سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی ارتباط بین فرسودگی شغلی و طلاق عاطفی بین ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲-۱-۲-۷-شرایط علی طلاق عاطفی
مطابق مدل الگویی اشتراوس و کوربین، شرایط علی به حوادث یا وقایعی دلالت می کند که به وقوع یا رشد پدیده ای منتهی می شود ((اشتراوس[۲۴] و کوربین[۲۵]، ۱۳۸۵، ص ۱۰۱) منظور از شرایط علی، وقایع مربوط به زندگی مشترک زن و مرد است که به وقوع یا رشد طلاق عاطفی می انجامد.
مطابق شکل ۲-۱، شرایط علی طلاق عاطفی در سه دسته نادیده گرفته شدن نیازها، انتظارات، و نظرات زن توسط مرد قرار گرفته اند. لازم به ذکر است برخی مقولات در بیش از یک دسته قرار گرفته اند، به عنوان مثال با بی توجهی مرد، زن هر سه مورد نادیده گرفته شدن نیازها، انتظارات و نظرات را تجربه کرده است.
شکل ۲-۱: شرایط علی طلاق (باستانی و همکاران، ۱۳۸۹).
۲-۱-۲-۸-شرایط علی طلاق
عدم تأمین نیاز عاطفی که به دلیل فقدان محبت یا عدم ابراز محبت است، منجر به سرد شدن رابطه زن و مرد و گسست عاطفی می شود. در مواردی فقدان محبت و عاطفه از سوی مرد و علاقه یک طرفه زن به همسرش از ابتدای زندگی مشترک و تبدیل تدریجی آن به نفرت می شود. در مواردی نیز عدم ابراز محبت کلامی و رفتاری مورد انتظار زن به دلیل نگرش متفاوت زن و مرد در زمینه ابراز محبت، می شود (باستانی و همکاران، ۱۳۸۹).
بی توجهی مرد به فعالیت های زن در زندگی مشترک، با ایجاد این تلقی در ذهن زن که همسرش قدردان تلاش‌های او در زندگی مشترک نیست، احساسات منفی زن نسبت به همسرش را افزایش داده و از این طریق در افزایش فاصله زن و مرد موثر است. بی توجهی مرد به ظاهر زن (آرایش و پوشش زن در منزل) نیز، به نوعی واکنش منفی مرد نسبت به دل‌ربایی زن محسوب می شود، که مرد به آن بی توجه است. در این صورت، زن نوعی نادیده گرفته شدن را تجربه می کند (باستانی و همکاران، ۱۳۸۹).
بی توجهی مرد به زن در مقایسه با توجه به دیگران و نیز بی توجهی به دلیل وابستگی بیش از حد مرد به خانواده خود، یکی از مدل های کیفیت زناشویی پایین در نظریه مارکز را، که الگوی وابستگی – فاصله ای نام دارد، به ذهن متبادر می سازد. در این الگو یک همسر ( اغلب زن) با زاویه همسری اش می آمیزد و بنابراین به آن وابسته است، در حالی که همسر دیگر با سومین زاویه مستقل خود درگیر است و بنابراین از رابطه زناشویی فاصله می گیرد (مارکز، ۱۹۸۹، ص۱۹). در اینجا درگیر شدن مرد با زاویه سوم که شامل دیگران از جمله خانواده خود بوده است، سبب فاصله گرفتن او از زاویه همسری شده و به این ترتیب در افزایش فاصله زن و مرد از یک دیگر و در نتیجه طلاق عاطفی موثر است (باستانی و همکاران، ۱۳۸۹).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

مشکلات ارتباطی، از جمله مقولات مهم است. عوامل مختلفی از جمله کم حرف بودن زن یا مرد، عدم اختصاص وقت توسط مرد برای گفت و گو، بی توجهی مرد به زن در حین گفت و گو و مشاجرت لفظی، با ایجاد اختلال در ارتباط کلامی زن و مرد، باعث کاهش صمیمیت و افزایش فاصله آن ها از یکدیگر است. هم چنین ضعف زن و مرد در برقراری ارتباط، نداشتن مهارت حل اختلافات و قهرهای مکرر و گاه طولانی مدت زن و مرد، با کاستن از تعاملات مثبت و افزایش تعاملات منفی همسران، موجب رنجش آنان از یکدیگر شده و به این ترتیب در ایجاد فاصله آنان از هم موثر است (باستانی و همکاران، ۱۳۸۹).
تفکر و نگرش ناهماهنگ زن و مرد نسبت به مسائل مختلف نیز از عواملی است که منجر به ایجاد مشاجره و تنش بین همسران و در نتیجه کاهش ارتباط مثبت آن ها است. هم چنین عامل مهم ناهماهنگی شخصیتی زن و مرد، به ویژه در برخی از ویژگی های شخصیتی مانند میزان برون گرایی، در ایجاد مشکل در رابطه آن ها موثر است (باستانی و همکاران، ۱۳۸۹).
عدم همدلی و هم راهی مرد با زن در موقعیت های دشوار شامل دوران بارداری، هنگام بیماری، و مواجه با مشکل و ناراحتی از عواملی است که از طریق دریافت نکردن حمایت از سوی همسر در موقعیت های مورد انتظار و در نتیجه ایجاد احساس تنهایی در زن، موجب افزایش فاصله زن و مرد است. در بسیاری موارد عدم درک مرد از موقعیت و روحیات زن، که توسط زنان بیشتر به صورت درک نکردن شرایط مطرح است، موجب عدم همدلی و هم راهی با زن است. مطابق نظریه نظم خرد (چلبی، ۱۳۷۵) در صورت ایجاد مشکل در هم دلی و هم گامی بین همسران در تعامل همسران اختلال ایجاد می شود که اختلال در بعد اظهاری تعامل همسران، از عوامل مهم ایجاد کننده طلاق عاطفی است (باستانی و همکاران، ۱۳۸۹).
عدم تعامل روحی مرد نیز از جمله مواردی است که در کاهش تعاملات موثر است. در چنین شرایطی زود عصبانی شدن و کنترل نداشتن بر خود، با ایجاد احساس اضطراب در زن، منجر به کاهش گفت و گو و تعامل همسران و در نتیجه افزایش فاصله آنها است (باستانی و همکاران، ۱۳۸۹).
بد دل و شکاک بودن مرد، و بی اعتمادی مرد یا زن به دلیل رازدار نبودن همسر، نیز با کاستن از صمیمیت کلامی همسران، در افزایش فاصله آنها موثر است. نارضایتی جنسی هم از جمله علل موثر در افزایش فاصله همسران است. نارضایتی جنسی به دلایل مختلف اهمیت ندادن مرد به رابطه جنسی، سردی مرد در رابطه، ناتوانی جنسی مرد، سردی زن در رابطه، نیاز غیر طبیعی مرد، و اختلاف زن و مرد در زمینه رابطه، با ایجاد اختلال در رابطه جنسی، رضایت زن و مرد از رابطه همسری را کاهش می دهد (باستانی و همکاران، ۱۳۸۹).
((نادیده گرفته شدن نیازها)) توسط مرد، از طریق عدم تأمین نیازهای زن، نقش مهمی در نارضایتی او از رابطه همسری و ایجاد طلاق عاطفی دارد. ((نادیده گرفته شدن انتظارات)) زن توسط مرد، منجر به عدم تأمین انتظارات او از مرد و رابطه همسری و در نتیجه دل زدگی او از رابطه همسری می شود. (( نادیده گرفته شدن نظرات )) زن توسط مرد نیز با ایجاد این احساس در زن که همسرش در زندگی مشترک، برای او جایگاهی شایسته او قائل نیست و به او بی توجه است، موجب نارضایتی زن و افزایش فاصله او از مرد می شود (باستانی و همکاران، ۱۳۸۹).
۲-۱-۲-۹-شرایط میانجی طلاق عاطفی
مطابق مدل الگویی اشتراوس و کوربین، شرایط میانجی شرایط کلی و وسیع تری هستند که بر چگونگی کنش/کنش متقابل اثر می گذارند و عبارت از زمان، فضا، فرهنگ، پایگاه اقتصادی، سطح تکنولوژی، شغل، تاریخچه و وقایع زندگی فرد است (اشتراوس و کوربین، ۱۳۸۵، ص ۱۰۴) منظور از شرایط میانجی، شرایط کلی و وسیع تری مانند فرهنگ، پایگاه اقتصادی، شغل، تاریخچه زندگی فردی و خانواده زن و مرد است که بر طلاق عاطفی اثر می گذارد (باستانی و همکاران، ۱۳۸۹).
۲-۱-۲-۱۰-شرایط میانجی خانوادگی
دخالت خانواده ها در زندگی فرزندشان عاملی است که به صورت های گوناگون از چمله با ایجاد تنش در رابطه زن و مرد، در افزایش فاصله آنها از یکدیگر موثر است. ناهماهنگی خانواده ها در زمینه فرهنگی و اقتصادی هم از عوامل موثر بر بروز مشکل در زندگی مشترک زن و مرد است. اختلاف سطح اقتصادی خانواده زن و مرد، با ایجاد اختلاف در سطح انتظارات مالی زن و مرد، موجب بروز تنش و مشکلات در روابط همسران است. ناهماهنگی در زمینه فرهنگی نیز، از طریق تفاوت در نگرش ها، و آداب و رسوم، منجر به بروز اختلاف و افزایش فاصله همسران است (باستانی و همکاران، ۱۳۸۹).
۲-۱-۲-۱۱-شرایط میانجی فردی
بحران های مالی ناشی از مشکلات شغلی مرد، با افزایش مشغله کاری و ذهنی مرد و در نتیجه کاهش توجه او به همسر و زندگی مشترک، نقش مهمی در افزایش فاصله همسران از هم است. عدم ثبات شغلی نیز از طریق ایجاد فشار اقتصادی، بر روحیه مرد و در نتیجه رابطه همسری موثر است. دوری زن و مرد از هم، به دلیل کار کردن مرد در شهر دیگر، نیز از عوامل افزایش فاصله همسران است (باستانی و همکاران، ۱۳۸۹).
اعتیاد مرد به مواد مخدر و ازدواج مجدد مرد نیز از عوامل موثر بر دوری عاطفی مرد از همسر و افزایش نارضایتی زن است (باستانی و همکاران، ۱۳۸۹).
۲-۲- پیشینه‌ پژوهشی
۲-۲-۱- پیشینه‌ داخلی
امیری، اسدی و راغب (۱۳۹۰)، در پژوهشی با عنوان وضعیت فرسودگی شغلی در میان کارکنان بانک و ارائه راه کارهای بهبود وضعیت آن نتیجه گرفتند که فرسودگی شغلی در وضعیت تأمل برانگیز قرار داشته و ضرورت دارد مدیریت به عوامل ایجاد این وضعیت که احساس خستگی و فشار شغلی و ارزیابی منفی از عملکرد خود از مهم‎ترین آ‎ن‎ها هستند توجه نماید. همچنین نتایج پژوهش نشان می‎دهد، متغیرهای جنسیت، وضعیت تأهل، تعداد فرزندان، مدرک تحصیلی، استان محل خدمت و سابقه‎ی کار نیز بر میزان فرسودگی شغلی کارکنان تأثیر دارند.
آزادی، سهامی، قهرمانی و قلی پور (۱۳۸۹)، در پژوهشی با عنوان ارزیابی عوامل اجتماعی زمینه ساز طلاق عاطفی در میان کارکنان زن شرکت بهره برداری نفت گچساران نشان دادند که عوامل پوشش و ظاهر نا آراسته همسر، عدم رضایت جنسی، رسیدگی بیش از حد همسر به فرزند تأیید و عوامل عدم پایبندی به ارزش های دینی، عدم بهداشت فردی، میزان ساعات کاری رد شدند.
پورافکاری و گردافشاری (۱۳۸۸)، تحقیقی با عنوان بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر وقوع طلاق در شهرستان بندرعباس به انجام رسانیده اند. نتایج به دست آمده از پژوهش نشان می دهد بیکاری، اعتیاد، مهاجرت، پایگاه اقتصادی- اجتماعی پایین بر طلاق تأثیرگذار است. …
طلایی، مخبر، محمدنژاد و ثمری (۱۳۸۷)، در پژوهشی با عنوان فرسودگی شغلی و عوامل وابسته به آن در کارکنان بیمارستان های دانشگاهی مشهد نتیجه گرفتند که فرسودگی شغلی در عملکرد خانوادگی و فردی مؤثر است و نقش حمایتی خانواده باعث کاهش فرسودگی شغلی می شود.
قهرمانی (۱۳۸۵)، در پژوهش خود تحت عنوان بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر طلاق سرد در میان پزشکان و پرستاران شهرستان گچساران به این نتیجه رسید که تعلق داشتن زوجین، اثر شغل، ساعات کاری زوجین و … می توانند رابطه متقابلی با طلاق سرد داشته باشند.
نریمان وند (۱۳۸۴)، در مورد بررسی شیوع طلاق عاطفی بین همسران افراد معتاد پژوهشی در مرکز بازتوانی بهزیستی کرج به انجام رساند که هدف آن ر بررسی تأثیر اعتیاد بر طلاق عاطفی دانست.
بهاری و صابری (۱۳۸۳)، در پژوهشی تحت عنوان مقایسه عملکرد خانوادگی زوج های در حال طلاق و زوج‌های غیرمطلقه به این نتیجه رسیدند که عملکرد خانواده نقش بسزایی در وقوع طلاق دارد.
بنی جمالی و همکاران (۱۳۸۲)، در پژوهشی با عنوان ریشه یابی علل از هم پاشیدگی خانواده ها در رابطه با ویژگی‌های روانی، اجتماعی دختران و پسران قبل از ازدواج به بررسی خصوصیات فرهنگی و شخصیتی زوجین پرداخته اند و نتیجه گرفته اند که فقر اقتصادی، پایین بودن سطح شغلی، دخالت اطرافیان و … از عوامل تهدید‌کننده زندگی مشترک زوجین بوده است.
۲-۲-۲- پیشینه‌ خارجی
المالکی و همکاران[۲۶] (۲۰۱۲)، در پژوهشی در منطقه جازان، عربستان سعودی نشان دادند که پاسخ دهندگان از زندگی کاری خود ناراضی هستند.The major influencing factors were unsuitable working hours, lack of facilities for nurses, inability to balance work with family needs, inadequacy of vacations time for nurses and their families, poor staffing, management and supervision practices, lack of professional development opportunities, and an inappropriate working environment in terms of the level of security, patient care supplies and equipment, and recreation facilities (break-area). مهم‌ترین عوامل مؤثر عبارت بودند از: ساعات کار نامناسب، کمبود امکانات برای پرستاران، عدم توانایی به تعادل کار با نیازهای خانواده، ناکافی بودن زمان تعطیلات برای پرستاران و خانواده‌های آن‌ ها، نیروی انسانی ضعیف، مدیریت و شیوه‌های نظارت، فقدان فرصت‌های توسعه حرفه‌ای و نامناسب محیط کار در شرایط سطح امنیت، مراقبت از بیمار و تجهیزات و امکانات تفریح ​​و سرگرمی.Other essential factors include the community’s view of nursing and an inadequate salary.
لوسا آیگلسیاس[۲۷] و همکاران (۲۰۱۰)، در پژوهشی با عنوان میزان فرسودگی شغلی پرستاران نشان دادند که بخش‌های ویژه خستگی عاطفی را در سطح بالا و مسخ شخصیت را در سطح متوسط می باشد.
شرما[۲۸] و همکاران (۲۰۰۶)، در پژوهشی با تأکید بر اثرات منفی فرسودگی شغلی نشان دادند که فرسودگی شغلی بر مشکلات خانوادگی و زناشویی، ترک حرفه و استفاده از مواد مخدر و الکل تأثیر دارد.
کالمگلو و کسکین[۲۹] (۲۰۰۶)، در پژوهشی نشان دادند که میزان فرسودگی شغلی کارکنان مراقبت سلامت در خدمات اورژانس ۵/۳۲% بوده است.
میرجانا[۳۰] و همکاران (۲۰۰۶)، در مطالعه ای که تحت عنوان بررسی میزان فرسودگی شغلی در یک شغل پراسترس که در میان کارکنان مراقبت ویژه در کرواسی انجام دادند میزان متوسطی از خستگی هیجانی و مسخ شخصیت را بیان کرده اند.
لوپز[۳۱] و همکاران (۲۰۰۵)، در تحقیق خود میزان فرسودگی شغلی پرستاران در ابعاد خستگی هیجانی و مسخ شخصیت را باالا و در بعد کفایت شخصی، پایین گزارش کرده اند.
ابوالرباب[۳۲] (۲۰۰۴)، در مطالعه ای نشان داد که حمایت های مدیران منجر به عملکرد شغلی بهتر و پیشگیری از فرسودگی شغلی می شود.
هارتر[۳۳] و همکاران (۲۰۰۳)، در پژوهشی نشان دادند که محل کار و فرسودگی شغلی مستقل از هم نیستند.
فراتحلیلی که توسط تت[۳۴] و همکاران (۲۰۰۳)، صورت گرفته نشان داده است که ویژگی‌های شخصیتی، پیش‌بینی کننده‌های خوبی برای فرسودگی شغلی هستند.
فصل سوم
روش تحقیق
به طور کلی هر تحقیق ابتدا درپی طرح مساله یا مشکلی مطرح می شود که سوالات زیادی را در ذهن محقق ایجاد می کند و موجب پیدایش فرضیاتی می شود. پژوهشگر با جمع آوری اطلاعات و آمار مورد نیاز و تجزیه و تحلیل آنها، به پاسخ به سوالات پژوهشی و تایید و یا رد فرضیات مطرح شده می پردازد. لذا جمع آوری اطلاعات و چگونگی تجزیه وتحلیل آنها از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و به عنوان یک مقوله از فرایند علمی است که نظریه ها در قالب آمار و ارقام علمی تجلی می یابد، ثمره آن به صورت کمی جلوه گر شده و مدل نظری تحقیق قابل سنجش و محاسبه می شود.
به همین منظور در این فصل با در نظر گرفتن هدف تحقیق، روش تحقیق مشخص شده و با انتخاب جامعه آماری و نمونه مشخص و توزیع پرسشنامه به جمع آوری اطلاعات پرداخته تا بتوان روابط بین متغییر های تحقیق را از دیدگاه شرکت کنندگان در مطالعه کشف و شناسایی کرد.
۳-۱- روش تحقیق
روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی می باشد و از لحاظ هدف کاربردی می باشد. زیرا کلیه متغیرهای مورد بحث به کمک مطالعات میدانی و در وضعیت طبیعی و در میدان ازمایش موردبررسی قرار می‌گیرد وبراساس مشاهدات واقعی، اطلاعات مورد نیاز برای انجام این تحقیق فراهم می‌شود.
تحقیقات توصیفی: این تحقیق وضع موجود را بررسی می کند وبه توصیف منظم وضعیت فعلی آن می‌پردازد و ویژگی هاوصفات آن را مطالعه ودر صورت لزوم ارتباط بین متغیرها را بررسی می نماید.
تحقیقات همبستگی:در این تحقیق محقق می خواهد بداند که آیا بین دوگروه اطلاعات، رابطه وهمبستگی وجود دارد یا خیر. یعنی اینکه تغییر دریکی با تغییر در دیگری همراه است یا خیر(خلیلی شورینی، ۱۳۸۳ ).

نظر دهید »
پایان نامه با فرمت word : پژوهش های کارشناسی ارشد با موضوع نقش عوامل مرتبط با ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۵-۲-۲- پاسخ به سئوال دوم تحقیق

سئوال دوم تحقیق عبارت بود از : وضعیت عوامل اصلی مرتبط بر توسعه کارآفرینی در تعاونی­های گردشگری چه می­باشد؟
در این تحقیق برای نقش عوامل مرتبط با توسعه کارآفرینی در تعاونی­های گردشگری استان مازندران، از نتایج مرور مبانی نظری و مطالعات پیشین تحقیق (نتایج پژوهش­های داخلی و خارجی مشابه) و مصاحبه با خبرگان موضوع استفاده گردید. مطابق نتایج این مطالعات کتابخانه­ای و میدانی عوامل مرتبط بر توسعه کارآفرینی در تعاونی­های گردشگری استان مازندران عبارتند از شش عامل :

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

عامل محیطی و نهادی: این عامل زمینه­ ساز کارآفرینی در تعاونی­های گردشگری، محیط تصمیم ­گیری و نهادهای مربوط حاکم بر این محیط می­باشند و با مؤلفه ­هایی چون استقرار آموزش، تحقیق و توسعه، شبکه ­های کارآفرینی و محیط­های حمایتی، حمایت­های حرفه­ای و حمایت از نهادهای آموزشی، حمایت تکنولوژیک و تحقیق، سیستم حمایت خدماتی و سازمانی اندازه گیری می شوند.
عامل سیاست­ها و محیط­های قانونی: این عامل چارچوب سیاست گذاری و حمایت­های دولتی ، تعاونی های گردشگری را شامل می شود و با مؤلفه ­هایی چون سیاست­های حمایتی دولت از کارآفرینی تعاونی­های گردشگری (همانند حمایت بیمه­ای ، حمایت مشاوره­ای) و ترتیبات قانونی مناسب کارآفرینی تعاونی­های گردشگری (همانند ایجاد بسترهای قانونی و شفاف نمودن قوانین مرتبط) سنجیده می شود.
عامل اقتصادی: این عامل تسهیلات و قوانین مالیاتی و حمایت­های مالیاتی و سرمایه- گذاری مرتبط با تعاونی­های گردشگری­ها را شامل می­ شود و با مؤلفه ­هایی چون حمایت از سرمایه گذاری مخاطره آمیز و دسترسی به وام و سرمایه و حمایت های مالی و اعتباری سنجیده می شوند.
عامل فرهنگی- اجتماعی: این عامل مرتبط با فرهنگ جامعه در خصوص کارآفرینی و هنجارهای اجتماعی در این خصوص می باشد و با مؤلفه هایی چون حمایت فرهنگی، هنجارهای اجتماعی ، فرهنگ کارآفرینی مشوق سنجیده می شود.
عامل زیرساخت­ها: این عامل مربوط به شرایط و بسترها و زیرساخت های فیزیکی می باشد که نبود و یا کمبود آنها مانع توسعه کارآفرینی در تعاونی های گردشگری است و یا روند آنها را آهسته می کند. زیر ساخت­های کارآفرینانه عناصری همچون تسهیلات و امکانات زندگی (آب ، برق، جاده و… )، خدمات و عوارض می باشند که بر کسب و کار و توسعه آنها در ارتباط می­باشند.
عامل ویژگی­های فردی: علاوه بر موارد مذکور بر توسعه تعاونی­های گردشگری، ویژگی­ها و شاخص­ های شخصیتی، روانشناختی و اجتماعی کارآفرینان بسیار مهم است که ماهیت غالب آنها ذاتی است و در برخی زمینه­ ها از طریق اکتساب موارد دیگری تقویت و پررنگ تر می­ شود. این عامل با مؤلفه ­هایی چون برخورداری از دانش تخصصی کارآفرینی گردشگری، آموزش مهارت کارآفرینی گردشگری، برخورداری از تجربه، قصد و انگیزه کارآفرینی، درک امکان­پذیری کارآفرینی، توفیق طلبی، هوشیاری و خلاقیت کارآفرینانه، احساس تعلق، ریسک پذیری، همکاری و مشارکت، تشخیص فرصت­های گردشگری اندازه گیری می شود. مطابق با نتایج تجزیه و تحلیل آزمون t تک نمونه ­ای ، از نظر پاسخگویان، از ۴۱ مؤلفه شناسایی شده برای توسعه کارآفرینی در تعاونی­های گردشگری ۳۴ مؤلفه در شش عامل نهادی و محیطی، سیاست­ها و رویه­های قانونی، اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، زیرساختی و ویژگی های فردی مورد موافقت نمونه آماری برای توسعه کارآفرینی در تعاونی­های گردشگری استان مازندران بوده است.

۵-۲-۳- پاسخ به سئوال سوم تحقیق

سئوال سوم تحقیق عبارت بود از : رتبه ­بندی (اولویت­ بندی) عوامل مرتبط بر توسعه کارآفرینی تعاونی­های گردشگری چه می­باشد؟
در این تحقیق جهت بررسی رتبه عوامل اصلی و مرتبط بر کارآفرینی در تعاونی های گردشگری از آزمون فریدمن بر روی داده ­های حاصل از نظرات پاسخگویان استفاده گردید. مطابق نتایج این آزمون اولویت عوامل اصلی مرتبط بر توسعه کارآفرینی در تعاونی­های گردشگری استان مازنداران به ترتیب عبارت است از عامل زیرساخت ها، عامل اقتصادی، عامل اجتماعی – فرهنگی، عامل سیاست و رویه­های قانونی ، عامل ویژگی های فردی و در نهایت عامل نهادی و محیطی.
همچنین در خصوص عوامل اصلی مرتبط بر توسعه کارآفرینی در تعاونی­های گردشگری مطابق با آزمون فریدمن مؤلفه­ های احداث زیرساخت­های بهداشتی در شهرها و روستاهای استان، وجود امنیت عمومی در منطقه و بهبود وضعیت جاده­ها و فرودگاه­ها در استان بیشترین اولویت را بر توسعه کارآفرینی در تعاونی­های گردشگری استان مازندران دارد و همچنین از نظر پاسخگویان کمترین اولویت را بر توسعه کارآفرینی در تعاونی­های گردشگری استان مازندران، مؤلفه­ های تأسیس دفاتر خدمات مسافرتی در مراکز شهرستان، اختصاص فضا و مکان کافی در منطقه برای ایحاد کسب و کارهای مرتبط با تعاونی­های گردشگری و میزان ریسک پذیری اعضای تعاونی دارد.

۵-۲-۴- مقایسه دستاوردهای تحقیق با مطالعات مشابه

همانطور که مشاهده شد مطابق نتایج این تحقیق از عوامل مرتبط برای بهبود کارآفرینی تعاونی­های گردشگری ، عوامل نهادی و محیطی، سیاست­ها و رویه­های قانونی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، زیرساخت­ها و ویژگی­های کارآفرینانه می باشد. با مرور مطالعات مشابه داخلی و خارجی مشاهده می­ شود که نتایج حاصل با نتایج محققان دیگر هم خوانی دارد.
به طوری که در خصوص ارتباط عوامل نهادی و محیطی رکن الدین افتخاری و همکاران (۱۳۹۳) به این نتیجه دست یافت که فراهم بودن شرایط محیطی و نهادی می ­تواند تقویت کننده­ این امر باشد تا ساکنین علاقمند و دارای روحیه کارآفرینی بتوانند ایفای نقش کرده و ظرفیت­های خود را برای کارآفرینی گردشگری به کار گیرند. همچنین کومپولا (۲۰۱۴) در مطالعه خود به این نتیجه رسید که در توسعه توریسم روستایی فنلاند نقش شهرداری ­ها بسیار پررنگ می باشد.
در خصوص ارتباط سیاست­ها و رویه­های قانونی بر توسعه کارآفرینی، صالحی (۱۳۸۱) هم به این نتیجه دست یافته بود که سیاست­هایی که فرد کارآفرین با آن در محیط خود روبرو می­باشد بر تقویت فضای نوآوری و افزایش انجام فعالیت­های کارآفرینانه وی تأثیر می­ گذارد.
همچنین نتیجه ارتباط عوامل اقتصادی بر بهبود کارآفرینی در تعاونی­های گردشگری با نتایج مطالعات رکن الدین افتخاری و همکاران (۱۳۹۳) و آگلی مرزیجرانی و همکاران (۱۳۹۰) همخوانی دارد. مطابق نتایج مطالعه رکن الدین افتخاری و همکاران (۱۳۹۳) از دیدگاه صاحب نظران در شهرستان فیروزکوه مهمترین عامل تأثیرگذار بر کارآفرینی گردشگری عامل اقتصادی است. لذا مطابق نتایج این تحقیق در توسعه کارآفرینی گردشگری در شهرستان فیروزکوه عامل اقتصادی مثل وجود سرمایه مالی کافی، وام­های کم بهره،یارانه­های دولتی، حمایت­های بیمه­ای و مشاوره­ای و …. از پایه­ های اساسی برای شکل­ گیری کارآفرینی بوده می­باشد. همچنین آگلی مرزیجرانی و همکاران (۱۳۹۰) در مطالعه خود به این نتیجه دست یافتند که جهت توسعه گردشگری در استان مرکزی بایستی حمایت­های مالیاتی و سرمایه ­گذاری کافی از شرکت­های گردشگری به عمل آید.
در خصوص ارتباط عامل اجتماعی و فرهنگی بر توسعه کارآفرینی در تعاونی های گردشگری آگلی مرزیجرانی و همکاران (۱۳۹۰)، صالحی (۱۳۸۱) هم به این نتیجه در خصوص تأثیر فرهنگ بر توسعه کارآفرینی در تعانی­های گردشگری رسیدند. آگلی مرزیجرانی (۱۳۹۰) در مطالعه خود به این دست یافت که در استان مرکزی مشارکت مردم محلی در بعد مدیریتی، آگاه­سازی و مطلع کردن مردم محلی جهت تعامل با طبیعت­گردها در بعد اجتماعی و فرهنگی و مؤلفه وقوف اعضای تعاونی به نقش­های دوگانه اقتصادی- اجتماعی تعاونی­ها در فعالیت­های طبیعت­گردی روستایی در بعد بوم­شناختی، دارای بیشترین اهمیت در توسعه تعاونی های گردشگری می باشند. همچنین صالحی (۱۳۸۱) در مطالعه خود به این نتیجه دست یافت که فرهنگ در توسعه کارآفرینی دارای اولویت و اهمیت می­باشد.
از طرف دیگر آگلی مرزیجرانی و همکاران (۱۳۹۰) هم به این نتیجه رسید که از عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری در استان مرکزی توسعه عوامل رفاهی و زیرساخت­های آن می باشد.
در نهایت ارتباط ویژگی­های شخصیتی کارآفرین همچون خلاقیت، تجربه کاری در توسعه تعاونی­های گردشکری هم در مطالعات رکن الدین افتخاری و همکاران (۱۳۹۳) مقیمی و همکاران (۱۳۸۷)، عابدی (۱۳۸۱) و کومپولا (۲۰۱۴) تأکید شده است. رکن الدین افتخاری و همکاران (۱۳۹۳)، در مطالعه­ ای خود به این نتیجه دست یافته اند که در توسعه کارآفرینی گردشگری ویژگی­های فردی و اجتماعی همچون روحیه و اندیشه­ی کارآفرینانه تأثیر ویژه­ای دارد. همچنین مقیمی و همکاران (۱۳۸۷) در مطالعه خود به این نتیجه دست یافتند که مهارت­ های کارآفرینان در سه دسته مهارتهای شخصی(نوآوری، ریسک پذیری، پذیرفتن چالش­ها و جستجوی فرصت­ها در تغییر)، مهارت های ارتباطی( تعامل مؤثر با دیگران، مذاکره و چانه­زنی، نفوذ و رهبری اثربخش) و مهارتهای فرایندی (توانایی در برنامه­ ریزی و سازماندهی، توانایی در اجرای برنامه، توانایی در تجزیه و تحلیل محیط) در توسعه کارآفرینی نقش ویژه­ای دارد. عابدی (۱۳۸۱) هم در تحقیق خود به این نتیجه رسید که ویژگی های شخصیتی کارآفرینان همانند خلاقیت، انگیزۀ پیشرفت، تمایل به ریسک­پذیری، عزم و پشتکار و استقلال­طلبی ، از عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی می باشد. در نهایت کومپولا (۲۰۱۴) در مطالعه خود به این نتیجه رسیده است که ویژگی­های کارآفرینان همانند نوآوری، تعهد و ریسک پذیری مهترین عامل اثر گذار بر توسعه کارآفرینی بر گردشگری روستایی می باشد.

۵-۳- نتیجه گیری

با توجه به مباحث مطرح شده جهت توسعه کارآفرینی در تعاونی­های گردشگری در استان مازندران نتایج زیر ارائه می شود :
توسعه صنعت گردشگری به طور اعم و توسعه تعاونی­های گردشگری امری است که نیازمند عزم و اراده راسخ تمامی مردم و دست اندر کاران و مسئولان است. از این رو سرمایه گذاری در زمینه انسجام فعالیت­های آموزشی و اطلاع رسانی به مردم و برقراری ارتباط نزدیک بین مردم و مسئولان به عنوان مهمترین گام در این مضوع تلقی می­گردد.
با توجه به اهمیت توسعه کارآفرینی در تعاونی­ های گردشگری، مدیران و برنامه­ ریزان بخش گردشگری و تعاون برای پیشرفت این صنعت و توسعه پایدار اقتصادی استان مازندران می­بایست مواردی چون ارائه تسهیلات ویژه برای تعاونی­های گردشگری، حمایت از تعاونی­ها در هنگام بروز مشکلات طبیعی، ارائه اقلام مورد نیاز تعاونی­ها با تسهیلات بیشتر و نظایر آن را در نظر بگیرند.
ایجاد و توسعه یک گروه کارشناسی فرابخشی از محققان و برنامه­ ریزان جهت توسعه برنامه­ ها و یکپارچه­سازی فعالیت­های اجرایی دستگاه­های دولتی مرتبط با بحث گردشگری استان در نهادهایی نظیر استانداری یا اداره کل تعاون استان، می تواند از عوامل گسترش کارآفرینی در تعاونی­های گردشگری در مازندران باشد.
برای تقویت تعاونی­های گردشگری در استان مازندران برگزاری دوره­ های تقویت مدیریتی و توانمندسازی مدیران جهت اداره کارآمد تعاونی­های گردشگری می باشد.
حضور قوی و مؤثر وزرات تعاون در تشکیل تعاونی­های گردشگری جهت تأمین مالی، اداره و برنامه­ ریزی در سال­های اولیه و کاهش حضور آن در طول زمان و واگذاری سهام به مردم منطقه از جمله دیگر مواردی می­باشد که بر توسعه کارآفرینی در تعاونی­های گردشگری ارتباط دارد.
آموزش و بهبود توان اعضای تعاونی در تقویت آداب و رسوم و صنایع محلی با هدف کاهش آثار و پیامدهای نامطلوب ناشی از رواج گردشگری و آموزش و توجیه مردم محلی در جهت استقبال و رغبت به پذیرش گردشگران و تعاملات سازنده با گردشگرها از عواملی می­باشند که بر توسعه کارآفرینی در تعاونی­های گردشگری استان مازندران ارتباط دارند.
تدوین ضوابط مشخص جهت ایجاد همکاری­های رسمی بین تعاونی­های گردشگری و سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و تقویت ارتباط بین تعاونی گردشگری کشور با سازمان جهانی گردشگری جهت اخذ کمک­های فنی، ارتباطات و اطلاعات، اخذ وام و اعتبار، تبادل آمار و فعالیت­های تبلیغاتی از دیگر عوامل توسعه کارآفرینی در تعاونی­های گردشگری می باشد.
توسعه تعاملات تعاونی­های گردشگری با سازمان­هایی مانند بنیاد مسکن، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت تعاون، سازمان محیط زیست و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و غیره با هدف تقویت زیرساخت­های گردشگری می ­تواند نقش بسزایی در گسترش تعاونی­های گردشگری در استان باشد.
احداث زیرساخت­های بهداشتی در شهرها و روستاهای کشور، تأمین و بهبود امنیت عمومی در مناطق گردشگری، بهبود وضعیت جاده ها و فرودگاه­ها ، احداث مجتمع­های خدماتی رفاهی بین راهی در مسیرهای اصلی شهرستان­های کشور و کمک به ایجاد استراتژی بهینه برای قیمت­ گذاری هتل­ها و سایر خدمات نقش بسزایی در بهبود زیرساخت­های گردشگری و در نتیجه توسعه کارآفرینی در تعاونی­های گردشگری دارد.
با توجه به اینکه احداث تأسیسات اقامتی، خصوصا هتل­های ۳ ستاره، ۴ ستاره، ۵ ستاره سرمایه گذاری های زیادی را طلب می­ کند فرهنگ احداث اقامتگاه­های کوچک و ارزان قیمت به صورت تعاونی شود تا از این طریق مشکل کمبود تأسیسات مقدماتی رفع شود.
همچنین در برخی مکان­های توریستی که بازدید از آنها به صورت فصلی و دوره ای است و ساخت اقامتگاه ها و واحدهای اقامتی چندان مقرون به صرفه نیست، در محوطه­هایی که از لحاظ ایمنی و بهداشتی مناسب هستند اردوگاه­هایی به صورت تعاونی احداث شوند و چادرهای بهداشتی نصب گردد تا از این طریق معضل اقامتگاه و محل استراحت گردشگران در زمان بازدید حل شود.
منابع و ماخذ
منابع و ماخذ:
آگلی مرزیجرانی، ا، قلی نیا، ج، تقدیسیی، ا: امکان سنجی پیاده سازی، توسعه و تقویت طبیعت گردی (اکوتوریسم) روستایی توسط تشکلهای تعاونی در سطح استان. نشریه تعاون، سال بیست و دوم، شماره ۷، ص­ص ۶۵-۸۷، ۱۳۹۰٫
اداره کل تعاون استان گیلان: امکان­سنجی ایجاد تعاونی­های گردشگری، ۱۳۸۶٫
احمد پور داریانی، م: کارآفرینی و نقش آن در اقتصاد ملی. مجموعه مقالات همایش کارافرینی و فناوری های پیشرفته تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۰٫
احمدپورداریانی، م، امیر، ع: نقش و جایگاه کارآفرینی در نیل به رشد و توسعه اقتصادی، مجله اقتصادی، شماره ۶۹ و ۷۰ ، ص­ص ۵-۲۲ ، ۱۳۸۶٫
ابوالحسنی، ف، کیانی، ص، موسوی، م: تدوین استراتژی توسعه گردشگری در مناطق کویری و بیابانی (مطالعه موردی شهرستان کویری خور و بیابانک)، مجله علمی- پژوهشی آمایش سرزمین، دوره چهاردهم، شماره دو ، ص­ص ۱۴۱-۱۶۱، ۱۳۹۱٫
احمد امینی، ز، امانی تهران، م، ابراهیم سقزجی، م: شناسایی عوامل موثر بر توسعه کارافرینی با رویکرد زنجیره ارزش، فصلنامه توسعه تکنولوژی صنعتی، شماره چهارده، ص­ص ۳۶ – ۴۷، ۱۳۸۹٫
استاد حسین، ر: صنعت گردشگری و جنبه های اقتصادی آن. نشریه های تازه های اقتصادی، شماره ۹۰، ص­ص ۸-۲۵، ۱۳۷۹٫
باهر، ح: دگر اندیشی پیرامون گردشگری (ایرانگردی و جهانگردی). فصلنامه مطالعات مدیریت، شماره ۲۰، ص ص ۹۳-۱۰۸، ۱۳۷۷٫
تولایی، س: مروری بر صنعت گردشگری، انتشارات دانشگاه تربیت معلم، تهران، ۱۳۸۶٫
جعفرزاده، م، بازرگان، ع: تحلیل وعامل مؤثر در کارآفرینی دانش‌آموختگان دانشگاه تهران. فصلنامه فرهنگ مدیریت، سال دوم، شماره هفتم، ص­ص ۵-۲۲، ۱۳۸۳٫
چراغعلی، م: بررسی و شناخت موانع موجود در توسعه کارآفرینی بخش صنعت و کشاورزی استان گلستان. سازمان صنایع و معادن استان گلستان، ۱۳۸۳ .
حاجی نژاد، ع، پورطاهری، م، احمدی، ع: تاثیرات گردشگری تجاری بر توسعه کالبدی فضایی مناطق شهری مطالعه موردی: شهر بانه. پژوهش های جفرافیایی انسانی، شماره ۷۰، ص­ص ۹۱-۱۰۹، ۱۳۸۸٫
حبیب پور، ک، عنبری، م، گنجی، ا: تعاونی­های گردشگری، پدیده­ای نوین در توسعه صنعت توریسم (مطالعه موردی استان مازندران). نشریه تعاون، دوره جدید، شماره ۱۴۲، ص­ص ۵۸-۶۵، ۱۳۸۳٫

نظر دهید »
نگارش پایان نامه درباره ژئوپلیتیک آسیای مرکزی و علائق ایالات ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲۳۰ KV

۳

مشهد ـ مرو (در دست مطالعه)

۳۵۰ کیلومتر

۴۰۰ KV

منبع: http: //db.iranenergy.ir
۳ – ۴ – ۴ وجود علائق و پیوندهای فرهنگی و اشتراکات تاریخی
فروپاشی شوروی نقطه عطفی دیگری از لحاظ تمرکز بر رویکرد تمدن فرهنگی و تاریخی در سیاست خارجی ایران به حساب می آید. ظهور کشورهای تازه استقلال یافته در آسیای مرکزی و قفقاز که به لحاظ تاریخی – تمدنی و همچنین فرهنگ اسلامی به نوعی با ایران و خاورمیانه وصل می شوند، شرایطی را فراهم کرد تا ایران نگاه به مناطق شمالی و شرقی را برای اولین بار در اولویت سیاست خارجی خود قرار دهد. در سرتاسر دهه ۱۹۹۰ صاحب نظران مطالعات سیاست خارجی ایران مشغول بحث و بررسی راه های نزدیکی ایران با کشورهای این منطقه و به طور کلی ضرورت حضور فعال ایران بر این مناطق در این دوران دور جدیدی از رقابت های سیاسی، اقتصادی – امنیتی و فرهنگی بین ایران و دیگر بازیگرن مهم منطقه همچون روسیه و ترکیه در آسیای مرکزی و قفقاز به همان اندازه نقش این بازیگران را در سیاست خارجی و منافع ملّی ایران باز تعریف کرد (برزگر، ۱۳۸۸: ۲۷). ویژگی محوری موقعیت جمهوری اسلامی ایران، این امتیاز ژئوپلیتیکی را برای این کشور فراهم آورده است تا با ایفای نقش اتصالی، نقشی برتر را در دو منطقه حساس ایفا نماید تا علاوه بر برخورداری از امتیازات ژئوپلیتیکی، بتواند بر ارتقای جایگاه خود در رقابتهای منطقه ای بر سر قدرت برتر بیفزاید. امروزه اساتید جمعیّت شناس و علوم سیاسی و حتی عامه مردم، مهمترین تجانس ساختاری را بین ایران و کشورهای آسیای مرکزی زبان و گویش فارسی می دانند و این مطلب را به عنوان مثلث کشورهای فارسی زبان معرفی می کنند، در حالی که با یک بررسی علمی می توان دریافت که گستره تجانسهای ساختاری ایران با کشورهای این منطقه در حوزه عملکردی مشترک تمدنی فارسی، ایرانی و اسلامی، فلاسفه، عُرفا و ادیبان و شعرای بسیاری از بنیانگداران علم و ادب فارسی و اسلامی بودند یا از این خطّه برخواسته یا به مراکز تمدنی آمده اند، مانند فارابی[۵۹]، مسعود خُجندی[۶۰] و رودکی[۶۱] و یا دارای خواستگاه حوزه تمدنی ایران بوده به آنجا رفته و مانده اند مانند شیخ یوسف همدانی[۶۲]، سید جمال الدین اسدآبادی[۶۳] و امام بخاری (حافظ نیا و دیگران، ۱۳۸۶: ۱۰۴). همواره پیوندهای فرهنگی از چیوندهای اقتصادی و یا جغرافیایی قویتر عمل می کنند و به شهادت عامل فرهنگ قویتر از عوامل در نزدیک ساختن انسانها عمل می کند. تاکید بر این عوامل می تواند برای کشور جمهوری اسلامی ایران در آسیای مرکزی فوق العاده مهم باشد. این در حالی است که ایالات متحده آمریکا با فاصله جغرافیایی بسیار خود با مجموع کشورهای آسیای مرکزی، فاقد کوچکترین پیوندهای فرهنگی را با این کشورها است و این برای جمهوری اسلامی ایران در برابر حضور ایالات متحده آمریکا یک امتیاز به حساب آید. تاجیکستان از گذشته های بسیار دور در حوزه فرهنگی ایرانی و در حقیقت بخشی از تمدن ایرانی قرار داشته است. شکوفایی مجدد فرهنگ و ادب ایرانی – اسلامی بعد از تسلط اعراب و با به قدرت رسیدن سامانیان مهد فرهنگ و ادب ایرانی تاجیکی بوده است. دانشمندان ایرانی بسیار ازجمله ابوعلی سینا از کتابخانه های شهر بخارا استفاده کرده اند. دلبستگی به میراث فرهنگی، ادبی و ایرانی- اسلامی و علاقمند به شخصیت های ادبی فارس همچون ابوالقاسم فردوسی، عبدالرحمن جامی، شیخ اجل، حافظ و رودکی و … در روح و جان تاجیک ها جای گرفته و در طول تاریخ پیوندهای مستحکمی میان دو حوزه تمدنی به وجود آمده است (اتفاقی فر، ۱۳۸۷: ۲۵). با توجّه به پیشینه فرهنگی و تاریخی، اکثر جمهوری های آسیای مرکزی مرزههای فرهنگی ایران را فراتر از مرزهای سیاسی ایران می دانند. ایرانیان نیز آسیای مرکزی را حوزه تمدنی خود تلقی می کنند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

بطور خلاصه بعضی از منافع و اهداف فرهنگی ایران در آسیای مرکزی را بصورت زیر فهرست کرد:

  • احیای اسلام و علقه های مذهبی میان مردم جمهوری ها؛
  • گسترش و تقویت روابط نزدیک فرهنگی ایران با هریک از این جمهوری ها؛
  • گسترش و احیای زبان فارسی درمیان فارسی زبانان این کشورها خصوصاً تاجیکستان و ازبکستان؛
  • نگهداری آثار خطی و ابنیه تاریخی و بقایای ایران قدیم در هر یک از این جمهوریها؛
  • حفظ وگسترش، تحکیم و تداوم علقه های فرهنگی، دینی و هنری میان ملتهای مسلمان و خصوصاً فارسی زبانان این جمهوریها با مردم ایران؛
  • همکاری در هویّت سازی کشورهای آسیای مرکزی (داداندیش، ۱۳۸۶: ۹۰).

البته وجود رادیکالیسم دینی می تواند از حیث فرهنگی و از حیث ژئوپلیتیکی برای ایران خطرآفرین باشد. رادیکالیسم دینی و افراط گرایی اسلامی در منطقه آسیای مرکزی به سه دلیل برای ایران چالش آفرین خواهد بود: نخست از آنجایی که حکومت جمهوری اسلامی ایران حکومتی دینی و ایدئولوژیک می باشد و دارای اهدافی مذهبی و اعتقادی است، وجود و ظهور گروه های اسلامی رادیکال و خشونت طلب در آسیای مرکزی و اقدامات تروریستی آنان، وجهه حکومت مدهبی و اسلامی ایران را خدشه دار می کند که این امر تبلیغات منفی کشورها و رسانه های غربی را تشدید می کند. دوم آنکه اغلب این گروه ها ی خشونت طلب در منطقه دارای عقایدی تکفیری و پیرو مذهب وهابیت (طالبانی) می باشند که معمولاً در کشوهای پاکستان و افغانستان آموزش مذهبی دیده اند و دارای عقایدی ضد شیعی هستند و شیعیان را به مثابه کافران می پندارند. وجود این گروه های ضد شیعی در مجاورت ایران که حکمت و اکثریت مردم شیعی می باشند، پیامدهای منفی امنیتی را برای این کشور به همراه خواهد داشت؛ و در نهایت اینکه حرکت ها و رفتارهای این گروه های تندرو اسلامی باعث فصله گرفتن رهبران آسیای مرکزی از اسلام و شکلگیری حکومت های سکولار به شکل غربی در منطقه شده است که این امر برای حکومت دینی و مذهبی ایران چندان خوشایند نمی باشد (اعظمی و دبیری، ۱۳۹۱: ۳۴). وجود گروه های تندرو اسلام گرا در دره فرغانه[۶۴] واقع در مرز مشترک تاجیکستان، ازبکستان و قرقیزستان که منطقه مرکزی فعالیت گروه های اسلام گرا است که به دلیل وجود شرایط جغرافیایی آن منطقه در این منطقه تمرکز یافته اند و همچنین در استان سَغد[۶۵] و مرکز آن شهر خُجند[۶۶] در شمال تاجیکستان و اوش[۶۷] در قرقیزستان نیز از دیگر مناطق عمده فعالیت گروه های اسلام گرای تندرو در سطح منطقه آسیای مرکزی می باشد. دولتهای آسیای مرکزی اسلام گرایی را به عنوان بزرگترین تهدیدی برای رژیم های خود فرض کرده و ایران را به عنوان صادر کننده ایدئولوژی تصور می نمایند که این تصور می تواند باعث کاهش سطح روابط منجر گردد. جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ یک سیاست کلان اقتصادی بخصوص در زمینه نفت و گاز می تواند این تصور را در ذهن دولت مردان آسیای مرکزی پاک نماید (کتاب سبز ترکمنستان، ۱۳۸۶: ۱۳۵). جمهوری اسلامی ایران به منظور نشان دادن فقدان چنین گرایشاتی از اسلام در علائق فرهنگی خود، باید در مناسبات خود با کشورهای آسیای مرکزی، بر مبنای زمینه های فرهنگی موجود (که در طور بالا به تبیین آنها پرداخته شد)، تاکید کرده و بی علاقه بودن خود را در مناسبات خود با کشورهای جهان به طور اعم و کشورهای منطقه آسیای مرکزی به طور اخص نشان دهد.
۴ – ۶ – ۳ علائق در ایجاد همگرایی با کشورهای آسیای مرکزی
ماهیّت نظام بین الملل در دنیای امروز به شکلی است که همان اندازه که دامنه های نقش و نفوذ ملّی قدرتها در دنیا افزایش می یابد به همان اندازه نیز دانه گسترش تعامل و همکاری و به ائتلاف و تمرکز بر منطقه گرایی نیز گسترش می یابد. به عنوان نمونه حضور آمریکا در مناطق مختلف جهان زمانی اتفاق می افتاد که منافع آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم به عنوان یک ابرقدرت در مناطق مختلف جهان گسترش یافت و به نفع ان نیاز به گسترش شناخت ملت ها و ائتلاف ها با دولتهای جهان در مناطق مختلف یک امر اجتناب نادذیر است. در سال ۲۰۰۹ نیز همان با شکست استراتژی بوش در ایجاد یک دنیای تک قطبی به رهبری آمریکا، دولت بوش استراتژی جدید آمریکا را مبنی بر ایجاد همگرایی و ائتلاف با دولتها و ملّتهای دوست و رقیب برای حل مسائل جهانی و منطقه ای و به عبارت دیگر تمرکز بر نوعی منطقه گرایی قرار داده است (برزگر، ۱۳۸۸: ۳۴). ایجاد یک همگرایی منطقه ای که بتواند نقش آفرینی مناسبی را فراهم کند، به عنوان یکی از علائق ژئوپلیتیکی جمهوری اسلانی ایران به حساب می آید. وجود این عُلقه در سیاستهای جمهوری اسلامی ایران، ریشه در یک واقعیت جغرافیایی ناشی از موقعیت این کشور است؛ چرا که جمهوری اسلامی ایران دارای مقدار قابل توجهّی از تعدد کشورهای همجوار، برخوردار است و این یک امتیاز جغرافیایی برای این کشور محسوب می شود. موقعیّت تاریخی – تمدنی، ژئوپلیتیک و سیاسی امنیّتی ایران در نظام امنیت بین المللی به گونه ای است که اتخاذ رویکردهای مختلفی را در عملیاتی کردن سیاست خارجی ایران اجتناب ناپذیر می سازد. سه رویکرد اصلی در منطقه گرایی سیاست خارجی ایران عبارتند از: رویکرد جغرافیایی و ژئوپلیتیک، رویکرد فرهنگی- تاریخی، رویکرد ایدئولوژیک و سیاسی – امنیتی. در طول دهه های گذشته، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران چالش هایی را در ایجاد تعادل بین این سه رویکرد داشته است که می توان به عنوان چالشهای نظری تمرکز بر زیر سیستم های مختلف منطقه ای خاورمیانه عربی، آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس و آسیای جنوبی نام برد (برزگر، ۱۳۸۸: ۲۸). از طرف دیگر، از دیدگاه ژئوپلیتیکی، جمهوری اسلامی ایران به همراه چین و پس از جمهوری فدراتیو روسیه، رکوردار تعدد همسایه در جهان است. همانطور که در فصل اول بیان شد، کشور جمهوری اسلامی ایران با دارا بودن پانزده همسایه در جوار خود و دارا بودن مرزهای آبی و خشکی، از جمله کشورهای معدود جهان از حیث تعداد همسایگان در جغرافیای سیاسی جهان محسوب می شود. وجود این همسایگان که در جهت های مختلف جغرافیایی، ایران را به محاصره خود درآورده اند؛ هریک از این کشورها دارای خصلت ها و ویژگی های انسانی و طبیعی خود، یک پتانسیل بسیار مناسب را برای جمهوری اسلامی ایران فراهم آورده است که در این بین منطقه آسیای مرکزی (که ادامه جغرافیایی طبیعی و فرهنگی ایران هستند) یکی از مناطق پیرامونی مهم است که از چنین توانایی برخوردار است. توجّه به منطقه آسیای مرکزی از چند حیث و بر اساس عوامل جغرافیایی و سیاسی از سوی جمهوری اسلامی ایران مورد تاکید بوده است. این ریزسیستم در حوزه تمدنی ایران قرار داشته است: ۱- امکان ترکیب ایران با واحدهای سیاسی منطقه بصورت دو جانبه با اولویت های قومی – زبانی (مانند تاجیکستان ) در کوتاه مدت؛ ۲- امکان ترکیب اقتصادی و سیاسی ایران و قزاقستان و ترکمنستان در مورد انتقال نفت به خلیج فارس و گاز ترکمنستان به اروپا؛ ۳- امکان ترکیب امنیتی ایران با کشورهای آسیای مرکزی (رضایی، ۱۳۸۴: ۱۷۴).
البته در دهه ۱۹۹۰، به عضویت درآمدن کشورها به پیمان اکو نشانه هایی از این علاقه جمهوری اسلامی ایران نسبت به ایجاد همگرایی های منطقه ای بود که پس از استقلال این کشورها صورت پذیرفت و به نوعی به این علاقه جامه واقعیت پوشاند. جمهوری اسلامی ایران از روزهای آغازین استقلال کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، بر اساس اصول سیاست خارجی خود، تنش زدایی، ایجاد ثبات و امنیت، اعتماد سازی، همکاری و تفاهم با این کشورها را در اولویت برنامه سیاست خارجی خود قرار داد و با برگزاری اولین اجلاس سران اکو در تهران، نقش بسیار مهمی را در پیوستن آنها به خانواده اکو ایفا نمود (سیاست خارجی، ۱۳۸۰: ۴۸۲). هر چندکه ایجاد چنین تشکیلاتی نتواند کارایی خود را به واسطه بعضی عوامل جغرافیایی – سیاسی همچون رقابت منطقه ای قدرتهای قدرتهای عضو اعمال کند، می تواند بیانگر علاقه جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تشکیل همگرایی منطقه ای باشد. موقعیت کارکردی این سازمان بعید بنظر می رسد. در حال حاضر، در این سازمان بیشترین نقش و فعالیت اعضا بین ترکیه و ایران و پاکستان دیده می شود و بر خلاف ایران، ترکیه تنها کشوری است که توانسته است از این سازمان جهت پیشبرد اهداف سیاسی – اقتصادی بیشترین منافع را بدست آورد. کشورهای ایران و روسیه به عنوان دولتهای هم سو در روابط بین الملل شناخته می شوند و این امر باعث ایجاد همگرایی این دو دولت در سیاستهای خارجیشان شده است که از جمله این همگرایی ها می توان به نوعی دید منفی نسبت به حضور ایالات متحده در منطقه آسیای مرکزی اشاره کرد. بدون تردید، نقش آمریکا در سیاست خارجی روسیه و ایران در روند روابط سیاسی – اقتصادی ایران و روسیه برخوردار است، در همین راستا گاهی روند روابط روسیه و آمریکا باعث توسعه روابط سیاسی و اقتصادی ایران و روسیه بوده و برعکس (ولی قلی زاده و ذکی، ۱۳۸۷: ۴۳). البته به جز پیمان اقتصاد منطقه ای ایجاد سازمانهای منطقه ای از همان ابتدای سالهای آغازین دهه ۱۹۹۰ مورد علاقه جمهوری اسلامی ایران بوده است. در ۱۷ فوریه ۱۹۹۲ به ابتکار رفسنجانی، ایران و چهار دولت دیگر حاشیع دریای خزر – روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان – پیش نویس توافقنامه ای را امضا کردند که قرار است به تنظیم اساس نامه تشکیل گروه بندی تازه ای منجر شود که به گفته ولایتی می تواند «وضعیت ژئوپلیتیکی این منطقه را بهتر کند». ولایتی همچنین معتقد است که فعالیتهای اقتصادی تجاری این سازمان روی همکاری در زمینه های کشتیرانی، شیلات، حفظ محیط زیست و مسائل مربوط به اینها متمرکز خواهد بود. در واقع، گروه بندی دریای خزر با عضویت پنج کشور ساحلی خیلی زود به پیگری تصمیماتی پرداختند که در اجلاس تشکیل این اجلاس در فوریه اتخاذ شده بود. اعضای این گروه در آوریل کنفرانس در چالوس در مورد دریای خزر برگزار شده بود. در پایان این کنفرانس پروتکل مهمّی در زمینه کشتیرانی به امضای اعضا رسید که نه تنها بندر باکوی آذربایجان، اکتائوی قزاقستان، کراسنوودسک ترکمنستان، آستراخان روسیه، و انزلی و نوشهر ایران را که همگی در دریای خزر قرار دارند، بلکه بلکه بنر عباس و بندر امام خمینی در خلیج فارس را نیز به عنوان ترانزیت مشخص ساخت (رمضانی، ۱۳۸۶: ۱۰۱).
حضور کشورهای آسیای مرکزی در پیمان سازمان همکاری های اقتصادی (اکو)[۶۸] پس از استقلال این کشورها و همچنین عضویت کشورهای حوزه آسیای مرکزی به استثنای ترکمنستان در پیمان شانگهای که جمهوری اسلامی ایران به عنوان عضو ناظر این پیمان است، امیدها را برای ایجاد یک پیمان منطقه ای پویا و فعّال با عضویت این کشورها و جمهوری اسلامی ایران را روشن ساخته است، اما چنین پیمانهایی هرگز مورد نظر این پژوهش نیست و پژوهشگر امیدوار است که یک همگرایی موثر منطقه ای به ایجاد یک منطقه بندی اقتصادی کارآمد در عرصه منطقه آسیای مرکزی و همچنین در عرصه جهانی منجر شود که بتواند نقش آفرینی های اثر بخش را چه در عرصه منطقه و چه در عرصه جهان داشته باشد چرا که این پیمان دارای ناکارآمدی هایی است. علل ناکارآمدی این سازمان عبارتند از:

  • فضاهی شکل گرفته سازمانهای منطقه ای کاملاً بر پایه جنگ سرد بوده است کما اینکه آر.سی.دی در اوج جنگ سرد شکل گرفته که این دو قدرت بر سر مناطق حاشیه ای و شبه جزیره ای چون خاورمیانه با یکدیگر به رقابت می پرداختند و حتی در شکلگیری آر.سی.دی صرفاً برای کمک اقتصادی به پیمان سنتو بود که این نوع نگرش باعث ناکارامدی درازمدت سازمان های منطقهای خاورمیانه شده است؛
  • عامل دیگری که باعث ناکارامدی اکو به عنوان سازمان اقتصادی کشورها از پایین به بالاست و دارای ترتیبات صنعتی و غیره می باشند و در حالی که اعضای اکو فاقد چنینی پتانسیل هایی هستند؛
  • نقش قدرتهای فرامنطقه ای و دخالت آنها، کارایی سازمانهای منطقه ای را کاهش داده به طوری که منطقه اکو نیز اکو نیز کانون رقابت قدرتهای بین المللی است؛
  • نداشتن استراتژی مشخص و هماهنگ میان اعضا در حوزه توسعه از موانع موفقیت اکو و باعث ایجاد گرایش های متعدد سیاسی و در نهایت منجر به رقابتهای منفی اقتصادی شده است؛
  • آخرین عامل در عدم موفقیت سازمانهای اکو، ساختارهای پیچیده قوانین کشورهای عضو است که اگر توافقاتی در نشست هایی اعضا شکل می گیرد، در زمان اجرا، دچار مشکل است (رضایی، ۱۳۸۴: ۲۱۷).

امّا وجود بعضی از اهداف امنیّتی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران در آسیای مرکزی، راه را برای ایجاد همگرایی هموارتر می کند و می تواند راهگشایی برای یک منطقه بندی با نقش آفرینی بالا باشد. مهمترین اهداف و منافع سیاسی – امنیّتی ایران در آسیای مرکزی عبارتند از:

  • حفظ تمامیت ارضی کشورهای منطقه؛
  • استقرار صلح، تحکیم ثبات سیاسی؛ کنترل بحرانها و درگیریهای قومی در هریک از جمهوریهای آسیای مرکزی؛
  • حضور در تلاشهای میانجیگرانه برای استقرار صلح در منطقه و حل و فصل اختلافات؛
  • ایجاد زمینه و تلاش منطقه ای و بین المللی برای جلوگیری از حضور نظامی ثابت و یا موقت قدرتهای بزرگ در نزدیگی مرزهای خاکی و آبی ایران؛
  • ایحاد روابط نزدیک بر پایه اعتماد متقابل با جمهوریهای آسیای مرکزی؛
  • همکاری با کشورهای منطقه برای جلوگیری از ترانزیت، قاچاق مواد مخدر، اسلحه در کل منطقه و جلوگیری از ورود آن به مرزهای ایران؛
  • همکاری نزدیک با کشورهای ساحلی به منظور تدوین رژیم حقوقی دریای خزر بگونه ای که حقوق ایران کاملاً رعایت شود؛
  • تلاش به منظور اجماع سازی برای غیر نظامی کردن دریای خزر؛
  • جلب و گسترش همکاریهای منطقه ای در قالب همکاریهای منطقه ای در قالب سازمانهایی مانند اکو و سازمان کشورهای ساحلی دریای خزر (داداندیش، ۱۳۸۶: ۸۹).

۵ – ۴ تضاد علائق ومنافع سه کشور جمهوری اسلامی ایران روسیه و ایالات متحده آمریکا بر اساس یافته های این پایان نامه، نکته اساسی درباره علائق هر یک از کشورهای مذکور در منطقه آسیای مرکزی این است که ایالات متحده به علّت بُعد جغرافیایی از یک سو و عدم تطابق فرهنگی و تاریخی از سویی دیگر دارای فقدان اشتراکات انسانی و حتّی جغرافیایی با مجموعه کشورهای آسیای مرکزی است در حالی که اشتراک فرهنگی، تاریخی میان جمهوری اسلامی ایران و کشورهای آسیای مرکزی و یا پیوندهای اقتصادی و تاریخی یکصد ساله اخیر میان این کشورها با روسیه به عنوان وجه اشتراک و نزدیکی این کشورها محسوب می شود. از این رو، به نظر می رسد که ایالات متحده دارای بالاترین تضاد در علاقه و در منفعت در آسیای مرکزی با کشورهای جمهوری اسلامی یاران و روسیه باشد؛ مضافاً اینکه دو کشور روسیه و جمهوری اسلامی ایران دارای نزدیکی در مناسبات بین المللی با یکدیگر هستند. در هر صورت، تضاد منافع و علائق سه کشور مذکور بر اساس یافته های این پایان نامه را می توان چنین برشمرد:
جدول ۴-۴: منافع و علائق متضاد سه کشور جمهوری اسلامی ایران، روسیه و ایالات متحده آمریکا در آسیای مرکزی:

کشورها

منافع و علائق متضاد

ایالات متحده با روسیه

نظر دهید »
نگارش پایان نامه درباره :بررسی و نقد مُثُل ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع
  • مادی بودن تعلیمی محسوس به جهت اقتضای ذات آن باشد ،[۷۷]

این فرض نادرست است زیرا اگر ماهیت تعلیمی محسوس با مجرد مطابق است ، باید اقتضای ذات در هر دو یکسان باشد و معنا ندارد یکی مادی و یکی مجرد باشد.

  • مادی بودن تعلیمی محسوس به جهت امر عارضی باشد.[۷۸]

یعنی ماهیت تعلیمی مجرد به جهت امر عارضی مجرد شده و ماهیت تعلیمی محسوس به جهت امر عارضی مادی شده و این امور عارض به گونه ای است که اگر آن امر عارضی تعلیمی مجرد عارض تعلیمی محسوس می شد ، آن را مجرد می ساخت و برعکس اگر عارض تعلیمی مادی ، عارض تعلیمی مجرد می شد آن را مادی می ساخت،[۷۹]
بطلان این فرض نیز بدیهی است زیرا پیامد آن انقلاب در ذات است که امری محال است ، افزون بر این،[۸۰] تعلیمی محسوس که به سبب عارض مادی شده است یا احتیاج به تعلیمی مفارق دارد یا احتیاج به آن دارد، فرض احتیاج داشتنی، دارای سه صورت است که هر سه باطل است.

  • احتیاج تعلیمی مادی به موجود مفارق برخاسته از ذات آن باشد ، محذور این فرض این است که با توجه به اینکه از جهت طبیعت ، تعلیمی محسوس و مجرد یکسان اند و تفاوت به خاطر امر عارض است ، احتیاج تعلیمی محسوس باید به مفارقی غیر از این مفارقی باشد که مثال آن فرض شده است و همین امر در مفارق بعدی نیز هست و سلسله ادامه می یابد که امری محال است.[۸۱]
  • احتیاج به موجود مفارق به خاطر امر عارض بر تعلیمی محسوس باشد ، هر چند در این فرض محذور تسلسل پیش نمی آید لیکن محذور دیگری دارد و آن اینکه ، امر عارض سبب احتیاج تعلیمی محسوس است ، به گونه ای که اگر امر عارضی نبود نیاز به تعلیمی مجرد نبود ، در نتیجه پیدایش امر مفارق باید به خاطر ، امر عارض بر تعلیمی محسوس باشد و این امری محال است که عرض منشا پیدایش جوهر گردد و افزون بر این ، طبق ادعای قائلین به تعلیمیات و ایده مثل اینها چون حقایق و جواهری مدبرند ، باید قبل از ممثل ها موجود باشند ، و از طرفی دیگر امر عارض که منشا پیدایش اینها گردیده است باید مقدم بر مثل باشد و چون مفروض این است که ایجاد ممثل متاخر است ، باید متاخر باشد که بطلان آن بدیهی است.[۸۲]

چنانچه در برابر فرض پیشین گفته شود که تعلیمی محسوس نیازی به تعلیمی مجرد ندارد.[۸۳] یا باید بپذیرید که برای تعلیمیات ، تعلیمی مجردی نیست که همین مطلوب است ، یا باید پذیرفت که در عین اینکه تعلیمی محسوس ، احتیاج به تعلیمی مجرد ندارد ، تعلیمی مجرد وجود دارد ، بدون تردید این رائی نادرست و پیامد آن معطل ماندن موجود تعلیمی مجرد در نظام آفرینش است ، زیرا تعلیمی مجردی که فرض شده بود موجودی مدبر است ، اینک انسانی ساده و بدون تاثیر است و در مقابل آن تعلیمی محسوس انسانی زنده ، کامل و دارای آثار است«و کم الفرق بین شکل انسانی ساذج و بین شکل انسانی حی کامل»[۸۴]

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

چکیده استدلال ابن سینا این است که هر گونه تصویری از رابطه طولی دو فرد از نوع واحد گرفتار محذور است ، زیرا طبیعت واحد اقتضای واحد دارد و امکان ندارد که طبیعت واحد مقتضی صفات متقابل باشد، فردی علت و فردی معلول، فردی ازلی و فردی فاسد شدنی، فردی دارای تقدم بالذات و فردی دارای تاخر بالذات باشد، و چنانکه پیش از این بیان شد هر چند محور استدلال در نفی مبدا بودن تعلیمی مجرد برای تعلیمی محسوس لیکن مفاد استدلال به روشنی هرگونه مبدا بودن فرد مجرد برای فرد مادی، که هردو از یک نوع باشند، نفی می کند.
۲.۱.۳- اتحاد فرد مجرد و مادی در ماهیت
در تبیین مطلب باید گفت اگر چنانچه کسی اشکال بگیرد که اگر اختلاف تنها در بعضی عوارض است یعنی در ماهیت اتحاد دارند پس چگونه است که یکی مجرد است و دیگری مادی، ما در پاسخ می گوییم این امر برمی گردد به چگونگی تعریف از یک مفهوم همانطوری که ما به کرّات بیان کردیم چگونگی یک تعریف از یک مفهوم بسیار دارای اهمیت است چه بسا اگر چیزی از یک تعریف فروگذار شود مشکل دو چندان می شود که ما باید بدنبال یک تعریف مطلقا درست باشیم که این امری است به غایت دشوار ، ولی آنچه که در تعریف باید بدان اهمیت داده شود از دیدگاه گروهی همین است که ذاتیات بگونه ای بیان شود که موجب امتیاز یک نوع از انواع دیگر شود و آن چیزی نیست جز «فصل منطقی» لذا در ادامه مطلب همانطوری که یادآوری نمودیم هر چیزی در پرتو مبدا و منتها باید تبیین شود یعنی تعریف شود هر نوعی الزاما دارای یک مبدا و منتهاست که مبدا آن همان قوه صرف است که عاری از هر گونه فعلیتی است و منتهای آن فعلیت محض است بدین معنی که عاری از هر قوه ای است اصولا دو مفهوم قوه و فعل هر دو از مفاهیم اعتباری اند و وجودی مستقل در خارج ندارند بدین معنی که هر موجود خارجی منحصراً یا مجرد است یا مادی یا از جهتی هم مجرد و هم مادی ، در حالیکه دو مفهوم قوه و فعل وجودی منحاز و مستقل ندارند در ادامه مطلب هم باید گفت از مفاهیم سلبی هم نمی توان در تعریف بهره جست چون اموری اعتباری اند اگر چنانچه ما اصالت وجود را بپذیریم شاید مشکل ما بخوبی حل شود چون ما یک رب النوع داریم که در نهایت فعلیت خودش است و ظرفیت وجودی او از آن بالاتر نمی تواند باشد که آن منتهای نوع است و یک مبدئی داریم که بین افراد آن تنها اختلاف در شدت و ضعف هست یعنی تشکیک ، که مفهوم انسان بر همه افراد آن صدق می نماید یعنی در ذاتیات مشترکند ولی همراه با تفاوت در شدت و ضعف ، و قبلا هم بیان نمودیم که ماده داخل در ذات نمی باشد لذا اتحاد در ماهیت دارند و بین افراد یک نوع تفاوت در شدت و ضعف است که این تفاوت زیانی به ذاتیات تعریف یک نوع وارد نمی سازد نتیجه سخن اینکه ، رب النوع تمام کمالات مربوط به یک انسان را دارد ولی افراد دیگر این ماهیت اگر تمام یا بعضی از این کمالات را نداشته باشند حداقل قوه و استعداد آن کمالات را دارند پس در ذاتیات مشترکند چون اگر فاقد یکی از این ذاتیات باشند دیگر از تعریف مفهوم انسان خارج می شوند و دیگر فردی از این نوع نمی توانند باشند چون آن موقع اختلاف آنها به بعضی ذات یا تمام ذات است به عنوان مثال اگر شجاع بودن یکی از ذاتیات یک رب النوع باشد حداقل انسان جزئی ترسو ، قوه و استعداد شجاعت را دارد لذا اشکال اساسی در تعریف است چون مصداق با توجه به مفهوم شناخته می شود.
در ادامه مطلب ابن سینا چنین می گوید که مضمون آن بدین صورت است.که اگر چنانچه تعلیمیات مفارق(مجرد) در حد و ماهیت با محسوسات مادی یکی هستند از دو حال خارج نمی – باشد.یا اینکه چنین است که این تعلیمیات محسوس طبیعت شان اقتضای این امر را کرده است که محسوس و مادی باشند یا اینکه ذاتی نمی باشند بلکه امری است که عارض بر آنها شده است لذا اگر چنانچه طبیعت اقتضا کرده پس این مفارق(مجرد) چگونه توانسته است که از افراد محسوس و مادی جدا شود؟ و حال آنکه محسوس و مادی بودن آن مقتضای ذات آن افراد محسوس و مادی است و با توجه به اینکه قاعده ای است که می گوید « الذاتی لا یختلف و لا یتخلف» و اگر چنانچه به سبب یک امر عارضی باشد ، که البته منظور از امر عارضی امر خارجی و سبب خارجی است.که در این صورت آن طبیعت و ذات در معرض آن امر خارجی قرار می – گیرد و ماهیت و ذاتش هم مانع از الحاق آن امر خارجی نمی باشد و این تالی فاسد را به دنبال دارد که شان آن مفارقات(مجردات) است که مادی شوند و شان این مادیات(محسوسات) است که مفارق(مجرد) شوند.بدین معنی که چه مانعی دارد جای این دو تا عوض شود یعنی اگر چنین باشد یک ترتیب طبیعی بین این دو نیست.در حالی که خلاف فرض است چونکه مفارقات(مجردات) اصیل اند و علت اند و جاویدند و افراد محسوس معلول هستند و محال است که یکی به دیگری تبدیل شود و این امر هم بصورت صدفه و اتفاق نیست.
ما در پاسخ به ابن سینا اینگونه بیان می داریم که بعضی از مقدمات برهان را نمی پذیریم که می گوید ، حال آنکه مادی بودن مقتضای ذات آنها است چونکه اثبات نمودیم مادی بودن مقتضای ذات آنها نیست ، چون ذاتی آن چیزی است که هیچگاه از موضوع جدا نمی شود.البته به غیر از اعراض لازم و وجود ، که بحث ما در اینجا تحلیل ذهنی است و نه خارجی ، به عنوان مثال ، اگر قضیه ای داشته باشیم «انسان ناطق است» ، «ناطق بودن» جزء ذات است و مقتضای ذات انسان که هرگز از مفهوم انسان ، منفک نمی شود وگرنه انسان از معنی می افتد بنابراین با توجه به این مطلب این عبارت که ابن سینا می گوید مادی بودن جزء ذات انسان است درست نمی باشد و این قضیه کاذب است «مادی بودن ، ذاتی فرد انسان است» لذا میان ذات انسان و مادی ، هیچیک از نسبت های چهارگانه وجود ندارد به این دلیل که مفهوم کلی«انسان» که اعتباری است نوع حقیقی یا نوع الانواع است ولی ماده نوع حقیقی نمی باشد که حکم نماییم نسبتی بین آندو وجود دارد.و خود ماده و طبیعت متعلق علم نمی باشد چون مجرد نمی باشد ما فقط با توجه به اعراض پی به جوهر بودن جسم یا ماده می بریم. و ما مفروض گرفتیم که واجب الوجود بالذات و ماده خارج از مثل اند. و انسان مادی در اثر سیر تکاملی نفس و پس از فعلیت یافتن از ماده مجرد می شود .اگر چنانچه ما تعبیر انسان مادی و محسوس را بکار می بریم بخاطر ضیق واژه هاست وگرنه ، انسان مادی به معنی حقیقی نداریم.
حتی ابن سینا در بعضی از آثارش اشاره به این مورد نموده است که حقیقت انسان جسم نمی باشد لذا چگونه می توان ، ماده را در تعریف انسان قید نمود که این تاویل ابن سینا از گفتار افلاطون حکیم با منظور خود افلاطون فاصله بسیار دارد.مگر اینکه ابن سینا این مادی بودن که از دیدگاه وی آنرا در تعریف انسان آورده است ، در تاویل سخن افلاطون مفروض بگیرد و اینگونه بیان نماید اگر از دیدگاه افلاطون مفهوم ماده ، جزء ذات انسان باشد آنگاه دارای محذور است.بنابراین اگر غیر از این باشد تعبیر درستی نیست.چون اساسا با مبانی افلاطون سازگار نیست.همانطوری که ماده برای نفس ، بدون واسطه ابزاری است و ماده علت معدّ است و علت حقیقی نمی باشد و رب النوع با واسطه نفس در ماده دخل و تصرف می نماید. و چون نفس در ابتدا در مرتبه وجودی انسان بالقوه است لذا بوسیله همین ماده ، نفس را آماده می نماید که صورت ها را از جوهر مجرد(مفارق) دریافت نماید و به فعلیت برسد.چونکه متعلق علم موجود مادی نیست بلکه موجود مجرد است و نفس در نهایت از ماده مجرد می شود آنگاه در افعال خودش دیگر نیاز به ماده ندارد.اگر چه بر عالم ماده احاطه دارد. ولیکن نفوس که از ماده مجرد نمی شوند در افعال محتاج به ماده هستند.ولی هر چه هست ماده داخل در حقیقت و ذات انسان نمی باشد.حال می خواهیم بیان نماییم که ماده داخل در حقیقت و ذات انسان نیست چون اگر چنانچه چنین باشد محذوراتی بدنبال دارد.اگر چنانچه مادی بودن ذاتی انسان باشد لذا باید حکم نماییم که ما انسان غیر مادی نداریم ، مگر نه این است که مفهوم باید بر مصداق صدق نماید.این یک اصل است که کسی را یارای انکار این مطلب نمی باشد پس با توجه به این دیدگاه انسان باید همواره مادی باشد و هرگز جدای از ماده نباشد و از آن منفک نباشد در حالیکه خود ابن سینا برهانی آورده است تحت عنوان «انسان معلق در فضا» یعنی اینکه نفس خود را تعقل می نماید بدون ماده ، یعنی اینکه جسم مورد غفلت می تواند واقع شود در حالیکه اگر ماده ذاتی انسان بود بایستی هرگز مورد غفلت واقع نشود.
البته ابن سینا در جائی دیگر برهانی برای تجرد نفس آورده است ، که در این عبارت اینگونه برداشت می شود که حقیقت انسان غیر از ماده و طبیعت محسوس است.
«صور معقول برهنه از أین ، وضع و به طور کلی ماده و لواحق ماده اند.هم اکنون پرسش این است که این صور معقول که مجردند ، آیا به لحاظ مقایسه با شیء خارجی (مأخوذ) مجردند و یا به لحاظ اینکه در نفس مجردند؟ و به تعبیر دیگر ، تجرد این صورت معقول یا به لحاظ وجود خارجی آن است یا به لحاظ وجود متصوری است که در نزد جوهر عاقل دارد.بدون تردید وجود خارجی آن همراه با ماده و لواحق ماده است ، بنابراین تجرد آن به لحاظ وجود آن نزد جوهر عاقل است ، در نتیجه عاقلی که پذیرای این صورت است باید مجرد باشد چنانکه پیداست از راه تجرد صورت معقول اثبات شد ، نفس که گیرنده و قابل صورت است باید مجرد باشد».[۸۵]
ابن سینا در ادامه مطلب اینگونه بیان می دارد[۸۶] ، ماده ای که همراه با عوارض است از دو حال خارج نمی باشد یا اینکه محتاج به مفارق(مجرد) است یا محتاج نیست.اگر چنانچه محتاج به مفارق (مجرد) باشد یا اینکه لذاتها است و به واسطه ماهیت مشترکه است که در این صورت باید آن مفارقات احتیاج به مفارقات دیگری دارند و در ادامه اگر به آن مفارقات که علت و حقیقت اینها هستند نیازمند به سبب عوارض خود این مادیات ، یعنی منشا احتیاج اینها به آن علل این عوارض هستند و این عوارض اینقدر قدرت دارند که آنها را محتاج آن علت ها کرده اند که اگر این عوارض نبودند آن مفارقات وجود نداشتند آنگاه تالی فاسد این دیدگاه چنین است که لازم می آید شیء در ماقبل خودش اثر کرده باشد و عارض شیء در حالیکه عارض است علت را ایجاب نماید و حال آنکه عارض معلول شیء است و اگر این عوارض منشا آن مفارقات(مجردات) باشد لازمه این امر آن است که آن مفارقات مادیات باشند و مفارقات که تقدم بر ماده داشت و علت بود ، وجود خودشان را از این عوارض گرفته باشد.
۳.۱.۳- تداخل متباینات
ما در بررسی این دیدگاه ابن سینا می گوییم چون طبق گفته خود ابن سینا ، کسانی که قائل به اعداد هستند ، مفهوم و معنی عبارتشان این است که اقلّ در اکثر موجود است و ابن سینا انتقادی که بر آنها وارد می سازد چنین است که دو شی متباین بگونه ای باشد که یکی تحت دیگری که مافوق اوست قرار گیرد یعنی چون انسان دارای مرتبه بالاتری است لذا باید حقیقت ذاتیات یک شیء داخل در ماهیت دیگری باشد.که از دیدگاه ابن سینا این مطلب پذیرفته نیست.به این دلیل که از این امر لازم می آید که بعضی متباینات تحت بعضی دیگر متباینات قرار گیرد.یعنی دو ذات متباین در همدیگر اجتماع پیدا نمایند که ابن سینا می گوید این خلاف فرض است یعنی بر این اساس همواره حیوانات در انسان موجود است.البته خود ابن سینا می گوید برای اینکه دو نوع از همدیگر جدا شوند ، باید هر کدام دارای فصلی باشد که آن نوع را از انواع دیگر جدا سازد.یعنی اختلاف غیر از اعراض یک اختلاف ذاتی هم باید داشته باشد که آن اختلاف ذاتی همان فصل است البته این دیدگاه ابن سینا مقداری پذیرفتنی است و آن اینکه اختلاف بین دو عدد به بعض ذات است(فصل) ولی منحصر نمودن اختلاف بین دو شی را فقط به فصل و عوارض لازم یا دیگر اعراض درست نیست.ممکن است دو شی با همدیگر اختلاف ذاتی داشته باشند و عامل اختلاف چیز دیگری باشد.مثلا اختلاف دو شیء به شدت و ضعف باشد مانند حرارت شدید و حرارت ضعیف ، چون حرارت شدید ذاتی است که شدید است و حرارت ضعیف ذاتی است که ضعیف است.البته نباید اینگونه قضاوت و داوری شود که ما از اصالت ماهیت طرفداری می نماییم.چونکه دو شیء در وجود آتش مشترکند و تفاوت در شدت و ضعف است.یعنی ما به الامتیاز به الاشتراک بر می گردد و تفاوت در مراتب است و در ادامه باید گفت اگر چنانچه تنها اختلاف به بعض ذات(فصل) باشد.لذا باید هنگامی که پرسشی از ماهیت این دو ، یعنی حرارت شدید و حرارت ضعیف می شود باید پاسخ متفاوت گردد چون مفروض این است که دو ماهیت هستند در حالی که چنین نیست و پاسخ از پرسش ماهوی هر یک از دو حرارت یکسان است.بنابراین می توان گفت اختلاف دو حرارت به کمال و نقص است و نقص و کمال خارج از ذات حرارت نمی باشد.لازم به یادآوری است که زنجیره و سلسله ای که در میان است مسئله کمال و نقص به یک اعتباری نسبی است. مثلا رب النوع انسان ، مصداق مجرد آن مطلق است چون تمامی کمالات آن بالفعل است .یا هر انسان جزئی که به نهایت کمالات انسانی خود برسد.اما بین انسان جزئی که بالقوه است با آن رب النوع انسان ، که مطلق است مقایسه ای حاصل شود ، آنگاه بحث تشکیک به میان کشیده می شود.بنابراین اگر ما خوب به مسئله بنگریم دو قسم تشکیک داریم که ضرورتی در ادامه بحث آن نمی باشد.
در ادامه مطلب باید گفت ، که ما می بینیم بین انسان جزئی و حیوانی مانند اسب جزئی هم اتحاد وجود دارد و هم اختلاف ، حال می خواهیم بطور اجمالی بررسی نماییم که در چه مواردی اختلاف دارند.نخست آنکه می بینیم در اعراض ، چه عرض لازم و چه بعضی از اعراض دیگر ،دوم آنکه در مراتب وجود با همدیگر اختلاف دارند.یعنی تشکیک ، و اختلاف های دیگر مانند اختلاف به بعضی ذات و یا به اعتباری تمام ذات ، که به اعتبار نوع است.
در ادامه باید اذعان نماییم که وحدت و کثرتی در عالم هستی وجود دارد.یعنی اگر چنانچه کثرتی نبود موجودات چگونه از همدیگر ممتاز می شدند لذا عامل کثرت ماهیات هستند و اگر وجود نبود چگونه میان موجودات همانندی و وحدتی حاصل می شد.
حال می خواهیم بررسی نماییم که چگونه می شود یک وجود اقل در اکثر موجود باشد.
«نام احمد نام جمله انبیاست چونکه صد آمد نود هم پیش ماست»[۸۷]
خود ابن سینا در عباراتی که مضمون آن چنین است اینگونه بیان می دارد:
« ابن سینا جهان را عالم کبیر و انسان را عالم صغیر می داند بدین معنا که در بدن انسان تمام عناصر طبیعت به بهترین وجهی امتزاج یافته و تمام مراتب هستی به نحو اجمال در نفس او به هم پیوند خورده است.هر اندازه نفس آدمی به کمالات بیشتری آراسته شود و از طریق تزکیه و تهذیب به مراتب بالاتری از تجرد ارتقا یابد تناسب او با عالم هستی آشکارتر می شود.اطاعت از احکام شریعت و انجام فرایض و عبادات و مراعات زهد و ریاضت انسان را با نظام جهان بیشتر مانوس می سازد و او را برای کسب فیوضات عالم بالا آماده تر می کند.ابن سینا منشا کرامات و معجزات را نیز قوت نفس انسان می داند.نفس به مرتبه ای می رسد که بر طبق قوانین و نوامیس جهان می تواند در آن تصرف کند و مثلا وقتی که انسان پاکدلی برای نزول باران دعا می کند ، اجابت دعای او حاصل اتصال دل او با مبادی هستی است.پیامبران نیز چنین اند نفس قدسی و ملکوتی آنها به حدی با نظام جهان مرتبط است که بدون کتاب و معلم ، علم به اشیا حاصل می کنند و در نفوس آدمیان تصرف کرده و آنها را به سوی غایت هستی هدایت می -نمایند.
بنابراین نوعی یگانگی بین انسان و جهان برقرار است.رابطه انسان و جهان رابطه خصمانه نیست، انسان برای نابودی جهان خلق نشده است و غایت خلقت او قهر و غلبه و استیلا بر جهان نیست.بلکه انسان و جهان همدم و هم راز یکدیگرند.»[۸۸]
« پس به صورت عالم اصغر تویی پس به معنی عالم اکبر تویی»[۸۹]
ترس ابن سینا که چنین بیان می دارد که اگر چنین باشد ، دخول بعضی از متباینات تحت بعضی دیگر است و آن خلاف فرض است قولی فاسد است ، که این نگرانی ناشی از گم شدن ماهیات است.که لازم می آید یک نوع در حالیکه یک نوع است چندین نوع باشد لیکن اگر کسی طرفدار اصالت وجود باشد و وجود را اصیل بداند و ماهیت را اعتباری دیگر آنچه موجب امتیاز می شود مثلا فصل منطقی نمی باشد و علت امتیاز را بعضی ذات یعنی فصل نمی داند و دو چیز می توانند در عین حال که دارای کثرت باشند یعنی از همدیگر متمایز باشند و اختلاف آنها به شدت و ضعف باشد.البته نه بدین معنا که یکی ذاتی باشد شدید و دیگر ذاتی باشد ضعیف ، لذا در اینجا تشکیک همچنان باقی است.
« چون زبانه شمع پیش آفتاب نیست باشد هست باشد در حساب »[۹۰]
چون جهان طبیعت جای تزاحم و تضاد است اینگونه مسائل وجود دارد مثلا رنگ آبی و قرمز بین آنها تضاد وجود دارد و موضوع آندو ماده است ولی در عالم مجردات تزاحم و تضادی وجود ندارد مگر اینکه اعتباری باشد و لذا حقیقی نیست بیشترین کثرت در عالم ماده است و هر چقدر سیر صعودی آغاز گردد کثرت کمتر می شود تا به یک وحدت ناب در نهایت منتهی می -شود.
این بحث مقداری مربوط به قواعد شناخت است که مشائیون طراحی نموده اند که سهروردی انتقادهایی بر آن وارد نموده است که ذکر آن در اینجا ضرورتی ندارد.
اگر چنانچه کسی طرفدار اصالت ماهیت باشد ، این مسئله را که ابن سینا بیان می دارد که هر عددی مستقل است و هیچ عددی داخل در عدد دیگری نیست آنگاه درست است ولی اگر ما طرفدار اصالت وجود باشیم این مسئله خللی به بحث ما وارد نمی سازد در حالیکه خود ابن -سینا آنگونه که از عبارات او برمی آید خود طرفدار اصالت وجود است.لذا اگر چنانچه ما عبارات او را درست ادراک کرده باشیم دچار نوعی تناقض است.ابن سینا در ادامه بحث عباراتی را ذکر نموده است[۹۱] که مضمون آن چنین است که ، آیا وحدت ها با همدیگر مساوی هستند یا خیر ؟ جماعتی بیان داشته اند که وحدت ها با همدیگر مساوی اند و جماعتی دیگر گفته اند که وحدت ها با یکدیگر مساوی نمی باشند اگر چنانچه وحدت ها با یکدیگر مساوی نباشند در حقیقت وحدتی نیست و عدم تساوی است و اگر چنانچه این عدم تساوی به خود عدد و ذات وحدت برگردد پس این وحدت ها تنها با یکدیگر اشتراک لفظی دارند.لیکن اگر این اختلاف ها به حد نباشد بلکه در حد مشترک باشند و اختلاف در زیادی و کمی باشد خود دو صورت دارد :یا اینکه اختلاف به امری بالقوه است همانند مقدار ، که در این صورت وحدت مقدار می شود درحالیکه مفروض این بود که وحدت مبدا مقدار است.یا اینکه به امر بالفعل مانند اعداد است که در اینصورت وحدت ، کثرت است.خلاصه سخن اینکه اگر چنانچه وحدت ها را مساوی بدانند نمی شود از وحدت های مساوی اشیاء غیر مساوی بوجود آید.
در توضیح این مطلب ما می گوییم ما قائل به تشکیک وجود هستیم.یعنی آنچه که در خارج حقیقت دارد وجود است.به عنوان مثال وجود علم یک موضوع می خواهد مثلا ماده را عالِم نمی -گوییم چون قابلیت و استعداد عالم بودن را ندارد و ما این را مفروض می گیریم که اگر چنانچه ماده استعداد عالم شدن را نداشته باشد ، اگر چه با توجه به مبانی صدرالمتالهین هر موجودی که در خارج موجود است چونکه از وجود بهرهای برده است لذا متناسب با ظرفیت خود بهرهای از وجود را برده است.یعنی بصورت تشکیک ولی مساوات و لا مساوات از عوارض ماده و جسم اند و از عوارض مجردات نمی باشند و اتصال و انفصال همینطور است که اگر چنانچه در جایی اتصال وجود نداشته باشد آنوقت انفصال هم نمی تواند وجود داشته باشد و یا هنگامی که یک شیء مساوات نداشته باشد ضرورتا لامساوات هم نمی تواند داشته باشد.به این دلیل که اینها دو مفهوم متضایف اند و دو مفهوم متضایف چه در ذهن و چه در خارج از یکدیگر جدا نمی شوند و با هم تصور می شوند.در اینگونه مسائل ما باید الزاما بین مفاهیم حقیقی و اعتباری فرق بگذاریم و حکم یکی را بر دیگری جاری نکنیم به عنوان مثال بین دو مفهوم متباین می توان انواع وحدت ها را بدست آورد.آندسته که معتقدند مفهوم وحدت مشترک معنوی است یعنی بر هر موجودی که عمل می شود تنها دارای یک معنی می باشد.برای تفهیم بهتر مطلب نمونه ای را بیان می نماییم. دو نوع از موجودات ممکن الوجود که در خارج موجودند مانند انسان و اسب ، بر فرض مثال در بعضی از چیزها وحدت دارند.اگر چه مصادیق دو کلی هستند که بعضی از جهات وحدت عبارتند از :۱- جسم داشتن ۲- در مصداق بودن ، که هر یک مصداق یک کلی است مثلا اسب جزئی که در خارج موجود است مصداق ، مفهوم اسب است و مثلا زید هم مصداق مفهوم انسان است. یعنی در مصداق واقع شدن متحدند.۳- در اعراض داشتن ۴- در معلول بودن ۵- در وجود داشتن و خیلی از چیزهای دیگر ، لیکن در بعضی از چیزهای دیگر اختلاف دارند که ضرورتی در بیان آنها نیست.
چنانکه ابن سینا بیان داشته است و از عبارات او چنین برمی آید که منظور ایشان مفهوم وحدت هاست.بدون هیچگونه شکی مفهوم وحدت و کثرت هم دو مفهوم متضایف اند یعنی هر وحدتی مستلزم کثرت است و هر کثرتی هم ذاتا مستلزم وحدت است.همانطوری که در علم منطق آمده است ، یعنی بحث نسب اربع از کلیات خمس بین دو مفهوم کلی ضرورتا یکی از نسبت ها وجود دارد که یکی از آنها «تساوی» است و هم در حمل اولی ذاتی است که موضوع و محمول هر دو اعتباری اند و حقیقی نمی باشند یعنی تغایر آندو اعتباری است.بنابراین اگر چنانچه دو مفهوم را داشته باشیم می توانند با حفظ وحدت تغایر آنها اعتباری و غیر حقیقی باشد ولی در خارج مغایر همدیگر نباشند . و همانطوری که بیان نمودیم ابن سینا در عبارتی که گفته است ، اگر چنانچه وحدت را مساوی بدانند نمی شود از وحدت های مساوی اشیاء غیرمساوی بوجود آید.لذا باید گفت این دو مفهوم همانطوری که بیان نمودیم تقابل بین آندو یعنی وحدت و کثرت تضایف است.در حالیکه ذاتا کثرت هست و در پایان اینکه وجود چونکه روشن ترین مفهوم است هرگز ادراک نمی شود اگر چنانچه ما وجود را ادراک می کنیم ماهیاتی هستند که لباس وجود بر تن کرده اند و ما در همان حد و اندازه وجود را ادراک می نماییم.
« تو آن واحد که عین کثرت آمد تو آن جمعی که عین وحدت آمد
در این مشهد یکی شد جمع و افراد چو واحد ساری اندر عین اعداد
کسی این سر شناسد کو گذر کرد ز جزوی سوی کلی یک سفر کرد»[۹۲]
۴.۱.۳- تشکیک بین فرد مادی و فرد مجرد
لذا آنچه که در تعریف دارای اهمیت است پیدا کردن مرتبه یک موجود با توجه به مراتب پایین و بالا است در این معنی که پیدا نمودن جنبه های اشتراک و اختلاف آن مرتبه با مراتب دیگر است و مرتبه ای که تمام ذاتیات در آن مشترکند آن سلسله الزاما افراد همان نوع می -باشند که هر سلسله ای از افراد دارای یک نوع مجرد است که آن نوع مجرد در اعلی ترین مرتبه تشکیک قرار گرفته است که در راس آن افراد است که آن همان رب النوع است که افراد آن نوع به کمال و نقص یعنی بصورت تشکیک با آن رب النوع فاصله دارند لذا باید اینگونه داوری شود که ما الزاما دو قسم تشکیک داریم یک قسم تشکیک آن است که نسبت یک مرتبه با موجود خاص و جزئی با اعلی ترین درجه وجود مقایسه شود که آن واجب الوجود بالذات است.و یک قسم دیگر نسبت یک موجود خاص و جزئی است که با عالی ترین درجه آن نوع که همان رب النوع است مقایسه می شود.در قسم اول که با واجب الوجود بالذات مقایسه می شود یعنی اگر رب النوع با واجب الوجود بالذات مقایسه شود نسبت هموار ه ثابت است و محال است که تغییر یابد ولی در قسم دیگر که یک فرد خارجی خاص و جزئی با رب النوع مقایسه می شود آن فرد جزئی می تواند در این تشکیک صعود نماید یعنی از قوه صرف به فعلیت صرف منتهی شود.چون در این عبارات هدف ما تبیین تعریف نوع است لذا از تعریف امور دیگر پرهیز می نماییم.اگرچه باید گفت هر موجودی دارای تعریف است و اگر چنانچه عده ای تصور نمایند که بعضی مفاهیم دارای تعریف نیستند ما هم در پاسخ می گوییم اگر چنانچه مفهومی فاقد تعریف باشد آنگاه در خارج یعنی تشکیک و کثرت و یا در تحلیل های ذهنی چگونه از یکدیگر متمایز می شوند در حالیکه ما اصولی داریم به نام وحدت و کثرت و یا تشکیک در وجود و یا غیره بنابراین چاره ای نیست جز اینکه بگوییم هر چیزی الزاما دارای تعریف است و در این مسئله استثنایی وجود ندارد و تعریف چیزی نیست جز همان روگرفت و تصدیق کردن ، چونکه در تعریف معرفت جدیدی حاصل می شود. و بدین معنی که نقاط اشتراک و اختلاف به تمامه ذکر می شود،اما در یک عبارت اجمالی ، و این از کارکردهای ذهن است.که مرتبه هر موجود را بطور کلی از میان دیگر مراتب متمایز می سازد و اگر چنین شود صعوبت کار از میان بر -می خیزد و آنگاه امر شناخت آسانتر می شود. البته چنین به نظر می رسد که غالب فلاسفه به بحث مثل افلاطونی بصورت اجمالی و ناقص پرداخته اند و آن هم در لابلای آثار خود مبحثی را بدین امر اختصاص داده است ولیکن این کار شایسته امر مهمی همانند (مثل) نمی باشد.بلکه باید بطور تخصصی این مسئله واکاوی شود که ما برآنیم که تعریفی از مثل و مثال و نوع با توجه به عبارت های فوق ارائه دهیم.
آنچه که در عبارات صدرالمتألهین در این برهان مشاهده می شود بحث فاعل و قابل است که ما مقداری آن را بسط می دهیم و تا حدودی که مقصود تقریبا حاصل شود.منظور از فاعل یک امر مجرد است . یعنی ارباب انواع ، و منظور از قابل ماده است و از یک جهت هم نفس است.
حال پس از اینکه ماده انحصارا قابل است لذا باید الزاما فاقد هر فعلیتی باشد و فقط فعلیتش در ماده بودن است و صرفا ماده قابلیت پذیرش آثار را دارد و با توجه به عباراتی که بیان شد ذاتا فاقد آثار است. بدین معنی که این آثار ذاتی برای ماده نمی باشند ولی باید فراموش نشود که انفکاک ماده از مجرد همانطوری که گفتیم امری محال است و ما برای این مسئله برهان اقامه نمودیم.لذا ما باید این مجموعه آثار را به خود ماده نسبت ندهیم بلکه این آثار عارض بر ماده می شوند البته لازم به تذکر است که اصل سنخیت را باید مسلم بگیریم. بنابراین اگر اثبات شود که ماده فاقد این آثار است آنگاه الزاما باید بپذیریم که آن آثار و اثربخشی کار یک جوهر مجرد است.حال در ادامه مطلب بدین امر می پردازیم که یک سلسله آثاری در عالم طبیعت هستند که متعلق ادراک ما هستند.آثاری همانند : رنگ ها ، بوها ، مزه ها یا صداها و یا چیزهای دیگری از این قبیل که باید بگوییم پس از آنکه ما وجود این آثار را مسلم گرفتیم آنگاه می گوییم بطور انحصاری از دو حال خارج نیست.یا این امور مجردند یا مادی و قسم دیگری متصور نیست.اگر چنانچه بگوییم این مجموعه آثار مادی هستند آنگاه محذوراتی پیش می آید.که از جمله آنها عبارتند از اینکه مفهوم ماده بر آنها صدق نمی نماید.به عنوان مثال ، اینکه ماده دارای قابلیت و استعداد است مثلا به مساوات و لامساوات تقسیم می شود و یا اینکه ماده قابل اشاره است یا دارای وضع و غیره است در حالیکه این امور چنین نیستند البته ناگفته نماند که بالعرض قابل مساوات و لامساوات و یا اشاره و چیزهای دیگر هستند ولی بالذات این قابلیت ها را ندارند و اگر چنانچه این امور به عنوان مثال مساوات و لامساوات را می پذیرند با واسطه ماده هستند یعنی بالذات به ماده نسبت داده می شود و بالعرض به آن امور نسبت داده می شود.و اگر چنانچه صورت مثالی که مجرد از ماده است هم فرض شود چون آن صورت مثالی مجرد است آنگاه مساوات و لامساوات با یک صورت مثالی سازگار نیست چونکه مجرد فعلیت دارد لذا دارای قوه و قابلیت نمی باشد بنابراین چاره ای نیست جز اینکه بگوییم این امور مجردند و مادی نیستند بدین معنی که دارای وجود عینی و خارجی اند بنابراین مطلب را باید واکاوی نمائیم که این امور مجرد در چه مرتبه ای از وجود قرار دارند و چه ارتباطی با مافوق و مادون خود دارند.حال باید بررسی شود که اموری مانند رنگ سفیدی آیا جوهر است یا عرض ، اگر جوهر است جزو کدامیک از جواهر است و اگر چنانچه عرض است جزء کدام دسته از اعراض است این مورد، سوال سختی است که یافتن پاسخ آن به غایت دشوار است.اگر بگوییم جوهر است مفاهیم جوهر بر آن صدق نمی نماید اگر بگوییم عرض است آنهم عرض مادی این محذور رخ می نماید که باید در عالم مثال چیزی به نام سفیدی یا رنگ های دیگر نداشته باشیم آنگاه باید بسیاری از چیزها را در عالم مثال منکر شویم ، مثلا ترکیب در عالم ماده است ولی مجردات بسیط اند.اگر چنانچه بپذیریم مثلا سفیدی در عالم ماده عرض است و صورتی هم در عالم مثال دارد که مجرد است آنگاه یعنی جوهر ، آنگاه چگونه ممکن است چیزی تحت دو مقوله قرار گیرد.اگر چنانچه بگوییم به عنوان مثال رنگ سفید یا چیزهای دیگر از این قبیل نوعی از انواع مجردند یعنی همان رب النوع آنگاه باید نوعی مانند سفیدی در عالی ترین درجه از وجود سفیدی باشد اگر چه سفیدی یک مثالی در عالم مثال دارد ولی نوع نیست چون مفهوم نوع بر آن صدق نمی نماید و می بینیم استکمال فقط با توجه به موجودی مطرح است که دارای نفس باشد لذا سفیدی دارای نفس هم نمی باشد و از طرفی هم بیان داشتیم اینها اموری مادی نیستند چونکه منزه از قابلیت هستند لذا اموری مجردند ولی نه اینکه هر قسم نوعی داشته باشدولذا این دسته اموری هستند مجرد مثالی ولی داخل در مثل افلاطونی نیستند و ضمنا اصیل و جاودانه اند که مرتبه ای از مراتب وجود می باشند که حد فاصل میان عالم طبیعت و ارباب انواع اند. که باید پیرامون آنها بطور مستقل به بحث و بررسی پرداخت.از طرفی هم اشاره ای نمودیم که این امور صوری هستند بدون ماده ، که دارای وجود عینی و خارجی هستند چون قبلا چنین اثبات نمودیم که در خارج انفکاک ماده از صورت محال است ولی انفکاک صورت از ماده محال نیست . و همانطوری که فلاسفه گفته اند این مرتبه از وجود که حد فاصل بین عالم طبیعت و ارباب انواع هستند همان «مثال اعظم» است و آن صورت هایی که در ذهن است«مثال اصغر» است که اموری حقیقی نیستند بلکه اموری اعتباری اند و چنین صورت هایی قائم به ذهن هستند و بدین دلیل اعتباری اند که این مجموعه صور ، روگرفتی از مثال اکبرند چون صورت هایی که در مثال اکبرند صورت های حقیقی و عینی اند که در خارج دارای عینیت هستند.
و یکی از اختلاف های این دو این است که آنچه در مثال اکبر است صورت هایی هستند که دارای حقیقت خارجی هستند و قائم به خودند ولی آنچه که در ذهن است(مثال اصغر) صورت های حقیقی نیستند و دارای وجود خارجی نمی باشند لذا این صورت قائم به مثال اکبر هستند.
بنابراین صورت هایی همانند رنگ ها ، بسیط و مجردند که جایگاه حقیقی آنها تنها در عالم مثال است و آن صورت هایی هستند که یک جوهر مجرد آنرا بر ماده می پوشانند و ماده قابلیت پذیرش این صور را دارد و فاعل هم همانطوری که ذکر نمودیم رب النوع است که آنها هم سلسله عرضی از عقول هستند.صدرالمتألهین عباراتی را که در این برهان ذکر نموده است به اجمال سخن گفته است ، و همانطوری که ذکر نمودیم نحوه ارتباط چیزهایی مانند ، رنگ ها ، بوها و مزه ها و یا سایر چیزهای دیگر را با ارباب انواع تبیین ننموده است.در حالیکه باید چنین مطالبی را بیان می نمود. و اصولا این دسته مسائل باید بگونه ای بررسی و تحقیق شوند که با اصول بنیادین فلسفه تعارضی نداشته باشند.به عنوان مثال اگر چنانچه بگوییم جواهر بر پنج قسم اند یعنی ، نفس ، صورت ، ماده و جسم و آنگاه بگوییم مثلا سفید ، عرض است آنگاه با این مشکلات قطعا مواجه می شویم ، که اگر چنانچه رنگ سفید عرض است آنگاه این عرض وابسته به جوهری باشد ، حال آن جوهر چیست ؟ و یا آن جوهر مجرد است یا مادی ، اگر چنانچه جوهر مجرد باشد آنگاه ترکیب پیش می آید.چونکه مفروض این است که مجردات بسیط اند.ولی اگر خوب دقت شود این مجموعه آثار مجردند.چون مبنای ما ، «اصالت وجود» است در تشکیک باید خوب توجه شود که «تشکیک» با توجه به ماهیات معنی می یابد نه اینکه تشکیک در ماهیت است و منظور ما از این عبارت این است ادراک مفهومی به نام تشکیک فقط با توجه به ماهیات است.به عنوان مثال اگر به واجب الوجود بالذات با قطع نظر هر ماهیتی نظر بیافکنیم می بینیم که تشکیک معنی پیدا نمی کند.حال اگر چنانچه ارباب انواع هم مورد ملاحظه قرار گیرند از یک جهتی فاقد تشکیک هستند.از آن جهت که اعلی ترین کمالات نوع -اند و بالاتر از آن تصور نمی شود و با قطع نظر از افرادش تشکیک در مورد رب النوع معنی پیدا نمی کنند ولی اگر از جهتی با افراد خودش مقایسه گردد مثلا از جهت قرب و بعد با آن رب النوع ، آنوقت تشکیک معنی پیدا می نماید و الا یک رب النوع اگر چنانچه با مبدا فاعلی خود مقایسه گردد آنوقت است که تشکیک هم در مورد آن صدق می نماید.
این عباراتی که ما بیان نمودیم نسبت به چیزهایی که مانند رنگ ها و بوها و مزه ها و چیزهایی از این قبیل بود ولیکن در موارد دیگر هم مصداق دارد.ما برای عباراتی که ذکر نمودیم از قرآن آیاتی را بعنوان نمونه ذکر می نماییم . بعنوان مثال چیزی به نام تلخی در عالم مثال وجود دارد که اشیا مادی با توجه به اصل سنخیت می توانند بهره ای را از آن ببرند.ولی صورت مثالی تلخی دارای وجود خارجی و عینی است که بالاتر از آن متصور نمی شود و در خود آن صورت مثالی تلخی که در اعلی مراتب است تشکیک وجود ندارد .اما در چیزهای که هر کدام بهره ای از تلخی را دارند اگر با آن صورت مثالی مقایسه شوند تشکیک وجود دارد.شاید در قرآن مجید منظور از «زقوم» که در اعلی مراتب تلخی است قطع نظر از تلخی معنوی ، همان صورت مثالی باشد و بقیه موارد هم چنین است.
أَذلِکَ خَیرٌ نُّزلاً أَم شَجرهُ الَّزقُومِ«۶۲» إنّا جَعَلنها فِتنَهً لِّلظَّلمینَ«۶۳» انها شجرهٌ تَخرجُ فِی اصلِ الجحیمِ«۶۴»
آیا این مقام عالی بهتر است یا درخت زقوم در جهنم؟(۶۲) که آن درخت را ما بلای جان ستمکاران عالم گردانیم(۶۳) آن زقوم به حقیقت درختی است که از بن دوزخ برآید.(۶۴)[۹۳]
لاَکلونَ من شَجرٍ مِن زَقومٍ«۵۲» فَمالِوُنَ مِنها البُطونَ«۵۳»

نظر دهید »
طرح های پژوهشی دانشگاه ها در مورد برنامه درسی یاد … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

در دنیای متغیر و در حال تحول، علاوه بر خانواده، مدرسه به عنوان یک عامل مؤثر رشد ذهنی و اجتماعی ایفای نقش می کند و افراد را برای حل مسائل زندگی توانا می سازد. ناتوانی در حل مسائل به طور طبیعی در زندگی انسان نگرانی و اضطراب به وجود می آورد. از طریق توانایی مقابله با سختیها، زنگی آدمی معنا و مفهوم پیدا می کند، به همین دلیل تأکید می شود که مفاهیم، مهارتها و نگرشهای مورد نظر در محتوا با توجه به سلامت جسمی، روانی و اجتماعی دانش آموزان انتخاب گردد (ملکی،۱۳۷۹: ۹۱-۹۰). بنابراین در برنامه مدارس باید موادی گنجانده شود که دانش آموزان را با اصول و مبانی بهداشت آشنا سازد و آشنا کردن بچه ها با بیماری هایی که حیات انسان را به خطر می اندازد و چگونگی جلوگیری از ابتلا به اینگونه بیماری ها نیز لازم است (شریعتمداری، ۱۳۸۲ :۲۵۲). برنامه درسی باید در دانش آموزان عادات و تمایلات مناسب به منظور رشد قوای بدنی به وجود آورد و اطلاعات لازم را در این زمینه در اختیار ایشان بگذارد (ملکی، ۱۳۸۸: ۱۳۷). از اینرو برنامه ریزی برای انجام مراقبت های بهداشتی، آموزش بهداشت و تغذیه دانش آموزان بعنوان اقدامی اساسی در توسعه کمی و کیفی آموزش تلقی می گردد (معاونت تربیت بدنی و تندرستی وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۸۴: ۵۱).

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

قبل از اقدام جهت پیشگیری و آموزش در حوزه های بهداشتی شناسایی نیازهای بهداشتی دانش آموزان بسیار مهم می باشد، زیرا شناخت این نیازها یعنی فراهم کردن زمینه های هموار کردن مسیر رشد و تکامل جسمی، روانی، اجتماعی و رفتاری دانش آموزان و کاستن از رفتارهای پر خطر که موانع مزاحمی برای رشد آنان می باشند (نوری، ۱۳۸۵: ۸۷).
۲-۱۲- عوامل تعیین کننده رفتارهای بهداشتی
فرایند پیشگیری از بیماری و آسیب، به تشکیلاتی می ماند که فرد، خانواده، متخصصان بهداشت جامعه، هر کدام در آن نقشی ایفا می کنند (سارافینو، ترجمه احمدی ابهری و همکاران، ۱۳۸۴: ۲۸۶).
خانواده همچنان از منابع اصلی اطلاعات برای غذا و برنامه غذایی ماست. آثار تبلیغات تجاری در تلویزیون در انتخاب غذای کودکان و نیز بر سبک زندگی تأثیر می گذارند، گاهی اوقات ممکن است به میزان کمی برنامه غذایی سالم از تلویزیون تبلیغ شود (کرتیس، ترجمه فتحی آشتیانی و عظیمی آشتیانی، ۱۳۸۷: ۱۳۱).
این عوامل، مسائل بسیاری را در بر می گیرند که در ذیل به تشریح آنها پرداخته می شود:
عوامل کلی در رفتارهای بهداشتی
یک فرد معمولی احتمالاً می تواند فهرست نسبتاً کاملی از رفتارهای بهداشتی تهیه کند، «سیگار نکشید» «زیاده از حد نخورید»، «به طور مرتب ورزش کنید» و … اما عمل به آن موارد، داستان دیگری است. فرایندهای متعددی بر رفتارهای بهداشتی اثر می گذارند، از آن جمله، وراثت قابل ذکر است. به عنوان مثال بررسی های متعددی نقش وراثت را در الکلیسم تأیید کرده اند. اما میزان تأثیر هر یک از عوامل ژنتیکی، روانی و اجتماعی در این بیماری هنوز مشخص نشده است.
یاد گرفتن
مردم برخی از رفتارهای بهداشتی را یاد می گیرند، و تعدادی از این رفتارها، به دلیل پیامدهایشان، تغییر می یابند. مهم ترین این پیامدها عبارتند از:
تقویت. زمانیکه پیامد انجام دادن کاری خوشایند، خواستنی و رضایت بخش باشد، تمایل به انجام دادن مجدد آن رفتار افزایش می یابد یا تقویت می شود.
خاموشی. وقتی پیامدهایی که سبب ادامه رفتاری هستند از میان می روند، تمایل به پاسخ، رفته رفته ضعیف می شود. فرایند خاموش سازی تنها زمانی اتفاق می افتد که هیچ محرک یا تقویت کننده دیگری جای اولی را نگرفته باشد.
تنبیه. زمانیکه پیامد انجام کاری ناخوشایند باشد، احتمال تکرار آن رفتار کاهش می یابد.
مردم از طریق مشاهده رفتار دیگران، یاد می گیرند- فرایندی که الگوی برداری نامیده شده است- در این نوع یادگیری، پیامدهایی که فرد الگو بدان دچار می شود بر رفتار مشاهده کننده اثر می گذارد.
عوامل اجتماعی، شخصیتی و احساسی
عوامل اجتماعی بسیاری، بر پذیرش رفتارهای بهداشتی اثر می گذارند. از جمله این عوامل، داشتن دوستان یا خانواده ای است که چنین رفتارهایی را برگزیده اند و به سبب تغییر شیوه زندگیشان مورد حمایت اجتماعی و تشویق قرار گرفته اند. زندگی با خانواده نیز ممکن است مشکلاتی در راه ارتقای سلامت ایجاد کند، زیرا هر یک از اعضای خانواده ممکن است انگیزه و عادت های ویژه خود را داشته باشند. برای مثال ممکن است فردی تصمیم بگیرد از غذاهای پر کلسترول مانند کره، تخم مرغ و گوشت قرمز کمتر استفاده کند، اما سایر اعضای خانواده چنین تمایلی نداشته باشند.
دو عامل دیگری که بر رفتارهای بهداشتی فرد تأثیر می گذارند عبارتند از: شخصیت، وضعیت روحی فرد.
یکی از ویژگی هایی که با رفتارهای بهداشتی ارتباط دارد، وظیفه شناسی[۹۱] است. کسانیکه در آزمون وظیفه شناسی نمره بالا گرفته اند، در مقایسه با دارندگان نمره پایین کمتر مسایل بهداشتی را رعایت می کنند.
نقش وضعیت روحی در رفتارهای بهداشتی را می توان در نتایج بررسی های مربوط جستجو کرد. نتایج بررسی ها نشان داده است: افرادی که زندگی پر استرسی دارند، سیگار، مشروبات الکلی و قهوه بیشتری مصرف می کنند. یا کنار آمدن با استرس یکی از مهم ترین دلایلی است که افراد برای ادامه مصرف سیگار مطرح می کنند.
شناخت و برداشت
برداشت مردم از علائم بیماری نیز بر رفتارهای بهداشتی آنان اثر می گذارد. گروهی مشکل را نادیده می گیرند و برخی به سرعت به پزشک مراجعه می کنند. زمانی که علایم شدید باشند مانند شکستگی ها و… همه افراد به سیستم مراقبت های بهداشتی مراجعه خواهند کرد. اما علایمی که شدید نیستند، چگونه بر رفتار اثر می گذارند؟ کسانیکه بیمارند مسایل بهداشتی را بیشتر رعایت می کنند. رفتار هایشان را بر اساس نیازهای بهداشتی شان تنظیم می کنند.
عوامل شناختی، نقش مهمی در رفتارهای بهداشتی مردم بازی می کنند. آنان سلامت خود را بطور کلی می سنجند، همچنین درباره سایر پرسش ها تصمیم هایی می گیرند مثلاً: آیا باید نمک را از رژیم غذایی خود حذف کنم؟ (سارافینو، ترجمه احمدی ابهری و همکاران، ۱۳۸۴: ۲۹۱).
کسانی که به فکر ارتقای سلامتی شان می افتند، اغلب با جدالی درونی روبرو می شوند. یکی از مشکلات، آن است که بسیاری از رفتارهای بهداشتی به اندازه عادتهای روزمره فرد، لذتبخش نیستند و این مسئله ممکن است موجب تضادی درونی شود. بسیاری از مردم با ایجاد تعادل در زندگی و قائل شدن مرزی معقول برای رفتارهای غیر بهداشتی، با این جدال درونی خود کنار می آیند. اما اکثر مردم احتمالاً چنین نخواهد کرد- آنان لذات را انتخاب می کنند و گهگاه به خود قول می دهند در آینده نزدیک، تغییر رفتار بدهند.
مشکل دیگر آن است که امکان دارد پذیرش شیوه ای سالم برای زندگی، مستلزم تغییر رفتارهایی باشد، که به صورت عادت در آمده اند، مانند سیگار کشیدن. رفتارهایی که به صورت عادت و اعتیاد در آمده اند بسیار سخت اصلاح می شوند. مشکل سوم آن است که افراد سالم، انگیزه کمی برای در پیش گرفتن رفتارهای بهداشتی دارند، بویژه اگر عمل به این کارها خوشایند و راحت نباشد. نتایج مطلوب رفتارهای بهداشتی مانند (تناسب اندام) به سرعت حاصل نمی شود و پیامدهای نامطلوب رفتار نکردن به آنها (مانند ابتلا به بیماری جدی) ممکن است هرگز به وقوع نپیوندد. اما حتی افرادی که مشکلی در زمینه سلامت دارند، بسیاری از اوقات از پیگیری درمان خود سرباز می زنند یا به توصیه های پزشکان عمل نمی کنند (سارافینو، ترجمه احمدی ابهری و همکاران، ۱۳۸۴: ۲۸۷).
نقش باورها و تصمیم ها
افکار مردم ممکن است بر احساس آنان اثر بگذارد. براساس الگوی باورهای بهداشتی[۹۲]، احتمال در پیش گرفتن رفتار بهداشتی، به طور مستقیم به دو ارزیابی بستگی دارد. یکی ارزیابی میزان خطر یک مشکل بهداشتی، و دیگری ارزیابی منافع و موانع عمل بهداشتی.
چه عواملی بر این ارزیابی ها اثر می گذارند:
درک شدت مشکل بهداشتی. افراد شدت پیامدهای اجتماعی و فیزیکی ابتلا به یک مشکل بهداشتی را در نظر می گیرند. هر چه این پیامدها در نظرشان جدی تر باشد، احتمال انجام دادن اقدامات بهداشتی نیز بیشتر می شود.
درک آسیب پذیری نسبت به یک بیماری. افراد احتمال ابتلا به یک مشکل بهداشتی را در نظر می گیرند. هر چه آنان خود را بیشتر مستعد ابتلا ببیند، احتمال اقدام کردن از جانب آنها بیشتر خواهد بود.
محرک ها. عواملی هستند که با یاد آوری و هشدار در مورد یک مشکل بهداشتی بالقوه، احتمال درک خطر و در نتیجه به انجام رساندن اقدامات لازم را افزایش می دهند. محرک ها را می توان به شیوه های گوناگونی ایجاد کرد از جمله از طریق پیامدهای بهداشتی صدا و سیما.
افزون بر این، سه عامل دیگر نیز بر درک خطر بیماری یا آسیب، اثر می گذارند. عوامل جمعیت شناختی مانند سن، جنس، نژاد و قومیت؛ عوامل روانی اجتماعی مانند طبقه اجتماعی، خصوصیت روانی فرد، فشار اجتماعی، و عوامل ساختاری مانند آگاهی و برخورد قبلی با یک مشکل بهداشتی. به عنوان مثال، افراد سالمندی که دوستانشان به سرطان یا بیماری قلبی دچار شده اند، بیشتر احساس خطر می کنند تا جوانانی که دوستانشان در سلامت کامل به سر می برند.
احتمال در پیش گرفتن رفتار بهداشتی، به تهدید درک شده و مجموعه منافع و موانع آن، بستگی دارد. به عنوان مثال، در مورد معاینات دوره ای کسانی که خود را در معرض خطر ابتلا به بیماری می بینند و احساس می کنند منافع آن بیش از موانع اش است، به انجام دادن این مهم اقدام می کنند اما کسانی که احساس خطر نمی کنند یا موانع این اقدام پیشگیرانه در نظرشان بزرگ جلوه می کند، احتمالاً از انجام دادن معاینات دوره ای سرباز می زنند (سارافینو، ترجمه احمدی ابهری و همکاران، ۱۳۸۴: ۲۹۳ -۲۸۸).
۲-۱۳- عوامل موثر در آموزش بهداشت
بسیاری از آموزشها و به تبع آن یادگیری ها از طریق ارتباط اتفاق می افتد، ارتباط یکی از عناصر مهم زندگی اجتماعی انسان است. در نظام های اجتماعی کوچک و بزرگ نظیر خانواده، اجتماعات روستایی، شهری، کشوری و بین المللی، ارتباط در انتقال دانش ها، مهارت ها و نگرش ها سهم عمده ای دارد. ارتباط به شکل گیری و تغییر شناخت ها، عقاید و رفتار انسان ها منجر می شود. امروزه ارتباط به عنوان یکی از ابزارهای اصلی دگرگونی های اجتماعی و سیاسی مورد توجه قرار دارد. فرایندهای ارتباطی نه تنها به عنوان پدیده ای عام مورد عنایت و استفاده تک تک انسان ها هستند، بلکه در حرفه هایی نظیر تبلیغات بازرگانی و فرهنگی، روابط عمومی، آموزش و پرورش، بهداشت و مدیریت کاربرد و اهمیت خاص می یابند. اصطلاح ارتباط که معادل واژه انگلیسی Communication بکار می رود معنای وسیعی در همین زمینه دارد. در یک تعبیر کلی و ساده می توان ارتباط را چنین تعریف کرد: فرایند تبادل پیام بین فرستنده و گیرنده به نوعی که ذهنیات (معانی) مورد نظر طرفین به یکدیگر منتقل شود.
فرایندهای ارتباطی اغلب از پیچیدگی های خاص برخوردار بوده و متغیرهای گوناگون، از قبیل ویژگی های فرهنگی، تجربیات شخصی، ارزش ها و نگرش ها و انتظارهای مورد نظر فرستنده و گیرنده پیام بر چگونگی شکل گیری آن تأثیر می گذارد (امیر تیموری، ۱۳۸۶: ۴ – ۳).
در دسترس قرار دادن دانش امروزی بهداشت و سلامت جهت والدین و خانواده ها یکی از وظایف مهم می باشد. رسانه های گروهی بالاخص رادیو و تلویزیون بسیار پر قدرت هستند. و این وسایل، توانایی دستیابی و عمومیت دادن و تبلیغ برنامه های جدید بهداشتی و ایجاد آگاهی عمومی نسبت به مسائل بهداشتی و ارتقاء دانش و رفتارهای بهداشتی را دارند. وسایل ارتباط جمعی مسئولیت سنگینی بر دوش دارند. و گاهی روابط متقابل فردی، جهت تغییر باورها و رفتارهای افراد نیز لازم و ضروری می باشد، بر خلاف وسایل ارتباط جمعی، ارتباط بین فردی نمی تواند به گروه زیادی از مخاطبین همزمان پیام برساند ولی دارای فوائد خاصی می باشد، تعامل بیشتری را ایجاد می کند، تبادل اطلاعات و یادگیری بیشتری را برای فرستنده و مخاطب (هر دو) امکان پذیر می نماید (ویلیامز با همکاری کارمندان یونیسف در سراسر جهان، ترجمه محفوظ پور، پرپین چی، ۱۳۷۳: ۱۰- ۸).
رسانه های گروهی در حوزه بهداشت و سلامت که نقش مهمی در آموزش و اشاعه پیام های بهداشتی دارند عبارتند از: تلویزیون، روزنامه ها، دانشگاهها، کتب، نشریات، مقالات، مجلات، پیام های تبلیغاتی شرکتها و سازمانها و… که در ذیل به کارکردهای آنها پرداخته شده است.
– شواهد سنجیده و برنامه ریزی شده بهداشت، مثلاً نمایش ها و نمایشگاه هایی در مورد موضوعات بهداشتی، تبلیغات شورایی، آموزش بهداشت در تلویزیون و روزنامه ها، برنامه های دانشگاه برای آموزش جامعه در مورد بهداشت.
– اشاعه بهداشت توسط تبلیغ کنندگان و تولید کنندگان محصولات «سالم» مانند تبلیغات برای نان با آرد کامل یا خمیر دندان، نشریات آموزشی در مورد « تغذیه کودک شما» یا « لاغر شدن» که محصولات مرتبط با آنها را نیز ترویج می کنند.
– کتاب ها، نشریات و مقالات در مورد موضوعات بهداشتی برای نمونه برنامه های تلویزیونی و مقالات مجلات در مورد رژیم غذایی و آلودگی هوا و یا تناسب وزن.
– پیام های بهداشتی (یا ضد بهداشتی) که نهانی منتقل می شوند، برای مثال شخصیت های مشهور و یا شخصیت های ساختگی از کشیدن سیگار امتناع می کنند و یا برعکس پیاپی سیگار می کشند.
– اشاعه برنامه ریزی شده پیام های ضد بهداشتی (که احتمالاً نادیده گرفته شده یا به این ترتیب توجیه شده اند که غیر بهداشتی نیستند) برای مثال تبلیغاتی برای شیرینی ها و شکلات ها.
رسانه های گروهی می توانند افراد بی شماری را در بر گیرند، از جمله مردمی که ممکن است به متخصصین بهداشتی دسترسی نداشته باشند. با این حال، این توجیهی برای استفاده یکسره و مداوم از آن نیست. چون بسیاری از مطالعات تحقیقی نشان داده اند که نیروی ترغیبی مستقیم رسانه های گروهی بسیار محدود است. انتظار اینکه این نوع رسانه های گروهی به تنهایی تغیرات شگرف طولانی مدت در رفتار بهداشتی ایجاد خواهند کرد، محکوم به ناامیدی است (اولس، سیمنت، ترجمه شیدفر، ۱۳۷۶: ۲۲۶ – ۲۲۵).
– سازمانهای غیر دولتی (NGOs): این گروه ها اغلب به برنامه های عملی بهداشت با مشارکت کودکان و نوجوانان علاقه دارند و در این زمینه فعالیت می نمایند (هیو. هاوز، ترجمه سعیدی، ۱۳۷۹: ۲۱).
از محدودیت های موجود در راه دستیابی دانش بهداشتی، به تنهایی می توان عواملی مانند فقر و بیکاری، بی سوادی و فقر مسکن، کمبود خدمات اساسی مانند بهسازی و آب سالم و عوامل اجتماعی مانند وضعیت اجتماعی و اقتصادی بانوان را نام برد (ویلیامز با همکاری کارمندان یونیسف در سراسر جهان، ترجمه محفوظ پور و پرپین چی، ۱۳۷۳: ۱۲).
۲-۱۴- تغذیه

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 660
  • 661
  • 662
  • ...
  • 663
  • ...
  • 664
  • 665
  • 666
  • ...
  • 667
  • ...
  • 668
  • 669
  • 670
  • ...
  • 732
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

 جذابیت بدون تغییر شخصیت
 بهینه‌سازی تجربه کاربری
 علائم غفلت در رابطه
 آموزش ابزار لئوناردو
 ابراز احساسات سالم
 درآمد از پست‌های شبکه‌های اجتماعی
 شغل‌های پردرآمد اینترنتی
 مراقبت از پنجه‌های سگ
 تدریس آنلاین طراحی داخلی
 درآمد از نظرسنجی آنلاین
 فروش تم‌های وردپرس
 فرصت‌های درآمد آنلاین
 درآمد کانال‌های تلگرام
 تحقیق کلمات کلیدی
 عفونت گوش گربه
 مشکلات گوارشی گربه
 چالش‌های رابطه عاطفی
 درآمد از کارگاه‌های آنلاین
 طوطی‌های سخنگو
 انتخاب اسم خرگوش
 پست مهمان موفق
 حسادت در رابطه
 درمان اسهال سگ
 فروشگاه آنلاین محصولات خاص
 شیر برای گربه
 اپلیکیشن‌های پولساز
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • راهنمای نگارش مقاله با موضوع تحلیل ساختاری حکایت های کوتاه منطق الطیر عطار بر اساس … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه با فرمت word : پیشگیری از جرم در اسلام و تطبیق آن با ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها درباره بررسی رابطه وسواس ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع بررسی تطبیقی شکنجه علیه زنان در … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد بررسی رابطه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مطالب پژوهشی درباره پایان نامه تدریس در مقطع ابتدائی کودکان عقب مانده ذهنی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه تاثیر بازار ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های مقالات و پروژه ها | علایمی که می ­تواند برای فرد بی تفاوت در سازمان نام برد عبارتند از: – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • منابع پایان نامه در مورد بررسی تطبیقی حمایت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه آماده کارشناسی ارشد – ب) جذب مشتری جدید- – 9

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان