سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد :نقش مؤلفه‌های ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۱۲۶۹۳۲۵

۲٫۴

روستایی

۲۳۷۵۲۸۴۸

۱۲۱۱۵۴۹

۵٫۱

(منبع: سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور)
نرخ رشد جمعیت در گیلان به طور پیوسته کمتر از رشد کل کشور مانده‌است، میانگین رشد جمعیت استان گیلان در دوره پنج ساله۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ با اختلاف ۰٫۶۷ درصدی نسبت به کل کشور، ۰٫۶۲ درصد بود. میانگین کل ایران، ۱٫۲۹ درصد می‌باشد. از سوی دیگر تراکم جمعیت (شمار ساکنین در کیلومتر مربع) در گیلان همیشه بالاتر از متوسط کل کشور بوده‌است. این رقم در حال حاضر ۱۷۷ در مقابل ۴۶ نفر در کیلومتر مربع کل کشور می‌باشد. بُعد خانوار در گیلان، با ۳٫۲ نفر در هر خانواده، کم‌ترین میزان در کل کشور را داراست. میانگین کشوری ۳٫۵۵ نفر در هر خانواده می‌باشد. از سوی دیگر گیلان با ۸٫۱ درصد در گروه سنی ۶۵ سال و بالاتر مسن‌ترین استان کشور است. بیش از ۴۸ درصد مردم در روستاها زندگی می‌کنند. جمعیت متوسط روستا در گیلان همواره از متوسط کشور بالاتر بوده‌است. در سال ۱۳۷۵ این رقم برای گیلان ۴۴۱ و برای کشور ۳۳۸ بود. در گیلان به طور متوسط در هر ۵٫۲ کیلومتر مربع یک سکونتگاه وجود دارد که این رقم برای کل کشور ۲۴٫۲ است. در حال حاضر ۳۴٫۵ درصد از جمعیت گیلان زیر ۱۵ سال و ۵۹٫۸ درصد آنان بین ۱۵ تا ۶۴ سال دارند و ۵٫۷ درصد بالای ۶۵ سال. مقایسه نسبت افراد زیر ۱۵ سال در سرشماریهای مختلف نشان می‌دهد جمعیت در حال پیر شدن است و ساختار سنی در حال متوازن‌تر شدن است . بنا به سرشماری سال ۱۳۹۰، گیلان و خراسان شمالی تنها استانهایی از کشور بودند که نسبت تعداد زنان کمی بیشتر از مردان بوده و ساختار جنسیتی گیلان هم با نوسان نسبت مرد/زن در بازه ۱۰۲٫۵ و ۱۰۴٫۳ در برابر هر ۱۰۰ مرد متوازن است. با توجه به روندهای مهاجرتی و سرشماریهای قبلی این رقمها قابل قبولند. در ۱۳۷۵ ؛ ۵۶٫۳ درصد مردان و ۶۱ درصد زنان بالای ده سال ازدواج کرده بودند که نسبت به بیست سال قبل اندکی کاهش را نشان می‌دهد. در سال ۱۳۸۵ تعداد روستاهای مسکون به ۲۹۳۵ کاهش یافت چرا که ۸ روستای بزرگ به شهر تبدیل شدند و ۲۴۱ روستا خالی از سکنه و متروکه گشتند. نرخ باروری (تعداد زایمان زنده در ۱۳۸۵ برای هر ۱۰۰۰ زن در سن تولید مثل) در گیلان ۱٫۴۴ و نرخ تولد خام در کل استان ۱۳٫۸ محاسبه شده‌است. در بازه ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ ؛ ۱۷۷۰۷۷ نفر از گیلان مهاجرت کرده و ۲۰۲۳۸۶ از سایر استانها بدان مهاجرت نمودند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

شهرها و روستاهای استان گیلان
همانگونه که قبلاً نیز اشاره شد استان گیلان با وسعت کمی بیش از ۱۴ هزار کیلومتر مربع جزء کوچکترین استان‌های کشور است، اما با جمعیتی معادل ۲٫۵ میلیون نفر و اسکان ۱۷۷ نفر در کیلومتر مربع دومین استان متراکم کشور بعد از پایتخت می‌باشد. اسکان این تعداد جمعیت در فضای محدود استان منجر به ایجاد مراکز جمعیتی متعدد و متراکم شده است، در حالی که استان گیلان تنها ۰٫۸ درصد از وسعت کشور را به خود اختصاص داده است، اما با توجه به تعداد جمعیت ساکن، تعداد سکونت‌گاه‌های روستایی و شهری این استان به مراتب بیش از میزان وسعت اشغال شده در کشور است. همچنین میانگین فاصله‌ی هر روستا با روستای بعدی در کشور به طور میانگین ۲۲ کیلومتر بوده که این فاصله در استان گیلان ۵ کیلومتر می‌باشد. امتداد و اتصال شهرهای این استان به شکلی است که تفکیک آن حتی برای افراد بومی نیز دشوار است.
به نحوی که اگر از چابکسر در شرق گیلان وارد این استان شوید و تا آستارا در غرب گیلان را طی نمایید، از تعداد زیادی شهرستان، شهر، بخش و روستا عبور خواهید کرد و اگر تابلوها و علائم اخباری در خصوص معرفی و خیر مقدم شهر یا روستای مذکور وجود نداشته باشد، به احتمال شما خود را در یک شهر یا شهرستان تصور می‌نمایید. این در حالی است که شما کل استان گیلان را طی نموده اید.
جدول ‏۳‑۲ شرایط و تراکم شهرها و روستاهای استان را نسبت به کشور نشان‌ داده است.
جدول ‏۳‑۲: آمار و اطلاعات تقسیمات سیاسی کشور و استان گیلان (۱۳۹۰)

کشور

گیلان

درصد استان به کشور

مساحت (کیلومتر مربع)

۱۶۴۸۱۹۵

۱۴۰۴۴

۰٫۸

تعداد شهرستان

۴۰۷

۱۶

۳٫۹

تعداد شهر

۱۲۲۴

۵۲

۴٫۳

نظر دهید »
پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد بررسی مزیت نسبی ارزش ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۴-۵ جمعبندی
این فصل در ابتدا با بررسی تغییرات ساختاری بخشهای اقتصادی چه در حالت ۴ بخشی و چه در ۱۵ بخش پرداخته و در ادامه به بررسی مزیتهای نسبی ارزش افزودهای برای ۴ بخش و ۱۵ بخش و ۷۲ فعالیت پرداخته است. در ادامه به تحلیل مقایسهای مزیتهای منطقهای و جهت‌گیری‌های آمایش با بهره گرفتن از پرسش‌نامه از نظر کارشناسان برنامه ریزی استان نظرخواهی کرده است.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

نتایج متوسط شاخص تغییرات ساختاری برای ۴ بخش عمده اقتصادی در برنامههای سوم و چهارم توسعه بیانگر آن است که هر چهار بخش در هر دو برنامه سوم و چهارم توانستهاند سهم خود را از ارزش افزوده‌ایجاد شده در کل کشور نسبت به سال پایه افزایش دهند. برای سایر بخشها این شاخص مثبت است. نتایج متوسط شاخص تغییرات ساختاری برای ۱۵ بخشهای گانه اقتصادی در برنامهی سوم نشان می‌دهد که به‌جز بخش ماهیگیری، شاخص تغییرات ساختاری مقداری مثبت برای سایر بخشها نشان میدهد. در برنامه چهارم همه تغییرات ساختاری در همه ۱۵ بخش مثبت میشود.
محاسبه های شاخص مزیت نسبی آشکار شده به تفکیک ۴ بخش عمده اقتصادی در استان لرستان بیانگر این است که در برنامه سوم و چهارم بخش کشاورزی به مراتب دارای مزیت نسبی ارزش افزودهای بالاتری نسبت به سایر بخش‌های اقتصادی بوده است و پس از این بخش، بخش خدمات قرار دارد. این در حالی است که شاخص مزیت نسبی آشکار شده متقارن (SRCA)، عدم وجود مزیت نسبی را برای بخشهای صنعت و معدن و ساختمان، آب، برق و گاز در این دو برنامه نشان می‌دهد. روند تغییرات شاخص تا پایان دوره به گونهای است که بخشهای خدمات که دارای مزیت است و بخش ساختمان، آب، برق و گاز که همچنان فاقد مزیت در استان است ارتقاء در مزیت به وجود آمده، لیکن بخشهای کشاورزی که همچنان دارای مزیت است و بخش صنعت و معدن دچار افت مزیت شدهاند.
بررسی یافته های محاسبه های مربوط به مزیت نسبی ارزشافزودهای فعالیت‌های اقتصادی استان لرستان به تفکیک ۱۵ بخش نشان می‌دهد که فعالیت‌های هتل و رستوران، حمل و نقل، انبارداری و ارتباطات، تأمین آب و برق، صنعت، واسطهگریهای مالی و معدن به طور کلی در هر دو برنامه فاقد مزیت هستند. این در حالی است که فعالیت‌های عمده‌فروشی و خرده‌فروشی، ساختمان و سایر خدمات عمومی از مزیت نسبتا‌ً پایینی در هر دو برنامه برخوردار هستند. علاوه بر اینها فعالیت‌های مستغلات، کرایه و خدمات کسب و کار و ماهیگیری که در ابتدای برنامه سوم توسعه فاقد مزیت بودند در انتهای این برنامه و در برنامه چهارم توسعه دارای مزیت نسبی هستند. بدین ترتیب فعالیت‌های آموزش، کشاورزی، بهداشت، اداره عمومی در هر دو برنامه و ماهیگیری در انتهای برنامه سوم و در کل برنامه چهارم دارای مزیت نسبی نسبت به سایر فعالیتها در استان لرستان هستند.
فعالیت‌های ساخت چوب و محصولات چوبی، جنگلداری، ماهیگیری و دامداری، مرغداری، پرورش کرم ابریشم و زنبورعسل و شکار در هر دو برنامه جزء دسته اول (دارای SRCA بزرگ‌تر از ۰٫۵+) بوده است و فعالیت‌های دسته دوم از ۲۲ فعالیت در برنامه سوم به ۲۵ فعالیت در برنامه چهارم افزایش یافته است. تعداد فعالیت فاقد مزیت در برنامه چهارم نسبت به برنامه سوم کاسته شده است. آموزش متوسطه عمومی و خصوصی فعالیتی است که در برنامه سوم دارای مزیت بوده است و در برنامه چهارم فاقد مزیت است. فعالیت‌های بهداشت و درمان خصوصی، خدمات واحدهای مسکونی شخصی، آموزش عالی خصوصی، امور عمومی، آموزش بزرگسالان خصوصی که در برنامه سوم از عدم مزیت نسبی برخوردار بودهاند، در برنامه چهارم از جمله فعالیت‌های مزیتدار شدهاند.
فصل پنجم
خلاصه، نتایج و پیشنهادها
۵-۱. مقدمه
با توجه به اهمیت ویژه تخصیص بهینه منابع و امکانات در برنامههای توسعه اقتصادی و در جهت تدوین استراتژیهای بلندمدت توسعه در ایجاد برنامههای ملی و منطقهای، توجه به قابلیت‌ها و توانمندیهای استان‎های مختلف کشور امری ضروری است. در این مطالعه نیز در راستای جهتگیریهای آمایش سرزمین، به بررسی مزیتهای نسبی ارزشافزودهای بخشهای اقتصادی در لرستان پرداخته شده است. لذا فصل اول، کلیات و اهداف تحقیق بررسی و در فصل دوم به مبانی نظری و مروری بر ادبیات موضوع تحقیق یعنی مباحث مربوط به آمایش سرزمین، برنامه ریزی منطقهای و مزیت نسبی پرداخته و همچنین به برخی مطالعه های تجربی انجام شده در این خصوص نیز اشاره شده است. در ادامهی فصل نیز به تحلیل وضعیت اقتصادی استان لرستان در دوره مورد بررسی اختصاص یافته است.
شرح کلی و تفصیلی تکنیک مورد استفاده در این مطالعه یعنی روش مزیت نسبی آشکار، با معرفی مستندات علمی آن‌، در فصل سوم انجام گرفته است.
مطالب فصل چهارم به تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق اختصاص داشت و اطلاعات برای مقاطع زمانی مورد بررسی با بهره گرفتن از شاخصهای مورد بحث، تجزیه و تحلیل شدند.
در فصل حاضر، ضمن جمعبندی یافته های تحقیق و ارائه خلاصهای از مطالب طرح شده، نتیجهگیری کلی در خصوص موضوع مورد بحث صورت میگیرد. همچنین در ادامه به برخی توانمندیها و قابلیت‌های استان لرستان در روند توسعه بلندمدت اشاره میشود. این قابلیت‌ها و ویژگیها سبب ایجاد مزیتهای متعددی برای لرستان گردیده است که فرایند پیشرفت و توسعه آن را تسهیل مینمایند.
۵-۲ خلاصه
آمایش سرزمین را به عبارتی جامع، میتوان مهندسی ترتیبات بهینه از ظرفیت‌های اجتماعی و طبیعی تعبیر کرد. بدین ترتیب مقوله آمایش سرزمین به معنای ایجاد تعامل میان انسان، فضا و فعالیت، براساس سه ملاحضه اساسی زیر شکل میگیرد:
ظرفیتها و قابلیت‌ها و موانع و تنگناها که تعیینکننده تخصصها و عملکردهای اصلی اقتصادی و اجتماعی میباشند.
ساختار فرهنگی منطقه که ناظر بر مشخصه های اعتقادی و رفتاری حامعه میباشد وبیان کننده خصوصیات عامل انسان در توسعه است.
موقعیت منطقهای که بیان کننده ویژگیهای، سرزمین است و خصوصیات فضا را در جهتگیریهای توسعه در نظر میگیرد.
با در نظر گرفتن ملاحضات فوق، استفاده بهینه از مزیتهای مختلف کشور و ایجاد تدابیر و راهبردهای مناسب جهت رقابتی کردن این مزیتها، با اولویت مزیتهای منابع انسانی، موقعیت جغرافیایی، و سایر امکانات طبیعی محقق میشود. این امر مستلزم شناخت مزیتهای نسبی منطقهای و جهت‌دهی فعالیتهای اقتصادی، سرمایه های فیزیکی و تأمین نیروی انسانی متخصص متناسب با آن میباشد.
۵-۳ نتیجه‌گیری
یافته های به دست آمده از متوسط شاخص تغییرات ساختاری برای ۴ بخش عمده اقتصادی در برنامه‏های سوم و چهارم توسعه بیانگر آن بود که هر چهار بخش در هردو برنامه توانستهاند سهم خود را از ارزش افزوده ایجاد شده در لرستان نسبت به سال پایه افزایش دهند و شاخص تغییرات ساختاری در آن‌ها با تغییرات مثبتی همراه است. بررسی یافته های حاصل از محاسبه شاخص تغییرات ساختاری در برنامه سوم برای بخشهای ۱۵ گانه اقتصادی نشان داد که شاخص تغییرات ساختاری به‌جز بخش ماهیگیری در برنامه سوم، در هر دو برنامه برای تمامی ۱۵ بخش مثبت بوده است. که نشان دهنده افزایش سهم ارزش افزوده ۱۵ بخش به استثنای بخش ماهیگیری در برنامه سوم، در هردو برنامه در استان لرستان نسبت به سال پایه بوده است.
محاسبات شاخص مزیت نسبی آشکار به تفکیک ۴ بخش عمده اقتصادی در استان لرستان بیانگر این بوده، که در برنامههای سوم و چهارم بخش کشاورزی به مراتب دارای مزیت نسبی ارزش افزودهای بالاتری نسبت به سایر بخش‌های اقتصادی بوده است و پس از این بخش، بخش خدمات قرار داشته است. این در حالی است که شاخص مزیت نسبی آشکار شده متقارن (SRCA)، عدم وجود مزیت نسبی را برای بخشهای صنعت و معدن و ساختمان، آب، برق و گاز در این دو برنامه نشان داده است. روند تغییرات شاخص تا پایان دو برنامه به گونهای بوده که بخشهای کشاورزی و خدمات دارای مزیت و بخشهای ساختمان، آب، برق و گاز فاقد مزیت استان بودهاند
بررسی یافته های محاسبات مربوط به مزیت نسبی ارزش افزودهای فعالیتهای اقتصادی استان لرستان به تفکیک ۱۵ بخش نشان دهنده که فعالیتهای هتل و رستوران، حمل و نقل، انبارداری و ارتباطات، تأمین آب و برق، صنعت، واسطهگریهای مالی و معدن به طور کلی در هر دو برنامه فاقد مزیت میباشند. این در حالی است که فعالیتهای عمده‌فروشی و خرده‌فروشی، ساختمان و سایر خدمات عمومی و نیز از مزیت نسبتاً پایینی در هر دو برنامه برخوردار میباشند. علاوه بر اینها فعالیتهای مستغلات کرایه و خدمات کسب و کار و ماهیگیری که در ابتدای برنامه سوم توسعه فاقد مزیت بودند میبینیم که در انتهای همین برنامه و در برنامه چهارم توسعه دارای مزیت نسبی میباشند. بدین ترتیب فعالیتهای آموزش، کشاورزی، بهداشت، اداره عمومی در هر دو برنامه و ماهیگیری در انتهای برنامه سوم و در کل برنامه چهارم نسبت به سایر فعالیتها در استان لرستان دارامیباشند.
نتایج نشان میدهد فعالیتهای ساخت چوب و محصولات چوبی، جنگلداری، ماهیگیری و دامداری، مرغداری، پرورش کرم ابریشم و زنبور عسل و شکار در هر دو برنامه جزء دسته اول (دارای SRCA بزرگتر از ۰٫۵+) بوده است و فعالیتهای دسته دوم از ۲۲ فعالیت در برنامه سوم به ۲۵ فعالیت در برنامه چهارم افزایش یافته است. و از تعداد فعالیت فاقد مزیت در برنامه چهارم نسبت به برنامه سوم کاسته شده است. همچنین آموزش متوسطه عمومی خصوصی از فعالیتهایی که در برنامه سوم از مزیت و در برنامه چهارم از عدم مزیت برخوردار بوده است. از فعالیتی که در برنامه سوم از عدم مزیت نسبی برخودار میباشند، فعالیت‎های بهداشت و درمان خصوصی، خدمات واحدهای مسکونی شخصی، آموزش عالی خصوصی، امور عمومی، آموزش بزرگسالان خصوصی در برنامه چهارم شامل گروه دوم و از جمله فعالیتهای مزیتدار قرار گرفتهاند.
نتایج حاصل از سؤال در مورد میزان سرمایه‌گذاری در تولید در برنامه سوم و چهارم توسعه از کارشناسان برنامه ریزی استان ، نشان دهنده گرایش نظرات به پایین بودن سرمایهگذاری در این دوران بوده است.
نتایج حاصل از سؤال در مورد پیشرفت شیلات در برنامه سوم و چهارم توسعه از کارشناسان، نشان دهنده گرایش نظرات کارشناسان برنامه ریزی استان به بالا بودن پیشرفت شیلات در استان در این دوران بوده است.
نتایج حاصل از سؤال در مورد بهبود کیفیت خاک در برنامه سوم و چهارم توسعه از کارشناسان برنامه ریزی استان نشان دهنده گرایش نظرات آنها به متوسط به پایین بودن بهبود کیفیت خاک در این دو برنامه بوده است.
نتایج حاصل از سؤال در مورد بهبود و اصلاح بذر و شیوه های کشت در برنامه سوم و چهارم توسعه نشان دهنده گرایش نظرات کارشناسان برنامه ریزی استان به متوسط به بالا بودن بهبود و اصلاح بذر و شیوه های کشت در این دو برنامه بوده است.
نتایج حاصل از سؤال در مورد بهبود سیستمهای آبیاری در برنامه سوم و چهارم توسعه از کارشناسان برنامه ریزی استان، نشان دهنده گرایش نظرات آنهابه متوسط به بالا بودن بهبود سیستمهای آبیاری در این دو برنامه بوده است.
نتایج حاصل از سؤال در مورد پیشرفت بخش رستوران در برنامه سوم و چهارم توسعه نشان دهنده گرایش نظرات کارشناسان برنامه ریزی استان به متوسط به بالا بودن پیشرفت بخش رستوران در این دو برنامه بوده است.
نتایج حاصل از سؤال در مورد پیشرفت فعالیت‌های هتلداری در برنامه سوم و چهارم توسعه از کارشناسان برنامه ریزی استان بوده نشان دهنده گرایش نظرات آنها به متوسط بودن پیشرفت فعالیت‌های هتلداری در این دو برنامه بوده است.
نتایج حاصل از سؤال در مورد سرمایهگذاری حمل و نقل جادهای در برنامه سوم و چهارم توسعه از کارشناسان برنامه ریزی استان نشان دهنده گرایش نظرات آنها به بالا بودن سرمایهگذاری در این دو برنامه بوده است.
نتایج حاصل از سؤال در مورد سرمایهگذاری حمل و نقل ریلی در برنامه سوم و چهارم توسعه از کارشناسان برنامه ریزی استان نشان دهنده گرایش نظرات آنها به پایین سرمایهگذاری در این دو برنامه بوده است.
نتایج حاصل از سؤال در مورد پیشرفت بخش معدن در حوزه سنگ‌های تزیینی در دوره مورد نظر کارشناسان برنامه ریزی استان نشان دهنده گرایش نظرات آنها به این امر به سمت متوسط به پایین در این دو برنامه بوده است.

نظر دهید »
منابع پایان نامه درباره :بررسی و مقایسه ی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

فعل «رفتن بر/ در» و واژهی «راه» دو کلیدواژهی طرحوارهی مسیر هستند.
سعدی: «بسیار سر که در سر مهر و وفا رود»(۲۷۰/۲)؛ «عیبش مکن که بر سر مردم قضا رود»(۲۷۰/۵)؛ «سعدی ملامت نشنود گر جان در این سر میرود»(۲۸۶/۱۰)؛«آخر به سرم گذر کن ای …»(۳۸۶/۲)؛ «آتشی بر سرم از داغ جدایی میرفت»(۹۸/۷)؛ «عمر به نقد میرود در سر گفتوگوی او»(۲۳۰/۶)؛ «چرا نه بر سر و چشم ما گذر دارد»(۳۲۶/۸)؛ «که چنین نرفته باشد همه عمر بر تو حالی»(۱۴۶/۵)؛ «…بر ما جفا رود»(۲۷۰/۱)؛ «بیداد نیکوان همه بر آشنا رود»(۲۷۰/۷)؛«هر کس قلمی رفتهاست بر وی به سر انجامی»(۴۱۸/۲)؛«همه خطای من است آنچه میرود بر من(۴۳۴/۳)؛ «الا بــه راه دیدهی سعدی نظر کنند»(۲۰/۹)؛ «کاین ره که تو میروی سراب است»(۵۷۸/۲۸)؛ «در ره مشتاق پیکان گو بروی»(۷۰/۲) و نیز ابیات ۴۶/۵، ۴۶/۷، ۵۸/۱۱، ۱۱۸/۲، ۱۳۰/۷، ۱۴۶/۲، ۱۷۰/۶، ۲۰۶/۹، ۲۳۰/۴، ۲۳۰/۶، ۲۴۶/۱۱، ۲۵۰/۲، ۲۵۴/۱۰، ۲۷۰/۲، ۲۷۰/۴، ۲۷۴/۸، ۲۸۶/۱۰، ۳۱۰/۲، ۳۱۰/۶، ۳۱۰/۱۰، ۳۳۸/۳، ۳۵۴/۶، ۳۶۶/۹، ۵۳۸/۷، ۵۵۴/۷، ۵۶۲/۲، ۵۹۸/۵، ۶۶۶/۲، ۶۶۶/۸، ۶۸۶/۳ و ۶۸۶/۵٫
حافظ: «کاین چنین رفته است در عهد ازل تقدیر ما»(۱۰/۳)؛ «بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش/ آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت»(۸۲/۳)؛ «که هرچه بر سر ما میرود ارادت اوست»(۵۸/۱)؛ «نروند اهل نظر از پی نابینایی»(۴۹۰/۴)؛ «سعی نابرده در این راه به جایی نرسی»(۲۵۶/۶) و نیز ابیات ۸۲/۱، ۸۲/۶، ۱۲۶/۶؛ ۱۴۶/۴، ۱۷۴/۳ و …
۴-۲-۱-۳٫طرحوارهی مقصد
«رفتن به»، «آمدن به»، «راه بردن/داشتن»، «رسیدن به» کلید واژگان به کار رفته در این طرحواره هستند.
سعدی: «جان عاشق به تماشاگه رضوان نرود»(۱۳۰/۴)؛ «دیدهای را که به دیدار تو دل مینرود…»(۳۳۴/۵)؛ «جایی دلم برفت که حیران شود عقول»(۲۵۰/۲)؛ «روم آنجا که مرا محرم اسرار آنجاست»(۶۱۴/۵)؛ «با همه سعی اگر به خود ره ندهی چه حاصلم؟»(۳۳۸/۴)؛ در غزلهایی با مطلعهای«اگر آن عهد شکن با سر میثاق آید/ جان رفته است که با قالب مشتاق آید»(۱۶۶/۱)؛ «سعدی اینک به قدم رفت و به سر بازآمد»(۴۷۴/۱)؛ «ساعتی کز درو آن سرو روان باز آمد»(۶۹۰/۱)؛ «از این تعلق بیهوده تا به تن چه رسد؟»(۴۳۴/۱)؛ «هرکه را باغچهای هست به بستان نرود/ وانکه مجموع نشسته است پریشان نرود»(۱۳۰/۱»؛ «آن نه عشق است که از دل به دهان میآید/ وان نه عاشق که ز معشوقه به جان میآید»(۳۵۰/۱) و «به کوی لالهرخان هرکه عشقباز آید/ امید نیست که دیگر به عقل بازآید»(۴۵۰/۱) به اقتضای قافیه اغلب ابیات دارای طرحوارهی مقصد میباشند. در مجموع ۱۰۴ بیت در یک چهارم غزلیات سعدی طرحوارهی مقصد را شامل میشود.
حافظ: ۶۴ بیت از یک چهارم غزلیات حافظ دارای طرحوارهی مقصد میباشد: «ره نبردیم به مقصود خود اندر شیراز»(۱۹۰/۸)؛ «دولت آن است که بی خون دل آید به کنار»(۷۴/۴)؛ «ساقیا آمدن عید مبارک بادت»(۱۸/۱) و نیز سه غزل با مطلعهای «ای که با سلسلهی زلف دراز آمدهای»(۴۲۲/۱)، «ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم»(۳۶۶/۱) و «بیا که رایت منصور پادشاه رسید»(۲۴۲) و «مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد»(۱۷۴/۶) به اقتضای قافیه بیشتر ابیات آن دارای طرحوارهی مقصد است.
۴-۲-۱-۴٫ تحلیل شناختی
هدف نظریات حوزهی زبانشناسی شناختی و نیز این پژوهش رسیدن به شناخت است. «روانشناسان باورهای ذهنی را شناخت نامیدهاند. باورهای ذهنی برآمده از تجربه های افراد است که به مرور به شکل قوانین ذهنی لازمالاجرای هر فرد درمیآید. بسیاری از بایدها و نبایدهایی که در روابط فردی به آن قایلایم، برآمده از همین قوانین است»(حکمآبادی و کاظمیان، ۱۳۹۲: ۲۶). برای پرهیز از طولانی شدن مطلب شناخت حاصل از طرحوارههای مبدأ، مسیر و مقصد به صورت نکات کوتاه با شمارهگذاری ارائه میشود:

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۱) کاربرداصطلاح «از دست رفتن»، در حوزهی طرحوارهی مبدأ در شعر هر دو شاعر جلب توجه میکند. در این عبارت «دست» که از اعضای بدن و مفهومی عینی است، به مثابهی نقطهی آغاز حرکت در نظر گرفته شده است. این تصویر عینی حوزهی مبدأ را تشکیل میدهد. حوزهی مقصد همان معنای استعاری این عبارت است؛ یعنی «از تصرف و تملک خارج شدن» یا «نابود شدن».آن چیزی که با این عبارت در ذهن رخ میدهد، میتوان در قالب مدل زیر نشان داد:
در تمام فعالیتها دست به عنوان ابزار کار استفاده میشود. مثلاً در نوشتن، نگهداشتن، کار کردن و … علاوه بر فعالیتهای منفرد در روابط اجتماعی نیز از دست استفاده میشود؛ مثلاً دست دادن؛ دست بوسیدن ودست بالا بردن برای جلب توجه و خداحافظی در برخی موقعیتها جزء آداب اجتماعی است.
در زبان فارسی در ترکیبهای مختلف فعلی یا اسمی «دست» در معانی استعاری متعددی به کار رفته است که تمام آنها را میتوان زیر چتر مفهوم انتزاعی «قدرت» گرد هم آورد. به نمونههایی از این ترکیبها میتوان اشاره کرد: دست خالی(قدرت خرید ندارد)؛ دستش باز است(قدرت زیاد و آزادی عمل دارد)؛ دستش گیر است(آزادی عمل ندارد)؛ تو دست کسی افتادن(به گونهای غیر عامدانه تحت سلطه و قدرت کسی قرار گرفتن)؛ دست از سر کسی برداشتن؛ زیر دست کسی بودن؛ دست به دست هم دادن و … (گلفام و ممسنی،۱۳۸۷: ۱۱۱-۱۰۹).
در غزلیات سعدی و حافظ اصطلاح «از دست رفتن» چندین مورد به کار رفته است؛ اما در محدودهی پژوهش ما یک بار هم برعکس آن، یعنی «به دست آمدن» به کار نرفته است. یعنی هر دو شاعر از نبود قدرت در عاشق و متصف بودن او به ضعف سخن میگویند و کسب قدرت اصلاً مطرح نیست. در این مورد چند نکته میتوان مطرح کرد:

    1. آن چیزی که از «از دست میرود» و ازحوزهی قدرت خارج میشود، مربوط به وجود خود عاشق است، مثل «اختیار من»، «سرسعدی»، «وجود ضعیف» و … چون در فرهنگ عشق، واژهی عاشق با فداکاری معنا مییابد. او باید وجود خود را فدای معشوق کند و حتی مالک خودش هم نباشد.
    1. در تمام موارد ترکیب «از دست رفتن» به کار رفته است نه «از دست دادن» که بیانگر نوعی جبرگرایی در حوزهی عشق است. بنابراین، عاشق هم در عاشق شدن، هم در عشقورزی و هم در قبال معشوق هیچ قدرت و اختیاری حتی بر وجود خود ندارد.
    1. مفهوم «نداشتن قدرت»، از طریق طرحوارهی مبدأ و با فعل «رفتن» و حرف اضافه«از» بیان میشود. چیزی از مبدأ رفت، یعنی قبلاً در آنجا بود. این نکته بیانگر نارضایتی از وضعیت موجود است و نیز میتوان آن را شکل ضعیفتر از نوستالژی دانست که بیانگر رنج و حسرت عاشق نسبت به ایام گذشته ـ زمان قبل از عاشق شدن ـ میباشد.

۲)در قسمت قبل که مفهوم نابودی مطرح شده بود؛ مبدأ به عاشق مربوط میشد. اما «علت به وجود آمدن» و «منشأ اعمال» اگر مربوط به مفهومی منفی باشد ؛ مبدأ آن عاشق است و اگر مفهومی مثبت مد نظر باشد از مبدأ معشوق سرچشمه میگیرد.
۳)در غزلیات سعدی و حافظ خود وجود عاشق به طور کلی یا اعضای بدن او به ویژه سر و چشم بهعنوان مسیر حرکت در نظر گرفته شدهاند: «که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست»(۵۸/۱) و «که بر دو دیدهی ما حکم او روان بودی»(۴۴۲/۷).این میتواند بیانگر این نکته باشد که فرد باید راه رسیدن به خواستههایش را در خود بجوید؛ یعنی خود پلی برای رسیدن به مطلوب شود. درزبان فارسی نیز واژهی سر در معانی استعاری متعددی بهکار میرود. همانگونه که عضو سر از مهمترین اعضای بدن است، در زبان نیز به تبع آن دارای اهمیت و کاربرد زیادی است. درمقالهای که تحلیل آماری از ناماندامها در ضربالمثلهای فارسی صورت گرفت، اصطلاحات حاوی«سر» و «چشم» به ترتیب بالاترین بسامد را به خود اختصاص دادند(زاهدی، ۱۳۹۰: ۵).
سر در این ابیات برای بیان چندین مفهوم انتزاعی مسیر حرکت تلقی شده است:

    1. فداکاری تا پای جان: دانش قراردادی به ما میگوید که هنگام مجازات یک محکوم در قدیم معمولاً سر وی زده میشد. از این رو «سر» مظهر زندگی قرار میگیرد(گلفام و ممسنی،۱۳۸۷: ۱۰۱): «بسیار سر که در سر مهر و وفا رود»(سعدی،۲۷۰/۲).
    1. احساسات: دانش قرار دادی به ما میگوید که هرگاه کسی عصبانی یا به نوعی دچار احساسات شدید میشود، حرارت بدنش بالا میرود و این حرارت بیشتر در قسمت بالای بدن حس میشود. برای همین «سر» مظهر احساسات قرار میگیرد(همان:۱۰۲): «آتشی بر سرم از داغ جدایی میرفت»(سعدی، ۹۸/۷).
    1. احترام: کاربرد اصطلاحات «بالای سر» و «به روی چشم» در زبان عامیانه نشان میدهد که سر و چشم در زبان فارسی در معنای استعاری احترام به کار میروند. شاید به این دلیل که سر مهمترین و حساسترین و به تبع آن عزیزترین عضو برای زندگی انسان است ویا اینکه در بالاترین نقطهی بدن جای دارد: «چرا نه بر سر و چشم ما گذر دارد؟»(سعدی، ۳۲۶/۸).

۴) در غزلیات سعدی و حافظ اضافه های تشبیهی با واژه های «راه» و «طریق»ساخته شده است که در حوزهی طرحوارهی مسیر قرار میگیرند. بسامد کاربرد این واژه در حافظ(۱۱۸مرتبه) بیشتر از سعدی(۸۰ مرتبه) است(صدیقیان، ۱۳۸۷ و صدیقیان و میرعابدینی، ۱۳۶۶: ذیل راه). تفاوت دیگر آن است که حافظ برای حوزهی مقصد عشق واژهی راه را مبدأ قرار میدهد؛ اما در غزلیات سعدی حوزهی مقصد متنوع و متعدد است: «راه نومیدی»(۴۶/۵)، «راه سودا»(۵۹۸/۵)، «طریق وفا»(۳۶۶/۹)، «طریق مصلحت»(۴۶/۷)، «راه عقل»(۲۴۶/۱۱) و …
حافظ بیشتر از سعدی از«راه عشق» سخن میگوید و به توصیف سختیهای آن میپردازد. استعارهی راه بر این نکته تأکید میورزد که عشق صرفاً مقولهای قلبی نیست؛ بلکه در عمل جلوهگر میشود: «سعی نابرده در این راه به جایی نرسی»(۲۵۰/۶).
از نظر حافظ در این راه خطرهاست و مجنون بودن شرط اول قدم محسوب میشود(۴۵۸/۳)؛ وسوسهی اهریمن نیز بسیار است(۳۹۸/۲)؛ قاطعان طریق هم در کمیناند(۲۹۸/۴)؛ روندگان آن ره بلا را طی میکنند اما از نشیب و فراز آن غمی به دل راه نمیدهند(۲۵۸/۲) و مثل جادههای معمولی نیاز به راهنما و کوکب هدایت دارند(۹۴/۶).
این راه برخلاف راه های معمولی ویژگیهای نامعقولی دارد: بیماری بهتر از تندرستی بهکار میآید(۴۳۴/۳)؛ هر شبنمی به صد بحر آتشین تبدیل میشود(۱۲۶/۳)؛ مرحلهی قرب و بعد وجود ندارد(۹۰/۳)؛ سختیهای آن با مرگ پایان نمییابد، بلکه در آن سوی فنا هم صد خطر هست(۳۱۴/۵) و مهمتر اینکه هر راهی مقصدی دارد؛ اما راه عشقی که حافظ از آن سخن میگوید کران ندرد(۱۲۶/۶) و نهایتی برای آن نمیتوان صورت بست(۹۴/۹). از نظر حافظ در عشق حدی برای توقف پیشبینی نشده است؛ برای همین در آن رکود اندیشه و عمل موضوعیت نخواهد داشت و رفتن در این راه برای همهی نسلها، همهی زمانها و مکانها، تازگی و طراوت خود را حفظ خواهد کرد و سرانجام اینکه از نظر حافظ عاقبت کار در این راه محمود است(۳۳۴/۸).
۵)مقصد هم در غزلیات حافظ و هم در غزلیات سعدی به معشوق تعلق دارد. سعدی میگوید: «تا دل به تو پیوستم راه همه بر بستم» (۳۹۰/۷) و حافظ میگوید: «دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد»(۱۷۰/۸). گاهی از نرسیدن به این مقصد سخن میگویند و گاهی این رسیدن مشروط است؛ سعدی: «ما را که ره دهد به سراپردهی وصال» (۱۳۸/۲)؛ «گردنان را به سرانگشت قبولت ره نیست»(۵۳۴/۷). حافظ:«به گرد سرو خرامان قامتت نرسیدم»(۳۲۲/۲)؛ «گر دست رسد در سر زلفین تو بازم»(۳۳۴/۱).
به همان اندازه که حافظ بر روی مسیر و سختیهای راه تمرکز میکند، سعدی به توصیف مقصد آن راه که معشوق است میپردازد. سعدی حتی موقع سخن گفتن از مسیر به پایان آن نظر دارد: «سعدی این ره مشکل افتادهاست در دریای عشق»(۵۳۸/۷) مصرع دوم بیانگر آن است که سعدی دغدغهی پایان رساندن را در سر دارد: «اول آخر در صبوری اندکی پایاب داشت»(۵۳۸/۷) و یا میگوید:«این ره که تو میروی سراب است»(۵۷۸/۲۸) که در واقع از پایان راه میگوید و در مصرع قبل نیز از رفتن در این راه که مقصدش مطلوب نیست و یا حاصلی ندارد، برحذر میدارد: «ای تشنه به خیره چند پویی؟». اگر معشوق را نماد هدف به طور کلی بدانیم، این امر میتواند بیانگر کامیابی سعدی و ناکامی حافظ در زندگی فردی و اجتماعی باشد.
سعدی در توصیف مقصد میگوید که مقصد عاشق -معشوق- باعث تغییر ماهیت مسافر خود –عاشق- میشود و قارون را به گدا تبدیل میکند(۲۷۰/۹)؛ هر کس که به این مقصد برسد امیدی نیست که دیگر به عقل باز آید(۴۵۰/۱)؛ چون این مقصد جایی است که عقول را حیران میکند(۲۵۰/۲)؛ اندیشه دانا به این مقصد راهی ندارد(۱۱۸/۵). این مقصد نه تنها در کوچهی بن بست واقع شده: «خواستم تا نظری بنگرم و باز آیم /گفت از این کوچهی ما راه بهدر مینرود»(۶۶۶/۶)؛ بلکه اصلاً «دراعتقاد سعدی نیست / که در جهان به جزاز کوی دوست جایی هست»(۱۰۲/۹):
که نیست در همه عالم به اتفاق امروز جز آستانهی او مقصدی و مأوایی(۳۱۴/۱۱).
و نیز ابیات ۳۳۴/۵-۱۵۴/۳-۴۳۴/۲-۴/۷٫
حافظ فعل رسیدن را اغلب در وجه منفی به کار میبرد، یعنی از نرسیدن به معشوق میگوید:«بدان کمر نرسددست هر گدا…»(۲۹۰/۸)؛ «… در این راه به جایی نرسی»(۲۵۰/۶)؛ «اگرچه موی میانت به چون منی نرسد»(۲۹۸/۶)؛ «به گرد سرو خرامان قامتت نرسیدم»(۳۲۲/۲)؛ «به کنه آن نرسد صد هزار فکر عمیق»(۲۹۸/۷)؛ «اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد»(۲۳/۴) و سعدی نرسیدن به مقصد را به گونهای با رسیدن درهم میآمیزد. او میگوید: «هرگز نبردهام به خرابات عشق راه»(۱۴/۱) و در ادامه میآفزاید که «امروز آرزوی تو درداد ساغری» و یا میگوید: «گردنان را به سرانگشت قبولت ره نیست»(۵۳۴/۸) و در ادامه میگوید: «چون قلم هستی خود را سر از آن اندازم» که نتیجهی آن راهیابی است.
۶)همانگونه که در قسمت قبل گفته شد فعل «آمدن از» در غزلیات سعدی بیشتر از حافظ به کار رفته است. کاربرد این فعل نشان میدهد که آمدن بر اختیار و در مقابل رفتن بر جبرگرایی دلالت دارد. سعدی میگوید:«تا بدین غایت که رفت{= حرکت زمان که اجباری است}از من نیامد هیچکار»{=اعمال انسان که اختیاری است}(۴۶/۱). سعدی در مقابل خداوند خود را مسؤول اعمال میداند و برای بیان آن از فعل آمدن استفاده میکند، اما وقتی سخن از کوتاهی در برابر معشوق باشد، جبرگرا میشود و از فعل رفتن بهره میگیرد: «چه جرم رفت که با ما سخن نمیگویی»(۷۰۲/۶)، مصرع دوم تأییدی بر این ادعاست: «جنایت از طرف ماست یا تو بدخویی؟» که معنی ثانوی این جملهی پرسشی همان بدخویی معشوق است. سعدی میگوید:«من آن مرغ سخندانم که در خاکم رود صورت»(۱۹۰/۱۱)، چون مرگ اجباری است از فعل رفتن استفاده کرده است. در مصرع دوم میگوید: «هنوز آواز میآید به معنی از گلستانم» که برای سخنان خود که اختیاری است از فعل آمدن استفاده کرده است. بیت «من از این باز نیایم که گرفتم در پیش{=اختیار}/ اگرم میرود از پیش وگر مینرود{=جبر}»(۶۶۶/۵). حافظ نیز در مصرع «الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد»(۳۵۴/۲) به خاطر ناگزیر بودن این فراموشی و بی تقصیر دانستن معشوق از فعل رفتن استفاده کرده است. او تقصیر در فراموشی را با فعل بردن بیان میکند:«محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد برد»(۱۷۸/۴). البته هر دو فعل برای بیان گذر زمان که مفهوم جبر ویژگی ذاتی آن میباشد، به کار رفته است، با این تفاوت که رفتن جنبهی منفی دارد و آمدن جنبهی مثبت. غالباً بهار با فعل آمدن و زمستان با فعل رفتن همراه است: «ای گل خوشبوی اگر صد قرن باز آید بهار…»(۳۷۰/۸)؛ «برخیز که میرود زمستان»(۲۳۸/۱).
۷)در غزلیات حافظ کاربرد صفت اشاره «این» برای مسیر- که عاشق در آن قرار دارد- و «آن» برای مقصد- که معمولاً متعلق به معشوق است- جلب توجه میکند: «سعی نابرده در این راه…»(۲۵۰/۶)؛ «محمود بود عاقبت کار در این راه»(۳۳۴/۸)؛ «چشم من در ره این قافلهی راه بماند»(۱۷۴/۶)؛ «… کاین ره کران ندارد»(۱۲۶/۳)؛ «زنهار از این بیابان، وین راه بینهایت»(۹۴/۷)؛ «در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود»(۹۴/۶)؛ «هر شبنمی در این ره…»(۱۲۶/۳)؛ «نالهها کرد در این کوه…»(۱۳۸/۴)؛ «که از این راه بشد یار…»(۱۳۸/۸) و «صبا بگو که چها بر سرم در این غم عشق…»(۲۴۲/۷). مقصد و به طور کلی معشوق با صفت آن همراه است: «بدان کمر نرسد…»(۲۹۰/۸)؛ «به کنه آن نرسد صد هزار فکر عمیق»(۲۹۸/۷)؛ «عاقبت دست بدان سرو بلندش برسد…»(۷۰/۵)؛ «ما بدان مقصد عالی…»(۱۳۸/۴)؛ «خواهم شدن به میکده../ …خلاص من آنجا مگر شود»(۲۲۶/۳)؛ «روم به گلشن رضوان که مرغ آنچمنم»(۳۴۲/۴). در زلیات سعدی «این» و «آن» به اندازهی حافظ بهکار نرفته است، اما معشوق سعدی به قول حافظ «این دارد و آن نیز هم»(۳۶۳/۲): «زین امیران ملاحت…»(۴۸۲/۷)؛ «دست گدا به سیب زنخدان این گروه…»(۴۹۴/۷)؛ «کاین حوریان به ساحت دنیا رسیدهاند»(۴۹۴/۵)؛ «کاین حدیثی است که از وی نتوان باز آمد»(۶۹۰/۹)؛ روم آنجا که مرا محرم اسرار آنجاست»(۶۱۴/۵). آن یعنی اشاره به دور و کاربرد آن برای مقصدِ مرتبط با معشوق در غزلیات حافظ، دو مفهوم عدم دسترسی و احترام را در خود دارد. کاربرد این برای مسیر نیز «دال بر تعظیم موصوف است. تعظیم با صفت اشاره به نزدیک بدین سبب است که چیزی که در نظر کسی قدر و اهمیت داشته باشد، غالباً مورد توجه و عنایت او قرار میگیرد، مثل این است که به او نزدیک است»(باقری خلیلی و حقیقی، ۱۳۹۰: ۸۶).
۸)در بعضی از ابیات طرحوارههای مبدأ، مسیر و مقصد کارکرد بهگویانه دارد و برای حسن تعبیر به کار رفته است. حسن تعبیر یعنی«پردازش مفاهیم ناخوشایند، زشت، خشن و گستاخانه، در قالبی زیبا، خوشایند، پسندیده و دور از صراحت لهجه»( نوروزی و عباسزاده، ۱۳۸۹: ۱۴۹) و یا «عبارت غیر مستقیم، مبهم و خوشایندی که جایگزین عبارت صریح و ناخوشایند میشود»( بدخشان و موسوی، ۱۳۹۳: ۲). این امر در غزلیات حافظ بیشتر به چشم میخورد. به چند نمونه از این کارکرد طرحوارهی حرکتی اشاره میشود:
– مفهوم ناخوشایند قحط الرجال: «گویی ولیشناسان رفتند از این ولایت»(۹۴/۳).
– مفهوم نامطلوب درد بیدرمان: «هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت»(۸۲/۸).
– مفهوم ناخوشایند جهنمی بودن: «زاهد غرور داشت و سلامت نبرد راه» (۸۴/۶)
– مفهوم ناخوشایند مرگ: «کز جهان میشد…»(۲۱۰/۷)؛ «زان پیش که گویند که از دار فنا رفت»(۸۲/۹).
۴-۲-۲٫طرحوارههای عمودی[۳۲]
در طرحوارههای حرکتی میتوان برای هر مسیر، جهتی در نظر گرفت. مسیرها بهخودیخود جهتدار نیستند و ضرورتاً دارای یک جهت نیز نمیباشند. به دلیل اینکه انسانها معمولاً در گذراندن هر مسیری هدفی را دنبال میکنند، مسیرها را به صورت جهتدار درک میکنند.
«جایگاه انسان در هستی تعیینکنندهی نوع استعاره است و تمام استعارههای ساختهی دست بشر، انسان محور میباشند؛ به عبارت دیگر، انسان خود را محور عالم هستیمیداند و همه چیز را در مقایسه با خود و موقعیت و جایگاه خود میسنجد؛ برای مثال، اگر باران یا برف از آسمان به سمت زمین که انسان در آن قرار دارد ببارد، از آن به «فرود آمدن» تعبیر میکند؛ اما اگر آب یا نفت را از چاه بیرون بیاورد، عبارت «بالا کشیدن» را در مورد آن به کار میبرد»(کرد زعفرانلو و حاجیان، ۱۳۸۹: ۱۳۶).
به اعتقاد جانسون آنچه انسان آن را به صورت معنادار تجربه میکند، به ساختار بدنی او وابسته است؛ یعنی شناخت بشر تجسدی است و تجربهی بدنی در معنابخشی، استدلال و ادراک نقشی اساسی دارد؛ به عبارت دیگر تجربیات جسمی شده باعث به وجود آمدن طرحوارههای تصویری در نظام مفهومی ما میشود. یکی از این تجربه های جسمیشده به قامت مستقیم و عمودی انسان برمیگردد. این ویژگی باعث به وجود آمدن طرحوارهی بالا و پایین[۳۳] میشود. عبارتهای زیر را در نظر بگیرید: «روحش پرواز کرد»، «از خنده افتادم»، «تورم بالا رفته است»، «قیمت مسکن سقوط کرده است»، «سری توی سرها در آورده است» و «نزدیک بود از شرم به زمین فرو رود».
این جملات به ما تفهیم میکنند که آنچه خوب است در «بالا» و آنچه بد است در پایین جای میگیرد(صفوی، ۱۳۸۳: ۳۶۹ ؛ کرد زعفرانلو و حاجیان، ۱۳۸۹: ۱۳۷ و راسخ مهند، ۱۳۸۹: ۴۲).
ما در ین قسمت طرحوارهی حرکت رو به بالا را «طرحوارهی صعود» و طرحوارهی حرکت رو به پایین را «طرحوارهی سقوط» مینامیم. زیرا این دو واژه بار معنایی مثبت و منفی این طرحوارهها را بهتر القا میکنند.

نظر دهید »
نگارش پایان نامه در مورد عوامل مؤثر بر حس تعلق مکانی ساکنین در اسکان رسمی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

Sig. (2-tailed)معناداری

.۰۰۱

تعداد

۱۹۶

Correlation is significant at the 0.01 level (2-tailed).

جدول فوق به بررسی رابطه بین سرمایه­فرهنگی و حس­تعلق­مکانی پاسخگویان ساکن شهرجدیدپرند پرداخته است. با توجه به اینکه سطح معناداری این دو متغیر برابر با ۰۰۱/۰ (کمتر از ۰۵/۰) است، می­توان گفت رابطه معناداری بین دو متغیر وجود دارد. میزان همبستگی این دو متغیر برابر با ۲۴۳/۰- است، که نشان­دهنده همبستگی متوسط به پایین و معکوس(علامت منفی) بین این دو متغیر است و با (**) مشخص شده است. لذا با اطمینان ۹۹ درصد می­توان رابطه همبستگی بین سرمایه­فرهنگی و حس­تعلق­مکانی را معنی­دار دانست. بنابراین می­توان گفت هرچه میزان سرمایه­فرهنگی افراد بیشتر باشد، حس تعلق افراد به مکان زندگیشان کمتر می­ شود و بالعکس.

فرضیه سوم: به نظر می­رسد بین نگرش به ویژگی­های فضایی- کالبدی و حس­تعلق­مکانی ساکنین شهرجدیدپرند رابطه معناداری وجود دارد. (با توجه به اینکه متغیر مستقل و وابسته در این فرضیه در سطح فاصله­ای قرار دارند، بنابراین در بررسی این فرضیه از آزمون همبستگی پیرسون استفاده می­ شود).

جدول ۱۷- ۴ همبستگی بین نگرش به ویژگی­های فضایی- کالبدی و حس­تعلق­مکانی پاسخگویان ساکن پرند

حس تعلق مکانی

ویژگی­های فضایی- کالبدی

همبستگی

.۶۴۷**

Sig. (2-tailed)معناداری

.۰۰۰

تعداد

۱۹۶

Correlation is significant at the 0.01 level (2-tailed).

جدول فوق به بررسی رابطه بین نگرش به ویژگی­های فضایی- کالبدی و حس­تعلق­مکانی پاسخگویان ساکن شهرجدیدپرند پرداخته است. با توجه به اینکه سطح معناداری این دو متغیر برابر با ۰۰۰/۰(کمتر از ۰۵/۰) است، می­توان گفت رابطه معناداری بین دو متغیر وجود دارد. میزان همبستگی این دو متغیر برابر با ۶۴۷/۰ است،که نشان­دهنده همبستگی بالا و مستقیم بین این دو متغیر است و با (**) مشخص شده است. لذا با اطمینان ۹۹ درصد می­توان رابطه همبستگی بین نگرش افراد به ویژگی­های فضایی- کالبدی و حس­تعلق­مکانی را معنی­دار دانست. بنابراین می­توان گفت هرچه ویژگی­های فضایی- کالبدی برای افراد مطلوبیت بیشتری داشته باشد، حس تعلق افراد به مکان زندگیشان بیشتر می­ شود و بالعکس.
فرضیه چهارم: به نظر می­رسد بین مدت زمان سکونت و حس­تعلق­مکانی ساکنین شهرجدیدپرند رابطه معناداری وجود دارد. (با توجه به اینکه متغیر مستقل در این فرضیه در سطح ترتیبی قرار دارد و متغیر وابسته نیز در سطح فاصله­ای است، بنابراین در بررسی این متغیر از آزمون اسپیرمن استفاده می­ شود).

جدول ۱۸- ۴ همبستگی بین مدت زمان سکونت و حس­تعلق­مکانی پاسخگویان ساکن شهرجدیدپرند

حس تعلق مکانی

نظر دهید »
بررسی ارتباط سبک تفکر مدیران با جو سازمانی- فایل ۱۳ - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

کار گروهی ، دوستانه و صمیمی ؛
تعارض و ابهام ؛
ذهن حرفه ای و سازمانی ؛
چالش های شغلی ، اهمیت و گوناگونی؛
اعتماد متقابل ( والانس و هانت[۱۵۳] ، ۱۹۹۹، ۵۵۲).
۲-۲-۷-۶-مطالعات سوسمان ودیپ[۱۵۴]
سوسمان و دیپ(۱۹۴۴) مولفه های هدف ، نقش ، ﭘاداش ، رویه ها و ارتباطات را به عنوان ابعاد جو سازمانی معرفی می کنند. اگر چه اندیشمندان در رابطه با تعریف جو سازمانی اتفاق نظر ندارند ، ولی اکثر آنان در خصوص ویژگی های آن دیدگاه های یکسانی ابراز داشته اند (سوسمان ودیپ ، ۱۹۴۴).
۲-۲-۷-۷-مطالعه های رنسیس لیکرت[۱۵۵]
رنسیس لیکرت به منظور بررسی جو سازمانی، نمودار ویژگی های سازمانی به نام سیمای ویژگی های سازمانی[۱۵۶] را ارائه کرده است که دارای هشت بُعد از خصوصیت های بنیادی سازمان می باشد. مدل سیمای ویژگی های سازمانی روش مناسبی برای جمع آوری ادراکاتی که در سازمان وجود دارد می باشد. این موضوع اهمیت بالایی در سازمان برخوردار می باشد چرا که از طریق آن می توان نگاه سازمان را به افراد آن و چگونگی اعتقادات افراد را به آن را به نمایش می گذارد.( براون[۱۵۷] ، ۲۰۰۴، ۱۹) . لیکرت بر این باور است که هر چه جو سازمانی انسان دوستانه تر باشد هم درجه بالایی از کارکرد پدید می آورد و هم رضایت شغلی بیشتری فراهم می سازد.

گیبسون و همکاران[۱۵۸](۱۹۷۳) این بُعدها با توجه به نظریه نظام های مدیریتی چهارگانه وی در شکل ذیل مورد مقایسه و تطبیق قرار داده اند.
جدول شماره (۲-۴) : سیمای ویژگی های سازمانی

نظام یک نظام دو نظام سه نظام چهارم
(خودکامه) (محتاطانه) (مشورتی) (مشارکتی)

۱ ـ فراگرد رهبری خودکامگی مشارکتی
(غیرپشتیبانی کننده) (پشتیبانی کننده)

۲ ـ نیروهای انگیزشی کم زیاد

۳ ـ فراگرد ارتباط ضعیف قوی
(تحریف شده) (صحیح)

۴ ـ فراگرد تعامل ـ نفوذ سرد گرم
(بافاصله) (نزدیک)

۵ ـ فراگرد تصمیم گیری یک طرفه مشترک

۶ ـ ترتیب هدف ها یک طرفه مشترک

۷ ـ فراگرد نظارت سلسله مراتبی تخصصی

۸ ـ هدف گذاری متوسط خیلی بالا

منبع : (ناظم، ۱۳۸۷، ۱۸)
۲-۲-۷-۸-مطالعات جو سازمانی بر اساس مدل مک کلند[۱۵۹]
عناصری از قبیل ساختار سازمانی ، ساختار اجتماعی ، رهبری ، مدیریت، فرایندهای تصمیم گیری و نیازهای اعضای سازمان ، فاکتورهای محیطی مهمی برای سازمان و ادراک افراد به منظور درک آنان از جو سازمانی در محیط کاری به شمار می آیند. طبق نظر استرینگر (۲۰۰۲) این عناصر موجود در مدل جو سازمانی با مدل نیازهای مک کلند ارتباط پیدا می نماید. این مدل شامل ۳ دسته نیاز می باشد که شامل نیاز به موفقیت[۱۶۰]، نیاز به وابستگی[۱۶۱] و نیاز به قدرت[۱۶۲] است. مدل به وجود آمده شامل سه دسته جو می باشد که شامل جو موفقیت محور ، جو قدرت محور و جو وابستگی محور می باشد ( هنوجک[۱۶۳] ،۲۰۰۵، ۶۷).

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 470
  • 471
  • 472
  • ...
  • 473
  • ...
  • 474
  • 475
  • 476
  • ...
  • 477
  • ...
  • 478
  • 479
  • 480
  • ...
  • 732
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

 جذابیت بدون تغییر شخصیت
 بهینه‌سازی تجربه کاربری
 علائم غفلت در رابطه
 آموزش ابزار لئوناردو
 ابراز احساسات سالم
 درآمد از پست‌های شبکه‌های اجتماعی
 شغل‌های پردرآمد اینترنتی
 مراقبت از پنجه‌های سگ
 تدریس آنلاین طراحی داخلی
 درآمد از نظرسنجی آنلاین
 فروش تم‌های وردپرس
 فرصت‌های درآمد آنلاین
 درآمد کانال‌های تلگرام
 تحقیق کلمات کلیدی
 عفونت گوش گربه
 مشکلات گوارشی گربه
 چالش‌های رابطه عاطفی
 درآمد از کارگاه‌های آنلاین
 طوطی‌های سخنگو
 انتخاب اسم خرگوش
 پست مهمان موفق
 حسادت در رابطه
 درمان اسهال سگ
 فروشگاه آنلاین محصولات خاص
 شیر برای گربه
 اپلیکیشن‌های پولساز
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • منابع پایان نامه کارشناسی ارشد : تأثیر … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره : پایان نامه نهایی_۳- فایل ۶ - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله بررسی تطبیقی قوه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل پایان نامه با فرمت word : بررسی عوامل موثر بر مشارکت اجتماعی سمن های جوانان ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع علمی پایان نامه : پروژه های پژوهشی درباره :بررسی تأثیر فن‌آوری … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله – طرح دعوی و تنظیم دادخواست – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • پایان نامه ارشد : دانلود مطالب در مورد پیش بینی قیمت و بازده سهام با ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه درباره نقش دکترین صلاحدید دولتها در معاهدات ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقاله های علمی- دانشگاهی – *تغییرات را چگونه می‌بینید و چه معلمی توانایی دارد که مسئولیت اجرای تغییرات را بپذیرد؟ – 10
  • تأثیر تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی ( ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان