب وغریبی در باره این که مردم فکر می کنند چه چیزی برای شرکت مورد نظر مهم است، از آنان کرد. نگرش های مثبت نظیر اعتبار ، ثبات ، منافع ملی ، انسانیت ، مراقبت ، شهروند با مسئولیت گروهی ، ضدیت با آلودگی و حساس به محیط زیست جملگی در زمره صفاتی هستند که شرکت میتواند تصویر خود را بر پایه آنها بسازد. زمانی که سازمان در مورد تصویری که می خواهد از خود منتقل کند به تصویر مشخص می رسد و تأیید می‌کند که بر پایه این تصویر میتواند خود را عرضه کند ، باید در پی آن، ادراکات عمومی را ردیابی کند (شهسوار و عالم تبریز، 1391).
2-2-4-7 موقعیت
تصویر یک برند ، برداشتی است کلی از آنچه مردم در باره یک محصول یا خدمت دارند. موقعیت ، همان چیزی است که بازاریابان می خواهند در باره آن نام تجاری فکر و احساس کنند.
2-2-4-8 معنا
این واقعیت که حافظه ما از طریق یک فراگرد «برانگیختگی منتشر شونده» کار میکند ، معانی ضمنی بیشماری برای تبلیغات و بازاریابی دارد ، معانی بسیار بیش از صرفا ًقرارداد نیک نام در رأس ذهن. در واقع ، این امر تمامی اساس لازم را برای معانی چیزها ، شامل معانی برند فراهم می آورد.

نظر دهید »
راهنمای نگارش پایان نامه و مقاله درباره بررسی تاثیر … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

ارتفاع سفیده (mm) =H
۳- ۱۰- ۳- وزن و ضخامت پوسته
پس از شکستن و خالی کردن محتویات تخم مرغ، پوسته به مدت ۲۴ ساعت در دمای اتاق نگهداری و به وسیله ترازوی دیجیتال با دقت ۰۱/۰ گرم وزن آن تعیین و با قراردادن وزن به دست آمده در فرمول زیر (Eisen و همکاران، ۱۳۶۲) درصد وزن پوسته محاسبه شد.
وزن پوسته
وزن تخم مرغ
۱۰۰ × ــــــــــــــــــــــ = درصد وزن پوسته
با اندازه‌گیری ضخامت قسمت‌های پهن، باریک و انتهای پوسته تخم مرغ با بهره گرفتن از میکرومتر با دقت ۰۱/۰ میلیمتر، میانگین آنها محاسبه و ضخامت پوسته تعیین شد.
۳- ۱۱- ذخیره تخم مرغ‌ها
تخم مرغ‌ها پس از جمع‌ آوری روزانه ابتدا با فرمالین و پرمنگنات دود داده شدند و در اتاق نگهداری تخم مرغ در دمای ۸/۱۹ درجه سانتیگراد و رطوبت ۴۳ درصد نگهداری و در پایان هر هفته به جوجه‌کشی منتقل می‌شدند.
۳- ۱۲- جوجه درآوری
تخم مرغ‌ها پس از انتقال به جوجه‌کشی به سردخانه منتقل شده و دوباره با فرمالین و پرمنگنات دود داده شدند. پس از طی این مراحل تخم مرغ‌ها در سینی‌هایی با ظرفیت ۱۵۰ عدد تخم مرغ، در دستگاه ستر با دمای ۷/۹۹ درجه فارنهایت و رطوبت ۵/۸۳% قرار داده شدند. در روز نوزدهم تخم مرغ‌ها به دستگاه هچر با دمای ۵/۹۸ درجه فارنهایت و رطوبت ۸۵% انتقال داده شدند. در روز ۲۱، جوجه‌ها از داخل دستگاه هچر بیرون آورده شدند و تعداد جوجه‌های متولد شده و نشده برای هر تکرار و تیمار شمارش شدند.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

درصد جوجه درآوری کل تخم مرغ‌ها طبق فرمول زیر (Eisen و همکاران، ۱۳۶۲) محاسبه شد:
تعداد جوجه‌های بیرون آمده از تخم
تعداد کل تخم مرغها
۱۰۰ × ـــــــــــــــــــــــــــــ = درصد جوجه درآوری
۳- ۱۳- تعیین وزن یک هفتگی جوجه
جوجه‌های هر تکرار، به صورت جداگانه جمع‌ آوری شدند. سپس برای تعیین کیفیت از هر تکرار، یک جوجه انتخاب و وزن‌کشی شد. این جوجه‌ها به مدت یک هفته نگهداری شدند و وزن یک هفتگی آنها نیز در پایان هفته ثبت شد.
۳- ۱۴- اندازه‌گیری غلظت فراسنجه‌های خونی
نمونه پلاسمای خون توسط دستگاه سانتریفیوژ با سرعت ۳۰۰۰ دور در دقیقه به مدت ۱۰ دقیقه جداشد و برای ذخیره‌سازی در دمای ۲۰- درجه سانتیگراد فریز شد. برای تعیین فراسنجه‌های خونی پلاسما، ابتدا نمونه‌ها در دمای اتاق یخ‌گشایی شدند و از کیت تجاری شرکت پارس آزمون برای تعیین کلسترول و HDL، برای تعیین تریگلیسیرید و گلوکز از کیت تجاری شرکت بیونیک و برای تعیین LDL از کیت تجاری شرکت زیست شیمی استفاده شد (Gordon و Amer، ۱۹۹۱؛ Friedewald و همکاران، ۱۹۷۲).
۳- ۱۵- اندازه‌گیری غلظت کلسترول زرده
هفته اول و هفته چهارم، ۲ تخم از هر تکرار به طور تصادفی انتخاب و زرده پس از جداسازی از سفیده در ظرف‌های کوچکی که شماره تکرار و تیمار بر روی آن نوشته شده بود در فریزر و در دمای ۲۰- نگهداری شد. روز بررسی کلسترول زرده نمونه‌ها در دمای اتاق نگهداری و یخ‌گشایی شدند.
برای اندازه گیری غلظت کلسترول زرده، پس از جداسازی زرده از سفیده، یک گرم از زرده را وزن کرده و به خوبی به هم زده تا یکنواخت شود. مقدار ۱۵ میلیلیتر از محلول کلروفرم + متانول (به نسبت دو به یک) را به زرده اضافه کرده و سپس لوله آزمایش محتوی محلول با بهره گرفتن از دستگاه ورتکس تکان داده شد تا محتویات به خوبی مخلوط شوند. در مرحله بعد، پنج میلیلیتر آب مقطر به هر نمونه اضافه شد. محلول آماده شده دوباره ورتکس شد تا کاملاٌ مخلوط شوند و سپس به مدت ۱۰ دقیقه با دور ۲۵۰۰ سانتریفیوژ شد. پس از اتمام عمل سانتریفیوژ، دو فاز مایع تشکیل شد که توسط بخش جامدی از هم جدا شدند. لایه رویی محتوی فاز آبی متانول است و دور ریخته شد. در مرحله بعدی بخش باقیمانده، توسط کاغذ صافی جدا شد. سپس ۲۰ میکرولیتر از محلول صاف شده (Folch و همکاران، ۱۹۵۷) را برداشته و به آن سه میلیلیتر اسید کلریدریک و دو میلیلیتر اسید سولفوریک اضافه کردیم و دوباره ورتکس کردیم تا مخلوط شوند و ۱۰ دقیقه صبر کردیم. دو لوله استاندارد و دو لوله شاهد تهیه کردیم (Zak، ۱۹۹۷). در پایان، کلسترول نمونه توسط دستگاه اسپکتوفتومتر در طول موج ۵۶۰ نانومتر در مقابل شاهد و استاندارد خوانده شد.
مقدار کلسترول نمونه از فرمول زیر بر (Zak، ۱۹۹۷) حسب میلی‌گرم بر گرم زرده محاسبه شد.
۲۰۰ × جذب نوری نمونه
ـــــــــــــــــــــــــــ = غلظت کلسترول نمونه
۱۰ × جذب نوری استاندارد
۳- ۱۶- شاخص زرده
ارتفاع و قطر زرده با کولیس اندازه گیری و با قرار دادن در فرمول زیر (Eisen و همکاران، ۱۳۶۲) شاخص زرده تعیین شد.
ارتفاع زرده
۱۰۰ × ـــــــــــــــــــ = درصد شاخص زرده
قطر زرده
۳- ۱۷- مدل آماری طرح
پژوهش در قالب طرح کاملا تصادفی، با چهار تیمار و سه تکرار در هر تیمار و ۱۰ قطعه مرغ در هر تکرار انجام شد. معادله ریاضی مدل آماری طرح به صورت زیر می‌باشد:
Yij= µ + Ti + eij
Yij = تکرار j و تیمار i
μ = میانگین
Ti = اثر تیمار
eij = اثر عوامل باقیمانده
۳- ۱۸- تجزیه و تحلیل آماری
پس از انجام پژوهش برای داده‌های به دست آمده تست نرمالیته انجام شد و در صورت نرمال نبودن، تصحیح داده انجام شد و سپس داده ها با بهره گرفتن از رویه GLMنرم‌افزار SAS (SAS Institute، ۲۰۰۴) مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. برای مقایسه میانگین صفات مورد نظر از آزمون چند دامنهای دانکن (Duncan، ۱۹۵۵) در سطح معنیداری پنج درصد استفاده شد و برای بعضی ویژگیها شامل کلسترول، گلوکز، تریگلیسیرید، LDL، HDL پلاسما، کلسترول زرده، ضخامت و وزن و درصد وزن پوسته، شاخص تخم، درصد شاخص زرده، واحد هاو، درصد جوجه درآوری و تولید و وزن جوجه، وزن تخم به عنوان عامل کوواریت در نظر گرفته شد.
فصل چهارم
یافتهها و بحث
پس از اتمام پژوهش و جمعآوری و تجزیه آماری داده ها، داده ها در جدولهای زیر دستهبندی شدند تا تاثیر تیمارهای پژوهشی بر صفات مورد نظر مشخص شوند و مورد بررسی قرار بگیرند.
۴- ۱- مقایسه تاثیر افزودن پودر گزنه و ساپونین بر غلظت فراسنجه‌های خونی
در جدول ۴- ۱ تاثیر مصرف پودر گزنه و ساپونین بر غلظت فراسنجههای خونی پلاسمای تیمارهای پژوهشی نشان داده شده است.
جدول ۴- ۱- تاثیر مصرف پودر گزنه و ساپونین بر غلظت فراسنجههای خونی پلاسما (mg/dl)

تیمار

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 496
  • 497
  • 498
  • ...
  • 499
  • ...
  • 500
  • 501
  • 502
  • ...
  • 503
  • ...
  • 504
  • 505
  • 506
  • ...
  • 732
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

 جذابیت بدون تغییر شخصیت
 بهینه‌سازی تجربه کاربری
 علائم غفلت در رابطه
 آموزش ابزار لئوناردو
 ابراز احساسات سالم
 درآمد از پست‌های شبکه‌های اجتماعی
 شغل‌های پردرآمد اینترنتی
 مراقبت از پنجه‌های سگ
 تدریس آنلاین طراحی داخلی
 درآمد از نظرسنجی آنلاین
 فروش تم‌های وردپرس
 فرصت‌های درآمد آنلاین
 درآمد کانال‌های تلگرام
 تحقیق کلمات کلیدی
 عفونت گوش گربه
 مشکلات گوارشی گربه
 چالش‌های رابطه عاطفی
 درآمد از کارگاه‌های آنلاین
 طوطی‌های سخنگو
 انتخاب اسم خرگوش
 پست مهمان موفق
 حسادت در رابطه
 درمان اسهال سگ
 فروشگاه آنلاین محصولات خاص
 شیر برای گربه
 اپلیکیشن‌های پولساز
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • دانلود تحقیق-پروژه و پایان نامه – قسمت 16 – 5
  • دانلود منابع پژوهشی : مطالب درباره سازمان مبتنی بر نقاط مرجع استراتژیک- فایل ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع پایان نامه درباره رابطه بین فعالیت آنزیم های ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی قیمت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه درباره تعیین تأثیر انگیزش بر … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه با فرمت word : پژوهش های کارشناسی ارشد با موضوع نقش عوامل مرتبط با ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد اثر بخشی آموزش سبک زندگی سالم بر مبنای مدل بهداشت جهانی بر اضطراب ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد ارزیابی رابطه بین … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد بررسی رابطه عدالت … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد طراحی پروسه چیـدن و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان