سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل پایان نامه با فرمت word : بررسی اعتبار اعمال حقوقی- تبرعی مریض در مرض ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

طرفداران این نظریه یعنی کسانی که معتقدند مریض اختیار تمام اموال خود را دارد و هیچ محدودیتی بر او در زمان حیات خود و منجزاتش نیست،به روایات واحادیث استناد کرده اند و اتفاقا در این مورد نیز اخباری بسیار وجود دارد که آنها می توانند به آنها استناد کنند و استناد نیز کرده اند ما تا جایی که رساله توان حمل و گنجایش آنها را داشته باشد از روایات مختلف می آوریم .قبل از ورود به نقل روایات مقدمه ای لازم می نماید.گفته شده است که این روایات بسیار و مستفیض هستند و سندشان روشن است و صراحتا دلالت بر موضوع می کنند و مناقشه در سند های آنها به اینکه راوی واحد است یا دیگر ایرادات جایی ندارد،زیرا روایات ضعیف نیستند و اصحاب به آن عمل کرده اند ،لذا مناقشه و ایراد گیری قابل توجه و اعتناء نیست زیرا وقتی که خبر به درجه صحت رسید،عمل کردن به آن کفایت می کند که دلالت بر موضوع ظهور داشته باشد و تخصیص کتاب و خبر متواتر به وسیله خبر واحد از مواردی است که اشکالی در آن نیست بنابراین اگر چه اخبار ضعیف هستند ولی عمل اصحاب برای جبران ضعف سند کفایت می‌کند به اضافه اینکه بعضی از آنها صحیح هستند و برخی نیز موافق و بعضی حسن هستند و علاوه بر آنکه در مورد بحث به واسطه سند آنها و تواتر آنها قطع پیدا شده است زیرا تعداد روایات و نقل جمعی از اصحاب و نوشتن در همه کتب حدیث موجب قطع به صحت سند می شود پس اگر بحثی باقی مانده باشد،در دلالت و مضمون یا در جهت صدور و چگونگی آن است.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

از جمله روایت هایی که این گروه بدان استناد کرده اند عبارتند از :
قول رسول خدا :«المومنون عند شروطهم» که بر وجوب التزام به تعهدات دلالت دارد و به دلیل عمومیت، تعهدات فرد مریض را نیز شامل می شود.
صحیح صفوان از مرازم از اصحاب امام صادق (ع)؛ در مورد مردی که مقداری از مالش را در مریضی بخشیده بود نقل می کند که فرمود اگر آن مال را جدا کند نافذ است و اگر به آن وصیت کرد پس از ثلث نافذ می باشد.[۶۸]قابل ذکر است که صفوان و مرزام هر دو ثقه اند و روایت صحیح است و دلالت صریحی نیز بر مطلوب دارد و منظور جدا کردن این است که مال را به گونه ای از خود جدا کند که بین او و مال ارتباطی نباشد، به عبارتی مال را از ملک خود به وسیله یک عقد منجز و قطعی اعم از هبه یا صدقه خارج کند.
روایت ابن بصیر از امام صادق (ع):
«مردی که فرزند دارد آیا در گشایش است که مالش را برای خویشاوندان قرار دهد. حضرت (ص) فرمود مال خودش است هر کار می خواهد با آن انجام دهد تا وقتی که مرگش فرا رسد .صاحب مال تا زمانی که زنده است، حق دارد با مالش هر چه می خواهد انجام دهد، اگر می خواهد، آن را ببخشد، یا صدقه دهد، اگر می خواهد، آن را رها کند تا زمانی که مرگش فرا رسد و اگر به آن وصیت کرد، جز در ثلث نافذ نیست.[۶۹]»دلالت این حدیث بر خروج منجزات از اصل ماترک آشکار است و با عموم و اطلاقش مریض را در بر می گیرد.از حیث سند و دلالت نیز ایرادی ندارد.
حدیث موثق دیگری از حضرت ابا عبدالله (ع) نقل شده است . مستند روایی این گروه از فقهاء یعنی فقهایی که قائل صحت تصرفات مریض در کل اموالش هستند،می باشد که حضرت فرموده است :میت نسبت به مالش مادام که در روح است اگر بخواهد بین خود و مالش جدایی افکند، بیشتر محق است ولی اگر گفت بعدا از من اجرا شود حقی جز در مورد ثلث اموالش ندارد .این مطلب در تهذیب شیخ طوسی است ولی بر اساس آنچه در الفقیه آمده است پس اگر تعدی کرد غیر از ثلث نمی تواند تصرف کند.پس منظور از قید بعدی و به قرینه مقابل وصیت می شود که منظور از مقابل وصیت غیر وصیت است و جز منجز نیست و در آن یک مناقشه ای وجود دارد از جهتی که در کتاب الفقیه آمده است که منظور از تعدی،تجاوز از ثلث است و آن به جای وصیت قرار می گیرد اینکه آن اعم است پس غیر از ثلث یعنی منجزات نیز شامل می شود و به خاطر عموم و اطلاق آن،که این توضیح دلیل بر خلاف مدعی می شود با این احتمال که امکان دارد بگوییم منظور از تعدی زمان حیات است که در این صورت با کتاب التهذیب نیز سازگار می‌آید.[۷۰]
حدیث دیگری از حضرت ابی عبدالله امام صادق (ع) منقول است که دامنه اختیارات شخص را بسیار گسترده تر از آنچه که مشهور است نشان می دهد به طوری که حتی وصیت نسبت به کل مال را نیز جایز و نافذ می داند :«الرجل احق بماله مادام فیه الروح ان اوصی به، کله فهو جائز» [۷۱]که البته فقهاء به ذیل حدیث ایراد گرفته‌اند که مخالف اجماع است که البته با بودن قسمت اول حدیث در مورد مدعای ما مشکلی پیش نمی آید به اضافه اینکه اصلا ممکن است منظور از وصیت منجزات باشد به واسطه اینکه معنی لغوی وصیت که اتصال و پیوستگی است چنین امری را می رساند چرا که وقتی کسی چیزی را به شخصی می فروشد بین او و مال او پیوستگی ایجاد می کند.
ب-اجماع
اجماع در لغت به معنای گرد آمدن، متفق شدن، برکاری و اتفاق و هماهنگی جماعتی است در امری. و در اصطلاح فقه اسلامی، یکی از اصول چهار گانه، و به معنی اتحاد فقهاء در مسئله یا در امری است .سه اصل دیگر کتاب و سنت و عقل است.[۷۲]
یکی از ادله صحت تصرفات مریض از اصل ترکه، اجماع است که توسط سید مرتضی و ابن زهره حلبی نقل شده است.البته اشکالی بر این اجماع وارد کرده اند و آن اینکه اجماع ثابت نیست، چرا که مخالفان این مسئله زیاد می باشند و به نقل از شهید ثانی و بیشتر فقیهان، بلکه متاخرین آنها قائل به خروج از ثلث مال هستند و بر فرض ثبوت چون محتمل المدرک است اشکالی ندارد.[۷۳]
ج-قاعده تسلیط
یکی از ادله ای که برای اثبات نفوذ و اعتبار کامل منجزات می توان به آن استناد کرد قاعده تسلیط است.قاعده تسلیط از جمله قواعدی است که در فقه اسلامی آشکارا امنیت وضعیت حقوقی افراد را از حیث مالکیت آنها تضمین می نماید.بدیهی است که در این قاعده منظور تسلیط مالکلانه است زیرا تسلیط اعم از تملیک است.[۷۴] همان گونه که می دانیم مبنای این قاعده روایت «الناس مسلطون علی اموالهم» می باشد.معنای قاعده تسلیط این است که در رابطه مالکیت انسان و اشیاء اصل، جواز تسلط مطلق مالک نسبت به آنها است مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.[۷۵]
از آنجایی که مالکیت انسان بر اموالش دائمی و همیشگی است این امر اقتضاء دارد که کلیه تصرفات شخص در اموالش درست و صحیح باشد.تسلط انسان بر اموالش بر طبق قاعده است و به تعبیر دیگر قاعده تسلیط مقتضی جمیع تصرفات است.توقف تصرفات انسان بر اجازه وراث، منافی قاعده سلطنت است و عموم دلیل سلطنت ضرورت این اجازه را منتفی می سازد.بنابراین مقتضای قاعده تسلیط این است که تصرفات مریض متوقف بر اجازه ورثه نباشد، زیرا مادام که انسان زنده است مال در مالکیت او باقی است و تسلط بر اموال نیز از لوازم لاینفک مالکیت است و تنها استثنای قاعده تصرفات معلق بر مرگ است که تا ثلث نافذ است و باقی تصرفات انسان تحت اصل و قاعده باقی است.[۷۶]
د-اصل استصحاب
بنا بر تعریف علمای علم اصول:
«الاستصحاب، هو الحکم ببقاء حکم او موضوع ذی حکم شک فی بقائه»[۷۷] در توضیح این تعریف باید گفت که هر گاه بقای حکم یا موضوعی که قبلا وجودش یقینی بوده است مورد تردید واقع شود، بنا به حکم شارع آن حکم و آثار شرعی مترتب بر وجود واقعی اش را باقی می دانیم.بر این اساس استصحاب بر سه رکن یقین سابق، شک لاحق و وحدت بین متعلق یقین و شک استوار است.[۷۸]حجیت استصحاب نیز دارای مبانی است که از آن جمله می توان به بنای عقلاء،حکم عقل، اجماع و روایات معصومین اشاره کرد.
هر چند غالب کسانی که مریضی مشرف به موت را این گونه تعریف کرده اند در توجیه نظر خود استدلال می کنند که اصل استصحاب و عموم ادله دال بر جواز تصرف انسان زنده در اموال خویش است و فقط مبتلایان به مریضی های خطرناک هستند که باید به واسطه دلالت روایات خاص از تحت عموم این ادله خارج شوند.
مبحث سوم-دیگر وضعیت های مریض
گفتار اول-ازدواج و طلاق مریض
در قانون مدنی ایران به تبع فقهای امامیه، نکاح مریض برای ارث زوجه، مشروط به دخول یا شفا یافتن از مریضی شده است.ماده ۹۴۵ قانون مدنی مقرر می دارد:
«اگر مردی در حال مرض زنی را عقد کند و در همان مرض قبل از دخول بمیرد زن از او ارث نمی برد،لیکن اگر بعد از دخول یا بعد از صحت یافتن از آن مرض بمیرد، زن از او ارث می برد.»
بدیهی است که ازدواج منشاء آثاری چون مهریه،نفقه،عده،محرومیت و غیر آن است.قانون مدنی فقط به ارث توجه نموده ولی پرسش آن است که آیا دخول یا صحت از مریضی کاشف از صحت ازدواج قبل از هنگام وقوع است یا به عکس مرگ قبل از دخول و قبل از بهبودی کاشف از بطلان عقد است؟ آنچه مسلم است آنکه مرد مریض حق دارد ازدواج کند.در این خصوص دو روایت وجود دارد.
در روایت اول که از زراره از امام صادق نقل شده است آمده که مریض نمی تواند زنش را طلاق دهد ولی می تواند ازدواج کند،که اگر ازدواج کند و با زنش هم بستر شود ازدواج نافذ خواهد بود و اگر هم بستر نشود تا در آن مریضی بمیرد ازدواجش باطل است و برای زنش مهریه و ارث نخواهد بود.[۷۹]آنچه از این حدیث مستفاد می شود آن است که اولا ازدواج باطل است و ثانیا ازدواج باطل اثری ندارد بنابراین مرگ قبل از دخول کاشف از آن است که زن مالک مهر نشده است،در حالی که اگر ازدواج صحیح بود به مجرد عقد زوجه مالک مهر بود و مرگ قبل از دخول یا موجب استقرار تمام مهر می شود یا مثل طلاق قبل از دخول موجب نصف شدن مهر.
به هر حال هر چند در ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی آمده است:
«به مجرد عقد زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.» حکم این ماده منصرف به ازدواج فرد سالم و تندرست است و نه مریض.
روایت دیگر از فرزند زراره یعنی عبید بن زراره از امام صادق (ع) نقل شده .بدین ترتیب که مریض نمی تواند زنش را طلاق دهد اما می تواند ازدواج کند چنانکه ازدواج کرد و با زنش هم بستر شد،زن ارث خواهد برد و اگر هم بستر نشود ازدواجش باطل خواهد بود.[۸۰]هر چند بعضی از فقها در عمل به این روایات بدان جهت که با عمومات قرآنی مخالف است تردید کرده اند اما بعید نیست که گفته شود این احکام مورد اجماع فقهاست و دیگر وجهی برای تردید باقی نمی ماند زیرا عمومات منصرف از ازدواج در حال مریضی است .
از میان فقهای اهل سنت، شافعی هر چند ازدواج مریض را صحیح می داند اما آن را مقید به شرط دخول یا شفا یافتن از مریضی نکرده است.دلیل شافعی یکی از عمومات قرآنی مثل این آیه شریفه است که می گوید:
«ازدواج کنید به زنانی که از آن ها خوشتان می آید»
و دلیل دیگرش این است که ازدواج عقد معاوضه است و مریض می تواند عقد معاوضه را جاری کند.اما زهری از فقهای اهل سنت مثل فقهای امامیه ازدواج مریض را صحیح می داند ولی بردن ارث را مشروط به دخول می کند به این استدلال که شوهر با ازدواج در حال مریضی متهم می شود که می خواهد به ورثه اش ضرر برساند.بالاخره مالک رییس مذهب مالکیه ازدواج مریض را باطل می داند به این استدلال که مریض مشرف به مرگ احتیاجی به ازدواج ندارد و با این ازدواج می خواهد به ورثه خود ضرر برساند.[۸۱]
تامل در مواد ۹۴۴ و ۹۴۵ قانون مدنی نشان می دهد که میان مفاد آنها و حکم حجر مریض تناسبی وجود ندارد،چه آنکه حجر مریض بدان معناست که تصرفات تبرعی و محاباتی شخص مبتلا به مرض رو به موت، مادام که از آن مرض شفا نیافته، از ثلث نافذ است و در بیش از این مقدار با تنفیذ و اجازه ورثه قابل قبول خواهد بود، حال آنکه احکام فوق صرفا برخی از شرایط استثنایی وراثت زوجین را در عقد دایم مطرح کرده است،بدون آنکه از حجر و تحدید تصرفات مالی صحبتی به میان آورده باشد.
از طرف دیگر اطلاق عنوان مرض در مواد مذکور حاکی از آن است که عنوان مذکور شامل هر نوع مریضی می شود و مقصود صرفا مریضی رو به موت نیست.این در حالی است که حکم حجر مریض بر فرض صحت،تنها در مورد اشخاصی صادق است که مرض آنها متصل به مرگ باشد.
گفتار دوم-اقرار مریض
اهمیت و ارزش اثباتی اقرار، در میان ادله اثبات حق و دعوی، بر کسی پوشیده نیست و به دلیل عقل و شرع اقرار شخص عاقل به زیان خویش نافذ بوده و اقرار کننده به مفاد اقرار خود ملزم می‏شود. در مورد نفوذ اقرار شخص سالم، هیچ‏گونه نزاعی میان فقیهان و حقوقدانان وجود ندارد ولی در مورد اقرار مریض (در مرض موت) اختلاف شده و میان دانشمندان مذاهب پنج‏گانه فقهی در اسلام، نظراتی گوناگون به چشم می‏خورد.
مرحوم صاحب جواهر می‌گوید: «مشهور فقیهان امامی مذهب، حالات فوق را ملحق به مرض موت ندانسته‌اند؛ تنها ابن جنید این‌گونه حالات و امثال آن را که حالت مرگ در آنها غالب است، محلق به مرض موت دانسته است؛ ولی دلیلی بر این قول وجود ندارد؛ زیرا مراد از تعبیر روایات حالت مرض است و شاید ابن جنید قبل از رجوع از قول به قیاس این قول را اختیار کرده بوده و بعداً از آن برگشته است؛ تنها در مورد زن حامله از شیخ طوسی نقل شده‌است که در حال وضع حمل هرگاه خونریزی و درد داشته باشد ملحق به مریض می‌شود و برخی از فقیهان به این قول تمایل نشان داده‌اند. سپس مرحوم صاحب جواهر می‌گوید شاید در بعضی از حالات قول به الحاق بعید نباشد.»[۸۲]
قول دیگر درباره اقرار مریض آن است که مطلقاً‌ چه برای وارث و چه برای اجنبی و چه با اتهام و چه بدون اتهام، اقرار او از اصل مال نافذ است. مرحوم صاحب جواهر می‌گوید: این قول میان بیشتر متقدمان همچون شیخ طوسی، ابن ادریس حلی و سایر کسانی که منجزات (تصرفات غیر معلق بر موت) مریض را از اصل مال او نافذ می‌دانند مشهور است. شیخ طوسی در الخلاف می‌گوید: در آیه مبارکه «کونوا قوامین بالقسط شهداء لله و لو علی انفسکم»،[۸۳]شهادت شخص به ضرر خود همان اقرار است و این جواز و لفظ عام است و شامل تمام حالات و همه افراد می‌شود و تخصیص این عموم نیاز به دلیل دارد.
در مورد طلاق،‌ زمانی طلاق دهنده مریض محسوب می‌شود که از تاریخ طلاق تا مدت یک سال در همان مریضی بمیرد. حنیفه این حکم را به اقرار نیز سرایت داده‌اند. در شرح‌المجله آمده است: «زمانی حکم مریض شامل حال مقر می‌شود که در مدت کمتر از یک سال از زمان اقرار، در همان مریضی بمیرد؛ ولی اگر مریضی او یک سال یا بیش از آن طول بکشد و به همان حال باشد در حکم شخص سالم است و تصرفاتش حکم تصرف اشخاص سالم را دارد؛ مگر اینکه مریضی او شدت یابد و حالش متغیر شود و سپس بمیرد که در این صورت،‌ از زمان شدت مریضی،‌ مریض محسوب می‌شود»[۸۴]
حنفیان بین اقرار مریض برای وارث و غیر وارث قائل به تفکیک شده اند در حالی از نظر شیعه تفاوتی بین این دو وجود ندارد.شیخ طوسی در این مورد در کتاب الخلاف می گوید:
« برای ما امامیه و نیز فرقه شافعیه که اقرار مریض را برای وارث و غیر وارث صحیح می‌دانیم دیگر فرقی نمی‌کند که مقرله در زمان اقرار، وارث باشد یا در زمان مرگ مقر؛ در هر صورت، اقرار صحیح است ولی تمام کسانی که اقرار مریض برای وارث را صحیح نمی‌دانند گفته‌اند: ملاک عدم صحت اقرار مریض برای وارث، وارث بودن در هنگام مرگ مقر است نه هنگام اقرار و و عثمان البتی گفته است ملاک، زمان اقرار است. »[۸۵]
گفتار سوم-هبه کردن مریض
هبه عبارت است از یکی از عقود تبرعی که با ایجاب از واهب و قبول از موهوب له منعقد می شود،و به مقتضای آن واهب در مال خود بدون عوض تصرف می کند و فقه حقوقی بر به حساب آوردن هبه به عنوان عقدی پس از اختلافی که در مورد

نظر دهید »
دانلود مطالب پژوهشی در رابطه با جایگاه پاکستان درسیاست … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

عده‌ای نظریه موازنه قوا را شناخته شده ترین و موثرترین نظریه موجود برای توضیح ماهیت روابط بینالملل از قرن ۱۶ به بعد دانسته اند.[۳۹] فقدان موازنه سخت دربرابرآمریکا پس ازجنگ سرد، عدم شکل گیری اتحادیه های نظامی درمیان قدرتهای بزرگ،رویکرد رئالیستی به نظریه موازنه قوای ساختاری را با بحران روبرو ساخت .اما نئورئالیستهایی مانند والتز همچنان اعتقاد دارند که همچنان باید منتظر رفتارهای توازن بخش در مقابل آمریکا باشیم هر چند چنین امری ممکن است با تاخیر صورت گیرد.[۴۰] او اعتقاد دارد که نظام تک قطبی پایدار نخواهد ماند زیرا هم وظایف متعدد هژمون و هم این مسئله که قدرت مستقل از اراده و نیت برای سایرین خطرساز است،نظام تک قطبی را سرانجام به قهقرا خواهند برد و دیگران و نگران از تمرکز قدرت در برابر این هژمون به موازنه گرایش پیدا خواهند کرد.اما او در این مرحله به یک نکته مهم اشاره می کند وآن اینکه تصمیمات هژمون بر کیفیت تحولات آتی در باب تنش زا یا صلح آمیز بودن شکل گیری موازنه بسیار تاثیر گذار خواهند بود.[۴۱] این اشاره والتز برای کار ما بسیار حیاتی است زیرا تصمیمات هژمون بر نوع ساختارهای موضوعی حاکم در سیاست بین الملل هم بسیار تاثیر گذارند و سلسله مراتب سیاستهای عالی یا دانی را تعیین می کنند.در این راستا هژمون می تواند با اهمیت قائل شدن برای مسائل اقتصادی در مقابل مسائل سیاسی و نظامی حتی بر کیفیت ساختار و نوع قطبیت آن تاثیر بگذارد.در تقابل با والتز افرادی مانند ویلیام ولفورث،استفن بروکس،کراتامر،دیپ و مستاندو غالبا به یک جهان تک قطبی با ثبات با تفاوتهای مختصری بعد از جنگ سرد اعتقاد دارند.سه نفر اول به علاوه مستاندو به یک نظام تک قطبی جامع بعد از جنگ سرد اعتقاد دارند که در هر نقطه از جهان این قطب مسلط به موازنه گرایی گرایش دارد.اما مک لنان به نوعی توازن بخشی محدود صرفا در شرق آسیا گرایش دارد و دیپ با اعتقاد به نظریه مک لنان صرفا زمانی توازن بخشی را لازم می داند که تمامیت ارضی آمریکا دچار خطر شود. در کنار این افراد کسانی چون میرشایمر هم حضور دارند که به ترکیبی از دو نظریه فوق گرایش دارد.از نظر کسانی مانند والتز انباشت و تمرکز قدرت و میل به هژمونی که به صورت ذاتی جزء رفتار کشورها محسوب می شود در نهایت مجر به موازنه می شود زیرا دولتها به عنوان بازیگران اصلی و عقلانی که تحت فشارهای سیستمیک هستند با هر نوع تمرکز و انباشت قدرت که امنیت آنها را به مخاطره بیندازد به سوی موازنه سازی خواهند رفت و این موازنه گرایی به دو شکل داخلی و خارجی خواهد بود.در بعد داخلی آنها در تقابل با افزایش قدرت سایرین قدرت و توانمندیهای داخلی خود را افزایش خواهند داد و در بعد خارجی آنها به شرکت در اتحادیه های نظامی متعادل کننده تحریک خواهند شد.از نظر ولتز از آنجا که دولتها هیچ وقت از این مسئله اطمینان حاصل نخواهند کرد که دولتها قویتر از قدرتشان بر علیه آنها استفاده نخواهند کرد پس آنان همیشه درگیر نوعی موازنه گرایی خواهند بود.نظریه والتز در نهایت بیشتر پیامدها را مدنظر قرار می دهد زیرا موازنه گرایی مدنظر او در نهایت به دو امر ختم خواهد شد اول حفظ و بقای نظام بین الملل و دوم تعیین نمودار و نحوه توزیع قدرت و قطبیت نظام در سیستم بین الملل. (لیتل،۱۳۸۹،۲۲)

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

اما به موازات او و تا حدی متفاوت از او میرشایمر با قبول بنیان های نظری والتز او را تا حدی به چالش می کشد.از یک سو میرشایمر نه به پیامدها بلکه به رفتارها و استراتزی های موازنه توجه دارد و در این قالب او موازنه خود به خودی مدنظر والتز را تا حدی زیر سئوال می برد.همچنین او بر خلاف والتز و مورگنتاو که بیشتر به رفتار تدافعی و همکاری جویانه کشورها برای ایجاد موازنه و حفظ سیستم نظر دارند او یک دیدگاه رادیکال و تهاجمی را مدنظر دارد. در این راستا میرشایمر اعتقاد دارد که همه کشورها و به ویژه قدرتهای عمده نه به فکر حفظ موازنه بلکه درصدد بر هم زدن آن هستند.لیتل تفاوت این دو گرایش را با یک مثال نشان می دهد.در این مثال از دیدگاه والتز دولتها همچون موشهایی هستند که برای حفظ بقای خود ناگزیرند بر روی یک تردمیل حرکت کنند و هر اندازه که سرعت تردمیل بالا رود آنها هم با همان سرعت حرکت کنند تا بقا یابند.از نظر والتز اگر چندین قطب مسلط حضور داشته باشند سرعت تردمیل غیر قابل کنترل خواهد بود و جهان بی ثبات تر است اما اگر دو قطب حضور داشته باشند می توانند با تبانی با یکدیگر سرعت را کنترل کرده و حتی معکوس نمایند و در این حالت جهان با ثبات تر است و موازنه سبب ثبات جهان بوده است.اما در این مثال از نظر میرشایمر قدرتهای بزرگ تا جایی که برایشان مقدور است سرعت تردمیل را بالا خواهند برد تا این سرعت خارج از تحمل رقبایشان باشد و آنها را پس بزنند.میرشایمر بر این اعتقاد است که حتی اگر نظام دوقطبی هم باشد آن دو قطب برای حذف یکدیگر سعی خواهند کرد سرعت خود را بالاتر ببرند تا خود مسلط تر شوند.استعاره سرعت در اینجا منظور افزایش توانمندی ها است.در این راستا ما می توانیم از دو نظریه موجود در نئورئالیسم برای تبیین رفتار آمریکا قبل و بعد از پایان جنگ سرد استفاده کنیم.دوران جنگ سرد را با تمسک به نظریه والتز در باب موازنه و دوران بعد از جنگ سرد را با تمسک به نظریه میرشایمر.البته در کنار میرشایمر می توانیم از نظریات سایر طرفداران نظام تک قطبی که در بالا به آنها اشاره شد هم استفاده کنیم. در دوران تک قطبی هم که بعد از جنگ سرد اتفاق افتاد می توان به تاثیرات رفتار قطب مسلط بر ساختار هم توجه داشت.هم والتز و هم مخالفینش بر دوران تک قطبی بعد از جنگ سرد اذعان دارند تنها تفاوت آنها در تداوم یا عدم تداوم این شرایط تک قطبیست. اعتقاد والتز به نظام تک قطبی در دهه نود حتی می تواند به نوعی تایید و درستی تئوری او برای تبیین اتفاقات بعد از جنگ سرد باشد زیرا مطابق پیش بینی او روسیه و چین و حتی اتحادیه اروپا از دهه ۲۰۰۰ به نوعی موازنه گرایی در مقابل آمریکا دست زده اند.از این رو حتی اگر نظریه میرشایمر و تک قطب گرایان برای دهه ۹۰ کاربرد داشته باشد نمی تواند در مورد دهه ۲۰۰۰ صدق کند و نظریه والتز برای تبیین دهه ۲۰۰۰ صلاحیت بیشتری دارد.
۲-۴-۱–نظام تک قطبی در دهه۹۰ُ و۲۰۰۰
در دهه ۹۰ که نظام تک قطبی حاکم است این رفتار قطب مسلط و گرایشهای اوست که سلسله مراتب موضوعات را تعیین می کند و در این دهه رفتار آمریکا به عنوان قطب مسلط به نوعی بود که بیشتر به موضوعات اقتصادی اهمیت می داد و سبب برجسته شدن ساختارهای اقتصادی شده بود ساختارهایی که برخلاف موضوعات سیاسی ساختارهایی چند قطبی بودند و قطبهای جدید بدون به چالش کشیدن جایگاه هژمونی آمریکا در عرصه سیاسی در موضوعات اقتصادی با آمریکا رقابت می کردند.همین رفتار و گرایش آمریکا سبب شده بود که از نگاهی اقتصادی به جهان اطراف خود در این دهه بنگرد و بر این مبنا سیاستهای خود را تنظیم کند.
اما از دهه ۲۰۰۰ دو اتفاق اساسی سبب شد که سلسله مراتب موضوعی بار دیگر برای آمریکا عوض شود و موضوعات استراتزیک دوباره در دستور کار قرار گیرند.اول اینکه نوعی موازنه گرایی جدید چنانکه والتز پیش بینی می کرد از سوی کشورهای روسیه و چین در حال شکل گیری بود و دوم اینکه حملات ۱۱ سپتامبر زمینه را برای به صدر آمدن موضوعات استراتزیک به عنوان تیر خلاص فراهم کردند و رفتار و رویکرد قطب مسلط به سمت و سوی این موضوعات گرایش پیدا کرد.در همین دهه بود که آمریکا با تمسک به موازنه سخت و نرم درصددبر آمد تا همچنان رقبای در حال قدر شدن خود را در انزوا نگه دارد و از رشدآنها جلوگیری کند.و به همین دلیل امریکا در این دهه هر چند همچنان نگاه اقتصادی خود را به جهان اطراف حفظ کرده بود اما بار دیگر نگاه استراتزیک را بر رویکردها خود حاکم کرد و از این پنجره به جهان خارج می نگریست.در موازنه سخت امریکا به قدرت نظامی و بیشینه سازی قدرت در عرصه داخلی و خارجی توجه داشت و در موازنه نرم به مولفه های غیر نظامی قدرت و محدود سازی قدرت در داخل و خارج توجه داشت و با مجموعه ای از رویکردها چون: فروش سلاح به کشورهای رقیب کشورهای تهدید کننده بدون ورود به اتحادیه های نظامی،ممنوعیت ها و تحریم های اقتصادی،ایجاد فهم محدود مشترک امنیتی با دوستان برای کنترل رقبا،به کار بردن ظرفیت سازمانهای بین المللی،فعالیتهای دیپلماتیک و همکاری محدود نظامی،در صددبود از قدرت گیری قدرتها در سطوح منطقه‌ای و جهانی در مقابل هژمونی خود جلوگیری کند و در این راستا از دولتهای دیگر چون پاکستان استفاده می کرد.
ازمیان رهیافت های مختلف،بینشی که نئورئالیسم به ما می دهد بیشترین قابلیت انطباق باتئوریزه کردن روابط میان دوکشور را دارا می باشد . این رهیافت بیشترین شناخت رابه ما می دهد تا مناسبات پاکستان وایالات متحدهرا براساس رویکرد سیستمی تجزیه وتحلیل نماید.
فصل سوم
پیشینه پژوهش
۳-۱–بخش اول :پیشینه روابط ایالات متحده وپاکستان تا پایان جنگ سرد
۳-۱-۱ از۱۹۴۷) تاسیس پاکستان (تا ۱۹۵۳
کشورپاکستان با۸۶۸۵۹۱کیلومترمربع درکرانه شمالی دریای عمان ودارا بودن نزدیکی جغرافیایی به تنگه هرمزوخلیج فارس وهمچنین مجاورت باکشورهای چین وهندازجایگاه استراتژیک فوق العاده ای برخوردار است .محرومیت سرزمین وسیع وپرجمعیت پاکستان ازمسائلی است که این کشورازآغازحیات خودباآن مواجه بوده است .براحساس نیاز ناشی ازفقرومحرومیت مزبور،بایدهراس ازسلطه جویی هند را نیزافزود .توجه به دوعامل مذکور،شناخت انگیزه وعلایق دولت مردان پاکستانی درتنظیم وتدوین اصول سیاست خارجی خود راتسهیل می کندواولویت های آن رابرای برقراری ارتباط بامراجع مختلف قدرت بین المللی روشن می سازد.البته هدف این پژوهش بررسی جایگاه پاکستان از یک نگاه آمریکایی است نه پاکستانی ولی اشاراتی محدود به نگاه پاکستان به نقش و جایگاه خود هم لازم است.چنانکه قبلا هم اشاره شد این دوره از روابط پاکستان و آمریکا در چهارچوب برداشت والتز از موازنه تبیین می شود. و بیشتر به مواردی چون موازنه داخلی،خارجی و سخت پرداخته خواهد شد.
عنایت به این نکات است که روابط آمریکاوپاکستان راقابل تامل وارزیابی می سازد . دولت پاکستان پس از
استقلال درسال۱۹۴۷وسروسامان دادن به اوضاع داخلی خویش به منظورحفظ حدود و ثغور قلمرو خودسیاست بی طرفی رابه عنوان یک روش غیرواقعی ردنمود . وبااعتقادبه اینکه هیچ گاه به تنهایی قادربه دفاع ازخویش نمی باشدوباتوجه به عوامل زیرسیاست عضویت در پیمان های منطقه ای ووابستگی به قدرتهای بزرگ راانتخاب نمود و به نوعی موازنه خارجی روی آورد.
۱) موقعیت خاص جغرافیایی پاکستان وهمسایگی آن باکشورهای هنداز دو جناح پاکستان شرقی وپاکستان
غربی وافغانستان وشوروی ) ازشمال ( باتوجه به این که هریک ازدولت های هندوافغانستان وشوروی نسبت به قسمت های مختلف خاک پاکستان مقاصد تجاوزکارانه ای راتعقیب می کردند .
۲) از بین رفتن اهمیت دفاعی استحکامات طبیعی درمرزهای کشوروضعف فوق العاده قدرت دفاعی پاکستان درمقام مقایسه با قدرت های هند و شوروی .
۳) احتیاج مبرم پاکستان به اخذکمک مالی واقتصادی به منظورتحکیم مبانی اقتصادکشوروتثبیت اوضاع عمومی آن .
۴)پیروی ازاصول مذهب اسلام و طرفداری شدید از ایدئولوژی »پان اسلامیزم« ورقبت شدید به همبستگی با سایردول مسلمان جهان بخاطرایجاد جبهه اسلامی علیه مقاصد هند در کشمیر .
۵) وقوف به این حقیقت که ملل کوچک وضعیف ازآن جاکه خودقادربه دفاع ازخویشتن نمی‌باشند موجبات جلب مقاصد و مطامع تجاوزکارانه همسایگان خود را فراهم نموده ونقاط ضعفی را برای حفظ صلح جهانی به وجودمی آورند[۴۲] .
این عوامل باآن که به خودی خوددولت پاکستان رابه لزوم ترک بی طرفی وپیوستن به اتحادیه های دفاعی منطقه‌ای تشویق می‌کرد .اقدام دولت هند در سفارش اسلحه ومهمات برای مقابله باادعای پاکستان در کشمیر، اختلافات تقسیم آب رودخانه های سند_ ستلج وبیاس که منطقه پنجاب علیادرپاکستان غربی راباخطرخشکسالی وقحطی تهدیدمی نمود،بیش ازپیش دولت پاکستان رابه این فکرمی انداخت که قبل ازآن که دیپلماسی وقدرت هندبه کلی آن راتحت شعاع فعالیت های خودقراردهد،همت و بودجه خودرابه تقویت قدرت دفاعی کشورمصروف نماید .یعنی با افزایش قدرت سخت داخلی و نوعی موازنه داخلی افزایش قدرت رقیب خود را خنثی کرده و به نوعی موازنه در مقابل آن دست زند.
درابتدای استقلال پاکستان ازهنددر۱۹۴۷،تلقی آمریکاییان ازهندوپاکستان این بودکه سرزمین گاندی و نهرو، پیروزمندانه برای استقلال خویش ازانگلیس جنگیده است_ درست نظیرآنچه خودآنهاانجام داده بودند_ واینک مقدراست که نقش به سزایی درصحنه جهانی ایفاکنند .
درخلال جنگ جهانی دوم،روزولت رییس جمهوروقت آمریکابرچرچیل فشارمی آوردتابرای حصول به توافقی بارهبران کنگره ی ملی هند بکوشد تابراثرآن بتوان ازآنهادرجنگ علیه تهاجم موردانتظار ژاپن بهره‌ گرفت .مبادلات صورت گرفته بین چرچیل وروزولت نمایان گرآن است که رهبرآمریکا،به طورکلی از تقاضاها و نیز قدرت حزب مسلم لیگ بی اطلاع بوده است وجنگهای استقلال آمریکا را به یاد او می آورده است .
بنابراین مشکل هند رااز زاویه جنگ سیزده مستعمره باجرج سوم می دید . بااستقلال پاکستان،آمریکایی ها آن را عجیب ترین کشور درجهان توصیف کردندکه نمی توان نقشه آن راترسیم ساخت . روزبعدازاعلان طرح تقسیم شبه قاره «امانوئل سلر»[۴۳]،تقسیم شبه قارهعضومجلس نمایندگان ازایالت نیویورک، ایجاد پاکستان را یک اشتباه خواند و در حکم دل خوشی محمدعلی جناح به شمارآورد و متعاقبا چند روزبعد، پاکستان را به منزله دعوتی ازدولت (دولت انگلیس ( برای باقیماندن درشبه قاره هنداعلام کردوچنین نظرداد که پاکستا ن حالتیک ابرتیره وتهدیدآمیز رادارد . دراین میان هفته نامه «تایمز» پاکستان را چیزی در ردیف یک «ویرانه اقتصادی»[۴۴] نامید . تاسال۱۹۴۹،اوضاع جهان به گونه ای بودکه مانع می‌شد آمریکا مستقیما نسبت به مسائل شبه قاره علاقه مند شود . بلافاصله بعدازخاتمه جنگ خونین دراروپا،آمریکاکه مایل نبودآنچه راکه به تازگی ازچنگ نازی هادرآورده به کمونیسم هدیه کند،تمام توان خودراوقف بازسازی کشورهای جنگ زده اروپای غیرکمونیست کرد . وینستون چرچیل به هنگام دیدارازآمریکادرمارس۱۹۴۶جمله قصاری رابرزبان جاری ساخت که بعدهاپرآوازه گشت: « بخش عمده ای ازقاره اروپا از استیتن[۴۵] دربالتیک گرفته تا تریست[۴۶]درآدریاتیک، درپس یک پرده ی آهنین قرارگرفته است» ترومن، رییس جمهورآمریکادرسال۱۹۴۷ازکنگره درخواست کردتایک کمک اضطراری نظامی برای ترکیه ویونان رابه تصویب برساندودرهمان سال وزیرخارجه وقت آمریکا طی یک سخنرانی در دانشگاه هاروارد از طرح خود برای بازیافت اروپا یاد کرد . درماه ژوئیه آن سال روس هابه نشانه اعتراض،اجلاس تشکیل شده در پاریس برای گفتگو درباره طرح مارشال راترک کردندوبدین سان جنگ سردآغازگردید . بدین ترتیب زمانی که هندوپاکستان حیات خود را بعنوان دوکشورمستقل شروع کردند،اروپادرچنگال جنگ سردگرفتارآمده بود[۴۷].اندیشه ایجادارتباط نیرومندوقوی باایالات متحده،حتی قبل ازآنکه پاکستان به جمع کشورهای مستقل جهان ملحق شود، ذهن محمدعلی جناح ملقب ومعروف به»قائداعظم«رابه خود مشغول داشته بود.
تشکیل پاکستان ودر دیدار با دو دیپلمات آمریکایی مستقردر دولت موقت هند و در بیان علل ضرورت تاسیس کشور جدا گانه ای برای مسلمانان شبه قاره استدلال می کندکه باتوجه به خطرهجوم کمونیست ازناحیه اتحاد جماهیر شوروی از یک سو و بیم هندوئیسم افراطی سلطه جو ازسوی دیگر،وجود یک کشور مستقل درشبه قاره،سدراه نفوذآن دوکشوردرکشورهای خاورمیانه،ودرنتیجه درجهت منافع ایالات متحده آمریکادرمنطقه خواهد بود .قائداعظم،ضمن تحسین وتمجید فراوان ازآمریکا،ابراز امیدواری نمودکه آن کشور پاکستان رادرحل مشکلات عدیده ای که باآن مواجه خواهدبود،یاری کند . درخواست جناح درقالب تحولات نظام بین الملل درآن زمان وناتوانی انگلستان درنگهداری نظامیان خوددریونان ودرخواست این کشورازآمریکابرای ایفای نقش درصحنه ی جهانی بوده . به عبارتی دیگردولت بریتانیا توان جلوگیری ازهجوم ایدئولوژیک اتحادجماهیرشوروی رانداشته وآن مسئولیت رابه ایالت متحده واگذار می کند. « هاری ترومن«[۴۸]رییس جمهورآمریکا،بااعلام آنچه بعدا به دکترین ترومن معروف شد،به اتحادشوروی هشدار داد که آمریکاخودرامتعهد می بیندکه به یاری هرکشوری بشتابدکه درمعرض هجوم کمونیسم قرارگرفته استازسوی دیگربه مراحل اجرایی رساندن دکترین ترومن» طرح مارشال«[۴۹] با تعهدتزریق پول برای بازسازی اروپا سبب توجه وتمایل بیشتر زمامداران کشور نوپای پاکستان به سوی آمریکابوده است.در واقع طبق نظر والتز و بر اساس نظریه موازنه و استعاره تردمیل،تمرکز و انباشت قدرت شوروی سبب ایجاد معمای امنیتی برای آمریکا شده است به نوعی که از نظر این کشور هر نوع افزایش قدرتی می توانست ساختار نظام بین الملل را با خطر تغییر و بر هم خوردن موازنه موجود و توزیع قدرت روبرو نماید از این رو امریکا به ایجاد موازنه خارجی و شکل دادن به ائتلاف های نوین در مقابل این انباشت قدرت دست به موازنه سازی زد.و همچنین کشورهایی مانند پاکستان که برای جلوگیری از افتادن از تردمیلی که خارج از توان آنها در حال گردش بود مجبور بودند به تکیه گاه های جدید تمسک جویند و از این رو برای تداوم و بقای خود خواستار حفظ موازنه موجود بوده و برای اینکار از کمکها و حمایت های قدرت خارجی چون آمریکا استقبال کرده و در زیر چتر حمایتی این کشور قرار گرفتند و تمایل زیادی به این ارتباط راهبردی داشتند.
دلایل این توجه وتمایلات عبارت بودنداز :
۱) ترس ازخطرشوروی،که پیوسته درصدددسترسی به آبهای گرم خلیج فارس ودریای عمان بوده .
۲) ماهیت ایدئولوژیک یک خطرکمونیسم وضدیت آن بااعتقادات مذهبی،درحالی که دین اسلام عامل اصلی تشکیل پاکستان بوده واستالین اساسانسبت به تاسیس پاکستان معترض بوده ودرسال۱۹۴۶افغان هاراترغیب نمودکه مشروعیت خط مرزی «دیوراند»[۵۰]راکه حکومت های قبلی افغانستان بعنوان مرزبین المللی موردتاییدقرارداده بودند،زیرسوال ببرند .
۳) هراس ازخطرهندوئیسم ونیازبه دوستی قدرت بزرگی که به حمایت ازآن مستظهرباشند .
۴)سیاستی که ایالات متحده آمریکا، خود، دررهبری جهان به اصطلاح آزاد درپیش گرفته بود. جناح متقاعدشده بودبه همان دلیل که آمریکابه ترکیه ویونان کمک نموده،به پاکستان نیزکمک خواهدکرد .
۵) اعتقاد جناح به اینکه پیش ازآنچه پاکستان به آمریکااحتیاج داشته باشد،آمریکابه دلیل خطرتوسعه نفوذ شوروی درخاورمیانه به پاکستان نیازدارد .این نکته دقیقا ما را به سطح رقابت ساختاری آمریکا و شوروی سوق می دهد یعنی گرایشات موازنه گرایانه آمریکا در سطح سیستم یعنی تلاش در مقابل انباشت قدرت شوروی و حرکات سریع این کشور در روی تردمیل، به پاکستان یک ارزش حیاتی برای آمریکا می‌بخشد و این کشور از یک جایگاه ویژه برخوردار می شود تا بتواند از طریق آن هم حرکات شوروی را کندتر کرده و هم اینکه به سرعت خود بر روی تردمیل از طریق یک موتلف جدید بیفزاید.
از طرف دیگر،عوامل متعدددیگری موجب گردیدکه روشنفکران پاکستانی نیزگرایش به غرب رابیشترازنگاه به شرق بپذیرندوبدین ترتیب بدون آنکه آمریکایی ها نیاز به انجام تبلیغات کافی ولازم جهت جذب آنان داشته باشند،خوددر مدار حامیان آمریکاقرارگیرند . مهمترین این عوامل رامی توان به شرح زیرعنوان داشت :
۱) پاکستانی ها به لحاظ ایدئولوژی،خودرانزدیک به غرب وآمریکامی دیدند،گرچه غرب معتقدبه نقش مذهبی دراداره امورمملکت وکشورداری نمی باشدامااحساس مذهب درغرب وبه خصوص اعتقاددررهبران آمریکابوجود خدا،این کشش به غرب رادرپاکستانی هابیشتر می نمود .
۲) اکثریت قریب به اتفاق چهره های سیاسی وتصمیم گیرنده درپاکستان،تحصیلات خودرادردانشگاه های غرب انجام داده بودند .
۳) سیاسیون پاکستان معتقدبه آیتم های موجوددرغرب بخصوص مرام لیبرال منشا نه دراداره امورمملکت بودند.[۵۱]
با این همه، درابتدا، مقامات آمریکایی که عمده توجه خود در جنوب آسیا را معطوف به هند و نخست وزیر آن، جواهر لعل نهرو، نموده بودند .کمترعنایتی به پاکستانی هاوتقاضاهای عمدتامالی آنهاداشتندوحتی به پیشنهاد پاکستان که درقبال کمک های دفاعی آمریکا،پایگاه هوایی دراختیارآن کشورمی گذارد،وقعه ای نگذاشتند .سال چهل ونه شاهدتغییراتی درموضع آمریکادرقبال پاکستان بود . ترومن ازلیاقت علی خان،نخست وزیرپاکستان که پس ازدرگذشت قائداعظم،محمدعلی جناح،تبدیل به قویترین چهره سیاسی کشورشده بوددعوت کرد رسما از آمریکا دیدن کند.از جمله عواملی که منجر به ارزیابی جدید روابط با پاکستان توسط آمریکاشد،تحرکات اتحادجماهیرشوروی برای کسب نفوذ دراین کشوربود .
دیدار لیاقت علی خان اولین نخست وزیرپاکستان ازایالات متحده درماه مه۱۹۵۰نخستین فرصت حقیقی رابرای رهبر پاکستان برای تشریح اهداف وآرمانهای این کشورنوپای مسلمانان به دست داد . دولتمرد پاکستانی چهره چندان آشنایی برای آمریکایی هابه شمارنمی آمد،ولی لیاقت علی خان مجدانه کوشیدتابرمشکلات و نارسایی های ملازم باآغاز سفرغلبه کند .
باوقوف به اینکه دلیل اساسی ایجادپاکستان درخارج به خوبی تفهیم نشده بودواینکه بسیاری،پاکستان رادر مقایسه باهندمترقی وسکولار،یک کشورعقب افتاده تلقی می کردند بنابراین لیاقت،نخستین تلاش خودرا متوجه روشن ساختن ذهن میزبانان آمریکایی درباب این موضوع کرد . وی تشریح کردکه تقسیم شبه قاره بیشترازآن جهت بودکه یکصدمیلیون مسلمان خودرادرهندانگلیس دراقلیت احساس می کرده اندو برای این باوربودکه درحکومت اکثرهندو،فرهنگ آنهاراه اضمحلال خواهد پویید ووضعیت اقتصادی آنان رابه وخامت بیشتری خواهدنهاد. یک چنین اقلیت ناراضی درشبه قاره هندوپاکستان، می توانست به بزرگترین عامل ناآرامی درجهان تبدیل شود .لیاقت همچنین تلاش کرد تا برای نیروهای پاکستان اسلحه تهیه کندوباشکوه ازآنانی که خریدهای تسلیحاتی پاکستان رازیرسوال می بردند،اظهارداشت که آنان درک نمی کنندکشورش ازطریق تنگه خیبر،که ازطریق آن شبه قاره هند،نزدیک به نود بارمورد تجاوزقرارگرفته،دفاع می کند[۵۲] .
تردیدی نیست که لیاقت علی خان سفرخودبه آمریکارابرسفربه روسیه مقدم شمرد تا برتری دوستی باایالات متحده رابردوستی بااتحادجماهیرشوروی به نمایش گذارد .گرچه دیدارلیاقت علی خان سبب شدتادرآمریکاعلاقه زیادی نسبت به پاکستان به وجودآیداماباتمجیدعمومی که ازجواهرلعل نهروبه عمل آمدقابل مقایسه نبود . حقیقت ماجراازاین قراربودکه هند هنوز انتخاب درجه یک آمریکادرآسیابه شمارمی آمدگرچه دیدار نهروازآمریکا ثمری به بار نیاورد وروشن شدن نهروقصد ندارددر رویارویی شرق وغرب نقشی ایفاکندولی هنوزعمل آشکاری درسطح بین الملل انجام نداده بود تاهند رادر دیدگاه واشنگتن ازاعتبار بیندازد ونسبت بدان قطع امید کند . امادرسال ۱۹۵۱ بعدازآنکه نهرودست خودرادرمذاکرات جنگ کره رو کردو صرفا بااعزام واحدهای پزشکی به جنگ قصد خود رادر نرنجاندن چین ابرازداشت وهمچنین ازحضوردرکنفرانس صلح ژاپن خودداری کردو مقام های مسئول درآمریکانظرشان نسبت به وی تغییرکردوعلائمی پدیدارگشت که از ناامید شدن ازنهروحکایت می کرد . حال آنکه پاکستان درقضیه کره به عنوان حامی سرسخت غرب معرفی شدوازقطعنامه های شورای امنیت برای توقف مخاصمات وکمک برای خارج نمودن کره شمالی ازمدار۳۸درجه حمایت کامل به عمل آوردو بااهدای پنچ هزار تن گندم در تلاش‌های سازمان ملل درجنگ کره مشارکت جست ودرجریان صلح ژاپن حمایت بی چون وچرای خودراازصلح بیان نمودواین تاثیربی چون وچرایی درذهن آمریکاییان باقی گذاشت .
ازنتایج دیگرسفرلیاقت علی خان به آمریکا یک موافقتنامه ۳۵ ساله بین پاکستان وآمریکابرای مقابله بابحران غذایی درپاکستان بود . کمکهای آمریکابه پاکستان برای مبارزه بابحران غذایی دراین کشوردرسال ۱۹۵۳ اثرمطلوب دردوستی دولت ومردم آمریکانسبت به آمریکابه جای گذاشتوزمینه خوبی برای گسترش مناسبات دوکشورفراهم آورد .اینکه چرا آمریکا و پاکستان یکدیگر را به عنوان بازیگران موتلف برای موازنه سازی در مقابل رقبای خود انتخاب کردند در این بخش کاملا آشکار شد.پاکستان در مقابل هند و آمریکا در مقابل شوروی به دلایل مطرح شده در فوق با ایجاد یک نوع موازنه خارجی سعی در تمدید بقای خود و تمرکز بیشتر قدرت در نزد خویش در مقابل رقبا داشتند.
۲-۱-۳– ظهوردالس (۱۹۵۴تا۱۹۵۸)
مدت زمانی بودکه استراتژیست های آمریکایی دریافته بودند که، برای مقابله باکمونیست به پاکستانی که ازلحاظ
نظامی نیرومندباشد،نیازمندهستند . امادراندیشه بودندکه،باتوجه به خصومت بین پاکستان وهندوحساسیت فوق العاده موضوع،چگونگی این تقویت صورت پذیردکه رنجیدگی خاطررهبران هندرادرپی نداشته باشد . این نگرانی به اندازه ای بودکه آیزنهاور در یکی ازمصاحبه های مطبوعاتی خودرسمابه آن اشاره کرد .اماسفر ریچارد نیکسون،معاون رییس جمهورآمریکابه چندکشورآسیایی،ازجمله پاکستان وهند،بودکه به هرگونه تردیدی پیرامون ضرورت استفاده ازپاکستان،بعنوان بخشی اززنجیره تدافعی درقبال تهدیدکمونیست پایان داد . اودرگزارش خودبه شورای امنیت ملی آمریکا،اعضای شورا رامتقاعد ساخت که بدون اعتنابه عکس العمل های احتمالی هند،باید به پاکستان کمک نظامی اعطاءشود . به این ترتیب بودکه برای نخستین بار در روابط دوجانبه،تصمیم گرفته شدکه کمکهای نظامی دراختیاراین کشورقرارگیرد . وتوافق شدکه این امرازطریق عقدپیمان بین پاکستان وترکیه انجام پذیرد .
درست یک ماه بعد ازعقد قرارداد همکاری پاکستان وترکیه،درنوزدهم ماه مه ۱۹۵۴
«توافقنامه همکاری دفاعی دوجانبه پاکستان وآمریکا»[۵۳] بین دو کشوربه امضارسید .طبق این توافقنامه، آمریکا متعهد گردید که تجهیزات نظامی دراختیارپاکستان بگذاردوآموزش پرسنل نیروهای مسلح این کشور را عهده‌دار شود .
شکست نیروهای فرانسه پس ازهفتادسال استعماردرهندوچین توسط چریکهای ویتنامی وباحمایت کنندکه پیش گفته بود تسلیحاتی چین درسال ۱۹۵۴ هشداربزرگی به رهبران آمریکابودکه نمی توانستنداین تهدیداستالین رافراموش کنند که پیش ها گفته بود»راه پیروزی برغرب،درشرق دور واقع است«
این اقدامات سبب اجرای طرح دالس درزمینه ایجاد کمربندامنیتی برای محاصره ایدئولوژیک جهانی کمونیسم گردید . طرحی که سالهاقبل توسط سناتور » واندنبرگ«[۵۴] ارائه شده بود،توسط دالس گردید.
ظهور» جان فوستردالس« بعنوان طراح سیاست خارجی آمریکادرصحنه ی سیاست بین الملل وضع جدیدی را درهمه دنیابوجودآوردوپاکستان هم دراین میان استثنانبود . سیاست دالس،سیاست پیمان سازی بود . اوشبکه ای ازپیمان های دوجانبه وچندجانبه وسیعی برای محدودکردن کمونیسم دردنیابوجودآوردکه بااین پیمان هاآتش جنگ سردشعله ورتر می شد . اوبه اندازه ای دراین کارپیش رفت که عدم تعهدکشورهایی چون مصرو هندواندونزی ویوگسلاوی راخیانت بزرگ می دانست به نظر او «این غیرمتعهدان،فرصت طلبانی هستندکه» می خواهند از بهترین چیز موجود در دو بلوک استفاده کنند، بدون اینکه به هیچ کدام باج بدهند»[۵۵]. در واقع سیاست بلوک سازی دالس شیوه ای برای موازنه خارجی و کنترل سرعت شوروی بر روی تردمیل بود.
خلاصه آنکه پاکستان درسال ۱۹۵۴ معاهده «کمکهای دفاعی مشترک» با آمریکا و در آوریل ۱۹۵۴ قرارداد همکاری دوستانه با ترکیه درسپتامبر ۱۹۵۵ پیمان، «پیمان دفاع جمعی جنوب شرق آسیا» همکاری دوستانه باترکیه،در ۳ سپتامبر ۱۹۵۴رابغدادکه انگلیس، ترکیه، عراق وایران دیگراعضای آن بودند و در مارس۱۹۵۹معاهده خلاصه آنکه پاکستان درسال ۱۹۵۴ معاهده «همکاری دوجانبه» باآمریکابه امضارسانید.
پاکستان تنهاکشورآسیایی بودکه به طورهم زمان دردوپیمان ضدکمونیستی «سیتو»و«سنتو»[۵۶] عضویت داشت. پاکستان ازطریق پیمان های همکاری دوجانبه وپیمان های نظامی چندجانبه سیتو و سنتو خود را شدیداً نسبت به ایالات متحده متحدساخت ومسئولیت های سنگینی در قبال آن کشورپذیرفت وخواه ناخواه به جمع اقمار ابر قدرت غرب پیوست وخود را در مقابل هند، شوروی، افغانستان، عربستان وجهان اسلام وجنبش عدم تعهدهاقرارداد .پاکستان نه تنها در سطح ساختار از سوی آمریکا مورد استفاده قرار می گرفت خود نیز از حمایت آمریکا برای حفظ موازنه منطقه ای در مقابل رقبایش کمال استفاده را می برد و زمینه های بقای خود را بیش از پیش فراهم می ساخت این کشور با تقویت خود به لحاظ داخلی و به ویژه از طریق قدرت سخت برای حفط تعادل در مقابل رقبایش به دو شیوه موازنه سخت (تجهیز نظامی داخلی خود به واسطه آمریکا) و موازنه داخلی(افزایش قدرت داخلی) خود دست زد.

نظر دهید »
مطالب پایان نامه ها درباره آنالیز مولکولی ژن مولد کپسول۹۳ PRP در نمونه های ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

Hib26

۱

۲

۲

همان طور که در نمودار بالا مشخص است، اگر تعداد کپی جایگاه rpoB را معادل ۱ در نظر بگیریم در تمامی نمونه ها تعداد کپی جایگاه های IS1016 و capB بیشتر است و در برخی نمونه ها به ۳ یا ۴ برابر می رسد.

بر اساس نتایج، دو سویه ۲ و ۳ سه کپی از توالی capb و چهار کپی از توالی IS1016 را داشتند، در حالی که نمونه شماره ۱۴ دو کپی از capb و سه کپی از IS1016 را نشان داد. با توجه به این که در نمونه های ۶ و ۲۶ نسبت۱:۲:۲ در capb، IS1016 به rpoB مشاهده شد . این امر می تواند احتمالا ناشی از حذف شدگی در ژن bexA در این نمونه ها باشد.
در مطالعه حاضر، ارتباط مستقیم بین تعداد کپی جایگاه cap و میزان تولید پلی ساکارید در نمونه های Hib در این مطالعه نشان داده شد. بالاترین مقدار پلی ساکارید توسط Hib2و hib3 گزارش شد که هیچ حذف شدگی در ژن bexA در آن ها وجود نداشت.
شکل ۴-۵: مدل های پیشنهادی برای جایگاه capb در نمونه های انتخاب شده را نشان می دهد. این مدل ها طوری طراحی شده اند که با نتایج حاصل از کمیت سنجی مطلق مطابقت داشته باشند

۴-۵: نتایج تعیین ژنوتیپ:
بر طبق نتایج به دست آمده از PCR 5 نمونه انتخاب شده هر ۵ نمونه متعلق به ژنوتیپ I تشخیص داده شدند. یعنی در واکنش با ست پرایمر K محصول معادل ۴۵۰ باز تولید کرده و در واکنش با ست پرایمر L محصولی ساخته نشد.
۵۰۰
۱۰۰۰
۱۰۰
۵۰۰
۱۰۰
۱۰۰۰
۲ ۳ ۶ ۱۴ ۲۶ N
۱۰۰
۴۵۰ bp
شکل۴-۶: نتایج PCR تعیین ژنوتیپ نمونه ها: ست پرایمر K و L
ردیف بالا نشان دهنده محصول ست پرایمر K (ژنوتیپ I) و ردیف پایین نشان دهنده محصول ست پرایمر L (ژنوتیپ II)
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
۵-۱: بحث و نتیجه گیری
واکسن هموفیلوس آنفلونزا برای اولین بار در سال ۱۹۸۵ در آمریکا تولید و مورد تایید و استفاده قرار گرفت و نتایج بسیار موفقیت آمیزی در کاهش مرگ و میر ناشی از مننژیت در کودکان نشان داد. از همین رو به دلیل مرگ و میر بالای ناشی از این باکتری، برنامه واکسیناسیون در کشورهای مختلف در دستور کار قرار گرفت، به طوری که طبق آخرین گزارش WHO تا سال ۲۰۱۲ ،برنامه واکسیناسیون در ۱۸۰ کشور دنیا انجام شده و در ۴ کشور دیگر در حال انجام است.
متاسفانه ایران از معدود کشورهایی در جهان است که واکسیناسیون کودکان بر علیه این بیماری هنوز در آن اجرا نشده است.
با توجه به اهمیت این موضوع و با توجه به تحریم های پیش رو برای واردات واکسن، تولید واکسن بومی هموفیلوس آنفلونزا از اهمیت بالایی برخوردار است. شناسایی یک سویه مناسب بومی برای تهیه واکسن از مهمترین اولویت های تهیه و تولید این واکسن می باشد.
با توجه به این که تا کنون در کشور تلاشی در زمینه آنالیز مولکولی ژنوم تولید کننده PRP صورت نگرفته است، نتیجه این تحقیق می تواند با شناسایی سویه واکسینال بومی مسیر پیش رو برای تولید واکسن بومی و خودکفایی در تولید آن را هموار کند.
تولید پلی ساکارید کپسولی (PRP) این باکتری تحت کنترل ژن های تولید کننده و ترشح کننده آن است که در منطقه ای به نام جایگاه cap تجمع یافته اند. این جایگاه ۱۸kb در Hib متشکل از ۱۰ ژن است که دو بار یا بیشتر در ژنوم باکتری تکرار شده است. دراین مطالعه از تکنیک Real-time PCR جهت مشخص کردن تعداد کپی این جایگاه استفاده شد.
مطالعات در مورد تعداد کپی جایگاه cap قبلا در کشور های دیگر انجام شده است. برای مثال در مطالعه ای که توسط corn و همکاران در سال ۱۹۹۳ انجام شد سویه ای با ۵ کپی از این جایگاه شناسایی شد که حدود ۶ برابر تولید PRP بالاتری نسبت به سویه های فقط دارای ۲ کپی داشت (۱۰۵).
مطالعه جدیدتری که توسط cerquetti و همکاران در سال ۲۰۰۶ انجام شد منجر به گزارش سویه ای با ۶ کپی از این جایگاه شد (۱۹). با این حال نتیجه به دست آمده از سویه های بومی نشان دهنده حداکثر ۳ کپی بوده اند.
همان طور که پیش بینی می شد سویه های Hib2 و Hib3 که میزان تولید PRP بیشتری را نشان داده بودند تعداد کپی بیشتری از منطقه cap نسبت به نمونه های دیگر داشتند. به طوری که در این دو نمونه تعداد ۳ کپی از این جایگاه مشاهده شد.
کمترین میزان PRP در سویه های Hib6 وHib26 مشاهده شده بود. با توجه به دارا بودن دو کپی cap در این سویه ها و وجود حذف شدگی در یکی از نسخه ها، این نتیجه قابل توجیه و تفسیر است.
سویه Hib14 با دارا بودن ۳ کپی از منطقه IS1016 و ۲ کپی از cap ، دارای دو کپی مشابه (بدون حذف شدگی) از جایگاه cap بوده و نتایج اندازه گیری PRP نیز صحت این ادعا را تایید می کند به طوری که تولید PRP در این سویه کمتر از نمونه های Hib2,Hib3 و بیشتر از سویه های Hib6,Hib26 اندازه گیری شد.
مطالعات انجام شده در کشورهای دیگر اغلب به روش ساترن بلات انجام شده و تنها نشان دهنده تعداد کپی جایگاه cap هستند. یافته های حاصل از این روش اطلاعات زیادی در مورد ساختار و نحوه قرار گیری این کپی ها به دست نمی دهد. همچنین این روش هزینه و زمان زیادی می طلبد. در مطالعه حاضر ما از روش جدیدتر و دقیق تر Real-time PCR استفاده کردیم که دقت بسیار بالایی داشته و سرعت دست یابی به اطلاعات در آن بالاتر می باشد.. همچنین این روش با هزینه نسبتا کم و تغییرات اندک قابل اجرا بر روی سروتایپ های دیگر هموفیلوس آنفلونزا می باشد.
روش Real-time PCR برای تعیین تعداد دقیق کپی جایگاه cap توسط Ohkusu و همکاران در سال ۲۰۰۵، بر روی تیپ a هموفیلوس آنفلونزا (Hia) شرح داده شده است (۵۷). با تغییر یک ست پرایمر اختصاصی Hib و طراحی پرایمری برای تهیه منحنی استاندارد آن، از این پروتکل برای تعیین تعداد کپی جایگاه cap در Hib استفاده شد.
سه منطقه بر روی ژنوم برای بررسی در نظر گرفته شده و پرایمرها برای این مناطق طراحی شد. منطقه IS10116 که یک قطعه ۷۱۱bp متصل به جایگاه cap بوده و نسخه های cap را از هم جدا می کند، منطقه capB که تعداد کپی آن ارتباط مستقیمی با میزان تولید کپسول دارد و ژن rpoB که یک ژن خانه دار تک کپی بوده و به عنوان کنترل استفاده می شود.
نتایج به دست آمده از این روش علاوه بر نشان دادن تعداد کپی جایگاه cap، تعداد کپی قطعه IS1016 را نیز نشان می دهد. این موضوع از آن جهت مورد اهمیت است که در بیشتر سویه های Hib یک حذف شدگی در یکی از نسخه های cap وجود دارد، به این صورت که قطعه IS1016 به همراه بخشی از ژن مجاور خود (bexA) حذف شده و بدین ترتیپ یکی از نسخ های cap معمولا ناقص است. به نظر می رسد این حذف شدگی در نسخه های دارای دوکپی از cap مزیتی در جهت حفظ پایداری ژنتیکی در سویه های Hib می باشد(۳۴).
بررسی ها نشان می دهد که این حذف شدگی با جلوگیری از نوترکیبی همولوگ[۷۰] بین نسخه های cap باعث حفظ توان تولید و ترشح کپسول می شود.
از بین سویه های منتخب، سویه Hib6 و Hib26 با دارا بودن دو نسخه cap و دو نسخه از IS1016 واجد این حذف شدگی تشخیص داده شدند.
اگر چه هر دو روش کمی سنجی نسبی و مطلق در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفت ، با این حال روش مطلق به دلیل نشان دادن تعداد دقیق کپی مناطق مورد نظر، روش مناسب تری برای هدف ما بود.

نظر دهید »
دانلود پایان نامه با فرمت word : نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره : بررسی مقایسه ای بهزیستی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

روابط مثبت با دیگران: فردی که در این خرده مقیاس بهزیستی روان شناختی، نمره بالایی کسب می کند، از رابطه گرم، رضایت بخش و اعتماد بخشی با دیگران برخوردار است و احساس همدردی قوی نسبت به دیگران داردو دارای عاطفه و احساس نزدیکی نسبت به دیگران می باشد. او نسبت به دیگران احساس تفاهم و درک متقابل دارد و از داد و ستد های روابط انسانی آگاهی دارد. شخصی که در این بعد نمره پایینی می گیرد، روابط نزدیک اندک و محدودی دارد و برقراری روابط گرم و صمیمانه برایش مشکل است و نسبت به دیگران گشودگی ندارد و به مسائل آنها توجهی ندارد. چنین فردی خواهان ایجاد و حفظ روابط محکم و استوار با دیگران نیست.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

هدف داشتن در زندگی: کسی که در این بعد نمره بالایی به دست می آورد، احساس می­ کند که زندگیش هدفمند و جهت دار است. احساس می­ کند که زندگی کنونی، گذشته او معنادار بوده است و بر این باور است که می ­تواند زندگیش را با معنا و هدفدار سازد. بر عکس، کسی که در این بعد از مقیاس بهزیستی نمره پایینی می­گیرد، زندگی را معنادار نمی­بیند، هدف های معین و جهت گیری مشخصی در زندگی خود ندارد. در زندگی گذشته اش معنایی نمی بیند و برای آینده نیز چشم اندازی که معنا بخش زندگیش باشد، تصور نمی­کند.
پذیرش خود: فردی که پذیرش خود بالایی دارد، نگرش مثبتی نسبت به خودش دارد و نسبت به جنبه های گوناگون خود، خوب و بد، هردو، شناخت و آگاهی داردو نسبت به زندگی گذشته اش احساس مثبتی دارد. بر عکس، فردی که در این بعد ضعیف است و نمره پایینی می­گیرد، از زندگی خود راضی نیست، از آنچه در زندگی گذشته برایش اتفاق افتاده است ناراضی است و نسبت به گذشته احساس سرخوردگی دارد و در حسرت آن است که ای کاش شخص دیگری بود متفاوت از آنچه اکنون هست.
دلزدگی زناشویی:
نمره ای است که فرد در پرسشنامه فرسودگی زناشویی پاینز (CBM)، کسب می­نماید و فرسودگی آزمودنی را در سه بعد جسمانی، روانی و عاطفی می­سنجد.
فرسودگی زناشویی وضعیت دردناک جسمی، عاطفی و روانی است کسانی را که توقع دارند عشق رویایی به زندگیشان معنی بخشد را متاثر می سازد. فرسودگی هنگامی بروز می کند که آنها متوجه می شوند، علی رغم تمام تلاشهایشان این رابطه به زندگیشان هیچ معنی و مفهوم خاصی نداده است (ون پلت،۲۰۰۴؛ پاینز،۱۹۹۶، ترجمه شاداب، ۱۳۸۱).
خستگی جسمی: فرسودگی جسمی با نشانگانی مانند خستگی، کسالت، بی حالی بروز می کند که با خواب رفع نمی شود. این افراد گاهی دچارسردردهای مزمن، دردهای شکمی و یا کمردرد می شوند و همچنین مستعد ابتلا به بیماری هستند (شاداب،۱۳۸۱٫ به نقل از نیکوبخت، کریمی و بهرامی،۱۳۹۰).
در این پژوهش خستگی جسمی نمره ای است که فرد از ۶ گزینه در آزمون فرسودگی زناشویی پاینز کسب می نماید.(گزینه های ۱-۴-۷-۱۰-۱۶ و ۲۰).
خستگی عاطفی: فرسودگی عاطفی با احساس آزردگی، ناامیدی، غمگینی، تنهایی و بیهودگی مشخص می شود. از پا افتادن عاطفی شامل کمبود اشتیاق، عدم رضایت، فرسایش هیجانی و کاهش انگیزه است (نالت،۲۰۰۵؛ به نقل از نویدی،۱۳۸۴).
در این پژوهش خستگی عاطفی نمره ای که فرد از ۸ گزینه از آزموون فرسودگی زناشویی پاینز کسب می کند.(گزینه های ۲-۳-۵-۶-۹-۱۱-۱۴-۱۷).
خستگی روانی: فرسودگی روانی معمولا به صورت کاهش خود باوری و منفی نگری نسبت به روابط مخصوص رابطه با همسر و احساس یاس و سرخوردگی نسبت به همسر بروز می کند (پاینز، ترجمه شاداب،۱۳۸۱).
در این پژوهش خستگی روانی نمره ای است که فرد از ۷ گزینه از آزمون فرسودگی زناشویی پاینز کسب می­ کند (گزینه های ۸-۱۲-۱۳-۱۵-۱۸-۱۹-۲۱).
فصل دوم
ادبیات تحقیق
بخش اول
اشتغال زنان و تاثیرات آن
مقدمه
اشتغال از جمله عواملی است که بر جریان حیات خانواده تأثیر می‌گذارد و روابط زن و شوهر و فرزندان را دگرگون می‌سازد (نظری،۱۳۸۶). کار سازمان‌یافته درصد بزرگی از بیشتر فعالیت‌های افراد و جنبه‌های اساسی از بیشتر زندگی مردم را تشکیل می‌دهد. درنتیجه، تجربه فعالیت‌های کاری کاربردهای مهمی برای بهزیستی روان‌شناختی افراد و تجربه عاطفی‌شان در کار و رفتارهایشان دارد. اداره آمار ایالات متحده اعلام کرده که نیروی کار امریکا ۱۴۷ میلیون نفر است که ۶۸ میلیون نفر از آنان را زنان تشکیل می‌دهند. به‌علاوه بیش از ۲۸/۰ از این افراد بیش از ۴۰ ساعت در هفته کار می‌کنند. افراد مقدار زیادی زمان برای کارکردن صرف می‌کنند و خانواده‌های دو شغل افزایش‌یافته است. پژوهش درباره تأثیر فشار کاری زیاد بر شاخص‌های گوناگون بهزیستی روان‌شناختی و تعادل کار و خانواده به‌طور فزاینده‌ای افزایش یافته است (رموس ایلیس[۳۶]، واگنر[۳۷]، جانسون[۳۸]، درو[۳۹]، ایلگن[۴۰]، ۲۰۰۷).
میزان مشارکت زنان در نیروی کار در سراسر جهان در حال افزایش است. سهم زنان از نیروی کار جهان از ۳۸ درصد در سال ۱۹۷۰ به ۴۱ درصد در سال ۱۹۹۶ افزایش یافته است (ایلو[۴۱]، ۱۹۹۷؛ علاء الدینی و رضوی،۱۳۸۳).
افزایش منابع مالی زنان ممکن است بر کیفیت زناشویی متعاقب از طریق تأثیر بر نیروهای قدرت زناشویی تأثیر بگذارد. داشتن منابع بیشتر ممکن است زنان را به تغییر ابتدائی در ارتباطات قدرت و در تقسیم‌کار خانه و به‌طورمعمول تر در نقش‌های زوجی تشویق کند (بلود[۴۲] و ولف[۴۳]،۱۹۶۰؛بلومستین[۴۴] و اسکوارتز[۴۵]،۱۹۸۳؛به نقل از روگرز، دبویر،۲۰۰۱).
یکی از معیار های مهمی که در جوامع امروزی برای تعیین جایگاه زن در اجتماع وجود دارد، میزان مشارکت زنان در جامعه و زندگی اقتصادی است. از سوی دیگر یکی از نقش های مهم زن، نقشی است که در خانواده ایفا می کند. خانواده یکی از ارکان جامعه و محور اساسی رشد و اعتلای انسان است.
ابعاد مسئله آمیز اشتغال زنان، پیامد های احتمالی برخاسته از آن در جوامع انسانی، گستره ی پژوهش های انجام شده درباره ی این موضوع مهم، نحوه ی برخورد با آن، ارائه نظریه ها گاه مشابه و گاه متناقض همه و همه، پرده از این حقیقت بر میدارند که اشتغال زنان قابلیت و اهمیت پژوهش را دارد. درباره اشتغال زنان دیدگاه های متفاوت و حتی متعارضی وجود دارد(بابایی فرد، ۱۳۹۲).
جفت زن و شوهر یک خرده نظام اساسی به شمار می آید، هرگونه بدکاری در این خرده نظام به سراسر خانواده تسری خواهد یافت. خرده نظام همسران به فراهم ساختن سرمشقی از تعامل زناشویی، موضوع صمیمیت زن و مرد و تعهدات آنها نسبت به یکدیگر را به کودک آموزش می دهد. کارآیی روابط موجود بین تمام اعضای خانواده تحت تاثیر این مراد قراردارد (گلدنبرگ و گلدنبرگ، ترجمه برواتی، نقشبندی، ارجمند،۱۳۹۲).
خرده نظام کارآمد و با کفایت زناشویی، یعنی خرده نظامی که زوج ها برای تحقق و کمال رابطه شان تلاش می کنند، برای همسر فرصت آن را فراهم می سازد تا صمیمیت، حمایت، رشد متقابل، و امکان رشد ذهنی را تجربه کنند (کرو و ریدلی، ترجمه موسوی،۱۳۸۲؛ به نقل از بوستانی پور،۱۳۸۶).
در واقع زنان در عین اینکه می خواهند در تامین معاش با مردان رقابت کنند، از تشکیل عائله نیز نمی توانند غفلت کنند، بدین جهت در عین حال ناچارند کار دو نفر را انجام دهند و اشتغال زن صورت تیغه دولبه ای را داردکه استقلال بیشتر زن بعد مطلوب آن است و تعدد وظایف وی، برای اولین بار به صورتی بسیار سنگین، بعد مکمل آن را تشکیل می دهد (نظری،۱۳۸۶).
مبانی نظری اشتغال زنان
مطالعات انجام شده در کشورهای غربی حکایت از برتری نسبی وضعیت سلامت زنان شاغل در مقایسه با زنان غیر شاغل یا به عبارت دیگر زنانی دارد که صرفا به ایفای نقش زن خانه دار محدود شده اند (آربر[۴۶]، کوپر[۴۷]،۲۰۰۰، به نقل از احمدنیا،۱۳۸۳).
در چهارچوب مدل های نظری تحلیل نقش در غرب دو رویکرد عمده وجود دارد یکی با دید منفی و دیگری با دیدگاهی مثبت به مسئله رابطه نقش اشتغال و سلامت در مورد زنان پرداخته است.
در چهارچوب رویکرد منفی، گذشته از نظریه پارسونز در مورد تفکیک کارکردی نقش زنان و مردان و تاکید وی بر لزوم عدم اشتغال زنان خانه دار، می توان از فرضیه های تکثر نقش، تضاد نقش، فشار بار اضافی نقش، فرضیه کمیابی و فرضیه فشار نقش رانام برد. هریک از این فرضیه ها به نوعی حکایت از این دارند زنانی که به کار در ­ازای دستمزد می پردازند، بیشتر احتمال دارد به دلایلی چون حجم بیشتر کار، افزایش انتظارات و مسئولیت های بیشتر و استرس ناشی از ایفای چند نقش توامان، از نظر سلامت در وضعیت نامطلوب تری نسبت به زنانی که صرفا به نقش های سنتی همسری و مادری می پردازند، قرار گیرند (احمدنیا، ۱۳۸۳).
مخالفان اشتغال زنان بر مسئله آسیب ها و پیامد های منفی اشتغال زنان بر خانواده و جامعه تاکید می کنند و بر این باورند که ورود زنان به عرصه های اجتماعی گسترش نابهنجاری های اخلاقی، رفتاری، و فرهنگی در جامعه را موجب می شود و کم توجهی زنان به وظایف سنتی خانه داری، بچه داری و همسر داری که به واسطه ی اشتغال تمام وقت زنان ایجاد می شود، موجب تضعیف نهاد خانواده خواهد شد. برخی نیز بر این باورند که نان آوری جزء وظایف مردان است و زنان نباید مسئولیت اقتصادی خانواده را عهده دار شوند (بابایی فرد، ۱۳۹۲).
در مقابل، در چهارچوب مدل های رویکرد مثبت، به فرضیه اعتلای نقش، نظریه بسط نقش و فرضیه تجمع نقش
می توان استناد نمود که طی آن نقش اشتغال که به عنوان نقش جدیدی به نقشهای سنتی اضافه شده، به عنوان یک امر مثبت و پرفایده در نظر گرفته می شود. در این جا مکانیزم تاثیر گذاری مثبت نقش اشتغال از طریق عزت نفس افزایش یافته، درآمد بیشتر، کسب حمایت اجتماعی گسترده تر که با اشتغال در ازای درآمد همبسته است در جهت ارتقای سلامت زنان مورد تاکید قرار می گیرد (احمدنیا، ۱۳۸۳).
طرفداران اشتغال زنان نیز با رویکرد مثبت نقش سازنده و مفیدی را برای اشتغال زنان قائل می شوند. به نظرآن­ها زنان نیز، همانند مردان قابلیت های گوناگونی از نظر فعالیت های تولیدی یا خدماتی دارند و حضور آن ها در عرصه های اقتصادی باعث رونق اقتصاد جامعه و فراتر از آن، تحقق پیشرفت و توسعه در جامعه میشود. این گروه از افراد، برخلاف گروه اول، بر این باورند که استقلال مالی به کاهش وابستگی زنان به مردان، افزایش اقتدار، عزت نفس و تغییر موقعیت اجتماعی زنان منجر می شود. از نظر آن ها پیامدهای مثبت اشتغال زنان در بسیاری از ابعاد زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی بیشتر از آن پیامدهای منفی است که مخالفان اشتغال زنان مطرح می کنند. از نظر این گروه، اشتغال زنان، حتی برخلاف آن چیزی که مخالفان اشتغال زنان مطرح می کنند. از نظر این گروه، اشتغال زنان، حتی بر خلاف آن چیزی که مخالفان بیان می کنند، باعث بهبود و تقویت روابط انسانی بین زنان و همسرانشان نقش بسیار مهم و موثری دارد. از منظری دیگر، طرفداران اشتغال زنان با نگرشی در سطح کلان معتقدند اشتغال زنان در رفع مسائل بنیادی جامعه، نظیر بی سوادی، افزایش بی رویه ی جمعیت، متعادل کردن درامدها، ارتقای موقعیت اجتماعی، سطح زندگی و طول عمر زنان بسیار موثر است؛ و پیامد های اشتغال زنان این موارد ذکر شده است: ۱٫ ایجاد روحیه اعتماد به نفس و استقلال در زنان ۲٫ کمک به درک مسائل زنان و حل این مسائل ۳٫ حضور فعال در عرصه های اجتماعی ۴٫ آشنایی بیشتر با روش های افزایش بهره وری امکانات مادی و معنوی خانواده ۵٫ افزایش توان مدیریتی زنان در خانواده و جامعه ۶٫ استفاده از اوقات فراغت و جلوگیری از آسیب پذیری اجتماعی بر اثر فقر و نیاز مالی ۷٫ کمک به اقتصاد خانواده ۸٫ کمک به شادابی و سلامت روح و جلوگیری از افسردگی بر اثر بیکاری و یکنواختی زندگی روزمره (بابایی فرد، ۱۳۸۳).
رابطه بین زندگی کاری و خانوادگی
در جامعه امروز افراد در تلاش‌اند همه‌چیز را انجام دهند و بهزیستی را در ترکیبی از نقش‌های متفاوت مانند کارگر، همسر و والدین پیدا کنند. اگرچه اشتغال، ازدواج و والدین بودن ازنظر روان‌شناختی مهم است (نور ۲۰۰۴[۴۸]، به نقل بوچارد[۴۹] و پویریر[۵۰]،۲۰۱۱) اما نقش‌هایی که آن‌ها تمایل به بر عهده گرفتن دارند همپوشانی دارند و تجربه‌های افراد بر رفتارشان و رضایت از دیگران تأثیر می‌گذارند (بوچارد و پویریر،۲۰۱۱).
رابطه بین خانواده و کار یک فرایند تکامل تدریجی از استقلال تا وابستگی تعاملی و وابستگی تا وابستگی تقابلی و سرانجام به‌صورت یک دایره کامل و مجدداً وابستگی تعاملی می‌باشد.
در آغاز کار در خانه متمرکز بود. خانواده ها و شوهران، همسران و کودکان، با شکار، کاشتن مواد غذایی، ساختن سایه بان و محل سکنی و پرورش فرزندان زندگی را سپری میکردند. حتی با رشد بازرگانی و صنایع دستی در قرون وسطی، کار و خانواده در تعامل با هم بودند، کار کردن در زمینه صنایع غذایی یا بازرگانی، در خانه یا مغازه نزدیک خانه صورت می گرفت. پسران شاگردی پدر را در مغازه می کردند و دختران اغلب در کار خانه به مادر کمک میکردند (نظری،۱۳۸۶).
نخستین نقش های دگرگونی در نقش زنان در قرن نوزدهم میلادی در اروپا پدیدار شد. این دگرگونی ها، از یک سو بر آگاهی زنان نسبت به حقوق فردی و اجتماعی خود تاثیر گذاشت و از سوی باعث ایجاد تغییراتی در نگرش سنتی مردان نسبت به توانایی ها و نقش زنان در خانواده و جامعه گردید. به دنبال این دگرگونی ها ساختار خانواده از ابعاد مختلف به ویژه از لحاظ توزیع قدرت و نوع اقتدار حاکم بر آن و همچنین از نظر تقسیم کار سنتی دستخوش دگرگونی گردید (گروسی،۱۳۸۶).
در سال ۱۹۸۰ سهم نسبی همسران در درآمد کل خانواده به همان اندازه ورود بیشترشان به نیروی کار افزایش یافت. (اسپین[۵۱]، بیانچی[۵۲]،۱۹۹۶؛ روگرز، دبویر،۲۰۰۱). در طول ۱۹۹۰، زوج های متاهل دو درآمدی یک چهارم زوج های مشابه یک درآمد مرد بودند (کتان[۵۳]،۱۹۹۸؛ روگرز، دبویر،۲۰۰۱). اگرچه شکاف درآمدی باقیمانده مانده بود ولی آن در طول سالهای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ کم رنگ تر شد (اسپین، بیانچی،۱۹۹۶؛ روگرز، دبویر،۲۰۰۱).
در ایران نیز با آغاز ورود فرایند نوسازی به کشور و همگانی شدن نظام آموزشی در کشور، آشنایی با تحولات ساختاری در سایر جوامع و رشد ارتباطات اجتماعی، شکل روابط قدرت در خانواده ایرانی نیز تغییر یافت. به طوری که مشارکت زنان در عرصه فعالیت های سیاسی و اجتماعی به طرز چشمگیری افزایش یافته و ساخت خانواده و الگوهای روابط خانوادگی تغییر یافته و تحولی در نگرش افراد نسبت به توزیع نقش های جدیدی را برخود لحاظ می کنند (قندهاری،۱۳۸۲؛ به نقل توسلی وسعیدی،۱۳۹۰).
برای حل زمان متعارض بین تقاضاهای شغل و مسئولیت های خانواده، زنان شاغل و خانواده هاشان ممکن است به شغل های انعطاف پذیر بپردازند تا اینکه تواناییشان را افزایش دهند. زنان سهم شان را از نیروی کار افزایش داده اند تا کار سریعی برای پاسخ به نیازهای خانواده هاشان از طریق برنامه کاری انعطاف پذیر یا با انعطاف زمانی فراهم کنند. فرصت های برای اشتغال منعطف در پاسخ به نیاز های کسب و کار رشد یافته اند تا دستمزدها راکم کنند و به تغییرات سریع در نیازهای نیروی کار پاسخ دهند. زنان هنوز بسیار بیشتر از مردان برای کار خانه و خانواده وقت صرف می کنند اما ساعاتی که زنان برای انجام این وظایف صرف می کنند به خصوص در زنان جوانتر کاهش یافته است (سیلور[۵۴]، گلدسچیدر[۵۵]؛۱۹۹۴).
بخش دوم
بهزیستی روانشناختی
مقدمه
از زمان‌های بسیار دور، همیشه این سؤال مطرح بوده که چه چیزی باعث خوشبختی و بهزیستی می­ شود. در سالیان اخیر رویکرد آسیب‌شناختی به مطالعه سلامتی انسان مورد انتقاد قرار گرفته است. بر خلاف این دیدگاه که سلامتی را به عنوان نداشتن بیماری تعریف می کند، رویکردهای جدید بر «خوب بودن ” به‌جای “بد یا بیمار بودن ” تأکید می‌کنند. از این منظر، عدم وجود نشانه‌های بیماری‌های روانی، شاخص سلامتی نیست. بلکه سازگاری، شادمانی، اعتمادبه‌نفس و ویژگی‌های مثبتی ازاین‌دست نشان‌دهنده‌ی سلامت بوده و هدف اصلی فرد در زندگی، شکوفاسازی قابلیت‌های خود است. گروهی از روانشناسان به‌جای اصطلاح سلامت روانی از بهزیستی روان‌شناختی استفاده کرده‌اند. زیرا معتقدند این واژه ابعاد مثبت را به ذهن متبادر می­ کند. هر پژوهشگر عوامل و ابعاد خاصی، معرفی کرده‌اند که هر فردی که واجد این خصوصیات و ابعاد باشد، دارای نسبتی از بهزیستی است. (میکائیلی منیع، ۱۳۸۹).

نظر دهید »
سایت دانلود پایان نامه : دانلود پایان نامه در رابطه با : حقوق ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

واژه‌های «حق» و «حقوق» هر چند دارای ریشه لغوی یکسانی هستند و چه بسا فرق آن دو فقط در مفرد و جمع بودن باشد، اما در کاربردهای آن دو می‌توان تفاوتی را مورد شناسایی قرار داد؛ واژه «حق»، هم با فعل «بودن» و هم با فعل «داشتن» به کار می‌رود؛ «حق بودن» به معنای مطابق با واقع بودن، ثبات و واقعیت داشتن، و «حق داشتن» به معنای برخورداری از یک امتیاز، امکان و قدرت برای انتخاب کردن. اما واژه «حقوق» در زبان فارسی به صورت یک اصطلاح برای «حق‌های داشتنی» در آمده است و با فعل «داشتن» به کار می‌رود. برخی محققان مباحث فلسفه حقوق، معتقدند که توجه انسان‌ها در گذشته تاریخ بیشتر معطوف به «حق بودن» در برابر «باطل بودن» بوده است و کمتر به مقوله حقوق به عنوان «حق داشتن» می‌پرداخته‌اند. ( همان منبع، ۳ )

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

به تعبیر این محققان، انسان گذشته به مسأله «حق» بیشتر از زاویه کلامی و اعتقادی نگریسته و دغدغه فهم درست و نادرست را داشته است، تا قلمرو تکلیف و مسؤولیت خود را در قبال آن روشن سازد و از این منظر، حق در مطالعات آنان جنبه مسؤولیت آفرینی و تکلیف زایی داشته است. در حالی که انسان معاصر حق را از منظر حقوقی مورد توجه قرار داده و همّتش آن است تا میدان‌های اختیار خود را شناسایی کند و دامنه انتخابگری و اعمال اراده و قدرت و خواست خود را گسترش دهد. به نظر اینان، اثبات هر حق در منظر کلامی و فلسفی قدیم، تکلیف‌ها و محدودیت‌هایی را برای انسان به دنبال داشت و اثبات هر حق در نگاه حقوقی جدید، آزادی‌های بیشتری را در اعمال اراده و انتخاب برای انسان به همراه دارد. ( همان منبع، ۴ )
این نوع نگاه، گرچه می‌خواهد میان «حق بودن» و «حق داشتن» فـاصله‌ای ژرف پدید آورد و «حق بودن» را مقولـه‌ای سنتی و کهنـه و «حق داشتن» را موضوع نو و جدی برای نسل معاصر معرفی می‌کند. اما براستی اگر میان این دو حق هرگونه ارتباطی را انکار کنیم موضوع «حقوق انسان» به منزله امتیازها و اختیارهای کاملاً قراردادی و بی‌پشتوانه و شکننده تلقی خواهد شد.
هر حقی از نوع «حق داشتن» زمانی جدی و پایدار و قابل دفاع است که متّکی به حقّی از نوع «حق بودن» باشد و اگر حق‌های بنیادین هستی را نادیده انگاریم، حقوق انسان چون زورقی بی پناه، دستخوش امواج تحلیل‌ها، نظریه‌ها، نیازها خواهد شد و گاه ضد خود را درون خویش خواهد پرورید. ( همان منبع، ۵ )
برخی اندیشمندان اوایل قرن بیستم، از جمله حقوقدان آمریکایی، وسلی هوفلد، معتقدند که وقتی از حق سخن می‌گوییم، در همه موارد به یک معنا نیست. وی چهار معنا برای حق پیش بینی می‌کند و تأکید می‌کند که شناخت حق مستلزم فهم مصادیق چهارگانه آن است. این چهار معنا عبارت‌اند از:

    1. حق به معنای ادعا
    1. حق به معنای امتیازها
    1. حق به معنای قدرت ها
    1. حق به معنای مصونیت

وقتی حق مطالبه کردن دین توسط دائن مطرح می‌شود، حق به معنای ادعاست. این نوع از حق همیشه با تکلیف همراه است؛ به عبارت دیگر وقتی می‌گوییم «الف» از «ب» طلب دارد، به این معناست که «الف» حق دارد از «ب» طلب خود را مطالبه کند و در مقابل «ب» مکلف به پرداخت دین است. همچنین وقتی سخن از حق کودک برای شیر خوردن (رضاع) مطرح می‌شود، در مقابل، سرپرست او مکلف به تهیه زمینه برخورداری کودک از این حق است. حق نفقه، حق حضانت و… نیز جزء همین حقوق است. ( پیوندی،۱۳۹۰: ۳۱ )
نوع دوم حق، به معنای امتیاز یا به عبارت دیگر به معنای آزادی است. هر گاه از حقوقی مانند حق آزادی بیان، حق انتخاب شغل، حق شرکت در اجتماعات[۱] و… بحث می‌شود، حق به معنای امتیازی است که به فرد داده شده است و برای دیگران تکلیفی ایجاد نمی‌کند. به تعبیر دیگر، وقتی می‌گوییم «الف» حق آزادی بیان دارد، به این معنا نیست که در نتیجه این حق، «الف» می‌تواند چیزی از «ب» بخواهد و «ب» در برابر وی مکلف به انجام دادن عملی باشد. دست کم می‌توان گفت که چنین چیزی مدلول مستقیم حق به معنای آزادی نیست. در این معنای حق، شخص محق، حق دارد. مثلاً آنچه در ذهن خود دارد، آشکار کند یا شغلی انتخاب کند که به آن علاقمند است. به همین دلیل، به این نوع حق، آزادی و امتیاز می‌گویند. ( همان منبع )
سومین نوع حق، حق به معنای قدرت و سلطه است. در صورتی که شخصی بتواند نسبت به شخص دیگر، رابطه‌ای حقوقی را تغییر دهد، سخن از حق به معنای قدرت به میان می‌آید؛ مثلاً در صورتی که «الف» مالک شیئی باشد، حق دارد آن را به «ب» هبه کند و نسبت «ب» را با آن شیء تغییر دهد. در این فرض، «ب» در معرض تغییر قرار گرفته و نسبت جدیدی با آن شیء پیدا کرده است. ابراء ذمه بدهکار یا نوشتن وصیت نامه نیز از همین نوع است. ( همان منبع،۳۲ )
نوع چهارم حق، حق به معنای مصونیت است. وقتی شخصی دارای مصونیت باشد، دیگران نمی‌توانند نسبت به او اعمال قدرت کنند؛ برای مثال، مواد ۱۳۱۸ و ۱۱۷۵ قانون مدنی ایران که درباره حق حضانت اطفال است، از این نوع حق است. ماده ۱۱۷۵ این قانون مقرر می‌دارد: “طفل را نمی‌توان از ابوین یا از پدر و مادری که حضانت با اوست، گرفت…” در اینجا پدر یا مادر در برابر تعرض دیگران، مصونیت دارند. (همان منبع، ۳۲ )
همچنین حقوقی که در قوانین کشورها به عنوان حقوق بنیادین و اساسی برای شهروندان در نظر گرفته می‌شود، افراد را در برابر قانون‌گذاری عادی، از تعرض مصون می‌کند؛ برای نمونه طبق اصل ۳۹ قانون اساسی ایران، افراد از حیثیت و شخصیت برخوردارند و در صورت بازداشت یا زندانی شدن، هتک این حق از طرف هر کسی که باشد، ممنوع و قابل پیگرد است. همچنین، حقوقی که در اصول ۳۲، ۳۳، ۳۸، ۱۶۴ قانون اساسی برای افراد و شهروندان پیش بینی شده است از جمله این حقوق اند. ( همان منبع )
۳-۱-۱ کودک
کودک در لغت به معنای کوچک، خرد و ضعیف آمده است. کودکی به شرایط یا زمان کودک بودن اشاره دارد، مقطعی از عمر انسان در دوره کودکی اختصاص دارد هرچند که از لحاظ عرفی، حقوقی، فقهی مرز دقیقی برای آنان تعیین نشده است. علمای حقوق و فقها به جهت تأثیرات خاصی که دوره کودکی در حقوق و تکالیف دارد، اقدام به تعریف آن نموده‌اند. از نظر عرف دوره کودکی پس از نوزادی شروع تا رسیدن به سن قانونی ادامه می‌یابد.
حضرت امام‌ خمینی(ره) در تحریر می‌فرماید «الصغیر و هو الذی لم یبلغ حد البلوغ محور علیه شرعا لا تنفذ تصرفاته فی امواله»
صغیر کسی است که به حد بلوغ نرسیده باشد، این شخص از تصرفات در اموال خود ممنوع خواهد بود و در ادامه می‌افزاید: هرچند که درکمال تمییزی و رشد باشد و تصرفاتش در نهایت سود و صلاح صورت گیرد. چنین شخصی از نظر فقها کودک تلقی می‌گردد. کودک یا صغیر در اصلاح حقوقی به کسی گفته می‌شود که به نمو جسمی و روحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد.
مطابق ماده ۹۵۸ قانون مدنی: ” هر انسان متمتع از حقوق مدنی خواهد بود و لیکن هیچ کس نمی‌تواند حقوق خود را اجرا کند، مگر آنکه برای این امر اهلیت قانونی داشته باشد. کسی اهلیت قانونی برای اجرای حقوق مدنی دارد، که ممنوع و محجور از تصرف اموال و حقوق مالی خود باشد.”
مطابق ماده ۱۲۰۷ قانون مدنی: ” اشخاص ذیل محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند:

    1. صغار
    1. اشخاص غیر رشید
    1. مجانین. “

ماده یک کنوانسیون حقوق کودک اشعار داشته: ” از نظر این کنوانسیون منظور از کودک افراد انسانی زیر ۱۸ سال است؛…. مگر اینکه طبق قانون قابل اجرا درباره کودک سن بلوغ کمتر تشخیص داده شود.”
همچنین تعریف کودک در اسناد دیگری نیز به چشم می‌خورد: بند ۵ ماده ۶ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، مصوب ۱۹۶۶ مجمع عمومی سازمان ملل متحد، نیز درباره مجازات اعدام تصریح می‌کند: حکم اعدام درباره جرایم ارتکابی اشخاص کمتر از هجده سال صادر نمی‌شود و درباره زنان باردار اجازه اجرا ندارند.
کودکی یک مرحله از مراحل زندگی طبیعی انسان است. باید دید آیا صرف نظر از اعلام قانونگذار و تصویب قانون ملی در کشوری خاص، آیا دانش امروز یک فرد پنج ساله یا نه ساله را بزرگسال قلمداد می‌کند یا کودک؟ شکی نیست که هیچ روانشناس یا زیست شناسی در کودک دانستن این اشخاص تردیدی به خود راه نخواهد داد. از طرف دیگر باز هم معیارهای علوم امروزین یک انسان هجده یا نوزده ساله را کودک محسوب نمی‌کنند. و همچنانکه بسیاری از نظام‌های حقوقی ملی همین معیار را برای سن کبر و خارج شدن شخص از جرگه کودکان برگزیده‌اند. به بیان دیگر باید میان صغیر بودن یا کبیر بودن از نظر قانونی و کودک یا بزرگسال بودن از نظر علمی و طبیعی قائل به تمیز شد.
کودک بودن یک پدیده طبیعی انسان است. حال تصویب قانون خاص در مجلس قانونگذاری یک کشور برای کبیر شمردن انسانی که از نظر علمی و طبیعی کودک است، تأثیری در پدیده کودکی نخواهد داشت. ( عابد خراسانی، ۱۳۸۹: ۶۹ )
بنابراین می‌بینیم که از نظر حقوقی، کودک از کلیه‌ی حقوق مدنی برخوردار است و از این جهت فرقی با بزرگسال ندارد، اما از نظر قانون نمی‌تواند حق خود را اعمال و اجرا کند. زیرا موجودی است که به تنهایی توانایی انجام کارهای خود را ندارد و نیازمند به حمایت والدین و بزرگترها است، ولی به عنوان یک انسان در جامعه زندگی می‌کند و باید حقوق آن‌ها را داشته باشد و این آرامش و حقوق و آزادی‌های فردی را دولت و والدین می‌توانند به کودکان بدهند، تا درست زندگی کنند و جامعه سالمی را در آینده پیش‌رو داشته باشند.
۴-۱-۱ حضانت
حضانت در لغت به معنای تربیت طفل و پروردن و پروراندن، زیر بغل گرفتن، در کنار نهادن، زیر بال گرفتن و حفظ و نگهداری و پرورش کودکان خردسال و تنظیم روابط آن‌ها با خارج در دامان والدین است.
سایر فقها نیز تعاریفی مشابه این تعریف برای حضانت آورده‌اند، فقهای امامیه در تعریف حضانت چنین گفته‌اند: حضانت عبارت است از ولایت و سلطنت تربیت طفل و متعلقات آن از قبیل نگهداری کودک، گذاشتن آن در بستر، سرمه کشیدن، پاکیزه نگه داشتن، شستن جامه‌های او و مانند آن.
هر چند حضانت نوعی سلطنت و ولایت بر تربیت کودک، است ولی حضانت تنها در نگهداری کودک و توجه به امور جسمی او محدود نمی شود. همه مسائل تربیتی و آموزشی و حمایت روحی و اخلاقی و فرهنگی او را در بر می گیرد. ( صفایی، ۱۳۸۵: ۳۳۱ )
شهید ثانی حضانت را اینگونه تعریف کرده است: حضانت به فتح جاء، سرپرستی طفل و دیوانه و انجام آنچه که به مصلحت وی است، از قبیل نگهداری و گذارندن در رختخواب و برداشتن و شستن لباس او مانند آن می‌باشد.
نباید فراموش کرد که نگهداری طفل فقط مختص به پرورش جسمی نیست، بلکه طفل از نظر روحی و جسمی و مادی و معنوی باید تحت مراقبت و پرستاری و توجه باشد. با اینکه قانون مدنی بیشترین بحث حضانت و نگهداری کودکان را مطرح کرده است. اما تعریفی از حضانت ارائه نداده و به راحتی از آن گذشته است و به نظر می‌رسد که حضانت اقتداری است که قانون به منظور حفظ و نگهداری و تربیت کودکان به والدین و سرپرست قانونی آنان اعطا کرده است. به طوری که در این اقتدار حق و تکلیف با هم می‌آمیزد.
طبق ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی ” نگهداری طفل هم حق و هم والدین است ” منظور از حق آن است که پدر و مادر نسبت به حضانت فرزند‌شان اقتدار دارند و این حق از عقد حاصل شده است. طبق این قانون نمی‌تواند ابوین یا یکی از آن‌ها را از حضانت طفلشان منع کرده، کلمه نگهداری در این قانون شامل تربیت نیز می‌شود.
به نظر می‌رسد که حضانت از واژگان حقوق خانواده است و به معنای حق یا تکلیف در نگهداری و سرپرستی کودک به کار می‌رود. از آنجایی که قانون‌گذار مصلحت کودک را همیشه مد نظر قرار می‌دهد، می‌توان این چنین گفت: حضانت حق است، زیرا والدین به علت نسبی که با طفل دارند بیش از هر کس دیگری به او نزدیک و در نگهداری طفل بر هر شخص دیگری مقدم هستند و کسی نمی‌تواند بدون مجوز قانونی این حق را نادیده انگارد و به آن تجاوز کند و اما تکلیف است، زیرا پدر و مادری که فرزندی را به دنیا می‌آورند در قبال طفل مسئول و مکلف به انجام وظایفی هستند که اهم آن “حضانت” است. (عبادی، ۱۳۸۹: ۳۲ )
بنابراین مشاهده می‌کنیم که حضانت، یکی از آثار نسب مشروع می‌باشد، که درحقوق مدنی مطرح گردیده است. مبحث نگهداری و تربیت اطفال از مواد ۱۱۶۸ تا ۱۱۷۹ قانون مدنی و همچنین موادی در قانون حمایت خانواده، قانون را به آموزش اجباری خود اختصاص داده است. علاوه بر این قوانین داخلی در اسناد بین المللی هم این دور از نظر نمانده است. در اصل۶ اعلامیه جهانی حقوق کودک و ماده ۹ کنوانسیون حقوق کودک و ماده ۲۳ کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و… هم به مسئله حضانت و حراست از منافع و مصالح کودک توجه شده است. به نظر می‌رسد از آنجایی که اهمیت مسئله حضانت اطفال بر همگان آشکار است و مورد عنایت همه قانونگذاران و مصلحان، اجتماعی قرارگرفته است. زیرا ایجاد شرایط مساعد در محیط خانواده تکلیف مشترک پدر و مادر و جامعه است و هدف اصلی آن نگهداری درست و آموزش و پرورش صحیح کودکان است. زیرا آموزش و پرورش و نگهداری درست از کودکان صرفاً یک امر شخصی و خانوادگی نیست، بلکه نتایج مثبت آن در پیشرفت و رشد جامعه تأثیر چشمگیری دارد.
۵-۱-۱ حقوق فرهنگی
حقوق فرهنگی تلفیقی از دو واژه حقوق و فرهنگ است. بنابراین لازم است این دو اصطلاح مورد تعریف قرارگیرد.
ابتدا در تعریف حقوق باید گفت: حقوق مجموعه اصول و قواعدی است که به تنظیم رابطه‌ی اشخاص درجوامع انسانی می‌پردازد. منظور از اشخاص حقیقی یعنی انسان است و شخص حقوقی مانند: مؤسسات، شرکت ها و….
از آنجایی که حقوق فرهنگی بر مبنای فرهنگ استوار است، تعریف آن ضروری می‌باشد.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 187
  • 188
  • 189
  • ...
  • 190
  • ...
  • 191
  • 192
  • 193
  • ...
  • 194
  • ...
  • 195
  • 196
  • 197
  • ...
  • 732
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

 جذابیت بدون تغییر شخصیت
 بهینه‌سازی تجربه کاربری
 علائم غفلت در رابطه
 آموزش ابزار لئوناردو
 ابراز احساسات سالم
 درآمد از پست‌های شبکه‌های اجتماعی
 شغل‌های پردرآمد اینترنتی
 مراقبت از پنجه‌های سگ
 تدریس آنلاین طراحی داخلی
 درآمد از نظرسنجی آنلاین
 فروش تم‌های وردپرس
 فرصت‌های درآمد آنلاین
 درآمد کانال‌های تلگرام
 تحقیق کلمات کلیدی
 عفونت گوش گربه
 مشکلات گوارشی گربه
 چالش‌های رابطه عاطفی
 درآمد از کارگاه‌های آنلاین
 طوطی‌های سخنگو
 انتخاب اسم خرگوش
 پست مهمان موفق
 حسادت در رابطه
 درمان اسهال سگ
 فروشگاه آنلاین محصولات خاص
 شیر برای گربه
 اپلیکیشن‌های پولساز
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • دانلود مطالب پژوهشی در رابطه با جایگاه پاکستان درسیاست … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه درباره بررسی عوامل موثر بر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پروژه های پژوهشی در مورد انالیز بیوانفورماتیکی، کلونینگ و بیان … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره بررسی تاثیر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه با فرمت word : دانلود مطالب پژوهشی با موضوع بررسی تاثیر کاربرد ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مطالب پژوهشی با موضوع بهینه سازی فرآیند استخراج، رنگرزی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها در مورد تاثیر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه بررسی تاثیر تماشای تلویزیون ماهواره‌ای فارسی زبان بر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه نهایی- فایل ۲۱ - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع پایان نامه در مورد کتاب شناسی دستور زبان فارسی دوره ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان