سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود فایل های پایان نامه درباره تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی(۹۴۴-۱۰۲۶)- فایل ۴۶ – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

به فرقش موی دام هوشمندان
ازو تا مشک فرق اما نه چندان

فراوان موشکافی کرده شانه
نهاده فرق نازک در میانه

نی نی چه می‌گویم از او تا مشک که غلام[۴۰۰] سیاه و کم بهاست، فرق‌هاست و او را با مشک نسبت دادن خطاست که مشک از آهو[۴۰۱] خیزد و او از آهو مبراست. هزار زخم نمایان چون شانه به فرقم انداخته و هر زخم کاری را به ختن ختن مشک بر ساخته. فراق آن سر داستان مجموعه زیبایی و سرلوح زیبا نسخه رعنایی. تا دست به دامن این سر در هوا آویخته، از دستبردش خامه کردار سر به زانو مانده و چون اشعار از بین‌السطور گریبان چاک زده، مانند حرف تازه رقم خاک بر فرق ریخته. تا آن شمع قامت سایه لطف از فرقم برگرفته، آتش جان‏سوز تن‏گداز شمع‏وار به سرم درگرفته. بدان گونه هوای یاد آن دهان تنگ و میان نازک در شورشکده‎ی سرم پیچیده که از کثرت ضعف و ناتوانی تنم مانند مو و فرقم چون گره مو گردیده.[۴۰۲] غم جان‏کاه هجران نوعی در راحت بر زخم[۴۰۳] بسته و آب از چشم گشاده که هر موی مژه دیده‎ی دریافشانم از گوهر اشک ـ ستاره رشک یاد از موی فرق به گوهر گرفته‎ی یاقوت لبان داده. پیش از این از بیم ملال نشاط‏آباد خاطر نازک ماجرای جدایی سرآغاز نمی‌کند و زبان به سرگذشت تنهایی نمی‌گشاید و به همین یک شعر بسان موی فرق سرآمد اشعار است اکتفا می کند. ز سر بگذشت بی‌تو آب چشمم، یکی از سرگذشتم بی‌تو این است، شب‌ها که هنگام صحبت داشتن با خیال سراسر جمال چشم نظاره دوست را بی‌تابی شوق سراپا اضطراب تقاضافرمای تماشا است، ز فرق تا به قدم هر کجا که می‌نگرم کرشمه دامن دل می‌کشد که جا اینجاست. عمری به سرآمده که کحل‌الجواهر بینایی یعنی غبار شریف‏مقدم یکسر مژگان دیده طوفان دیده را روشنایی نبخشیده و از این چشم‏زخم که از فلک ناتوان‏بین به او رسیده یک صفاهان[۴۰۴] سرمه زبان کشیده. چشمداشت از آن چشم و چراغ اهل نظر آن است، که به آئین مردمی پردازد و برای سربلندی فرق مردم دیده خاکی به طریق یادگار از ته پای فرقدان فرسایی به دست برید صبا روانه سازد و از اینکه تا حال این سرگردان وادی حسرت[۴۰۵] از سر جان بر نخاسته و جان بر آن در جان‏پرور نیفشانده و فرق سجده آگین[۴۰۶] آواز روی ظاهر از سجده‎ی آن آستانِ زمینْ آسمان محروم مانده. فرق ارادت تا به گردن، فرسوده‎ی بار ملالت است[۴۰۷] و چهره‎ی اعتقاد، سراسر عرق‎ریز خجالت. در سر دارد که از یاوری بخت بلند در راه حق‌گزاری و وفاداری سربازد و جان فدا سازد و دولت پایدار نیکنامی در عوض گیرد و فرق سربلندی به اوج فرقدان برافرازد. نظم:

آنچه دارد سری است بر کف دست
لیک می‌ترسد از زیاده سری

گر قبول در تو افتد مفت
افکند در رهی که می‌گذری

جان به پایت نثار می‌سازد[۴۰۸]
سرکنی هر کجا که جلوه‌گری

فرقی که نثار راه آن فرق دوران نگشته، بار دوش و گردن است و جانی که فدای فرق آن جانِ جهان نشده، سزاوارِ از تن بیرون کردن است. استغفرالله خطا کردم، سوگند و قسم به همت که اگر هزار سر که خدمتی است بس مختصر به پا اندازد و هزار جان که تحفه‌ای است بس محقر بران سرو بالا فدا سازد، هنوز فرق خجالت از ننگ کم‏خدمتی در پیش باشد و سینه از زخم ناخن عار تهیدستی، سربه‏سر ریش. اگر سپهر بی‌مهر سنگ در دست به آئین شانه، سینه چاک، ارّه دو سر بر فرق نهد، خیر باد. ثابت قدمی نتوانم گفت و سر مو از آن زنجیر مو نتوانم گسست و اگر چون آیینه‎ی صد پاره، صد شکست در دلم افکند، ترک روی وفا نگاهداشتن نتوانم کرد و سر ناخن از آن آیینه‌رو، نتوانم شکست. از یار گسیختن و با اغیار درآمیختن، خاک بی‌تمییزی بر فرق دانش ریختن است. خوشا وقت سرباخته‌ای که در عرصه‎ی ستم، قاتل، تیغ بر فرقش نهاده و از استیلای لذت ذوق دیدار، زبان زنهارش از کار افتاده. فرّخا حال فرق از قدم نشناخته‌ای که در جولانگاه سربازی مانند گوی به فرق دویده و از ضربت سیلی چوگان بلا، از حالی به حالی نگردیده. غرور عشق غیور، فرق هر بیهوده‌تازی به فتراک نبندد و طبع مشکل پسند،[۴۰۹] محبت هر خیره‏سری را نپسندد. چون قلم فرق به تیغ شکافته[۴۱۰] و کارد به سر افتاده‌ای باید که در این راه خطرناک قدم‏فرسایی فرق به جای قدم تواند گذاشت و مانند تیغ آب از فرق گذشته چهره به خون شسته‌ شاید که در این معرکه‎ی جگرسوز جانگداز، عَلَم سربلندی تواند افراشت. هر زردرخِ نو نیاز، جبهه‌سای جناب عشق را نزیبد و هر خُود به فرقِ تازه قدم به عرصه گذاشته، در آشوب‌گاه نبرد از بی‌جگری نشکیبد. قبول عشق را کهن ناسوری، جگر در آتش محبت سوخته و راه محبت به فرق سر کرده، خار تمنا در پا رفته‌ شاید که اگر صد کوره آتش امتحان بر افروخته شود و هزار محک تجربه در میان آید، زر بی‌غش اخلاص درستش، کامل عیار و درست سکه و بی‌نقصان برآید. قدمی که در راه عشق گام‏سنج گردیده مریزاد و فرقی که هوای محبت در او پیچیده، از تن جدا مباد. چه حسرت‌ها که هر لحظه این فرقِ بر زمین نیاز بر تخت فیروز فرق بر بساط سودگان انجمن حضور نمی‎برد و چه خونا بهای غیرت که هر دم از نایافتِ این اقبال بی‌زوال نمی‌خورد و سخن کوتاه، بعد از این عمر به تاراج داده، کوه کوه بار اندوه بر فرق افتاده. بر آن سر است که اگر بخت سرکش سرِ التفات به دمسازی فرود آرد و باقی عمر فراق از قدم گرامی برندارد، از تغافل بلند که فرقش به عرش می‌ساید. در صفاکده‎ی ضمیرم غباری نیست و جنس بسیار خریدار لطف عام را در کاروان سرای دلم اعتباری نیست. اگرچه معشوق غلط‏انداز به ظاهر برای پی‌گم کردن در راه استغنا قدم فرساست، اما در باطن، فرق نیاز طالب را در کنار مرحمت و آغوش عاطفت ناز مطلوب، جاست. فرقه‌ای از فِرَق اهل محبت که به سان فرق، صاحب‏ پیشانی و شعورند و از ننگ بی‌دانشی و عار بی‌تمییزی، فرق تا قدم دور. بر این اعتقادند که هرگاه آمیزش حُسن و عشق به کمال رسید، در میان جان و جانان فرق نتوان گزید. اگر زیاده بر این، بساط سجده بر آن جناب رفعت مآب گستردن، باعث تصدیع و موجب صداع نمی‌پنداشت، کاروان کاروان متاع گران‎بهای سجده در دکان سراسر سود فرق نیازآلود، موجود و مهیا می‌داشت و اگر از شکست رنگ بر چهره‎ی ادب نمی‌اندیشید، دریا دریا گوهر سخن بر فرق سر بر زمین‏نهادگانِ آن آستانِ آسمان مکان، می‌پاشید. پیوسته سایه بلند پایه بر فرق ارادت‌کیشان و فدویت‏اندیشان گسترده باد.
رقعه سوم (در ازدواج عشق و حُسن):
زیبا عروس دولت را که از روز نخست، نامزد عیش سگالی است مشاطه‎ی بخت کارساز، چهره به گلگونه‎ی نشاط می‌طرازد و رعنا نگار اقبال را که از بدو ازل، خواستگاری فرخ فال است، آرایشگر طالع مدعاپرداز از حنای خون ادبار، دست نگارین می‌سازد. تازه بهار امید، گلشن گلشن می‌خندد و قد کشیده نهال امل، چمن چمن بار می‌بندد و بخت بلند، ناصیه‎ی اعتبار می‌افروزد و فلک برای دفع گزند از اختر، سپند در مجمر می‌سوزد. چشم بد دور از شاه بی‌تاج و سریر عشق که مخزن چشمش سیم روان اشک بی‌پایان دارد و خزینه‎ی سینه‌اش درم از زخم ناخن، سکه زده داغ فراوان. از آنجا که از دیرباز می‌خواست که از هواداری اقبال شکفته چهره، بلبل‌وار با گل رنگین ادای نازک مزاج حسن[۴۱۱]رنگ طرح، رنگین‏اختلاطی و پاک‏امتزاجی[۴۱۲] ساز کند و به پشت‏گرمی طالعِ رخساره برافروخته، پروانه کردار، بی‌تابانه بر گرد سر گردیدن شمع خورشید، ضیاء جمال آغاز. در این هنگام عشْرت انجام، که بهار حُسن، گل‏افشان گشته و جهان به کام دل، بلبلان حسن را در سر خیال جلوه‌گری افتاده و عشق را سودای آشوب‏گستری به سلسله‏جنبانی شوق زنجیرخا و تحریک آرزومندی زورآزما. رسول والا نظر تیزرو چشم بینا را که فیضِ نظر نورالانوار یافته و به یک چشم زدن گرد گیتی شتافته، به پیغام‌گذاری و خواستگاری شاهد دلخواه خاطر پسندِ حُسن برگماشت و از این نوازش، پایه‎ی شکوهش بلند گردانیده، عَلَم سربلندی برافراشت. دیده‎ی جهان دیده به امتثال فرمانبری، انگشت مژه بر چشم نهاده با[۴۱۳] پای نگاه از خانه بیرون برآمده، به هر کوچه و بازار دلفریب سحرکار شهر تمام‏زیب نیرنگ‏باز صورت درآمده. نگاه دوربین را بلا گردان[۴۱۴] بلد شهرستان دیدار ساخت و در هر صورت به تعمق نظر پرداخت.[۴۱۵] برای صورت گرفتن نقش مدعا هر صورت به غور کار هر صورت رسیده. آخر کار، نظر به جمیع صور صورت سراپا معنیِ حُسن برگزید و از کمال شوق بر گرد والا نظری خویش گردید. هرچند ساده پرگار حسن از نگاه آشنای چشم دانست که باعث آمدنش چیست. لیک سر بر در تجامل[۴۱۶] زده بی‏تجویز شکوه و تمکین پرسید: که ای پریشان نظر چرا آمده‌ای و فرستنده‌ات کیست؟[۴۱۷] زبان که گزارشگر مقاصد نهان[۴۱۸] است، از کار افتاده و به چشم سخن گو که اداکننده‎ی مطالب وجدان است نوبت به گفتار نکته‌هایی که طی لسان داشت، با هم آشنا شد و در یک طرفه‎‌العین صد نکته‎ی سربسته‎ی رمزی به هزار حسن ادا به پروانگی شوق نهانی و پشت‏گرمی نیاز[۴۱۹] غیابی[۴۲۰] شمع آشنایی روشنایی یافت و ظلمت بیگانگی، رخت کدورت بربسته، از آن بزم صفاآگین یکسو شتافت. حُسن مراد در لباس ایما خواسته و به زیور آداب[۴۲۱] آراسته. چشم را به جنبش مژگان، جواب به پیرایه‎ی قبول پیراسته. نهفته از نهفتن و پنهان از نگفتن به گوش بشارت نیوش نگاهش گفت. در ادای مدعا زبان غمزه را به نیرنگ‏سازی برگشاد و به اشاره‎ی گوشه‎ی ابرو، صد جهان سحرپردازی را سامان داده، فرستاده. پس از طیب دماغ از روایح عنبرآمیز گلشن رضا و تلوین چشم از نقوش دلاویز نگارستان مدعا با لبی از مژده‎ی مواصلت سرشار و با دلی شادکام[۴۲۲] در کنار، مراجعت نمود و دروازه‎ی نشاطِ حصول مقصود بر روی عشق منتظر، چشم در راه و گوش بر آواز گشود. عشق از این افسون از راه گوش دمیده، بر حال نماند و آستین بر صبر و شکیبایی افشاند. از دست بی‌طاقتی دست به دامنش آویخت که آرام از دلش چون قرار خمارآلودگان به هوای وصال یوسف جمال، دل باخته و از کمال بی‌تابی شوق دیدار و نهایتِ انتظار وصال به بوی پیراهن نساخته، گریخت. ترانه شوقش رساانداز و سرهنگ مقام بی‌تابی گردیده و دست امیدش هوادار هزار رنگ گل چیدن رنگین گلشن کامیابی. نبض اضطرابش طپیدن آغاز کرد و چشم اشتیاقش پریدن ساز. چه گریبان‌ها که به زبان نرفت و چه چاک‌ها از جیب تا به دامان نرفت. به زودتر از زود به آرایش لباس کوشید، جامه‎ی گلدوز به سرکاری جنون، سرانجام یافته‎ی داغ به بر کشید. کمر سربازی به کمر جان بست و برای جان نثاری[۴۲۳] بنان پنجه مژگان را از خون جگر رنگین ساخت که حنای نظربازان بدین رنگ شاید و موی ژولیده از سر فرو هشت که سِهره‎ی آشفته‎حالان بدین گونه در خور نماید. هوا را پامال کرده که تخم این است و داغ را بر سر جا داد که افسرم چنین. به ترتیب آتش‌بازی پرداخت از مژه خون ریز[۴۲۴] گلریز و از آه شعله‌خیز، آسمانی ساخت. اشک ستاره‏ریزش به جای ستاره افشان بود و چهره‎ی اصفرش چون مهتاب برافروخته و درخشان. دست به سرانجام چراغان برآورد، در فانوس خیال هزاران شمع آرزو روشن کرد. آنگاه هم‌عنان جهان جهان آشوب رای و هم‌رکاب آسمان آشفته رای، بر سمند تیزگام آرزومندی سوار شد و بر مدعای دل و تمنای خاطر کامگار تمام راه را از نثار سرشک شادی، به گوهر گرفت و از انعکاس رخساره‎ی زرد به افشان زر چون آن برداشت را هنگام فرو داشت رسید و عشقِ جان در آستین رختِ بخت به آستان جانان کشید و این خبر فرحت اثر، گوش زده‎ی حُسن گردید. از نشاط، پیراهن پیراهن بر خویش بالید بل از وفور انبساط در تن نگنجید. به آئینی که دل می‌خواست به تقطیع آراستن پرداخت و سراپای خود به زیور آراست. با کمال حیاپروری در حجله‎ی آرایش نشست و از غرق شرم گرد رو پرده‎ی مروارید بر چهره بست. در چشم خوش نگاه، سرمه ناز به روشی کشید که دل‌ها از تیغِ سیه تابِ سنگِ سرمه کشیده‎ی غمزه‌اش دو نیمه گردید. خون نهفته‎ی پامال کرده‎ی محبت از پای نازک جان فرسایش گل کرد که حنایش به این رنگ زیبا بود و از تاب باده‎ی نهان[۴۲۵] کشیده به شوق، چهره‌اش هزار گلشن بار آورد که گلگونه‌اش بدین گونه شایسته می‌نمود. دست نگارین نازنین را به رنگی نگار بست که صحرا صحرا خار حسرت در دل گل شکست. از رشک لعل پاره‌ای که در حلقه زرین گوشش جا گزید، یک جهان دل گرفتار حلقه‎ی تمنا، سراپا خون گردید. از زیبایی بدر مخوف خلخالش، چشم خورشید حیران ماند و از حسرت گوشواره‎ی گوهرینش، چرخ، یک فلک پروین از دیده افشاند و از غیرت انگشترین او که رنگ نگینش آبروی خورشید برده، هلال در خون شفق رنگارنگ، غوطه خورده. نی نی چه می‌گویم زینت خداداد از بند زیور آزادش[۴۲۶] را آرایش بی‌اندازه داد. به زر دَه دهی هزاران هزار، هر هفت نهاد. گوهر را آبروی تازه بخشید و لعل را غازه‎ی سرخ‏رویی بر چهره کشید. از لباس رنگینش، گل، چمن چمن رنگ تشویر اندوخت و ارغوان به کاروان کاروان آتش حسرت سوخت. چون حمایل گلشن را به نظر آورد، عروس عشوه‌گر حمایل مجرّه در بر فلک را گلشن گلشن خجالت گل کرد. بخت سعید آیینه‌دار پیکرِ[۴۲۷] بهارِ نگارش شد و آرایش جاوید مشاطه رخسار صد چمن گل در کنارش. هرگاه بهار، گل‌افشان زیبایی خود مشاهده کرد، نهال قیامت خیز قامت[۴۲۸] او به آبیاری چشمه‎ی آیینه، هزار گلشن گل عشوه بار آورد و چون رخساره‎ی تجلی فریبش بر او پرتو انداخت، آیینه از فرط گرمی او به رنگ آب منجمد از تاب خورشید گداخت. وقتی که چهره از نشاط وصال برافروخته در او دید، بسان صبح از جیب، آیینه‎ی آفتاب درخشان و مهر تابان سرکشید. از عکس رخسار رنگین او سمن و گل[۴۲۹] در کنار گردید و بلورین جام از گلگونه‎ی باده سرشار. از خیال چهره‎ی از حیا عرق کرده‌اش، آسمان لبریز اختر تابنده گشت و دریا مالامال گوهر ارزنده. در ساعت همایون، فرخنده شگون سعادت‌توأم دولت همدم که خورشید انور، سرگرم تمنایش بود و سعد اکبر منتظر مقدم جهان‌آرایش. در انجمن اتحاد آن دو تابنده اختر را شرف اتصال بخشیدند و آن دو گوهر ارزنده را در سلک ازدواج کشیدند. گلشن نشاط تازه شد و ساز انبساط بلند آوازه. عشق والا همت از جان شیرین شکرریز گردید[۴۳۰] و از تشویر تهیدستی مانند شکر به آب آمیخته گداخت. نقد دل بی‌غش را رونما داد و از انفعال تنگ‏مایگی، بسان آیینه‎ی صیقل کشیده رو ساخت. چون چشم به دیدار نظر فریبش گشاد و به صد دل مفتون گشت. مصراع:
به یک دیدارش افتاد آنچه افتاد.
جان به جانان پیوست و تن از ملال تنهایی وا رفت.
رقعه چهارم (متضمن عدم مشاهده پادشاه به روز عید الضحی):
قربانی چشم بسته‎ی عید قربان خیال، شهید دلخسته‎ی حسرت طواف کعبه‌ی محترم وصال. زخم به جان برداشته، تیغ دو دمه‌ی لطف عتاب‌آمیز[۴۳۱] و جگر به خون انباشته، شمشیر شهادت‌جوهرِ تغافل خون‌ریز. صید زخم خورده در انتظار زخم دیگر هلاک گردیده‎ی حریم دل شکاری، شکار نیم بسمل چشم در راه و گوش بر آواز تشریف نامهربان نگاری. کفشک خسته‎ی آبله در پای، دست[۴۳۲] جان در بدن گداز ناشکیبایی. سایبان سیه‏تاب داغ به سر بادیه‎ی خورشید. قیامت، تاب[۴۳۳] جنون و رسوایی مغنّی[۴۳۴] سیر آهنگ رساانداز، حجاز نیاز، مقام شناسِ پرده‎ی قانون سوز و گداز. خون تمنا به گردن گرفته‎ی مینای[۴۳۵] پاکبازی، تیغ به خون هوس‏آلوده‎ی میدان امل‏سوزی و هوس‏گدازی.[۴۳۶] خون سعی به باطل هدر کرده‎ی راه دشوار گذار تمنا، قدم بر دم شمشیر نهاده‎ی طریق صعب‏گذار مدعا. کامیاب چاشنی لذت ذوق مجلس ناکامی، سیر چشم کاسه سرشار بزم خونابه آشامی. که چون چشم قربانی آیینه‌دار حیرانی است و به رنگ موج شهید آرام دشمن،[۴۳۷] سلسله‏جنبان پریشانی تا چهار ارکان عناصرش به ریاست در راه پایه‎ی طلب به سر می‌شتابد و تا داعی اجل را لبیک اجابت نگفته رو از کعبه‎ی مراد نمی‌تابد و از حرمان دریافت عید وصال که چاشنی لذت طرب به کام جان مشتاق[۴۳۸] می‌رساند، صبح عید را نمودار شام حسرت نصیبانِ داغ به دل و یأس‏سرشتان امید‏گسل می‌داند و از بدو ازل، خمیر پیکرش به آب تیغ سرشته‌اند و از روز نخست، سرنوشتش به خط جوهر شمشیر نوشته. اگر نفس در گلویش از سرمه سیاه بختی گره نگردیدی، ناله‎ی جان سوز حسرت گذارش[۴۳۹] به گوشِ[۴۴۰] ساکنان ناف زمین رسیدی. به آب زمزم چشم تر پاک‏دامن، وضو ساخته و کعبه‎ی دل اخلاص منزل را از بت پندار هستی پرداخته. تارک اعتبار و فرق افتخار را از سجده‎ی آن آستان کعبه‌مطاف شرافت مکان، برافراخته، ناصیه‎ی[۴۴۱] اقبال از گرد آن عتبه‎ی والارتبه برافروخته و صبح عید‏کردار، سرمایه‎ی نور و صفا اندوخته. به یاوری توفیق از بت‌خانه‎ی خودپرستی به در جسته و از جلد بدن برآمده احرام زیارت کعبه‎ی جان بسته. گوناگون لوازم مبارک‏باد و رنگارنگ مراسم تهنیت که خامه را رنگین می‌سازد و نامه را نگارخانه چین سازد. معروض‏پرستان را حریم بندگی و ثابت‏قدمان عرفات[۴۴۲] سرافکندگی. کعبه‎ی مراد اهل نیاز و مربع‎نشین چار بالش ناز. شهسوار در عرصه‎ی فتنه‌گری سبک جولان، قاتل سردمهر با ستم گرم‏خو[۴۴۳] از کرده ناپشیمان. که یک جهان دل محبت‌گزین قربان نیم نازش گردیده و صد هزار جان نازنین، فدای یک عشوه‎ی[۴۴۴] نیرنگ سازش تا تیغ نگاه او، طرح خون‌ریز[۴۴۵] ساز داده. عید قربان چون قربانیان، دَیِت بِحل کرده، خط به خون خویشتن باز داده. قدم بر راه محبت به سهو نیز نهادن[۴۴۶] و طریق مدارا به غلط هم سپردن در مذهبش گناه است و به رنگ موج خون شهید آرام دشمن نگاه[۴۴۷] و خون گرفته‌ای که خویش را بر شمشیر نگاهش زده از او تا اجلِ دم تیغ آبدار راه عید قربان از عرصه‎ی خون ریزش، رنگین نسخه برده و موج خون از جوش ننشسته، شهیدان مضطرب نیم بسمل عنان به دست دَمَش سپرده موج جیحون خون قتیلانش به چرخ هفتم رسیده و زحل به رنگ داغ لاله جگرگون در خون غلطیده، زلفش بر گرد کعبه‎ی رخ، تتق عنبرین فرو هشته و خالَش تخم حسرت در دل حجرالاسود گشته. بس که خوی[۴۴۸] رنگ آمیزش ستیزه‌جو[۴۴۹] است، گل خونین کفن در چمن‌زار از شهیدان اوست. عید قربان قربانیِ تیغ نگاه خون‌ریزش، کعبه‎ی محترم، سیاه پوشیده‎ی شوق همرنگی زلفِ سیاهِ دلاویزش. زمان حضور[۴۵۰] موفورالسرورش با عید برابر و طواف در صفا پرورش با حج اکبر همسر می‌دارد، دوگانه شکر و سپاس این موهبت عظمی به درگاه یگانه دادار گام بخش، به جا می‌آورد. به خانه‎ی خدای کعبه[۴۵۱] قسم و به پیغمبر حجازی سوگند که در این روز چهره‎ی امیدافروز که در هر مقام، ساز نشاط سیر[۴۵۲] آهنگ بلندآوازه است و به هر رهگذر اسباب انبساط زیاده از اندازه. بی‌غبار قدم لطافت پرور، کاشانه‎ی دیده‎ی بلا دیده، صفایی ندارد و بی‌حضور مسرت‏گستر، خانه‎ی دل، کدورت منزل هوای جان‏افزایی. قانون عشرتم را تارتار گسیخته است و طنبور فرحتم را بند بند از هم ریخته. حبّذا بخت کارساز و فرّخا اقبال مدعا پرداز. بیدلی که از ادراک دولت ملازمت والا به ساز و برگ مطلب دلخواه رسیده و ساغرِ سرشار امید و پیاله‎ی لبریز، آرزو، به کام جان کشیده. این حسرت، نصیب خار تمنا در پا رفته‌ای که با بینوایی از سرزنش خار مغیلان بادیه‎ی نایافت دولت وصال[۴۵۳] سراسر قدم ریش است، از راه تشویر گل نکردن غنچه‎ی امل چون غنچه‎ی نشکفته لاله، داغ به دل سر در پیش.
این حرمان روزی چه خوناب‌ها که از رشک کامیابی حلقه به گوشانِ بزم وصالِ حاضر و نظربازان بی‌زحمت[۴۵۴] اغیار بر روی یار ناظر، نمی‌آشامد[۴۵۵] و اگر حال بدین گونه ماند، نمی‌داند[۴۵۶] که کار چه رنگ سر برکشد[۴۵۷] و کدام صورت گیرد و تا کجا انجامد. تا مقدم عیش عید سعید، نشاط‌آفرین است و دل‌های اندوهگین از آمدنش طرب‌قرین. هر روز[۴۵۸] سعادت اندوزان بزم حضور، هر صبح، صبحِ عید و هر روز، روز نوروز و هر شب چون شب لیله‎القدر به فیوضات فرخنده و خرم[۴۵۹] و با فرحت جاوید همدم و با عشرت مدام توأم باد.
رقعه‎ی پنجم (در شکایت هجران):
پشت به دیوار نشسته‎ی کدورتکده‎ی الم[۴۶۰] پشت از پشته پشته بار شکسته‎ی اندوه و غم. نظر بر پشت پا دوخته‎ی انفعال، دست به هم ندادن طالع بر گرد سرگردیدن، رو به دیوار آورده‎ی خجالت، رو نیافتن از اقبال رخت بخت بر آن آستان کشیدن. پشت پا بر اسباب زده‎ی دکان دکان[۴۶۱] زیب تعلق ناآشنا رویِ بازارِ بسیار خریدارِ تملق، پشت‏ریش، سینه افگار، خارا بالین خارنشتر[۴۶۲] بستر، کار به اغیار یک رو کرده در طلب یار در به در. پشت به کوه داده‎ی میدان ثابت قدمی و وفاداری، پشت دست بر زمین عجز نهاده‎ی عرصه‎ی جان‌نثاری. که در دکان یار[۴۶۳] فروشش، متاع پشت و رو یکسان اخلاص بی‌ریا، مهیاست، دل خواهش دنیا در پس پشت افکنده‌اش، به آئین آیینه زر در قفاست. با سیر چشمی بر خوان قناعت از بن دندان[۴۶۴] از کباب نمک بخت شور سرشته لخت جگر، طرف بسته و پشت دست بر دهان طمع تیز دندانِ گرسنه چشم زده یک یک دندانش شکسته. از پشتی دل روشن که به کردار شمع، پشت و رو ندارد و رعایت اخلاص،[۴۶۵] حضور غیبت را همدم[۴۶۶] و هم چشم نمی‌شمارد.[۴۶۷] و در موقف ادب مانند شمع به ادای لوازم قیام بندگی، پرداخته و چون شعله از باد، پشت نیاز به سجده‎ی سرافکندگی خم ساخته. به عزّ عِرض پشت تعظیم به خدمت حضور روکش صفوتکده‎ی طور، خم کردگان و روی نیاز به آن آستان تجلی‏قرین نورافشان آوردگان. پشت و پناه زیبای قوت‌الظهر رعنایی که آسمان پشت خم کرده‎ی سنگینی بار کوه با سنگ عشق، عربده‌ساز اوست و خورشید پشت بر تافته‎ی تاب آتش قهر برق‌شرر حوصله سوز طاقت‌گداز او. تا تُرک چشمش کمین گشاده و کمان کشیده بر پشت زمین کف خاکی نیست که در آن از کُشته، پشته در خاک و خون نغلطیده و خال لبش که از پشت مسیحازاد به مقتضای اَلوَلَدُ سرٌّ لِأبیه در اعجاز جان‌بخشی داد، داده. خال بر پشت چشمش جا نگزیده بلکه[۴۶۸] از فرط لطافت و صفا، عکس مردمک از آن نمودار گردیده. صبا در چمن هر سحر بر بوی سواریش، لبریز شوق عماری گل بر پشت کشیدن و گل نازنین او سرشار ذوق[۴۶۹] خارخار آرزوی غنچه‎ی مراد گل کردن و گلبن امید سبز گردیدن. گل طراوت لبریز رویش، بهارآرا و خار سرتیز[۴۷۰] مژگانش از پشت خارا، گذارا. استغنا از تغافل بلندش والا شکوه و تمکین از وقار گران‌بارش پشت به کوه. دیوار حریم حرمت از پشتیبانی عصمتش بر پا و صحن صفوتکده‎ی تقدس از پرتو حُسن پاکش، لبریز نور و صفا.
به آبیاری عرق چهره‎ی حیا پرورش، آب بر روی آزرم، به پشت‏گرمی چشم کم نگاهش، پشت حیا، گرم. کاکلش ماری است که خارپشت شانه، خدمتکار اوست. زلفش طاوسی است که بازِ دل، شکار او می‌رساند. پشت و روی نامه‎ی اتحاد علامه را از الفاظ شعله‌ناک و معانی سوزان، مشرفستان صد فلک خورشید قیامت می‌گرداند. به پشت‏گرمی شعله زبان به فروزشگری چراغ مدعا می‌پردازد. از سحرکاری و نیرنگ‌سازی به باد دامن نفس آتشین شمع، مطلب روشن می‌سازد. به پشتی[۴۷۱] رگ ابرِ قلم ماجرای دیده‎ی طوفان در بغل که ابر از حبابش آب گردیده بر روی آب می‌آرد و شرح اشکباری چشم به حرور آستین که طوفان از گریبانش سرکشیده، می‌نگارد. که چشم این هوادارِ دور از آن گوهر یکدانه، سیلِ اشکِ محیط رشک بر آبی سر داده که دریا به دستبردش[۴۷۲] از صدف، پشت و دست عجز بر زمین نهاده. در این بهار طربْ سرشار که گلبانگ عندلیب در گنبد رنگین گل پیچیده و گلبن که در موسم برگ‌ریز باد، از خارپشت شانه[۴۷۳] می‌داد از فیض آب و هوا، نمودار دُم طاوس گردیده. گل شکفته‌رو به رنگین ادایی آورده و نرگس نیم باز از ناز[۴۷۴] پشت چشم نازک کرده. لب جویبار لطافت بار، به رنگ پشت لب نوخطان سبز گردیده و پشت شاخسار پر انوار[۴۷۵] مانند پشت کهن‌ناسوران، خمیده. تا گلشن، عکس رنگین چهره‎ی خود در تک چشمه انداخته، پشت آیینه، آب روی آیینه‏رویانِ گلچین[۴۷۶] را از خجالت تر ساخته. اگر در این فصل طراوت‌آگین، استعاره‏ی تازگی از گلشن نماید، خارپشت درشت بر حور سمن سینه گلبدن پیرهن، زبان بیغاره گشاید. دور از گلشن وصال، کار این سر در هوای خار تمنا[۴۷۷] به پا که بسان ارغوان از شبنم دندان بر جگر افشرده، هر لحظه پشت دست دریغ[۴۷۸] به دندان گزیدن است و کردار این غنچه خاطر، خارخار شوق در دل که از غم چون گل پژمرده[۴۷۹] خون در رگش مرده، هر سحر بر بوی[۴۸۰] مژده‎ی مواصلت، پشت پای برید صبا خاریدن تا از گردش سپهر کوژپشت شعبده آئین و حقه‌باز مهره‏چین بند بندِ سست پیوندِ ترکیبِ این ناتوانِ خمیده پشت، از هم بگسیخته و مهرهای هم‌سلک پشتش از یکدیگر بریخته. از گران بار پندار هستی سبکدوش است، پشت بر بت‏خانه خودپرستی کرده، در راه کعبه وصال سخت‌کوش. اگر صد قوی‏پشت سپهر آفت با ستم هم‏پشت گشته، به کین برخیزند، عنان این پا بر جایِ میدان وفا نتوانند پیچانید و اگر صدهزار نیروی زمین کینه با مهر کارکرده، غبار نقار برانگیزند، روی این خاکسار از سمت آن آستان زمینْ آسمان، نتوانند گردانید. جگر این نزار کمان[۴۸۱] پشت که آب باران اشکش از سر گذشته در جدایی آن تیر قامت از تیر باران حوادث چرخ چون جگر هدف، سوراخ گشته، به روشی پشتش از ناتوانی، خمیدن ساز کرده. که فلک مشعبد در کاسه زانوی او از مهره‎ی پشت، مهره‌گردانی آغاز کرده. این ناخن کبودِ دی ماه از سرد مهری آسمان ستم چون ماه انگشت‏نما و مجروح‌رخسارِ ناخن سخت جان[۴۸۲] بر جفا که مقدار یک پشت ناخن نقد مدعا به دستش نرسیده. بس که از جفای فراق قیامت[۴۸۳] توأمان سختی کشیده همه تن ناخن‌وار، استخوان گردیده. این قوی ضعیفِ پشْت به دیوار مانده در راه انتظار به روشنی نشسته که پس از مرگ، غبارش به صد صرصر از جا خیزد و این گریان، سیل گریه‎ی خونین از چشم گشاده بدان‌گونه پشت زمین را نقش خون نبسته که بعد عمرها به هزاران باران فرو ریزد. این بینوای خمیده‏پشت بی‌ساز و برگ تا جدا از بزم وصال با حرمان جگرسوز همداستان است، از گوشمالی ستم فلکِ خارج آهنگِ کج ادا، به آئین تار چنگ شکسته‏پشت، هر رگ بر تنش خروشان و به رنگی ناتوانی در رگ و پی‌اش نقش بسته که پشت این چله‌نشین بیغوله‎ی تنهایی، بسان پشت کمان شکسته، این سر به صحرا داده‎ی عشق شورانگیز تا در دشت غم، قدم سنجی گزیده، بس که خار در پا[۴۸۴] خلیده از پشت پایش سرکشیده، پشت پایش نمودار خار[۴۸۵] گردیده. الحق عشق باری است که بر سر هر که افتد، تیغه‎ی پشتش از بار لاغری نمودار گردد و محبت، آتشی است که به هر که درگیرد، پوست بر تنش چون پوست پلنگ داغدار شود.
هر بی‌جگری که در آشوب‌کار[۴۸۶] عشق از تیغ فسان داده و شمشیر بر چرخ کشیده‎ی محبت، زخمی بر رو نداشت، در معرکه مردان، چشم از پشت پای خجالت بر نتواند داشت و عَلَم سرخ‌روی بر نتواند افراشت. قدم در محشر نبرد محبت ننهاده که در معرکه‎ی مردآزمای عشق پشت نموده. چه سان رو به مردان کارزار تواند نمود و نقد دل در بازار مهر از دست نداده که در چهار سوی اخلاص، متاع گران ارزش دل‌افگاری[۴۸۷] به صد جان خرید نکرده. روبه‌روی جوانمردان، اعتبار غازی[۴۸۸] چگونه زبان به لاف همت تواند گشود. قسم به صانعی که صُنعش، زین زرین هلال بر پشت شبدیز شب بسته و بار عظیمش پشت بُختی کوه‌کوهان فلک شکسته. در صحرای عدل او[۴۸۹] شیر با رنگ همرنگ و موی پشت بره را شانه از پنجه‎ی گرگ تیز چنگ. که پشت بارگی طاقتم از کثرت بار غم، ریش است و قدم بُختی تجملم از فرط گام‌زنی بر خارزار محنت، لبالب از نیشتر و مالامال از نیش. دوران سپهر آشتی‌گری کرده[۴۹۰] رو به ستیزه و آویزه نهاده، به قوت بازوی قوی نیرو، پشتم بر زمین آورده. هرگاه زمانه‎ی خون‌خوار پلنگ‏خو دست[۴۹۱] شفقت بر سرم می‌گذارد به پشت خار پنجه‎ی خون‌ریز، پشت داغم می‌خارد. دور از آن آیینه رخسار آیینه پشت و روی برابر[۴۹۲] دلم زنگاری است و جدا از آن بهارِ[۴۹۳] حُسن، چشم سمن سیمایم، آیینه‌دار اشک گلناری. به الطاف قادری که چون عنایتش رسم حمایت گزیند، به پشت گَرمیش خس از هزار کاروان آتش، زبان نبیند. مستظهر و قوی‎پشتم که دست رد بر سینه‎ی امید این آرزو لبریزِ تمنا سرشار ننهند و از هر دست که باشد در یک چشم زدن صورت مراد به وجه احسن در نظرم جلوه دهد. تا آیینه‎ی پشت و رو یکسان صبح به مصقله‎ی خط شعاعی مهر، در صفاکاری است، آیینه‎ی دلِ پشت بر بهشت کردگان بزم حضور لامع‌النور، روی زنگ کدورت و ملال مبیناد و تا تیر دعای ضعیفان کمان‌پشت، بر هدف اجابت‌کاری است، خدنگ ارادت رو به آستان آوردگان به آماج مقصود رساناد و نعل سمند آسمان‌سِیرَت باد کار دو جهان بی‌مدد غیرت باد عمری چو بنای این کهن دیرت باد. آغاز خوش و عاقبت خیر باد.[۴۹۴]
رقعه ششم (در وصف معشوق):
از چشم افکنده نگاه آشنا، از نظر افتاده‎ی غمزه‎ی نظر فریب‏ادا. سر به صحرا داده‎ی وحشی نگاه، چشمه‎ی خون از چشم گشاده‎ی حسرت جانکاه. نگاه بر پشت پا دوخته‎ی انفعال جان‌فشانی، روشن سواد نسخه‌ی سحر سامری چین‏پیشانی. آتش به خرمن زده‌ی نگاه حسرت‌آلود، خانه به سیلاب داده‎ی اشک چشم قلزم‏آمود. هلاک طرز نظر فریب‌گونه‎ی حیای غضبی، خراب ادای دلرباییِ نگاه‌گوشه‎ی چشمی و خنده زیر لبی. نگاه آشنای بیگانه‎ از هوش، آب از سر گذشته‌ی گریه شورانگیز بحر جوش. که جانبِ دنیا و مافیها، هیچ رو نگه نداشته و نظر به دو جهان نکرده. دامن به صد خون جگر به دست افتاده، یگانه دوست از کف نگذاشته. خامه از مژگان و سیاهی از مردمک دیده و حریر از پرده‎ی چشم می‌سازد و به جلوه‌گری صورت مدعا در نظر کیمیا اثر منظوران نگاه مهربانی و خوش‌نشینان منظر لطف پنهانی. نظریافته‌ی فیض نورالانوار، هم چشم نگاه چشم اعتبار. وحشی نگاه رم آهو فریب، لطافت بدن پرده‎ی چشم جامه‏زیب. لطافت سرشت بر دوش نگاه جا کرده، نظر فریب از منظر چشم سر برآورده. بیگانه‎ی نگاهِ غرور آشنا، نظربار شاهد استغنا. نقاب بر چهره بسته‎ی تار نگاه تقدس آیین، حُلّه در برافکنده‎ی پرده‎ی چشم پاک‌بین. منظورِ نظرِ دوربینان، نگاه از کونین برگرفته، مقبولِ خاطر از هر دو عالم وارستگان. در پی‌نظر نرفته که خاشاک راهش از مژگان حور بهتر است و غبار درش را کُحل‌الجواهر نگاه غِلمان گفتن محل نظر می‌پردازد، به دیده افروز روشنایی و نگاه‌آموز چشم بینایی سوگند از آن باز که به نگاه از آن رخسار صفاآگین مهر دیدار که پا لغزنگاه بینش دستگاه است، حرمان نصیب گردیده، چشم زدنی یکسر مژگان نور و صفا و روشنی در منظر چشم ندیده. لحظه‌ای نیست که خیال آن هم چشم نور نگاه، چون نور در دیده به چشم جان حاضر نیست. دیده‎ی دل اخلاصْ منزل در خلوتکده‎ی خیال بر روی دل‌آرایَش، ناظر نه، بس که در خیال وصال آن لوتگر گنج حسن محو تماشا است، نگاه گرسنه چشمم، سرخیل یک جهان دیده‌ای گداست.
رقعه هفتم (به محمدخان نوشته)
داعی حقیقی ظهوری چون صاحب را صاحب خُلق محمدی می‌داند به اذن فحوای کلام سطری چند در بیان شطری از احوال خود مرقوم می‌گرداند. زهی اقبال که به امرار نظر فیض اثر سعادت بر آن پرتو اندازد و خوشا سعادت که زبان درّ افشانِ طلاقتْ بیان به خواندن آن پردازد. عرضه آنکه غالباً به موقف عرض رسانیده که بنده می‌خواهد که تخفیف تصدیع دهد و درهای تشویش بر روی روزگار نگشاید و زیاده از این آن آستانِ زمین آسمان را از جبهه نفرساید. در این فکرم که به چه طرز به عرض رسیده و به چه دستور مذکور گردیده. چرا که بعد از پاس هنگام هنگامه‏بندی، عرض مدعا را از فریبندگی ادا ناچار است و بیان احوال شوربختان شیرین‌کاری در کار. امید که ترکیب کلمات اظهارش، موافق طبع لطیف و نغمه‎ی قانون تذکارش ملایم شمع شیرین افتاده باشد. آه اگر از آن عرضداشت این معنی مستفاد شده باشد که می‌خواهم از سراسیمگی حرص به جهت تحصیل چند درهم موهوم، پای سلاست بر سنگ ملامت راه گجرات زنم و از تاب طمع، خود را در دوزخ حرمان مجلس بهشت نشان افکنم. هیهات، هیهات. مصراع:
گدایان تو دارا همتانند
قطعه:

نظر دهید »
دانلود منابع دانشگاهی : نگارش پایان نامه درباره تحلیل فقهی بیمه عمر در … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

این انطباق بیشتر از قول فقهای اهل سنت نقل شده است. به این ترتیب که طرفین قرارداد، طی قرارداد مضاربه ای متعهد می شوند که هرگونه خسارتی را که در متن قرارداد به آن اشاره شده است از طریق مضاربه بپردازند و این قرارداد شبیه قرارداد بیمه است با این تفاوت که در عقد بیمه، حق بیمه پرداخت می شود ولی در عقد مضاربه، حق بیمه با عنوان قرارداد مضاربه از ناحیه مضارب ( عامل ) به رأس المال و سرمایه اضافه می گردد و در صورت بروز حادثه و ورود خسارت، از محل سرمایه یا سود شرکت، نسبت به پرداخت و جبران خسارت اقدام می شود [۲۱۴]. علت چنین انطباقی نزد اهل سنت نیز قیاس بین اقسام بیمه و مضاربه در اشتراک سود حاصل از عقد بوده است؛ یعنی همان طور که در مضاربه سود حاصل بین صاحب مال و مضارب مشترک است، در بیمه نیز، هم بیمه گذار و هم بیمه گر سود می برند.[۲۱۵]
به دنبال تصحیح شرعی عقد بیمه عمر، به شیخ محمد عبده نسبت داده شده است که وی بیمه عمر را تحت عنوان عمل مضاربه جایز دانسته است و پس از وی برخی از دانشمندان اهل سنت به موافقت با نظر وی و برخی به مخالفت برخاستند. به عقیده برخی از نویسندگان و حقوق دانان عرب، شیخ محمد عبده اولین فقیهی است که بیمه را با مضاربه مقایسه نموده و بر حلال بودن بیمه فتوی داده است[۲۱۶]. دو نمونه پرسش و پاسخ به وی منسوب است که در نقل یکی از این دو فتوا، نه در پرسش و نه در پاسخ آن، نامی از بیمه نیامده است و در نقل دیگر نیز در متن پرسش و پاسخ باز نامی از بیمه نیامده است، اما به متن سؤال و جواب، عنوانی زده شده که به نظر می رسد بعداً شرکت های بیمه ای برای بهره برداری تبلیغاتی، آن را نوشته اند.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

متوال لیف، مدیر کمپانی آمریکایی، از شیخ محمد عبده درباره فردی پرسیده است که با گروهی (کمپانی) توافق می کند که مبلغ معینی را در زمان مشخص، طبق اقساط معلوم، به منظور تجارت کردن به آن گروه بپردازد که آن گروه در مواردی که سود بخش است و به مصلحت می داند، به تجارت بپردازد و پس از پایان زمان توافق شده، اگر آن شخص زنده باشد، آن مبلغ را به سود تجاری حاصل از آن در آن مدت، دریافت کند و اگر در خلال مدت توافق شده، بمیرد، وارثان او یا هر کسی که حق ولایت و تصرف دارد، آن را با سود حاصل از سرمایه دریافت کند. آیا این توافق شرعی است؟
شیخ محمد عبده پاسخ داده است: توافق این شخص با آن جمع، بر پرداخت آن مبلغ به شرحی که یاد شد، از قبیل شرکت مضاربه است و آن جایز است و برای آن فرد مانعی ندارد که پس از عمل تجارت روی سرمایه، اصل مالش را با سود حاصله دریافت کند و اگر او در طول مدت قرارداد فوت کرد و آن جمع ( کمپانی ) در سرمایه، عمل ( تجارت ) انجام داده و به تعهدات خود عمل کرده باشد، برای وارثان او یا هر کسی که حق تصرف در مال دارد، جایز است تمام مبلغ را همراه با سود آن، که از راه تجارت حاصل شده، دریافت کند.[۲۱۷]
در مورد این سؤال و جواب، تنها می توان ادعا کرد که صورت مسأله با برخی از اقسام بیمه عمر ( بیمه مختلط به شرط حیات و به شرط وفات ) قابل انطباق است؛ یعنی در بیمه عمر، بیمه گذار پول می دهد و در انتهای مدت قرارداد بیمه، اصل پول و مبلغی اضافه بر آن را دریافت می کند و در مضاربه نیز چنین است.، البته با تفاوت ها و شرایط خاصی که مضاربه دارد و آن را از بیمه عمر متمایز می کند.
با مروری دوباره بر متن سؤال و جواب، به دست می آید که سؤال درباره موضوعی است که منطبق با عقد مضاربه است نه چیز دیگر؛ زیرا سؤال از پرداختن سرمایه ای معین و معلوم، به منظور تجارت کردن با شرط سود بردن، به شرکتی داده می شود که می داند تجارت سود آور و با مصلحت انجام می دهد. سؤال شده است که آیا سرمایه گذار، که طرف قرارداد شرکت است، می تواند اصل سرمایه و سود آن را دریافت کند؟ و در صورتی که بمیرد، وارثان او آن مبلغ را دریافت کنند؟ آیا چنین توافقی شرعی است؟ در سؤال هرگز نامی از بیمه یا بیمه عمر برده نشده است و پاسخی که شیخ محمد عبده داده است، همان طور که از ظاهر سؤال نیز بر می آید، این است که این توافق، عقد مضاربه است و از نظر شرعی حلال است.
تحلیل نظریه انطباق بیمه عمر و مضاربه:
درباره انطباق بیمه عمر با عقد مضاربه، چند اشکال وارد است که در زیر به آن ها می کنیم:
در مضاربه مالک سرمایه اش را به عنوان تملیک در اختیار مضارب ( عامل ) قرار نمی دهد، بلکه مالک و عامل نوعی شرکت تشکیل می دهند و به نسبت توافق شده، سود آن ها به صورت کسر مشاع تعیین می گردد، اما در بیمه و از جمله بیمه عمر، افراد به صورت مشارکت با بیمه گر، سرمایه گذاری نمی کنند و مبالغ و وجوه بیمه ای را به صورت امانت و وکالت به شرکت بیمه ای نمی سپرند، آن گونه که در مضاربه است. در مضاربه سرمایه از ملکیت مالک خارج نمی شود ولی در بیمه عمر آنچه را که بیمه گذار می پردازد، از ملکیت او خارج و به شرکت بیمه ای تملیک می شود و عنوان ودیعه و سپرده ندارد.
تفاوت دیگری که بیمه عمر با عقد مضاربه دارد، این است که در بیمه عمر، مبلغ اصل سرمایه و وجه اضافی آن طبق قرارداد، به صورت مشخصی، معین می گردد اما در مضاربه صحیح نیست اندازه مبلغ مازاد بر سرمایه، معین باشد، چون تعیین سود در مضاربه به صورت سهم مشاع از کل سود، تعیین می گردد، در حالی که در بیمه عمر، اندازه وجوه بیمه ای به گونه ای مشخص معلوم می گردد.[۲۱۸]
اصل سود در عقد مضاربه، احتمالی است در حالی که در بیمه عمر، مبلغ مقرری بیمه، که بیمه گذار دریافت می کند، از همان ابتدای قرارداد بیمه، به صورت قطعی تعیین شده است و مبلغ بیمه ای هیچ نسبتی با سود واقعی شرکت بیمه، که سرمایه های بیمه گذاران را به فعالیت اقتصادی می سپارد، در آن رعایت نمی شود. در مضاربه، اصل سود مالک و مضارب، پیش از عمل تجارت، مشخص و معلوم نیست، اما در بیمه اشخاص، معین است.
در مضاربه شرط است که گردش پول و سرمایه، در راه داد و ستد، یعنی تجارت باشد[۲۱۹]؛ علامه حلی در کتاب تذکره می‏گوید: « شرط عمل در مضاربه این است که تجارت باشد؛ پس مضاربه برکارهایی مانند پخت غذا یا نان صدق نمی‏کند؛ زیرا این اعمال معین هستند و می‏توان آن ها را اجاره کرد و نیازی به مضاربه در آن ها نیست. مضاربه فقط در کارهایی جایز است که اجاره در آن‏ها صحیح نباشد از جمله تجارت که تعیین اعمال آن و شناخت مقدار کار و مقدار عوض در آن ممکن نیست. تجارت مورد نیاز مردم است و از طرفی اجاره بر آن نیز امکان ندارد، پس با وجود جهل به عوض و معوّض، به حکم ضرورت، عقد مضاربه تشریع شده است »[۲۲۰]
اما در بیمه عمر شرکت های بیمه ای وجوه دریافتی از بیمه گذاران را منحصراً در جهت تجارت و داد و ستد به کار نمی گیرند یا حداقل در عقد بیمه عمر شرط نمی شود که شرکت بیمه گر، با سرمایه های بیمه ای تجارت کند. اقساط بیمه پس از پرداخت به ملکیت بیمه گر در می آید و به هر شیوه و در هر راهی که شرکت بیمه ای مصلحت بداند و سود آور باشد، از آن استفاده می کند.
مضاربه عقدی جایز است. بنابراین اگر سرمایه گذار یا عامل وفات کند، عقد مضاربه باطل می شود[۲۲۱] و سرمایه پرداختی در صورت وفات سرمایه گذار، به وارثان او، و در صورت وفات عامل، به مالک پس داده می شود [۲۲۲]. بر خلاف بیمه عمر که در برخی اقسام آن ( مانند بیمه به شرط فوت ) اگر بیمه گذار پس از پرداخت اولین قسط بمیرد، بیمه گر ملزم است طبق قرارداد، تمام مبلغ تعیین شده در قرارداد بیمه را به اضافه کل سرمایه به وارثان او بپردازد.
در مضاربه، سرمایه گذار، سود را به نسبت تعیین شده دریافت می کند و زیان را تماماً متحمل می شود[۲۲۳] ؛ ولی در بیمه عمر، بیمه گذار ( یعنی صاحب مال ) تنها سود تعیین شده را دریافت می کند؛ ولی در مورد خسارت های وارده بر بیمه گر ( یعنی عامل ) هیچ خسارتی را متحمل نمی شود. به بیان دیگر، در مضاربه سود حاصل برای طرفین است و زیان تنها متوجه سرمایه گذار است؛ ولی در بیمه، ممکن نیست هر دو طرف سود ببرند یا زیان ببینند، به گونه ای که اگر یکی سود ببیند، دیگری ضرر می بیند.
با توجه به تفاوت هایی که بین بیمه عمر و مضاربه وجود دارد، دورترین عقد فقهی به بیمه عمر، از میان عقودی چون ضمان، صلح، هبه و جعاله، عقد مضاربه است و این دو قابل مقایسه نیستند تا از راه عقد مضاربه قرارداد بیمه عمر تصحیح شود؛ زیرا بیمه عمر و مضاربه از نظر عرف و احکام شرع، هیچ شباهتی با یکدیگر ندارند.
۲-۱-۱-۶- بیمه عمر و حق عمری
در فقه اسلامی عقدی با نام « عمری » وجود دارد، عمری نوعی حق انتفاع است که به موجب عقدی از طرف مالک برای شخصی به مدت عمر خود یا عمر منتفع و یا شخص ثالث برقرار می شود. به بیانی دیگر عقدی وجود دارد که نتیجه آن بهره برداری فرد در یک زمان مشروط، از منافع عین بدون مالک شدن آن می باشد. و اگر این عقد موقّت و مقید به عمر باشد ، « عمری » نامیده می شود و اگر متعلق آن سکونت باشد، « سکنی » خوانده و اگر موقّت و مقید به یک مدت تعیین شده باشد، « رقبی » گفته می شود.[۲۲۴]
می توان این طور بیان کرد که سکنی نسبت به هر یک از رُقبی‏ و عُمری‏ عموم من وجه دارد؛ پس اگر به لفظ «اسکان» عقد شد و مقرون به عمر یا مدت معینه نبود، سکنی است و عمری‏ و رقبی‏ نیست؛ و اگر بود عمری‏ یا رقبی‏ است. و اگر متعلق به مسکن نبود و یا انشاء به لفظ اعمار یا ارقاب شد، پس مقرون به عمر یا مدت معینه شد، سکنی نیست بلکه عمری یا رقبی است. و هم چنین متعلق به مسکن اگر مقرون به عمر یا مدت بود و انشاء به غیر «اسکان» شد. و اگر انشاء به «اسکان» بود جامع است بین سکنی و یکی از عمری و رقبی در صورت تقیید به یکی از دو قید، بنا بر اظهر و منسوب به اکثر[۲۲۵].
حال اگر این حق عمری به صورت معوض و به مدت عمر ناقل برقرار شده باشد و چنین مقرر شود که عوض، پس از فوت ناقل به ورثه او یا مادامی که خود ناقل زنده است به خود او تأدیه گردد، چنین قراردادی به نوعی به « بیمه عمر » شباهت دارد و به همین جهت عده ای از حقوقدانان و نویسندگان حقوقی، بیمه عمر را با حق عمری یا نفقه مادام العمر مورد مقایسه قرار داده و آن را راهی برای مشروعیت بخشیدن به عقد بیمه عمر دانسته اند.
ایجاد نفقه عمری مادام العمر نیز در اسلام، به منزله بیمه عمر و بیمه مسؤلیت است و چنان چه نفقه مذکور برای مدت عمر ناقل برقرار شده و یا قرار بر این بوده باشد که پس از فوت ناقل به ورثه او و یا مادامی که زنده است به خود او تأدیه گردد، این عمل در واقع چیزی جز بیمه عمر نیست.[۲۲۶]
عقد عُمری‏ از عقود مشروعه ثابته به اجماع و اخبار است[۲۲۷] و صیغه خاصّه دارد و در صحت آن خلافی نیست اگر چه عمر آن کسی که به عمر او عُمری‏ داده شده مجهول است و این جهل در عُمری‏ مضر نیست بالاجماع و شرط آن در ضمن العقد مبایعه نیز جایز می باشد.[۲۲۸] بنابراین حق عمری به این معنا ، نوعی حق انتفاع است که به موجب عقدی یا شرط ضمن عقدی ( مانند بیع و صلح ) از طرف مالک به مدت عمر خود یا عمر منتفع و یا عمر شخص ثالث، برای قرارداد بیع یا عقد صلح قرار داده می شود.
مثلاً اگر کسی دارایی یا بخشی از دارایی خود را به عقد عمری، مصالحه کند، فقهاء این عقد را صحیح می داند و چون صلح عقدی است که در تحقق آن، پرداختن عوض شرط نیست و ملاک اصلی صحت صلح، رضایت و توافق طرفین است، حق عمری نیز می تواند در ضمن عقد صلح، به صورت معوض یا بلا عوض باشد. بنابراین، اگر کسی حق عمری را به صورت معوض و به مدت عمر یکی از دو طرف صلح یا شخص ثالث مقرر دارد که فردی از مالی که بر آن مصالحه شده به مدت عمرش انتفاع ببرد یا عوض در عقد صلح، پس از فوت یکی از دو طرف صلح، به ورثه او مادامی که زنده است، داده شود، صحیح است. از این رو برخی از فقها صلح به شرط عمری، فیما یصلح فیه العمری را صحیح دانسته اند.[۲۲۹]
در مواد ۷۶۸ و ۷۶۹ قانون مدنی ایران نیز که مقتبس از فقه اسلامی است، مقرر گردیده در عقد صلح ممکن است احد طرفین در عوض مال الصلحی که می گیرد، متعهد گردد که نفقه معین را همه ساله یا همه ماهه و تا مدت معین تأدیه کند و این تعهد ممکن است به نفع طرف مصالحه یا به نفع شخص ثالث واقع شود.
صلح به شرط عمری به نوعی مانند بیمه عمر می باشد. به همین دلیل برخی حقوقدانان، بیمه عمر را با حق عمری یا نفقه مادام العمر مقایسه کرده اند و آن را راهی برای مشروعیت بخشیدن به عقد بیمه عمر می دانند.
تحلیل نظریه انطباق بیمه عمر و حق عمری:
شیخ عبد اللطیف الفرفور، حقوقدان سوری در پاسخ کسانی که بیمه را با حق عمری مقایسه می کنند، این اشکال را مطرح می سازد که در نفقه عمری مدت انفاق معین است ولی مدت بیمه عمر یعنی زمان حیات بیمه گذار را و این که چه مدتی عمر خواهد کرد را نمی توان مشخص کرد و از این نظر با یکدیگر قابل مقایسه نیستند و به همین جهت نیز نمی توان نفقه عمری را دلیلی بر جواز بیمه عمر شمرد.[۲۳۰]
اشکال دیگری بر این انطباق می توان بیان نمود این است که عقد عمری عقدی لازم بوده[۲۳۱] و جز با تراضی طرفین نمی توان آن را فسخ یا اقاله کرد در صورتی که در بیمه عمر، عقد از طرف بیمه گذار جایز بوده و بیمه گذار می تواند از ادامه پرداخت اقساط بیمه عمر خودداری کرده و قرارداد را بهم بزند و بیمه گر نیز نمی تواند او را را مورد پیگرد قضایی قرار دهد.
برخی در نفی این انطباق این طور استدلال می نمایند که موضوع عقد باید عین یا منفعت باشد مانند عقد بیع و اجاره، و این در عقد بیمه عمر تحقق ندارد.
در جواب آن می توان گفت که منحصر ساختن موضوع عقد به عین و منفعت صحیح نیست و موضوع عقد می تواند غیر از عین یا منفعت هم بوده باشد مانند عمل در عقد جعاله که نه عین است و نه منفعت. در قرارداد بیمه عمر نیز بیمه گر متعهد می شود که مبلغی بپردازد به شرطی که بیمه گذار هم عملی انجام دهد و این انجام عمل عبارت از همان پرداخت اقساط بیمه است.[۲۳۲]
بنابراین با توجه به اشکالاتی که مطرح شد، تصحیح بیمه عمر از طریق انطباق با حق عمری نیز با مشکل رو به رو می باشد .
همان طور که ملاحظه شد ، تطبیق عقد بیمه عمر با عقود معین با اشکالاتی مواجه است و در میان عقود معینی که ذکر شد ، تطبیق بیمه عمر فقط با عقد ضمان و عقد صلح در شرایطی خاص امکان پذیر است و در صورتی که شرایطی را در عقد بیمه عمر لحاظ کنیم ، می توانیم عقد بیمه عمر را از راه انطباق آن با این دو عقد معهود فقهی ، تصحیح نماییم .
۲-۲- نظریه عدم توقیفی بودن عقود
همان طور که در ابتدای فصل اشاره شد، عقود به دو نوع معین و غیر معین تقسیم می شوند و برخی از فقهاء – به ویژه متقدمین – معتقد به منحصر بودن ( توقیفی بودن ) عقود و معاملات به همان عقود معین فقهی بودند. بر این اساس دامنه معاملات بین افراد از حد عقود معین فراتر نمی رود زیرا عقود صحیح به همان عقود متعارف و معهود، محدود بوده و هر عقد جدیدی که در قالب عقود معهود فقهی جای نگیرد، باطل است. این تفکر در عمل مشکلات فراوانی بر سر راه معاملات افراد در موقعیت کنونی پدید می آورد. پیشرفت تمدن و پیچیدگی روابط اجتماعی حاکم بر جهان امروز که یقیناً در حصار عقود خاص نمی گنجد و مقتضیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زمان ما به هیچ وجه نظر فوق را نمی پذیرد و اساساً فقه غنی اسلام که مجهز به نیروی اجتهاد و تدبیر در برابر حوادث مستحدث است، والاتر از آن است که چشم خود را به روی واقعیت های زمانه ببندد.
در مقابل این نظر، اکثر فقهاء – به ویژه متأخرین – به عدم انحصار عقود شرعی در عقود معهود و به عبارتی به عدم توقیفی بودن عقود فقهی قائل اند. بر طبق این نظر هر نوع عقد و قراردادی که بین متعاقدین، مطابق با عمومات و اطلاقات ادله معاملات تحقق یابد، صحیح و مشروع خواهد بود هرچند که در قالب یکی از عقود متعارف فقهی نبوده باشد.
نظریه عدم توقیفی بودن عقود، در ادبیات حقوقدانان بیشتر با اصطلاح « حاکمیت اراده » و اصل « آزادی قراردادها » بیان می شود. بنابراین اعتقاد به این که شارع مقدس، همه توافق هایی را که عنوان عقد و قرارداد بر آن ها صادق است، امضاء کرده و مشروع می داند را اصل آزادی قراردادها ( حاکمیت اراده ) می گویند. پیش از تدوین قانون مدنی و قبول آزادی قراردادها، پیمان ها ناچار در یکی از قالب های پیش ساخته حقوق و زیر یکی از عنوان های قانونی ارائه می شد، زیرا باور غالب این بود که تنها در سایه این عنوان ها است که اراده می تواند التزام به وجود آورد. پس نه تنها پیمان های خصوصی تنوع نمی یافت، بلکه هرگاه دو نفر می خواستند قراری بگذارند که با هیچ یک از « عقود معین » انطباق نداشت، ناگزیر بودند یا آن را به صورت صلح درآورند یا عقد معین لازمی را هرچند که صوری باشد، بین خود منعقد سازند و پیمانی را که منظور واقعی آنان است را ضمن این عقد شرط کنند. ولی اصل آزادی قراردادها قالب ها را شکست و به تراضی، قطع نظر از صورت آن، حاکمیت بخشید.از این پس اشخاص اختیار پیدا کردند که در حدود قوانین و اخلاق عمومی، به هر شکل که می خواهند پیمان ببندند و هر نامی را که می خواهند بر آن بگذارند.[۲۳۳] جالب این است که منحصر دانستن الگوی معاملات به عقود شناخته شده قدیمی، در حقوق رُم نیز سابقه دارد. در حقوق رم اصل آزادی قراردادی شناخته نشده بود. برای این که قراردادی معتبر باشد، باید از انواع قراردادهای معین باشد. بعد ها در اثر گسترش تئوری آزادی اراده در قراردادها، عقود غیر معین نیز، در سیستم های حقوقی متأثر از حقوق رم، مورد استفاده قرار گرفت.[۲۳۴]
ماده ده قانون مدنی ایران، اصل آزادی قراردادها و منحصر نبودن عقود را مورد تأکید و تأیید قرارداده است: « قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد کرده‏اند درصورتی که خلاف صریح قانون نباشد، نافذ است ». در مورد این که این ماده صرفاً برگردان یک دیدگاه فقهی است یا از حقوق اروپایی نشأت گرفته است، نظر واحدی وجود ندارد. برخی نویسندگان بر این اعتقادند که ماده مذکور به پیروی از نظر حقوقدانان اروپایی وضع گردیده است.[۲۳۵] به عقیده برخی دیگر نیز ماده ده قانون مدنی، نسخه دوم گفته فقیهان اسلامی است و حتی ابن تیمیه که در قرن ششم هجری می زیسته، در کتاب « الفتاوی الکبری » اصل حاکمیت اراده را مورد توجه قرارداده است.[۲۳۶]
اصل حاکمیت اراده ایجاب می کند که وقتی افراد بر اساس اختیار در معاملات خود به نوع خاصی از اراده و توافق رسیدند در صورتی که تعهدات آن ها با ضوابط کلی که از طرف اسلام برای عموم قراردادها مشخص شده هماهنگ باشد و کیفیت توافق آن ها موجب نادیده گرفتن حدود و مقررات نگردد و به عبارت دیگر حلالی حرام و حرامی حلال نشود، قرارداد آن ها مشروع باشد. دلیل ندارد که حتماً تعهدات متقابل و معاملات، به همان عقود معین برگردانده شود. این مطلبی است که بسیاری از فقهاء آن را مورد تأیید قرار داده اند.[۲۳۷]
ابن ادریس حلی(ره) می گوید در پاره ای از کتب فقهای ما نوشته شده است که عقد ضمان و کفالت، باید مؤجل باشد و نمی توان آن را به طور حال منعقد کرد. سپس وی با این نظر مخالفت کرده و اضافه می دارد: « اگر طرفین عقد آن ها را بدون أجل و به طور حال منعقد کنند اشکال ندارد و اگر در عقد از أجل سخن به میان نیاید، آن عقد حال خواهد بود. شیخ طوسی(ره) با این نظر موافق است و حق هم همین نظر است زیرا مانعی در ضمان و کفالت غیر مؤجل دردست نیست »[۲۳۸]. برخی این سخن ابن ادریس را مصداقی از قبول اصل آزادی اراده و عدم انحصار عقود دانسته اند که نشان می دهد که همین قدر که مانع شرعی و قانونی در برابر عقدی از عقود یا شرطی از شروط نبود، کافی است که آن عقد یا آن شرط درست باشد.[۲۳۹]
صاحب عروه الوثقی نیز کلامی دارد که نشان دهنده قبول همین مطلب است. وی می فرماید: « اگر شخصی به شخص دیگر اجازه دهد که زمین او را زراعت کند مشروط بر این که حاصل زراعت را بالمناصفه یا به نسبت ۳/۱ و یا غیره میان آن ها تقسیم شود، ظاهراً صحیح است. اگر چه با عقد مزارعه مصطلح منطبق نباشد و حتی می توان گفت از مصادیق مزارعه است. همچنین است موردی که اجازه دهد به هر کس که به زراعت بپردازد و شخص معینی را نام نبرد ( یعنی طرف ایجاب عقد، عموم باشد ). همچنین اگر بگوید هر کس این زمین مرا کشت کند و یا بخشی از فلان مزرعه را زیر کشت ببرد، نصف محصول یا ۳/۱ آن از آنِ او خواهد بود و متعاقب این ایجاب شخصی اقدام به کار کند. این امر نظیر جعاله خواهد بود. و… ظاهر برصحت چنین عقدی به استناد عمومات است چون نوعی از معاملات عقلایی است و منحصر بودن آن به معاملات متعارف را نمی پذیریم و نیازی هم به دلیل خاص بر مشروعیت آن نیست بلکه هر معامله عقلایی صحیح است جز آنچه دلیل خاص استثناء کرده باشد، همان طور که مقتضای عمومات همین است».[۲۴۰]
میرزای نائینی(ره) هم در مواجهه با مفاهیم حقوقی جدید، دیدگاهی عقل‏گرا ارائه می‏دهد و خود را از چارچوب‏های بسته رها می‏سازد. او بعد از احراز ضرورت عقلی برخی از مفاهیم حقوقی دنیای مدرن، اصراری بر انطباق آن ها بر مفاهیم فقهی ندارد و بدین‏سان از دیدگاه توقیفی بودن عقود فاصله می‏گیرد و زمینه را برای پذیرش بسیاری از پدیده‏های حقوقی جهان جدید- مادامی که مقتضی یعنی ضرورت و نیاز عقلی به آن ها احراز شود و مانع یعنی مخالفت با قواعد عمومی شرع نیز مفقود باشد- فراهم می‏کند[۲۴۱]. وی آیه « أوفوا بالعقود » را اختصاص به عقود متعارف و معهود فقهی نمی دهد و برای آیه « تجاره عن تراض » نیز عمومیت قائل است.[۲۴۲]
امام خمینی (ره)، خورشید تابان آسمان فقه معاصر، درباره عدم توقیفی بودن عقود می فرماید: « البته در زمان صدر اسلام، بیشتر معاملاتی که امروزه متداول است جریان داشته ولی تعبدی نبوده که حتماً شارع اشاره کند که فلان معامله صحیح است یا فاسد، بلکه شارع هر عقد و قراردادی که بین دو نفر صورت می گیرد آن را تنفیذ کرده چه سابقه دار باشد و چه نباشد مگر این که دلیلی بر خلافش داشته باشیم ».[۲۴۳]
اگر چه فقهای متقدم به اصل آزادی اراده، به دیده تردید می‏نگریستند، اما فقهای معاصر عموما به آن متمایل شده و آن را پذیرفته‏اند. به عقیده ایشان، عناوین عقود، توقیفی نیست؛ چون شارع مقدس درمعاملات، طریقه خاصّی را اختراع نکرده و نقش شارع در مورد معاملات، نقش امضایی است؛ یعنی معاملات رایج بین مردم را امضاء کرده است. به بیان دیگر شرع مقدس در زمینه معاملات، حقیقت جدیدی را نیاورده جز امضای آنچه نزد عرف و عقلا متداول است و با جمله «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» تمامی آنچه را که نزد مردم و در عرف بازار رواج دارد -البته با در نظر گرفتن شرایطی – امضا کرده است.[۲۴۴]
مهمترین دلیل فقهاء و حقوقدانانی که قائل به عدم توقیفی بودن عقود و آزادی قراردادها و حاکمیت اراده هستند، عمومات و اطلاقات ادله می باشد. آیات متعددی در رابطه با لزوم وفا بر عهد و قراردادها نازل شده است که در صورت افاده عمومیت از آن ها، دلیلی بر عدم انحصار عقود خواهد بود. در همین راستا می توان به آیه شریفه « یا أیها الذین آمنوا اوفوا بالعقود »[۲۴۵] اشاره نمود. عقد به گفته بعضی از لغوی‏ها به معنای مطلق عهد[۲۴۶] و به عقیده بعض دیگر به معنای عهد مؤکّد و وثیق است.[۲۴۷] فقهایی که قائل به عدم توقیفی بودن عقود هستند ، بر این عقیده اند که الف و لام کلمه « العقود » استغراقی بوده[۲۴۸] و افاده عموم می نماید و لذا لزوم وفا به عهد و پیمان، اختصاص به عقود زمان شارع در صدر اسلام نداشته و هر نوع معامله و قراردادی را که دارای آثار حقوقی است شامل می شود و عدم نهی شارع و عمومات ادله نیز برای مشروعیت کلیه قراردادهای بین مردم کافی است. هیأت جمع همراه با الف و لام، دلالت بر عموم دارد، البته به شرطی که الف و لام آن عهدی نباشد[۲۴۹]. دلیلی بر این که الف و لام در « العقود » عهدی باشد وجود ندارد و الف و لام جنس نیز امکان دارد در جمع به کار رود، که در این صورت، منظور از جنس عقود در صیغه « العقود » هر یک از انواع عقد نظیر بیع و اجاره و انواع عقود غیر معین است[۲۵۰]. همچنین اگر لفظ عامی داشته باشیم و در عمومیت و تخصیص آن شک کنیم، اصل عمومیت داشتن آن است.[۲۵۱] علامه طباطبایی(ره) عقود دراین آیه را شامل عقود تأسیسیه و امضائیه می داند و بهتر می دانند که عقود را بر معنای عموم حمل کنیم که شامل هر چیزی که عقد بر آن صادق است، شود.[۲۵۲]
مرحوم خوئی(ره) در ذیل این آیه، ملاک عقد بودن را تصدیق عرفی آن می داند و می گوید: « معنی عقد یا تعهد، به طور کلی است و معنی وفاء تمام و کمال است و به همین جهت است که گفته می شود درهم وافی یعنی درهم کامل… علی هذا مفاد آیه چنین است که باید به هر چیزی که عرفاً عقد بر آن صادق باشد، عمل کرد ».[۲۵۳] بنابراین هر چه بر حسب عرف، بر آن عقد اطلاق شود، مشمول آیه و معتبر و لازم الوفاء است.
در هر صورت «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» فراگیر است و شامل هر عقد و قراردادی می‏شود و هر کجا و هر زمان توافق و تعهدی به عنوان قرارداد و عقد شناخته شد، مشمول این دستور می شود که طرفین باید پایبند به آن باشند مگر عقدی که به جهتی از جهات دیگر فسادی داشته باشد که از قلمرو قاعده خارج شود. فسادی که موجب بطلان عقد می‏شود یا فساد شرعی است که به عللی شرع مقدس آن را فساد دانسته باشد یا فساد عقلی است که عقل سالم و فطرت پاک انسانی که عطیّه الهی است آن را فساد بداند.
همچنین از آیه « یا أیها الذین آمنوا لا تأکلوا أموالکم بینکم بالباطل إلا أن تکون تجاره عن تراض »[۲۵۴] از جمله عموماتی است که با توجه به این که بر لزوم وفا به عهد و قراردادها حکایت دارد، می تواند دلیلی برای نظریه عدم توقیفی بودن عقود و اصل حاکمیت اراده باشد. طبق آیه مذکور، مجوز تملک اموال دیگران، تجارت ناشی از توافق و تراضی طرفین قرارداد می باشد. برخی فقهاء با استناد به این آیه، برای تجارت مفهومی عام در نظر گرفته اند که شامل سایر عقود نیز می شود. به این ترتیب که از مفهوم حصر موجود در آیه، حلیت و صحت تجارتی که ناشی از توافق و تراضی باشد را نتیجه می گیرند و بنابراین مراد از تجارت از سر تراضی، هر سببی است که نزد عقلاء سبب حق برای تحصیل مال شمرده شود.[۲۵۵]
بنابراین جمله « تجاره عن تراض » از حیث نوع و ماهیت معامله، شامل عقود معین و غیر معین که موضوع آن به طور مستقیم، مال یا تعهد بر انجام عملی که منتهی به انتقال مال شود، می باشد و اعتبار و مشروعیت هر عقد ناشی از تراضی طرف های مربوط به آن را تأیید می کند. زیرا واژه « تجارت » نیز حقیقت شرعیه ندارد و منظور از آن مطلق عملی است که عرفاً به آن تجارت گفته شود و دلیلی بر تقید آن به عقود معین وجود ندارد.[۲۵۶]
حدیث « المؤمنون عند شروطهم »[۲۵۷] نیز می تواند تأییدی بر اعتبار همه قراردادها و عقود باشد. با توجه به « المؤمنون » و « المسلمون » که محلی به الف و لام هستند و اضافه شدن « شروط » به ضمیر جمع، که هر دو افاده عموم می کنند، مفاد این حدیث نسبت به شروط، نظیر آیه « أوفوا بالعقود » نسبت به عقود و پیمان ها است. یعنی هر مسلمانی باید به همه تعهدات خود و آن چه از امور و کارها بر عهده گرفته، عمل کند. بنابراین اعتبار عقود غیر معین را نیز می توان از آن استنباط کرد.
برخی اصل برائت را نیز از مبانی اصل آزادی اراده و عدم انحصار عقود به شمار می آورند. جعفری لنگرودی می گوید : « اصل برائت در اصطلاح فقهی عبارت است از گرایش به طرف نفی الزام قانونی و عدم تعهد و تکلیف و آزادی اراده در موقع بر خورد با شک در تکلیف »[۲۵۸]. به عبارت دیگر چون نص صریحی که حاکی از منع قرارداد در خارج از چهارچوب عقود معین باشد، وجود ندارد، بنابراین در صورت تردید در صحت این نوع قرادادها، چون شک از باب شبهه حکمیه تحریمیه به علت فقدان نص است، لذا اصل برائت را می توان در این خصوص اعمال کرد و عدم ورود منع را کافی بر جواز دانست.[۲۵۹]
برخی نیز قاعده « العقود تابعه للقصود » به عنوان دلیلی برای اصل حاکمیت اراده و عدم توقیفی بودن عقود ذکر کرده اند. این عده می گویند فقهاء، عقود را تابع قصد متعاقدین می دانند و این که پذیرفته اند، العقود تابعه للقصود، خود جلوه ای از قبول و اعتبار استقلال اراده در قراردادها است.[۲۶۰] البته عده ای نیز این قاعده را بیانگر معنای فوق نمی دانند و می گویند این که انواع عقودتابع قصد هستند و در بدون قصد و اراده واقع نمی شوند، به این معنا نیست که هر آنچه شخصی اراده کند و بخواهد، شرعاً واقع می شود چون آن چه که قصد کرده است اگر از معاملات عقلایی و یا از محدثات شرع نباشد و یا از معاملات عقلایی بوده ولی شارع آن را امضاء نکرده باشد، بدون شک شرعاً واقع نمی شود. بلکه به این معنی است که معاملات عقلایی و عقود و عهود جاری در میان مردم اگر توسط شارع امضاء شده باشد، بدون قصد و اراده همراه با تحقق سایر شرایط، معامله واقع نمی شود.[۲۶۱]
از مجموع آن چه که مختصراً ذکر شد می توان به این نتیجه رسید که عقود و قرادادهای صحیح و لازم الوفاء، به عقود معین و معهود منحصر نیست و متعاقدین بر اساس نظریه عدم توقیفی بودن عقود و اصل حاکمیت اراده یا آزادی قراردادها، آزاد هستند که نوع و آثار قرارداد خود را در چهارچوب عمومات ادله صحت عقود به دلخواه تعیین کنند و تعهدات ناشی از قراداد برای طرفین الزام آور خواهد بود.
۲-۲-۱- استقلال عقد بیمه عمر بر فرض عدم توقیفی بودن عقود
با در نظر گرفتن نظریه عدم توقیفی بودن عقود و با توجه به مجموع بررسی های انجام شده و تحلیل های گوناگون حقوقی که از قرارداد بیمه توسط فقهاء و حقوقدانان اسلامی به عمل آمده و این که بیمه عمر، عقدی است که خصوصیات و ویژگی های خاص خود را دارد و در عرف جامعه ارتباطی با عناوین دیگر فقهی ندارد، می توان نتیجه گرفت که قرارداد بیمه عمر که با رضایت و توافق و اعمال حاکمیت اراده طرفین منعقد می گردد، عقدی مستقل است که بیمه‏گر و بیمه‏گذار با شرایط ویژه‏ای بین خود منعقد کرده و ملتزم به مراعات آن می‏باشند و عدم ذکر آن در کتب معروف و مدون فقهی نیز نمی تواند دلیل بر بطلان قرارداد مذکور باشد.
بر طبق نظریه عدم توقیفی بودن عقود، ما برای حکم کردن به صحت و مشروعیت عقود مستحدث فقهی مثل بیمه عمر، باید آن عقود را با کلیات و عمومات ادله صحت عقود و معاملات بسنجیم. بنابراین چنانچه بیمه عمر مطابق کلیات و عمومات ادله صحت عقود باشد، می توانیم آن را به عنوان عقدی مستقل و صحیح به رسمیت بشناسیم.
تحلیل و تطبیق بیمه عمر با عمومات ادله صحت عقود و اشکالاتی که بر آن گرفته شده است را إن شاء الله در فصل سوم انجام خواهیم داد.
فصل سوم: اشکالات فقهی عقد بیمه عمر

نظر دهید »
دانلود منابع تحقیقاتی : دانلود پژوهش های پیشین درباره بررسی عوامل موثر بر ترجیح مشتریان … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

روش تداعی نیاز[۴۳]: این روش با شرطی سازی کلاسیک ارتباط نزدیکی دارد.
اساس این روش ، صرفا ارائه محصول یا نام تجاری و یک نیاز ساده ترجیح مارک خاص، به طور همزمان و مکرر است. به عبارت دیگر در این روش محصول یا نام تجاری، مکرراً با یک نیاز خاص همراه می شود. در اینجا تکرار ، عاملی کلیدی محسوب می شود. این تکرارها و همزمانی تبلیغات از طریق شرطی سازی، منجر به وابسته شدن نام تجاری به یک نیاز خاص می شود. این روش ایجاد ترجیح نام تجاری برای ایجاد آگاهی نسبت به نام تجاری مؤثر بوده و هست، ولی مسلما این نمونه ای بسیار کوچک است . هزاران جفت نام/ نیاز ممکن است هر زمان که این نیاز در مصرف کننده ایجاد شد، تداعی کننده آن نام تجاری خاص باشد. ولی مهم این است که چگونه یک نام تجاری می تواند به طوری مؤثر نیاز مصرف کننده را برطرف سازد. بنابراین، تعداد کمی از تبلیغ کنندگان منحصراً از این روش استفاده می کنند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

روش تداعی حالت[۴۴]: هدف تداعی حالت این است که موجب رنگ، بو و جلوه خوب گرفتن یک محصول یا مارک شود و حال و هوا یا حالتی خوشایند برای مصرف کننده به ارمغان آورد.
در این روش حالتی خاص به یک محصول یا نام تجاری نسبت داده می شود و تکرار آن موجب تداعی می گردد. هدف تداعی حالت بسیار نزدیک به تداعی نیاز است ولی علاوه بر برآورده شدن یک نیاز توسط یک کالا یا خدمت در تداعی حالت شرایطی از قبیل آسودگی، سرگرمی، استراحت، موفقیت و لذت نیز همراه برآورده شدن نیاز به نمایش گذاشته می شود. اگر این روش مؤثر واقع شود، مصرف کننده هر زمان که این محصول یا نام تجاری خاص را در مکان بازار می بینید یک حالت خوشایند و لذت بخشی به او دست می دهد و جای تعجب ندارد که در بین محصولات مشابه گوناگون دستش را به سوی نام تجاری خاص دراز نماید.
روش انگیزش ناخودآگاه[۴۵]: در این روش که از کار فروید و همکارانش منتج شده است، از نمادهای تلقینی برای به هیجان درآوردن و برانگیختن نیازهای ناخودآگاه مصرف کنندگان استفاده می شود.
بیشتر مصرف کنندگان به وسیله ترجیحات اساسی موجود در ضمیر ناخودآگاه خود تحریک می شوند و زمانیکه آن ها از بین عمیق ترین امیال و نیازهایشان بطور مستقیم بازداشته شوند، آن ها می توانند این نیازها و امیال را از طریق خرید و مصرف کالا و خدمات بیان کنند. بر خالف روش های تداعی نیاز و تداعی حالت که هر دو به ارتقا و تبلیغات محصولاتی که ارزش چندانی ندارند و به طور روزمره مورد استفاده قرار می گیرند، محدود شده اند، ایجاد ترجیح مارک از طریق انگیزه های ناخودآگاه در محصولات با ارزش و کم ارزش کاربرد دارد.
روش اصلاح رفتار[۴۶] (تعدیل رفتار): در این روش مصرف کنندگان برای خریدن محصول با نام تجاری خاص بوسیله پاداش هایی که به شکل استاندارد طراحی شده اند، شرطی می شوند.
چهار عنصر اصلی یک برنامه تعدیل رفتار عبارتند از :
۱- محرک(سائقه) : نیرویی درونی یا بیرونی که نوعی واکنش در شخص ایجاد می کند.
۲- علائم(اشاره) : عالئم واشارات محیطی که الگوی واکنش را تعیین می کند.
۳- واکنش(پاسخ) : پاسخ رفتاری به محرک و علائم
۴- تقویت کننده : نتایج حاصل از پاداش یا تنبیه که ممکن است مثبت یا منفی باشد.
نیازهای اساسی مصرف کننده مانندگرسنگی یا تشنگی عموما دربرگیرنده محرک هایی هستند که مورد توجه بازاریابان می باشند. محرکهای بازاریابی مانند تبلیغات، آوازها ،آرم ها یا بسته بندی ها دربرگیرنده علائم می باشند. واکنشهایی که به وسیله بازاریابان شرطی شده اند، عمدتا شامل خرید و مصرف محصولات می شوند. پاداش یا احتمال تنبیه که نتیجه واکنش مصرف کننده به محرک ها و علائم بازاریابی است، پدیدآورنده تقویت می باشند. در مدل های رفتارگرایی، یادگیری به این صورت تعریف شده است : افزایش در احتمال واکنش (خرید) به علائم به عنوان نتیجه تقویت در گذشته. به عنوان یک مثال ساده : گرسنگی (محرک)مصرف کننده موجب شود وی به یک بسته (علائم) چیپس در پیشخوان فروشگاه توجه کند، بسته چیپس را خریداری و میل کند (واکنش) و آن را بسیار خوشمزه و رضایت بخش بداند (تقویت مثبت). در این صورت احتمال اینکه شخص یک بار دیگر همان چیز را در موقعیت مشابه بخرد یا از همین مکان دوباره خرید کند، افزایش پیدا می کند. هر زمان که این اتفاق رخ دهد، احتمال خرید فرد افزایش خواهد یافت تا جایی که می تواند موجب ترجیح یک مارک شود.
روش پردازش شناختی[۴۷]: این روش ایجاد ترجیح برای انتخاب های آگاهانه می باشد که خریدار شدیداً درگیر یک فرایند تصمیم گیری خرید می شود کاربرد دارد.یعنی برای ایجاد نگرش های مطلوب، موانع ادراکی و شناختی رفع می شوند. در این روش از تبلیغات برای ایجاد نگرش های مثبت نسبت به محصولات یا نام تجاری خاص استفاده می شود. این نگرش ها از دو بخش اصلی تشکیل می شود. ۱- دانش و باور در مورد محصول ۲- ارزیابی مثبت یا منفی مصرف کننده از آن.
مطالب فوق بیانگر آن است که بازاریابان و تبلیغ کنندگان بهتر است بجای مقابله مستقیم با استدلالات منفی مصرف کنندگان و توجیه کاستی های محصول یا مارک خود، جنبه های مثبت محصولات یا مارک های خود را بیان کنند تا اثر جنبه های منفی خنثی شده و از بین رود و در مجموع ارزیابی مثبتی از مارک به وجود آید.بازارهایی که کالاهای سرمایه ای و با ارزش مانند اتومبیل یا ماشین آلات عرضه می کنند یا بازارهایی که خدمات مهمی چون مراقبت های پزشکی یا تحصیلات عالی ارائه می دهند، از تبلیغات یا برنامه های ترفیعی برای ایجاد نگرش مثبت نسبت به محصولات یا مارک های تجاری خود استفاده می کنند.
روش القاء مدل[۴۸] (تقلیدی): القاء مدل، مدل های سبک زندگی اجتماعی ایده آل را جهت تقلید کردن مشتریان ارائه می دهد.
افراد بیشتر از سایر روش ها از طریق تقلید کردن از مدل ها فرایند یادگیری را انجام می دهند. بویژه زمانی که با یک موقعیت ناآشنا مواجه می شوند. استفاده از مشاهیر، ستاره های فیلم، یا سینما، ورزشکاران مشهور و دیگر شخصیت های برجسته در آگهی ها نمونه هایی از این روش ایجاد ترجیح مشتری می باشد. این روش برای مصرف کنندگان جذاب است. زیرا روشی راحت برای انتخاب یک محصول یا نام تجاری خاص می باشد. (آلرک و ستل، ۱۹۹۹).

آمیخته بازاریابی و راهبرد ترجیح نام تجاری

با توجه به اینکه قسمت اعظم مدل پژوهش مربوط به آمیخته بازاریابی p4 می باشد، لازم دیده شد که به این آمیخته نیز اشاره شود.
آمیخته بازاریابی معرفی شده توسط نیل بوردن شامل برنامه ریزی محصول، قیمت گذاری، مارک گذاری، کانال های توزیع، فروش شخصی، تبلیغ، بسته بندی، نمایش، ارائه خدمات، حمل و نقل فیزیکی و یافته ها و تحلیل های واقعی بود.
پس از آن آلبرت فری عوامل آمیخته بازاریابی را به گروه متغیرهای ارائه (محصول، خدمات، بسته بندی، مارک و قیمت) و متغیرهای فرایند (تبلیغات، ترفیع فروش، فروش شخصی، سیاست، کانال های توزیع، تحقیقات بازاریابی، تنظیم استراتژی و توسعه محصول جدید) تقسیم کرد. در سال ۱۹۹۴ مک کارتی ۱۲ متغیر ارائه شده توسط نیل بوردن را به ۴ گروه با عنوان p4 طبقه بندی کرد که عبارتند از: محصول، ترویج، توزیع، و قیمت این آمیخته به سرعت مورد پذیرش اندیشمندان قرار گرفت و به عنوان عنصر ضروری و مناسب در تئوری بازاریابی و مدیریت بازاریابی شناخته شد. اکثریت بازاریابان این آمیخته را به عنوان جعبه ابزاری برای بازاریابی مراوده ای و بهترین وسیله جهت برنامه ریزی بازاریابی عملیاتی می دانستند. (گوی[۴۹]، ۲۰۰۵).لازم به ذکر است برخلاف جایگاه p4 به عنوان پارامتر تئوریکی مهم در بازاریابی معاصر، تعداد زیادی از صاحبنظران بازاریابی انتقادی را به ارزش و آینده آن اعلام کردند و جایگزین هایی را برای p4 پیشنهاد نمودند در این خصوص گرونروس[۵۰] (۱۹۹۷) معتقد است که p4 از عهده تمام و کمال الزامات مفهوم بازاریابی بر نمی آید و آمیخته بازاریابی p4 اشاره به تعریفی تولید مدار و نه بازارگرا و مشتری مدار دارد. به نظر او مک کارتی گرچه به ماهیت تعاملی p4 پی برد. اما مدل وی گویای هیچ عنصر تعاملی نبوده و این آمیخته هدف مشتریان را که نه تنها متقاضی ارزش بیشتر محصول بلکه متقاضی ارتباطات بیشتر نیز می باشد، نادیده گرفته است.گلداسمیت[۵۱] (۱۹۹۹) نیز یکی از محدودیت های مهم آمیخته p4 را ارتباطات با مشتریان که کمک فراوانی به شناسایی نیازها و خواسته های آن ها می کند می داند که نادیده گرفته شده است. بازاریابان امروزه بر شخصی سازی و ارزش زمان حیات مشتری تأکید بسیار دارند. ایجاد مشتریان وفادار از خلق مشتریان جدید با اهمیت تر است. به همین دلیل دایلی و بولدستون (۱۹۹۹) بر لزوم انتقال از دیدگاه مبادله محوری به ارتباط محوری تأکید می کنند.
هر سه انتقاد مطرح شده در بالا به نوعی بر لزوم توجه به مشتریان و نیازها و خواسته های آنان تأکید دارند و محدودیت و مشکل اصلی p4 را تولید محوری و فقدان تعامل با مشتریان می دانند.
هر یک از شش روش ایجاد ترجیح مارک که در این بخش قبل به آن اشاره شد، نیازمند نوع خاصی از مدیریت محصول، قیمت گذاری، ترفیع و توزیع می باشد.. رهنمودهای انتخاب استراتژی که در جدول ۲-۴ ذکر شده است، چشم اندازی از بایدها و نبایدهای انتخاب یک استراتژی خاص مبتنی بر ویژگیهای محصول یا خدمت را فراهم آورده است.
جدول ۲(-۴) تطبیق آمیزه بازاریابی با راهبردهای ترجیح برند

تداعی نیاز

محصول
قیمت گذاری
توزیع
ترفیع
چرخه حیات

خرید مکرر ، استفاده های روز مره
تا اندازه ای قیمت گذاری پایین،قیمت گذاری رقابتی
وسیع،با دسترسی آسان، فروشگاه های سنتی
پیامهای کوتاه، اشباع، تکرار زیاد
مراحل اولیه، معمولاً برای ایجاد آگاهی

تداعی حالت

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله با موضوع بررسی میزان تأثیرنظارت ذیحساب … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۳- تهیه پرسشنامه با بهره گرفتن از نظرات کارشناسان و استادان با تجربه خبرگان. ۴- با نظر استاد محترم راهنما و مشاور محترم تعدادی از سؤالات خذف و نهایتا” یک پرسشنامه برای مدیران سطح ستاد ناجا تنظیم شد. بنابراین روایی ابزار با بهره گیری از روش اعتبار محتوا به لحاظ اینکه به تایید اساتید و مشاور و خبرگان رسیده است تأمین می گردد.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۳-۱۲-۲- پایایی: [۴] ابزار پایا یا معتبر، ابزاری هستند که از خاصیت تکرار پذیری [۵] و سنجش نتایج یکسان برخوردار باشند .(حافظ نیا ، ۱۳۸۱ ، ص ۱۵۵).
در ابتدا تعداد۲۰ پرسش نامه در اختیار جامعه مورد مطالعه قرار گرفت و پس از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ پرسش نامه های نهایی تکمیل و مجددا” در اختیار پاسخگویان قرار گرفت که ضریب آلفای کرونباخ سؤالات پرسش نامه ۸۹% بدست آمد. با توجه به این رقم می توان گفت که، پرسش نامه از پایایی خوبی برخوردار است.
۳-۱۳- مدل عملیاتی تحقیق (نمودار ۳-۱)
حفظ اسناد ودفاترمالی
مراقبت بر انجام شدن کلیه پرداخت ها از طریق حساب های بانکی
دقت ارسال به موقع وجوه مصرف نشده درپایان سال مالی
کامل بودن اوراق مناقصات ومزایده ها وسیستم نگهداری وبایگانی آنها
تهیه وتنظیم اسناد هزینه ونیز وصول وایصال درآمدها ومطالبات
نظارت بر اسناد ومدارک مثبته پرداخت های غیرقطعی
اعمال به موقع ماده ۹۱ قانون محاسبات عمومی کشور
انجام وارسال به موقع مدارک ونواقص اسناد هزینه
نظارت ذیحساب عملکرد عاملین ذیحساب سرعت تسهیل در امر پرداخت ها ازمحل اعتبارات مصوب تخصیص یافته
انجام وارسال به موقع صورتحساب مالی
تهیه وارسال به موقع گزارش های لازم به وزارت امور اقتصادودارایی و…
انجام مناقصات ومعاملات دولتی
انجام مزایده بهینه اموال دولتی
رعایت مراحل خرج درانجام هزینه ها(مواد۱۷الی۲۳ق. م. عمومی کشور)
صحت رعایت مواد ۲۷،۲۶و۲۸مقررات برگزاری نیروهای مسلح
ر عایت تبصره ۱- ماده۳ مقررات برگزاری مناقصات نیروهای مسلح
رعایت قوانین مالی ومحاسباتی
رعایت قانون بودجه
رعایت دستورالعمل اجرایی بودجه
اخذ ضمانت نامه ها وسایر تضمینات معتبربانکی به هنگام انعقاد قرارداد
فصل چهارم
تجزیه وتحلیل داده ها
۴-۱- مقدمه
تجزیه و تحلیل داده ها به عنوان بخشی از فرایند روش تحقیق علمی یکی از پایه های اصلی هر مطالعه و بررسی است. به تعبیر دیگر در این بخش محقق و پژوهشگر برای پاسخگویی به مسئله تدوین شده و یا تصمیم گیری در مورد پذیرش یا عدم پذیرش فرضیه یا فرضیاتی که برای تحقیق در نظر گرفته است، از روش های مختلف تجزیه و تحلیل استفاده می کند، لذا ذکر این نکته ضروری است که تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده به تنهایی برای یافتن پاسخ پرسشهای پژوهش کافی نیست بلکه تعبیر و تفسیر این داده ها نیز ضروری است. براین اساس، ابتدا باید داده ها را تجزیه و تحلیل نمود و سپس نتایج این تجزیه و تحلیل را مورد تفسیر قرار داد.
در این فصل، تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش انجام می شود. در قسمت نخست آمار توصیفی داده های گردآوری شده ارائه می شود و در بخش دوم تحلیل داده ها بر مبنای استنباط آماری و به کمک فنون آماری مناسب به منظور تعیین صحت و سقم فرضیه تحقیق صورت می گیرد .
۴-۲-آمارتوصیفی
در این بخش از تجزیه و تحلیل آماری به بررسی چگونگی پاسخ به سؤالات پژوهش از حیث فراوانی، میانگین، انحراف معیار و توزیع نمونه آماری از لحاظ متغییرهای: سابقه خدمت، درجه یا رتبه و میزان تحصیلات می پردازیم.
در ابتدای پرسشنامه بدواً، طی سه سؤال مشخصات فردی پرسش شوندگان و در ادامه، با طرح ۲۰ سؤال ، در قالب طیف لیکرت، مؤلفه ها و شاخص های دقت، صحت و سرعت در رعایت قوانین ومقررات، انجام وظیفه و عملکرد از دیدگاه آزمودنی ها مورد پرسش قرار گرفته است.
آمارتوصیفی
۴-۲-۱- توصیف متغیرهای جمعیت شناختی
جدول ۴-۱- توزیع پاسخگویان بر حسب نوع درجه

نوع درجه

فراوانی

درصد

کارمند

۲۰

۱۶٫۶

افسر جزء

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله در مورد انتظارات گردشگران چینی و … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

انجام این تحقیق برای گردشگران چینی در دیگر شهرها با در نظر گرفتن ابعاد و ویژگی­های دیگر و رسیدن به نتایج و مدل بهتر

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

ترجیحات و اولویت­های گردشگران چینی
اولویت­ بندی انتظارات گردشگران چینی با روش­های آماری دقیق­تر
شناسایی عوامل موثر بر شکل گیری انتظارات گردشگران
عوامل موثر بر بازدید مجدد گردشگران چینی به اصفهان
میزان رضایت گردشگران چینی از کیفیت خدمات
مطالعات بیشتر در مورد تصویر ذهنی گردشگران چینی و نقش آن در برندسازی
نقش و اهمیت بازاریابی آنلاین و شبکه ­های اجتماعی در تبلیغات مقصد
نقش و اهمیت شبکه ­های اجتماعی در تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی
نقش تبلیغات دهان به دهان در جذب گردشگران چینی
پژوهش در زمینه ویژگی­هایی که طبق نتایج این تحقیق نیازمند توجه ویژه و بهبود هستند. مانند : کیفیت خدمات اقامتی، سیستم­های اطلاع­رسانی، تجربه فرهنگ و آداب و رسوم متفاوت و…
مطالعه در زمینه رفتار گردشگران چینی
آینده پژوهی در حوزه تغییرات روند بازار بین المللی گردشگران چینی
در زمینه تعاملات بین فرهنگی و اجتماعی
و … .
۵-۴- محدودیت های تحقیق
اطلاعات و آمار دقیقی از تعداد ورود گردشگران چینی وجود نداشت تا محقق بتواند چارچوب نمونه گیری بهتری را انتخاب و به نتایج بهتری دست یابد.
اطلاعات و آمار دقیقی از تعداد و زمان ورود و خروج گردشگران چینی وجود نداشت تا محقق بتواند به آنها دسترسی داشته باشد.
گستردگی منابع در حوزه رضایتمندی و کمبود منابع علمی در حوزه انتظارات.
کمبود زمان
عدم همکاری برخی از گردشگران، مسئولین هتل­ها و راهنمایان تور در تکمیل پرسشنامه مربوطه.
محدودیت­های زبانی
این تحقیق با هفت بعد انجام شده است، درحالی که در زمان و مکان­های دیگر با ابعاد و ویژگی­های دیگری می ­تواند نتایج متفاوتی داشته باشد.
خطاهای ممکن در جستجو و انتخاب ابعاد و ویژگی­ها.
تحقیقات آینده باید بر تصحیح خطاها و گسترش پیشگیری از خطاها متمرکز شوند.
منابع و م‍اخذ
Adjei, M. T., & Clark, M. N. (2010). Relationship marketing in A B2C context: The moderating role of personality traits. Journal of Retailing and Consumer Services, 17(1), 73-79. doi: http://dx.doi.org/10.1016/j.jretconser.2009.10.001
Aksu, A., Tarcan İçigen, E., & Ehtiyar, R. (2010). A Comparison of Tourist Expectations and Satisfaction: A Case Study from Antalya Region of Turkey. TURIZAM, 14(2), 66-77.
Aktaş, A., Aksu, A. A., & Çizel, B. (2007). Destination Choice: An Important – Satisfaction Analysis. Quality & Quantity, 41(2), 265-273. doi: 10.1007/s11135-006-9003-0
Alampay, R. B. (2003). Visitors to Guam: Modeling satisfaction, quality and intentions. (phd), Michigan State University.
Alonso, A. D. (2005). Wine tourism experinces in new zealand: an explotory study. (PHD UNPublished phd thesis), lincoln university, NEW ZEALAND.
Assaker, G., Vinzi, V. E., & O’Connor, P. (2011). Examining the effect of novelty seeking, satisfaction, and destination image on tourists’ return pattern: A two factor, non-linear latent growth model. Tourism Management, 32(4), 890-901. doi: http://dx.doi.org/10.1016/j.tourman.2010.08.004
Azar.A, & Momeni.M. (1387). آمار و کاربرد آن در مدیریت(تحلیل اماری). تهران: سمت.
Bramwell, B. (1988). User satisfaction and product development in urban tourism. Tourism Management, 1911, 35-47.
Caruana, A. (2002). Service loyalty. European Journal of Marketing, 36(7/8), 811-828. doi: doi:10.1108/03090560210430818
Caruana, A., & Pitt, L. (1997). INTQUAL-an internal measure of service quality and the link between service quality and business performance. European Journal of Marketing, 31(8), 604-616.
Cathy H. C. Hsu, Les Killion, Graham Brown, Michael Gross, & Huang, S. (2008). Tourism Marketing: An Asia-Pacific Perspective. australia: John Wiley.
Chang, T. Z., & Chen, S. J. (1998). Market orientation, service quality and business profitability: a conceptual model and empirical evidence. Journal of Services Marketing, 12(4), 246-264. doi: doi:10.1108/08876049810226937
Chen, C.-F., & Tsai, D. (2007). How destination image and evaluative factors affect behavioral intentions? Tourism Management, 28(4), 1115-1122. doi: http://dx.doi.org/10.1016/j.tourman.2006.07.007
Cheng, J.-H., Chen, F.-Y., & Chang, Y.-H. (2008). Airline relationship quality: An examination of Taiwanese passengers. Tourism Management, 29(3), 487-499. doi: http://dx.doi.org/10.1016/j.tourman.2007.05.015
Chi, C. G.-Q., & Qu, H. (2008). Examining the structural relationships of destination image, tourist satisfaction and destination loyalty: An integrated approach. Tourism Management, 29(4), 624-636. doi: http://dx.doi.org/10.1016/j.tourman.2007.06.007
Chi, G. (2005). a STUDY OF DEVELOPING DESTINATION LOYALTY MODEL. (PHD), Oklahoma state university.
Cronin Jr, J. J., Brady, M. K., & Hult, G. T. M. (2000). Assessing the effects of quality, value, and customer satisfaction on consumer behavioral intentions in service environments. Journal of Retailing, 76(2), 193-218. doi: http://dx.doi.org/10.1016/S0022-4359(00)00028-2
Dashtaki, M. (1388). پیشگفتار چین در آیینه فرهنگ.مجموعه مقالات (Vol. 1, pp. 349): Alhoda.
del Bosque, I. R. g., Martı´n, H. c. S., Collado, J. s., & de los Salmones, M. a. d. M. G. a. (2008). A framework for tourist expectations. INTERNATIONAL JOURNAL OF CULTURE, TOURISM AND HOSPITALITY RESEARCH, 3(2), 139-147. doi: 10.1108/17506180910962140
Feyz, D., Taherian, h., & Zareie, A. (1390). کیفیت خدمات و رضایت مشتریان در صنعت هتلداری. کاوش های مدیرت بازرگانی, ۶, ۱۲۳-۱۴۹٫
Fornell, C. (1992). A national customer satisfaction barometer: The Swedish experience. Journal of Marketing. ۵۶(۱)(۱-۲۱). doi: http://dx.doi.org/10.2307/1252129
Fuchs, M., & Weiermair, K. (2003). New perspectives of satisfaction research in tourism destinations. Tourism Review, 58(3), 6-14. doi: doi:10.1108/eb058411
Ghayour, S. M., Rajaee, Z., & Ehteshami, M. (1391). مدل های سنجش کیفیت خدمات. مشهد: مرندیز.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 184
  • 185
  • 186
  • ...
  • 187
  • ...
  • 188
  • 189
  • 190
  • ...
  • 191
  • ...
  • 192
  • 193
  • 194
  • ...
  • 732
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

 جذابیت بدون تغییر شخصیت
 بهینه‌سازی تجربه کاربری
 علائم غفلت در رابطه
 آموزش ابزار لئوناردو
 ابراز احساسات سالم
 درآمد از پست‌های شبکه‌های اجتماعی
 شغل‌های پردرآمد اینترنتی
 مراقبت از پنجه‌های سگ
 تدریس آنلاین طراحی داخلی
 درآمد از نظرسنجی آنلاین
 فروش تم‌های وردپرس
 فرصت‌های درآمد آنلاین
 درآمد کانال‌های تلگرام
 تحقیق کلمات کلیدی
 عفونت گوش گربه
 مشکلات گوارشی گربه
 چالش‌های رابطه عاطفی
 درآمد از کارگاه‌های آنلاین
 طوطی‌های سخنگو
 انتخاب اسم خرگوش
 پست مهمان موفق
 حسادت در رابطه
 درمان اسهال سگ
 فروشگاه آنلاین محصولات خاص
 شیر برای گربه
 اپلیکیشن‌های پولساز
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • مقاله-پروژه و پایان نامه | قسمت 21 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • منابع علمی پایان نامه : دانلود مطالب پژوهشی درباره بهینه سازی اجرا و پاسخ برنامه های ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقاله-پروژه و پایان نامه | بند سوم : اصول مربوط به دادسرا ی مقام تعقیب کننده – 2
  • مقالات و پایان نامه های دانشگاهی – گوناگونی فرهنگی : – 10
  • سایت دانلود پایان نامه: منابع کارشناسی ارشد در مورد تاثیر رفتار شهروندی سازمانی بر کیفیت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع پایان نامه در مورد طراحی خلبان خودکار با استفاده ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود تحقیق-پروژه و پایان نامه – ۲-۴ شا خص های توصیفی متغیرها – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • مقطع کارشناسی ارشد : نگارش پایان نامه درباره ارزیابی کیفیت خدمات ادراک شده از … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مطالب در مورد بررسی تاثیر طرح های نوآورانه بر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود فایل ها در مورد امکان سنجی بکارگیری مربی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان