سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فرهنگ سیاسی مطلوبِ نهج البلاغه- فایل ۱۱ - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

ماکس وبر کوشیده بود تا سیاست، اجتماع و اقتصاد را براساس فرهنگ تبیین نماید. مثلاً او بر این باور بود که باورها و نمادهای فرهنگی است که به انواع آرمانی یا اشکال خالص اقتدار، قوام و مشروعیت می دهد. زیرا ماکس وبر انواع خالص یا آرمانی اقتدار را نتیجه ی عادی شدن نوعی خاصی از فرهنگ ]سیاسی[ در جامعه می دانست. وبر بر این باور بود که فرهنگ از عوامل مهم تعیین کننده ی کنش اجتماعی و تکاملِ تاریخی تمدن هاست. (چلیکوت،۱۳۷۷: ۱۹۶-۱۹۳). بنابراین می توان کنش های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و تکامل تاریخی تمدنها را با متغیر مستقل فرهنگ و فرهنگ سیاسی تبیین نمود. بنابراین یکی از کارکردهای فرهنگ سیاسی این است که مجموعه ای از متغیرها را مانند خصلت ها، ویژ گی ها، روحیّات، ارزشها، ایستارها و احساساتِ ملتها را با رفتارها، کنشها و واکنشها و ستانده های سیاسی بسنجد و آن را تعیین کند. (سریع القلم، ۱۳۸۷: ۲۱).

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

به طور کلّی در نظریه های فرهنگ سیاسی گفته می شود که فهم بهتر زندگی، تحول و ساختار جوامعِ مختلف در گرو فهم فرهنگ سیاسی است. چون فرهنگ سیاسی ناظر به شناخت، تحلیل و تبیین امر سیاسی با توجه به عوامل، شرایط و بستر فرهنگی است. بنابراین در رهیافت فرهنگ سیاسی پژوهشگر می کوشد تا با توسل به عوامل فرهنگی، رویه ها، اقدامات، رویدادها و تحولات سیاسی یک جامعه را شناسایی، قابل فهم و پیش بینی کند. به بیان روش شناختی «در رهیافت فرهنگ سیاسی عوامل فرهنگی به مثابه متغیّر مستقل مورد توجه قرار گرفته تا تأثیر آن بر نمودهای گوناگون زندگی سیاسی به مثابه متغیّر وابسته بررسی شود» (گل محمدی، ۱۳۸۶: ۱۱۵).
لوسین پای بر این باور است که امروزه در مسائل توسعه و الگوهای توسعه یافتگی و پاسخ به این سؤال که چرا فلان کشور توسعه یافته است و چرا فلان کشور درجه ی کمتری از توسعه یافتگی را داراست، اغلب سنجه ی فرهنگ سیاسی مورد مطالعه قرار می گیرد. حتی در بحث توسعه ی اقتصادی نیز فرهنگ از اهمیّت خاصی برخوردار است. با رشد چشم گیر کشورهایی که دارای سنن کنفسیوسی بودند بار دیگر مطالعات فرهنگی و نقش تبیین گر آن در سیاست و اقتصاد مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت. (پای، ۱۳۷۷: ۳۳۵).
از آنجا که در رهیافت فرهنگ سیاسی یا تبیین فرهنگیِ سیاست، هدف درک پدیده های مختلف زندگیِ سیاسی از زاویه ی فرهنگ و فرهنگ سیاسی است، شناسایی الگوهایِ ارتباط میانِ فرهنگ سیاسی و زندگیِ سیاسی ضروری است. یعنی این که تحلیلها و تبیین های فرهنگیِ سیاست بر الگوهای نسبت و رابطه میان فرهنگ و سیاست استوار هستند. برای این که بدانیم فرهنگ چگونه بر سیاست تأثیر دارد باید این الگوها را بشناسیم. برخی از رایج ترین الگوهای رابطه فرهنگ و سیاست از این قرار است:
الف) بسترسازی: فرهنگ شکل دهنده ی بستری است که سیاست در چارچوب آن عمل می کند. فرهنگ با شکل دادن و تحت تأثیر قرار دادن باورِ اعضای جامعه- اعم از رهبران و شهروندان- نسبت به منافع و نحوه ی تعقیب آن ، در واقع رفتار و زندگی سیاسی را شکل می دهد. مثلاً در جامعه ای که خشونت نوعی ضدّ ارزش تلقی نشود، امکان توسّل به شیوه های خشونت بار برای تعقیب منافع افزایش می یابد. الگوهای اقتدار نیز که اساس هرگونه اجتماع سیاسی است – چنان که از زبان ماکس وبر گذشت – به صورت فرهنگی ساخته می شود.
ب) فرهنگ شکل دهنده ی تصورات انسان از هویّت فردی و جمعی است و به خصوص این دو را به هم پیوند می زند. (پل زدن از فرد به جمع)
ج) فرهنگ چارچوبی برای تفسیر کنش ها و انگیزه های دیگران فراهم می کند. چارچوب فرهنگی به ما کمک می کند تا مثلاً دریابیم که یک شخصی چه رفتاری کرده و چرا چنان رفتاری کرده است؟ به عبارت دیگر چهار چوب فرهنگی، راه کاری برای درک انگیزه ها است. باید در نظر داشت که مفهوم انگیزه در تحلیل فرهنگی تا حدودی مشابه مفهوم منفعت در نظریه ی انتخاب عقلانی است. با این توضیح که «منفعت» اغلب فراگیر و جهان شمول است لکن «انگیزه» بسترمند و فرهنگی است. تأکید بر «انگیزه» ها به معنای تمرکز بر تبیین تفاوت در رفتار گروه ها یا تفاوت منفعتها در فرهنگهای مختلف است. بدینسان در رهیافت فرهنگ سیاسی «منفعت» نادیده گرفته نمی شود بلکه آن را بسترمند و قابل فهم می کند. این امر می تواند به رهیافت انتخاب عقلانی نیز مدد برساند.
د) نقش فرهنگ در فراهم کردن منابع لازم برای سازماندهی و بسیج سیاسی: از این نظر فرهنگ گنجینه ای از الگوهای کنش جمعی است که برای اهداف سیاسی مهم است. در این میان نقش سازمانهای فرهنگی را در بهره برداری سیاسی از فرهنگ و به منظور دستیابی به اهداف خود و به ویژه در شرایطی که فعالیّت سیاسی معمولی مقدور نیست را نباید از نظر دور داشت.
نقش تبیینیِ فرهنگ سیاسی اغلب در چهار سطح ویژگیهای کلّی نظام ها و جوامع ملّی، نگرش ها و رفتارهای فردی، ویژگی های نهادهای سیاسی و سیاست و سیاستگذاری ها قابل مشاهده است. (گل محمدی، ۱۳۸۶: ۱۲۵-۱۲۰).
در خصوص رابطه بین تبیین های فرهنگی و شخصیّتی این نکته شایان ذکر است که شخصیّت و فرهنگ ابعادی هستند که به لحاظ مفهومی متمایز ولی از نظر تجربی اغلب با یکدیگر ارتباط دارند. بنابراین می توان گفت که از نظر تبیینی این دو مفهوم نه رقیب یکدیگر بلکه مکمل یکدیگر هستند و نه رقیب (گل محمدی، ۱۳۸۶: ۱۱۸).
چهارمین کارکرد فرهنگ سیاسی مربوط به گشودن افقی جدید در مطالعات علم سیاست و ترسیمِ چشم اندازی مثبت برای برخی از مسائل لاینحل و سختِ سیاست می باشد.
لوسین پای معتقد است که فرهنگ یکی از مهمترین و نیرومندترین مفاهیم در علوم اجتماعی است و پذیرش آن، بررسی رفتار سیاسی را از اساس دگرگون کرده است. چرا که با پذیرش این امر دیگر جوامع را، ملغمه ی از آراء، اندیشه ها، نگرشها و باورهای متفاوت تلقی نمی کنیم؛ بلکه جوامع را دارای الگوهای منسجم و مبتنی بر بعضی ویژگیهای انسانیِ قابل تشخیص از حیث روانی می دانیم که قابل تحلیل و بررسی هم هست. بدین سان علوم سیاسی توانست از پیشرفتهایی که در حوزه ی روان شناسی – مردم شناسی و جامعه شناسی حاصل شده بود بهره برداری کند. (پای، ۱۳۷۷: ۳۳۳-۳۳۲).
فرهنگ سبب شد تا بتوان اجتماع را به صورت یک «کل پیچیده» مورد مطالعه قرار دارد. ادوارد تیلور که نخستین بار اصطلاح «فرهنگ» را در زبان انگلیسی وارد دانش مردم شناسی کرد فرهنگ را به مفهوم وسیع مردم شناختی آن یک «کل پیچیده ای می دانست که دانش، اعتقاد، هنر، اخلاق، قانون، رسم و هرنوع قابلیّت و عادت دیگری را که انسان به صورت عضوی از جامعه کسب می کند» در بر می گیرد. (فرهنگ علوم اجتماعی، ۱۳۷۶: ۱-۶۳۰). در این خصوص پالمر معتقد است که هرچند فرهنگ سیاسی بخشی از فرهنگ عمومی را تشکیل می دهد لکن امروزه در مطالعات انسان شناختی آشکارا گفته می شود که کلیه ی جنبه های فرهنگ به نوعی سیاسی است. از این رو به نظر آلموند، فرهنگ سیاسی از نوعی استقلال برخوردار بوده و نظام سیاسی هر جامعه ای در احاطه ی فرهنگ سیاسی آن است. (چلیکوت،۱۳۷۷: ۱۳۶۶ و پالمر و دیگران، ۱۳۸۰: ۱۰۸-۱۰۷)
یکی از مشکلات و بحثهای رایج مطالعات سیاسی و اجتماعی تسرّی دادن و یا پل زدن بین ویژگی های شخصیّتی و ویژگیهای اجتماعی است. با رشد مطالعات مربوط به فرهنگ سیاسی این مفهوم رفته رفته جانشین مفاهیم قدیمی تر «منش ملّی» و «کاراکتر» و «شخصیّت» شد و این مشکل به گونه ای قابل قبول حل شد. لوسین پای توانست به وسیله ی «فرهنگ سیاسی» یافته های در سطح شخصی را به سطح ملّی و دولتها تسرّی و تعمیم دهد. پارسونز و ماکس وبر هر دو ضمن تاکید بر سمت گیریهای فردی، شخصیت را بسیار شبیه نظام اجتماعی می دانستند و بر این باور بودند که فرهنگ هم با سطح فردی و هم با سطح جمعی ارتباط دارد و از یکی به دیگری رسیدند. (چلیکوت،۱۳۷۷: ۳۴۳-۳۴۱)
رهیافت فرهنگ سیاسی توانست به رهیافت انتخاب عقلانی نیز کمک شایان توجهی کرده و بر غنا و قدرت تبیین گری آن بیفزاید. چرا که نظریه ی انتخاب عقلانی را می توان با افزودن یک بعد فرهنگی غنا بخشید تا برای تبیین تفاوت های ظریف در علائق و ترجیحات کنشگران به کار آید. این نکته را نباید از نظر دور داشت که یکی از دلایل احیای مجدد رهیافت فرهنگ سیاسی تقابل با رهیافت انتخاب عقلانی بود که براصل بیشینه کردن منافع بدون توجه به بستر فرهنگی شکل گیری ترجیحات و علائق برای تبیین پدیده های سیاسی تاکید داشت می باشد. لکن رفته رفته فرهنگ سیاسی از چنان مشروعیت و مقبولیت علمی برخوردار شد که توانست این تعارض را به این صورت حل کند: این فرهنگ است که اولویت های سیاسی افراد را تعیین می کند. از این رو، متخصصان نظریه ی انتخاب عقلانی به ناچار باید برای درک یا شناخت هدفهای عقلانی به فرهنگ، توجهی تامّ و تمام داشته باشند. (لیپست، ۱۳۸۳: ۱۰۰۵ و گل محمدی، ۱۳۸۶ : ۱۱۴-۱۱۲).
در کل فرهنگ و فرهنگ سیاسی زندگی سیاسی را به صور گوناگون تحت تاثیر قرار داده است. از جمله اولویت های سیاسی را تنظیم می کند، راه های تعقیب اولویت ها و اهداف را تعیین می کند، الگوهای اقتدار را به وجود آورده و تداوم می بخشد، هویت های سیاسی را شکل داده و تقویت می کند، رفتار دیگران را برای ما فهم پذیر و در بسیاری از موارد قابل پیش بینی می کند و منابعی برای سازماندهی و بسیج سیاسی فراهم می کند. در تمام این موارد فرهنگ از طریق شکل دادن به نظم و ساختار یا برنامه ی ذهنی کنشگران، تعداد معدودی از گزینه های محتمل را ممکن، موجه، مفید و یا مناسب می نمایاند. تحولات تاریخی و نهادی نیز تا حدود زیادی محصول همین گزینش های مبتنی بر فرهنگ است. (گل محمدی، ۱۳۸۱: ۱۲۶)

    1. اهمیت فرهنگ سیاسی

با توجه به همین افق های گشوده شده در مطالعات اجتماعی و سیاسی از سوی رهیافت فرهنگ سیاسی و کارکردهای متنوع آن است که امروزه فرهنگ سیاسی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بوده و جایگاه وسیع و برتری را در جهان به خود اختصاص داده است. فرهنگ سیاسی تمام ساحت های بشری را در احاطه دارد و از توانایی بالایی در سطح توصیف، تبیین و در صورت لزوم تجویز برخوردار است. در باب فرهنگ ، نقش و اهمیت آن می توان گفت: هنگامی که از شناخت جوامع سخن به میان می آید گفته می شود که «نخستین بار هنگامی که آلمانیها به دنبال اصل و ریشه ی جوامع بودند از فرهنگ سخن به میان آوردند». (شیبانی، ۱۳۸۶: ۱۱۴). این بدین معناست که فرهنگ بنیاد و اساس جوامع است.
هنگامی که از انسان و حیثیت آدمی در مقابل سایر موجودات سخن به میان می آید گفته می شود «فرهنگ» فصل و نقطه ی تمایز انسان با حیوان است و اعتقاد براین است که «فرهنگ پاسخگوی والاترین نیازها و حاجات آدمی است. یعنی این که فرهنگ مایه ی نضج و قوام حیثیت و «آدمیت» او است. (ژیرار، ۱۳۸۶ :۷۹).
هر وقت از نیازهای آدمی سخن به میان می آید گفته می شود که فرهنگ و فرهنگ سیاسی باید بتواند نیازهای اجتماعی را باز تولید کند. چون بقای نظام اجتماعی در هر کشوری بستگی به چگونگی تامین نیازهای نهفته و علنی شده اجزای آن نظام دارد. همچین فرهنگ سیاسی باید بتواند متناسب با شاخص های اجتماعی، بیولوژیک و فرهنگیِ افراد هرجامعه، زمینه را برای بازتولید ساخت های حکومتی فراهم نماید. (مصلی نژاد، ۱۳۸۸ : ۳۱).
هنگامی که از رفتارشناسی و مطالعه و شناخت رفتار آدمیان حرفی به میان می آید گفته می شود که انسان شناسان «بر فرهنگ به مثابه عامل تعیین کننده ی اصلی رفتار انسان متمرکز شده اند». (مصلی نژاد، ۱۳۸۸: ۲۳ -۲۱).
هرگاه سخن از رفتار دولتها چه در عرصه داخل و چه در عرصه سیاست خارجی سخن به میان می آید می شنویم که: «فرهنگ سیاسی هر کشوری تعیین کننده ی رفتار سیاسی آن کشور است. این امر فقط به رفتارهای داخلی کشور محدود نمی شود، بلکه سیاست خارجی کشورها نیز تا حدود زیادی متاثر از فرهنگ سیاسی آنهاست». این امر تا بدانجا جدی است که برخی ازپژوهشگران بر این باورند که «سرشت و سرنوشت واحدهای سیاسی تابعی از شاخص های فرهنگ سیاسی آنان است». (مصلی نژاد، ۱۳۸۸ : ۱۱۴ و ۱۱). به همین دلیل بسیاری از تحلیل گران و کشورها می کوشند تا با درک و فهم فرهنگ سیاسی کشورهای دیگر شیوه ی درست مقابله و برخورد با آنان را دریابند.
هرگاه سخن از مرکز ثقل و نقطه ی کانونی علم سیاست سخنی به میان می آید گفته می شود که «امروزه فرهنگ سیاسی به عنوان کانون اصلی در مطالعات سیاسی مورد توجه گسترده ای قرار گرفته است». چرا که اندیشه گران بر آن هستند که با درک فرهنگ هر قوم می توان رفتار سیاسی آنان را پیش بینی کرد. (پالمر،۱۳۸۰ : ۱۰۱ و ۱۰۵).
زمانی که از «نوسازی» سخن به میان می آید از فرهنگ سیاسی به عنوان اصلی ترین شاخص تاثیرگذار بر روند نوسازی سخن به میان می آید. این مسأله جان کلام اندیشه گرانی چون، آلموند، وربا و پاول را تشکیل می دهد.
وقتی از سیاست های تطبیقی حرفی زده می شود بی درنگ فرهنگ سیاسی در کانون مقایسه ی نظام های سیاسی قرار می گیرد.
هرگاه سخن از مشکلات و عقب ماندگی کشورها به میان می آید باز «فرهنگ سیاسی» رخ می نمایاند و مدعی است که می تواند علل توسعه یافتگی و عقب ماندگی را توضیح دهد. فی المثل برخی از پژوهشگران براین باورند که علت اصلی عقب ماندگی ایران فرهنگی است. آنان می گویند: «مخرج مشترک مشکلات و موانع پیشرفت در توسعه ی ایران حوزه ی فرهنگی است». «گرایش های فرهنگی ما علت العلل عقب ماندگی ما هستند» (لعلی، ۱۳۸۷: ۳۱۹).
هر زمان که بحث از بحرانهای اساسی دولتها و در نتیجه فروپاشی دولتها سخن به میان بیاید باز فرهنگ سیاسی میدان دار است. زیرا فرهنگ با برخی از انواع بحران های چندگانه ی معروف دولتها و علم سیاست پیوندی وثیق دارد. بحران هویت و مشروعیّت در واقع بحرانهای مربوط به فرهنگ سیاسی هستند. زیرا این دو بحران بیانگر نحوه ی نگرش مردم و گروه های اجتماعی به سیاست می باشند. (مصلی نژاد، ۱۳۸۸: ۱۴).
هرگاه از امپریالیسم، استعمار گری و نظریه های مربوط به آن سخنی به میان بیاید بی درنگ پای فرهنگ به میان کشیده می شود.
یکی از موضوعات رایج در محافل آکادمیک و حتی غیر آکادمیک موضوع جنگ نرم، چیستی، چگونگی و نقش آن در تحولات اجتماعی و سیاسی کشورها و ملتها است.فرهنگ اساس این بحث را تشکیل داده به گونه ای که بدون توجه به فرهنگ اساسا امکان طرح این موضوع وجود ندارد.
هرگاه از میراث گذشته گان و چند و چون آن حرفی زده شود گوئی گذشته گان فقط و فقط فرهنگ را برای ما به جا گذاشته اند چون میراث« فرهنگی» بی درنگ در کانون بحث می نشیند.
وقتی از دموکراسی و عوامل گسترش آن سخن رانده می شود، از زبان رابرت پاتنام می شنویم که: «مهمترین متغیر برای تبیین میزان موفقیت های دموکراتیک همان فرهنگ سیاسی است». (لیپست، ۱۳۸۳، ۱۰۰۶)
زمانی که از مدرنیته با همه ی زرق و برق آن سخنی به میان می آید، باز این فرهنگ سیاسی است که در ردیف اول نشسته است. لوسین پای مدرنیته را نوعی فرهنگ می دانست که بر نوعی نگرش علمی و عقلانی و به کاربردن هرچه بیشتر تکنولوژی استوار است. او این فرهنگ را بازتاب زندگی شهری و صنعتی می دانست. پای با اطلاقِ مفهومِ فرهنگِ جهانی به این نگرشها بر این باور بود که شیوه و کیفیت حکمرانی به طور شدیدی تحت تاثیر این فرهنگ است. پذیرش رفتارهای هنجاری – عقلانی- قانونی و حرمت نهادن به ارزشها و روش های دموکراتیک در زمره ی اینها هستند. در واقع پای با ابداع مفهوم «فرهنگ جهانی» دیوان سالاری ماکس وبر را با فرهنگ مدنی آلموند ترکیب کرد به گونه ای که از مرز دولت ملی فراتر می رود و این از جمله ویژگی های بود که او برای فرهنگ سیاسی در نظر گرفته بود (چلیکوت، ۱۳۷۷ : ۵۰-۳۴۹) و بالاخره این که هرگاه از جامعه پسا صنعتی سخن به میان می آید اینگلهارت ندا می دهد که در جامعه ی پساصنعتی توجه مردم به فرهنگ و ارزشها بیشتر می شود و این به معنی کاهش نقش تعیین کنندگی «طبقه» و افزایش تعیین کنندگی فرهنگ در سیاست است. اینگلهارت بر این باور است که «سیاست در جوامع پسا صنعتی بیش از پیش تابع مسائل و ارزشهای فرهنگی خواهد بود تا تابع منافع اقتصادی صرف». (لیپست: ۱۳۸۳ : ۱۰۰۶)
بدین سان می توان ادعا کرد که نظر به اهمیّت «پروبلم» و مسأله ی این رساله که کیان امت و جوامع اسلامی را هم در عالم عمل و هم در عالم نظر به مخاطره انداخته و نظر به اهمیت، ویژگی ها، نقش و کارکردی که فرهنگ سیاسیِ معطوف به مصلحت عمومی آن هم در سطح فرمانروایان در طراحی، اجرا و تثبیت جامعه ای مبتنی بر ارزش های الهی – انسانی به گونه ای که تمام خلق الله خود را در شرایطی بیابند که امکان به فعل رساندن استعدادهای خود را در امور مادی و معنوی داشته باشند و از این طریق «مصلحت همگانی» تأمین گردد؛ بررسی و یافتن اساسی ترین مؤلفه ی فرهنگ سیاسی مطلوبِ نهج البلاغه ضرورتی تام و تمام داشته و می تواند بنیادهای نظری و عملی سیاست ورزی و سامان دهی امور «الناس» را بهبود بخشد.
۱۲.جمع بندی:
به نظر می رسد که از مجموع بحث ها و تعاریفی که در باب فرهنگ گذشت می توان فرهنگ را به مثابه نرم افزارهایی که در بر گیرنده ی نگرشها، اعتقادات، باورها، آرمانها و نیازها بوده و به وجود آورنده، معنا دهنده، تفسیر کننده و تنظیم کننده ی شکل و محتوای افکار و رفتارهای فردی و جمعیِ آدمیان در مواجهه ی با خود، هم نوعان، حیوانات، طبیعت و ماوراء طبیعت دانست. از این تعریف بر می آید که تحول در فرهنگ (نرم افزارها) می تواند موجب تحول در رفتارها بشود. بدین سان فرهنگ هم توضیح دهنده ی ثبات و پایداری امور است و هم توضیح دهنده ی تحول و دگرگونی اجتماعی.
فرهنگ سیاسی نیز که یکی از شاخه های فرهنگ به معنای کلی آن است شامل همه ی جنبه های ذهنی و بینا ذهنی نظام معناییِ مرتبط با سیاست که دارای وجه شناختی و هنجاری است می شود بنابراین فرهنگ سیاسی، تعیین کننده و معرِف امر سیاسی، نهادها، مقامات و اندرکنش های سیاسی بوده و در نتیجه مناسبات قدرت را به اشکال گوناگون تحت تأثیر قرار می دهد.از این رو در دائره المعارف دموکراسی در تعریف فرهنگ سیاسی آمده است. فرهنگ سیاسی «حاصل جمع ارزشها، عقاید و معارف بنیادینی است که به فرآیندهای سیاسی شکل و ساختار می دهند و قواعد بنیادین را برای به اجرا درآمدن سیاست وضع می کند».
یکی از مسائل مهم در فرهنگ سیاسی مسأله ی خاستگاه و منشأ شکل گیری فرهنگ سیاسی است. هرچند که فرهنگ سیاسی از آبشخورهای گوناگونی سیراب می شود لکن به نظر می رسد که اندیشه گران بر تأثیر و نقش دین، ارزش ها، بزرگان و شخصیت های مؤثر در تکوین فرهنگ سیاسی تاکید ویژه ای کرده اند. به گونه ای که در دنیای امروز کمتر کسی تردید دارد که رفتار سیاسی شهروندان و رهبران سیاسی تحت تاثیر فرهنگ سیاسی آنان است و همچنین کمتر کسی تردید دارد که آموزه های دینی از بسترها و مقومات رفتارهای سیاسی چه در سطح فرمانروایان و چه در سطح فرمانبرداران است. به عبارت دیگر این نکته که ادیان یکی از منابع عمده ی فرهنگ های سیاسی به شمار می روند متفقٌ علیه است. نینیان اسمارت بر این باور است که: «رفتار رهبران سیاسی غالباً متأثّر از اعتقادهای دینی ایشان است» او همچنین بر تأثیر «دین در رفتار رأی دهندگان و جلوه های دیگر رفتار یا مبارزه ی سیاسی» تاکید می ورزد. طبعا چنین رویکردی با توجه به موضوع این رساله و کشور ما ایران مورد تاکید این نوشتار نیز هست.
یکی دیگر از موضوعاتی که درباره فرهنگ سیاسی مد نظر پژوهشگران قرار دارد بحث طبقه بندی فرهنگ های سیاسی است. در این پژوهش طبقه بندی های اساسی تر و کلی تری مانند طبقه بندیِ فرهنگ سیاسی به فرهنگ سیاسی فرمانروایان و فرمانبرداران، فرهنگ سیاسی مطلوب و موجود (آرمانی و واقعی) و فرهنگ سیاسی معطوف به مصلحت عمومی و فرهنگ های سیاسی معطوف مصلحت خصوصی مورد تاکید می باشد. زیرا موضوع اصلی این رساله بررسی فرهنگ سیاسی مطلوب و آن هم در سطح فرمانروایان در نهج البلاغه بوده و فرضیه ی اصلی آن نیز دلالت بر آن دارد که مهمترین مولفه ی فرهنگ سیاسیِ مطلوب نهج البلاغه «مصلحت عمومی» است.
نکته ی مهم درباره نخستین طبقه بندی آن است که اکثر نویسندگان بر اهمیت فرهنگ سیاسی فرمانروایان در مقایسه با فرهنگ سیاسی توده ها تاکید کرده اند. آنان در این خصوص به تاثیر بیشتر فرهنگ سیاسی نخبگان حکومتی بر سمت و سو و شکل دهی نوع سیاست و حکومت در مقایسه با فرهنگ توده ها و تأثیر آن بر سیاست و حکومت و سمت وسوی آن اشاره کرده اند. در اهمیت فرهنگ سیاسی فرمانروایان از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که: الناس علی دین ملوکهم. و از قول امام علی (ع) روایت شده است: الناس بامرائهم اشبه منهم بابائهم.فارابی بر این باور است «کردارها و گفتارهای حاکمان، که در رأس جامعه و مرکز توجه عموم هستند، تاثیری مستقیم بر اخلاق و روحیات مردم می گذارند». در نصیحه الملوک نیز آمده است که: «حکیمان گفته اند که خوی رعیت از خوی ملک زاید».
فرهنگ سیاسی را از منظری دیگر به فرهنگ سیاسی مطلوب و فرهنگ سیاسی موجود طبقه بندی می کنند. منظور از این طبقه بندی آن است که موضوع نگرش های رایج در هر فرهنگ سیاسی شیوه ی عملکرد دستگاه قدرت دولتی هم در شکل موجود و هم در شکل مطلوب آن است.
درباره ی این تقسیم بندی این نکته را نباید فراموش کرد که فرهنگ سیاسی اساساً امری توصیفی و علمی بوده و خالی از تجویز و ارزش گذاری است؛ مگر آن که پیشاپیش نوعی از نظم سیاسی را مطلوب قلمداد نماییم. چون هر نوع نظم سیاسی مقتضی نوعِ خاصی از فرهنگ سیاسیِ پشتیبان و متناسب با آن است. مثلا وقتی به دنبال عناصر تشکیل دهنده ی فرهنگ سیاسی مطلوبِ نهج البلاغه هستیم مفروض آن است که نظم سیاسیِ مورد نظر امام علی (ع) را پسندیده وآن را مطلوب خود می دانیم.از این رو آن نوعِ خاص از فرهنگ سیاسی که پشتیبان و سبب وجودی آن نظم سیاسی است را نیز مطلوب تلقی می کنیم.
یکی دیگر از این تقسیم بندیهایی که به نظر می رسد از نهایت اهمیت برخوردار بوده لکن تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است طبقه بندی فرهنگ های سیاسی بر پایه ی بنیادی ترین شاخصه ی مربوط به سیاست و حکومت یعنی «مصلحت عمومی» است. از این نظر فرهنگ های سیاسی به دو دسته ی «فرهنگ های سیاسیِ معطوف به مصلحت عمومی» و «فرهنگ های سیاسی معطوف به مصلحت خصوصی» تقسیم می شوند.این تقسیم بندی مورد تأکید این پژوهش است زیرا می توان ادعا کرد که چنان چه «فرهنگ سیاسی معطوف به مصلحت عمومی» در سطح عمومیِ جامعه و به ویژه برای فرمانروایان جاری و ساری شود زندگی انسان معنادارتر و زیباتر شده و از صرفِ زیستن وارد مرحله ی «به زیستی» شده و علاوه بر این از این طریق می توان پلی به آخرت زد و چنین دنیایی است که می تواند مزرعه ای پر بازده برای آن جهان باشد. لازم به ذکر است که «مصلحت عمومی» مندرج در فرهنگ های سیاسی معطوف به مصلحت عمومی تنها به امور مادی و این دنیایی مردم مربوط نمی شود. بلکه بین در نظر داشت و رعایت مصلحت عمومی از سوی فرمانروایان و ایجاد یک فرهنگ عمومیِ متعالی و معنوی برای مردم نیز رابطه ای همسو وجود دارد.
فصل سوم
مصلحت عمومی
حکمت محض است اگر لطف جهان آفرین
خــــــاص کند بنده ای مصلحت عام را
(سعدی، دیباچه گلستان)

نظر دهید »
دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد بررسی تاثیر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

پاسخ برند[۱۴]

پاسخ های عاطفی(موثر) است که مشتریان براساس تجربیات مصرفی خود یا تداعی غیرمستقیمی نسبت به برند خاصی از خود نشان می دهند. (Keller, 2003)

طنین برند

رابطه و وابستگی بسیار قوی بین مشتری و برند است و بیانگر سطحی از تلاش ها و هزینه هایی که مشتری حاضر است از جانب خود برای مصرف برند مورد نظرش انجام دهد و نوعی احساس همگامی برند با یک برند خاص است. (Keller, 2003)

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

: تعریف واژگان کلیدی تحقیق
فصل دوم: مبانی نظری تحقیق
: مبانی نظری تحقیق
مقدمه:
در این فصل پیشینه و ادبیات مربوط به موضوع تحقیق مورد بررسی قرار می گیرد. ادبیات نظری مربوط به برند ، ارزش ویژه برند ، ابعاد ارزش ویژه برند و همچنین فرایند مدیریت استراتژیک طنین برند در از نظر خواهد گذشت در قسمت پایانی نیز پس از بررسی برندسازی در حوزه موسسات آموزش عالی به بیان خلاصه ای از پژوهشهای داخلی و خارجی می پرداخته ایم.
یکی از با ارزش ترین داراییهای هر شرکت نام و نشان تجاری آن شرکت می باشد . هر چه ارزش نام و نشان تجاری در ذهن مصرف کنندگان بیشتر باشد ، شرکت میتواند در سایه آن منافع بیشتری را از مصرف کنندگان کسب کند . نظارت و کنترل مداوم این مفهوم به عنوان یک گام ضروری در مدیریت اثر بخش آن می باشد . در دهه های اخیر بررسی و تحقیق در خصوص نام و نشان تجاری جایگاه ویژه ای را در حوزه های مختلف اعم از دانشگاهی و بازار کسب و کار به خود اختصاص داده است
امروزه مفهوم نام تجاری همه چیزهایی را که محصول یا خدمت ارائه می کند، از جمله اینکه یک محصول چگونه احساس و فکر مصرف کنندگان را شکل می دهد را شامل می شود . یک نام تجاری تعهد ی بر ای ارائه ارزش به مصرف کنندگان است. یکی از قابلیت ها یا شایستگی های لازم برا ی موفقیت در عرصه های رقابت، برخورداری از دانش و مهارت بازاریابی در بنگا ه های اقتصادی است . به وضوح می توان دریافت که یکی از عوامل تاثیرگذار بر کم فروغ بودن بنگاه های کشور از لحاظ رقابت پذیری در عرص ه ه ای بین المللی، وجود مشکلات از لحاظ توسعه علمی و عملی بازاریابی در بنگاه های اقتصادی است. ارزش ویژه یک برند ناشی از ادراکی است که مصرف کنندگان از آن برند دارند که این ادراک به وسیله بسیاری از عوامل دستخوش تغییر قرار می گیرد. ارزش ویژه برند را نمی توان بدون در نظر گرفتن منابع آن یعنی عوام لی که در ایجاد و شکل گیری ارزش ویژه برند در ذهن مصرف کنندگان موثرند، درک کرده و شناخت از نقطه نظر رفتاری، ارزش ویژه برند در ایجاد نقاط تمایزی که منجر به مزایای رقابتی در رقابت غیر قیمتی می گردد، بسیار حایز اهمیت است (Aaker,1991, p.30).(به نقل از کرباسیور و یاردل، ۱۳۹۰)
اکثر سازمان ها در حال درک این موضوع هستند که یکی از با اهمیت ترین دارائی ها، برند ارائه شده همراه محصول و خدمت است(شمس ۱۳۸۶ ,). موسسه علوم بازاریابی و برند و فرایند ایجاد آن را بسیار مهم دانسته و به آن از نظر اهمیت و ضرورت مطالعه، اولویت دوم را داده است
برند چیزی بیشتر از محصول است. آنچه که یک محصول برند شده را از یک محصول بدون برند متمایز م یسازد و به آن ارزش م یبخشد، مجموع ادراکات و احساسات مشتری در مورد ویژگ یها، چگونگی عملکرد، نام برند، دلیل وجودی آن و ویژگ یهای درک شده از شرکت مرتبط با برند است (Keller, 2008). به طور کلی می توان بیان داشت که ایجاد برند یکی از روش های قدرتمند تمایز برای سازمان ها محسوب می شود و تمایزبخشی، یکی از کلیدی ترین استراتژی های موضع یابی رقابتی است. از نقطه نظر رفتاری، ارزش ویژه برند در ایجاد نقاط تمایزی که منجر به کسب مزیت رقابتی می گردد، بسیار حائز اهمیت است (شمس، ۱۳۸۶). برند، نتیجه مستقیم استراتژی تقسیم بازار و تمایز محصول است. (Kapferer, 2008)
از طرفی در برند ینگ داشتن اطلاعات کافی و استفاده از پیچیده ترین و مدرن ترین تحقیقات و پژو هش ه ا و همچن ین داشتن مدیریت، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. در واقع پس از اینکه تصویر ذهنی از آرم یا لوگو ایجاد شد، پژوهش و مطالعات آغاز میگردد . ای ن یعن ی انجام ی ک فرایند ساده و در عین حال عملی به طور مثال آقای لانس آرم استرانگ که بار قهرمان پیکاره ای ورزش ی توردو فرانس شده، از نوارهای زرد بر لباس خود استفاده می کرده است. این نوارها میلیون دلار در آمریکا فروش داشت، به طوری که خود لانس گفته بود از ای ن برند احساس خشنودی می کند . برند ی که به ی ک سازمان خیریه و تولید کننده لباس و پوشاک اختصاص داشت(کرباسیور و همکاران، ۱۳۹۰)
در حوزه ی دانشگاهی این امر با توجه به اینکه تصویر ذهنی مثبت از برند تاثیر بسزایی در تصمیم گیری برای ورود به، یک دانشکده یا دارد دانشگاه دارد و در عصر کسری بودجه و افزایش رقابت برخوردار ی از تصویر متمایز برای دانشگاه ها به منظور ماندن در عرصه رقابت برای جذب دانشجویان ، اساتید و نیروهای پژوهشی و دستیابی به منابع خارجی جدید برای سرمایه گذاری در دانشگاه ضروری به نظر می رسداما تحقیقات کمی درزمینه تصویر ذهنی از دانشگاه ها در دنیا انجام شده است(Duarte et al 2010) (به نقل از حسینی و همکاران، ۱۳۹۱).
براساس تعریف کلر(۲۰۰۰) برند اساسا تعهد فروشنده در به انجام رساندن مجموعه ای از وعده های داده شده در خصوص مزایا، ویژگی و خدمات به خریداران است و دارای ۶ بعد و معنی مختلف را در بر می گیرد:

  • ویژگی ها: هر علامت، مشخصه خاصی را در ذهن می برد. مثلا مرسدس بنز، اتومبیل گران قیمت، خوب ساخته شده، خوب طراحی شده، بادوام و با پرستیژ بالا را القا میکند.
  • مزایا: خواص هر محصول به مزایای کارکردی و احساسی تبدیل گردیده است و در شناسه متجلی میگردد.
  • ارزش ها: شناسه چیزهایی را درباره ی ارزش های تولید کننده القاء میکند
  • شخصیت: هر علامت می تواند شخصیت خاصی را به خود بگیرد که با شخصیت استفاده کننده آن متناسب باشد.
  • فرهنگ: شناسه نشان دهنده فرهنگ های خاصی هستند.

استفاده کننده: برند می تواند استفاده کننده خود را از دیگران متمایز سازد.
برخی از تعاریف ارائه شده براساس تمرکز آنها بر مزایای برند برای مصرف کننده و یا فروشنده در جدول(۲-۱) ارائه شده است.
تعاریف ارائه شده از برند بر مبنای مزایای آن برای مصرف کننده و فروشنده، (شجاعی،۱۳۹۰)

تاکید برمزایای برند به شرکت دارنده

تاکید بر مزایای برند به مصرف کننده

Aaker (1991)

Aaker (1996)

A.M.A (1960)

Alt& Griggs (1998)

Bennatt (1988)

Boulding (1956)

نظر دهید »
راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد : بررسی-تاثیر-ا-ستراتژی-تعمیم-نام-تجاری-بر-نگرش-مصرف-کننده-از-محصول-جدید- فایل ۹ - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

کیفیت ادراک شده:
ادراک و تصور مصرف کننده از یک محصول(همان منبع،۱۳۸۵).
قابلیت انتقال:
ادراک مصرف کننده از قابلیت استفاده از تجهیزات، ماشین آلات و مهارتهای انسانی به کارگرفته شده در تولید محصول اصلی برای تولید محصول جدید(همان منبع،۱۳۸۵).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

قابلیت مکملی:
مکمل بودن عبارت است از حد مصرف مشترک دو محصول (آکر و کلر،۱۹۹۰)
قابلیت جانشینی:
” جانشین بودن” به حد جانشین بودن دو محصول از دیدگاه مصرف کنندگان اطلاق می گردد.(همان منبع ،۱۹۹۰)
فصل دوم
ادبیات نظری تحقیق
۱- ۲٫ مقدمه:
امروزه، سرمایه اصلی بسیاری از کسب وکارها، نام تجاری آن هاست. برای دهه ها، ارزش یک شرکت بر حسب املاک، سپس داراییهای ملموس، کارخانه ها و تجهیزاتش اندازه گیری می شد. با این حال، اخیراً به این نتیجه رسیده اند که ارزش واقعی یک شرکت، جایی بیرون از آن، یعنی در اذهان خریداران بالقوه قرار دارد. برای یک مشتری بالقوه، یک نام تجاری، یک راهنمای مهم است. نام تجاری، نظیر پول، معامله را تسهیل می کند. مشتریان در مواجهه با مجموعه ای از محصولات بی زبان سردرگم می شوند. نام های تجاری و قیمت ها، این بلاتکلیفی را از بین می برند. قیمت یک محصول ارزش پولی آن را می سنجد و نام تجاری، محصول را می شناساند و جنبه های متمایزش را آشکار می کند. یک نام تجاری، چکیده ای است از هویت، اصالت، ویژگی و تفاوت. به همین دلیل است که نام های تجاری برای تبادلات کسب و کار حیاتی اند. یکی از عمده­ترین تاثیرات نام تجاری، تاثیری است که در طولانی مدت بر نگرش مصرف کننده آن برند بجا خواهد ماند تا آنجایی که ذهن مصرف کننده نسبت به پذیرش محصولات جدید تولید شده از آن نام تجاری آمادگی خوبی خواهد داشت.قابل ذکر است که یکی از برندهای خوب مواد غذایی در ایران برند محصولات غذایی چیکا است که با توجه به آنچه در بالا ذکر شد در این تحقیق سعی بر آن شده است تا تاثیر استراتژی تعمیم نام تجاری بر نگرش مصرف کننده در خصوص محصولات غذایی جدید چیکا مورد بررسی قرار گیرد.
در این فصل ضمن توضیح مباحث نام تجاری و استراتژی­ های نام گذاری تجاری و مزایا و معایب هرکدام و ویژگی های نام های تجاری قدرتمند، به توضیحاتی در مورد نگرش مصرف کننده، نحوه شکل گیری و ابعاد و عناصر آن، همچنین، تصویر ذهنی در مورد یک نام تجاری، فرایند طبقه بندی اشیاء در ذهن مصرف کنندگان و انواع دیدگاه ها در مورد طبقه بندی و معرفی شرکت چیکا پرداخته می شود.
۲- ۲٫ علامت تجاری:
علامت تجاری عبارتست از یک اسم، اصطلاح، علامت، نشان یا طرح یا ترکیبی از همه اینها که با هدف شناسایی و تمییز دادن کالاها و خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان به کار می رود و موجب متمایز شدن این کالاها و خدمات از کالاها و خدماتی می شود که توسط رقبا عرضه می شوند(کاتلر و آرمسترانگ،[۱۰]۱۳۸۵).
۳- ۲٫ نام تجاری:
نام تجاری قسمتی از علامت تجاری است که ادا کردنی است. بدین معنا که می توان آنها را گفت، نامهایی همچون شورلت، تاید، دیسنی لند و… (همان منبع، ۱۳۸۵).
۴- ۲٫ نشان تجاری:
قسمتی از علامت تجاری است که اداکردنی نیست ولی می توان با آن کالا را شناسایی کرد. مارک تجاری با نشان، طرح یا رنگ و حروفی شاخص ارائه می شود مثل حرف K به رنگ قرمز روی جعبه فیلم کداک. مارک یا نشان تجاری، قسمتی از علامت تجاری است که دارای حق و حقوق قانونی می باشد و از حقوق انحصاری فروشنده برای استفاده از نام تجاری حفاظت می کند.( همان منبع،۱۳۸۵).
۵-۲٫دیدگاه های مختلف درباره نام تجاری:
نام تجاری، یک نام و یا سمبل[۱۱] متمایزی است که تولیدکنندگان و یا عرضه کنندگان برای شناسایی کالا یا خدمات خود و تمایز آنها از محصولات رقیبان به کار می برند (ایکر [۱۲]۱۹۹۱ و کاتلر[۱۳] ۱۹۹۶). بنابراین یک نام تجاری، منبع یک محصول را به یک مشتری نشان می دهد و تولیدکننده را از رقیبانی که محصولات مشابهی دارند، محافظت می کند
امروزه واژه نام تجاری در زمره واژگانی است که روز به روز بیشتر (و گاهی حتی به غلط) به کار برده می شود. در تعریف هایی که از نام تجاری شده است، توافق کاملی وجود ندارد. باید گفت که این تفاوت ها در نگرش به نام تجاری اهمیت زیادی دارند زیرا اختلاف در عناصر یا راهبردهای ایجاد نام تجاری ، بر سر تعریفی است که ما از این مفهوم داریم( کردرستمی،الیکا، ۱۳۸۹).
براساس تعریف کاتلر[۱۴](۲۰۰۰) نام تجاری اساسا نشان دهنده تعهد فروشنده در به انجام رساندن مجموعه خاص از مزایا ، ویژگی ها و خدمات بر خریداران است.
براساس تعریف ارائه شده از سوی آمبلر[۱۵](۱۹۹۷) که مبتنی بر رفتار مصرف کننده است.
“نام تجاری عبارت است از تعهد ارائه مجموعه ای از ویژگی ها و رضایت مندی خریدار”
لازم به توضیح است ویژگی های تشکیل دهنده نام تجاری می تواند واقعی یا خیالی، عقلایی یا احساسی، ملموس یا غیرملموس باشند.
براون[۱۶](۱۹۹۲) نام تجاری را بدین صورت تعریف می نماید:
” مجموعه ای از تداعیات ذهنی که افراد نسبت به علائم دارند نه کمتر و نه بیشتر”
در این تعریف به نام تجاری به عنوان تصاویر نقش بسته در ذهن مصرف کننده نگریسته می شود.
صاحبنظران دیگری برای شخصیت نام تجاری(آکر[۱۷]، ۱۹۹۶) و ارزش افزوده(آکر، ۱۹۹۶ ؛ دایل، ۱۹۹۴)[۱۸] حاصل از آن تاکید کردند. بر اساس نظر آکر(۱۹۹۶)”شخصیت علائم به استراتژی گذاران کمک می نماید تا فهم خود را از ادراکات و نگرشات بازار نسبت به نام تجاری تقویت نموده، مزیتی متمایز برای نام تجاری خود به وجود آورند و تلاش های بازاریابی خود را در مسیر ایجاد ارزش راهنمایی نمایند”.
بر اساس تعریف ارائه شده از سوی آکرکه مبتنی بر بازار است:
نام تجاری در بازار خود را بر حسب میزان آگاهی مشتریان، شهرت، خوشنامی، محبوبیت و … تعریف می نماید.
موسسه بازاریابی آمریکا[۱۹] نام تجاری را اینگونه تعریف می کند:
نام ، عبارت، نشانه، سمبل، طرح ویا مجموعه ای از آن هاست که به کالاها و خدمات یک یا گروهی از فروشندگان هویت بخشیده و آن ها را از سایر رقبا متمایز می کند. ولی این بدان معناست که هروقت یک بازاریاب ، نام ، لوگو و یا سمبلی را برای محصول جدید خلق کرد ، او یک نام تجاری ایجاد کرده است. در عالم واقعی بسیاری از مدیران ، نام تجاری را به عنوان چیزی که در عمل میزان مشخصی آگاهی، شهرت، برتری و … در بازار ایجاد می کند، در نظر می گیرند(کلر،۲۰۰۸).
نام تجاری قسمتی از علامت تجاری که ادا کردنی است. بدین معنا که می توان آن را گفت، نام هایی مانند شورلت، تاید، دیسنی لندو…(کاتلر،۱۳۷۹).
یک نام تجاری، تعهد دائمی یک فروشنده برای ارائه مجموعه ای از ویژگی ها، مزایا و خدمات خاص به خریداران می باشد(کاتلر،۱۳۸۵). نام تجاری به یک محصول یا خدمت رنگ و حرکت می دهد مثل شعار استارباکس” قهوه قهوه است اما استارباکس چیز دیگری است”(همان منبع،۱۳۸۳).
از دیدگاه کسب و کار می توان گفت که نام تجاری، هر نامی است که مستقیما به دلیل فروش کالا یا خدمات مورد استفاده قرار می گیرد. البته واضح است که هدف از ایجاد نام تجاری، فراتر از ایجاد محصول است ویک نام تجاری قدرتمند می تواند نقش راهبردی گسترده ای را در یک کسب و کار ایفا کند. نام تجاری علاوه بر تسلط بر سهم بازار، گزینه هایی برای توسعه کسب و کار خلق کرده و ضمن جذب و حفظ کارکنان ماهر و مستعد، ارزش خود را نزد ذینفعان بهبود می بخشد.
به نقل از میلر و میور[۲۰](۲۰۰۴) ،نام تجاری ، نام یا نمادی است که سازمان آن را با هدف ارزش آفرینی برای ذینفعان خود به کار می برد، اما واضح است که مفهوم نام تجاری فراتر از یک نام و نشان تصویری است.
نام تجاری متشکل از بسیاری از عناصر، همچون حکایت هایی که همراه با آن تداعی می شود ، خاطره ها، تجربیات آمیخته با آن در ذهن افراد، ویژگی های استفاده کنندگان، محل خرید و حتی قیمت است.
این مفهوم را می توان در تعریف گرندر و لوی[۲۱](۱۹۵۵) مشاهده نمود؛ نام تجاری نمادی پیچیده است که دامنه متنوعی از ایده ها و ویژگی ها را در بر می گیرد. نام تجاری نه تنها با بهره گرفتن از آهنگ و معنای لغوی خود بلکه مهمتر از آن با بهره گرفتن از هر عاملی که در طول زمان به نحوی با آن درآمیخته و در جامعه به صورت هویتی اجتماعی و شناخته شده نمود یافته و با مشتری سخن می گوید.
مصرف کنندگان نام های تجاری را بر اساس فعالیت ها و عملکردی که از خود به جا می گذارند مورد قضاوت قرار می دهند و اینطور نیست که بر مبنای برنامه ها و هزینه های تبلیغاتی در مورد آن ها داوری کنند.هرآنچه سازمان انجام می دهد از پنانسیل تاثیرگذاری بر نام تجاری برخوردار است(استاگلینو[۲۲] ،۲۰۰۲).
نام های تجاری با تاثیرگذاری از تمامی شیوه های رفتاری شما، چه در حوزه عملیاتی و چه در زمینه ارتباط با مشتریان شکل می گیرند. هر نام تجاری تابعی از رفتارهای سازمانی است، در همین راستا می توان گفت که نام تجاری، تعهدی به مشتر ی است که در بلند مدت باید به آن وفادار بود(همان منبع،۲۰۰۲).
از دیدگاه ژیراگ[۲۳] هم نام تجاری، عبارتست از تعهد و وعده ای که در هر فعالیت بازاریابی ،هر حرکت و تصمیم گیری سازمانی و هر تعامل مشتری با خود به آن ها می دهید و تلاش می کنید تا در بلندمدت به آن وفادار بمانید.
واقعیت کلیدی که در مورد نام های تجاری وجود دارد این است که این انسان ها هستند که به نام های تجاری حیات می بخشند نه سازمان ها. به بیان دیگر نام تجاری دارای ماهیتی اجتماعی است و قدرتمندترین نام های تجاری آن هایی هستند که ذینفعان نسبت به آن ها احساس مالکیت داشته و آن را متعلق به خود می دانند(میلر و میور،۲۰۰۴) این مفهوم را می توان به خوبی از گفته جرمی بولمر[۲۴](۲۰۰۳) برداشت کرد، نام های تجاری در ذهن افراد شکل می گیرند همان گونه که پرندگان از تکه های کوچک چوب برای خود لانه می سازند، ما هم از کوچکترین تعاملات و خاطره هایمان از یک نام تجاری ، تصویری از آن در ذهن خود می سازیم.
۶-۲ .فلسفه نام تجاری: (تورم براون،۱۳۸۶)
دوران یونان باستان
فلسفه غرب در دوران یونان باستان پایه گذاری شد و همزمان با آن فلسفه شکل گیری نام تجاری پا به عرصه وجود نهاد. به عبارت دیگر بسیاری از مفاهیمی که امروزه در قالب مدیریت نام تجاری به کار می بریم، توسط اندیشمندان بزرگ دنیای کهن ، پایه گذاری گردیده است. فیلسوفان پیش از سقراط، پایه های اولیه فلسفه نام تجاری را بنا نهادند. یکی از برجسته ترین این فیلسوف ها، هراکلیتوس بود. با این حال سقراط در دنیای فلسفه ، نام خود را به عنوان آغازگر و پایه گذار فلسفه نام تجاری به جهانیان شناساند و پس از وی افلاطون و ارسطو ، مسیری را که او آغاز کرده بود ادامه دادند و تفکرات فلسفی خود را برای تمام متفکران ۲۰۰۰ سال بعد از خود ، پایه گذاری نمودند و به این ترتیب برای اولین بار در تاریخ، فلسفه ” خلق نام تجاری” شکل گرفت و به تدریج کامل شد.نظریه ها و بنیان های فکری این ۴ فیلسوف در زمینه نام تجاری عبارتند از:
ماهیت متحول دنیای کسب و کار و عرصه ظهور نام های تجاری
زیر سوال بردن نام تجاری از تمامی جنبه ها و اهمیت این مطلب در مدیریت موفق نام تجاری

نظر دهید »
نگارش پایان نامه در مورد تهیه نقشه و ارزیابی بیابان زایی با استفاده از مدل ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

در زیر به برخی از مطالعات صورت گرفته و نتایج بدست آمده از کاربرد این مدل در مناطق مختلف اشاره شده است:
آریا[۴۹] و همکاران (۲۰۰۹) به بررسی ارزیابی فرایند بیابان­زایی در کشور هندوستان پرداختند. در این تحقیق با بهره گرفتن از روش مدالوس و با هفت شاخص پوشش گیاهی، فرسایش بادی، فرسایش آبی، شوره­زایی، برجستگی­های یخبندان و لغزش توده ای در نظر گرفته­اند.نتایج این تحقیق نشان داد که سطح تخریب اراضی حدود ۳۵ درصد می­باشد که عمده­ترین عوامل تخریب فرسایش آبی و پوشش گیاهی و فرسایش بادی در منطقه مورد مطالعه گزارش شد[۶۴].
لادیسا[۵۰] و همکاران (۲۰۰۲)، نوع و شدت بیابان­زایی منطقه باری ایتالیا[۵۱] را با بهره گیری از روش مدالوس بررسی نمودند. با بهره گرفتن از سه شاخص کاربری اراضی، مدیریت کیفیت و شاخص فشار انسانی به کمک میانگین هندسی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این تحقیق نوع شدت و نقشه بیابان­زایی را در منطقه بدست آورد [۹۴].
زهتابیان و همکاران (۱۳۸۷) به بررسی معیارهای آب و خاک در روند بیابان­زایی منطقه خوش دهلران پرداختند. در این تحقیق از روش مدالوس با بهره­ گیری از هشت شاخص برای معیار آب و هشت شاخص برای معیار خاک منظور گردید. نتایج این تحقیق نشان داد که معیار آب با میانگین ارزش عددی ۵۱۷/۱ در کلاس شدید و معیار خاک با متوسط وزنی ۳۸۱/۱ در کلاس متوسط طبقه بندی می گردد و بیابان­زایی در منطقه شدید بوده و درحال گسترش است[۲۷].

سپهر (۱۳۸۴) برای ارزیابی آب­های زیرزمینی با بهره گرفتن از مدل مدالوس اصلاح، شاخص­ های هدایت الکتریکی، میزان کلر، نسبت سدیم جذبی و سطح ایستابی آب در منطقه فیدویه- گرمشت را در نظر گرفت. نتایج نشان داد در حدود ۳۸ درصد از منطقه در وضعیت متوسط و نه درصد در کیفیت بالا قرار دارد. همچنین ۵۳ درصد از منطقه در وضیعت نامناسب کیفی می­باشد که خود از عوامل اصلی بیابان­زایی به حساب می ­آید[۳۱].
بخشنده مهر (۱۳۸۷) در بررسی بیابان­زایی در منطقه سگزی با بهره گرفتن از مدل مدالوس با معیار خاک از شاخص های: بافت خاک، درصد سنگریزه، عمق خاک، زهکشی، درصد گچ خاک، هدایت الکتریکی، نسبت جذب سدیم و درصد مواد آلی استفاده کردند. نتایج نشان داد که معیار کیفیت خاک در دو کلاس متوسط و پایین قرار می­گیرد که هر کدام به ترتیب مساحتی برابر با ۳۸/۱۵ و ۶۲/۸۴ درصد از کل منطقه را به خود اختصاص دادند. همچنین طبق ارزیابی آنها، شاخص ماده آلی در این معیار بیشترین تاثیر را در بیابان­زایی منطقه داشت[۱۴].
پروانه و همکاران (۱۳۸۸) وضعیت بیابان­زایی منطقه طبس مسینا را مورد ارزیابی قرار داد و جهت بررسی معیار خاک از شاخص های: بافت خاک، درصد سنگریزه سطحی و عمقی، جمع شدن آب، خطر سیل گیری، درصد گچ، میزان مواد آلی خاک، اسیدیته خاک، قلیائیت خاک، عمق خاک، شوری و درصد آهک استفاده نمود. طبق این بررسی، منطقه در دو کلاس متوسط و شدید بیابان­زایی قرار گرفت که مساحت هر کدام به ترتیب از ۵۸/۲۴۱۱ و۶۷/۷ هکتار بود. همچنین این نتایج نشان داد که به ترتیب شاخص­ های درصد ماده آلی و درصد سنگریزه سطحی و عمقی به عنوان شاخص های خاک، بیشترین تاثیر را بر بیابان زایی منطقه دارند[۱۶].
آزادنیا (۱۳۸۵) با بهره گرفتن از معیارهای آب و خاک مدل مدالوس وضعیت بیابان­زایی در منطقه عین خوش دهلران را ارزیابی نمودند. نتایج حاصل از ارزیابی نشان­دهنده این بود که بیابان­زایی در منطقه شدید بوده و در حال گسترش است. معیار آب در کلاس شدید و معیار خاک در کلاس متوسط طبقه بندی گردید. در این رابطه شاخص­ های درصد مواد آلی، بافت خاک و جنس سازند از معیار خاک و سه شاخص خشکی، هدایت الکتریکی آبهای زیرزمینی و افت آبهای زیززمینی از معیار تخریب منابع آب بیشترین تاثیر را در منطقه داشتند[۱۱].
جیرودن (۲۰۰۵) با انجام مطالعاتی به شناسایی مناطق حساس به بیابان­زایی در منطقه سیسیل پرداخت. هدف از این مطالعه شناسایی مناطق حساس به بیابان­زایی در منطقه سیسیل یکی از مناطق ایتالیا، با توجه به شرایط آب و هوایی و تغییرات پوشش زمین با بهره گرفتن از مدل مدالوس و چهار شاخص آب و هوا، خاک، پوشش گیاهی و سیستم های مدیریت بود. نتایج این تحقیق نشان داد که ۹/۶ درصد از منطقه سیسیل به بیابان­زایی بسیار حساس ، ۵/۴۶ درصد دارای حساسیت متوسط، ۵/۳۲ درصد حساسیت کم و تنها ۲/۷ درصد غیر حساس می باشد [۸۱].
هنردوست و همکاران (۲۰۱۱) به منظور ارزیابی شدت و خسارت بیابان­زایی در بخش شمالی دشت گرگان، از مدل مدالوس اصلاح شده استفاده کردند. نتایج نشان داد که ۴۸/۵۲، ۲۷/۴۴ و ۷۹/۲ درصد از منطقه به شدت، در حد متوسط و کمی تحت تأثیر بیابان­زایی است و شاخص خاک و ماندابی شدن مهمترین عوامل مؤثر بر روند بیابان­ز­ایی در منطقه مورد مطالعه به شمار رفته است. در این تحقیق برنامه‌های مدیریتی جهت پایداری پروژه‌های کشاورزی را ضروری خوانده و در قسمت جنوبی نسبتاً حساس به بیابان­زایی معرفی شده است [۸۷].
در مطالعاتی که به روش مدالوس در ایران صورت گرفته است نتایج قابل توجهی به شرح زیر به دست آمده است:
– وجود تعداد نسبتا کافی از معیارها و شاخص­­­های منطبق با شرایط منطقه و در نظر گرفتن جنبه­ های مختلف تخریب سرزمین در این روش باعث شده است تا برآورد دقیقی از شدت و وضعیت بیابان­زایی و تعیین شاخص­ های موثر در تخریب اراضی صورت گیرد.
– نتایج حاصل از ارزیابی بیابان­زایی به کمک سیستم اطلاعات جغرافیایی بیانگر این موضع بود که استفاده از GIS به بالا بودن دقت و سرعت عمل بیشتر کارشناس کمک قابل ملاحظه­ی می­ کند. بنابراین می­توان گفت که GIS ابزار بسیار سودمندی برای تهیه نقشه های بیابان­زایی می باشد.
– با توجه به اینکه معیارها و شاخص­ های بیابان­زایی در هر منطقه مختص آن منطقه بوده و با نقاط دیگر متفاوت است، روش مدالوس قابلیت پذیرفتن معیارهای متفاوت و متعدد را داشته و به دلیل آنکه امتیازات از طریق میانگین هندسی محاسبه می­شوند، با توجه به عوامل تشدید کننده بیابان­زایی در هر منطقه، معیارها و شاخص­ های مورد نظر تعیین می شوند.
۲-۲- ۲- مدل­های ارزیابی بیابان­زایی در ایران
۲-۲- ۲-۱- اصول و مفاهیم روش [۵۲]MICD
مدل کلاس­بندی شدت بیابان­زایی در ایران (ICD) یک روش کمی چند عامله طبقه‌بندی شدت بیابان­زایی است [۱۲].که بر اساس نیاز­های مطالعاتی و ساختارهای محیطی و اجتماعی­-اقتصادی حاکم بر بیابان­های ایران توسط اختصاصی و مهاجری در سال ۱۳۷۴ ارائه شده است. این مدل در مساحتی بالغ بر ۱۰ میلیون هکتار از اراضی مرکز تا جنوب ایران مورد آزمون و بررسی قرار گرفته است [۹].
این روش نیز به نوبه خود دارای ایراداتی است که برخی معایب این روش عبارتند از: ۱- ارزیابی و ارزش‌دهی کاملاً کیفی به برخی از عوامل که دقت ارزش­دهی را کاهش می‌دهد. ۲- دامنه ارزش­های عوامل موجود در این روش زیاد می‌باشد، این امر سبب اختلاف نظر کارشناسان در هنگام ارزش­دهی به این عوامل می‌شود. ۳- دو برابر کردن ارزش عوامل محیطی در مناطقی که عاری از پوشش بوده و ارزش عوامل انسانی در آن مناطق صفر می‌باشد، این مسأله باعث می‌شود در این مناطق تأثیر عوامل طبیعی در بیابان­زایی و همین­طور شدت بیابان­زایی دو برابر، برآورد شود. ۴- عدم توجه به کاربری اراضی و نقش فرآیندهای بیابان­زایی درهر کدام [۳].
در سال ۱۳۸۲، اختصاصی با اصلاحاتی که در مدل ICD به ­وجود آورد، روش طبقه ­بندی بسط یافته بیابان­زایی در ایران را معرفی کرد. در مدل ارزیابی بیابان­زایی MICD ابتدا به کمک مطالعات پایه از جمله نقشه رخساره ­های ژئومورفولوژی و نقشه کاربری اراضی، نقشه کوچکترین واحدهای همگن بیابانی را تعیین کرد و در هر کدام اقدام به ارزش­دهی و ارزیابی بیابان­زایی نمود [۸].
به­ طور کلی در عرصه ­های مختلف چهار واحد همگن بزرگ کاری به­شرح زیر می­توان تفکیک کرد که در هرکدام نوع معیار و شاخص­ های مورد استفاده متفاوت است:

    1. واحد اراضی کشاورزی (زراعی، باغی، دیم، آیش و بایر)
    1. واحد اراضی مرتعی و جنگلی (مرتع، جنگل، بیشه­زار و …)
    1. اراضی فاقد کاربری (اراضی کویری، تپه­های ماسه­ای، سطوح سنگفرشی، تپه­ها، کوه­های لخت و …)
    1. واحد اراضی شهری و صنعتی (مناطق مسکونی و شهری، مناطق صنعتی، جاده­ها و فرودگاه­ها و ترمینال­ها و پارک­ها …)

از ویژگی­های این روش این است که برای کاربری­های مختلف اراضی یا واحدهای همگن مختلف از معیارها و شاخص­ های متفاوتی برای ارزیابی وضعیت بیابان­زایی استفاده می­ شود. از آنجا که فرایند، معیارها و شاخص­ های بیابانزایی در هر کدام از کاربری­ها متفاوت می­باشد، باید برای هر مورد، معیارها و ضوابط خاص تعریف شود [۱۴].
در زیر به برخی از مطالعات صورت گرفته و نتایج بدست آمده از کاربرد این مدل در مناطق مختلف اشاره شده است:
ابریشم (۱۳۸۳) وضعیت فعلی بیابان­زایی حوضه فخرآباد – مهریز، واقع در استان یزد را بر اساس روش­های مدالوس تغییر یافته[۵۳]، ICD و MICD به طور جداگانه ارزیابی و نقشه مربوط به هر یک را تهیه کرد. و بر اساس نتایج بدست آمده، منطقه مورد مطالعه را جزء بیابان­های طبیعی محسوب و نقش عوامل انسانی را در بیابان­زایی منطقه بسیار کم گزارش کرد. براساس روش ICD، منطقه مورد مطالعه در دو کلاس شدت بیابان­زایی کم (II) و متوسط (III)، بر اساس روش MICD، منطقه مورد مطالعه به چهار کلاس شدت بیابانزایی آرام (I)، کم (II)، متوسط (III) و زیاد (IV) و براساس روش مدالوس تغییر یافته، منطقه مورد مطالعه به سه کلاس شدت بیابانزایی کم (II)، متوسط (III) و زیاد (IV) تقسیم شد. و با توجه به نتایج بدست آمده و مقایسه نتایج حاصل از سه روش ذکر شده با شرایط منطقه مورد مطالعه، ایشان روش­های مدالوس تغییر یافته و MICD به ترتیب برای ارزیابی وضعیت فعلی بیابان­زایی مناسب دانست[۱].
احمدی و همکاران (۱۳۸۴) به منظور ارزیابی و تهیه نقشه وضعیت بیابان­زایی در منطقه فخرآباد- مهریز از دو مدل ICD وMICD استفاده کردند. در روش ICD، منطقه مورد مطالعه از نظر شدت بیابان­زایی در دو کلاس کم: ۸۲۳۵۱ هکتار (۵۹/۹۱ درصد) و کلاس متوسط: ۷۵۶۵ هکتار (۴۱/۸ درصد)؛ اما در روش MICD، منطقه مورد مطالعه از نظر شدت بیابان­زایی در چهار کلاس آرام، کم، متوسط و زیاد قرار گرفت؛ که کلاس آرام ۳۳۳۲۷ هکتار (۰۶/۳۷ درصد)، کلاس کم ۸۳۴۶ هکتار (۲۸/۹ درصد)، کلاس متوسط ۳۷۲۴۵ هکتار (۴۲/۴۱ درصد) و کلاس زیاد ۱۰۹۹۸ هکتار (۲۳/۱۲ درصد) از مساحت منطقه را به خود اختصاص داد. با توجه به نتایج بدست آمده و مقایسه نتایج با شرایط مشاهده شده در منطقه، روش MICD روش مناسب­تری برای ارزیابی وضعیت بیابان­زایی در منطقه مورد مطالعه معرفی شد[۴].
چمن‌پیرا و همکاران (۱۳۸۵) با بهره گرفتن از روش ICD نقشه وضعیت فعلی بیابان­زایی حوضه آبخیز کوهدشت را با وسعت حدود ۴۵۶۰۰ هکتار تهیه کردند. نتایج این ارزیابی نشان داد که بیابان­زایی یا تخریب منابع با شدت متوسط در منطقه به وقوع پیوسته است. نتایج به‌دست آمده به شرح زیر بود: حدود ۲/۳۵ درصد حوضه را شدت بیابان­زایی کم، حدود ۳۲ درصد بیابان­زایی متوسط و حدود ۷/۳۲ درصد بیابان­زایی زیاد شامل می­ شود. مهمترین عوامل مؤثر در بیابان­زایی محدوده مطالعاتی را تخریب منابع آب ناشی از پمپاژ و افت سفره و در درجه بعد تخریب منابع گیاهی بر اثر تبدیل اراضی مرتعی و جنگلی به شهری یا چرای بی‌رویه دام برشمردند[۲۰].
زهتابیان و همکاران (۱۳۸۵) با تجزیه و تحلیلی که روی دو مدل ICD و فائو یونپ[۵۴] در حوضه آبخیز ماهان انجام دادند، شاخص‌ها و زیر شاخص‌های مؤثر در معیار فرسایش بادی و عوامل انسانی و محیطی بالقوه آن را شناسایی و مناسبت‌ترین آنها را انتخاب کردند. براساس نتایج،همه منطقه مورد مطالعه (۲۹/۹۰۱ کیلومتر مربع) در کلاس متوسط شدت بیابانزایی از نظر فرسایش بادی قرار گرفت[۲۹].
سیلاخوری (۱۳۹۱) با بهره گرفتن از مدل MICD پتانسیل بیابان‌زایی را در منطقه شهرستان سبزوار از استان خراسان رضوی مورد بررسی قرار داد. نتایج حاصل از ارزیابی این مدل نشان‌دهنده این امر است که کلاس بیابانزایی در منطقه سبزوار از کم (II) در واحد کوهستان تا شدید (V) در واحد پلایا و تپه‌های ماسه‌ای افزایش یافت که نشان‌دهنده حساسیت متفاوت واحدهای کاری این منطقه است. بر اساس نتایج بدست آمده با بهره گرفتن از این مدل بیشترین درصد منطقه مورد مطالعه را کلاس متوسط (II) به خود اختصاص داد[۳۲].
۲-۲- ۲-۲- اصول و مفاهیم روش [۵۵]IMDPA
پس از نهایی شدن متن کنوانسیون بین ­المللی مقابله با بیابان­زایی در ژوئن ۱۹۹۴، ایران یکی از اولین کشورهایی بود که عملاً از دی ماه سال ۱۳۷۵ به عضویت این کنوانسیون درآمد. براساس بند یک از ماده ۹ متن این کنوانسیون، تهیه برنامه اقدام ملی مقابله با بیابان­زایی در چارچوب برنامه ­های توسعه ملی مورد تأکید قرار گرفت. از جمله اقداماتی که می­بایست برای ایجاد امکان اجرای برنامه اقدام ملی و مقابله با بیابان­زایی انجام گیرد تعیین شاخص ­ها و معیارهای بیابان­زایی کشور بود. این مهم با هدف گذر از مرحله شناخت کیفی به کمی به ویژه جهت ارزیابی و وضعیت پتانسیل شدت بیابان­زایی انجام شد. نهایتاً ایجاد امکان مدیریت این پدیده با تکیه بر شرایط خاص اکولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور، در قالب طرح ملی تعیین شاخص ­ها و معیارهای بیابان­زایی توسط دفتر تثبیت شن و بیابان­زدایی سازمان در سال ۱۳۸۳ نهایی شد و به دنبال آن مدل IMDPA معرفی گردید. طرح جامع تعیین شاخص ­ها و معیارهای بیابان­زایی در ایران که توسط دکتر حسن احمدی با مشارکت ۳۵ نفر از اساتید و محققین برجسته کشور، استفاده از ۴۰ منبع معتبر داخلی، یکصد منبع خارجی و پانزده منبع سازمان­های بین ­المللی تدوین گردید در نوع خود و حتی در سطح آسیا اولین طرحی است که در سطح ملی جهت کمی­سازی معیارها و شاخص­ های تأثیرگذار بر روند بیابان­زایی در زیست بوم­های طبیعی کشور تدوین ­شد. براساس نتایج این طرح، ۹ معیار ۳۵ شاخص بیابان­زایی در ایران همراه با روش­شناسی ارزیابی کمی و کیفی آنها در قالب مدلی ارائه گردید که مقرر است در ادامه این مدل در سه ناحیه اقلیمی خشک، نیمه خشک و خشک نیمه مرطوب کشور کالیبره شود. در روش فوق شدت بیابان­زایی به کمک ۹ معیار خاک، فرسایش بادی، فرسایش آبی، اقلیم، آب، پوشش گیاهی، کشاورزی، توسعه تکنولوژی و مدیریت مورد ارزیابی قرار می­گیرد [۳۸].
در زیر به برخی از مطالعات صورت گرفته و نتایج بدست آمده از کاربرد این مدل در مناطق مختلف اشاره می شود:
عبدی (۱۳۸۶) در منطقه ابوزید­آباد کاشان وضعیت بیابان­زایی را با بهره گرفتن از مدل IMDPA مورد بررسی قرار داد و نقشه بیابان­زایی آن را ارائه و کلاس بیابان­زایی کل منطقه را متوسط برآورد کرد. وی همچنین ابراز کرد که مدل یاد شده دارای محاسن زیر می­باشد: ۱- انعطاف پذیری ۲- استفاده از میانگین هندسی به جای میانگین وزنی ۳- استفاده از تکنولوژی سیستم اطلاعات جغرافیایی که سبب می­ شود خطای کارشناسی به حداقل ممکن برسد[۳۹].
رضایی‌راد (۱۳۸۷) با بهره گرفتن از مدل IMDPA و تأکید بر معیارهای خاک، آب و آبیاری، پوشش گیاهی و اجتماعی – اقتصادی، پتانسیل بیابان‌زایی حوضه چشمه‌خان را مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان داد که منطقه مورد مطالعه تحت دو کلاس کم و ناچیز (I) و متوسط (II) قرار دارد که به ترتیب ۵۱/۳۶ درصد و ۴۹/۶۳ درصد از کل مساحت منطقه را می‌پوشانند. از بین معیارها، معیار پوشش گیاهی مساحت بیشتری را به کلاس شدید اختصاص داده و معیار آب و آبیاری کمترین نقش را در بیابان‌زایی منطقه داشتند[۲۵].
شاکریان (۱۳۸۹) وضعیت فعلی بیابان‌زایی منطقه جرقویه اصفهان را با بهره گرفتن از مدل IMDPA مورد بررسی قرار داد. در این مطالعه سه‌ معیار آب، خاک و پوشش گیاهی مورد مطالعه قرار گرفت. و با توجه به این سه معیار وضعیت بیابان‌زایی را در منطقه متوسط و شاخص هدایت الکتریکی آب با ارزش عددی ۶۲/۳ را مؤثرترین عامل در بیابان‌زایی منطقه معرفی کرد[۳۳].
ناطقی و همکاران (۱۳۸۸) برای بررسی شدت بیابان­زایی دشت سگزی از مدل IMDPA استفاده و سه معیار آب، زمین و پوشش گیاهی را مورد ارزیابی قرار دادند. نقشه نهایی بیابان­زایی بدست آمده حاکی از کلاس شدید و بسیار شدید روند بیابان­زایی در منطقه بود. نتایج به دست آمده معیار آب با میانگین وزنی ۹۷/۳ (کلاس خیلی شدید) را مؤثرترین عامل در بیابان­زایی منطقه معرفی کرد. همچنین معیار زمین با میانگین وزنی ۲۶/۳ و معیار پوشش گیاهی با میانگین وزنی ۱۲/۳ هر دو در کلاس شدید بیابان­زایی قرار داشتند[۵۵].
سیلاخوری (۱۳۹۱) با بهره گرفتن از مدل IMDPA و تأکید بر چهار گروه آب و هوا، زمین شناسی، پوشش زمین و انسانی ، پتانسیل بیابان‌زایی را در منطقه شهرستان سبزوار از استان خراسان رضوی مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان داد که منطقه مورد مطالعه تحت دوکلاس متوسط (II) و زیاد (III) تقسیم شد که بیشترین سطح منطقه را کلاس بیابان‌زایی متوسط (II) (07/85 درصد) به خود اختصاص داد. در مقایسه گروه‌ها، گروه پوشش با میانگین وزنی ۵۷/۲ بیشترین و گروه انسانی با میانگین وزنی ۵۵/۱ کمترین تأثیر را در بیابان‌زایی داشتند [۳۳].
۲-۳- شبکه ­های باور بیزین
یک مدل شبکه های باور بیزین، مجموعه ­ای از متغیرهای مرتبط از طریق احتمالاتی است که در نهایت نتیجه مورد نظر را تحت تاثیر قرار می­ دهند [۹۷]. در یک نمودار شبکه بیزین، متغیرها ( گره ها[۵۶])، داده ­ها و پارامترها به اشکال متفاوتی مانند بیضی یا مستطیل­هایی هستند که از طریق پیکان­ها ( اتصالات[۵۷]) به هم متصل می­گردند. یک اتصال میان گره­ها از گره A ( گره والد[۵۸]) به گره B ( گره فرزندی[۵۹])، نمایشگر ارتباط مستقیم عملکردی و یا همبستگی آماری میان این دو گره است. هر گره فرزندی ( گره ای که یک یا چند اتصال به آن وارد می شود) دارای یک جدول احتمالی شرطی، CPT [۶۰]، است که احتمال هر یک از حالات گره را مشروط به حالات گره­های ولدی آن گره تعیین می­ کند [۱۰۴].
شکل ۲-۱ نمونه ای از یک شبکه باور بیزین ساده را نمایش می­دهد. در این جا هر یک از مستطیل ها نشان دهنده یک گره یا متغیر شبکه های باور بیزین می باشند که از طریق پیکان هایی به هم متصل شده اند. بر اساس این شکل متغیر A و B ( گره های ورودی شبکه)، دو متغیر موثر بر متغیر C می باشند. همچنین متغیر C خود متغیر موثر بر متغیر D، یعنی گره نهایی یا هدف می باشد. بر این اساس هریک از گره های A و B به عنوان گره های ولدی گره C ( گره فرزندی) و گره C به عنوان گره ولدی برای گره D محسوب می شوند. هر گره در مدل شبکه بیزین، ۲ یا تعداد بیشتری حالت متفاوت دارد که توزیع احتمالات میان این حالات به گونه ای است که مجموع احتمالات آن ها برابر با ۱ یا ۱۰۰% می باشد. منظور از یک حالت، وضعیت و شرایط متغیر مورد نظر می باشد. گره های شبکه بیزین می­توانند نمایش دهنده حالات طبقه بندی شده، ترتیبی، پیوسته و یا حتی ارزش­هایی عددی ثابت باشند. شکل ۲-۲ نمونه ساده ای جهت تشریح عملکرد شبکه ­های باور بیزین نمایش می باشد. براساس این شکل گره A، متغیر موثر بر گره B می باشد. فرض کنید گره A دارای دو حالت E و F و گره B دارای دو حالت G و H می باشد. در این صورت براساس قضیه بیز به عنوان پایه و اساس شبکه های باور بیزین، رابطه احتمالاتی میان این دو متغیر به صورت رابطه ۲-۲، تعریف می گردد.

نظر دهید »
دانلود منابع تحقیقاتی : منابع پایان نامه با موضوع تحلیل پیامد‎های ژئوپولیتیک مقاومت نهضت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بعد از جنگ جهانی دوم به مدت تقریباً۴۰ سال ژئوپلتیک به عنوان یک مفهوم و یا روش تحلیل، به علت ارتباط آن با جنگ‎های نیمه اول قرن بیستم منسوخ گردید، هر چند ژئوپلیتیک در این دوره از دستور کار دولت ها در مفهوم قبلی خود خارج شد، اما همچنان در دانشگاهها تدریس می­شد. برای تبدیل شدن نقش فعال جغرافیا در تعریف ژئوپلیتیک به نقش انفعالی سه دلیل عمده قابل ذکر است:

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

اول اینکه جغرافیدانان بعد از شکست آلمان در جنگ، ژئوپلیتیک خاص آلمان را مقصر اصلی عنوان کردند و سیاست‎های آلمان نازی را متأثر از این مکتب می‎دیدند. خود را از مطالعات در مقیاس جهانی کنار کشیده، توجه خود را به دولت ها و درون مرزهای سیاسی بین المللی معطوف داشتند و واژه ژئوپلیتیک بر چسب غیر علمی‎به خود گرفت و از محافل علمی‎و دانشگاهی طرد شد.دلیل دیگری که موجب افول نقش جغرافیا در جنگ سرد شد ظهور استراتژی باز دارندگی هسته ای بود. توانایی پرتاب سلاح‎های هسته ای بوسیله هواپیما و موشک به فاصله‎های دور،باعث شد که دیگر نه فاصله و نه عوامل جغرافیایی مثل ناهمواری ها و اقلیم چندان مهم تلقی نمی‎شدند. دلیل سوم، ظهور ایدئولوژی به عنوان عامل تعیین کننده ی جهت گیری سیاست ها بود. ژئوپلیتیک جنگ سرد و ژئوپلیتیک عصر هسته ای از مشخصات دوره افول ژئوپلتیک هستند (زین العابدین، ۱۳۸۹ : 13).
۲-۱-۳- دوره احیا
بعد از پایان جنگ جهانی دوم جغرافیدانان شرمنده شدند و از آن پس تلاش نمودند جغرافیدانانی که ژئوپلیتیک را در اختیار آلمان نازی (هیتلر) گذاشته اند،کنار گذارند، و نتیجه اینکه حدود ۴۰ سال ژئوپلیتیک طرد شد. تا اینکه در دهه 1980 در جنگ ویتنام[2] و کامبوج[3] بر سر تصاحب منطقه ی مکنگ[4]، گر چه هر دو کشور از بلوک شرق بودند، ایدئولوژی نتوانست جنگ را از بین ببرد. بنابراین، در گزارش این مناقشه و روابط دو کشور، مجدداً از مفهوم ژئوپلتیک استفاده شد و سپس کسینجر[5] بصورت تفننی از واژه ی ژئوپلیتیک در مسائل جهان استفاده نمود. علاوه بر آن در جنگ ایران و عراق (1988-1980) و اشغال کویت توسط عراق (1991-1990 ) و به ویژه سقوط پرده آهنین در اروپا از سال 1989 موجب پر رنگ تر شدن این مفهوم شد و به خصوص فروپاشی شوروی (سابق) و برجسته شدن ملیت ها این مفهوم را به صورت یک مفهوم کلیدی در عرصه بین المللی قرار داد (زین العابدین،۱۳۸۹ :۲۸).
در حالیکه نامداران جغرافیای سیاسی چون ریچارد هارتشورن و استیفن جونز سخت در تلاش شکوفا ساختن جغرافیای سیاسی در جهان دوران میانه ی قرن بیستم شدند و سیاستمدارانی چون هنری کیسینجر واژه ژئوپلیتیک را دوباره به زبان روزمره سیاسی نیمه دوم قرن بیستم باز گرداند، جهانی اندیشانی چون ژان گاتمن و سوئل کوهن پیروزمندانه جهانی اندیشی جغرافیایی(ژئوپلتیک) را به بستر اصلی مباحث دانشگاهی باز گرداندند.در این زمینه ژان گاتمن[6] با طرح تئوری «آیکنوگرافی[7]– سیروکولاسیون[8]» «حرکت» را در مباحث ژئوپلیتیک در معرض توجه ویژه قرار داد و عوامل روحانی یا عامل «معنوی» را در جهانی اندیشی «اصل» یا «مرکز» دانست و «ماده» یا «فیزیک» را تأثیر گیرنده قلمداد کرد (مجتهد زاده،۱۳۸۶:۹۶).
سائول بی کوهن می‎گوید: موضوعات ژئوپلیتیکی مهمتر از آن بودند که جغرافیدانان آنها را کنار بگذارند و اکنون خیلی از جغرافیدانان با یک تأخیر به او ملحق شده اند و از باز گشت و تجدید حیات ژئوپلتیک به اندازه او استقبال کرده اند.
2-2-رویکردهای جدید ژئوپلیتیک
همه نظریه‎های ژئوپلیتیکی جنبه ژئواستراتژیکی داشته و برای کسب قدرت بر فضای جغرافیایی تأکید داشتند. اما پس از پایان جنگ سرد و با مطرح شدن نظام نوین جهانی بسیاری از دیدگاه های ژئوپلیتیکی جنبه ی کمی‎پیدا کرد و حتی بعضی از این دیدگاه ها در عالم سایبر اسپیس مطرح شدند. در نظام نوین جهانی عده ای در تحلیل ژئوپلیتیکی خود، رویکرد انرژی را مد نظر قرار دادند،عده ای به مسائل زیست محیطی معتقد بودند، بعضی فرهنگ را عامل اصلی ژئوپلیتیک دانستند و بالاخره، عده ای مسائل ژئواکونومی‎را در تحلیل ژئوپلیتیکی خود مورد توجه قرار دادند. می‎توان گفت که معیار‎های قدرت که نظامی‎گری بود، به طور کلی جای خود را با معیار‎های مذکور تغییر داد. یعنی، قبل از پایان جنگ سرد، معیار اصلی قدرت نظامی‎گری بوده و تمام عوامل اقتصادی، اجتماعی به صورت ابزار مورد توجه بوده است.به علاوه مشخصه ی اصلی ژئوپلیتیک دوره جنگ سرد جهان دو قطبی، جهان سوم و کشورهای عدم تعهد بودند، اما در نظریه ی جدید ژئوپلیتیکی، جهان چهارم مطرح است (زین العابدین، ۱۷۱:۱۳۸۹).
۲-2-۱-رویکرد نظم نوین جهانی
اولین بارجورج بوش پدر[9] رئیس جمهور اسبق آمریکا در جریان جنگ خلیج فارس در1990م نظام نوین جهانی[10] را مطرح نمود. و در سال 1991 پس از مذاکرات خود در هلسینکی[11] با گورباچف[12] و مارگارت تاچر[13]، رهبران اروپا، سازمان ملل متحد،کشورهای عربی به ویژه خلیج فارس و سایر هم پیمانان خود، نظریه نظام نوین جهانی خود را اعلام نمود (حافظ نیا،۵۳:۱۳۸۵).
این نظام دیدگاه‎های جدید آمریکا را بیان می‎کند. با فروپاشی نظام سیاسی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق و از بین رفتن رقابت قدرت ها، جهان از این پس صاحب نظام نوینی شود که بر قدرت همه جانبه آمریکا استوار است. قدرت و سلطه آمریکا بر جهان بدون تسلط بر خلیج فارس ممکن نبود. نظام نوین جهانی طرحی جدید برای سلطه بر مناطق مهم جهان توسط آمریکا بود. این نظام به رغم عنوان گول زننده آن، شکل جدیدی از استعمار نو است که جهان را به سوی مخاصمه و تلاطم سوق می‎دهد. جورج بوش پدر نظم نوین جهانی را این چنین تعریف می‎کند: «نظم نوین جهانی می‎گوید که بسیاری از کشورها با سوابق متجانس و همراه با اختلافات، می‎توانند دور هم جمع شوند تا از اصل مشترکی پشتیبانی کنند و آن اصل این است که شما با زور کشور دیگری را اشغال نکنید…» اما آمریکائیها از زمان پی ریزی چنین نظریاتی، کمترین توجهی به آنچه خود معتقدند نداشته اند و تعبیر «نوام چامسکی» نظم نوین جهانی تعبیر تازه ای از توسل به زور و انقیاد مضاعف ملت ها است.تمام ابعاد نظم نوین جهانی بر پایه منافع و توسعه طلبی آمریکا استوار است در عصر نظم نوین جهانی، ثبات و امنیت تقریباً به طور کامل برای هیچ کشوری- حتی آمریکا- وجود ندارد.
2-2-2-رویکرد ژئواکونومی
پایه و اساس ژئواکونومی‎استدلالی است که از طرف ادوارد لوتویک[14] ارائه شده است. او خبر از آمدن نظم جدیدبین المللی در دهه نود می‎داد که در آن ابزار اقتصادی جایگزین اهداف نظامی‎می‎شوند. به عنوان وسیله اصلی که دولت ها برای تثبیت قدرت و شخصیت وجودی شان در صحنه بین المللی به آن تأکید می‎کنند و این ماهیت ژئواکونومی‎است (عزتی،۱۰۷:۱۳۸۸)
ژئواکونومی‎عبارت ازتحلیل استراتژی­ های اقتصادی بدون درنظر گرفتن سودتجاری،که ازسوی دولتها اعمال می­ شود،به منظورحفظ اقتصادملی یا بخشهای حیاتی آن وبه دست آوردن کلیدهای کنترل آن ازطریق ساختارسیاسی وخط مشیهای مربوط به آن پرداخت. (عزتی،1387: 110)
ژئواکونومی‎رابطه بین قدرت و فضا را مدّ نظر دارد و هدف اصلی آن کنترل سرزمین و دستیابی به قدرت فیزیکی نیست بلکه دست یافتن به استیلای اقتصادی فناوری و بازرگانی است بدین ترتیب به نظر می‎رسد مفاهیم ژئواکونومی‎در رویارویی با مسائل قرن 21 از کارآیی مناسبی در مقیاس جهانی برخوردار خواهد بود (واعظی،1388 :32)
ژئواکونومی‎رابطه بین قدرت وفضا را بررسی می‎کند. فضای بالقوه ودرحال سیلان همواره حدود ومرزهایش درحال تغییروتحول است،ازاین رو آزادازمرزهای سرزمین وویژگیهای فیزیکی ژئوپلیتیک است.درنتیجه تفکر ژئواکونومی‎شامل ابزارآلات لازم وضروری است که دولت می‎تواندازطریق آنها به کلیه اهدافش برسد.(عزتی،1387: 110)
ژئواکونومی‎و ژئوپلیتیک دارای تفاوتهای اساسی با هم می‎باشند،اول اینکه ژئواکونومی‎محصول دولت ها وشرکتهای بزرگ تجاری با استراتژیهای جهانی است درحالی که این خصیصه در ژئوپلیتیک نیست. نه دولت ونه شرکتهای تجاری هیچ نقشی درژئوپلیتیک ندارندبلکه یکپارچگی اتحادیه ها،منافع گروهی وغیره برپایه نمونه‎ های تاریخی با عملکردی نامرئی دراستراتژیهای ژئوپلیتیکی پایه واساسی برای همه صحنه‎های ژئوپلیتیکی هستند.
دوم اینکه هدف اصلی ژئواکونومی‎کنترل سرزمین ودستیابی به قدرت فیزیکی نیست بلکه دست یافتن به استیلای تکنولوژی وبازرگانی است. ازلحاظ کاربردی بایدگفت که مفهوم وعلم ژئوپلیتیک می‎تواند درنشان دادن راه وروش‎هایی برای پایان دادن به نزاعها ودرگیری ها ودرمجموع اختلافات نقش اساسی داشته باشددرحالی که ژئواکونومی‎ازچنین ویژگی برخوردارنیست(عزتی،1387: 112)
2-2-3- رویکرد ژئوکالچر
ژئوکالچر یا ژئوپلیتیک فرهنگی فرایند پیچیده ای از تعاملات قدرت،فرهنگ، و محیط جغرافیایی است که طی آن فرهنگها همچون سایر پدیده‎های نظام اجتماعی همواره در حال شکل­ گیری، تکامل،آمیزش، جابجایی در جریان زمان و در بستر محیط جغرا فیایی کره زمین اند.به عبارت دیگر ژئوکالچر ترکیبی از فرایند ‎های مکانی – فضایی قدرت فرهنگی میان بازیگران متنوع و بی شماری است که در لایه‎های مختلف اجتماعی و درعرصه محیط یکپارچه سیاره زمین به نقش آفرینی پرداخته و در تعامل دائمی‎با یکدیگر بسر می­برندو بر اثر همین تعامل مداوم است که در هر زمان چشم انداز فرهنگی ویژه خلق می‎شود.از این رو ساختار ژئو کالچر جهانی بیانگر موزاییکی از نواحی فرهنگی کوچک و بزرگی است که محصول تعامل‎های مکانی – قضایی قدرت فرهنگی اند که در طول و موازات یکدیگر حرکت می‎کنند (دیلمی‎معزی،2:1387).
ژئوکالچر پدیده ای است که بر شالوده نظام اطلاع رسانی نوین و یا صنایعی استوار است که به تولید محصولات فرهنگی مبادرت می‎ورزد وظیفه این صنایع تولید انبوه محصولات فرهنگی است. نظام سلطه فرهنگی در جهان کنونی در کنار نظام سلطه اقتصادی یا سیاسی از عناصر اصلی نظام ژئوپلیتیک جهانی می‎باشند. امروزه منطق حاکم بر فرایند‎های ژئوکالچر جهانی بر اشکال پیچیده و تکامل یافته تر شیوه‎های رقابتی مبتنی است. این فرایند در عین نافذ بودن، مدام در تکامل می‎باشد
پدیده‎های فرهنگی به دلیل خصیصه‎های مکانی شان همواره میل به ثبات و پایداری در مقابل نوآوری ها دارند که می‎توان به تلاش جوامع سنتی و حفظ میراث فرهنگی و آداب و سنن و نمادهای تاریخی و … اشاره کرد. از طرفی الگوهای تمدنی به واسطه ماهیت فضائیشان در جهت سرعت بخشیدن به تغییرات فرهنگی و زدودن مرزهای قراردادی هستند(حیدری،۱۳۸1 :۱۶۸).
۲-2-4- رویکرد ژئوپلیتیک زیست محیطی
مسایل ژئوپلیتیک زیست محیطی از اواخر قرن بیستم به موضوع اصلی فعالیت­ها و نگرانی­ها بین گروه‎های انسانی و بازیگران ملی و فراملی در سطوح منطقه ای و جهانی تبدیل شده است. محیط زیست بشری در سطوح محلی، ملی، منطقه ای و جهانی دستخوش مخاطرات گردیده است. این مخاطرات در سه بعد: کاهش و کمبود منابع، تخریب منابع و آلودگی محیط زیست تجلی یافته است. از دید ژئوپلیتیک، کمبود منابع زیست محیطی یا محروم کردن انسانها از زیستن در مکان مورد علاقه آنها رقابت و کنش متقابل بین گروه‎های انسانی و بازیگران سیاسی در سطوح مختلف را در پی دارد.(www.civilica.com).
طی چند دهه گذشته، افزایش جمعیت، گسترش دامنه مداخلات بشر در طبیعت برای تأمین نیازهای فزاینده از منابع کمیاب طبیعی، گسترش رویکرد سودانگاری در غالب طرح‎های توسعه ای، بی پروایی نسبت به جستار پایداری محیط زیست در ساخت سازه ها و زیر ساخت ها و مانند آن،پیامدهای ناگواری همانند گرمایش کروی، ویرانی لایه ازن، پدیده ال نینو، طوفانهای سهمگین، بالا آمدن سطح آب دریاها، گسترش گازهای گلخانه ای، خشکسالی، سیل، فرو نشست زمین، کاهش آب شیرین، بیابان زایی، کاهش خاک مرغوب، آلودگی هوا، باران‎های اسیدی، جنگل زدایی و نابودیت تنوع زیستی، نشانه‎هایی از جهانی شدن پیامدهای فروسایی محیط زیست در سطح فروملی و فراملی و جهانی بودن بوده اند. تداوم وضعیت موجود،آینده زیست و تمدن فراروی بشر را مبهم و نامطمئن کرده است.نگرانی از این وضعیت به همراه شرایط نا مطلوب کنونی، در طرح رویکردهایی همانند امنیت زیست محیطی، ژئوپلیتیک انتقادی، ژئوپلیتیک زیست محیطی، توسعه پایدار بسیار اثر گذاشت. با توجه به این که مفهوم «جهان» از مقیاس‎های مطالعاتی دانش یاد شده است، مرزهای محلی و ملی را در نوردیده اند، محیط زیست سویه ای ژئوپلیتیک یافته است (کاویانی،۱۳۹۰: ۸۵).
2-2-5-رویکرد ژئوپلیتیک انتقادی
در مورد ماهیت و چیستی ژئوپلیتیک انتقادی نظریه‎های مختلفی ارائه شده است. عده ای از نظریه پردازان، ژئوپلیتیک انتقادی را در مقایسه با ژئوپلیتیک سنتی، که به دلیل سوء استفاده از شواهد جغرافیایی به نفع مقاصد امپریالیستی لکه دار گردیده، از لحاظ علمی‎مستقل و بی طرفانه می‎دانند که می‎تواند با دیدگاهی متعالی به امور جهانی نگریسته و تحقیق عینی بپردازد(مویر،220:1379). عده ای را باور بر این است که ژئوپلیتیک انتقادی در جستجوی آشکار کردن سیاست­های پنهان دانش ژئوپلیتیک است (میرحیدر،42:1386)
از اوایل1970، شاهد ظهوررویکردی نوین به نام «ژئوپلیتیک انتقادی[15]»هستیم.دانشمندان ژئوپلیتیک چون اتوتایل[16] ومیشل فوکو را می‎توان ازپیشگامان این حرکت نوین دانست. این دانشمندان به طور همزمان، هم از ژئوپلیتیک انتقاد کردند و هم خود از اندیشمندان این عرصه بودند. این افراد، سیاست اندیشمندانه خود را بر «ضد ژئوپلیتیک» تعریف کرده و با وجود این، در چارچوب زیر بنایی مفاهیم ژئوپلیتیک کار می‎کردند (مویر،۳۷۸:۱۳۷۹).
محققین ژئوپلیتیک انتقادی تمایل دارند بجای تمرکز بر شناسایی عوامل جغرافیایی مؤثر بر شکل گیری قدرت دولتها و سیاست خارجی ایشان، از یک سو دریابند که سیاستمداران چگونه «تصاویر ذهنی» خود را از جهان ترسیم نموده اند و این بینش ها چگونه بر تفاسیر آن ها از مکان‎های مختلف تأثیر می‎گذارند؟ ژئوپلیتیک انتقادی به عنوان نظریه ای نسبتاً جدید که توانسته است خود را بر اساس مؤلفه‎های حاکم میان بازیگران روابط بین الملل، نظام مند سازد، چارچوبی مناسب برای فهم ژئوپلیتیکی جدید، به دور از عناصر سختی هم چون مرز و مکان ایجاد کرده است. بر اساس فهم برخی از موضوعات، بدون توجه به بعضی مسائلی که طبق نظریات سنتی غیرمرتبط می‎نمودند، امری ناقص خواهد بود. از منظر ژئوپلیتیک انتقادی، استراتژی قدرت همیشه نیازمندبه کارگیری فضا وهمین سبب گفتمان می­باشد. (www.javanemrooz.com)
رویکرد انتقادی، کوشش منتقدانه برای کشف ساختارهای جامعه معاصر است که ضمن نقد زیربنایی رویکردهای رایج در شناخت جامعه به تبیین کاستی ها ی روش شناسی آنها می‎پردازند و شیوه‎های اثبات گرایی (پوزیتیوسیتی) را در مطالعه جامعه نقد می‎کند و بر این انگاره استوار است که صرف تجربه و روش‎های تجربی کافی نیست و نباید مطالعه جامعه را همسان با مطالعه طبیعت انگاشت. هدف نظریه پردازان مکتب انتقادی، ایجاد دگرگونی‎های فرهنگی و روشنگرانه برای کاهش نابرابری‎های جهانی، برقراری عدالت بین المللی، احترام به تفاوت ها و گرایش به ارزش‎های فرهنگی جدیدی است که بر فرایند تعامل موجود در صحنه‎های اجتماعی و تمدنی حاکم شود و تعامل و عمل را در چارچوب ارزشهای موجود رهبری کند (مشیر زاده،۱۳۸۴ :۲۲۱).
هر چند ژئوپلیتیک به مطالعه روابط متقابل جغرافیا، قدرت سیاست و کنش‎های ناشی از ترکیب آنها با یکدیگر می‎پردازد (حافظ نیا،۳۶:۱۳۸۵). اما امروزه گفتمان آن تابعی از چالش‎های برخاسته از «جهانی شدن‎های اقتصادی»، «انقلاب اطلاع رسانی» و«خطرات امنیتی جامعه جهانی» است (مجتهد زاده،۱۲۸:۱۳۸۱)و بالاخره ژئوپلیتیک انتقادی در جستجوی آشکار کردن سیاست‎های پنهان دانش ژئوپلیتیک است.مباحث ژئوپلیتیک مقاومت و آنتی ژئوپلیتیک از جمله مباحث مهم در پژوهش ها و نوشته‎های مربوط به ژئو پلیتیک انتقادی می‎باشد.این رویکرد توجهش را صرفاً به رویه سلطه ژئوپلیتیک معطوف نداشته بلکه به رویه دیگر ژئوپلیتیک که مقاومت می‎باشد بیشتر توجه می‎کند. و عاشورا به عنوان عالیترین و متعالی ترین صحنه ژئوپلیتیک مقاومت از چنان ماندگاری و جاودانگی برخوردار بوده و هست که امروزه و در قرن بیست و یکم وهزاره سوم نیز توان تحریک و به غلیان در آوردن جنبش‎های مقاومت را دارد. بسیاری از نهضت ها و مقاومت ها در دنیای اسلام و حتی غیر اسلام الگوی مقاومت خود را از عاشورا الهام گرفته اند. (باباخانی،38:1392)
2-3-اندیشه ملی گرایی
ملی گرایی مفهومی‎کاملا سیاسی دارد. این مفهوم به عنوان یک اندیشه و فلسفه سیاسی تلقی می­ شود. اندیشه‎ای که در هر ملتی ریشه در هویت ملی و میهن دوستی آن ملت دارد. در حالی که مفهوم میهن دوستی و دلبستگی به هویت میهنی مفاهیم غریزی و کهن هستند، ناسیونالیسم پدیده ای فلسفی و نوین محسوب می‎شود که از سوی اروپای بعد از انقلاب صنعتی به جهان بشری معرفی شده است. در این راستا هنگامی‎که جنگ جهانی اول و جنگ‎های بزرگ قبل از آن بیشتر با انگیزه میهن دوستی شروع شده بود، جنگ جهانی دوم حاصل برخورد اندیشه‎های ناسیونالیستی بود.(حافظ نیا و همکاران،210:1389)
ناسیونالیسم به وابستگی مردم یک منطقه که براساس یک احساس مشترک به وجود آمده گفته می­ شود این احساس مشترک ممکن است علل تاریخی، فرهنگی، نژادی، جغرافیایی و غیره داشته باشد. ناسیونالیسم در حقیقت ملاتی است که گروه‎های مختلف را به هم پیوند داده و واحدی به نام ملت را به وجود می‎آورد. (روشن و فرهادیان،242:1385)
میهن دوستی و دلبستگی به هویت میهنی مفاهیم غریزی و کهن هستند. ناسیونالیسم یا ملی گرایی مفهومی‎کاملاً سیاسی است که از سوی اروپای بعد از انقلاب صنعتی به جهان بشری معرفی شد. از نظر واژه شناسی ناسیونالیسم از ریشه ناسی(Nasci)آمده است این واژه لاتین متولد شدن معنی می‎دهد و نظریه تکاملی ایده ناسیونالیسم را تأیید می‎کند.(حافظ نیا و همکاران،210:1389)
اگر ناسیونالیسم بر مبنای برگشت به ارزشهای جاهلی و اساطیری باشد، ارتجاعی محسوب می‎شود و اگر بر مبنای یک احساس انسانی و فرهنگ خلاق باشد، مترقیانه خواهد بود. مفهوم ناسیونالیسم در قرن نوزدهم و بیستم به طور گسترده ای از اروپا به سایر نقاط و از جمله خاورمیانه انتشار یافت. افکار ناسیونالیستی به دلایلی چند در نیمه دوم قرن نوزدهم در خاورمیانه، گسترش یافت.
اول: افتتاح مدارس جدید درمصر، لبنان وسوریه
دوم: اختراع چاپ که به دنبال خود آگاهی از امور سیاسی را افزایش داده و مشوق احیای فرهنگی- ادبی شد.
سوم: تجزیه امپراطوری‎های قدیم که به دنبال خود، خود مختاری گروه‎های ملی را به دنبال داشت.(درایسدل و بلیک،77:1386)
با شروع قرن بیستم ناسیونالیسم به یک قدرت عمده سیاسی در خاورمیانه تبدیل شد و تأثیرات آن زمانی به اوج خود رسید که ناسیونالیسم ترک، عرب، ایرانی و یهود به طور همزمان در این منطقه ظهور کردند، از عوامل اصلی که سبب بروز شکاف و اختلاف در میان شیعیان منطقه خاورمیانه شده، اندیشه‎های ناسیونالیستی پیروان این مذهب در کشورهای مختلف می‎باشد. تنوع نژادی و قومی‎شیعیان ساکن در منطقه خاورمیانه الهام بخش اندیشه‎های ناسیونالیستی در میان آنان گردیده و این امر واگرایی و فقدان وحدت مذهبی در بین آنان را به دنبال دارد. ویژگی عمومی‎ناسیونالیسم تأکید بر برتری هویت ملی بر دعاوی مبتنی بر طبقه، دین و مذهب است و بر این اساس عوامل زبانی، فرهنگی وتاریخی مشترک به همراه تأکید بر سرزمین خاص، هویت بخش گروهی از مردم می‎شود.
بدین ترتیب ایدئولوژی ناسیونالیسم با تأکید بر نژاد و زبان در جهان اسلام که مرکب از انواع زبانها و نژادها ی گوناگون است، یکی از عوامل اصلی واگرایی تلقی می‎گردد. تجارب تاریخی گویای این واقعیت است که حتی پان عربیسم از ادعای نهضت وحدت سراسری اعراب نتوانست در جوامع و کشورهای عربی ایجاد وحدت نماید و طی جنگهای اعراب اسرائیل و با شکست اعراب اعتبار خود را از دست داد. به طوری که در جریان جنگ 1991 آمریکا و متحدین با عراق برخی کشورهای عرب برای آزادی کویت به یک کشور دیگر عرب(عراق)، حمله ور شدند(صفوی،202:1387).
2-4-میهن خواهی
میهن خواهی یا وطن دوستی فلسفه سیاسی ویژه ای نیست، بلکه غریزه ای است که از حس اولیه ی تعلق داشتن به مکان و هویت ویژه ای آن و حس دفاع از منافع اولیه ی فردی در آن مکان ویژه ناشی می‎شود. گونه ی اولیه ی خودنمایی این غریزه کم و بیش در همه ی حیوانات قابل مشاهده است. بیشتر حیوانات محدوده‎های مشخصی را برای جولان دادن و منافع اختصاصی، فردی یا گروهی خود در نظر گرفته و به آن دلبستگی و تعلق می‎یابند و دخالت و تجاوز دیگران را در آن با سرسختی دفع می‎کنند. (مجتهدزاده،70:1381). مفهوم میهن از انگیزه‎های سیاسی دور است و از حد غریزه ی طبیعی خارج نمی‎شود. میهن خواهی یا میهن دوستی تا آن اندازه طبیعی و غریزی است که با تعلقات معنوی انسان درآمیخته و جنبه ی الهی به خود می‎گیرد و به گونه ی مفهوم مقدس خودنمایی می‎کند.
2-5- مفهوم ملت
جمع افرادی که از پیوندهای مادی و معنوی ویژه و مشخصی برخوردار باشند و با مکان جغرافیایی ویژه ای، «سرزمین سیاسی یکپارچه و جداگانه» همخوانی داشته باشند و حاکمیت حکومتی مستقل را واقعیت بخشند، ملت آن سرزمین یا کشور شناخته می‎شوند. بدین ترتیب ملت و ملیت پدیده‎های سیاسی هستند که در رابطه مستقیم با سرزمین واقعیت پیدا می‎کنند و این اصطلاحات در حالی که مباحث سیاسی هستند، جنبه ای کاملاً جغرافیایی به خود می‎گیرند. (مجتهدزاده،65:1381).
در زبان‎های اروپایی واژه ملت از کلمه(natio) مشتق شده و بر مردمانی دلالت دارد که از راه ولادت با یکدیگر نسبت دارند و از یک قوم و قبیله هستند. ملت به مجموعه ای از افراد ساکن در فضای جغرافیایی مشخص و محدود از حیث سیاسی اطلاق می‎شود که بر اساس عوامل و خصیصه‎هایی نظیر تبار، تاریخ، فرهنگ، دین، مذهب، سرزمین، قومیت، زبان و …نسبت به یکدیگر احساس همبستگی می‎کنند و خود را متعلق به یک ما می‎دانند.(حافظ نیا و همکاران،108:1389)

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 250
  • 251
  • 252
  • ...
  • 253
  • ...
  • 254
  • 255
  • 256
  • ...
  • 257
  • ...
  • 258
  • 259
  • 260
  • ...
  • 732
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

 جذابیت بدون تغییر شخصیت
 بهینه‌سازی تجربه کاربری
 علائم غفلت در رابطه
 آموزش ابزار لئوناردو
 ابراز احساسات سالم
 درآمد از پست‌های شبکه‌های اجتماعی
 شغل‌های پردرآمد اینترنتی
 مراقبت از پنجه‌های سگ
 تدریس آنلاین طراحی داخلی
 درآمد از نظرسنجی آنلاین
 فروش تم‌های وردپرس
 فرصت‌های درآمد آنلاین
 درآمد کانال‌های تلگرام
 تحقیق کلمات کلیدی
 عفونت گوش گربه
 مشکلات گوارشی گربه
 چالش‌های رابطه عاطفی
 درآمد از کارگاه‌های آنلاین
 طوطی‌های سخنگو
 انتخاب اسم خرگوش
 پست مهمان موفق
 حسادت در رابطه
 درمان اسهال سگ
 فروشگاه آنلاین محصولات خاص
 شیر برای گربه
 اپلیکیشن‌های پولساز
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : مطالب پژوهشی درباره : الگوی مناسب ارزیابی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل پایان نامه با فرمت word : بررسی اعتبار اعمال حقوقی- تبرعی مریض در مرض ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پژوهش های کارشناسی ارشد در مورد طراحی خلبان خودکار با ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره مطالعه کیفی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد بررسی رابطه میان تورم و نااطمینانی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد درباره : ارائه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله | عدل مصطفی.۱۳۸۵٫ همان. – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • مقالات و پایان نامه ها – قسمت 4 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد : مانیتورینگ سلامت سازه - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | نتیجه گیری – 5

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان