سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود فایل های پایان نامه در رابطه با بررسی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

مزیت رقابتی عامل یا ترکیبی از عواملی است که در یک محیط رقابتی، سازمان را بسیار موفق تر از سایر سازمانها می نماید و رقبا نمی توانند به راحتی از آن تقلید کنند(فیور و چهارباغی،۱۹۹۵).
مزیت رقابتی تمایز در ویژگیها یا ابعاد هر شرکتی است که آن را قادر به ارائه خدمات بهتر از رقبا (ارزش بهتر) به مشتریان می کند(پورتر، ۱۹۸۵)[۳۳].
مزیت رقابتی میزان فزونی جذابیت پیشنهادهای شرکت در مقایسه با رقبا از نظر مشتریان است(کیگان، ۱۹۹۸).
مزیت رقابتی، ارزشهای قابل ارائه شرکت برای مشتریان می باشد به نحوی که این ارزشها از هزینه های مشتری بالاتر است(پورتر، ۱۹۸۶).

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

در صنایع مختلف بعضی از شرکتها صرف نظر از اینکه سود متوسط آن صنعت بالا یا پایین است سودآورتر از بقیه اند. این عملکرد برتر به علت داشتن عوامل خاص و غیر قابل تقلید است که عملکرد بهتر نسبت به رقبا را نتیجه می دهد. این مهارتها و دارایی های منحصر به فرد منابع مزیت رقابتی اند( باوادواج و همکاران، ۱۹۹۳).
با توجه به اینکه مفهوم مزیت رقابتی برخاسته از مفاهیم مدیریت استراتژیک می باشد، می توان گفت که مزیت رقابتی حاصل یک فرایند پویا و مستمری است که با در نظر داشتن موقعیت داخلی و خارجی سازمان، از منابع سازمان نشات می گیرد و به واسطه توانایی بکارگیری درست این منابع، قابلیت هایی بوجود می آید که بهره گیری از این قابلیت ها، مزیت های رقابتی را برای سازمان به ارمغان می آورند(فیور، ۱۹۹۵).
۲-۳-۳- ابعاد مزیت رقابتی:
مزیت رقابتی از ابعاد مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است که در این پژوهش ابعاد آن بر اساس مهری (۱۳۸۳) به شرح زیر می باشد:
۱- مزیت رقابتی پویا: اساس کارایی و اثر بخشی شرکتها در بازار هستند. زیرا این نوع مزایا باعث می شوند که شرکتها فعالیتهای کسب و کار خود را کاراتر و اثر بخش تر از رقبا انجام دهند که بر مبنای دانش و قابلیت‌های سازمان استوار است.
۲- مزیت رقابتی متجانس: وقتی مزیت رقابتی شرکتها از منابع و روش های مشابهی حاصل می شود، در این صورت شرکتهایی به مزیت رقابتی بادوام دست خواهند یافت که به صورت کاراتر منابع را بکار گرفته و اجرا کنند.
۳- مزیت رقابتی مشهود: در واقع مزیتهای رقابتی مشهود از منابع فیزیکی و قابل مشاهده سازمان ناشی می شود.
۴- مزیت رقابتی مرکب: ترکیب و تعامل چندین مزیت ساده به ایجاد چندین مزیت مسلط و تعیین کننده منجر شده است که مستقیاً به عملکرد رقابتی شرکت کمک می کند.
۵- مزیت رقابتی پایدار: این مزیت اولاً از نظر زمانی طولانی مدت بوده و زودگذر نیست و ثانیاً به راحتی توسط رقبا قابل دسترسی نیست و بطور کلی می توان گفت که مزیت رقابتی پایدار از ویژگیهایی نظیر بادوام بودن، تحمل پذیری مناسب ، قابلیت زیستی و حمایتی و پشتیبانی زیادی برخوردار است (مهری، ۱۳۸۶).
۲-۳-۴- مزیت رقابتی پایدار:
به خاطر افزایش پیچیدگی های محیطی و شدت رقابت، مزیت رقابتی یا به راحتی توسط رقبا تقلید می شود و یا از نظر مشتریان به زودی رنگ می بازد و بایستی با مزیتهای جدیدی جایگزین شود. بر این اساس سازمان باید به فکر پیدا نمودن مزیتهای رقابتی پایدار خود باشد. مزیت رقابتی پایدار را می توان بطور گسترده ای کیفیت سازمانی تعریف نمود که قادر است از رقبای خود پیشی گرفته و بازده خود را بیش از حد طبیعی نگاه دارد (جیاولیو، ۲۰۰۷)[۳۴].
این مفهوم به معنی برتری موقعیتی، مبتنی بر ارائه ارزش مشتری برتر یا دستیابی به هزینه های نسبی پایین تر و کسب سهم بازار و عملکرد سودآوری می باشد. منابع و مهارتهای برتر در مجموع، حاکی از توانایی یک کسب و کار در فعالیت بهتر از رقبای خود می باشد. سازمانها همواره به دنبال این موضوع بوده اند که چطور مزیت رقابتی خود را در محیطهای نامطمئن و به سرعت در حال تغییر کسب کنند ( دوبنی و همکاران، ۲۰۰۰)[۳۵]. بارنی (۱۹۹۱) تعریف فوق را به این صورت مطرح نمود که زمانی بنگاه دارای مزیت رقابتی پایدار است که یک استراتژی خلق ارزش را به طور غیر همزمان با رقبای بالقوه و موجود اعمال کند به گونه ای که بنگاههای دیگر قادر به نسخه برداری از فواید این استراتژی نباشند. به عقیده کوین (۱۹۸۵) مزیت رقابتی هنگامی پایدار است که با مزیت در بیش از یک حوزه وجود دارد، تهدیدهای محیطی کمی موجود است یا بنگاه به پیش دستی در منازعات بین رقبا باشد. کی[۳۶] (۱۹۹۵) مفهوم مزیت رقابتی پایدار در بنگاهها را که از طریق نوآوری، شهرت، ساختار رابطه ای و دارایی های استراتژیک قابل کسب باشد، ارائه کرده است.
برخی از محققان معتقدند کسب مزیت رقابتی از طریق تاکید بر ارائه خدمات و محصولات با کیفیت برتر به مشتریان، حاصل می شود. محققان دیگر بر این باورند که سازمانها بایستی در جست و جوی بهترینها با در نظر گرفتن بده و بستان بین محیط بیرونی و فعالیتها و ابتکارات استراتژیک، رویکرد واقع بینانه ای را اتخاذ نمایند.( آقازاده، ۱۳۸۵).
۲-۳-۵- اهمیت مزیت رقابتی در بانکداری:
امروزه در بازارهای بسیار رقابتی بانکداری، عرضه و توسعه خدمات جدید برای بانکها امری الزامی است. در بخش بانکداری، توجه به مشتری و ارائه خدمات، به علت ارزش معاملات صورت گرفته و همیشگی بودن آن به طور قابل ملاحظه ای پیچیده تر است.
در حال حاضر بسیاری از بانکها به اهمیت سرعت بخشیدن به عملیات خود برای کسب رضایت مشتریان و پیشی گرفتن از رقبا پی برده اند. علاوه بر این، ثابت شده است که سرعت در کار بانکی، مهمترین عامل در موفقیت و رقابت و ایجاد تغییر سریع در بازارهای کوتاه مدت به شمار می رود. بنابراین شاید جذب مردم به بانک کار ساده ای باشد اما تبدیل آنها به مشتریان وفادار بسیار مشکل است(حق شناس، ۱۳۸۲).
۲-۳-۶- بهره وری و مزیت رقابتی:
پورتر ارتباط بین بهره وری نیروی کار و رقابت پذیری را از آنجا که به نقش موثر سرمایه انسانی در بهبود بهره وری اشاره می نماید، مورد توجه قرار داده است. ارزیابی موفقیت نسبی یک بنگاه در تامین مواد اولیه، سازماندهی نیروی کار، فناوری و هدایت مناسب عرضه به سوی مشتری نهایی نسبت به بنگاههای دیگر می تواند با بررسی توانایی بنگاه در فروش نسبت به هر واحد نیروی کار سرمایه مورد استفاده، در مقیاس با سایرین صورت پذیرد. برای ارزیابی بهره وری و رقابت پذیری، ضروری است تحقیقات جزئی تر در زمینه ساختارهای هزینه، ضرایب تولید، سطوح نسبی ستاده به داده ها و بالاخره انحرافات اقتصادی موثر بر آنها صورت پذیرد. در عین حال مطالعه استراتژیهای تامین مواد خام، مطلوبیت کار و سرمایه، دستیابی به فناوریهای نوین، توسعه تولیدات جدید، فعالیت در بازارها، عکس العمل شرکا، رقبا و بخش دولتی ضروری است (عسگری، ۱۳۸۸).
۲-۳-۷- مزیتهای رقابتی در قلمروهای؛ انسانی، سازمانی و محیطی:
الف) مزیت رقابتی قلمرو نیروی انسانی:
دلایل نیاز به تغییر و تحول در سازمانها و نقش نیروی انسانی برای توانمندسازی سازمان با هدف سازگاری بیشتر با الزامات جدید محیطی به شرح زیر است:
– فشارهایی که از ناحیه رقابت جهانی بر سازمانها وارد می شود، آنها را وادار به تغییر و دگرگونی نظام یافته و مستمر می کند.
– توقعات مشتریان در مورد کیفیت، قیمت و خدمات و پاسخگویی افزایش یافته است.
– بنگاههای اقتصادی همواره دو هدف بقا و کسب سود را تعقیب می کنند، لزوماً باید به نحوی عمل شود که ضمن تداوم حیات، سودآور باقی بمانند و این مستلزم اثربخشی و کارایی منابع انسانی در سازمان است.
– نیروی انسانی معاصر نسبت به گذشته تفاوتهای زیادی کرده است. از یک سو نیروی کار جدید، ظرفیت و استعداد فوق العاده ای برای رشد و توسعه داشته و از سوی دیگر به اعتماد آفرینی بیشتر از سوی سازمان نیاز دارد(می، ۱۹۹۹)[۳۷].
ب)مزیت رقابتی قلمرو سازمانی:
این نوع مزیت رقابتی بر اساس منابع، قابلیت‌ها و ویژگیهایی است که حاصل تجارب گذشته و حال سازمان بوده و کل سازمان در آن سهیم است.
مزیت رقابتی سطح دو نوع است: مزیت رقابتی بر اساس منابعی که می تواند مشهود و نامشهود باشد و مزیت رقابتی بر اساس قابلیت ها و ویژگیهایی که معمولاً نامشهود است. چنین مزیت رقابتی از لحاظ اجتماعی پیچیده و از لحاظ تقلید مشکل و از حیث تحرک و قابلیت نقل و انتقال، کم تحرک است. این نوع مزیت را می توان در فرآیندها، ساختار، سیستم ها، فرهنگ سازمانی، دانش فنی، دانش بازاریابی، استراتژیهای سازمان، نظامهای هماهنگی و انگیزشی سازمان جستجو کرد. در این رابطه می توان منابع را به چهار طبقه کلی منابع اساسی، پیرامونی، رقابتی و استراتژیک تقسیم کرد:
۱) منابع اساسی: این منابع برای سازمان ضروری بوده و سازمان بدون آنها نمی تواند عملیاتی داشته باشد. به بیان دیگر هر سازمان فلسفه وجودی دارد که بدون وجود منابع مناسب و ضروری برای آن، امکان تحقق فلسفه وجودی و اهداف سازمانی میسر نخواهد بود.
۲) منابع پیرامونی: این منابع، اساسی و ضروری نیستند و به راحتی نیز قابل استخدام، خرید یا اکتساب هستند. از این نوع منابع در اکثر سازمانها که فاقد مدیریت کارآمد هستند می توان در قالب نیروی انسانی مازاد، تجهیزات غیر ضروری، فرآیندهای زاید، سیستم های عریض و طویل و دست و پاگیر، سطوح زیاد مدیریتی و … مشاهده کرد. این نوع منابع به جای کمک به مزیت رقابتی سازمان، موجبات ناکارآمدی آن را فراهم می آورند.
۳) منابع رقابتی: منابع رقابتی منابعی هستند که سازمان را قادر به تولید و عرضه فرآورده های با ارزش رقابتی در بازار می کنند. کمیابی، ارتباط و تناسب را می توان از جمله عواملی دانست که باعث رقابتی شدن این منابع می شود. از نمونه های منابع رقابتی می توان به فناوریهای ویژه و منحصر به فرد، یادگیری و منابع دانشی سازمان، حق امتیاز و حق ثبت، شهرت و نام تجاری اشاره کرد.
۴)منابع استراتژیک: منابع استراتژیک شامل آن دسته از منابع منحصر به فرد سازمان است که باعث تمایز و تفاوت در عملکرد سازمان نسبت به رقبایش شده و از حیث عملکرد بازار، برای سازمان فاصله دست نیافتنی را ایجاد می کند که رقبا به راحتی نمی توانند به آن برسند.
ج) مزیت رقابتی قلمرو محیطی:
سازمانها عوامل مورد نیاز را از محیط تامین کرده و در مقابل، محصولات و خدمات خود را در محیط عرضه می کنند. کسب مزیت رقابتی پایدار از شرایط محیطی دشوار نیز امکان پذیر است. برای کسب مزیت رقابتی لزوماً نباید محیط آرام و شرایط فراهم باشد بلکه حتی کارآفرینان و نوآوران می توانند با انجام اقدامات مناسب از شرایط سخت و ناهموار نیز مزیت رقابتی بیافرینند(چاکراورتی، ۲۰۱۰).
۲-۳-۸- نگرشهای موجود به مزیت رقابتی:
بارنی (۱۹۹۶) تئوریهای مزیت رقابتی را به سه دسته تقسیم می کند:
تئوری سازمان صنعتی (I/O )، تئوری چمبرلینی (منبع پایه) و تئوری شومپترین .
۱- تئوری سازمان صنعتی (I/O )و دیدگاه پورتر:
تئوری سازمان صنعتی که توسط میسون (۱۹۳۹) و باین (۱۹۵۶) مطرح شده است، دیدگاه خارج مداری است که در آن ساختار صنعت حائز اهمیت می باشد. ویژگیهای ساختاری صنعت عبارتند از؛ وجود و موانع برای ورود، تعداد بنگاهها و اندازه نسبی آنها، وجود و درجه تمایز محصول در صنعت(پورتر، ۱۹۸۰).
تاکید اولیه این تئوری بر تجزیه و تحلیل بیرونی رقابت تمرکز می باشد. نظریه پرداز معروف این گروه پورتر است که از دیدگاه وی، واحد اصلی در تجزیه و تحلیل، صنعت می باشد. بر اساس این دیدگاه بنگاهها در صنعت یکسان، داده های یکسانی را دریافت می کنند و در نتیجه می بایست استراتژیهای یکسانی را بپذیرند و در نهایت نتایج یکسانی را مشاهده کنند. در این وضعیت امکان کسب مزیت رقابتی وجود ندارد و تفاوت عملکرد بنگاه ها احتمالاً تنها در کوتاه مدت امکان پذیر می باشد( کالکاگنو، ۱۹۹۶)[۳۸].
بر اساس تئوری پورتر، بنگاهها می توانند رهبری هزینه و یا تمایز به مزیت رقابتی دست پیدا کنند. وی به بنگاهها توصیه می کند که از ماندن بین این دو حالت پرهیز کنند. ولی اعتبار این فرمول بطور گسترده ای زیر سوال رفته است. برای نمونه، بر اساس تحقیق نایت(۱۹۹۲) که برای یک بنگاه خدمات مالی انجام داد، سیاست عدم توجه به رفتار بنگاههای رقیب، قابل اتکا نیست و تقلید نیز به آسانی صورت می گیرد.
به خاطر کاستی های تئوری پورتر، در اواخر دهه ۱۹۸۰، تئوری جدیدی در ارتباط با مزیت رقابتی مطرح شد که به تئوری منبع مدار(RBV ) معروف شد.
۲- تئوری منبع مدار(RBV ):
در دیدگاه منبع مدار، برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار به نقاط ضعف و قوت درون بنگاه توجه شده است. این دیدگاه تاکید را از محیط رقابتی بنگاه به منابع مورد نیاز بنگاه برای رقابت، انتقال می دهد. مشخصاً دیدگاه منبع مدار روی گروه منابع جذاب و رفتار آنها متمرکز شده در حالیکه روش تحلیل بیرونی روی توصیف رفتارهای یک صنعت جذاب متمرکز گردیده است( استرند،۲۰۰۶). همچنین دیدگاه منبع پایه، دو فرض اساس مدلهای محیطی یعنی همگنی منابع و فرصت ها در میان بنگاههای صنعت مشابه و تحرک کامل منابع، را کنار می گذارد(کالکاگنو، ۱۹۹۶).
با توجه به اینکه تئوری منبع پایه تاکید خاصی به منابع، قابلیت ها و صلاحیتهای بنگاه می کند، در ادامه این عناصر مورد بررسی بیشتری قرار گرفته اند.
الف) منابع بنگاه: منابع عوامل تولیدی هستند که بنگاه با بکارگیری آنها کالاها و خدمات با ارزش را برای مشتریان خود تولید می کند(ویلن و هانگر، ۲۰۰۰). ورنر فلت(۱۹۸۴) منابع بنگاه را داراییهای ملموس و غیر ملموس تعریف می کند که برای مدت محدود متعلق به بنگاه می باشند. منابع ملموس شامل دارائیهای فیزیکی همچون زمین، ساختمان و مواد خام می باشند که بر اساس ترازنامه، به آسانی قابل محاسبه هستند. همچنین منابع غیر ملموس شامل دانش، نام تجاری و شهرت بنگاه هستند که در ترازنامه دیده نمی شوند. این منابع شاخص مهمی در اعمال استراتژی به حساب می آیند.
با توجه به تعریف بارنی و دافت(۱۹۹۱)، منابع بنگاه شامل تمام دارائی ها، ظرفیت ها، فرآیندهای سازمانی، ویژگیهای بنگاه، اطلاعات دانش و غیره هستند که بنگاه را قادر می سازد تا استراتژیهایی را به کار گیرند که کارایی و بهره وری را افزایش دهد.

نظر دهید »
پایان نامه های کارشناسی ارشد درباره بررسی حقوق مادران در ایران تحت لوای قانون اساسی – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

چکیده
مادران به دلیل وابستگی فیزیولوژیکی و روحی و عاطفی شدید به فرزندان، همواره به عنوان مهم ترین پناهگاه فرزندان خود محسوب می شوند؛ اما نمی توان این مساله را تنها تکلیف مادران برشمرد، بلکه در کنار این تکلیف، حقوقی نیز برای ایشان باید تعریف شود و لبه رسمیت شناخته شود تا بتوانند تکلیف خود را به خوبی انجام دهند.

در قوانین ایران، حقوق مادران، تحت تاثیر نگرش سنتی اسلامی و مردسالار قرار گرفته و برای ایشان جز حقوقی که در سایه نیاز فیزیولوژیک فرزندان پدید می آید، حقوق خاص دیگری پذیرفته نشده است و در این میان حتی غبطه فرزندان نیز مفروض نبوده است. اما در کنوانسیون های بین المللی، در سایه رعایت حقوق کودک، حقوق مادران نیز به خوبی ترسیم شده است.
کلمات کلیدی: حقوق مادران، حقوق کودک، قانون اساسی، کنوانسیون های بین المللی.
فصل اول
کلیات
مقدمه
با وجود آنکه سخن از شان و مقام مادر و بهشتی که زیر پای اوست، زیاد رانده می شود اما به حقوقی که زن به عنوان مادر دارد یا ندارد چندان پرداخته نمی شود.
در مقدمه قانون اساسی ایران مبحثی به زن در قانون اساسی اختصاص یافته است که ضمن آن به استیفای حقوق زنان تحت ستم (بیشتر) نظام طاغوتی در نظام جمهوری اسلامی اشاره شده است و در ادامه با اشاره به نقش خانواده در ساختن اجتماعی سالم ، به نقش زن به عنوان مادر پرداخته و ارزش و کرامتی والا را برای وی فرض نموده است.
اصل بیستم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تمامی افراد اعم از زن و مرد را از مناظر حقوق انسانی و سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلامی یکسان در حمایت قانون دانسته است و در اصل بیست و یکم بر وظیفه دولت در تضمین حقوق زن با رعایت موازین اسلامی تاکید کرده است و از جمله این وظایف را حمایت از مادران به خصوص در دوران بارداری و حضانت فرزند و نیز اعطای قیمومیت فرزندان به مادران شایسته در جهت غبطه آنها و در صورت نبود ولی شرعی دانسته است؛ قوانین ساری و جاری نیز بر همین مبنا تدوین شده اند.
آنچه بدیهی است این است که مادری تنها خاصیت فیزیولوژیکی زن نیست، به واسطه به وجود آمدن فرزند نه تنها تکالیفی برای مادر ایجاد می شود بلکه حقوقی نیز باید برایش مفروض شود، حقوقی که متاسفانه در قوانین ما چندان به رسمیت شناخته نمی‌شود؛ حقوق مادر را نمی توان تنها به حق حضانت در دوران کودکی فرزند و یا قیمومیت ( و نه سرپرستی) با قید و شرط های فراوان خلاصه کرد.
آنچه در کنوانسیون ها و اعلامیه های جهانی مد نظر بوده است، این است که تمام افراد در برابر قانون یکسان هستند و با تشکیل خانواده زوجین حقوق مشابهی خواهند داشت و در صورت انحلال نکاح نیز این تشابه حقوق به قوت خود باقی خواهند ماند .
بند اول ماده شانزدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر تاکید داشته است که هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچگونه محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با یکدیگر زناشویی کنند و تشکیل خانواده دهند . در تمام مدت زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می باشند .
کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان مصوب ۱۹۷۹ مجمع عمومی سازمان ملل متحد درمقدمه خود تاکید نموده است که با در نظر گرفتن سهم عمده زنان در تحقق رفاه خانواده و پیشرفت جامعه،‌که تا کنون کاملاً شناسایی نشده است، اهمیت اجتماعی مادی و نقش مادری و نقش والدین در خانواده و در تربیت کودکان، و با آگاهی از این که نقش زنان در تولید مثل نباید اساس تبعیض بوده بلکه تربیت کودکان نیازمند تقسیم مسئولیت بین زن و مرد و جامعه بطور کلی می‌باشد.
بند ب ماده پنجم این کنوانسون اذعان داشته است دول عضو می بایست کلیه اقدامات مناسب دراین زمینه‌ را به عمل ‌آورد که حصول اطمینان از اینکه آموزش خانواده شامل درک صحیح از وضعیت مادری به عنوان یک وظیفه اجتماعی و شناسایی مسئولیت مشترک زنان و مردان در پرورش و تربیت کودکان خود باشد. با این استنباط که منافع کودکان در تمام موارد در اولویت قرار گیرد.
در ماده شانزدهم این کنوانسیون عنوان شده است که دول عضو به منظور رفع تبعیض از زنان در کلیه امور مربوط به ازدواج و روابط خانوادگی کلیه اقدامات مقتضی را به عمل خواهند آورد و به ویژه بر اساس تساوی مردان و زنان موارد ذیل را تضمین خواهند کرد:
ج. حقوق و مسئولیت‌های یکسان در طی دوران زناشوئی و به هنگام جدایی؛
د. حقوق و مسئولیت‌یکسان به عنوان والدین، صرف نظر از وضع روابط زناشویی، در مسائلی که به فرزندان آنان مربوط می‌شود؛ در کلیه موارد منافع کودکان از اولویت برخوردار خواهد بود؛
و حقوق و مسئولیت‌های یکسان در مورد قیمومیت، حضانت، سرپرستی و به فرزند گرفتن کودکان و یا موارد مشابه با این مفاهیم در حقوق ملی، در کلیه موارد منافع کودکان از اولویت برخوردار خواهد بود. سایر کنوانسیون های مرتبط نیز با چنین دیدگاه هایی تدوین شده اند.
پژوهشگر در این مجال بر آن است تا با استعانت از قادر متعال و یاری اساتید گرانقدر ، به بررسی حقوق مادران در ایران تحت لوای قانون اساسی بپردازد و با مقایسه این امر با اعلامیه ها و کنوانسیون های بین المللی و آنچه در سایر کشور ها به عنوان حقوق مسلم مادران فرض شده است، نارسایی های نظام حقوقی ایران را مورد بررسی قرار دهد و راهکارهای قانونی و شرعی مناسبی را پیشنهاد نماید.
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
این مساله که حمایت به صورت فطری در وجود مادر، بیش از پدر نهادینه شده است؛ و همچنین لحاظ این موضوع که مادران نیز، خود به صورت کاملا فطری انگیزه روحی و معنوی بیشتری نسبت به پدران برای حمایت از فرزندان خود دارند، اهمیت و ضرورت بررسی حقوق مادران را آشکار می کند.
توجه به این نکته اساسی که براساس دید سنتی در ایران، از دیرباز فرزند به خصوص در زمان جدایی والدین، بیش از آنکه حق استقرار یافته ای نسبت به پدر و مادر خود به صورت مشترک و با رعایت غبطه او داشته باشد، متعلق به پدر و حتی اقوام پدری فرض می شود و نه مادر، ضرورت نگرشی جامع نسبت به وضعیت حقوقی مادران در ایران و نگرش کنوانسیونهای بین المللی نسبت به این موضوع ضروری می باشد.
چارچوب نظری تحقیق
در سال ۱۳۷۳ پژوهشی با عنوان تعارض قوانین در روابط پدر، مادر و فرزندان توسط آقای احمد تاجی و راهنمایی استاد نجاد علی الماسی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ارائه شده است که محقق ضمن این پژوهش به نقص های حقوق بین الملل خصوصی ایران در تعارض قوانین پرداخته است و با توجه به گرایش ایشان به حقوق خصوصی در رابطه با مبانی شناخت حقوق مادران، هیچ گونه بحتی نکرده اند.
در سال ۱۳۸۸ نیز پژوهشی با عنوان حقوق مادری در مبانی قانونگذاری و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان توسط خانم نهله غروی نایینی و با راهنمایی استاد عزت السادات میرخانی به دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس ارائه شده است که محقق ضمن آن به بررسی شرع و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان پرداخته است و با توجه به گرایش تحصیلی ایشان (حقوق خصوصی) این مساله از بعد داخلی تنها تحت لوای قانون مدنی مورد بررسی بوده و از حیث بین المللی نیز تنها از دید کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان.
محقق در پژوهش حاضر بر ان است که در دو بخش به این مساله بپردازد؛ در بخش اول حقوق مفروض در نظام حقوقی ایران ( در تمامی ابعاد) برای مادران تحت لوای قانون اساسی، مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در بخش دوم ضمن پرداختن به اعلامیه و کنوانسیون های متعدد در زمینه حقوق مادران و بررسی انها با آنچه در ایران جاری است به ارائه پیشنهاداتی در راستای اصلاح حقوق مادران خواهد پرداخت.
اهداف تحقیق
بررسی وضعیت حقوق مادران در ایران
بررسی حمایت دولت از مادران
بررسی حقوق مادران از منظر جهانی
ارائه پیشنهاد برای تحصیل حقوق منصفانه مادران
سؤالات تحقیق
سئوال اصلی:
نظام حقوقی ایران تا چه حد توانسته است به اهداف قانونگذار قانون اساسی و واضعان اعلامیه ها و کنوانسیون های متعدد در زمینه حقوق مادران جامه عمل بپوشاند؟
سئوالات فرعی:
حقوق مادران در نظام حقوقی ایران چگونه احصاء شده ست؟
از منظر حقوق بین الملل، حقوق مادران چگونه تعبیر می شود؟
فرضیه ‏های تحقیق
فرضیه اصلی:
با توجه به حاکمیت دیدگاه های سنتی نسبت به زنان در جامعه ایران و تاثیر پذیری نظام حقوقی از این نگرش ها، حقوق مادران در ایران مورد امعان نظر مقنن نبوده است.
فرضیات فرعی:
حقوق مادران در ایران، تنها از جنبه حضانت مورد توجه مقنن بوده است و در مواردی که خانواده دچار مشکل شده و خارج از محدوده خانواده متعارف باشد، حقوق مادر نادیده انگاشته شده است.
با توجه به شعارهای برابری حقوق زوجین، جوامع غربی حقوق بیشتری را برای مادران مفروض دانسته اند و سعی در حمایت برای ایفای وظایف مادری داشته اند.
فصل دوم :
مبانی پژوهش
فصل اول: نگرش نظام حقوقی ایران به حقوق مادران
گفتار اول: مبانی فکری
موضوع مهمی که حقوق مادران را مرکز توجه قرار می دهد، امعان نظر به موقعیت فردی و اجتماعی زنان است، شاید غالب اختلافات موجود در این موضوع به مبانی و تفکرات فلسفی و انسان شناسی باز گردد. به همین جهت در راستای تنویر تمایز نگرش اسلام به زن و تفکرغرب نسبت به زن، مبحث کوتاهی ضروری به نظر می رسد.
پروسه تاریخی غرب به سه دوره قابل تقسیم است؛ نخست دوران باستان، قرون وسطی و سپس دوران جدید. بدیهی است که منظور از نگرش و طرز تفکر غرب، درواقع فرهنگ و فسلفه حاکم بر دوران جدید است. روندی که با جنبشی فرهنگی اجتماعی تحت عنوان رنسانس در سده شانزده میلادی شروع شد و به تدریج به حیطه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی سرایت نمود تا امیدی بربازگشت به حقوق انسانی شود و آرمان هایی نظیر برابری، آزادی و رفاه در سرلوحه اصلاحات اجتماعی قرار گیرد (فرخ منش، ۱۳۹۰).
بدیهی است که رنسانس در اصل نتیجه واکنش طبقه متوسط علیه سیستم فئودالی است و با توجه به اینکه کلیسا در طول قرون وسطی با سیستم فئودالیته هم پیمان شده و ارزشهای دینی و فئودالی با یکدیگر امتزاج نموده بودند، نزاع طبقه متوسط و فئودالها به شکلدرگیری میان دین و دنیای جدید جلوه گر شد.
اما آنچه حائز اهمیت می نماید این است که متون دینی مسیحیت تنها به جنبه های اخلاقی تاکید داشته اند و به جنیه های فلسفی، اجتماعی و حقوقی دین توجهی نداشته اند و حتی در مباحث اخلاقی نیز از طرح الگویی همه جانبه عاجز بود (کریمی، ۱۳۸۸).
اولین نتیجه دگر اندیشی، تفکر انسان محوری و یا اومانیسم بود. اومانیسم در حقیقت جریانی افراطی بود که در برابر تفریط مذهبی در قرون وسطی ظهورنمود. اومانیست بر ضد اخلاق مسیحی شورش نمود تا بهره گیری از اشکال گوناگون لذات و مادیات را تجربه نماید و آمال را در غرایز حیوانی بیابد و این گونه بود تمایل به لذت به عنوان بخش لاینفک دیدگاه اومانیستی واقع شد. تفکر اومانیستی بدوا با رواج عشق زمینی و فرهنگ برهنگی در هنر و مجسمه سازی بروز نمود، به تدریج تمام زوایای علمی و عملی اروپای غربی را درنوردید و معرف یکی از ارکان اساسی ادبیات و فرهنگ جدید غرب شد. به عبارتی اومانیسم انسان را به عنوان موجودی مادی، تنها موضوع قابل بحث برای شناخت و تفکر می شناسد (حسن زاده، ۱۳۹۱).

نظر دهید »
دانلود مقالات و پایان نامه ها در مورد بررسی تاثیر تماشای ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲-۶-۶- تلویزیون‌های ماهواره ای و ارزش‌ها
هویت، باورها و ارزش‌های یک جامعه از منابع مختلف جامعه پذیری از جمله رسانه‌های جمعی سنتی مانند مطبوعات، رادیو،تلویزیون و رسانه‌های جدیدتری مانند اینترنت و رادیو-تلویزیون‌های ماهواره‌های تأثیر پذیرفته و شکل می‌گیرد. با ظهور ماهواره فرهنگ‌های ملل مختلف جهانی از خاصیت فراملی و جهانی برخوردار شده است. در واقع جهانی شدن ارزش‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و سبک‌های زندگی از طریق رسانه‌ها امکان پذیر شده است. آثار و تبعات احتمالی مرتب بر پخش مستقیم برنامه‌های تلویزیونی فراملی در میان ملت‌های دارای فرهنگ بومی‌و سنتی موجب نگرانی‌هایی شده است. به طوری که فرهنگ‌های غیرغربی، جهانی شدن برنامه‌های تلویزیونی از طریق ماهواره را موجب دور شدن نسل‌های مختلف از فرهنگ و باورهای بومی‌و تن سپردن به فرهنگ‌های بیگانه می‌دانند(ساعی، ۱۳۹۱: ۷۲).
با پدیدارشدن ماهواره، جهانی شدن به عنوان یک فرایند که محصول صنعت جهانی ارتباطات است، منشاء تغییرات جامعه و جماعت شدن و به نوعی روند فراملی کردن فرهنگ‌ها و تغییر در مفهوم عمومیت را هم در حوره عمومی و هم در فضای ارزش‌های فرهنگی و دینی و اجتماعی ایجاد کرده است. مهمترین پیامد ایدئولوژیک جهانی شدن، تشدید جریان مدرنیته غرب است. مدرنیته غرب یک حوزه معرفتی گسترده ای دارد که نظام ارزش‌های غربی و از سوی دیگر نوگرایی، پیشرفت، تنوع و مصرف گرایی در کانون مرکزی آن قرار دارد(افهمی ‌و آقامحمدیان، ۱۳۸۶: ۶۴).
ماهواره موجب گشته است که مخاطبان در درون مرزهای ملی علاوه بر شبکه‌های ملی خود از رسانه‌های فراملی نیز بهره مند شوند.این فناوری جدید همانند همانند سایر فناورهای جدید تردیدها، سردرگمی‌ها و ناآرامی‌هایی را به همراه داشته است و این امر در مورد تلویزیون‌های ماهوارهای هم مصداق دارد.یکی از مسائل مهم مورد توجه اندیشمندان و صاحب نظران و دولتمردان جهان مضر یا نافع بودن محتوای برنامه‌های آن است که به عبارتی به مخاطبان قدرت انتخاب بیشتری داده تا برنامه‌های دلخواه خود را دنبال کنند. بیشتر برنامه‌های تلویزیون‌های ماهواره ای در تضاد و یا ناهمخوان با ارزش‌های بومی‌فرهنگ‌های مانند فرهنگ ایرانی است. به نظر می‌رسد که اکنون تلویزیون‌های ماهواره ای یکی از مهمترین عناصر سبد مصرف رسانه ای جامعه ایرانی محسوب می‌شود و بیشترین وقت فراغت انفعالی و برنامه ریزی نشده مردم را دربرمی‌گیرد( ساعی، همان: ۷۲)
به طور کلی اکنون تلویزیون‌های ماهواره ای یکی از مهترین رسانه‌هایی هستند که از طریق آن نمادها و ارزش‌های فرهنگی ملل مختللف در جامعه ایرانی ترویج و توزیع می‌شود.در واقع تلویزیون‌های ماهواره ای به یکی از مهمترین عناصر در فرایند جامعه پذیری نسل‌های کنونی و بازجامعه پذیری نسل‌های قبل شده است. در این فرایند برنامه‌های ماهواره ای با بازنمایی و انعکاس تجربه‌های جدیدی که در با تجربه‌های قبلی آنان متفاوت است، موجب برانگیختن انها و ایجاد انتظارات گوناگون اجتماعی و فرهنگی و در تغییر فرهنگ، نظام باورها و ارزش‌ها و سبک زندگی شهروندان می‌شود(همان: ۷۳)
به طور کلی دو رویکرد نسبت به تاثیرات تلویزیون‌های ماهواره وجود دارد: یک رویکرد خوشبینانه طرفداران نظریه جهانی شدن و معتقد به تاثیرات مثبت ماهواره و دیگری رویکرد بدبینانه نسبت به عواقب و پیامدهای منفی فرهنگ و اجتماعی ماهواره. طرفداران رویکرد اول برانند که استفاده از برنامه‌های ماهواره ای می‌تواند علاوه بر مزیت ارتباطاتی و اطلاعاتی- که موجب تسهیل اطلاع رسانی و آگاهی بخشی می‌شود- به عاملی برای جهانی شدن جوامع و شناخت و معرفی فرهنگ‌ها به یکدیگر تبدیل باشد. و از طرف دیگر منجر به اتحاد و همگرایی بین فرهنگ و یکسان شدن آن‌ها می‌شود. اما طرفداران رویکرد بدبینانه، محتوای برنامه‌های فراملی ماهواره ای را در جهت هجوم فرهنگی جهان در حال توسعه می‌دانند، کشورهایی که دغدغه حراست از مرزهای فرهنگ ملی، ارزش‌های فرهنگی،سنتی و پیشینه تاریخی جوامع مذکور را دارند.آن‌ها بر این باورند که محتوای برنامه‌های ماهواره ای که عموماً از کشورهای غربی تغذیه می‌شوند، باعث تخریب فرهنگ کشورها، بداموزی اخلاقی، تخریب باورها و ارزش‌های ملی، دینی و اجتماعی می‌شود و تحت تأثیر برنامه‌های ماهواره افراد جامعه به یک توده بی شکل، مصرف گرا و قابل کنترل توسط شبکه‌های ماهواره ای می‌شوند(لاریجانی و ملکی تبار، ۱۳۸۶: ۱۴۹-۱۴۸)

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲-۶-۷- نظریه‌ها و دیدگاه‌ها راجع به تأثیر رسانه‌ها برارزش­ها و باورهای انسان
در حوزه مطالعات مربوط به رسانه‌های جمعی سه گروه نظریه‌ها درموردتاثیرات رسانه‌ها بر ابعاد زندگی اجتماعی مخاطبان و نگرش و رفتار آنان وجود دارند. اول نظریه‌هایی که قائل به تأثیر تزریقی و مطلق و جادوئی رسانه‌ها هستند، دوم نظریه‌هایی بر تأثیر محدود و مشروط رسانه‌ها تاکید می‌کنند. سوم گروهی که تأثیر رسانه‌ها را درازمدت، تدریجی و قدرتمند می‌دانند. از اواخر دهه ۴۰ تا۶۰ به محدود بودن تأثیر رسانه‌ها معتقد بودند. از دهه ۱۹۵۰ به بعد، پژوهش­های مربوط به اثرات رسانه ­ها نیز مجبور به پذیرفتن این حقیقت شدند که افکار و گرایش­ها در رفتار مردم بیش­تر تحت تأثیر محیط اجتماعی آن‌هاست تا جاذبه­های اقناع­گر رسانه­های­جمعی (مک کوایل، ۱۳۸۲: ۱۳).
در مورد تأثیر وسایل ارتباطی بر پیام و تمامی‌فرایند ارتباط، برخی از خنثی بودن و صرفاً حامل بودن این وسایل و نداشتن تأثیر چندانی بر مخاطبین خود معتقدند و برخی دیگر عقیده دارند که وسایل ارتباط­جمعی دارای چنان قدرتی هستند که می­توانند نسلی تازه را برای اولین بار در تاریخ انسان پدید آورند؛ این امر بیانگر نوعی فن­سالاری است که بر اساس آن ابزار ساخته شده توسط انسان، تعیین کننده ارزشهای هستی اجتماعی است و یا این امر موجب پیدایش قشر جدید از انسان‌ها می‌شود که با شناخت خاصی که از این وسایل دارند به صورت قدرتهای تازه تجلی می‌کنند و تعادل موجود در هرم قدرت را بهم می­زنند و آن نوعی از خود بیگانگی و تهی شدن انسان است (ساروخانی، ۱۳۶۷: ۸-۲۷ و ۶-۸۳).
به هر حال این‌گونه به نظر می­رسد؛ در دنیایی که امکان انجام عمل یا رفتار خاص با اعمال فشار میسر نیست، پس باید به ذهن انسان‌ها رسوخ کرد و از این طریق اندیشه‌ی آنان را در جهت خواست خود جهت بخشید. باقر ساروخانی در فصل پنجم کتاب جامعه‌شناسی ارتباطات در مورد اهمیت پژوهش در وسایل جمعی می‌نویسد: «این وسایل، تمامی‌جهات و ابعاد زندگی را اشغال کرده‌اند، همه جا، به‌ هر صورت پیام وسایل ارتباطی شنیده می‌شود و امواج این وسایل به همه‌ی روزنامه‌ها و آنچه در تمامی‌تاریخ انسان حریم امن انسان‌ها تلقی می‌شود رسوخ کرده است» (ساروخانی، ۱۳۶۸).
برای روشن­تر شدن تاثیرات رسانه ­ها بر هویت فرهنگی به تشریح برخی از نظریات مطروحه در زمینه رسانه‌ها می­پردازم.
۲-۶-۷-۱- نظریه جرج گربنر[۸۶](کاشت)
تئوری کاشت به پارادایم تاثیرات قدرتمند تعلق دارد. در واقع از دهه ۱۹۷۰ به بعد تحت تأثیر نظریه‌های مارکسیستی در خصوص مشروعیت بخشی رسانه‌ها در جوامع سرمایه داری و فراگیر شدن تلویزیون نظریه‌هایی پدیدار شد که اعتقاد به تأثیر قدرتمند رسانه‌ها داشتند. جرج گربنر نظریه پرداز کاشت رسانه ای و همکاران وی در مدرسه ارتباطات دانشگاه پنسیلوانیا با بهره گرفتن از تحقیقی که احتمالاً طولانی­ترین و گسترده­ترین پژوهش اثرهای تلویزیون است، نظریه کاشت را پرورش دادند(سورین و دیگران،۳۹۰:۱۳۸۱). اهمیت تاریخی رسانه ­ها به دلیل نقش آن‌ها در ایجاد “توده” نیست، بلکه این اهمیت بیشتر در ایجاد شیوه ­های مشترک در انتخاب مسایل و موضوعات و چگونگی نگریستن به رخدادها و وقایع است. این شیوه ­های مشترک محصول استفاده از تکنولوژی و نظام ارائه پیام است که نقش واسطه را به عهده دارند که منجر به دید و درک مشترک از جهان اطراف می­ شود (مهرداد، ۱۳۷۹: ۱۰۵-۱۰۴). همین را او کاشت الگوهای انگاره­ای غالب می‌خواند. در واقع رسانه گرایش بر این دارد که روایت­هایی یکسان و نسبتاً مورد وفاق از واقعیت­های اجتماعی ارائه دهد و مخاطبان خود را سازگار با آن فرهنگ­پذیر کند. گربنر پیش ­بینی می­ کند که رسانه و به ویژه تلویزیون به خاطر ماهیت نظام­مند پیامش و پایداریش در طول زمان، تأثیر قدرتمندی دارد و به همین دلیل وی رسانه‌ها را شکل دهندگان جامعه می­شناسد(همان).
نظریه کاشت تأثیر عمده تلویزیون را تصویرسازی ازدنیای پیرامون، مفهوم سازی از واقعیت وترسیم چارچوب معنایی مخاطب به خصوص بینندگان پرمصرف تلویزیون می‌داند. جرج گربنر استدلال می‌کند که اهمیت رسانه‌ها نه در تشکیل توده، بلکه در خلق راه‌های مشترک انتخاب و نگریشتن به رویداد‌ها است که به راه‌های مشترک نگریستن و فهم جهان می‌ انجامد. او همین را کاشت الگوهای انگاره ای غالب می‌خواند. درواقع رسانه‌ها به ویژه تلویزیون گرایش دارند که روایت‌هایی یکسان و نسبتاً مورد توافق از واقعیات اجتماعی ارائه و مخاطب خود را نیز سازگار با آن، فرهنگ پذیرکند. نظریه پردازان کاشت استدلال می‌کنند که تلویزیون اثرات درازمدت دارد، اثرات تدریجی و غیر مستقیم اما متراکم و با اهمیت و بیشتر اثرات نگرشی دارد تا رفتاری(مهدی زاده، ۱۳۸۴: ۷۹ -۸۰).
دنیل چندلر[۸۷] از محققان رویکرد کاشتی نیز معتقد است که تماشای زیاد تلویزیون به عنوان «کاشتِ» نگرش‌هایی دیده می‌شود که بیشتر با جهانی که برنامه‌های تلویزیونی به تصویر می‌کشند، هماهنگ است تا با جهان واقعی. این رویکرد با سه پیش فرض، مدلی را برای تحلیل اثر پیام‌های تلویزیونی ارائه می‌کند: «نخست آنکه احتمال تاثیرگذاری نوع با ژانرها و برنامه‌های تلویزیونی خاص و منفرد بر مردم وجود دارد اما اندازه گیری این تأثیر بسیار دشوار است. تأثیر فراگیر تلویزیون در درازمدت اتفاق می‌افتد. بنابراین اهمیت دارد که بر کلیت دنیای تلویزیون و بر داستان‌ها، پیام‌ها و تصاویری تمرکز پیدا کند که به طور مکرر پخش می‌شود. دوم آنکه تأثیر تلویزیون در مجموع نمادین است تا رفتاری. برای مثال تلویزیون بر نحوه نگاه مردم به دنیا و بر درک آنان از مخاطراتی که در جهان احساس می‌کنند تأثیر می‌گذارد. سوم آنکه تأثیر تلویزیون بیشتر در جهت نظم اجتماعی و ایدئولوژیکی موجود است. این پیش فرض‌ها به منزله فاصله گرفتن قابل توجه از رویکرد‌های سنتی تأثیر رسانه‌هاست که بیشتر تمایل داشت تا تأثیر رسانه‌ها را بر تغییر نگرش و رفتارهای افراد بررسی کند»(همان:۲۰-۲۱).
گربنر اذعان می‌کند که رسانه‌های جمعی نگرش‌ها و ارزش‌هایی را که از قبل در فرهنگ وجود دارد پرورش می‌دهند و این ارزش‌ها را در بین اعضای یک فرهنگ حفظ و تکثیر می‌کند. در عین حال تلویزیون به طور فزآینده ای یک دیدگاه غیرواقعی از جهان را در ذهن مخاطب کشت می‌کند(همان:۳۲-۳۳)
طبق نظر گربنر، ارتباطات«تعامل از طریق پیام‌هاست»؛یک فرایند متمایز انسانی که هم آفریننده محیط نمادینی است که فرهنگ را می‌سازد و هم تحت هدایت آن محیط است. بنابراین،ارتباط جمعی ـ تولید انبوه محیط نمادین ـ بر قدرت سیاسی و فرهنگی دلالت دارد: قدرت خلق پیام‌هایی که آگاهی جمعی را تولید و کشت می‌کند. گربنر می‌گوید که «کاشت در مرحله اول درباره فرایند فرهنگی داستانگویی است. بیشتر آنچه که ما می‌دانیم حاصل تجربه شخصی مان نیست بلکه حاصل داستان‌هایی است که می‌شنویم. در قدیم داستان‌های مربوط به هر فرهنگ معمولا به صورت چهره به چهره از سوی اعضای اجتماع، والدین، معلمان یا کلیسا گفته می‌شد. امروزه داستان‌های بزرگ اسطوره ای، مذهبی، اموزشی، هنری و.. به نحوی فزآینده ای به وسیله تلویزیون بسته بندی و پخش می‌شود»( همان: ۴۰). نظریه کاشت به عنوان یکی از نظریه‌های قابل توجه در آثار درازمدت رسانه‌ها، محتوای رسانه ای را به مثابه محیطی می‌نگرد که انسان در آنجا زندگی و خود و دیگران را تعریف می‌کند و باورها و پیش فرض‌هایش درباره واقعیات اجتماعی را بسط می‌دهد و حفظ می‌کند.نظریه کاشت،تأثیر عمده رسانه‌ها را فرهنگ پذیری می‌داند و نه ترغیب(همان). به نظر گربنر، تلویزیون داستانگوی بزرگ عصرماست و برنامه‌های آن جمعیت زیادی را تحت پوشش قرار می‌دهد. همه برنامه‌های تلویزیون از سرگرم کننده تا خبری، الگوهای تکراری و مشابهی را عرضه می‌کند که گاهی اوقات اسطوره نامیده می‌شود. این الگوها برای تأثیر بر درک بینندگان از جهان ارائه می‌شود. بنابراین قرار گرفتن در معرض تلویزیون در درازمدت به تحکیم پایدار جریان اصلی و غالب فرهنگی در ذهن بیننندگان منجر می‌شود. تلویزیون شاید برای نخستین بار پس از مذهب ماقبل صنعت، پیوند فرهنگ قدرتمندی را میان نخبگان و سایر مردم جامعه برقرار می‌کند(همان: ۳۱).
گربنر دو دسته از رسانه‌ها را از هم تفکیک می‌کند.رسانه‌های انتخابی و رسانه‌های غیر انتخابی. رسانه‌های انتخابی رسانه‌هایی هستند که به طور انتخابی مورد استفاده قرار می‌گیرند مانند رسانه‌های نوشتاری، فیلم(سینمایی)، نوارهای صوتی و تصویری و شبکه‌های کابلی که نیازمند سواد و حاقل نوعی گزینش هستند. اما یک رسانه نسبتاً غیر انتخابی با یک رشته پیام‌های محدود در دسترس تمامی‌گروه‌ها قرار گرفته است. این رسانه تلاش می‌کند تا برخی از تفاوت‌ها را از میان بردارد و گروه‌های بیشماری را که به طور سنتی تجانسی با یکدیگر ندارند در جریان فرهنگی خود جذب کنند که این رسانه همان تلویزیون است. تلویزیون در تثبیت الگوهای زندگی اجتماعی و ترویج ایستادگی در برابر تغییر محافظه کار است. زیرا اصلاح، تغییر و پویایی به وسیله آن تشویق نمی‌شود و حافظ وضع موجود است. به طوری که با الگوهای شناخته شده و استاندارد آرامش ایجاد می‌کند(همان: ۳۸). به طور کلی می‌توان گفت که رسانه‌ها از جمله تلویزیون به عنوان مهمترین قصه گو عصر حاضر، در کاشت جهان بینی، ایدئولوژی‌ها، ارزش‌ها و باورهای مشترک نقشی بنیادین دارند وبسیاری از وجوه زندگی، ذهنیت مخاطبان وگرایش‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی آنان رسانه ای شده است و تحت تأثیر پیام‌های رسانه‌های ارتباط جمعی است. استدلال گربنر این است که تلویزیون به صورت بازوی اصلی فرهنگ جامعه در آمده است.
فرض اساسی این نظریه این است که بین میزان مواجهه و استفاده از رسانه و واقعیت­پنداری در محتوا و برنامه ­های آن رسانه ارتباط مستقیم وجود دارد. به­این صورت­که ساعت­های متمادی مواجهه با رسانه­ای خاص باعث ایجاد تغییر نگرش­ها و دیدگاه­ های موافق با محتوای رسانه می­ شود. در واقع نظریه پرورش با تعیین میزان و نوع برنامه ­های مورد استفاده از رسانه ­ها، میزان تأثیر را مطالعه می­ کند تا به­ سازوکار و نحوۀ تأثیر دست پیدا کند (اعزازی، ۱۳۷۹: ۴۲).
گربنر بعدها در پاسخ به انتقادات وارده به نظریه کاشت مبنی برلحاظ نکردن سایر متغیرهای متداخل برکاربران، این نظریه را مورد تجدید نظر قرار داد. وی دو مفهوم متداول­­سازی و تشدید را به این نظریه اضافه کرد. با این مفاهیم این واقعیت­ها در نظر گرفته می­ شود که میزان مواجه با رسانه­ای خاص ( برای نمونه تماشای بیش از حد تلویزیون) نتایج متفاوتی را برای گروه ­های اجتماعی مختلف دربردارد. متداول­سازی هنگامی‌رخ می­دهد که میزان مواجه با رسانه، به تقارن دیدگاه ­ها در گروه­ ها منجر شود و تشدید، زمانی روی می­­دهد که اثر کاشت در گروه خاصی از جمعیت بیشتر شود. برای مثال، تماشاگران پرمصرف اعمّ از مردان و زنان بیشتر از تماشاگران کم مصرف احتمال دارد بپذیرند که ترس از جنایت یک مشکل جدی است (سورین، ۱۳۸۱ : ۳۹۲)
اکنون داعیه این نظریه این است که استفاده از رسانه ­ها با متغیرهای دیگر در تعامل قرار می­گیرد؛ به­شیوه­ای که مواجهه با رسانه­ای خاص، بر برخی از افراد و گروه­ ها اثر قوی خواهد داشت و بر برخی از گروه­ ها تأثیری نخواهد گذاشت. گربنر معتقد است زمانی که شخص متغیرهای دیگر(میزان، نوع، مدّت و ویژگی­های فردی و اجتماعی) را هم­زمان کنترل کند، اثر باقی­مانده که قابل انتساب به رسانه­ای خاص باشد، نسبتاً کم است(همان: ۳۹۲).
۲-۶-۷-۲- نظریه آنتونی گیدنز(تئوری ساخت­)
گیدنز نظریه ساخت­یابی را به طور مفصل در کتاب ساختمان جامعه در سال ۱۹۸۴ مطرح کرد(عباسی قادی و دیگران، ۱۳۸۹ : ۸۴). آنتونی گیدنز، جامعه شناس انگلیسی تحولات دنیای کنونی را از منظر تجدد مورد بررسی قرار می‌دهد. به زعم وی، نهادهای امروزی چه از لحاظ پویایی و تاثیرگذاری برعادات و رسوم سنتی و چه از منظر تاثیرات جهانی حوزه فرهنگ، باهمه اشکال پیشین اجتماعی متفاوت هستند. این تفاوت‌ها و تغییرات فقط به معنای انسداد تغییر و تبدیل‌های صوری نیست، تجدد و عناصر آن تغییراتی در کیفیت زندگی روزمره پدید می‌اورد و بر خصوصی ترین وجوه زندگی ما اثر می­ گذارد(گیدنز، ۱۳۷۸: ۱۵).
به اعتقاد آنتونی گیدنز، هویت انسان معاصر خصلت «بازاندیشانه یا بازتابی» دارد. بازتابندگی هویت به معنای سیال بودن هویت و تغییر آن در نتیجه شرایط فرهنگی و اجتماعی، ظهور دانش‌ها، دانستنی‌ها و بخصوص فناوری‌های ارتباطی و رسانه ای جدید است. ما هر روز در معرض آگاهی‌ها و شناخت‌های تازه ای در زمینه‌های مختلف تغذیه، بهداشت، درمان، مسکن، پرورش کودک، اشتغال، پوشش و لباس، آموزش و پرورش و دیگر موضوعات هستیم که این فرایند تدریجاً باعث تغییر سبک زندگی ما و تغییر روحیاتمان می‌شود(ساعی، همان: ۸۴).
در واقع گیدنز معتقد است که زندگی امروزی، علاوه بر بازتابندگی نهادین خود، روش‌هایی را در دل خود به فرهنگ عمومی‌عرضه می‌کند که روابط اجتماعی را از قید ویژگی‌های محلی می‌رهاند و با زمینه‌های اجتماعی دیگر ترکیب می‌کند. این مختصات جدید، ماهیت، انتظارات و الگوهای زندگی روزمره را تغییر می‌دهد(همان)
وی به تضاد بین سنت و مدرنیته پرداخته و اشاره می‌کند که در دوران کنونی عوامل مختلفی از جمله فناوری‌ها و رسانه‌ها به بازیگران عرصه اجتماع این اختیار را می‌دهد که پایه‌های اقتدار و روال‌های بدیهی را سست کرده و در آن تشکیک کنند. اشکال جدید شناخت و دانش(فناوری‌ها و رسانه‌ها)، بازیگران عرصه اجتماعی را قادر می‌سازد که در همه جا از خانواده گرفته تا سبک زندگی، شغل و حرفه و دولت را به چالش بطلبند. مدرنیته این امکان آن را نمی‌دهد تا چیزهای زیادی را برای زمان طولانی بدیهی انگاشته شود(استونز، ۱۳۷۹: ۴۳۴).
از دید وی فاکتورهای متعدد تاریخی، اجتماعی و فرهنگی در ارائه تعریف جدید ازهویت شخصی موثر هستند. تغییر در ارائه تعریف جدید از هویت شغلی، تغییرات و نقش‌های اجتماعی جدید و ارزش‌های تازه ای را خلق می‌کنند. از دید گیدنز، شیوه زندگی یا سبک زندگی، تعریف جدید از برنامه‌های زندگی ارائه می‌دهد. و نتیجه عملی آن رفتارها و تحول هنجارها و ارزش‌ها در حوزه مصرف و بازتولید آن است(همان).
سبک زندگی اصطلاحی است که در فرهنگ سنتی چندان کاربردی نداشت، چرا که مستلزم امکان انتخاب از میان انتخاب‌های متکثر است(Giddens, 1995: 119). شیوه‌های زندگی به صورت عملکردهای روزمره درمی‌آیند؛ عملکردهایی که درنوع پوشش، خوراک، طرز کار و محیط‌های مطلوب برای روابط اجتماعی تاثیرگذار هستند. همه این انتخاب‌ها، تصمیم‌هایی هستند که نه فقط درباره چگونه عمل کردن، بلکه در باره بودن خویش به مرحله اجرا می‌گذاریم. هر چه وضع و حال جامعه و محیطی که فرد در آن به سر می‌برد، به دنیای مدرن(تغییرات و تحولات اجتماعی، فرهنگی مدرن) نزدیکتر باشد، شیوه زندگی او نیز با ارزش‌های جدید سرو کار بیشتری خواهد داشت(Ibid: 120).
بر مبنای نظر گیدنز چنین می‌توان استنباط کرد که آنچه سرعت تحول در هویت فردی، سبک‌های زندگی و نظایر آن را تعیین می‌کند، تنها تغییرات اجتماعی نیست. بلکه فناوری‌ها و رسانه‌ها نقش اساسی به منزله موتور محرک ایجاد و اشاعه سبک‌های مختلف زندگی ایفا می‌کنند. رسانه‏ها به ویژه تلویزیون از طریق عرضه صورت‌های عینی شده از انواع کالاها، اشیاء، روش‌ها و ایده‌ها همراه با زمینه‏های کاربرد و استفاده از آن‌ها، و همچنین پیچاندن مفاهیم در بسته‌های تبلیغاتی، مردم را به پذیرش سبک‏های تازه ترغیب می‌کنند.امروزه در دوران فرامدرن پدیده جهانی شدن و بسط ارزش‌های جهانی نیز از طریق رسانه‌های فراملی صورت می‌گیرد. از این نظر، یک نظام ارزشی شکل می‌گیرد که با نظام ارزشی سنتی گذشتگان متفاوت است(ساعی، همان: ۱۲۵).
از دید گیدنز، مدرنیزاسیون شامل انتقال عمیق نگرش‌ها، عقاید و رفتاری است که اجزای فرهنگی هستند. هر چند ارزش‌های غالب در جامعه صنعتی به طور واضحی گرایش به رفع و تکمیل نیازها دارند، اما با تحقق ثبات اقتصادی، گرایش به استانداردهای بالاتر زندگی ایجاد می‌شود و در نتیجه باعث ارزش‌های پست مدرن در جوامع پیشرفته صنعتی مانند علائق زیباشناختی و خردمندی، احساس تعلق به جمع و جامعه بیشتر آموزش دیده و غیر شخصی می‌شود(خالقی‌فر، ۱۳۸۱، ۱۰۴-۱۰۳).
طبق نظریه ساخت­یابی، این انسان­ها هستند که ساختارها را می­سازند، ولی این­کار را تحت شرایط انتخابی­شان انجام نمی­دهند، بلکه این تولید و بازتولید ساختار را تحت شرایط و موقعیت­هایی که مستقیماً با آن روبرو می­شوند و از گذشته به آن­ها منتقل شده است، انجام می­ دهند. به­این­ترتیب گیدنز بر فراگردی دیالکتیکی تأکید می­ کند که طی آن ساختار و آگاهی ساخته می­شوند. به­همین دلیل است که وی رابطه عاملیت و ساختار را به صورت فراگردی، پویا و تاریخی در نظرمی­گیرد(ریتزر، ۱۳۸۳ : ۷۰۲).
گیدنز در تعریف ساختار از تعریف دورکیمی‌آن فاصله می­گیرد و ساختار را نه به منزله پدیده­ای عینی و خارجی، بلکه به منزله پدیده­ای معنایی و ذهنی در نظر می­گیرد(پیرسون، ۱۳۸۰: ۲۸). به تعبیر گیدنز «ساختار همان چیزی است که به زندگی اجتماعی شکل و صورت می­بخشد، ولی این شکل و صورت از آن خودش نیست»(ریتزر، ۱۳۸۳ : ۷۰۵). نیروهای ساختاری تنها وقتی وجود دارند که قراردادهای تثبیت شده­ای وجود داشته باشند و مردم از آن قواعد پیروی کنند. تا آنجا که مردم به طور ثابت این قراردادها را در انجام کارهایشان محترم بشمارند و به این صورت آن را بازتولید کنند، ساختارها وجود دارند (پیرسون، ۱۳۸۰: ۱۵۲). این قراردادها نوعی قاعده هستند و لازمه کردار اجتماعی تبعیت از همین قواعد است. پس کنش­گر مجبور است کنش خود را در جهت این قواعد تنظیم کند و در واقع با نوعی محدودیت ساختاری روبه­رو می­ شود. گیدنز تولید و بازتولید جامعه را عملکرد ماهرانه اعضای جامعه می­داند و معتقد است که نباید آن­ها را مانند مجموعه ­ای از فرایندهای صرفاً ساختگی بشمار آورد (روزنبرگ و کوزر، ۱۳۷۸ : ۲۴۸). به عبارت­ دقیق­تر؛ انسان­ها ساختارها را به ­وجود می­آورند، ولی در مراحل بعد تحت تأثیر آن­ها قرار می­گیرند
۲-۶-۷-۳- نظریه استفاده و خشنودی
این رویکرد در صدد پاسخگویی به این پرسش است که چرا مردم از رسانه ­ها استفاده می­ کنند و آن­ها را برای چه منظوری به­کار می­برند؟ این رویکرد، معتقد است که مخاطب فعال است. این نظریه علت اصلی استفاده مردم از رسانه­ای خاص را با دلایل کارکردی توضیح می­دهد و برای مخاطبان نیازهایی را متصّور می­ شود که افراد برای رفع آن به سمت رسانه ­ها روی می­آورند. حال اگر چنانچه رسانه مورد نظر بتواند نیاز فرد را به خوبی رفع کند و بین محتوای رسانه­ای و نیاز فرد همخوانی وجود داشته باشد، فرد ارضاء و خشنود می­ شود و در غیر این­­صورت نیاز وی ارضاء نشده باقی می­ماند و وی از رسانه مورد نظر رویگردان می­ شود (هرمز، ۱۳۷۹: ۱۴۸). هدف اساسی این رویکرد تحقیق در چگونگی انتخاب، دریافت و شیوۀ عکس­العمل مخاطبان رسانه ­ها است. بر اساس این رویکرد نظری، فعال بودن یک مخاطب قبل از هر چیز، به انگیزه روشن و مصرّانه او در انتخاب محتوا و برنامه ­های مورد نظر بستگی دارد. هر چند این انتخاب می ­تواند تحت تأثیر موضوعات دیگری همچون بازتاب­آگاهانه شخص از تجربیاتی باشد که در مورد رسانه ­ها حاصل می­ کند و همچنین تحت تأثیر فوایدی باشد که او از رسانه ­ها به دست می ­آورد و برای اهداف دیگری در زندگی مورد استفاده قرار می­دهد. فرضیه کلیدی این رویکرد آن است که مخاطب، انتخاب را که از میان رسانه ­ها و محتواهای مختلف به­عمل می ­آورد، آگاهانه و براساس انگیزه است (همان: ۱۴۸). در واقع، دیدگاه استفاده و خشنودی، فعالیّت مخاطب را مسلّم فرض می­ کند و معتقد است مخاطبان از آنچه که انجام می­ دهند و اینکه چرا انجام می­ دهند، آگاه هستند و لذا می­توانند گزارش­های قابل اعتباری از خشنودی­های رسانه­ای خود ارائه کنند. بلوملر[۸۸] نظریه پرداز کنش متقابل در تعریف فعالیّت مخاطب، فهرستی از معانی متفاوتی را که به این مفهوم نسبت داده می­ شود، ذکر می­ کند:
«فایده: (رسانه ­ها برای مخاطبان فوایدی دارند که به این دلیل رسانه­ای خاص مورد استفاده قرار می‌گیرد).
هدف­مندی: (محتوای رسانه ­ها بر اساس انگیزه­ های مخاطبان شکل می­گیرد).
انتخاب­گری: (استفاده مخاطبان از رسانه ­ها علایق و ترجیحات آنان را منعکس می­ کند).
عدم تأثیرپذیری: (مخاطبان سرسخت هستند و مایل نیستند که هر کس، هرچیز یا رسانه­ای خاص آن­ها را کنترل کند. لذا مخاطبان از انواع معینی از تأثیر رسانه اجتناب می­ کنند)» (به نقل از باران و دوس، ۲۰۰۰، ۲۵۶).
رویکرد استفاده و خشنودی درصدد تهیه چارچوبی برای فهمیدن این است که چه وقت و چگونه مصرف کنندگان کم وبیش فعال می­شوند و چه نتایجی از درگیری با رسانه ایجاد می­ شود. کاتز و دیگران چند بعد اساسی رویکرد استفاده و خشنودی را توضیح داده­اند:
«در این مدل مخاطب فعّال محسوب می­ شود و استفاده از رسانه جهت­گیری شده است.
البته برخی تنوعات در تعریف فعالیت وجود دارد؛ مخاطبین مختلف، سطوح متنوعی از فعالیت را در مصرف رسانه نشان می­ دهند. در موقعیت­های مشخص، رسانه خاص و یا محتواهای متفاوت در یک رسانه خاص ترجیح داده می­ شود(باید بین فعال بودن[۸۹] و فعالیت[۹۰] تمایز قائل شد، چرا که فعالیت به آنچه که مخاطب انجام می­دهد برمی­گردد. نظیر: خواندن کتاب یا روزنامه، در صورتیکه فعال بودن به آزادی مخاطب و استقلال وی در رابطه با رسانه­های جمعی مربوط است. نظیر: انتخاب محتوا، برنامه­ ها و یا سایت­های خاص)
مخاطب نیازش را با انتخاب یک رسانۀ ویژه خشنود می­سازد. هیچ­کس نمی­تواند مخاطب را مجبور نماید.
رسانه ­ها برای ارضای نیازها با دیگر منابع رقابت می­ کنند. رسانه ­ها بخشی از جامعه هستند و رابطۀ بین آن­ها و مخاطبان تحت تأثیر حوادث محیط است. اگر تمامی‌نیازها مانند نیاز به اطلاعات و تفریح توسط ارتباط با دوستان ارضاء شوند، برای مثال فرد کمتر از تلویزیون خود استفاده می­ کند.
مردم نسبت به استفاده از رسانه و علایق­شان آگاه هستند و می­توانند به محققان تصویر صحیحی از نوع استفاده­هایشان بدهند. تحقیقات نشان می­دهد که با افزایش فن­آوری­های جدید رسانه­ای نظیر وی­سی­آر[۹۱]، کابل و اینترنت، مردم با هوشیاری و آگاهی بیشتری از این رسانه ­ها استفاده می­ کنند» (به نقل از Baran and Davies, 2000: 257).
در نوشته­ های مربوط به استفاده و خشنودی، راه­های متعددی برای طبقه ­بندی نیازها و خشنودی­های مخاطب پیشنهاد شده است. مک کوایل و براون (۱۹۷۲) مقوله­ های زیر را پیشنهاد می­ کنند:
«فراغت (گریز از امور روزمره و مشکلات، آسایش عاطفی)
روابط شخصی (سودمندی اجتماعی در صحبت­ها، رسانه ­ها را جایگزین دوستی­ها و رفاقت­ها کردن)

نظر دهید »
دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با مدیریت انرژی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

%۵۳/۲۲

%۰۱/۲۵

%۷۷/۹۲

%۷۰/۲۲

MD

%۹۱/۵۷

%۹۳/۲۱

%۸۷/۲۵

%۷۱/۱۰۵

%۹۸/۳۵

MND

%۰۹/۲۲

%۷۶/۳۰

%۸۱/۲۹

%۶۶/۸۲

%۶۷/۸

MDND

%۶۳/۲۷

%۶۳/۲۷

%۶۳/۲۷

%۸۹/۸۲

%۰۰/۰

بر اساس نتایج به‌دست آمده از جدول ‏۴‑۳، در روش کلاسیک مازاد بار ۱ به میزان (۷۰/۲۲=۵۳/۲۲-۲۳/۴۵) درصد بیش از مازاد بار ۲ کاهش یافته است. این وضعیت که با هدف افزایش مازاد کل شبکه انجام ‌می‌گیرد، سبب ‌می‌شود تا بار ۱ به میزان زیادی از IP خود فاصله داشته باشد. این مسأله سبب بروز ابهام در وجود برابری در تخصیص ‌می‌شود.
در روش MD که به‌دنبال نزدیکترین نقطه جبهه پارتو به IP است، این مسأله به شکل حادتری رخ داده است. در این روش مازاد بار ۱ و ۲ به‌ترتیب با کاهش و افزایش بیشتر، سبب ایجاد SSP به مقدار ۷۱/۱۰۵ درصد و MSSP به مقدار ۹۸/۳۵ درصد شده‌اند. بنابراین روش MD در این ترکیب سبب افزایش هر دو معیار برابری شده که این به معنای نقص در افزایش برابری است. علاوه بر این، میزان کارایی شبکه نیز نسبت به حداکثر آن در روش کلاسیک به میزان (۸۶/۰=۰۱/۲۵-۸۷/۲۵) درصد کاهش یافته است. بنابراین کاهش کارایی در روش MD بدون بهبود برابری بوده است.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

طبق نتایج به‌دست آمده از روش MND، مازاد بار ۱ نسبت به روش کلاسیک به میزان (۱۴/۲۳=۰۹/۲۲-۲۳/۴۵) درصد افزایش و مازاد بار ۲ به میزان (۲۳/۸=۵۳/۲۲-۷۶/۳۰) درصد کاهش یافته است. این وضعیت سبب کاهش معیار SSP به کمترین مقدار خود یعنی ۶۶/۸۲ درصد و MSSP به ۶۷/۸ درصد شده است. بنابراین این روش با کاهش معیار SSP به میزان (۱۱/۱۰=۶۶/۸۲-۷۷/۹۲) درصد و MSSP به میزان (۰۳/۱۴=۶۷/۸-۷۰/۲۲) درصد، سبب بهبود برابری شده است. در ازای بهبود معیار برابری در این روش، مقدار کارایی به میزان (۸/۴=۰۱/۲۵-۸۱/۲۹) درصد کاهش یافته است. مطابق با این روش، نقطه تعادل به‌دست آمده ‌نقطه‌ای است که در آن تغییرات مازاد بارها نسبت به IP مربوطه به آن‌ ها حداقل ‌می‌باشد. بنابراین همان‌طور که از نتایج به‌دست آمده مشخص است، این روش سبب ایجاد کمترین مقدار برای معیار SSP در بین سایر روش‌ها می‌شود. گفتنی است که اگرچه هدف این روش کاهش معیار SSP است ولی به‌کارگیری آن سبب کاهش معیار دیگر برابری یعنی MSSP نیز شده است.
در سومین روش پیشنهادی (استفاده از MDND)، بارها دارای SRP برابر می‌باشند. این شرایط سبب کاهش معیار SSP به ۸۹/۸۲ درصد و کمترین مقدار ممکن برای MSSP یعنی صفر درصد شده است. بنابراین این روش نیز با کاهش SSP به میزان (۸۸/۹=۸۹/۸۲-۷۷/۹۲) درصد و MSSP به میزان (۷۰/۲۲=۰۰/۰-۷۰/۲۲) درصد، سبب بهبود هر دو معیار برابری شده است. هزینه بهبود برابری در این روش، کاهش (۶۲/۲=۰۱/۲۵-۶۳/۲۷) درصدی کارایی است. مطابق با این روش، نقطه تعادل به‌دست آمده ‌نقطه‌ای است که در آن تغییرات مازاد بارها نسبت به IP مربوطه به آن‌ ها برابر باشند. بنابراین همان‌طور که از نتایج به‌دست آمده مشخص است، این روش سبب ایجاد کمترین مقدار برای معیار MSSP در بین سایر روش‌ها می‌شود. گفتنی است که اگرچه هدف این روش کاهش معیار MSSP است ولی به‌کارگیری آن سبب کاهش معیار دیگر برابری یعنی SSP نیز شده است.
با توجه به اینکه حداکثر کارایی ممکن در نقطه تعادل روش کلاسیک به‌دست ‌می‌آید، انتخاب هر نقطه تعادل دیگر از جبهه پارتو کاهش کارایی شبکه را در پی خواهد داشت. بنابراین انتخاب نقطه تعادل مناسب، به برداشت ما از مفهوم برابری و حداکثر هزینه‌ای که حاضر به پرداخت آن (کاهش کارایی) در ازای برقراری برابری هستیم وابسته است.
در شبکه تحت مطالعه، با معرفی SSP و MSSP به‌عنوان معیار برابری، روش MND و MDND سبب بهبود برابری شده‌اند. این دو روش باعث بهبود هر دو معیار برابری شده‌اند. ولی لازم به ذکر است که روش MDND به میزان (۱۸/۲=۶۲/۲-۸۰/۴) درصد کمتر از روش MND سبب کاهش کارایی شده است. علاوه بر این، روش MDND نسبت به MND به میزان ۶۷/۸ درصد معیار MSSP را بیشتر کاهش داده و تنها به میزان (۲۳/۰=۸۹/۸۲-۶۶/۸۲) درصد SSP بیشتری دارد. بنابراین در این شبکه روش MDND نسبت به MND از منظر کارایی و برابری دارای برتری نسبی است.
جبهه پارتو سناریو الف-۴ و نقاط تعادل مربوط به روش کلاسیک و سه روش پیشنهادی در شکل ‏۴‑۱ ترسیم شده است.

MD
MDND
MND
۱۰۴
شکل ‏۴‑۱ جبهه پارتو سناریو الف-۴ و نقاط تعادل روش‌های مختلف در شبکه با خوشه‌ای از دو بار
به‌منظور بررسی اثر تغییر پارامتر یکی از بارها بر بار دیگر در روش‌های مختلف، سناریو ب-۱ به‌صورت زیر تعریف می‌شود.
سناریو ب-۱: پارامتر بار ۲ از ۲۲۰۰ به ۲۵۰۰ مگاوات ساعت افزایش می­یابد.
در جدول ‏۴‑۴ سناریو الف-۴ و ب-۱ برای بار ۱ با یکدیگر مقایسه شده‌اند. در اینجا از معیار برابر به‌منظور بررسی اثر تغییر پارامتر بار ۲ بر مازاد بار ۱ استفاده می‌کنیم.
جدول ‏۴‑۴ مقایسه SRP بار ۱ نسبت به IP در سناریوهای الف-۴ و ب-۱ در روش‌های مختلف در شبکه با خوشه‌ای از دو بار

روش

سناریو

SRP

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد در مورد احتضار و حقیقت مرگ در … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

امام محمد باقر (علیه السلام) این گروه را منافقانی معرفی می نمایند که از على (ع) کراهت داشتند و حال آنکه على مورد رضاى خدا و رسول اوست خداوند ولایت على امیر المؤمنین (ع) را در روزهاى جنگ احد و بدر و حنین و تحت شجره و روز ترویه و روز غدیر خم ابلاغ فرمود و در باره ولایت على بیست و دو آیه نازل گردید و پیغمبر اکرم (ص) آن ولایت را در مسجد الحرام و در جحفه و غدیر خم محکم نمود و از آنها عهد و پیمان گرفت.[۵۴۴] در روایت دیگری این گروه بنی امیه معرفی شده اند[۵۴۵] (لعن الله علیهم اجمعین الی یوم الدین).
۴-۴-۲-۲ مستکبرین و کافران
۴-۴-۲-۲-۱ آیه اول (کافران به معاد)
قرآن کریم در سوره مبارکه فرقان حال گروهی را وصف می کند که برای آنها دو ویژگی بیان می نماید: ۱-عدم ایمان به معاد ۲-استکبار در برابر حق. به فرموده قرآن اینان خواستار نزول ملائکه بر خودشان و رویت پروردگار هستند «وَ قَالَ الَّذِینَ لَا یَرْجُونَ لِقَاءَنَا لَوْ لَا أُنزِلَ عَلَیْنَا الْمَلَئکَهُ أَوْ نَرَى‏ رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَکْبرَُواْ فىِ أَنفُسِهِمْ وَ عَتَوْ عُتُوًّا کَبِیرًا».[۵۴۶]

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

به فرموده علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه) ایشان به دلیل اینکه به معاد ایمان نداشتند، چنین درخواستی کرده بودند و از نگاه ایشان این امر محال بود و قصد داشتند با این کار پیامبر را مغلوب خواسته خویش سازند. و البته نمی دانند با این درخواست مرگ خویش را آرزو کرده اند. چراکه رؤیت ملائکه و خداوند در دنیا به آنگونه آن ها خواستارش بودند امکان نداشت و اینان تنها می توانند بعد از مزگ به آروزی خود برسند.[۵۴۷]
در آیه بعد به لحظه رؤیت ملائکه توسط مستکبران اشاره می نماید و می فرماید: «یَوْمَ یَرَوْنَ الْمَلَئکَهَ لَا بُشْرَى‏ یَوْمَئذٍ لِّلْمُجْرِمِینَ وَ یَقُولُونَ حِجْرًا محَّْجُورًا»[۵۴۸] در ارتباط با این آیه چند نکته لازم به ذکر است.
– اول اینکه کلمه «یوم» ظرف است براى جمله «لا بشرى» و کلمه «یومئذ» تاکید آن است و مراد از جمله «لا بشرى» نفى جنس، و مراد از «مجرمین» هر کسى است که متصف به جرم باشد، چیزى که هست در مورد آیه، مقصود جرم شرک است، و مجرمین همان کسانى هستند که امید لقاى خدا را ندارند، که قبلا ذکرشان به میان آمده بود و کلمه «حِجْراً مَحْجُوراً» اصطلاحى بود از مشرکین که هنگام دیدن کسى که از او ترسى داشتند به زبان مى‏آوردند.[۵۴۹]
– دوم اینکه این آیه در موضع جواب از گفتار مشرکین است که گفتند: چرا ملائکه به ما نازل نمى‏شود؟ و چرا پروردگار را نمى‏بینیم جواب نداد، براى اینکه اصل دیدن ملائکه را مسلم گرفته، که روزى هست که کفار ملائکه را ببینند ولى درباره آن هیچ حرفى نزده، و به جاى آن از حال و وضع کفار در روز دیدن ملائکه خبر داده، تا به این معنا اشاره کرده باشد که در خواست دیدن ملائکه به نفعشان تمام نمى‏شود، چون ملائکه را نخواهند دید مگر در روزى که با عذاب آتش روبرو شده باشند، و این وقتى است که نشاه دنیوى مبدل به نشاه اخروى شود، هم چنان که در جاى دیگر نیز به این حقیقت اشاره نموده و فرموده: «ما نُنَزِّلُ الْمَلائِکَهَ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ ما کانُوا إِذاً مُنْظَرِینَ»[۵۵۰].[۵۵۱]
– و نکته سوم اما اینکه این روزى که آیه «یَوْمَ یَرَوْنَ الْمَلائِکَهَ» بدان اشاره دارد چه روزى است؟ آنچه از سیاق به کمک سایر آیات راجع به اوصاف روز مرگ، و بعد از مرگ بر مى‏آید، این است که مراد روز مرگ است. و همین مشاهدات دم مرگ است که قرآن آن را برزخ خوانده، چون در آیات قرآنى دلالت قطعى هست بر اینکه بعد از مرگ و قبل از قیامت ملائکه را مى‏بینند و با آنان گفتگو مى‏کنند.
و از سوى دیگر در مقام مخاصمه در پاسخ کسى که دیدن ملائکه را انکار مى‏کند طبعا باید اولین روزى که ملائکه را مى‏بیند به رخش کشید، و آن روز مرگ است، که کفار با دیدن ملائکه بد حال مى‏شوند، نه اینکه در چنین مقامى دیدن روز قیامت را یاد آور شود با اینکه بارها ملائکه را دیده‏اند و «حِجْراً مَحْجُوراً» را گفته‏اند.[۵۵۲]
۴-۴-۲-۲-۲ آیه دوم (ظالمان)
حال و روز متکبران و کافران در هنگامه قبض روح در سوره مبارکه نحل نیز به تصویر کشیده شده است، آنجا که می فرماید: «الَّذِینَ تَتَوَفَّئهُمُ الْمَلَئکَهُ ظَالِمِى أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوُاْ السَّلَمَ مَا کُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءِ بَلىَ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمُ بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُون»[۵۵۳]این آیه شریفه وصفی است بر حال کافران که در آیه قبل بدان ها اشاره شده است: «إِنَّ الْخِزْىَ الْیَوْمَ وَ السُّوءَ عَلىَ الْکَفِرِین»[۵۵۴] و سپس در آیه بعد از آنها به وصف استکبار و تکبر یاد می کند: «فَادْخُلُواْ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَلِدِینَ فِیهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَکَبرِِّین».[۵۵۵]
– کلمه «سلم» در جمله «فَأَلْقَوُا السَّلَمَ» به معناى استسلام و خضوع و انقیاد است، و ضمیر جمع در «القوا» به کافرین برمى‏گردد و معناى آیه چنین است که: کافران همان کسانى هستند که ملائکه جان هایشان را مى‏گیرند در حالى که سرگرم ظلم و کفر خویشند ناگهان تسلیم گشته خضوع و انقیاد پیش مى‏گیرند، و چنین وانمود مى‏کنند که هیچ کار زشتى نکرده‏اند، ولى در همان حال مرگ، گفتارشان رد شده و تکذیب مى‏شوند و به ایشان گفته مى‏شود: آرى، شما چنین و چنان کردید اما خدا به آنچه مى‏کردید قبل از اینکه به این ورطه یعنى مرگ بیفتید آگاه بود.[۵۵۶]
– جناب صدرالحکماء و المتألهین در ارتباط با قبض ارواح کافران و ظالمان در تفسیر شریفشان می فرمایند که ملائکه مأمور قبض به آنها از اطرافیانشان نزدیک ترند ولکن رؤیت نمی شوند و امر قبض ارواح ایشان برای اطرافیانشان قابل درک نمی باشد چرا که رؤیت چنین پدیده هایی نیاز به وجود نگاه باطن بین است، تا بتواند شدت عذاب و گفتاز ملائکه را با ایشان درک کند و ببیند.[۵۵۷]
– همانطور که در آیه شریفه ذکر گردیده کافران با دیدن حقیقت داشتن آنچه بدان کفر می ورزیدند، به حالت زاری و التماس می افتند و به ملائکه قبض روح می گویند ما کار زشتی نکرده ایم. این سخن به نظر می رسد چند وجه داشته باشد.
شاید وجه این سخن این باشد که ایشان چنان در اعمال زشت خویش غرق بوده اند که هیچ احساس نمی کردندکه اعمالشان شر و بدی است و شیطان چنان اعمالشان را برایشان زینت داده است که حتی در آن دم آخر که همه چیز برایشان آشکار شده نیز به کفرشان ادامه می دهند و آن را توجیه می کنند.
و یا اینکه اینان آنقدر زشتی و پلیدی با وجودشان متحد گشته که هر دم و در هر سخنی کذب و دروغ بر زبانشان جاری می شود، حتی آن دم که ملائکه عذاب و قبض روح را نیز مشاهده می نمایند نمی توانند دست از دروغ گویی خویش بر دارند.
وجه دیگری نیز می تواند وجود داشته باشد، و آن اینکه، ایشان با رؤیت قهر و غلبه و عذاب الهی، آنچنان دلهره و هراسی در وجودشان می افتد، که برای رهایی خود به هر مستمسکی چنگ زده و تقلا می نمایند، و چه بسا با علم به اینکه حقیقت اعمالشان چه بوده و با انکار آن چیزی از بین نمی رود، در عین حال، به هر طریقی در فکر رهایی و نجات خویشند.
۴-۴-۲-۲-۳ آیه سوم (افترا زنندگان به خدا)
مرگ گروه دیگری از مستکبرین در قرآن کریم مورد توجه است و آن ها کسانی هستند که به خدا نسبت کذب می دهند و ادعای وحی و نبوت می کنند. اینان به فرموده آیه کریمه دو ویژگی دارند: ۱-بر خدا دروغ می بندند ۲-متکبرند. «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْترََى‏ عَلىَ اللَّهِ کَذِبًا أَوْ قَالَ أُوحِىَ إِلىَ‏َّ وَ لَمْ یُوحَ إِلَیْهِ شىَ‏ْءٌ وَ مَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَ لَوْ تَرَى إِذِ الظَّلِمُونَ فىِ غَمَرَاتِ المَْوْتِ وَ الْمَلَئکَهُ بَاسِطُواْ أَیْدِیهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَکُمُ الْیَوْمَ تجُْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا کُنتُمْ تَقُولُونَ عَلىَ اللَّهِ غَیرَْ الحَْقّ‏ِ وَ کُنتُمْ عَنْ ءَایَتِهِ تَسْتَکْبرُِون».[۵۵۸]
آیه شریفه به روشنی عقیده این گروه و نوع قبض روحشان و مکالمه ملائکه با ایشان را بیان نموده است، ما نیز برای تبیین بیشتر به ذکر چند نکته اکتفا می نماییم.
– ابتدا اینکه لفظ «غمر» در اصل لغت به معناى پوشانیدن و پنهان کردن چیزى است به طورى که هیچ اثرى از آن آشکار نماند، و لذا آب بسیار زیادى را که ته آن پیدا نیست و همچنین جهالت دائمى و نیز گرفتارى و شدتى را که احاطه به انسان داشته و از هر طرف راه نجات از آن مسدود باشد «غمر» مى‏گویند، و در آیه مورد بحث به همین معناى آخرى است.
– کلمه «هون» و «هوان» به معناى ذلت است. و «بسط ید» گر چه معنایش روشن است الا اینکه در اینجا مقصود از آن، معناى کنایى آن است که البته به اختلاف موارد مختلف مى‏شود، مثلا بسط ید در یک شخص توانگر به معناى بذل و بخشش مال و احسان به مستحقین است، و بسط ید در یک زمامدار قدرت بر اداره امور مملکت است بدون اینکه مزاحمى در کارش باشد، و بسط ید در یک مامور و مجرى دستور دولت در باره یک مجرم به معناى زدن و بستن و شکنجه کردن آن مجرم است. بنا بر این، بسط ید ملائکه به معناى شروع به عذاب گناهکاران و ستمگران است.
– دیگر اینکه از ظاهر سیاق آیه به دست مى‏آید آن کارى که ملائکه بر سر ستمگران درمى‏آورند همان چیزى است که جمله «أَخْرِجُوا أَنْفُسَکُمُ الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ» آن را بیان و حکایت مى‏کند، چون این جمله حکایت قول ملائکه است نه قول خداى سبحان، و تقدیر آن این است که:ملائکه این کلام را در هنگام گرفتن جان آنان مى‏گویند، و بطورى سخت جانشان را مى‏گیرند که در دادن جان عذاب دردناکى را مى‏چشند.
این عذاب جان دادن ایشان است، هنوز عذاب قیامتشان در پى است، هم چنان که فرموده: «وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ»[۵۵۹] پس مراد از «الیوم- روز» در جمله «الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ» روز فرا رسیدن مرگ است که در آن روز عذاب دردناکى جزا داده مى‏شوند، هم چنان که مقصود از برزخى که در آیه سابق الذکر بود همان روز است.
– و نیز مراد از «ظالمین» کسانى هستند که یکى از آن سه گناه را که خداوند آنها را از شدیدترین ظلمها دانسته مرتکب شوند، و آن سه گناه عبارت بود از: دروغ بستن بر خدا، ادعاى نبوت به دروغ و استهزاء به آیات خداوندى.
– دیگر اینکه امرى که در جمله «أَخْرِجُوا أَنْفُسَکُمُ» است، امرى است تکوینى، زیرا به شهادت آیه «وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْیا»[۵۶۰] مرگ انسان مانند زندگیش در اختیار خود او نیست تا صحیح باشد به امر تشریعى مامور به بیرون کردن جان خود شود، پس این امر، امرى تکوینى است که ملائکه یکى از اسباب آن است.
– تعبیر «أَخْرِجُوا أَنْفُسَکُمُ» استعاره به کنایه است، و منظور از آن قطع علاقه روح است از بدن، چراکه جان آدمى در اختیار خودش نیست و اصولا روح از جسمانیات نیست تا در بدن مادى جاى گیرد- بلکه سنخ دیگرى از وجود را دارا است که یک نحوه اتحاد و تعلقى به بدن دارد.
با این توضیحات معنای آیه اینگونه خواهد بود: اى پیغمبر اى کاش این ستمکاران را مى‏دیدى در آن موقعى که در شداید مرگ و سکرات آن قرار مى‏گیرند و ملائکه شروع مى‏کنند به عذاب دادن ایشان در قبض روحشان و به ایشان خبر مى‏دهند که بعد از مرگ هم در عذاب واقع شده و به کیفر قول به غیر حق و استکبار از آیات خداوند دچار هوان و ذلت مى‏گردند.[۵۶۱]
صدرالحکماء در توضیح این اینگونه می فرمایند:
۴-۴-۲-۳ مستضعفین قاصر
در مرام قرآن همان مقدار که ظلم به مردم مذموم است ظلم به خویشتن نیز مورد نکوهش واقع می شود. تا جایی که از جمله گروه هایی که دارای مرگ سخت و دردناک می باشند، آن هایی هستند که به خویشتن ظلم کرده و خود را از نعمت آسایش و آزادی در زندگی و دینداری محروم کرده اند تا آن جا که بخاطر محیط و اجتماعی که در آن می زیسته اند وادار به استضعاف و گناه شده اند.
در ارتباط با ایشان قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ الَّذینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَهُ ظالِمی‏ أَنْفُسِهِمْ قالُوا فیمَ کُنْتُمْ قالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفینَ فِی الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَهً فَتُهاجِرُوا فیها فَأُولئِکَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصیرا»[۵۶۲]
چند نکته در این آیه به نظر می رسد، که اشاره به آن ها خالی از لطف نیست. اولین چیزی که تبیین آن به فهم بهتر منظور آیه کمک می کند معنای «ظلم» است. حضرت علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه) با توجه به سیاق آیات و همچنین نظر به آیه شریفه «لَّعْنَهُ اللَّهِ عَلىَ الظَّالِمِینَ* الَّذِینَ یَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ وَ یَبْغُونهََا عِوَجًا وَ هُم بِالاَْخِرَهِ کَافِرُون»[۵۶۳] در ارتباط با معنای «ظلم» می فرمایند: مراد از ظلم، ظلم به نفس است و منشأ آن این است که آدمى با معارف دین صحیح بر خورد نکند و آنچه مى‏شنود تحریف شده و یا تهمت و دروغ باشد.[۵۶۴]
دیگر اینکه «قالُوا فِیمَ کُنْتُمْ» یعنى از نظر دیندارى در چه وضعى قرار داشتید؟ و در این آیه دلالتى فى الجمله و سربسته هست بر صحنه‏اى که در زبان روایات از آن تعبیر شده به سؤال قبر، و فرموده‏اند که فرشتگان خداى تعالى از هر کسى که از دنیا مى‏رود و او را دفن مى‏کنند سؤالهایى پیرامون دین او و عقائدش از او مى‏کنند.
و اینها که مورد سؤال قرار مى‏گیرند، کسانى هستند که از جهت دین وضع خوبى نداشتند و لذا در پاسخ ملائکه به جاى اینکه حال خود را شرح بدهند، سبب آن را ذکر مى‏کنند، و آن سبب این است که در زندگى در سرزمینى زندگى مى‏کرده‏اند که اهل آن مشرک و نیرومند بودند و این طائفه را استضعاف کرده، بین آنان و بین اینکه به شرایع دین تمسک جسته و به آن عمل کنند حائل شدند.
و چون استضعاف این مستضعفین بطور مطلق نبوده، استضعافى بوده که خودشان خود را به آن دچار کردند و مى‏توانستند با کوچ کردن از سرزمین شرک به سرزمین دیگر خود را از آن برهانند، لذا فرشتگان ادعاى آنان را که گفتند: ما مستضعف بودیم تکذیب مى‏کنند و مى‏گویند: زمین خدا فراخ‏تر از آن بود که شما خود را در چنان شرائط قرار دهید، شما مى‏توانستید از حومه استضعاف درآئید و به جاى دیگر کوچ کنید، پس شما در حقیقت مستضعف نبودید.
پس جمله: «أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَهً فَتُهاجِرُوا فِیها» استفهامى است توأم با سرزنش، هم چنان که سؤال «فِیمَ کُنْتُمْ» نیز این سرزنش را در بر دارد، ممکن هم هست بگوئیم:
استفهام اول براى تقریر است، یعنى به راستى مى‏خواهند بپرسند چه وضعى داشته‏اند، چون این سؤال از ملائکه موکل بر قبض ارواح اختصاص به ظالمین ندارد، بلکه همانطور که از آیات سوره نحل نیز استفاده شد، این سؤال را از همه مى‏کنند، چه متقین و چه غیر ایشان، و به راستى مى‏خواهند بفهمند که این شخص که دارند جانش را مى‏گیرند، از کدام طائفه بوده، و وقتى معلومشان شد که از ظالمین بوده، آن وقت به عنوان سرزنش مى‏پرسند:” أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَهً”، پس استفهام دوم به هر حال توبیخى است، چه اینکه اولى نیز توبیخى باشد و چه نباشد.[۵۶۵]
فصل پنجم
مسائل پیرامون احتضار و مرگ
۵-۱ مسأله ترس از مرگ و شوق به آن
۵-۱-۱ ترس از مرگ
گذشت که مرگ امری وجودی و از مخلوقات خدای متعال است، و از خواص هر موجودی این است که در تزاحم با موجودات دیگر، آثاری از خود برجا می گذارد. مرگ نیز امری وجودی است و منشأ بسیاری از تغییر و تحولات در عالم است. یکی از این امور بوجود آمدن خوف یا شوق نسبت به مرگ است.
مرگ امر حقی است که هیچ شبهه و اشکالی در آن نیست، با وجود این انسان ها با آن به مانند امری برخورد می کنند که گویی هرگز به سراغشان نخواهد آمد. دلیل این امر کراهت از فنا دو حب به بقاست. در حقیقت حب به بقاء در فطرت و ذات انسان نهاده شده است.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 162
  • 163
  • 164
  • ...
  • 165
  • ...
  • 166
  • 167
  • 168
  • ...
  • 169
  • ...
  • 170
  • 171
  • 172
  • ...
  • 732
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

 جذابیت بدون تغییر شخصیت
 بهینه‌سازی تجربه کاربری
 علائم غفلت در رابطه
 آموزش ابزار لئوناردو
 ابراز احساسات سالم
 درآمد از پست‌های شبکه‌های اجتماعی
 شغل‌های پردرآمد اینترنتی
 مراقبت از پنجه‌های سگ
 تدریس آنلاین طراحی داخلی
 درآمد از نظرسنجی آنلاین
 فروش تم‌های وردپرس
 فرصت‌های درآمد آنلاین
 درآمد کانال‌های تلگرام
 تحقیق کلمات کلیدی
 عفونت گوش گربه
 مشکلات گوارشی گربه
 چالش‌های رابطه عاطفی
 درآمد از کارگاه‌های آنلاین
 طوطی‌های سخنگو
 انتخاب اسم خرگوش
 پست مهمان موفق
 حسادت در رابطه
 درمان اسهال سگ
 فروشگاه آنلاین محصولات خاص
 شیر برای گربه
 اپلیکیشن‌های پولساز
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • مقاله های علمی- دانشگاهی – ۴-۳-۲-نظریه های تعهد سازمانی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود پایان نامه و مقاله – قسمت 2 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع بررسی تطبیقی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود فایل های پایان نامه در رابطه با تدوین نقشه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • راهنمای نگارش پایان نامه درباره تز- فایل ۳ - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه در رابطه با اثرات الکترون های ابر گرم بر امواج صوتی غبار در پلاسمای … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع علمی پایان نامه : دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد تحولات … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد بررسی تطبیقی جایگاه زن … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقطع کارشناسی ارشد : بررسی رابطه بین ساختار سرمایه و بازده غیر عادی با ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با بررسی نقش واسطه‌ای ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان