سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود فایل پایان نامه : تحقیقات انجام شده در مورد بررسی رابطه شیوه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

شیوه های فرزندپروری کودک در گذر زمان دگرگون شده است.درجامعه گذشته که دارای قواعد خشک ومستبدانه بود.یعنی همان جامعه ای که والدین امروز درآن پرورش یافته اند.روابط مردم درقالب مافوق وزیر دست برقراربود.پدرخانه قدرت برتربه حساب می آمد ومادرمطیع او وفرزندان مطیع هردو بودند.جامعه خوب وسازمان یافته بودو هرکسی به نقش خوددر جامعه واقف بود.اگرجامعه همان ساختاررا حفظ می کرد بسیاری از مشکلات عمده امروزی به وجود نیامده بود.اما جامعه ایستا نسیت وتغییرات وسیع آن منجربه طرح سئوالاتی اساسی درزمینه یابی ساختار جامعه شده است(سرکاری فر،۱۳۹۱).
درقرن بیستم توصیه هایی درباره اهمیت محیط درون خانواده برای اجتماعی شدن کودک به عنوان بخشی از نظریه های روان شناختی مطرح شد.تقریبا از دهه(۱۹۲۰تا۱۹۶۰)،نظریه های یادگیری رفتارگرا حاکم بود.ازنظر آنها کودکان به منزله لوح سفیدی هستند وقدرت والدین برای آموزش آنها بصورت خوب یا به عنوان عامل اصلی قلمداد می شود.نظریه روان کاوان بر اهمیت تجربه های اولیه خانوادگی درتبیین پیامد اضطراب های درونی سازوکار های دفاعی واجتماعی شدن ارزش ها تأکیددارد.اززمانی که انقلاب شناختی به وجودآمد ونظریه یادگیری به عنوان نظریه اجتماعی-شناختی بازنگری شد،به نقش فعال کودکان به عنوان عامل مهم اجتماعی شدن خودشان تأکید فزاینده ای شدودرحال حاظر به صورت روزافزونی بر نقش ادراک های متقابل والد وکودک درزمینه خواسته ها وتصمیمات یکدیگر به عنوان تعیین کننده هاتأکیدمی شود. اما هیچ یک ازاین تغییرات نظری به صورت عمده این فرض اساسی راکه والدین بررشدویژگی های کودکان که سرپرستی آنهارادارند،تأثیرنیرومندی داشته اند رارد نکرده اند(مکوبی[۶۷] ومارتین[۶۸]،۱۹۸۳).

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

سبک فرزندپروری به عنوان مجموعه ای از نگرش ها نسبت به کودک درنظر گرفته می شودکه منجربه ایجاد جوهیجانی می شود که رفتارهای والدین درآن جو بروز می نماید.این رفتارها دربرگیرنده رفتارهای مشخص از رفتارهایی که درجهت هدف والدین است،که از طریق آن رفتارها ی والدین به وظایف والدینی شان عمل می کنند(اشاره به تمرین های فرزندپروری)وهم رفتارهای غیر مرتبط باهدف والدینی مانند ژست ها، تغییردرتن صدایا بیان هیجان های غیر ارادی می باشد(دارلینگ[۶۹]،استنبرگ[۷۰]،۱۹۹۳).
این تعریف سبک های فرزندپروری با مقداری ازتحقیقات اولیه ای که در دهه های سوم وچهارم قرن بیستم درمورد اجتماعی کردن صورت گرفته،هم خوان بود.هرخانواده شیوه های خاصی رادرتربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش به کارمی گیرد.این شیوه ها که سبک فرزندپروری نامیده می شود،متأثراز جمله عوامل فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی وغیره می باشد.درزمینه سبک های فرزندپروری نظریات متعددی ارائه کرده اند.سایموندز(۱۹۹۳)،این ابعادرا پذیرش/ طرد ومسلط/ مطیع دانسته است وشفر(۱۹۵۹)،عشق /خصومت واختیار/ کنترل رااز ابعاد سبک های فرزندپروری دانسته اند(سرکاری فر،۱۳۹۱).
نظریه اریکسون: بنا بر نظریه تحول روانی اریکسون شکل گیری شخصیت برطبق مراحل هشت گانه وبراساس رشد بدنی که تعیین کننده کشش فردنسبت به جهان خارجی وهشیارشدن وی نسبت به آن است، تحقق می پذیرد.درمرحله اول رشد روانی –اجتماعی اعتماد دربرابر عدم اعتماد قراردارد که از تولد تا۱۸ماهگی است و هدف اصلی فرزندپروری پاسخ گویی به نیازهای فرزندمی باشد.درمرحله دوم خودمختاری در برابر شرم وتردید نامیده می شودو از ۱۸ماهگی تا ۳سالگی رادربر می گیریدو هدف این مرحله کنترل رفتار فرزندان است.برای کودکان ۳تا۵سال که در مرحله ابتکار دربرابراحساس گناه به سر می برند هدف عمده فرزندپروری والدین بایدپرورش خودمختاری کودک باشد.درمرحله چهارم که اریکسون آن را کارایی دربرابر احساس حقارت می نامد وسنین ۵تا۱۱سالگی راشامل می شود،هدف اصلی فرزندپروری ،ترقی دادن وپیشرفت کودک است.درسنین نوجوانی ومرحله احساس هویت دربرابرپراکندگی نقش وهدف اصلی والدین تشویق به استقلال وحمایت عاطفی است(سرکاری فر،۱۳۹۱).
در اوایل دهه ۱۹۶۰ دایانا بامریند پژوهشی رابا استفاده ازمشاهده طبیعی،مصاحبه باوالدین و سایر شیوه های پژوهش بر بیش از ۱۰۰ کودک سن مدرسه اجرا کرد. یافته ها سه ویژگی را آشکار ساخت: پذیرش و روابط نزدیک ،کنترل واستقلال دادن. بامریند سه سبک مستبد،آسان گیر ومقتدر را از سبک های اساسی فرزندپروری تعریف کرد. این سه سبک در دو مشخصه با هم متفاوتند:میزان توجه یا گرمی که کودک به دست می آورد و میزانی که رفتار وفعالیت های کودک کنترل می شود(دووپری وهمکاران،۲۰۰۶).
بامریندمعتقد بودکه سبک فرزندپروری مقتدرانه با داشتن سطوح بالایی از حمایت عاطفی،روابط نزدیک ودادن خودمختاری مناسب با شایستگی کودک در مدرسه مرتبط است(استریچ ۱وبرندت،۱۹۹۹).یک تفاوت کلیدی بین والدین مستبد ومقتدر دربعد کنترل روانشناختی است وآن اینکه هر دو دسته از فرزندانشان انتظاردارند که به طورمناسبی رفتارکنند واز قوانین والدین اطاعت نمایند درحالی که والدین مقتدر به تعاملات کلامی با فرزندانشان علاقه مندهستند ودرمورد انتظاراتشان توضیحات بیشتری را به کارمی برند(برک ،۱۳۸۴).
سبک های فرزندپروری ازدیدگاه بامریند:

    1. سبک مستبد:این والدین برکنترل کودک وفرمانبرداری او تدکید دارند.آنها خودمختاری کودک را محدود می کنند ورفتارمناسب رابرای آنها تعیین می کنند.این والدین از اصول اجباری طرفداری می کنند ومعمولا خواستار تبعیت بدون پرسش از دستوراتشان هستند.آنها به ندرت از عباراتی که حاکی از رضایت باشد استفاده می کنند(دووپری وهمکاران،۲۰۰۶).
    1. سبک آسان گیر:این والدین ازاعمال هر نوع سخت گیری وکنترل اجتناب می کنند.والدین سهل گیر به فرزندان اجازه می دهند برای خود تصمیم های بسیاری بگیرند(درسنی که آنها ظرفیت چنین کاری را ندارند).بامریند دریافت که فرزندان والدین آسان گیر بسیار خام هستند.آنها درکنترل تکانه های خود مشکل دارند وهنگامی که از آنهاخواسته می شودکاری را انجام دهند که با علایق زودگذر آنان مخالف است ،نافرمانی وسرکشی می کنند.این کودکان بسیارپرتوقع هستند(سرکاری فر،۱۳۹۱).
    1. سبک مقتدر:سبک فرزند پروری مستبد وآسان گیر دردوسوی یک پیوستارقراردارند.درمقابل سبک مقتدر در جایی بین آن دو قرار دارد.والدین که این سبک را به کار می برند توجه خوبی به فرزند خود نشان می دهندومیزان کنترل والدینی متوسطی را به کار می برند که به کودکان اجازه می دهند به طور فزاینده ای خودمختارشوند(ریت من وهمکاران،۲۰۰۲).

سبک های فرزندپروری از دیگاه آدلر:
۱-سبک آزادمنش وامیدبخش:والدین دراین سبک منحصر به فردبودن کودک راقبول دارند.احساس عمیق احترام ومساوات رابه اوعرضه می کنند.کودک را تشویق می کنند که خطای خودرا تصحیح کرده و توانایی های خود را گسترش دهد.
۲-سبک آسان گیر:والدین،هدایا و مزایا وامتیازات زیادی رابرسر کودک می ریزندولی توجهی به نیاز های اصلی او ندارند.کودک در چنین محیطی کسل وبی تفاوت است وابتکار وخودانگیختگی خود راازدست می دهد.
۳-سبک بسیار مطیع:والدین تسلیم آرزو ها،خواسته ها وامیال کودک می شوندونمی توانند به کودک نه بگویند.کودک درچنین محیطی به راحتی حقوق دیگران را نادیده می گیرد وهیچ محدودیتی را نمی شناسد.
۴-سبک بسیارجدی:والدین دائما بررفتارکودک نظارت دارند ودائمادر حال دستوردادن هستند.بسیارسخت گیربوده وتمایل دارند کودک را تعلیم دهند.دراین حالت احتمال وجوددارد که کودک منفعلانه از دستورات اطاعت کند ویا لجاجت کند ویا منفعلانه مقاومت کند که نشانه های آن تنبلی،خیال بافی کردن و فراموش کاری است که منجر به نافرمانی می شود.
۵-سبک کمال گرا-والدین هنجارهای بسیاربالایی دارند وتنهادرصورتی کودک راقبول دارندکه عملکردش مطابق استانداردهای آنها باشد.کودک بیش از حد تلاش می کند ولی نمی تواندهنجارهارابرآورده کنددرنتیجه احساس بی ارزشی می کند.
۶-سبک بسیارمسئول:به دلایل مختلف ازقبیل شرایط اقتصادی ،فوت یا بیماری همسر،یکی ازوالدین ممکن است مسئولیت های سنگین رابر عهده کودک بگذارد.
۷-سبک بی توجه: والدین اغلب مشغله فراوان دارندیا نیستندوهیچ کس محدودیتی برای کودکان قرار نمی دهد.دوری از خانه و نبودن والدین باعث می شودوالدین نتوانند با کودک روابط صمیمی برقرار کنند.
۸-سبک طرد کننده:هرنوع پذیرش راطرد کرده وبا کودک به عنوان یک فرد مزاحم رفتارمی کنند.این رفتار می تواند از ازدواج های اجباری یا داشتن کودک ناقص ناشی شود.دراینجا کودک احساس بی ارزشی می کند.
۹-سبک تنبیهی:اغلب با فشارزیاد وکمال گرایی همراه است.تنبیه بدنی اغلب برای برقراری نظم به کار می رود وممکن است والدین عصابیت خودرا برسر کودک خالی کنند.افکار نظیرانتقام گیری واحساس گناه دراین کودکان ایجاد می شود.
۱۰-سبک بیمارانگارانه:جو خانه مضطرب وترسناک است کودک به خاطر مسأله ای جزئی ممکن است درخانه بماند وبه مدرسه نرود.
۱۱-سبک از نظر جنسی تحریک کننده:والدین ممکن است درحین حمام کردن کودک رانوازش کنند ویا اینکه کودک رابا خود به رختخواب ببرند.با کودک همانند وسیله شهوانی کوچکی رفتارمی شود وکودک زودتراز موعد با مسائل جنسی روبه رو می شود.کودک باید رازدارباشد واغلب شاکی وپریشان است و احساس گناه می کند(سرکاری فر،۱۳۹۱).
الگووینترباتوم:ناریا وینترباتوم(۱۹۵۳)،پژوهش هایی رابر روی روابط کودکان با مادرانشان انجام داد وی سه بعد ازروابط مادر-کودک را مطرح کرد که عبارتند از:
۱-بعد استقلال آموزی:والدینی که از این روش استفاده می کنند انتظاردارندوتلاش می کنندتا فرزندانی مستقل پرورش دهندکه بتوانند کارهای شخصی شان (همچون دوست یابی وامور مدرسه)رابدون نیازبه کمک دیگران انجام دهند.
۲-بعدتسلط آموزی:مادرانی که این سبک را انتخاب وبه کارمی برندانتظار دارند که فرزندانشان فعالیت هایی همچون ورزش،سرگرم کردن خود وانجام کارهای مشکل را بیاموزندوانجام دهند.بنابراین تلاش می کنندتا کودکان خودرا دریادگیری این امورترغیب کنند.
۳-بعدمراقبت آموزی:مادرانی که این سبک را به کار می برند بریادگیری مهارت های مربوط به امورشخصی درمنزل مانندغذا خوردن،خوابیدن و… کودکانشان تأکید دارند(سرکاری فر،۱۳۹۱).
در زمینه سبک های فرزندپروری نظریات متعددی دیگری نیزارائه شده است که ما در اینجا به چند نظریه دیگر اشاره خواهیم کرد.
الگوی شفر
شفر با مطرح کردن ابعاد گرمی/ سردی و آزادی/ کنترل، یک الگوی فرضی در مورد روابط والدین- کودک ارائه داد و آن را به چهار دسته تقسیم می کند:
۱- والدین با محبت و آزاد گذارنده
این والدین کسانی هستند که معمولاً به عنوان والدین نمونه شناخته می شوند. کودکان آنها دارای استقلال بوده و رفتار اجتماعی مناسبی دارند. محبت و گرمی توام با آزادی موجب می شود به علت داشتن فضای مناسب برای برون ریزی هیجانی و عدم وجود پاسخهای نامناسب از سوی والدین، حالت های پرخاشگری در کودکان چنین خانواده هایی دیده نشود.
۲- والدین با محبت و محدود کننده
گاهی محبت والدین محدودیت هایی را به دنبال دارد. این والدین فرصت کسب تجربه و یادگیری را از کودکان سلب می کنند. آنها با محبت افراطی، آزادی لازم را از کودکان خود سلب می کنند.
۳- والدین متخاصم و محدود کننده
رفتارهای خصومت آمیز این نوع والدین که بیشتر بر اصل تنبیه استوار است به همراه سخت گیری و محدودیت شدیدی که نسبت به فرزندانشان اعمال می کنند، موجب ایجاد احساس خصومت شدید در فرزندان آنها می شود. از سویی عدم اجازه به کودک در ظاهر ساختن این احساس موجب عصبانیت در کودک می شود.
۴- والدین متخاصم و آزادگذارنده
تفاوت این کودکان با گروه قبلی در این است که همراه شدن عامل خصومت با عامل آزادی موجب ایجاد رفتارهای پرخاشگرانه به شدیدترین حالت در این کودکان می گردد. نتایج برخی مطالعات نشان داده است که والدین کودکان بزهکار این الگو را از خود نشان می دهند(سرکاری فر،۱۳۹۱).
الگوی زیگلمن:
زیگلمن[۷۱](۱۹۹۱) روش های ارتباطی والدین و فرزندان را به چهار قسمت کلی تقسیم کرده است:
۱ -والدین مقتدر -۲ والدین مستبد
۳ -والدین سهل گیر ۴-والدین مسامحه گر یا بی اعتنا
که در زیر ویژگی های هر یک از آنها را مورد بحث قرار می دهیم.

نظر دهید »
سایت دانلود پایان نامه: دانلود فایل های پایان نامه با موضوع بررسی رابطه هوش … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

هوش و عواطف به عنوان حوزه های جداگانه و محدود

مطالعه هوش : طی این دوره قلمرو روان آزمایی هوش توسعه یافته و فن آوری پیچیده و پیشرفته آزمون های هوش به وجود آمد.
مطالعه عواطف: در حوزه عواطف مباحث پیرامون مسائل تخم مرغ و مرغ بود که کدام ابتدا به وجود آمده است، اول واکنش های فیزیولوژیکی به وجود می آیند بعد هیجان یا بالعکس.
در حیطه های دیگر داروین روی موضوع وراثت و تکامل و پاسخ های هیجانی بحث می کرد، اما طی این دوره اغلب عاطفه به عنوان موضوعی که تحت تأثیر عوامل فرهنگی قرار می گیرد، مورد توجه بود.
مطالعه های مربوط به هوش اجتماعی: در همان زمان که ارزیابی هوش مطرح شد و فعالیت های علمی در مورد هوش کلامی و استدلالی در جریان بود، تعدادی از روانشناسان جهت شناسایی هوش اجتماعی تلاش می کردند، اما در کل می توان گفت تلاش ها در این مسیر تا حد زیادی دلسرد کننده و مفاهیم هوش محدود به شناخت بود.

۱۹۸۹-۱۹۷۰
مطالعات اولیه پیرامون هوش عاطفی

مطالعه های اولیه در مورد هوش عاطفی طی این دو دهه صورت پذیرفت. در این دوره حوزه های شناخت و عاطفه مورد بررسی قرار گرفتند تا مشخص شود که عواطف و شناخت چگونه روی یکدیگر تأثیر متقابل دارند. اعتقاد بر این بود که افراد افسرده نسبت به سایرین ممکن است واقع بین تر و دقیق تر باشند و نوسان های خلقی ممکن است، خلاقیت را افزایش دهند همچنین در این دوره، حوزه ارتباطات غیر کلامی توسعه یافت و مقیاس هایی برای دریافت اطلاعات غیر کلامی(که گاهی عاطفی هستند) از چهره و قیافه افراد، اختصاص یافت. در حوزه هوش مصنوعی بررسی ها و آزمایش ها، در مورد این موضوع بود که رایانه ها چگونه می توانند حالت های عاطفی را درک نمایند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

نظریه گاردنر در مورد هوش چند گانه، از هوش درون فردی نام می برد که به توانایی دریافت و نماد پردازی عواطف اشاره داشت. کار آزمایش در مورد هوش اجتماعی به درک این موضوع منجر شد که، هوش اجتماعی شامل مهارت های اجتماعی، مهارت همدلی، نگرش های جامعه پسند، اضطراب اجتماعی و عاطفی بودن می باشد .
مطالعه روی مغز برای تفکیک ارتباطات بین عاطفه و شناخت آغاز شد و گاه و بی گاه از اصطلاح هوش عاطفی استفاده می شد.

۱۹۹۳-۱۹۹۰
ظهور هوش عاطفی

در این دوره ی ۴ ساله که از ابتدای ۱۹۹۰ شروع می شد، مایر و سالووی چند مقاله در زمینه هوش عاطفی منتشر کردند. مقاله ها زمینه مناسب برای مطرح شدن مفهوم
هوش عاطفی فراهم نمودند. در همین زمان نتیجه مطالعه شامل معرفی اولین مقیاس ارزیابی توانایی هوش عاطفی بود با همین نام منتشر شد.همچنین در این دوره نیز بناها و مفاهیم بنیادی هوش عاطفی، به ویژه در علوم عصبی توسعه پیدا کرد.

۱۹۹۷-۱۹۹۴
گسترش
مفهوم هوش عاطفی

با انتشار کتاب هوش عاطفی توسط گلومن (روزنامه نگار) آثار و نوشته های علمی در این حوزه گسترش پیدا کرد . این کتاب پر فروش ترین در سطح دنیا، در تیتراژ بالا انتشار یافت. مجله تایمز برای نامیدن مفهوم هوش عاطفی از EQ استفاده کرد. تعدادی از مقیاس ها ی شخصیت تحت عنوان هوش عاطفی منتشر شدند.

۲-۷-۱- تعریف هیجان
هیجان حالت عاطفی هوشیاری یا خودآگاهی است که در آن مفاهیمی چون شادی، غم، ترس، نفرت یا علاقه تجربه می شود ( آقایار و شریفی، ۱۳۸۶). بر خلاف هوش منطقی که بیشترتحت تأثیر عوامل وراثتی است و در طول زندگی فرد ثابت می ماند، هوش هیجانی بیشتر تحت تأثیر شرایط محیطی است (مایر و سالووی۱،۱۹۹۰).
۲-۷-۲- تعریف هوش هیجانی دانیل گولمن
۱- هوش عاطفی مهارتی است که دارنده آن می تواند از طریق خودآگاهی، روحیات خود را کنترل کند، از طریق خود مدیریتی آن را بهبود بخشد، از طریق همدلی، تأثیر آنها را درک کند و از طریق مدیریت روابط، به شیوه ای رفتار کند که روحیه خود و دیگران را بالا ببرد( دوستار، ۱۳۸۲).
۲- « بار- آن» : هوش عاطفی توانایی های یک شخص در مواجهه با چالش های محیطی است و موفقیت های فرد را در زندگی پیش بینی می کند (وثوقی کیا، ۱۳۸۳).
۳- جان مایر و پیتر سالووی : هوش عاطفی توانایی ارزیابی، بیان تنظیم عاطفه خود و دیگران و استفاده کارآمد از آن است (دوستار، ۱۳۸۲).
بنابراین هوش عاطفی را می توان به کار گیری قابلیت های عاطفی خود و دیگران، در رفتار فردی و گروهی برای کسب حداکثر نتایج تعریف کرد.
۲-۷-۳- ابعاد هوش هیجانی
«مایر»، «سالووی» و «دیوید کارسو»، «دانیل گولمن» و «بار-آن» به تحقیق در مورد هوش عاطفی پرداخته و ابعاد هوش هیجانی را به صورت متفاوتی معرفی کرده اند :
«مایر»، «سالووی» و همکار جدید آنها «دیوید کارسو»، هوش عاطفی(هیجانی) را به چهار عامل تقسیم می کنند:
۱- برداشت و اظهار هیجانی: بازشناسی و وارد کردن اطلاعات کلامی و غیر کلامی از سیستم هیجانی.
۲- تسهیل تفکر بوسیله هیجان (استفاده از هوش هیجانی) : به کار گیری هیجان ها به عنوان قسمتی از جریان شناختی مانند خلاقیت و حل مسئله.
۳- فهم یا درک هیجانی: پردازش شناختی هیجان که شامل بصیرت و معلومات بدست آمده در مورد احساسات فرد یا احساسات دیگران است.
۴- مدیریت یا تنظیم هیجانی : مدیریت هیجان درخود و افراد دیگر از نظر آنان مهمترین جزء تشکیل دهنده هوش هیجانی عبارت است از:
توانایی ارزیابی و بیان صحیح هیجان ها، توانایی تشخیص هیجان ها در خود و توانایی اظهار و بیان احساسات خود (اکبرزاده، ۱۳۸۳).
هنر ارتباط با مردم به مقدار زیاد، مهارت کنترل و اداره احساس های دیگران است این مهارت نوعی توانایی است که محبوبیت، قوه رهبری و نفوذ شخص را تقویت می کند. رهبران دارای سطوح بالای توانایی های هیجانی می باشند. اغلب با روحیه هستند. افراد ماهر از نظر اجتماعی به حوزه وسیعی از آشنایی ها و مهارت ها برای ایجاد رابطه تمایل دارند. این افراد در مدیریت گروه ها ماهر هستند. مهارت های اجتماعی می تواند به عنوان کلیه قابلیت های رهبری در اکثر سازمان ها در نظر گرفته شود، زیرا وظیفه رهبر انجام کار از طریق دیگر افراد است. در این راستا رهبران به مدیریت مؤثر روابط نیاز دارند و مهارت های اجتماعی آن را ممکن می سازد. این ابعاد در جدول شماره ۲-۶ نشان داده می شود.
۱- Mayer & Salovey
جدول شماره ۲-۶ : ابعاد هوش هیجانی از نظر دانیل گولمن(اینترنت)

فرد چه عاملی را می بیند

فرد چه کاری را انجام می دهد

در مورد خود

خودآگاهی

خود مدیریتی

در مورد دیگران

نظر دهید »
دانلود پایان نامه با فرمت word : منابع کارشناسی ارشد در مورد : بررسی جایگاه حیات … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

وجود غایت و هدف در جهان هستی، موردقبول همه‌ی متکلمان و فلاسفه‌ی الهی است؛ آنان این اصل را که هستی دارای هدف و غایتی مشخص است، پذیرفته‌اند و نظم حاکم بر طبیعت را دلیل بر وجود ناظمی قادر و آگاه می‌دانند. هدف‌داری هستی بدین معناست که هستی، دارای وظیفه‌ای مشخص و مسیری از پیش تعیین‌شده است که از جانب خداوند برای تمام اجزای آن معین گردیده است؛ یعنی هستی در ذات خود دارای غایت است و چنان آفریده‌شده که ذاتاً وظایفش را انجام می‌دهد و به‌سوی غایت خود حرکت می‌کند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در قرآن آیاتی وجود داردکه به‌طور صریح و با تعابیر مختلف بر هدفمندی هستی دلالت دارد:

    1. اعطای کمال وجودی به هر شیء و هدایت آن به‌سوی کمال: ربُنا الذی اعطی کل شیءِ خلقه ثم هدی، (پروردگار ماکسی است که هر چیزی را خَلقی که درخور اوست داده، سپس آن را هدایت فرموده است).
    1. هدایت موجودات به‌سوی آنچه برایشان تقدیر شده است: الذی خلق فسوّی. والّذی قدّر فهدی، (همان‌که آفرید و هماهنگی بخشید و آنکه اندازه‌گیری کرد و راه نمود).
    1. نفی بیهودگی و اینکه خلقت، حق است: و هو الذی خلق السموات و الارض به الحق، (و او کسی است که آسمان‌ها و زمین را به‌حق آفرید).
    1. مهم‌تر از همه، توصیف «صنع الهی» به «حکمت» است که اقتضای این صفت، هدف‌دار بودن هستی است: سَبّح اسمَ رَبّکَ الا علی. اَلّذی خَلَقَ فَسَوّی. وَالَّذی قَدَّرَ فَهَدی؛ (نام پروردگار والای خود را به پاکی به ستای. همان‌که آفرید و هماهنگی بخشید و آنکه اندازه‌گیری کرد و راه نمود.)(پژوهشکده حوزه و دانشگاه،۸:۱۳۸۱)

هدف زندگی انسان ازنظر قرآن
بهره‌گیری از زبان وحی در شناخت هدف زندگی انسان، چشم‌اندازی وسیع‌تر ازآنچه پندار ماست پیش روی ما می‌نهد؛ زیرا شناخت ویژگی‌های انسان، چنانکه باید، تنها در توان خالق یکتاست. قرآن، در آنجا که سخن از هدف آفرینش انسان و سیر حرکت او پیش می‌آید، انسان را موجودی روحانی و معنوی تلقی می‌کند و خط‌مشی زندگی او را نیز با توجه به این مهم ترسیم می کند. تقسیم حیات انسانی به دو دوره‌ی دنیوی و اخروی، بیان این نگرش است که سرانجام، انسان باید در میدانی وسیع‌تر از دنیا به حیات خود ادامه دهد تا خلقت او عبث نباشد. پس چه‌بهتر که درگذر دنیا توجه خود را به بخش ابدی حیات خود یعنی حیات اخروی معطوف نماید. پرورش قوای فکری و برخورداری از تعلیم و تربیت صحیح و نیز بهره‌گیری از نعمت‌های موجود در حیات دنیوی، همه می‌تواند با توجه به حیات ابدی او تنظیم گردد. ازنظر قرآن، انسانی سعادتمند است که خدا را عبادت کند و به او نزدیک شود. البته، عبادت خدا به معنای نفی بهره‌گیری از دنیا نیست، بلکه به این معناست که تمام جلوه‌ها و قوای فکری و استعدادهای نهفته‌ی انسانی باید یک هدف را مدنظر قرار دهند و آن خداست. در اصطلاح قرآن، انسانی کامل است که به قرب الهی دست یابد. پس هدف رندگی از دید قرآن، عبودیت و درنهایت قرب الی الله است.
مفهوم هدف در تعلیم و تربیت
بنابراین، هدف‌های تربیتی دارای سه کارکرد هستند: رهبری فعالیت‌های تربیتی، ایجاد انگیزه در مربی و متر بی به‌منظور تلاش در جهت دستیابی به هدف، ارائه معیاری برای ارزیابی فعالیت‌های تربیتی. ویژگی مشترک تمام اهداف تربیتی آن است که این اهداف نتیجه‌ی یک یا چند فعالیت تربیتی‌اند. (پژوهشکده حوزه و دانشگاه،۱۳۸۱: ۵)
علامه طباطبایی هدف از تعلیم و تربیت را در مبحث ارزش‌شناسی مطرح کرده است. ایشان هدف از حیات آدمی را دست یافتن به کمال می‌داند وبرترین مرتبه کمال را عبودیت خداوند ذکر می‌کند و تجلی چنین کمالی تنها در (حیات طیبه) دیده می‌شود. وی متذکر می‌شود که تنها راه رسیدن انسان‌ها به چنین هدفی آن است که نفس آدمی را به او بشناسانند و بدین ترتیب او را در قلمروهای علم و عمل تربیت کنند. در ناحیه علم حقایق مربوط به او را از مبدأ تا معاد به او تعلیم دهند تا هم حقایق عالم را بشناسند و هم‌نفس خود را که با حقایق و واقعیات جهان مرتبط است، زیرا در این صورت نسبت به نفس خویش از شناختی حقیقی برخوردار می‌شود اما در ناحیه عمل، باید تبعیت از قوانین صالح اجتماعی را از وی انتظار داشته باشند تا شئون زندگی اجتماعی وی صالح گردد و مفاسد زندگی اجتماعی او را از برخورداری از علم و عرفان بازندارد و پس‌ازآن یک سلسله تکالیف عبادی را به وی محول نمایند که در اثر تکرار و مواظبت بر عمل به آن‌ها، نفس و سودای دلش به‌سوی مبدأ و معاد متوجه شود. (درویشی به نقل ازایمانی نائینی،۱۳۷۶: ۱۸۸)
درواقع علامه طباطبایی هدف غایی تعلیم و تربیت را در راستای هدف آفرینش انسان رسیدن انسان به توحید، در مرحله‌ی اعتقاد و عمل می‌داند؛ بنابراین رسالت عمده‌ی تعلیم و تربیت اسلامی تأمین و محقق ساختن هدف آفرینش انسان است و نظام تربیتی باید همه‌ی تلاش و همت خویش را در رساندن انسان به توحید در مرحله‌ی اعتقاد و عمل به کار گیرد و انسان‌هایی را تربیت نماید که توحید در ظاهر و باطنشان رسوخ کرده باشد و تمامی اعمال و رفتارشان بیانگر عبودیت خداوند متعال باشد. (صالحی ویار احمدی،۱۳۸۷: ۳۳)
با توجه به مفهوم ارائه‌شده از هدف، مهم‌ترین ویژگی‌های آن عبارت‌اند از:
۱ ـ داشتن اختیار: ازآنجاکه افعال اختیاری با آگاهی و اراده انجام می‌گیرند نوعی پیش‌بینی و انتخاب در تمام آن‌ها وجود دارد؛ یعنی ماهیت هدف، مستلزم دو جزء آگاهی و اراده است. پس هدف تنها در حوزه‌ی افعال اختیاری‌ای که با علم و اراده صورت می‌پذیرند معنا دارد و بیرون از این قلمرو چون افعال، آگاهانه و مسبوق به اراده نیستند بی‌هدف‌اند.
۲ ـ انگیزش: چون نیل به اهداف، تأمین‌کننده‌ی نیاز روانی و دیگر نیازهای فرد است؛ وی با میل و رغبت به‌سوی هدف حرکت می‌کند. پس یکی از ویژگی‌های مهم هدف، ایجاد انگیزه در فرد است.
۳ ـ انتخاب مسیر: بی‌شک از هر مسیر و یا هر برنامه‌ای نمی‌توان به هدف رسید و برای رسیدن به هدف برنامه‌ریزی و ترسیم مسیر ضرورت دارد؛ بنابراین یکی از کارکردهای هدف، مدیریت، برنامه‌ریزی و تعیین مسیر است. (پژوهشکده حوزه و دانشگاه،۵:۱۳۸۱)
اهمیت تعیین اهداف تعلیم و تربیت
ازجمله مسائل مهم برنامه‌ریزی آموزشی و تربیتی، تعیین اهدافی است که کوشش‌ها و فعالیت‌های آموزشی و پرورشی باید معطوف به آن‌ها باشد. کسانی که به نحوی با تعلیم و تربیت، سروکار دارند باید نسبت به اهداف تربیتی آگاه باشند. اگر از این آگاهی برخوردار باشند، نقطه‌ی شروع فعالیت‌های تربیتی و سمت‌وسوی این حرکت را با بصیرت بر خواهند گزید و اهداف تربیتی، نقطه‌ی شروع و جهت فعالیت را به آن‌ها نشان خواهد داد. (شریعتمداری،۱۳۸۸: ۶)
دکتر شریعتمداری در کتاب «جامعه و تعلیم و تربیت» برخی نقش‌های اهداف تربیتی را برشمرده است:
۱ ـ هدف‌های تربیتی جهت تجربیات، فعالیت‌ها، مطالعات و بحث‌های معلم و شاگرد را تعیین می‌سازند.
۲ ـ هدف‌های تربیتی نقطه‌ای را که کلیه‌ی افراد در فعالیت‌های آموزشی و پرورشی به آن توجه دارند مشخص می‌سازند.
۳ ـ هدف‌های تربیتی کوشش‌های افراد و گروه‌های شاگردان و معلمان را هماهنگ می‌سازد.
۴ ـ هدف‌های تربیتی معلمان و شاگردان را برای شرکت در فعالیت‌های متنوع تربیتی تحریک می‌کنند.
۵ ـ هدف‌های تربیتی اساس ارزش سنجی پیشرفت بر شاگردان و افراد را تشکیل می‌دهند. (شریعتمداری،۱۳۸۸)
پیش‌بینی و تعیین اهداف تعلیم و تربیت، نتایج و آثار مهمی در بردارد که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
۱ ـ وقتی اهداف تعلیم و تربیت معلوم باشد، مربیان می‌توانند روش‌ها و ابزار مناسب برای غلبه بر موانع تربیت را شناسایی و فراهم کنند.
۲ ـ اگر اهداف، پیش‌بینی‌شده باشد و متصدیان امور تعلیم و تربیت از آن‌ها آگاه باشند، میان فعالیت‌های آن‌ها هماهنگی وجود خواهد داشت نه آنکه برای مثال میان برنامه ریزان آموزشی و مؤلفان کتب درسی از یک‌سو، مدیران و معلمان و مربیان مراکز آموزشی از سوی دیگر وحدت رویه و هماهنگی وجود نداشته باشد؛ چنان‌که در بعضی از نظام‌های آموزشی و به‌ خصوص در بعضی مقاطع، این ناهماهنگی کاملاً مشهود است. برنامه ریزان و مؤلفان، برنامه‌هایی به تصویب می‌رسانند و کتاب‌هایی تألیف می‌کنند که در عرصه‌ی عمل و اجرا کم‌تر کارایی دارند.
۳ ـ وقتی اهداف، به‌صورت شفاف و گویا برای متصدیان مشخص باشد، انگیزه و علاقه و تحرک بیشتری برای دستیابی به هدف‌دارند. نامعلوم بودن هدف، موجب سردرگمی و بی‌رغبتی به کار و کندی فعالیت آموزشی می‌شود.
۴ ـ اگر اهداف، به‌طور برجسته معلوم و مشخص باشد، ارزیابی میزان پیشرفت متر بی، آسان‌تر خواهد بود؛ زیرا وقتی هدف معلوم باشد میزان موفقیت با آن سنجیده خواهد شد و از همین طریق می‌توان کاستی‌های یک نظام آموزشی یا توفیق آن را موردبازنگری قرارداد. (روحانی نژاد،۱۳۸۹: ۲۵ ـ ۲۴)
بعضی از متخصصان، توجه به هدف را که مستلزم مشخص بودن آن است در تعریف تعلیم و تربیت گنجانده و گفته‌اند: «تعلیم و تربیت فعل و انفعالی است میان دو قطب سیال که مسبوق به اصلی و متوجه به هدفی و مستلزم طرح نقشه‌ای باشد».
واقعیت این است که تعلیم و تربیت، کاری بسیار پیچیده و به تعبیر بعضی ناشناخته و بسیار دقیق و دشوار است. لازمه‌ی این کار، هماهنگی میان همه‌ی فعالیت‌ها و اقدام‌های تربیتی است. این هماهنگی درگرو وحدت هدف و مشخص بودن غایت تربیت است.
هم باید اهداف متوسط، مشخص باشد و هم هدف عالی و نهایی؛ زیرا معین بودن هدف غایی و اهداف واسطه‌ای، وسیله‌ی مناسبی برای ایجاد هماهنگی و شرط لازم امکان ارزشیابی نتایج فعالیت‌ها است. البته آگاهی از نیازهای واقعی متر بی و موقعیت او و نیز آشنایی با اصول و مبانی تعلیم و تربیت ضروری است و بدون آن، وصول به هدف عالی و غایی ممکن نیست. (شکوهی،۱۳۷۸: ۳۴).
تطبیق اهداف تعلیم و تربیت باهدف زندگی
هدف زندگی هماهنگ ساختن رفتار و عملکرد انسان با ساختار وجودی اوست. این ساختار دربردارنده‌ی عوامل فطری است. عدم رعایت قالب‌های فطری انسان به‌منزله‌ی انحراف از مسیر فطری زندگی اوست. انسان با اتخاذ تدابیر لازم در نظام تعلیم و تربیت و با توجه به تغییرات زمانی و مکانی و دیگر مقتضیات زندگی روزمره، تلاش می‌کند در این مسیر فطری حرکت کند و برای نیل به هدف زندگی، برنامه‌های تربیتی خود را با آن هماهنگ سازد. پس می‌توان گفت بین هدف زندگی و اهداف تعلیم و تربیت در نظام آموزشی، نوعی رابطه‌ی مستحکم برقرار است. به این معنا که هدف غایی در تعلیم و تربیت، همان هدف زندگی است که انحراف از آن باعث می‌شود فرد به مقتضیات فردی خود نرسد و از تعلیم و تربیت صحیح نیز بی‌بهره بماند. (پژوهشکده حوزه و دانشگاه،۸:۱۳۸۱)
طبقه‌بندی اهداف تربیتی از دیدگاه اسلام
معیار و ملاک طبقه‌بندی اهداف تربیتی در اسلام، ناظر بر خود انسان است. وقتی از دیدگاه اسلام به انسان می‌نگریم، دارای پیش‌فرض‌هایی اساسی هستیم که تعیین‌کننده‌ی نوع نگرش ما به انسان است؛ مانند اینکه انسان و جهان، آفریده‌ی خداوند است و او خلیفه‌ی خدا بر زمین بوده، از هدایت ذاتی و تکوینی (فطرت) برخوردار است؛ بنابراین اگر بخواهیم اهداف مندرج در متون دینی را طبقه‌بندی کنیم، باید ملاک این طبقه‌بندی را نیز از خود دین اخذ کنیم. نمی‌توان خارج از دیدگاه دین درباره‌ی انسان، ملاک و معیاری برگزید و با توجه به آن، درصدد طبقه‌بندی اهداف دینی برای نیل به خواسته‌ی خود برآمد. درواقع، نباید خواسته‌ی خود را بر دین تحمیل کرده، برای مشروعیت دادن به آن به گزاره‌های دینی (آیات و روایات) تمسک نمود. به‌بیان‌دیگر، همان ملاکی که از متن دین استخراج‌شده است باید محور طبقه‌بندی قرار گیرد. ازاین‌رو حتی در این امر نیز باید از دین کمک گرفت و به آن تمسک جست. بینشی که از طریق وحی می‌تواند برای حرکت تربیتی زندگی انسان ملاک و معیار قرار گیرد، بی‌شک، همیشگی بوده، ناظر بر تمام جنبه‌های وجودی و نیازها و استعدادهای اوست و انسان را از یک‌جهت و جنبه‌ی خاص و یا در یک مقطع مشخص مورد ارزیابی قرار نمی‌دهد. دین وقتی به انسان نظر می‌کند او را به‌عنوان یک «شهروند» و هم‌وطن و به‌عنوان یک فرد یا یک فرد در اجتماع و دیگر عناوینی که ناظر بر یک‌جهت زندگی یا یک جنبه‌ی وجودی است در نظر نمی‌گیرد؛ بلکه او را به‌عنوان «انسان» در نظر گرفته، خواستار تبلور شخصیت حقیقی اوست. اسلام، انسان را جانشین خدا در زمین می‌داند و درصدد ارائه‌ نظامی است که با در نظر گرفتن تمام جوانب وجودی او (عقل، روان، جسم، ابعاد فردی، اجتماعی، الهی و غیره) انسانی صالح و شایسته تربیت کند. معیار و ملاکی که اسلام در چهارچوب نگرش خود به انسان ارائه می‌دهد، حاکی از توجه به ساختار وجودی اوست. ساختاری که عامل فطرت در آن نقش اساسی ایفا می‌کند. برای اینکه بتوان به یک طبقه‌بندی واقع‌بینانه در چهارچوب نظام اسلامی دست‌یافت باید نظر اسلام را راجع به ساختار وجودی انسان لحاظ کرد و با توجه به این مبانی انسان‌شناختی (مانند فطرت) اهداف تربیتی را طبقه‌بندی نمود. با توجه به این معیار می‌توان اهداف تربیتی را در نظام اسلامی به سه‌طبقه‌ی کلی اهداف غایی (نهایی)، اهداف واسطه‌ای و اهداف جزئی تقسیم کرد. (پژوهشکده حوزه و دانشگاه،۲۹:۱۳۸۱)
هدف غایی ازنظر اسلام
هدف غایی که حقیقتی بی‌نهایت و جامع تمام ارزش‌هاست از دید اسلام، همانا خداوند تعالی است. اوست که بی‌نهایت و کامل است و می‌تواند محور تمام افعال انسان قرار گیرد. منظور از محوریت خداوند و هدف بودن او، همان حضور او در متن زندگی است. اساساً نقش هدف نهایی در مسیر زندگی، چیزی جز استمرار حضور و احساس خدا نیست. این هدف، حقیقتی است که تمام کمالات به او برمی‌گردد. نزدیکی به خدا، علم به خدا، ایمان به خدا و غیره همه ناظر بر یک حقیقت است و آن خداست.
ازاین‌رو، شایسته است خودِ «خدا» که حقیقت ازلی است محور قرار گیرد، نه اموری که به نحوی ما را به او پیوند می‌دهند. در قرآن این ارتباط با عبارات و مفاهیم متفاوتی یادشده است مانند نزدیکی به خدا، وصول به خدا، عبودیت، طهارت و حیات طیبه و ایمان به خدا. همه‌ی این مفاهیم، بیان کیفیت ارتباط فرد باخدا هستند و درعین‌حال که دربرگیرنده‌ی هدفی خاص‌اند نقش واسطه‌ای نیز ایفا می‌کنند و آنچه محور و اصل است، همان خدا و حقیقت خدا است که معیار تمام این جلوه‌ها و دیگر مظاهر قرار می‌گیرد. فلاح، سعادت و فوز عظیم نیز از مفاهیمی هستند که چگونگی ارتباط باخدا را بیان و هدف نهایی را ملموس‌تر می‌کنند.
در اسلام توجه به خدا، محور تمام عقاید و روش‌های تربیتی و تمام قوانین و برنامه‌ها و راهنمایی‌های اسلام است وزندگی فرد مسلمان بر این پایه استوار گردیده است. تمام روش‌های تربیتی در اسلام در حقیقت حاکی از پیوند انسان باخداست و همه‌ی فروع و شعبه‌های تربیت از این پیوند و کیفیت آن منشأ می‌گیرد و بازگشت تمام‌کارها در پایان به‌سوی خداست.
برخی از مفاهیم قرآنی که حاکی از ارتباط انسان باخداست عبارت‌اند از:

    1. عبودیت.در قرآن عبودیت، کسب حیات طیبه و قرب الهی همه از مصادیق سعادت هستند. انبیا نیز آمده‌اند تا انسان را سعادتمند کنند؛ اما سعادت درگرو کسب علم یا لذت یا قدرت بیشتر و مانند این‌ها نیست. سعادت بشر تنها در پیوند باخدا حاصل می‌شود که در قرآن از آن به عبادت تعبیر شده است: اما خَلقت الجن و الانس الا لیعبدون، (و جن و انس را نیا فردیم جز آنکه مرا بپرستند)

عبادت غایت خلقت انسان است. ازنظر قرآن، انسانی سعادتمند است که به این هدف دست یابد.

نظر دهید »
منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد بررسی رابطه متقابل دین ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۴

مسائل مالی

۴

عبادت و شعائر و مراسم مذهبی

۲

ایشان در تفسیر این طبقهبندی مینویسد: برای تنظیم الگوی اقتصاد اسلامی ما به موارد دوم لغایت ششم نیازمند هستیم که جمعاً ۳/۷۱ درصد موضوعات قرآنی را تشکیل میدهد. [۵۲۸] بنابراین ملاحظه میشود که حجم زیادی از آیات قرآن برای مطالعات اقتصاد اسلامی قابل استفاده است.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

برخی از عنوانهای کلی اقتصادی که در قرآن و روایات به آنها اشاره شده است، عبارتند از: [۵۲۹] اسراف، عدالت اقتصادی، کسب و کار، ریا، معامله و خرید و فروش، زکات، خمس، صدقه، انفاق، سود، مال، ثروت، زراندوزی، خست، ولخرجی، زیان در معامله و تجارت، کم فروشی، حیله در معامله، بازار (سوق) بخل در معامله، ارث، رفاه افراطی (اسراف)، زهد افراطی ، جزیه، جمعآوری تولیدات کشاورزی (حصاد)، خراج، خزانه، کالا (خیر و متاع) طلا و نقره، سرمایه (رأس المال)، رزق، زمین، زراعت، هزینه های عام المنفعه (سبیل الله)، دزدی اموال (سرقت)، مشارکت مالی، مشاغل، صناعت، مصارف خوراکی (طعام)، توجه به برخی از کالاها (عدس، عسل، پیاز، گندم، زیتون، انجیر و امثال آن) زیان و خسارت و غرامت (غین و غرم) فقر و غنی، فیء، قرض، ابزار و اندازه ها (کیل و میزان و امثال آن) زندگی اقتصادی (معیشت) ملک و مالکیت، قراردادهای اقتصادی (عهد و میثاق و نظایر آن) جمعیت (نسل) تولیدات کشاورزی (حرث) و نظایر آن.
اکنون اول به نمونههایی از آیات قرآن و سپس به روایات مرتبط با اقتصاد اشاره میکنیم.
اول. آیات با نگاه اقتصادی
در اینجا به برخی از آیات درباره‌ی بعضی از عناوین مالی و اقتصادی اسلام اشاره می‌کنیم. در ارتباط با کسب و کار و فعالیتهای عمومی اقتصادی، در یکی از آیات قرآن چنین آمده است:
«به درستی ما شما را در زمین مستقر ساختیم و انواع زمینه های زندگی اقتصادی را در آن برایتان فراهم کردیم، اما تنها گروه کمی از شما به بهرهبرداری اصولی از آنها مبادرت کردید» (اعراف /۱۰) در ارتباط با تجارت نیز تصریح میکند که اموال یکدیگر را به باطل و از طرق نامشروع نخورید، مگر این که تجارتی با رضایت شما انجام گیرد. (نساء /۲۹) در یکی از آیات در مورد آزادی در فعالیتهای اقتصادی میگوید: «خداوند شما را بر زمین مسلط کرد و آن را در دست شما رام نمود و لذا به بهرهبرداری از انواع امکانات آن بپردازید» (ملک /۱۵).
در ارتباط با فعالیتهای غیرقانونی در اقتصاد اسلامی در جایی از حرمت درآمد ناشی از قمار بحث میشود (مائده /۹۰ و ۹۱ ). همچنین حرمت درآمد ناشی از ربا (بقره /۲۷۵) دزدی (مانده /۳۸) خیانت و حیله در وزن کردن و سنجش کالاها (هود /۸۴ و رحمن /۹) حرمت زراندوزی (توبه /۳۴)، حرمت خوردن مال یتیم در مسیر غیرناحق (نساء /۱۰) و امثال آن از دیگر تأکیدات اقتصادی قرآن است.
در مورد گرفتن زکات (توبه/۱۰۳) و برخی از مصارف زکات (توبه/۶۰ ) مطالبی ذکر میشود. حرمت تولید، خرید و فروش و مصرف شراب (بقره/۲۱۹ و مائده/۹۰ ) درآمد حاصل از غصب اموال دیگران (بقره/۱۸۸) و سایر مفاسد اقتصادی از دیگر بحث‌های اقتصادی قرآن است.
همچنین در قرآن درباره چگونگی هزینه کردن اموال و استفاده بهینه از آنها تذکرات نسبتاً زیادی وارد شده است. در یک جا قرآن اشاره میکند که : «قبل از آن که روزی برسد که دیگر نتوانید هیچ معامله و فعالیتی انجام دهید از امکانات خود استفاده کنید». (بقره /۲۵۴) برخی اشارات قرآن بیشتر با امور کلی اقتصادی مشابهت دارد. مثلاً این که انسانها باید به اندازه توانایی خود کار کنند (نجم /۳۹) همچنین در «استفاده از اموال و دارائیها اسراف نکنید (اعراف ۳۱) با این که خداوند زمین را برای استفاده همگان آفریده است (اعراف /۳۲) و نیز ضمن توجه اصلی به آخرت سهم و نصیب دنیایی خودتان را فراموش نکنید (قصص /۷۷). »از جمله موارد اشاره به امور کلی اقتصادی است.
در مورد عدالت، مالکیت، ثروت و موضوعات اقتصادی دیگر، آیات فراوانی در قرآن آمده است ، قبل از اتمام این قسمت بر این نکته تأکید میکنیم که قرآن یک کتاب تخصصی در زمینه اقتصاد یا جامعهشناسی ، فیزیک ، پزشکی و حتی معارف و اخلاق نیست، بلکه قرآن کتاب راهنمای بشر برای حصول سعادت کامل (دنیوی و اخروی) است که در زمینه های مختلف نیز رهنمودهای کلی دارد.
دوم. اشاره به برخی از روایات با نگرش اقتصادی.
با توجه به این که روایات، گفته های پیامبر (یا امام) هستند، از آیات قرآن قدری ملموسترند؛ زیرا به جزئیات بیشتری از زندگی واقعی میپردازند. با عنایت به اشتراک برخی از موضوعات اقتصادی در بین آیات و روایات، در این قسمت به موضوعات دیگری پرداخته میشود. در ارتباط با هزینه ها و درآمدهای دولت، حضرت محمّد در دستورالعملی به یکی از سران حکومت تأکید میکند که از مردم خواسته شود زکات اموال خود را بپردازند و خمس مربوط به غنیمتها را نیز برای خداوند (یا نمایندهاش پیامبر) نگه دارند[۵۳۰]. همچنین از علی (ع) نقل شده است که به فرزندان خود دستور میدهد در گرفتن مالیات با مردم مدارا کنند، سخن آنها را در مورد مقدار درآمد، (برای تعیین مقدار زکات و مالیات) قبول کنند، اگر درخواست تخفیف مالیاتی میدهند، پس از بررسی به خواسته آنها توجه شود و از مالیات برای آبادانی شهرهای مردم استفاده شود. [۵۳۱] از صادق (ع) نقل شده که: «اسراف باعث فقر و میانه روی باعث فراوانی خواهد شد».[۵۳۲]
روایات همچنین درباره چگونگی خرج کردن ثروت و دارایی در مسیرهای عقلایی، تأکید فراوان دارند؛ برای مثال، شخصی که درست هزینه میکند به منزله‌ی مبارزه کننده در راه خدا تلقی شده است، با این که حضرت محمّد(ص) می‌گوید است که در راه خدا‌، حتی به اندازه نصف دانه خرما انفاق کنید. [۵۳۳] در روایتی آمده است که یکی از سؤالاتی که روز قیامت از افراد میشود این است که اموال و داراییهای خود را در چه راههایی خرج کردهاند و از چه راههایی آن اموال را به‌دست آوردهاند یا کسی که از راه کسب حرام زندگی میکند، عباداتش قبول نخواهد شد. [۵۳۴]
در ارتباط با تشویق به کار ، فعالیت مولد اقتصادی ، تلاش برای امر معاش خانواده ، جهاد دانستن کار قانونی و حلال ، این که تلاش قانونی در دنیا وسیلهای برای حصول به آخرت است، ارزش کارهای دستی و این که کار در واقع سنت و سیره‌ی پیامبران و اولیای خداوند است روایات زیادی وارد شده است. [۵۳۵] مابه دلیل این که منابع روایی عمومی و نیز منابع روایی اقتصادی در دسترس است، [۵۳۶] از ذکر موارد بیشتر در می گذریم.
۳-۱)موضوعات اقتصادی در متون فقهی و فلسفی
بخش دوم ادبیات کلاسیک اقتصادی صرفاً به نوشتههایی اشاره دارد که موضوعاتی از اقتصاد را در ضمن متون فقهی ، فلسفی یا قطعاتی در کتب اخلاق، تاریخ و سفرنامه و … ارائه کرده است. این مطالب را در دو بخش دیدگاه های اقتصادی فقها و دیدگاه های اقتصادی فلاسفه مسلمان مورد اشاره قرار میدهیم.
قبل از این که به شرح و توضیح این تقسیمبندی بپردازیم، لازم است که در مورد جایگاه تاریخی این دوره مطالبی مطرح کنیم. گفتیم که این دوره از سال ۶۲۱ میلادی هم‌زمان با سال اول هجرت پیامبر اسلام تا اواخر قرن ۱۹ میلادی را در برمیگیرد. میدانیم که قرون وسطیی مسیحی از نظر تاریخی به دوره هزار سالهای اطلاق میشود که با سقوط رم غربی در سال ۴۷۶ میلادی آغاز و با سقوط امپراطوری رم شرقی در سال ۱۴۵۳ میلادی به‌دست ترکان عثمانی خاتمه مییابد؛ در نتیجه ملاحظه می‌کنیم که تاریخ اسلام تا سال ۱۴۵۳ میلادی هم‌زمان با دوره‌ی قرون وسطی مسیحی است.
در کتب مربوط به تاریخ عقاید و اندیشه های اقتصادی، سهم اندیشمندان مسلمان در اعتلای علم اقتصاد نادیده گرفته میشود. معمولاً این کتابها با بررسی افکار یونانی و رومی و برخی از دانشمندان و قدیسان قرون اولیه مسیحی، دورهای حدود پانصد سال را نادیده میگیرند تا به عصر توماس آکوینی در قرن ۱۳ میلادی میرسند. میراخور در مقالهای با عنوان «سهم مسلمانان در مطالعات اقتصادی» به بررسی تفکر اقتصادی اسلام در این دوره‌ی حذف شده از تاریخ اقتصادی می‌پردازد و تأثیر آن را بر اندیشمندان مسیحی بعد از قرن سیزدهم نشان میدهد. او در این رابطه مینویسد: «هدف ما این است که نشان دهیم در تاریخ اندیشه اقتصادی، سهم اندیشمندان مسلمان در اعتلای این علم نادیده گرفته شده است».[۵۳۷] وی در ادامه میافزاید: «هدف دیگر ما این است که توجه تاریخ نگاران را به این “نقطه‌ی کور” در تاریخ تفکر اقتصاد جلب نموده و اعلام داریم که این “خلأ بزرگ” هرگز وجود نداشته و نقش مسلمانان خیلی بیش از “انتقال دهنده‌ی” افکار یونانیان بوده است».[۵۳۸] وی سپس نتیجهگیری میکند که «اگر قرار است افکار یونانی و رومی در تاریخ اندیشه اقتصاد مکانی داشته باشد، افکار علمای مسلمان نیز به همان اندازه ( و اگر نه بیشتر ) شایسته‌ی عنایتاند تا شاید بدین وسیله تاریخ عقاید اقتصادی بتواند تداوم تاریخی خود را حفظ کند».[۵۳۹] با همین انگیزه ما نیز در ادامه بحث خود به طرح اجمالی برخی از دیدگاه های اقتصادی اندیشمندان مسلمان تا قرن ۱۹ میپردازیم. منابع اسلامی در زمینه‌ی اقتصاد موضوعات و عناوین متعددی را در بر میگیرد که بسیاری از مسائل اقتصادی را پوشش میدهد. برخی از این موضوعات بدین شرح است: زمین، مصرف، بیتالمال، تجارت، خراج، ربا، رفاه، ارزاق زراعت، زهد، قیمت، بازار، صنعت مضاربه، مالیاتها، انفاقات ، فقر،کسب ، اموال، پول، وقف، سیاست دولت در امور مالی، قرض، درآمدها، هزینه های بیتالمال، رکود اقتصادی، آبادانی و رابطه برخی ارزشهای اقتصادی با چارچوب اخلاقی و تمدنی[۵۴۰] و … توضیح بیشتر درباره برخی از این موضوعات از نگاه اندیشمندان مسلمان در مباحث زیر خواهد آمد.
اول. نگرش فقها به مسائل اقتصادی در اسلام
نظرات فقها در مورد مسائل اقتصادی در قالب دو دسته متون قابل طبقهبندی است: [۵۴۱] اول متون فقهی جامع و دیگری متون فقهی تخصصی که در این دو گروه بحث‌های نسبتاً مستقلی از حقوق اقتصادی و مالی را در قالب تحلیلهای فقهی مدون کردهاند. در مورد متون دسته اول، به دو نمونه از فقهای اهل تشیع و اهل تسنن اشاره میکنیم. از فقهای اهل تشیع به کتاب لمعه‌ی شهید اول (۷۸۶-۷۳۴ هـ. ق) و از فقهای اهل تسنن به مغنی المحتاج شربیانی (ت ۹۷۷ هـ / ۱۵۶۹م ) اشاره میکنیم.
کتاب لمعه دارای پنجاه و دو کتاب است که تعدادی از آنها بار اقتصادی یا حقوقی دارند؛ مثلاً بحث‌های مستقلی در زمینه خمس و زکات، وقف، هدایا، خرید و فروش، استقراض، رهن، اجاره، مشارکت مضاربه، مزارعه، مساقات، وکالت، جعاله، غصب، آباد کردن زمینهای بایر و ارث در این کتاب تدوین شدهاند؛ بنابراین در نیمی از مباحث کتاب مذکور، پیوندهای حقوق اقتصادی مطرح است.
کتاب فقهی مغنی المحتاج (از اهل سنت) با آن که بیش از پنجاه و دو بحث را در برمیگیرد ، در امور حقوقی و یا اقتصادی تشابهات بسیار زیادی با کتاب فقهی لمعه (از شیعه) دارد. در مواردی فقه اهل سنت به خاطر برخورد بیشتر با حکومت و نیاز به تدوین و حل و فصل مسائل اقتصادی، عناوین اقتصادی بیشتر و منظم‌تری از آثار فقهی شیعه دارد؛ مثلاً در کتاب فقهی مورد بحث از اهل سنت، بحث مستقل هزینه ها وارد شده است یا مبحث مستقلی درباره‌ی مالیات خاص جزیه تدوین شده است.
در مورد دسته‌ی دوم از متون فقهی به برخی از نوشته های فقها اشاره میکنیم:
کتاب «الخراج» قاضی ابو یوسف (۱۱۳-۱۸۲ هـ. ق و ۷۳۱ – ۷۹۸ م) شاید از اولین نوشته ها در این رابطه باشد. این کتاب اگر چه به نام الخراج مشهور شده است، مباحث ایراد شده در آن تنها مربوط به خراج نیست و تقریباً مهم‌ترین ابواب و مسائل مالی مورد نیاز‌، در آن بحث شده است. [۵۴۲] موضوع اصلی مورد بحث ابویوسف مالیات و وظایف اقتصادی دولت است او برتری مالیات بندی نسبی (مقاسمه) را بر نظام مالیات ثابت بر زمین (خراج) از جهت درآمد و عدالت بیان کرده است. او احکام مالیات را بیان می‌کند که عبارتند از: توان پرداخت، تعیین زمان جمعآوری مالیات و نوع آن به منظور تسهیل کار جمع‌آورندگان مالیات و تصمیم گیری متمرکز در امور مالیاتی. ابویوسف بر کارهای عام المنفعه از قبیل تسهیلات آب رسانی و احداث بزرگراه تأکید میکند. وی همچنین از جمله وظایف حاکم را اقداماتی برای گسترش کشاورزی میداند. [۵۴۳]
کتاب «الاموال» ابوعبید قاسم ابن سلام متوفی ۲۲۴ هجری در بردارنده‌ی مطالبی، چون وظیفه‌ی حکومت نسبت به شهروندان، حقوق مالی مردم و حکومت، انواع مالیاتهای شرعی و عرفی، امتیازات اقتصادی حکومت برای مردم، زکات و خمس و جزییات دیگری است. [۵۴۴]
در کتاب «الحسبیه فی الاسلام» ابن تیمیه، بحث‌هایی در مورد امور نظارتی حکومت اسلامی ،به ویژه در مسائل مالی و حقوقی مطرح میشود. نفی الدین ابن تیمیه (۱۳۲۸-۱۲۶۲ م و ۶۶۱-۷۲۸ هـ. ق) از علمای قرن چهاردهم میلادی است که در نوشتههایش درک درستی از نیروهای بازار مشاهده میشود. او مفاهیمی نظیر قیمت تعادلی، نیروهای عرضه و تقاضا، ضرورت دسترسی عرضه کنندگان و مصرف کنندگان به اطلاعات کامل در مورد کالا و بازار، آزادی اقتصادی، انحصار و نقش دولت را در بازار مطرح کرده است. [۵۴۵] ابن تیمیه در مورد قیمتهای بازار مینویسد:
«افزایش یا کاهش قیمتها، همواره به دلیل ظلم برخی از افراد نیست. برخی از اوقات دلیل آن نقص در تولید یا کاهش در واردات کالاهای مورد تقاضاست؛ بنابراین اگر تمایل به مصرف افزایش یابد، در حالی که موجودی آن کاهش یابد، قیمت آن افزایش خواهد یافت و از طرف دیگر اگر موجودی کالا افزایش یابد و تمایل به مصرف آن کاهش یابد، قیمت کاهش مییابد. کمیابی با فراوانی از این نوع ممکن است به رفتار هیچ یک از تولیدکنندگان یا مصرف کنندگان مربوط نگردد. البته برخی اوقات این امر ممکن است به بیعدالتی مربوط شود، اما همواره این مطلب مصداق ندارد[۵۴۶].»
ابن تیمیه خواهان دخالت دولت در بازار برای جلوگیری از انحصار، انحصار خرید، تکاثر و احتکار است. حفظ رقابت عادلانه و داد وستد شرافتمندانه به نظر ابن تیمیه مستلزم واداشتن تولید کنندگان، تاجران و مردم عادی به رعایت رفتار اسلامی است. او مسئولیتهای دیگر دولت، از جمله تأمین نیازهای اساسی مردم از طریق سازماندهی تولید و توزیع را نیز مطرح میکند. درباره‌ی مفهوم مالکیت، او بر حق دولت در محدود کردن با الغای مالکیت در شرایطی خاص تأکید میکند. [۵۴۷]
دوم. نگرش فلاسفه به موضوعات اقتصادی در اسلام.
فلاسفه مسلمان، علمای اخلاق، مورخان و سایر اندیشمندان مسلمان پیرامون برخی از مسائل اقتصادی و مالی نظراتی در ضمن نوشته های فلسفی یا فقهی – فلسفی خود ارائه کردهاند که به بعضی از آنها اشاره میشود
«تفکر اخوان الصفا که از اوایل قرن چهارم هجری (قرن دهم میلادی) مطرح شد، پیوندی اخلاقی بین دین و فلسفه را مطرح میکرد و برای دفاع از دین و دور کردن اندیشه‌ی دینی از عدم شفافیت، مطالعه فلسفه را ضروری میدانست. صاحبان این اندیشه میگویند انسان طبیعتاً اجتماعی آفریده شده‌است و بدون همکاری با دیگران موفقیتی نخواهد داشت. به نظر آنها دولتها باید عادل باشند و امور زندگی مردم را به گونهای سامان دهند که مردم راضی باشند و مالیات و خراج نیز بپردازند. [۵۴۸]
تفکر صوفیه نیز با گرایش به زهد افراطی نگرش فلسفی دیگری در اسلام محسوب میشود. اندیشه‌ی صوفیه را میتوان پشتوانه‌ی اندیشه‌ی مخالف با رشد اقتصادی تلقی کرد. البته میتوان از گرایش کم مصرفی آنان قدری الهام مثبت گرفت ولی نگرش آنان مجموعاً اندیشه‌ی کارآمدی به نظر نمیرسد؛ زیرا بیش از حد متعادل، از مصرف کالاها گریزانند و به طورکلی مسائل دنیایی و اقتصادی را فاقد هر نوع اهمیت میدانند. [۵۴۹]
چهره مهم دیگر این دوران ابونصر فارابی (۲۳۸-۲۵۷ ه. ق / ۹۵۰ -۸۷۰ م) است. عقاید فلسفی با امور اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی در اندیشه فارابی پیوستگی دارند. وی مشی میانه رو را ترجیح میدهد؛ لذا نه دنیاگرایی و نه زهد افراطی را تشویق میکند ، و چون انسان را طبیعتاً مدنی و اجتماعی میداند، بر ترسیم علوم انسانی و اجتماعی تأکید میکند. نکته‌ی برجسته‌ی دیگر در اندیشه‌ی فلسفی فارابی، ابزاری دانستن سیاست و اجتماع است. با آن که او تلاش میکند حکومت و سیاست را پیش ببرد، ولی آن را ابزاری برای سعادت معنوی و تکامل انسانی می‌داند و آنها را هدف نمیشمرد. به همین خاطر است که هر شخص یا مجموعهای را لایق اداره‌ی کشور اسلامی نمیداند و عدالت، اراده و عزت نفس، عدم دنیاگرایی و راست‌گویی را از جمله صفات حاکم در مدینه‌ی فاضله‌ی خود میشمارد. او عدالت طبیعی به معنای پذیرش وضع موجود اقتصادی و توزیع درآمد موجود را رد میکند و هر نوع تملک درآمد و دارایی ناشی از غلبه‌ی قوی بر ضعیف را محکوم می‌کند وآن را خلاف عدالت میداند. [۵۵۰]
به نظر او عدالت این است که «همه‌ی افراد انسانی به زندگی خود ادامه دهند و در این حکم از فرمان عقل و قوه‌ی ناطقه اطاعت کنند. عدالت این است که همه به سعادت و کمال افضل خود برسند، همه زندگی کنند، همه به زندگی خود ادامه دهند، جنگ و ستیز از میان برداشته شود. هر عضوی وظیفه خود را انجام دهد. لاجرم همه اعضاء سالم میمانند و به حیات و زندگی خود ادامه میدهند. همه تابع یک رهبر و فرمانده باشند و آن فرمانده نیز مقهور اراده خود و عقل فعال باشد و حکیم و دانا و منصف به اخلاق حمیده باشد، هیچ عضوی از اعضاء جامعه به حقوق و وظایف دیگری تعدی نکند». [۵۵۱]
از اندیشمندان مشهور دیگر در این دوره عبدالرحمن بن محمد بن محمد ابن خلدون است که حیات وی در محدوده ۷۳۲تا۸۰۸ هجری (۱۴۰۶-۱۳۳۲ میلادی) قرار دارد او در زمانی میزیست که تمدن اسلامی در سراشیبی انحطاط قرار گرفته بود و به عنوان مسلمانی متعهد نگران اوضاع بود. ابن خلدون در کتاب «مقدمه‌ی»خود کوشیده است تا نقش به هم پیوسته‌ی عوامل اخلاقی، روان‌شناختی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، جمعیت شناختی را در انحطاط دول یا تمدن در طی سه نسل یا ۱۲۰ سال بررسی و تحلیل کند. به‌این جهت تحلیلهای او مبتنی بر متغیرهای اقتصادی محض نبود، بلکه پویا و چند رشتهای بود. [۵۵۲]
ابن خلدون وارد بحث‌های خاصی از اقتصاد شده است که بعد از چهار قرن ، برخی مثل آدام اسمیت به آن پرداختهاند. بحث مسکن و مناطق مسکونی، عمران و آبادانی صحراها، تقسیم نیروی کار ، پول، تشکیل سرمایه، رشد جمعیت، دوره های تجاری، دخالتهای دولت در اقتصاد و قدرت خرید و مشاغل مردم ،بحث‌هایی از تولید و توزیع، قیمتگذاری کالا، تعیین دستمزد و نیروی کار و … نمونههایی از مباحث اقتصادی مورد توجه وی است. او تأثیر عنصر اقتصادی را آن قدر میداند که عقیده دارد اختلافات اخلاق و اندیشه‌ی میان مردم از نتایج روش های مختلف معیشت اقتصادی است؛ به عبارت دیگر به نظر میرسد در موارد زیادی تفکر فلسفی وی زیربنای اقتصادی دارد. او عقیده دارد که مسکن و رفاه اقتصادی می‌تواند بر روش و اخلاق زندگی مؤثر باشد و خود، زندگی سخت و ساده را ترجیح میدهد. او میگوید: منابع اقتصادی تا زمانی پیشرفت میکنند که مورد نیاز بشر باشند و تقاضا کننده آنها افزایش یابد. او حتی در مورد جمعآوری مالیات، بودجه متوازن یا کسری بودجه و عوامل آن نیز اشاراتی دارد و تأکید میکند که «اگر مجدداً مالیات وضع شود، ممکن است به آبادانی اقتصادی لطمه وارد کند ودرآمد و تولید کاهش یافته، نهایتاً وضع برای دولت بدتر شود». [۵۵۳]
او در بحثی با عنوان «قیمتها در شهرها» کالاها را به دو دسته‌ی ضروری و لوکس تقسیم کرده است. مطابق نظر وی هنگامی که شهری گسترش مییابد و بر جمعیت آن افزوده میشود، قیمت کالاهای ضروری نسبتاً کاهش و قیمت کالاهای لوکس افزایش مییابد. دلیلی که وی ارائه داده است که خواربار و کالاهایی از این قبیل که ضروریات زندگی است، اول توجه همه را به خود جلب میکند و بنابراین عرضه‌ی آن افزایش مییابد و باعث میشود که قیمتهای آن کاهش یابد. از سوی دیگر تولید کالاهای لوکس و لوازم آسایش توجه عموم را به خود جلب نمیکند، در حالی که تقاضای آنها به دلیل تغییرات در الگوهای زندگی تغییر میکند و باعث افزایش قیمت آنها میشود. [۵۵۴] همچنین ابن خلدون معتقد است که سود معتدل ، تجارت را گسترش میدهد، در حالی که سودهای بسیار کم، تجار و صنعتگران را از صحنه خارج میکند و سودهای بسیار زیاد تقاضا را کاهش میدهد. [۵۵۵]
بولکیا پس از بررسی نوشته های گسترده‌ی ابن خلدون درباره‌ی پول، قیمت توزیع، مالیه عمومی، دوره های تجاری و جمعیت نتیجهگیری میکند که «ابن خلدون بسیاری از مفاهیم اساسی اقتصادی را چند قرن پیش از تولد رسمی آنها کشف کرده است. او پیش از اسمیت شایستگی و ضرورت تقسیم نیروی کار و پیش از ریکاردو اصل ارزش نیروی کار را کشف کرد. وی جلوتر از مالتوس نظریهای درباره جمعیت کشف کرد و قبل از کینز بر نقش دولت در اقتصاد پای فشرد. اما مهم‌تر از همه این که ابن خلدون این مفاهیم را به کار گرفت تا سیستم پویا و منسجمی پدید آورد که در آن سازوکار اقتصادی به طور اجتناب ناپذیری فعالیت اقتصادی را به نوسانات بلندمدت سوق دهد».[۵۵۶]

نظر دهید »
نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره : تعیین و رتبه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲-۱۵ بازاریابی
بازاریابی به عنوان فرایند مدیریتی- اجتماعی تعریف می شود که بوسیله آن افراد و گروه ها از طریق تولید و مبادله کالا با یکدیگر به امر تأمین نیازها و خواستهای خود اقدام می کنند. با در نظر گرفتن تعریف بازار که “به مجموعه ای از خریداران بالقوه و بالفعل یک کالا اطلاق می گردد.” می توان این گونه بیان داشت که بازاریابی به معنی کار با بازارها جهت فراهم نمودن مبادلات با هدف تأمین خواسته ها و نیازهای انسان است.(کاتلر ۱۳۷۹، ۳۷)
هر عملی که برای ترغیب مشتری از سوی فروشندگان جهت فروش کالا صورت می گیرد، راهبرد بازاریابی تعریف می شود. یک برنامه بازاریابی موفق شامل چهار نوع تحلیل است : تحلیل بازار، تحلیل مشتری، تحلیل رسانه( وسایل ارتباطی) و تحلیل رقابت.( فاستر[۳۱] ۱۳۸۶، ۵۰)

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۲-۱۵-۱ سیر تکاملی نگرش نسبت به بازاریابی
بازاریابی در ابتدا به عنوان یک ابزار کسب و کار در نظر گرفته شده و تأکید آن بر تولید بوده است. شرکت ها از بازاریابی به عنوان ابزاری جهت بیان این مطلب که مشتریان، محصولات در دسترس و ارزان را ترجیح می دهند، استفاده می کردند. این نگرش به بازاریابی، تحت عنوان نگرش مبتنی به تولید شناخته شده است. (ترومن[۳۲] ۲۰۰۴، ۵)
این فرض که مصرف کنندگان اساساً به موجود بودن کالا و قیمت فروش پایین علاقمند هستند، حداقل در دو وضعیت صدق می کند: نخست زمانی که تقاضا برای یک کالا از عرضه آن بیشتر است و دوم زمانی که هزینه تولید کالا بالاست. در این شرایط برای توسعه بازار باید هزینه تولید را کاهش داد. (کاتلر ۲۰۰۱، ۱۳)
در خلال سال های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ فلسفه محصول توسعه یافت به طوری که سازمان ها بیشتر به محصول و کمتر به تولید متمرکز شدند. عقیده جدید این بود که مشتریان محصولات با کیفیت و عملکرد بهتر و محصولات دارای خصوصیات و ویژگی های جدید را بیشتر مورد توجه قرار می دهند. این تغییر در نگرش در حرکت از گرایش مبتنی بر تولید به گرایش مبتنی بر محصول مؤثر بوده است.(ترومن ۲۰۰۴، ۵)
بر اساس این نگرش مدیران فرض می کنند که خریداران کالاهای خوب را مورد ستایش قرار می دهند و توانایی بررسی و ارزیابی کردن کیفیت و کارائی آن را دارند. به هر حال این مدیران اغلب آنچنان شیفته محصولات و تولیدات خود می شوند که واقعیت موجود را فراموش می کنند. (کاتلر ۲۰۰۱، ۱۴)
در هر دو گرایش مبتنی بر تولید محصول و توسعه محصول، اتخاذ تصمیم در مورد هزینه محصول و توزیع محصول با بذل توجه کم یا عدم توجه به مشتری صورت می گیرد. در طول سال های ۱۹۵۰ اهمیت مشتری در بازاریابی با ظهور گرایش مبتنی بر فروش آشکار گردید. این دیدگاه به فروش از طریق تبلیغ و ترفیع محصول متمرکز بوده است.(ترومن ۲۰۰۴، ۵)
دیدگاه مبتنی بر فروش به عنوان تلاشی جهت متقاعد کردن مشتریان برای خرید محصولات یک شرکت به جای محصولات رقبا توصیف می شود. بر خلاف این سه گرایش بازاریابی، گرایش مبتنی بر بازار(مفهوم بازاریابی) از طریق فرآیندهای بازاریابی بر مشتریان متمرکز است. گرایش بازاریابی در طول سال های ۱۹۹۰ به طور عمده ای گسترش یافت و در واقع یک فلسفه تجاری است که سه دیدگاه و گرایش قبلی بازاریابی را مورد انتقاد قرار می دهد و با تمرکز و درگیر کردن مشتریان در طول مرحله طراحی محصول از دیدگاه‌های قبلی متمایز می شود. (ترومن ۲۰۰۴، ۶)
در این دیدگاه بازاریابی بر تحقیقات بازار متمرکز است و از این طریق شرکت را قادر می سازد تا از نیازها و خواسته های مشتریان آگاه شود.(تزوکاس و سارن ۲۰۰۴، ۱۲۶)
تئودور لویت (۱۹۸۷) اشاره می کند که تفاوت میان گرایش مبتنی بر فروش(مفهوم فروش) و گرایش مبتنی بر بازار(مفهوم بازاریابی) در فروشندگی به نیاز فروشنده توجه دارد، در حالی که توجه بازاریابی به نیازهای خریدار معطوف است. فروشندگی درگیر نیاز فروشنده در مورد تبدیل کالا به پول نقد است، اما موضوع بازاریابی تأمین نیازهای مشتری است، با کالاهایی که عرضه می کند، همراه با مراحل مختلف ایجاد (طراحی محصول)، ارائه و مصرف آن. مفهوم بازاریابی بر چهار اصل استوار است: بازار هدف، نیازهای مشتری، بازاریابی یکپارچه و سودآوری. (کاتلر ۱۳۸۲، ۵۰)
بر اساس نظر گرون و گرونروس، فلسفه کسب و کار از تولید محوری به فروش محوری و سپس با بازار محور (بازار محوری) و سرانجام به بازاریابی رابطه مند، تغییر جهت داده است. بازاریابی رابطه مند بیان می کند که مراودات کوتاه مدت سنتی باید با ارتباطات بلند مدت بین خریدار و فروشنده جا به جا شوند. (سین[۳۳]و همکاران ۲۰۰۵، ۱۸۶) به شکلی که می توان حتی اذعان داشت که بازاریابی رابطه مند یکی از داغ ترین روندهای بازاریابی امروز محسوب می شود.(کاتلر ۱۳۸۲، ۷۲)

مراحل فرایند بازاریابی
درک رسالت سیستم و نقش بازاریابی در تحقق آن
تعیین اهداف بازاریابی
جمع آوری و تجزیه وتحلیل اطلاعات مربوط به نقاط قوت و ضعف سیستم و فرصتها و تهدیدات محیطی(تحلیل موقعیت)
تدوین راهبردهای بازاریابی با توجه به این نکته که سیستم به دنبال ارضای چه نوع نیازهایی است و این نیازها متعلق به چه افرادی می باشند(برنامه بازار هدف) و نیز تدوین فعالیتهای بازاریابی مناسب برای ارضای نیازهای بازار هدف
اجرای راهبردهای بازاریابی
تعیین معیارهای اندازه گیری عملکرد
بازاریابی به شکل گسترده ای با شیوه های جذب مشتریان توسط سازمان تطابق دارد و این راه ها را برای خرید محصولات و خدمات دنبال می کنند. بخش بازاریابی مسئول تأمین محصولات جدید برای متمرکز ساختن پوشش ازدحام کالا، انجام تبلیغات و برای انجام تحقیق وحمایت از نیروی فروش می باشد.(هیل ۱۹۹۹، ۱)
۲-۱۵-۳ وظایف بخش بازاریابی
جذب مشتری
حفظ مشتری
کسب درآمد
اولین وظیفه بخش بازاریابی توانمند کردن یک تشکیلات برای جذب مشتری است. بدون مشتری، نه درآمدی وجود دارد و نه تجارتی. جذب مشتری شرکت را برای بالا بردن حجم کارهای تجاری خود تقویت خواهد کرد.
دومین وظیفه بخش بازاریابی حفظ مشتری فعلی شرکت و افزایش و فعال کردن هر چه بیشتر آنهاست. این بخش از کار ممکن است کمی مشکل تر باشد و نیاز به سرمایه گذاری داشته باشد زیرا مشتریانی که به سختی از این در وارد شده اند، به آسانی از در دیگر خارج می شوند.
سومین وظیفه بخش بازاریابی حضور در بازار و کسب درآمد است.(هیل ۱۹۹۹، ۱۰)
۲-۱۵-۴ معیارهای تقسیم بازار[۳۴]

    1. عامل جغرافیایی:یعنی اینکه با توجه به شرایط طبیعی مانند آب و هوا و سایر عواملی که از نظر جغرافیایی مناطق مختلف را از یکدیگر مجزا می کنند، یک بازار وسیع را به چند بخش تقسیم نمائیم. علت این معیار این است که شرایط جغرافیایی در سبک زندگی، عادات مصرفی و رفتار خریداران تأثیرات قابل توجهی دارد.
    1. تقسیم بازار براساس عامل جمعیتی یا دموگرافیک: بدین معنی است که یک بازار وسیع را با توجه به معیارهایی مانند سن، جنس، شغل، میزان درآمد، سطح آموزش، گروه اجتماعی، ملیت، نژاد و نظایر آن به بخشهای کوچک تقسیم نماییم. فلسفه این تقسیم بندی آن است که معیارهای فوق عواملی هستند که بر سبک زندگی، عادات مصرفی و رفتار اقتصادی افراد جامعه تأثیرات قابل توجهی می گذارند و از نظر نوع و کیفیت کالاها و خدمات مورد تقاضا، مصرف کنندگان را به گروه های متعددی تقسیم می کنند.
    1. تقسیم بازار براساس عوامل روانی: یعنی اینکه خصوصیات شخصیتی، طرز تفکر، انتظارات، خواسته ها و سلیقه های افراد جامعه را در بخش کردن بازار مورد نظر قرار دهیم. معمولاً در جامعه مصرف کالای مشخصی را به افراد یا گروه های خاص نسبت می دهند و این موضوع در واقع بیانگر این است که بین شخصیت افراد و کالاها و خدماتی که مصرف می کنند یک رابطه روانی وجود دارد.
    1. تقسیم بندی بازار براساس عامل رفتاری:با توجه به معیارهایی مانند انگیزه خریدار برای خرید کالا، تمایل و آمادگی او برای خرید، وفاداری که به کالای مورد نظر می نماید و سایر معیارهایی که در تغییر رفتار مصرف کننده مؤثرند، انجام می گیرد. در مورد گروهی از مصرف کنندگان کیفیت و خصوصیات کالا عامل اصلی در تصمیم گیری است. در حالیکه برای گروهی دیگر تغییرات قیمت کالا نقش مهمی را بازی می کند.
    1. تقسیم بازار براساس عامل بازاریابی:بدین معنی است که با توجه به چگونگی عرضه و تقاضا، کیفیت، رقابت، امکانات حمل و نقل و توزیع و شرایط عمومی اقتصاد، بازار به بخشهای مختلفی تقسیم می گردد. در بازار بعضی کالاها ممکن است رقابت شدید باشد در حالیکه در مورد کالاهای دیگر نه. همچنین امکانات فنی برای توزیع کالاهای مختلف و یا برای بازارهای مختلف می تواند متفاوت باشد.(صنایعی ۱۳۷۴، ۴۱)

۲-۱۶ تصمیم گیری و فرایند تحلیل سلسله مراتبی
۲-۱۶-۱ مقدمه
تصمیم گیری از مشخصه های انسانی است و هر فرد در طول شبانه روز تصمیم های فراوانی اتخاذ می کند. هر چه مسئولیت و اختیارات انسان بیشتر باشد، تصمیم گیری اهمیت بیشتری خواهد داشت. همچنین دنیای اطراف ما مملو از مسائل چندمعیاره است و انسان ها همیشه مجبور به تصمیم گیری در این زمینه ها هستند. به طور مثال هنگام انتخاب شغل معیارهای مختلفی وجود دارند که تصمیم گیرنده، گزینه های مختلف را باید بر طبق معیارها بسنجد و تصمیم گیرندگان علاقه مندند که همه اهدافشان در حد ممکن بهینه شوند.
در زندگی روزمره مثال های فراوانی از تصمیم گیری با معیارهای چندگانه وجود دارد. در بعضی موارد نتیجه تصمیم گیری به حدی مهم است که بروز خطا ممکن است ضررهای جبران ناپذیری را بر ما تحمیل کند. از این رو لازم است که تکنیک های مناسبی برای انتخاب بهینه و تصمیم گیری صحیح طراحی شود.(قدسی پور ۱۳۸۷، ۱)
۲-۱۶-۲ تصمیم گیری و فرایند تصمیم گیری
یک تصمیم نتیجه فرایند انتخاب یک گزینه بهتر از بین دو یا چند گزینه متفاوت است که ما را در رسیدن به مقصود (آرمان) یاری می دهد. این فرایند، تصمیم گیری نامیده می شود. به زعم هربرت سایمون[۳۵] تصمیم گیری مترادف با کل فرایند مدیریت است. برای نشان دادن اهمیت تصمیم گیری توجه به دیگر وظایف مدیریت، همچون برنامه ریزی قابل اهمیت می باشد. در تعریف برنامه ریزی گفته می شود، برنامه ریزی عبارتست از مجموعه ای از تصمیمات همچون : چه کاری باید انجام گیرد؟ چه وقت؟ چگونه؟ کجا؟ توسط چه کسی؟
پرواضح است که برنامه ریزی به تصمیم گیری اشاره دارد و دیگر وظایف مدیریت همانند سازماندهی و کنترل نیز به عنوان ترکیبی از تصمیم گیری بررسی می شوند. (آذر ۱۳۷۹، ۷)
فرایند تصمیم گیری شامل مراحلی نظام مند به شرح زیر می باشد :

    1. تعریف مساله
    1. شناخت راه حل های ممکن
    1. ارزیابی راه حل های ممکن
    1. انتخاب یک راه حل
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 349
  • 350
  • 351
  • ...
  • 352
  • ...
  • 353
  • 354
  • 355
  • ...
  • 356
  • ...
  • 357
  • 358
  • 359
  • ...
  • 732
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

 جذابیت بدون تغییر شخصیت
 بهینه‌سازی تجربه کاربری
 علائم غفلت در رابطه
 آموزش ابزار لئوناردو
 ابراز احساسات سالم
 درآمد از پست‌های شبکه‌های اجتماعی
 شغل‌های پردرآمد اینترنتی
 مراقبت از پنجه‌های سگ
 تدریس آنلاین طراحی داخلی
 درآمد از نظرسنجی آنلاین
 فروش تم‌های وردپرس
 فرصت‌های درآمد آنلاین
 درآمد کانال‌های تلگرام
 تحقیق کلمات کلیدی
 عفونت گوش گربه
 مشکلات گوارشی گربه
 چالش‌های رابطه عاطفی
 درآمد از کارگاه‌های آنلاین
 طوطی‌های سخنگو
 انتخاب اسم خرگوش
 پست مهمان موفق
 حسادت در رابطه
 درمان اسهال سگ
 فروشگاه آنلاین محصولات خاص
 شیر برای گربه
 اپلیکیشن‌های پولساز
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • منابع پایان نامه ها | سطح چهار منفی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع بررسی محتوای موضوعی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های دانشگاهی| ۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • منابع پایان نامه کارشناسی ارشد : بررسی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد اثبات ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها درباره تاثیر فرسودگی کارکنان صف بانک سپه استان قم ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد تاثیر رهبری خدمتگزار بر رفتار … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه با فرمت word : راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد بررسی علت های پیدایی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه با فرمت word : طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع : فرهنگ ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقطع کارشناسی ارشد : دانلود فایل ها در رابطه با انتخاب پروژه های استراتژیک مبتنی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان