سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
راهنمای نگارش مقاله دربارهبررسی تاثیرسبک های مدیریت مشارکتی وسنتی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

صورتجلسه دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشد(M.A)
نام و نام خانوادگی دانشجو: محمد جواد تورجی‌پور درتاریخ: ۲۹/۱۱/۸۸ رشته: مدیریت آموزشـی
از پایان نامه خود با عنوان: بررسی تأثیر سبک‌های مدیریت مشارکتی و سنتی بر خلاقیت دبیران
مطالعه موردی دبیرستان‌های ناحیه‌ ۱و۲ شهر شیراز
با درجه عالی و نمره ۵/۱۸ دفاع نموده است.
نام و نام خانوادگی اعضاء هیئت علمی داوری سمت امضاءاعضای هیأت داوری

۱- دکتر عبدالمحمد طاهری استاد راهنما
۲- دکتر عباد‌اله احمدی استاد مشاور
۳- دکتر مسلم صالحی استاد داور

مراتب فوق مورد تأیید است. مدیر/معاونت پژوهشی
مهر و امضاء
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد مرودشت
دانشکده علوم تربیتی وروانشناسی-مدیریت آموزشی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

گرایش:مدیریت آموزشی
عنوان:
بررسی تاثیرسبک های مدیریت مشارکتی وسنتی برخلاقیت دبیران
مطالعه موردی دبیرستانهای ناحیه ۱و۲شهرشیراز
استادراهنما:
دکترعبدالمحمدطاهری
استادمشاور:
دکترعباداله احمدی
نگارش:
محمدجوادتورجی پور
زمستان۱۳۸۸
تقدیم به:
پدر و مادرم که رنج تحصیل مرا به جان خریدند
و
همسر مهربانم که مسیر تحصیل را بر من هموار ساختند.
سپاسگزاری
حمد و سپاس بیکران پروردگار یکتا را که ابتدا نعمت حیات و سپس توفیق گام نهادن در راه کسب معرفت را به من ارزانی داشت و در همه حال باران رحمت لایزال خویش را شامل حالم نمود.اکنون که به یاری خداوند متعال انجام این پژوهش به پایان رسیده است بر خود واجب می دانم تا از زحمات تمام کسانی که در این راه یار و همراه من بوده اند و زحمات بسیار کشیده اند، تشکّر و قدردانی نماییم. استاد ارجمندم جناب آقای دکتر عبدالمحمدطاهری که با صبر وحوصله تمام، این کار را راهنمایی نمودند . استاد بزرگوار و مشاورمحترم دکتر احمدی که با نظرات ارزشمند خود یار و یاور من بوده اند.
چکیده
بررسی تاثیر سبکهای مدیریت (مشارکتی و سنتی) بر خلاقیت دبیران: مطالعه موردی دبیرستانهای شهر شیرازناحیه ۱و۲
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تاثیر سبکهای مدیریت (مشارکتی و سنتی) بر خلاقیت دبیران در مدارس متوسطه دولتی شهر شیراز بوده است.جامعه آماری۹۶۱ نفرو گروه نمونه تحقیق شامل۲۷۵ نفر از دبیران (زن۱۲۹ و مرد۱۴۶) مدارس متوسطه می با شد که در سال تحصیلی۸۹-۸۸ مشغول کار بوده اند و با روش تصادفی سهمیه ای انتخاب گردیده اند. از دو ابزار، مقیاس افتراق مفهومی مدیریت و پرسشنامه خلاقیت دبیران برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد.پرسشنامه ازدبیران نواحی۱و۲ازنواحی چهارگانه شهرشیراز می باشد.روش تحقیق حاضرازنوع پیمایشی همبستگی است. روایی وپایایی ابزار ها با بهره گرفتن از روش تحلیل گزینه و آلفای کرونباخ بدست آمد. نتایج به دست آمده از پژوهش عبارتند از:
۱- ضرایب همبستگی بین سبکهای مدیریت (سنتی، متعادل و مشارکتی) و خلاقیت نشان داد که رابطه بین هر سه سبک مدیریت (سنتی، متعادل و مشارکتی) با خلاقیت دبیران مثبت و در سطح ۰۱/ ۰معنی دار است
۲-ضرایب تعیین بدست آمده از رگرسیون بین سبکهای مدیریت (سنتی، متعادل و مشارکتی) و خلاقیت نشان می دهد سبک مدیریت مشارکتی نسبت به سایر سبکها (سنتی و متعادل)پیش بینی دقیق تری برای خلاقیت دبیران ارائه می دهد. وهمچنین رگرسیون بین سبک مدیریت و خلاقیت نیز (۵۵/۰R2=) است.
۳- تفاوت بین ضرایب همبستگی بدست آمده از سبک مدیریت مشارکتی و خلاقیت با سبک مدیریت سنتی و خلاقیت در سطح ۰۱/۰ معنی داراست.

نظر دهید »
مقالات و پایان نامه ها درباره :بررسی احکام غنا و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بحث‌های پیشین در باره ی مطلق موسیقی اعم از موسیقی آوازی و سازی – بود زیرا در مسأله ی موسیقی فرقی نیست که با لرزش تارهای صوتی حنجره آدمی تولید شود یا با دمیدن در برخی آلات موسیقی و نواختن در برخی دیگر. ولی برای اکمال بحث، شایسته است. کاوش فقهی خود را در بخش آلات موسیقی به طور دقیق تر ادامه دهیم.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

حرمت به کارگیری ادوات موسیقی به خاطر روایت و اجماع می‌باشد. که در ذیل به آن پرداخته می‌شود.
۲-۱-۳-۱- روایات
۱- روایت صدوق از فضل بن شاذان از نامه‌ی امام رضا (ع) به مأمون که در بخشی از آن آمده است: «الیمان هو اداء الأمانه و اجتناب جمیع الکبائر و هو… واجتناب الکبائر و هی … و الاشتغال بالملاهی و الاصرار علی الذنوب …» (حرعاملی، ۱۳۸۵، ج ۱۵، صص ۳۲۹-۲۳۰، ح ۳۳).
درباره ی این روایات ملاحظاتی چند است؛ از جمله در آن، لفظ «اشتغال»، به کار رفته است و دلالت برکثرت و مداومت می‌کند؛ یعنی بازی با آلات لهو را حرفه خود قرار دادن. دیگر آن که در این روایات، لهو مد نظر باشد؛ بنابراین اگر این ابزار، کاربرد انحصاری خود را در لهویت از دست بدهد، شامل مدلول روایت نخواهد شد. ملاحظه ی دیگر آن که قرینه ی حالیه قایم است بر این که مقصود حضرت، نوازندگان درباری است که به سرگرمی‌های مبتذل طاغوتی مشغول بوده‌اند.
۲ – امام صادق (ع) از پدران گرامی‌اش روایت می‌کنند:
نهی رسول الله (ص): «عن العب بالنرد و الشطرنج و الکوبه والعرطبه و هی طنبور و العود»؛ رسول خدا (ص) نهی کرد از، «بازی با نرد و شطرنج و ورق و سه تار و نی»(همان، ج ۷، ح ۶، ص ۳۲۵).
۳- امام صادق (ع) می‌فرمایند: «آلات ساز و آواز، از عمل شیطان است پس هر چه در زمین از این نوع وجود دارد از ناحیه‌ی شیطان است»(همان. باب ۱۰۰، ح ۵ و ۶).
۴- پیامبر اکرم (ص) نیز میفرمایند: «شما را از مزمار و کوبات (آلات موسیقی) نهی می‌کنم. »(همان).
۵- موثقه سکونی از رسول خدا (ص): «أنهاکم عن الزقن و المزمار وعن الکوبات و الکبرات»؛ «من شما را از ساز و رقص باز می‌دارم»(همان، ح ۶، ص ۳۱۳).
سیاق این روایت حاکی است که نهی پیامبر (ص) می‌تواند نهی ارشادی باشد و ظاهر حال نشان می‌دهد که کاربرد شایع این آلات در آهنگ‌های فاسد و مبتذل بوده است.
۶- روایت تحف العقول از امام صادق (ع) درباره ی وجوه معایش عباد که در بخشی از آن درباره صناعات محرمه است:
«وذلک أنما حرم الله الصناعه التی حرام هی کل‌ها التی یجیء منها الفساد و محضاً نظیر البرابط و المزامیر و الشطرنج وکل ملهو به و الصلبان و الأصنام …»؛ امام صادق می فرمایند: در مورد خداوند ابزاری را که جز فساد بهره ای از آن‌ ها نمی‌شود حرام کرده است. مانند: ابزار لهو، شطرنج، و هر آن چه لهو به آن انجام می‌گیرد و صلیب و بت …» (حرانی،۱۳۶۳، ۳۳۵).
این عبارت یک ضابطه ی کلی را در اختیار قرار می‌دهد و آن این که آن دسته از صناعات که در آن‌ ها فساد محض است و هیچ کاربرد صحیح و مشروعی ندارد، حرام می‌باشد و موارد مذکور، مصادیق شایع آن در زمان صدور روایت بوده است. بدیهی است که اگر در گذر زمان، برخی از این آلات، کاربردهای صحیح و عقلایی یافته و دیگر به آن آلات مختصه اطلاق نشود، نمی‌توان حکم به حرمت بیع و شراء آن‌ ها نمود.
۷- دسته دیگر از روایات که درآن از آلات غناء به عنوان «معازف» نیز یاد شده است. در احادیث آمده است « و یحرم استعمال المعازف و آلات الطرب»؛ «استعمال آلات موسیقی و آلات طرب حرام شده است»(حرعاملی،۱۳۸۵،، ج ۱۲).
۸- چند دسته دیگر روایات نیز وجود دارد؛ از قبیل آن چه به عذاب نوازنده تهدید می‌کند و آن چه خبر از تعزیر مالی نوازنده می‌دهد.
خلاصه سخن درباره‌ی این روایات آن که بیشتر آن‌ ها اشکالات سندی غیر قابل اغماض داشته و روات آن، مجاهیل وغیر ثقات اند و درباره‌ی روایات صحیحه هم باید گفت که مقصود آن‌ ها همان استعمالات لهوی و فاسد است، نه این که آلات وادوات، ذاتاً حرام باشد.
۲-۱-۳-۲- اجماع
واما بررسی دلیل اجماع که تنی چند از فقیهان از جمله؛
اولاً: ً این اجماع مدرکی است و مستند آن، نصوص وارده دراین باب می‌باشد.
ثانیاً: اجماع فقیهان برحرمت آلات لهوی است و زمانی برآلات موسیقی منطبق است که آلات لهو فساد محض باشد و هیچ غرض صحیح و منفعت محلله ای برای آن متصور نباشد. چنین ادعایی دست کم در زمان کنونی گزاف است.
خلاصه ی سخن آن که قدر متیقن از دلیل اجماع و روایات این باب، استفاده از آلات موسیقی در اجرای آهنگ‌های لهوی و در راستای مقاصد غیر عقلایی است، ولی اگر در جهت اهداف تربیتی و آموزشی و تهییج احساسات حماسی، مذهبی و عرفانی حتی برای ایجاد آرامش روانی و رفع خستگی و ملال به کار رود، وجهی برای حرمت آن نیست و استعمال این آلات به حکم اولی شرع حلال می‌باشد.
۲-۲- بخش دوم: ادله اجتماعی واخلاقی (تأثیرات سوء موسیقی)
۲-۲-۱- تأثیر شگفت آور موسیقی
موسیقی تأثیری فوق العاده و شگفت آوری بر روح آدمی دارد و همین امر توجه بیش تر اقوام وملل را به سوی خود جلب کرده است. درباره‌ی صدای داوودی و تأثیر حیرت آور آن که؛ نغمه خوش و دل پذیری عنایت شده بود به گونه ای که پرندگان هنگام نغمه سرایی وی در محراب عبادت او جمع می‌شدند و حیوانات نیز به مجرد شنیدن صدای وی به او نزدیک می‌شدند و از شدت تأثیر جاذبه‌ی صدای خوش او حضور مردم را فراموش می‌کردند.
استفاده از موسیقی در صدر اسلام در قالب قرائت قرآن آغاز شد. برخی امامان به قدری زیبا و محزون قرآن را تلاوت می‌کردند که شنوندگان سخت تحت تأثیر قرار می‌گرفتند به طوری که در کوچه میخ کوب شده و دقایقی غرق شنیدن می‌شدند. چنان چه امام سجاد (ع) خوش آوازترین مردم در تلاوت قرآن بود.
۲-۲-۲- تفاوت میان موسیقی روحانی و غیر روحانی در ارزش
عده ای معتقدند، موسیقی‌هایی که موجب تأثرات و هیجانات روحانی می‌گردد، را باید از آن نوع موسیقی‌هایی که موجب تهییج شهوات و خودخواهی و انتقام جویی و سلطه گری و یا پوچ گرایی و بد بینی می‌باشند، تفکیک نمود؛ زیرا نوع اول موجب تلطیف و تقویت و اشتیاق نفس به عالم ملکوت می‌گردد و این امر مطلوب همه ی وارستگان و تکامل یافتگان می‌باشد. که سماع عرفانی از این نوع است.
در این مورد می‌توان گفت: عمده جذابیت و لذت موسیقی و انبساط آوردن آن، معلول سلب هوشیاری به واقعیت‌های درون ذات و برون ذات و هم چنین سلب اختیار به معنای «سلطه و نظارت شخصیت به دو قطب مثبت و منفی کار یا هر موقعیتی است که شخصیت آدمی در درون آن قرار می‌گیرد و باید با روشنایی و احساس بایستگی یا شایستگی» آن موقعیت را برگزار نماید، در حالی که موسیقی‌ها حتی روحانی‌ترین آن‌ ها با دو حقیقت مزبور (هشیاری واختیار) سازگار نیست و این اصل را همه ی ما می دانیم که هیچ حرکت ناهشیارانه و چیزی نمی تواند تکاملی باشد. اگر چه با نظر به عوامل گوناگون دارای لذت و جذابیت بوده باشد.
جنبه‌ی تحذیری موسیقی را نیز می‌توان در نظر گرفت، لذا اگر در حال جذبه موسیقی ذکر «الله اکبر» را بر زبان جاری بیاوریم، هیجان و تأثر از موسیقی، مانع آن خواهد بود که ما معنای آن ذکر مقدس را بطور معیّن و مستقیم درک کنیم و با همه قوای مغزی وروانی متوجه آن باشیم (جعفری، ۱۳۸۰ ش، صص ۵۶-۵۷).
موسیقی گرچه ممکن است صدای زیبا داشته باشد ولی این تأثیر آنی بوده ما در این جا به تآثیرات منفی موسیقی می‌پردازیم:
۲-۲-۳- فطرت و حرمت موسیقی
موسیقی و حکمت‌ها و علت‌های حرمت موسیقی به ویژگی‌های فطرت انسان از نظر قرآن نیز توجه شود برای روشن شدن رابطه بین فطرت و حرمت موسیقی باید علاوه برنظرداشتنِ مفهوم نیز توجه شود.
از نگاه قرآن انسان موجودى است که از یک‏ سو دارای فطرتى الهى و از سوى دیگر، طبیعتى مادى دارد، فطرت او را به سمت معارف بلند، معنویات، و خیرات دعوت مى‏کند و طبیعت او را به حضیض مادیّت، شهوات و شرور فرا می‌خواند. حیات انسان صحنه مبارزه دایم بین طبیعت و فطرت اوست. اگر طبیعت انسان بر فطرت غلبه کرد و او مسیر طبیعت را پى گرفت، از نگاه قرآن این انسان، انسانى است وارونه و منحرف و اگر فطرتش غالب شد و طبیعتش در مسیر فطرت قرار گرفت، در این صورت این انسان، انسانى است که در مسیر هدایت قرار گرفته و در طریق حق قدم برداشته است.
نتیجه این که بین فطرت انسانی و طبیعت مادی (شهوات حیوانی) فرق وجود دارد؛ و این نکته قابل اثبات نیست که فطرت انسانی با گرایشی که به معارف و معنویات دارد، تمایلی به تمام انواع موسیقی حتی نوع لهوی آن داشته باشد، گر چه تمایل غرایز و شهوات حیوانی سرکش بدان قابل انکار نیست.
۲-۲-۴- تأثیرات موسیقی حرام
در باره تأثیرات منفى و زیان بار موسیقی‌های حرام توجه به مطالب زیرلازم است:
۲-۲-۴-۱- تأثیرات موسیقى بر عقل
شأن و ویژگى عقل آن است که «معتدل» و «متین» باشد. یعنى با حفظِ استوارى و پختگى‏اش بتواند از چاشنى‏هاى لذت و سرور، نشاط و تلاش بهره‏مند باشد؛ اما در این میان، موسیقى آن چنان یکه‏تاز میدان لذّت و نشاط، خیال و تحریک و احساس می‌شود که آدمى دچار حالتِ «طَرب» مى‏شود. «طَرب» تأثیرى است فوق‏العاده! با محوریت موسیقى. این «تأثیر فوق‏العاده» باعثِ کاهش یا سلبِ جدّیّت عقل مى‏شود. و این پیش آمد، باعث مى‏شود که عقل از محاسبات جدّى، دقیق و واقع‏بینانه به دور بیفتد. جوانى که موسیقى‏گرا و «طَرب‏خواه» است: براى زدودنِ افسردگى‏اش، دُکمه ضبط صوت را حرکت مى‏دهد تا یکى دیگر برایش بخواند و بنوازد تا او «خوش» باشد! اما جوانِ معقول، آن گاه که در خود افسردگى مشاهده کند سعى در شناختِ عوامل پژمردگى مى‏کند تا با یافتِ آن علت‏ها، عوامل خوشىِ ماندگار یا معقول را در خود فراهم سازد. جوانِ موسیقى‏گرا، براى تحریک و برانگیختن احساس، به درمان‏هاى مجازى و آنى روى مى‏آورد. این چنین کسى که خواسته‏اش را در «موسیقى» مى‏بیند هیچ وقت به خودش، به عقلش و به اراده‏اش این زحمت را نمى‏دهد تا ببیند و بفهمد که کجاى زندگى را اشتباه محاسبه کرده و چه سنگى مقابل راهش است. آیا دوستِ ناباب او را به افسردگى کشانده؟ یا سستى در انجامِ وظایفِ دینى و الهى او را به افسردگى کشانیده؟ پس، «موسیقى، عقل را به خواب مى‏برد!» یک شعار و شعر نیست. یک قانون است. یک حقیقت است و براى فهم حقایق باید چشم گشود نه این که چشم‌ها را بست. موسیقى عقل را به خواب مى‏برد؛ یعنى باعثِ اشتغالِ آدمى به امورى مى‏شود که کم‏کم باعثِ غفلت از خود، نیازها، علل و درمان‏ها مى‏شود. شما دردى دارید که درمانش تنها با اراده و تغییر شرایط ممکن است. ولى وقتى مى‏بینى نوار موسیقى آن را حلّ کرده، دیگر آن را درمانِ دردت مى‏بینى و دیگر هیچ! این جاست که آن درد هم چنان عمق و شدّت پیدا مى‏کند و شما بیشتر به نوار رو مى‏آورید و این روند تا آن جا ادامه مى‏یابد که از آهنگ‌های معمولى به تند و غربى و شرقى‏ رو مى‏کنى.
به راستى چگونه ما مى‏خواهیم با موسیقى، دین را بشناسیم و بفهمیم؟ و با آن زندگى کنیم؟ جان کلام این که: «موسیقى، عقل را به خواب مى‏برد». یعنى: او را از محاسبات، واقعیّات و اقداماتِ متناسب، باز مى‏دارد و «مشغولیت» به موسیقى عاملِ غفلت است؛ و قرآن کریم از «مشغول‏شدن‏هاى این چنینى» به «لَهْو» تعبیر مى‏کند. لهو چیست؟ این واژه ای، از واژگانِ فرهنگِ قرآن و از زبانِ عرب مى‏باشد و فرهنگ ‏نویسان درباره‏اش این چنین توضیح داده ‏اند: «لهو، آن است که چیزى آن چنان انسان را به خودش جذب و مشغول نماید که باعثِ غفلت و بازماندن از کارهاى مهم‏تر شود». اینک ببینید که چگونه قرآن کریم، ضمن آنکه ما را از موسیقى باز مى‏دارد، چگونه علّتِ مذمّت را هم بیان مى‏فرماید: «و من الناسِ من یشْتَرى لَهو الحدیث لِیُضِلّ عنْ سبیل الله»(لقمان (۳۱)، آیه ۵). «عده‏اى از مردم از آن چه لهو است استقبال کرده و نسبت به آن گرایش دارند اینان ندانسته خود و دیگران را به بى‏راهه، گمراهى و اشتباه مى‏اندازند؛ این نوعى بازى گرفتنِ دین است. و بدانید که سرنوشتى عذاب‏آور و خوارکننده در انتظارشان است. آن گاه حضرت امام صادق‏علیه السلام فرمودند: «غنا مصداقى است از آن چه موجب مشغولیت و بازماندن از یاد خدا مى‏شود»(حر عاملی، ۱۳۸۵، ج ۱۲، صص ۲۲۶ -۲۲۸).
موسیقى با تأثیراتى که در اَبعادِ شادى ‏آفرینى، خیال‏آفرینى و تحریک‏آفرینى دارد، آن چنان به تقویت احساس مى‏پردازد که عقل را – هر چند به طور موقت – ضعیف مى‏کند. کار عقل این است که تناسبات را کشف کرده و هر چیز بى‏تناسب را کنار بزند؛ اما در این وضعیّت که آدمى دل سپرده‏ى احساسات و اثراتِ ناشى از موسیقى گردد، جنبه‌های احساسى بودن چندان قوى مى‏گردد که به سختى مى‏تواند در دریاىِ احساسات وارد شد، امّا خیس از آب نگردد. این جاست که آدمى وقتى مى‏خواهد چیزى را ارزیابى کند، چون آلوده به شناخت‌های احساسى موسیقیایى شده، در این ارزیابى موفق نخواهد بود. شاید بتوان با مثالى این حالت را ملموس‏تر نمود. بسیار مشاهده کرده‏ایم که راننده‏اى جوان سوار بر اتومبیل شده و با سرعتِ زیاد مشغولِ راندن ماشین است. وقتى دقّت بیشترى مى‏کنیم درمى‏یابیم او به مفهوم دقیق کلمه مشغولِ «دل سپردن» به نوار موسیقى است. آن هم آهنگى با ریتم هیجان‏آفرین و تحریک‏زا. هر آن گاه که نوار ترانه و موسیقى‏اش، تندتر مى‏گردد او بر تندى سرعتش مى‏افزاید، امّا در این موقعیت او در رانندگی‌اش مطابقِ استانداردهاى رانندگى و ضوابط عقلى نمى‏راند. او را مى‏بینى که تابعِ همان احساسِ موقعِ شنیدن آهنگ است. و این احساس، باعث شده تا از تشخیص انسان در حالِ تعادل فاصله بگیرد. او دیگر فقط یک چیز را خوب تشخیص مى‏دهد: «همگام با تند شدنِ آهنگ به تند شدنِ سرعت» بپردازد. و این که شما در اطراف همین مثال تفکّر و توجّه بیشترى بنمایید تا ابعادى دیگر برایتان روشن شود. وقتى عقل ملاکِ تشخیص (تصوّر و عمل) باشد، کردار نیز بسیار متین و حساب شده خواهد بود. مگر نه این که سبُکى و سستى در عقل، موجب سبکى و سستى در عمل نیز مى‏گردد؟ پس وقتى مى‏بینید که شخصى با شنیدن آهنگ به رفتارهاى سبک دست مى‏زند، معلوم مى‏شود که عقلش دچارِ خفّت و سبکى گردیده و این احساس است که بر وى حکم مى‏راند. بر اساسِ نظریه ی کارشناسى «فارابى»؛ کامل‌ترین نوع موسیقى، آن است که نشاط آور، خیال‏آفرین و هیجان‏ساز باشد (‏برکشلى، ۱۳۷۶، ص‏۲۰۵). در هنگام تحلیل و استدلال، آن چه بیشتر محور گفت و گوها قرار می‌گیرد نشاط آوری موسیقی است اما درباره‌ی خیال پردازی و هیجان سازی موسیقی سخنی به میان آورده نمی‌شود در حالی که این دو پیامد نابهنجار موجب تضعیف عقل انسان است و آثار زیانبار دارد.
در قرآن کریم، توصیه شده که «واجْتَنِبُوا قُولَ الزّور»؛ «اى مردم از گفتارِ باطل ظاهرپسند بپرهیزید»(حج (۲۲)، آیه ۳۰ ). حضرت امام صادق‏علیه السلام پس از آن که این آیه را تلاوت فرمودند، بیان داشتند: «یکى از مصادیقِ گفتارِ بى‏واقعیت ولى حق‏نما، همین «غنا» است»(حر عاملی،۱۳۸۵، ج ۱۲، ص ۲۲۷). در این روایت و آیه خوب دقت کنید. چه این که نه «خیال» را ماندگارى است؛ نه «احساساتِ برانگیخته از موسیقى»؛ و نه «لذّت‏هاى زودفرجامش»، فرصتِ پاییدن و ماندن دارد. چکیده و نتیجه ی گفتار اوّل: (تأثیرات موسیقى بر عقل) از مجموع گفتار پیشین به این نتایج رسیدیم:
۱- قانون زیربنایى و غیر قابل انکار آن است که؛ «عقل هر آن چیزى را تقویت کند که عقل را تقویت مى‏کند».
۲- کار عقل آن است که «عِقال» باشد. یعنى: «قلعه» براى حفظِ جسم و روحِ آدمى و «پایبند» براى بستن پاى هوى و هوس و تمایلات و شهوات.
۳- از این رو چنان چه چیزى (مثلِ موسیقى) نه در استحکامِ آن قلعه نقش داشته و نه در تقویتِ آن بند پاى هوى و شیطان و شیطنت‌ها تأثیرى به سزا؛ دیگر نمى‏توان آن را «عقلایى» دانست. موسیقى درحاکمیتش یکه تاز است که در تشخیصِ خوب یا بد چیزى «طبقِ ملاک‏هاى خود رفتار مى‏کند. یعنى هر قدر، احساس لذّت و خیال و انفعالات جسمانى بیشتر باشد، پس بهتر است. امّا کار عقل این است که تناسبات را کشف کرده و اعتدال در هر چیز مخصوصاً ابعاد فوق را شناخته و اِعمال گرداند.
۲-۲-۴-۱-۱- نظریه ی افلاطون در مورد تأثیر موسیقی بر عقل
افلاطون مى‏گوید: «وقتى ریتمِ موسیقى تغییر مى‏کند، اساس قوانین جامعه نیز با آن متحوّل مى‏شود». چرا؟ چون این دیگر عقل نیست که حاکمیت دارد.؛ بلکه موسیقى و طَرَب برخاسته از آن، عقل را به حاشیه مى‏راند و عقل نیز اساسِ جامعه است. و این عقل است که دین را مى‏شناسد و ما را نسبت به آن ترغیب مى‏کند»(برکشلى، ۱۳۷۶، ص‏۲۰۵).

نظر دهید »
دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : تحقیقات انجام شده با موضوع : مقایسه اثربخشی روش ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۵ – ۱ : تبیین متغیرهای تحقیق
متغییر مستقل[۱۱] روش آموزشی است که بر اساس روش های سخنرانی و بحث گروهی ارائه می شود .
متغییر وابسته[۱۲] شامل میزان یادگیری مهارت خودآگاهی است که به عنوان یکی از کلیدی ترین مهارت های زندگی که به حساب می آید .
متغییر کنترل۲ شامل : جنسیت ، مقطع تحصیلی ، سن و پایه ی تحصیلی و نیز نوع مدرسه ( دولتی ) است .
تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی تحقیق
۶– ۱ : روش های آموزشی
آموزش کلاسی به فعالیت هایی گفته می شود که با هدف آسان ساختن یادگیری از سوی آموزگار یا معلم طرح ریزی می شود و بین آموزگار و یک یا چند یادگیرنده به صورت کنش متقابل جریان می یابد . آموزش غیر کلاسی به هر گونه فعالیت یا تدبیر از پیش طرح ریزی شده ای که هدف آن آسان کردن یادگیری در یادگیرندگان است گفته می شود ( سیف ، ۱۳۸۸ ، ص ، ۳۹ ) .
منظور از آموزش مجموعه فعالیت ها و تدابیری است که توسط معلم و یادگیرنده اجرا می شود و هدف آن کمک به یادگیرنده برای یادگیری بهتر مطالب درسی است . براون۳ و اتکینس۴ (۱۹۹۱ ، ص ۲ ) آموزش را به عنوان (( فراهم آوردن فرصت هایی برای اینکه دانش آموزان یاد بگیرند )) تعریف کرده اند . به عبارت دیگر ، فعالیت هایی که به قصد آسان کردن یادگیری در دانش آموزان برای معلم و دانش آموزان در نظر گرفته می شود آموزش نام دارد ( به نقل از کردنوقابی ، ۱۳۸۶ ، ص ۱۹ ) .

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

روش آموزش ( تدریس ) مجموعه تدابیر منظمی است که معلم برای رسیدن به هدف ، با توجه به شرایط و امکانات ، اتخاذ می کند ( شعبانی ، ۱۳۷۹ ، ص ۲۴۱ ) .
فعالیت های آموزشی معلمان که به منظور کمک به یادگیری دانش آموزان انجام می گیرند روش های آموزشی نام دارند ( سیف ، ۱۳۸۴ ، ص ۴۷۴ ) .
۱ – ۶– ۱ : آموزش به روش سخنرانی
روش سخنرانی عبارت است از ارائه مفاهیم به طور شفاهی از طرف معلم و یادگیری آنها از طریق گوش کردن و یادداشت برداشتن از طرف شاگرد . در این روش یک نوع انتقال یادگیری و رابطه ذهنی بین معلم و شاگرد ایجاد می شود . در فرایند تدریس ، تمام عوامل تحت کنترل معلم است ( شعبانی ، ۱۳۸۶ ، ص ۲۴۴ ) .
۲ -۶ – ۱ : آموزش به روش بحث گروهی
آموزش به کمک بحث گروهی به فراهم آوردن موقعیتی گفته می شود که در آن یادگیرندگان ( دانش آموزان و دانشجویان ) با همدیگر ، یا یادگیرندگان با معلم ، به گفتگو می پردازند تا اطلاعات ، اندیشه ها ، و عقاید را با هم مبادله کنند یا به کمک هم به حل مسائل بپردازند . بنابراین ، بحث گروهی روشی است برای تحریک اندیشیدن ، به چالش کشیدن نگرش ها و باورها ، و پرورش مهارت های میان فردی ( سیف ، ۱۳۸۸ ، ص ۵۲۵) .
در این روش دانش آموزان تلاش زیادی برای فراگیری دانش ، مهارت و نگرش ها می کنند و به نحو فعال در تدارک زمینه های لازم برای یادگیری می کوشند . معلمان به صورت های گوناگون در بحث گروهی و فعالیت های مربوط به آن شرکت می کنند . در برخی موارد آنان وارد بحث می شوند و بخشی از فعالیت گروهی را به عهده می گیرند . بعضی وقت ها آنان مدیریت جلسه بحث را می پذیرند و زمانی هم به پرسیدن سوال و پاسخ گویی به سوالات اکتفا می کنند . روش مباحثه ای از دیرپاترین روش ها و راهبرد های آموزشی است ( احدیان و آقازاده ، ۱۳۷۸ ) .
۷ – ۱ : یادگیری مهارت خودآگاهی
یادگیری به فرایند ایجاد تغییر نسبتاً پایدار در رفتار یا توان رفتاری که حاصل تجربه است گفته می شود و نمی توان آن را به حالت های موقتی بدن مانند آن چه بر اثر بیماری ، خستگی ، یا داروها پدید می آید نسبت داد ( سیف ، ۱۳۷۹ ، ص ۳۱ – ۳۰ ) . تغییر در رفتار و قابلیت های انسان ها برای رفتارهای ویژه ، پس از کسب تجربیات در موقعیت های مشخص شناخته شده ، صورت می گیرد . این موقعیت ها فرد را به نحوی تحریک می کنند که تغییر در رفتار را به وجود آورد .فرایندی که چنین تغییری را ایجاد می کند یادگیری خوانده می شود ( گانیه[۱۳] ، ۱۹۹۲ ، به نقل علی آبادی ، ۱۳۷۴ ) .
در این تحقیق یادگیری عبارت است از نمره ای که دانش آموزان در پاسخ به پرسشنامه ی خودآگاهی کسب می کنند .
در برنامه ی آموزش مهارت های زندگی ، مهارت یعنی : توانایی های شخصی و اجتماعی که کودکان و نوجوانان باید آنها را یاد بگیرند تا بتوانند در مورد خود ، انسان های دیگر و کل اجتماع به طور مؤثر ، شایسته و مطمئن عمل نمایند . خودآگاهی توانایی شناخت خود و آگاهی از خصوصیات ، نقاط ضعف و قوت ، خواسته ها ، ترس ها و انزجارها است ( غیاث فخری با همکاری بینازاده ، ۱۳۸۵ ) .
خودآگاهی یعنی شناخت احساسات و عواطف خود و تشکیل مجموعه ای از واژگان برای بیان آنها و مشاهده حلقه های ارتباط میان اندیشه ها ، احساسات و واکنش ها . پیش بینی کردن پیامد انتخابهای مختلف و استفاده از این آگاهی برای تصمیم گیریهای متفاوت ( گلمن[۱۴] ، ترجمه بلوچ ، ۱۳۷۹ ) .
مقدمه
در ۵۰ سال گذشته شاهد تحولات عظیمی بوده ایم ، که طبیعتاً بر شیوه ی زندگی ما تأثیر گذاشته است و ما را با مسائل جدیدی مواجه کرده است . علی رغم پیشرفت های علمی و صنعتی ، به نظر می رسد که توانایی ما در رویارویی با مسائل فردی و اجتماعی کمتر شده است . به طوری که خوب ارتباط برقرار نمی کنیم ، احساساتمان را نمی توانیم بیان یا کنترل کنیم ، و با مشکلاتمان برخورد مناسبی نمی کنیم . از طرفی دیگر آداب و روش های سنتی کنار آمدن با مسائل گوناگون زندگی را هم کم کم فراموش کرده ایم . پر رنگ شدن آسیب های اجتماعی هم شاید به همین دلیل باشد . در همین راستا ، برنامه ی آموزش مهارت های زندگی در پی آن است تا تقویت برخی از این توانایی و مهارت ها را ایجاد کند . ما برای انجام هر کاری باید یک چیزهایی را خوب بلد باشیم . در واقع باید مهارت هایی را داشته باشیم ( نوری قاسم آبادی و محمدخانی ، ۱۳۷۹ ) .
انسان ها برای مقابله سازگارانه با موقعیت های تنش زا و کشمکش های زندگی نیاز به آموختن برخی مهارت ها دارند. متخصصان علوم اقتصادی معتقدند یکی از مؤثرترین برنامه هایی که به افراد کمک می کند تا زندگی بهتر و سالم تری داشته باشند برنامه مهارت های زندگی است .
۱ – ۲ : مهارت های زندگی
مهارت های زندگی عبارتند از : مجموعه ای از توانایی ها که زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می آورند. این توانایی ها فرد را قادر می سازند که مسئولیت های نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران با خواست ها، انتظارات، مشکلات روزانه، به ویژه در روابط بین فردی به شکل مؤثری روبه رو شود.
مهارت های زندگی شخص را قادر می سازد تا دانش، نگرش و ارزش های وجودی خود را به توانایی های واقعی و عینی تبدیل کند و بتواند از این توانایی ها در استفاده ی صحیح تر نیروهای خود بهره گیرد و زندگی مثبت و شادابی را برای خود فراهم سازد ( طارمیان ، ۱۳۷۹ ) .
انسان دنیای امروز به لحاظ پیچیدگی های زندگی، وسعت و سرعت تغییرات، با مسائل و بحران های متعددی مانند بحران جمعیت، بحران سلامتی و تغذیه، مشکلات خانوادگی، اشتغال والدین در بیرون از خانه و… روبروست. هر کدام از این بحران ها مشکلاتی را بر چگونگی زندگی افراد و رفتارهای اجتماعی و فردی آنها تحمیل می کند .آموزش مهارت های زندگی فرد را برای غلبه بر تنش ها ومشکلات پیش رو که خواست فرد و جامعه است آماده می کند .
منظور از مهارت های زندگی آن نوع توانایی های شناختی، عاطفی و عملی است که برای موفقیت و احساس شادمانی در زندگی روزمره و معمول و عادی مورد نیاز می باشد . آموزش مهارت های زندگی به فرزندان ما کمک می کند که در ایجاد روابط دوستانه و حفظ آن با خانواده و سایرین، خودشناسی، تعیین هدف و تصمیم گیری، حفظ ارزش های خود، کنترل خشم، مراقبت از سلامتی خود و در نهایت تلاش برای یک زندگی سالم و موفق مهارتهای مورد نیاز را کسب کند و منظور از کسب مهارتهای زندگی تعمیق باورهای دینی، تقویت مهارتهای اجتماعی و فردی، رشد روحیه علاقمندی به جلوه های طبیعی و گسترش روحیه نشاط و شادابی در زندگی افراد می باشد. مهارتهای زندگی عبارتند از توانایی های رفتار سازگارانه و مثبت که فرد را قادر به مقابله مؤثر با خواسته ها و چالش های زندگی روزمره می سازند . این مهارتها فرد را قادر می سازد نگرش ها و ارزش ها را به توانایی های واقعی و عینی تبدیل کند. او یاد می گیرد چه کاری را باید انجام دهد و چگونه انجام دهد. هدف از آموزش مهارت ها از الزامات و نیازهای روزمره زندگی استخراج می شود و مربوط به زندگی روزمره و عادی است؛ لذا مهارت های شناختی مربوط به حوزه های دیگر علمی اگرچه ممکن است در زندگی عادی هم کاربرد داشته باشند ولی جزء آن محسوب نمی شوند. برای مثال نوع حل مسئله در ریاضیات یا ادبیات با مسائل اجتماعی و مسائل روزمره زندگی متفاوت می باشند در اینجا موضوع مهارت ها به مسائل زندگی روزمره و سازگاری با خود، جامعه و محیط می پردازد .
مهارت های زندگی به عنوان توانایی ها و دانش ها و نگرش ها و رفتارهایی تعریف می شوند که جهت شادمانی و موفقیت در زندگی آموخته می شوند، از طریق رشد این مهارتها افراد یاد می گیرند که به راحتی با دیگران زندگی کنند احساس خود را با امنیت خاطر بیان کنند و زندگی را دوست داشته باشند مهارت های زندگی یعنی ایجاد روابط بین فردی مناسب و مؤثر، انجام مسئولیت های اجتماعی، انجام تصمیم گیریهای صحیح و حل تعارض ها و کشمکش ها بدون توسل به اعمالی که به خود و یا دیگران صدمه می زنند. . سازمان جهانی بهداشت اصطلاح مهارت های زندگی را در سه مقوله گنجانده است .
¤ مهارت های زندگی به عنوان مهارت های مراقبت ازخود مانند مصرف غذای سالم و رعایت بهداشت…
¤ مهارت های زندگی به عنوان امرار معاش مانند اینکه فرد چگونه مشغول کار می شود.
¤ مهارت های زندگی به عنوان آن نوع مهارت هایی که به موقعیت های پرخطر زندگی مربوط می شوند مانند توانائی نه گفتن در مقابل فشار جمع جهت استفاده از مواد مخدر.
با توجه به اینکه مخاطبان ما نوجوانان می باشند با توجه به ویژگی های بارز رشدی آنها، به نمونه هایی از مهارت زندگی و لزوم آموزش آنان به نوجوانان اشاره می شود .
نوجوان به بلوغ جسمی رسیده است، آهنگ رشد جسمی او سریعتر می گردد تغییرات جسمی نوجوان را غافلگیر کرده و موجب ایجاد اضطراب و استرس در آنها می شود، آموزش مهارت بهداشت جسمی و روانی، مهارت چگونگی مقابله موثر با استرس و اضطراب، رعایت مسائل بهداشتی، تغذیه و کنارآمدن با مسائل بلوغ لزوم آموزش مهارت خودآگاهی، ایجاد هویت جنسی، اخلاق جنسی، بهداشت جسم و روانی ضروری می باشد .
هر کس خودش را شناخت خدایش را شناخت . (مهارت خودآگاهی) علی(ع)
– نوجوان به تفکر صوری می رسد، آگاهی از زندگی، پیش بینی آینده، تصمیم گیری، فرمول بندی و جستجو راه حل برای مسائل، توجه به ممکنات و آزمون فرضیه ها از مشخصه های تفکر صوری است لذا آموزش مهارت زندگی تصمیم گیری و مهارت زندگی حل مسئله را می طلبد ( مراد نژاد ، ۱۳۸۵ ) .
اصطلاح مهارتهای زندگی به گروه بزرگی از مهارتهای روانی ـ اجتماعی و بین فردی گفته می شود که می تواند به افراد کمک کند تا تصمیماتشان را با آگاهی اتخاذ کنند، بطور مؤثر ارتباط برقرار کنند، مهارتهای مقابله و مدیریت شخصی خود را گسترش دهند و می تواند موجب زندگی سالم و بارآور شود. مهارتهای زندگی می توانند ، اعمال شخصی و اعمال مربوط به دیگران و نیز اعمال مربوط به محیط اطراف را طوری هدایت کنند که به سلامت بیشتر منجر شوند و سلامت بیشتر یعنی آسایش بیشتر جسمانی، روانی و اجتماعی ( یونیسف[۱۵] ، ۲۰۰۳ ) .
مهارتهای زندگی توانایی های روانی و اجتماعی برای رفتار سازگارانه و اثر بخش هستند که افراد را قادر می سازد تا بطور مؤثری با مقتضیات و چالش های زندگی روزمره مقابله کنند. آموزش این مهارتها موجب ارتقای رشد شخصی و اجتماعی، محافظت از حقوق انسانها و پیشگیری از مشکلات روانی ـ اجتماعی می شود ( سازمان بهداشت جهانی[۱۶] ، ۱۹۹۷؛ ترجمه فتحعلی لواسانی، ۱۳۷۸ ) .
مهارتهای زندگی لازمه موفقیت در زندگی هستند. موفقیت زندگی را می توان با بهره گرفتن از ملاکهای بیرونی و درونی ارزشیابی نمود. ملاکهای بیرونی شامل سطح تحصیلات، وضعیت شغلی، سطح درآمد ، بهداشت روانی و جسمانی ، روابط موفق با همسر و دیگران ، رفتار اخلاقی خوب، مشارکت در جامعه و موفقیت در رسیدن به اهداف شخصی هستند. ملاکهای درونی به اهداف و ارزشهای افراد بستگی دارند. بطور خلاصه می توان موفقیت های زندگی را به دو دسته عمده مشارکت در جامعه و شاد بودن و تندرستی تقسیم نمود ( استیونس[۱۷] و استیونس ، ۲۰۰۰ ) . بنابراین، می توان مهارتهای زندگی را چنین تعریف کرد: مجموعه مهارتهای عاطفی ، شناختی و اجتماعی که به افزایش اثر بخشی در عملکرد و نتیجه ی مطلوب منجر شده و باعث موفقیت در زندگی می شوند .
۲ – ۲ : مهارتهای زندگی کدامند ؟
درباره مؤلفه های مهارتهای زندگی ، فهرستِ تعریف شده ای وجود ندارد. سازمانها و نظریه پردازان دیدگاه های مختلفی دارند و مهارتهای متفاوتی را جزء مهارتهای زندگی لحاظ کرده اند . یونیسف ( ۲۰۰۳ ) در آخرین طبقه بندی خود از مهارتهای زندگی سه طبقه کلی همراه با زیر طبقات آن را به صورت زیر ارائه می دهد :
۱- ارتباط و روابط بین فردی : که مهارتهای زیر را شامل می شود :
الف) مهارتهای روابطِ بینِ فردی : شامل مهارتهای ارتباط کلامی و غیر کلامی ، گوش دادن فعال، بیان احساسات ، بازخورد دادن ( بدون سرزنش کردن ) و بازخورد گرفتن .
ب) مهارتهای مذاکره و نه گفتن: شامل مهارتهای مذاکره و مدیریت تعارض، جرأت ورزی و توانایی نه گفتن .
ج) همدلی: شامل توانایی گوش دادن و درک نیازها و شرایط دیگران و بیان درک آن، به عبارت دیگر توانایی تجسم احساسات و نیازهای افراد دیگر.
د ) مشارکت و کار گروهی: شامل احترام قائل شدن برای کمکهای دیگران و تفاوتهای آنان . دستیابی به توانایی های شخصی خود و کمک به گروه .
ه)مهارتهای طرفداری کردن: شامل مهارتهای تأثیرگذاری و متقاعد کردن و مهارتهای انگیزشی.
۲- مهارتهای تصمیم گیری و تفکر انتقادی:
الف ) مهارتهای حل مشکل و تصمیم گیری : شامل مهارتهای جمع آوری اطلاعات ، ارزشیابی از پیامد اعمال آینده برای خود و دیگران ، تعیین راه حلهای ممکن برای مشکلات و مهارتهای تحلیلی در ارتباط با تأثیر ارزشها و نگرشهای خود و دیگران بر انگیزش .
ب ) مهارتهای تفکر انتقادی: شامل تحلیل تأثیرات رسانه ها و همسالان ،‌تحلیل نگرش ها، ارزشها، هنجارهای اجتماعی و اعتقادات و عوامل تأثیرگذار بر آنها و شناسایی اطلاعات مرتبط و منابع اطلاعاتی.

نظر دهید »
دانلود مقالات و پایان نامه ها با موضوع بررسی عوامل … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

رگرسیون

۲۱۶/۱۴۱

۱

۲۱۶/۱۴۱

۹۵۲/۷۱۶

۰۰۰/۰

خطا

۲۴۱/۷۵

۳۸۲

۱۹۷/۰

مجموع

۴۵۷/۲۱۶

۳۸۳

فرضیه دهم: تعهد به برند بر استمرار تعهد، تأثیر مثبت و معناداری دارد.
برای آزمون این فرضیه، با بهره گرفتن از رگرسیون خطی ساده، بررسی می‌کنیم که آیا ضریب رگرسیونی میان متغیر مستقل تعهد به برند و متغیر وابسته استمرار تعهد مثبت است یا خیر.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

آزمون دوربین واتسون
برای انجام رگرسیون باید همواره خطاها مستقل باشند، به‌منظور بررسی استقلال خطاها از آماره دوربین واتسون استفاده می‌کنیم و فرضیات زیر مورد آزمون قرار می‌گیرد:
فرض : خطاها مستقل نیستند.
فرض : خطاها مستقل هستند.
اگر مقدار آماره دوربین واتسون بین ۵/۱ تا ۵/۲ باشد فرض پذیرفته می‌شود و نتیجه می‌گیریم خطاها مستقل هستند.
در مدل کلی مقدار آماره دوربین واتسون ۶۹۶/۱ است، چون مقدار این آماره بین ۵/۱ تا ۵/۲ می‌باشد نتیجه می‌گیریم که میان خطاها استقلال وجود دارد و می‌توانیم از رگرسیون استفاده کنیم.
معادله ساختاری
مدل رگرسیونی به‌صورت زیر می‌باشد:
اگر متغیر مستقل تعهد به برند را با و متغیر استمرار تعهد را با نمایش دهیم، مدل رگرسیونی زیر را داریم:
(‏۴‑۱۹)
به‌طوری‌که نشان‌دهنده عرض از مبدأ و نشان‌دهنده ضریب رگرسیونی میان متغیر مستقل تعهد به برند و متغیر وابسته استمرار تعهد است. در صورتی می‌توان ادعا کرد که متغیر تعهد به برند تأثیر مثبت و معناداری بر محرک تعهد دارند که ضریب رگرسیونی مثبت باشد؛ بنابراین باید آزمون فرض زیر را انجام داده و فرض صفر و فرض مقابل را به‌صورت زیر تعریف می‌کنیم:
فرض : تعهد به برند بر استمرار تعهد، تأثیر مثبت و معناداری ندارد. ( )
فرض : تعهد به برند بر استمرار تعهد، تأثیر مثبت و معناداری دارد. ( )
اگر سطح معنی‌داری از ۰۵/۰ کمتر باشد، فرض رد می‌شود و پذیرفته می‌شود.
در جدول (۴-۲۶) مشاهده می‌کنیم مقدار ضریب رگرسیونی میان متغیر تعهد به برند و استمرار تعهد ۸۴۲/۰ و سطح معنی‌داری ۰۰۰/۰ است که از ۰۵/۰ کمتر است، بنابراین با توجه به سطح معنی‌داری و مثبت بودن ضریب رگرسیونی نتیجه می‌گیریم فرض ازنظر آماری تأیید شده و فرضیه دهم پذیرفته می‌شود و با اطمینان ۹۵ درصد تعهد به برند تأثیر مثبت و معناداری بر استمرار تعهد دارد.
جدول ‏۴‑۲۶: جدول ضرایب رگرسیونی فرضیه دهم

ضرایب

مقدار آماره آزمون T

سطح معنی‌داری

فرض موردبررسی

نتیجه آزمون فرض

عرض از مبدأ

نظر دهید »
نگارش پایان نامه در رابطه با خطا- فایل ۱۱ – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

خداونددرقرآن می فرماید:
الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاهُ الدُّنْیا فَالْیَوْمَ نَنْساهُمْ کَما نَسُوا لِقاءَ یَوْمِهِمْ هذا وَ ما کانُوا بِآیاتِنا یَجْحَدُون‏ [۳۱۴] ؛ همانها که دین و آیین خود را سرگرمى و بازیچه گرفتند و زندگى دنیا آنان را مغرور ساخت امروز ما آنها را فراموش مى‏کنیم، همان گونه که لقاى چنین روزى را فراموش کردند و آیات ما را انکار نمودند.
حب دنیا، سبب شد که آنها در لجنزار شهوات فرو روند و همه چیز حتى رستاخیز را به دست فراموشى بسپارند و گفتار پیامبران و آیات الهى را انکار کنند.[۳۱۵] آنها ملاقات پروردگار را در روز قیامت از یاد برده‏اند و فراموش کرده‏اند که روز قیامتى هم وجود دارد و در آن روز انسانها با خداى خود ملاقات خواهند کرد و سزاى عمل خود را خواهند دید. فراموش کردن آنها هم از روى غفلت حقیقى نیست بلکه آنها نیز به روز قیامت ایمان داشتند ولى با فنا شدن در دنیا و مادیات آن را از یاد بردند.[۳۱۶]
دراین آیه پس از این که سبب خطای آن ها را که فراموشی بوده ذکر می کند در ادامه به مورد دیگری نیز اشاره می کند وآن هم محرومیت از الطاف خداوندی است.
” نسیان” در این آیه درمورد خداوند به معناى فراموشى نیست؛ چون خداوند چیزى را فراموش نکرده و از حال کسى غافل نمى‏شود، بلکه معنایش این است که همان طورى که اینها در دنیا ما را فراموش کردند ما نیز امروز به لوازم زندگیشان نمى‏پردازیم.[۳۱۷]
در ضمن از این آیه استفاده مى‏شود که نخستین مرحله خطاوحتی گمراهى آن است که انسان مسائل سرنوشت‏ساز خود را جدى نگیرد و با آنها به عنوان یک سرگرمى و بازیچه رفتار کند این موضوع سرانجام به کفر مطلق و انکار همه حقایق منتهى مى‏شود.[۳۱۸]
۲-۲- الف) سبب عدم تشخیص راه درست
درقرآن چنین آمده است : «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاهَ الدُّنْیا *وَ الْآخِرَهُ خَیْرٌ وَ أَبْقى؛[۳۱۹]ولى شما زندگى دنیا را مقدم مى‏دارید* در حالى که آخرت بهتر و پایدارتر است!
” تُؤْثِرُونَ ” مصدر” ایثار” که فعل” تؤثرون” از آن مشتق است به معناى برگزیدن و انتخاب کردن و ترجیح دادن است. در این آیه از مطلب قبلى اعراض و خطاب را به عموم بشر نموده، مى‏فرماید حقیقت همان است که رستگارى در تزکى و یاد پروردگار است، ولیکن شما انسانها در پى پاک شدن نیستید و بر اساس دعوتى که طبع بشرى شما دارد شما را به تعلق تام به دنیا و اشتغال به تعمیر آن و ترجیح آن بر زندگى آخرت مى‏خواند.
” وَ الْآخِرَهُ خَیْرٌ وَ أَبْقى‏” کلمه” ابقى– باقى‏تر” معمولا در مقایسه بین دو چیز استعمال مى‏شود که عمر یکى بلندتر از دیگرى باشد، مى‏گویند این باقى‏تر و با دوام‏تر است، و زندگى آخرت چنین نیست که از زندگى دنیا با دوام‏تر باشد، بلکه زندگى آخرت الى الابد باقى است، پس این سؤال پیش مى‏آید که چرا در این آیه فرموده زندگى آخرت باقى‏تر و بهتر است؟
جواب این است که: مقام آیه مقام ترجیح دادن یکى از دو زندگى دنیا و آخرت بر دیگرى است و در این ترجیح همین مقدار کافى است که آخرت خوب‏تر و باقى‏تر نسبت به دنیا باشد و براى ترجیح لازم نیست که زندگى آخرت ابدى هم باشد، هر چند که ابدى و باقى هم هست.[۳۲۰]
مسلماً براى افراد مؤمن این محاسبه قرآنى که در آیات فوق آمده در مقایسه دنیا با آخرت که مى‏گوید:” آخرت بهتر و پایدارتر است” کاملا روشن است؛ اما با این حال چگونه انسان مؤمن در بسیارى از اوقات این علم و آگاهى خود را زیر پا مى‏گذارد و آلوده گناهان و جرائمى مى‏شود؟! پاسخ این سؤال یک جمله است و آن غلبه شهوات بر وجود انسان، و سرچشمه غلبه شهوات نیز حب دنیا است.حب دنیا اعم از حب مال، مقام، شهوت جنسى، تفوق‏طلبى، برترى جویى،تن‏پرورى، انتقام‏جویى و مانند اینها، گاه چنان طوفانى در روح انسان ایجاد مى‏کند که تمام معلومات او را بر باد مى‏دهد و حتى گاه حس تشخیص او را از میان مى‏برد، و در نتیجه حیات دنیا بر آخرت مقدم مى‏دارد.[۳۲۱] پس این افراد، زندگى دنیا را بر آخرت و براى آن کار می کنند و آن را آباد مى‏نمایند ولی درباره آخرت فکر و اندیشه نمی کنند.
۳-۲- الف) دنیا گرایی سبب اعتماد به ظن وفقدان علم
قرآن کریم دراین زمینه چنین ذکر می کند:
وَ قالُوا ما هِیَ إِلاَّ حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ ما یُهْلِکُنا إِلاَّ الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاَّ یَظُنُّونَ[۳۲۲] ؛ آنها گفتند: «چیزى جز همین زندگى دنیاى ما در کار نیست گروهى از ما مى‏میرند و گروهى جاى آنها را مى‏گیرند و جز طبیعت و روزگار ما را هلاک نمى‏کند!» آنان به این سخن که مى‏گویند علمى ندارند، بلکه تنها حدس مى‏زنند (و گمانى بى‏پایه دارند)!
مشرکین گفتند حیاتى نیست مگر همین حیات دنیایى ما که با آن در دنیا زندگى مى‏کنیم، پس لایزال بعضى از ما یعنى سالخوردگان مى‏میرند، و بعضى دیگر یعنى اخلاف و نسلهاى جدید زنده مى‏مانند، و ما را جز دهر و روزگار کسى هلاک نمى‏کند، این گذشت زمان است که هر نویى را کهنه، هر سالمى را فاسد و هر زنده‏اى را آماده مرگ مى‏سازد، پس مساله مرگ عبارت از انتقال از خانه‏اى به خانه دیگر که منتهى به بعث و بازگشت به سوى خدا باشد نیست.
” وَ ما لَهُمْ بِذلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ“- یعنى اینکه گفته‏اند” ما هِیَ إِلَّا حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا” که منظورشان از آن انکار معاد بود، سخنى است بدون علم، و تنها پندارى است که پنداشته‏اند، به دلیل اینکه هیچ دلیلى بر نفى معاد ندارند با اینکه ادله بسیارى بر ثبوت آن هست؛[۳۲۳]یعنى خیال مى‏کنند که بعث و حسابى وجود ندارد. آیا شایسته است که اساس اندیشه‏ها و بنیان فرهنگ خویش را بر پایه پندار و دور از علم بنا کنیم؟! ولى آیا آن کس که هواى خود را مى‏پرستد، و خدا گمراهش ساخته است، چه چیز جز پندارها در اختیار دارد؟ آیا دیوار مى‏تواند- به طورمثال- بفهمد که در مزرعه چه کاشته‏اند، یا پیمانه مى‏تواند از خرمن خبرى پیدا کند؟! و براى چه؟! غیر ممکن است که از این چیزها آگاه باشند. آیا براى آن نیست که خدا علم را روزى ایشان نکرده است؟ به همین گونه محال است که هوا پرست از آغاز و انجام آفرینش چیزى بداند، بدان جهت که این علم از او سلب شده است.[۳۲۴]
درآیه بعد نیز آمده است: «وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَیْهِمْ آیاتُنا بَیِّناتٍ ما کانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا ائْتُوا بِآبائِنا إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ».مراد از” آیات بینات” آیاتى­است که مشتمل بر حجت‏هایى بر اثبات معاد است، و بینات بودن آن حجت‏ها، همان روشن بودن دلالت آنها بر ثبوت معاد است، به طورى که دیگر شکى باقى نمى‏گذارد.واگر جمله” ائْتُوا بِآبائِنا إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ” را حجت مشرکین‏خوانده، و فرموده: حجتى بر انکار معاد نداشتند،مگراین جمله، با اینکه جمله مزبور حجت نیست،بلکه صرف پیشنهاد است،آن هم پیشنهادى گزاف و غیر منطقى(چون به عنوان حجت بر ثبوت معاد اقامه شده) از این باب بوده که خواسته است بفهماندهمه حرفهایشان نظیراین حرف،غیر منطقى است. [۳۲۵]
از این آیه چنین برداشت می شود که کسانی که حب دنیا را درسر می پرورانندو فقط آن را قبول دارند و به چیز دیگر و حتی زندگی پس از آن فکر نمی کننداینها حرفشان از روی علم و یقین نیست و وقتی علم و یقین درامری نباشد از شناخت به دور است و دچار خطا می شود.
۳- الف )راهکار
براى قطع آن ،راهى جز این نیست که حب و عشق دنیا را از دل بیرون کنیم.باید به دنیا همچون وسیله‏اى، گذرگاهى، پلى یا همچون مزرعه‏اى بنگریم.ممکن نیست عاشقان دنیا بر سر دو راهى” وصول به متاع این جهان و نیل به رضاى خدا” دوّمى را مقدم شمرند.
اما چگونه مى‏توان حب دنیا را از دل بیرون کرد با اینکه ما همه فرزند دنیائیم و علاقه فرزند به مادر یک امر طبیعى است؟! این نیاز به آموزش فکرى و فرهنگى و عقیدتى و سپس تهذیب نفس دارد.
از جمله امورى که مى‏تواند بالاترین کمک را به سالکان راه در این مسیر کند ملاحظه عاقبت کار دنیا پرستان است. فراعنه با آن همه قدرت و امکانات مالى سرانجام چه کردند؟ قارون از این همه گنجهایى که کلید آنها را چندین انسان نیرومند به زحمت مى‏کشیدند چه اندازه با خود برد؟! قدرتهاى عظیمى را که در عصر و زمان خود مى‏نگریم و با نسیمى دفتر زندگانیشان بر هم مى‏خورد و با یک گردش لیل و نهار از تخت قدرت فرو مى‏افتند و کاخها و ثروتهایشان را مى‏گذارند و مى‏گریزند و یا به زیر خاک پنهان مى‏شوند، خود بهترین واعظ و معلم ماست.[۳۲۶]
ب- آرزوهای طولانی(طول امل)
۱- ب )چیستی آرزو
یکی ازچیزهایی که انسان برای دست یابی به آن عشق می ورزد ودوستش دارد ، آرزو است. شکی نیست که هیچ انسانی درزمانی از ادوار تاریخی بدون آرزو و امید به آینده نبوده است و بعدها نیز در هر مرتبه از علم و صنعت و تکنیک که قرار گیرد خالی از آن نخواهد بود؛ زیرا امروز ما به فردای ما وابسته است و فردای ما ادامه زندگی امورز ماست. ناچارهیچ انسانی برای فردای خویش نمی تواند بی فکر و اندیشه باشد ؛ زیرا می خواهند فردا نیز زندگی کند از این رو به نقشه و طرح و برنامه نیاز دارد.در این مورد که قوام زندگی همه انسانها و جامعه به آرزوی حیات و طرح ونقشه وابسته است و اقتضای اصل بشریت با امید به آینده مترادف است به این معنی که آرزو امری فطری و طبیعی است و چندان نیازی به اقامه دلیل و شواهد ندارد. این حقیقت را با صراحت از آیات قرآن و گفتار پیشوایان مذهبی می توان استنباط کرد.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

قرآن مجید، اعمال صالحه و باقیات صالحات را بهترین امیدمی نامد. آنجا که می فرماید: «وَ الْباقِیاتُ الصَّالِحاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَواباً وَ خَیْرٌ أَمَلا[۳۲۷]؛ مال و پسران زیور زندگى دنیایند و نیکیهاى ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید [نیز] بهتر است».
چنان که مشاهده می کنیم قرآن مجید اعمال صالح را یکی از مصادیق بهترین آرزو ها به شمار می آورد و بدیهی است که اعمال صالح به تدریج انجام می شود پس آرزوی طولانی که متعلقش اعمال نیک و صالح باشد نه تنها شرعاً مذموم نیست؛ بلکه امری نیکو می باشد.
پس در قرآن، آرزویی مذموم است که انسان را مشغول و عمرانسان را بیهوده تلف کندو نتیجه ای ازآن عاید انسان و جامعه نشود و در قرآن از آن به مثابه ” الها امل ” یعنی مشغول داشتن آرزو تعبیر شده است. چنانکه قرآن درباره وضع کافران و طریق برخورد رهبر امت اسلامی رسول اکرم با آنها چنین می فرماید:« ذَرْهُمْ یَأْکُلُوا وَ یَتَمَتَّعُوا وَ یُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ[۳۲۸]؛ بگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو [ها] سرگرمشان کند، پس به زودى خواهند دانست‏».
این که فرمود:” رهایشان کن! بخورند و کیف کنند، و آرزو بازشان بدارد” دستورى است به رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم) به این که دست از ایشان بر دارد و رهایشان کند تا در باطل خود سرگرم باشند. و این تعبیر کنایه از این است که سر به سرشان نگذار و براى اثبات حقانیت دعوتت و اثبات اینکه به زودى آرزو مى‏کنند که اى کاش آن را پذیرفته بودند، با ایشان محاجه مکن، بزودى آن روز را خواهند دید و آرزوى اسلام خواهند کرد، اما وقتى که دیگر راهى بدان نداشته باشند و دیگر نتوانند مافات را تدارک کنند.
جمله” فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ” به منزله تعلیل دستوریست که داده است و معنایش این است که از این جهت احتیاجى به استدلال و احتجاج نیست که خودشان به زودى مى‏فهمند، چون حق و حقیقت بالأخره یک روزى ظاهر خواهد گردید.
در این آیه شریفه علاوه بر مطلب فوق این کنایه هم هست که این بیچارگان از زندگیشان جز خوردن و سرگرمى به لذات مادى و دلخوش داشتن به صرف آرزوها و خیالات واهى بهره دیگرى ندارند، یعنى در حقیقت مقام خود را تا افق حیوانات و چهارپایان پایین آورده‏اند و چون چنین است سزاوار است آنها را به حال خود واگذار کنى و داخل انسان حسابشان نکنى و احتجاج به حجت‏هاى صحیح خود را که همه بر اساس عقل سلیم و منطق انسانى است بى مقدار نسازى.[۳۲۹]
چنانکه ملاحظه می کنید ماده امل در قرآن در دو مورد به کار می رود. در یک مورد ، اعمال صالح را از مصادیق آن به شمار می آورد و آن را ستایش می کندو در مورد دیگر آن را مذمت می کند و همچون آرزوی مشغول کننده – یُلْهِهِمُ الْأَمَلُ – می نامد.
کلمه «امانی» نیز که جمع امنیه است در قرآن در مورد منافقین به کار برده شده است ، که به معنای آرزوهای بیجا و بی مورد می باشد:
یُنادُونَهُمْ أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ قالُوا بَلى‏ وَ لکِنَّکُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَکُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْکُمُ الْأَمانِیُّ حَتَّى جاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَ غَرَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُور؛ [دو رویان،] آنان را ندا درمى‏دهند: «آیا ما با شما نبودیم؟» مى‏گویند: «چرا، ولى شما خودتان را در بلا افکندید و امروز و فردا کردید و تردید آوردید و آرزوها شما را غرّه کرد تا فرمان خدا آمد و [شیطانِ‏] مغرورکننده، شما را درباره خدا بفریفت.[۳۳۰]
در این آیه خدا از غرور آرزوها صحبت می کند و غرور را به آرزوهای بیجا نسبت می دهد و از اینجا معلوم می شود که آرزوهای بیجا درروح انسان ، نوعی حالت غرور در مقابل پروردگار پدید می آورد و انسان را از حال اعتدال و روبه مستقیم و تفکر صحیح و عمل صالح باز می دارد واین حالت شیطانی را که قرآن ، آنرا به غرور تعبیر کرده است ، ایجاد می کند. پس در حقیقت ریشه و اساس آرزوهای بیجاو طولانی که انسان را به بدبختی و شقاوت می کشاند ، همان شیطان است که درروح آدمی وسوسه می کند و حالت غرور و طغیان را به صورت آرزوهای متنوع و طولانی پدید می آورد .
ازمطلب بالا این نتیجه کلی بدست آمد که اصل آرزو درمواردی و امید به آینده و طرح و نقشه و برنامه برای زندگانی فردای خود در اسلام نه تنها مذموم نیست؛ بلکه مورد تمجید نیز می باشداما انسان نبایستی بدان زیاد مشغول شود وفقط بدان توجه نماید.[۳۳۱]

۲- ب)چگونگی عامل خطا بودن آرزوهای طولانی

آرزوی ناپسندو طولانی به شکل های گوناگون انسان را به خطا می اندازد و نمی گذارد واقع را درک کند. ازجمله:
۱-۲- ب) به غلط انداختن عقل
بدیهی است که داشتن آرزوی دراز و وارد شدن به دنیای خیالات و افکارواهی با عالم واقعیات و زندگی حقیقی فرسنگها فاصله دارد و با قوه عقل نمی سازد؛ زیرا عقل ، انسان را به سوی واقعیات رهبری می کند و آرزوی دراز ، او را به سوی خیالات وپندار عقل مسیر نیکی و خوبی را به انسان نشان می دهدولی آرزوی دراز با نیکو بودن عمل کاری نداردوفقط انسان راروی بالهای خود سوار می کندواو رادرعالم هپروت و خیالات سیرمی دهدو درنتیجه غفلت از واقعیات به چنین انسانی عارض می شود و ابداً عالم وعد و وعید و روز رستاخیز و حساب و کتاب توجه نمی کند و همواره دچار حسرت و ندامت است .
آرزوی طولانی با عقل و وعده الهی رابطه معکوس و با تکذیب و طغیان و غفلت رابطه مستقیم دارد؛ زیرا آرزو هر قدر طولانی تر و رویایی تر و دور از واقعیت ها باشد ، کارایی عقل و شعاع فعالیت و تأثیر آن نیز کمتر می شود و به دنبال آن غفلت و تکذیب وعده های الهی در انسانهابیشتر می شود و نتیجه آن جز حسرت و ندامت و بدبختی نخواهد بود.[۳۳۲]
این آثار مخرب را نیز قرآن بدان اشاره کرده است که درآیه ۱۴ سوره حدید به ذکرآن پرداختیم. طبق این آیه شریفه خطاب به دارندگان آرزوهای طولانی گفته می شود:همواره گرفتار آرزوهاى دور و دراز بودید آرزوهایى که هرگز دست از سر شما برنداشت تا فرمان خدا دائر بر مرگتان فرا رسید(وَ غَرَّتْکُمُ الْأَمانِیُّ حَتَّى جاءَ أَمْرُ اللَّهِ). آرى این آرزوها لحظه‏اى مجال تفکر صحیح به شما نداد، غرق رؤیاها و پندارها بودید و در عالمى از وهم و خیال زندگى مى‏کردید و آرزوى وصول به شهوات و اهداف مادى بر شما چیره بود.[۳۳۳]
غلبه آرزو با سلامت نفس و عقل و میزان قدرت عقل در تشخیص نیکی ها و بدی ها و راهنمایی کردن انسانها در زندگی فردی و اجتماعی نه تنها سازگاری ندارد؛ بلکه موجب تاریکی وضایع شدن عقل می شود وبه دنبال آن نورتفکرواندیشه ضعیف می شود وچشمه های حکمت رو به خشکی می رود و شهوات وتمایلات نفسانی رو به فزونی می گذارد وغیرت انسانها براثرشهوات و هوسها از بین می رود و نتیجه همه اینها این است که مصلحت دین و دنیای انسان در مخاطره جدی قرارمی گیرد.[۳۳۴]
۲– ب )آرزوهای طولانی و محروم شدن ازدرک حقایق
خداوند درقرآن می فرماید:«رُبَما یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ کانُوا مُسْلِمِینَ * ذَرْهُمْ یَأْکُلُوا وَ یَتَمَتَّعُوا وَ یُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُون‏؛[۳۳۵] چه بسا که کافران دوست مى‏دارند که کاش مسلمان بودند *رهایشان کن بخورند و سرگرم بهره‏گیرى از لذت‏ها باشند و آرزوها به خود مشغولشان کند که به زودى خواهند فهمید».
قرآن با لحنى بسیار کوبنده مى‏گوید:” اى پیامبر اینها را به حال خود بگذار (تا همچون چهار پایان) بخورند و از لذتهاى این زندگى ناپایدار بهره گیرند و آرزوها آنها را از این واقعیت بزرگ غافل سازد ولى بزودى خواهند فهمید” .اینها چون حیواناتى هستند که جز اصطبل و علف، و جز لذت مادى چیزى نمى‏فهمند و هر حرکتى دارند براى رسیدن به همین‏ها است.
پرده‏هاى غرور و غفلت و آرزوهاى دور و دراز چنان بر قلب آنها افتاده، و آنها را به خود مشغول ساخته که دیگر توانایى درک واقعیتى را ندارند.
بدون شک امید و آرزو و یا به تعبیر عرب” امل” عامل حرکت چرخهاى زندگى انسانها است، که حتى اگر یک روز از دلهاى مردم جهان برداشته شود، نظام زندگى به هم مى‏ریزد و کمتر کسى دلیلى بر فعالیت و تلاش و جنب و جوش خود پیدا مى‏کند.ولى همین عامل حیات و حرکت اگر از حد بگذرد و به صورت” آرزوى دور و دراز” در آید، بدترین عامل بدبختى است.درست همانند آب باران که مایه حیات است اما این آب اگر از حد گذشت مایه غرق شدن و نابودى خواهد شد.
این آرزوى کشنده همان است که آیات فوق روى آن تکیه کرده و آن را مایه بى خبرى از خدا و حق و حقیقت مى‏شمارد. این آرزوها و امیدهاى دور و دراز چنان انسان را به خود مشغول مى‏دارد و غرق در عالمى از تخیل مى‏سازد، که از زندگى و هدف نهائیش به کلى بیگانه مى‏شود.و به راستى چه افراد با استعداد و شایسته و لایقى که بر اثر گرفتارى در دام آرزوى دراز به موجودات ضعیف و مسخ شده‏اى مبدل گشتند که نه تنها به حال جامعه‏شان مفید نیفتادند؛ بلکه منافع شخصى خود را نیز پایمال کردند، و از هر گونه تکامل نیز بازماندند.اصولاً آرزو که از حد گذشت، دائماً انسان را در رنج و تعب وا مى‏دارد، شب و روز باید تلاش کند به گمان خود دنبال سعادت و رفاه مى‏رود در حالى که چیزى جز بدبختى و شقاوت براى او فراهم نمى‏شود، و این گونه افراد غالباً در همین حال جان مى‏دهند و زندگى دردناک و غم‏انگیزشان مایه عبرت است براى آنها که چشم و گوش بینا و شنوا دارند.
آرزوهاى دراز همچون سرابى است که تشنگان را دربیابان زندگى به دنبال خود مى کشاندوتشنه ترمى سازد،بى آنکه به جایى برسند،این آرزوها چهره واقعیّت هارا به گونه اى دروغین نشان مى دهدو انسان به خاطر آنها درک نمى کند کجاست وبه کجا مى رود؟و وظیفه اش دربرابر این سرنوشت چیست؟[۳۳۶]
۳-۲- ب) آرزوهای طولانی ، سبب نفوذ شیطان در انسان
درقرآن کریم آمده است:

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 464
  • 465
  • 466
  • ...
  • 467
  • ...
  • 468
  • 469
  • 470
  • ...
  • 471
  • ...
  • 472
  • 473
  • 474
  • ...
  • 732
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

 جذابیت بدون تغییر شخصیت
 بهینه‌سازی تجربه کاربری
 علائم غفلت در رابطه
 آموزش ابزار لئوناردو
 ابراز احساسات سالم
 درآمد از پست‌های شبکه‌های اجتماعی
 شغل‌های پردرآمد اینترنتی
 مراقبت از پنجه‌های سگ
 تدریس آنلاین طراحی داخلی
 درآمد از نظرسنجی آنلاین
 فروش تم‌های وردپرس
 فرصت‌های درآمد آنلاین
 درآمد کانال‌های تلگرام
 تحقیق کلمات کلیدی
 عفونت گوش گربه
 مشکلات گوارشی گربه
 چالش‌های رابطه عاطفی
 درآمد از کارگاه‌های آنلاین
 طوطی‌های سخنگو
 انتخاب اسم خرگوش
 پست مهمان موفق
 حسادت در رابطه
 درمان اسهال سگ
 فروشگاه آنلاین محصولات خاص
 شیر برای گربه
 اپلیکیشن‌های پولساز
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • مطالب پژوهشی درباره : تأثیر ابعاد کیفی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پژوهش های کارشناسی ارشد در مورد اسیلاتور های کنترل شونده با ولتاژ به طور گسترده ای … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه با موضوع تأثیر به ‌کارگیری سیستم‌ اطلاعات … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : راهنمای نگارش مقاله در مورد بررسی رفتار پل های مورب … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع ارائه یک مدل نوآورانه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • تبیین نسبت حقوق مدنی زن و مقتضیات زمان ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد :بررسی رابطه مدیریت دانش … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقاله های علمی- دانشگاهی | قسمت 7 – 8
  • منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله بررسی اثر مدیریت استعداد ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های مقالات و پروژه ها | قسمت 6 – 5

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان