سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل پایان نامه با فرمت word : دانلود فایل ها در رابطه با تحلیل پیامد‎های ژئوپولیتیک ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بعد از جنگ جهانی دوم به مدت تقریباً۴۰ سال ژئوپلتیک به عنوان یک مفهوم و یا روش تحلیل، به علت ارتباط آن با جنگ‎های نیمه اول قرن بیستم منسوخ گردید، هر چند ژئوپلیتیک در این دوره از دستور کار دولت ها در مفهوم قبلی خود خارج شد، اما همچنان در دانشگاهها تدریس می­شد. برای تبدیل شدن نقش فعال جغرافیا در تعریف ژئوپلیتیک به نقش انفعالی سه دلیل عمده قابل ذکر است:

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

اول اینکه جغرافیدانان بعد از شکست آلمان در جنگ، ژئوپلیتیک خاص آلمان را مقصر اصلی عنوان کردند و سیاست‎های آلمان نازی را متأثر از این مکتب می‎دیدند. خود را از مطالعات در مقیاس جهانی کنار کشیده، توجه خود را به دولت ها و درون مرزهای سیاسی بین المللی معطوف داشتند و واژه ژئوپلیتیک بر چسب غیر علمی‎به خود گرفت و از محافل علمی‎و دانشگاهی طرد شد.دلیل دیگری که موجب افول نقش جغرافیا در جنگ سرد شد ظهور استراتژی باز دارندگی هسته ای بود. توانایی پرتاب سلاح‎های هسته ای بوسیله هواپیما و موشک به فاصله‎های دور،باعث شد که دیگر نه فاصله و نه عوامل جغرافیایی مثل ناهمواری ها و اقلیم چندان مهم تلقی نمی‎شدند. دلیل سوم، ظهور ایدئولوژی به عنوان عامل تعیین کننده ی جهت گیری سیاست ها بود. ژئوپلیتیک جنگ سرد و ژئوپلیتیک عصر هسته ای از مشخصات دوره افول ژئوپلتیک هستند (زین العابدین، ۱۳۸۹ : 13).
۲-۱-۳- دوره احیا
بعد از پایان جنگ جهانی دوم جغرافیدانان شرمنده شدند و از آن پس تلاش نمودند جغرافیدانانی که ژئوپلیتیک را در اختیار آلمان نازی (هیتلر) گذاشته اند،کنار گذارند، و نتیجه اینکه حدود ۴۰ سال ژئوپلیتیک طرد شد. تا اینکه در دهه 1980 در جنگ ویتنام[2] و کامبوج[3] بر سر تصاحب منطقه ی مکنگ[4]، گر چه هر دو کشور از بلوک شرق بودند، ایدئولوژی نتوانست جنگ را از بین ببرد. بنابراین، در گزارش این مناقشه و روابط دو کشور، مجدداً از مفهوم ژئوپلتیک استفاده شد و سپس کسینجر[5] بصورت تفننی از واژه ی ژئوپلیتیک در مسائل جهان استفاده نمود. علاوه بر آن در جنگ ایران و عراق (1988-1980) و اشغال کویت توسط عراق (1991-1990 ) و به ویژه سقوط پرده آهنین در اروپا از سال 1989 موجب پر رنگ تر شدن این مفهوم شد و به خصوص فروپاشی شوروی (سابق) و برجسته شدن ملیت ها این مفهوم را به صورت یک مفهوم کلیدی در عرصه بین المللی قرار داد (زین العابدین،۱۳۸۹ :۲۸).
در حالیکه نامداران جغرافیای سیاسی چون ریچارد هارتشورن و استیفن جونز سخت در تلاش شکوفا ساختن جغرافیای سیاسی در جهان دوران میانه ی قرن بیستم شدند و سیاستمدارانی چون هنری کیسینجر واژه ژئوپلیتیک را دوباره به زبان روزمره سیاسی نیمه دوم قرن بیستم باز گرداند، جهانی اندیشانی چون ژان گاتمن و سوئل کوهن پیروزمندانه جهانی اندیشی جغرافیایی(ژئوپلتیک) را به بستر اصلی مباحث دانشگاهی باز گرداندند.در این زمینه ژان گاتمن[6] با طرح تئوری «آیکنوگرافی[7]– سیروکولاسیون[8]» «حرکت» را در مباحث ژئوپلیتیک در معرض توجه ویژه قرار داد و عوامل روحانی یا عامل «معنوی» را در جهانی اندیشی «اصل» یا «مرکز» دانست و «ماده» یا «فیزیک» را تأثیر گیرنده قلمداد کرد (مجتهد زاده،۱۳۸۶:۹۶).
سائول بی کوهن می‎گوید: موضوعات ژئوپلیتیکی مهمتر از آن بودند که جغرافیدانان آنها را کنار بگذارند و اکنون خیلی از جغرافیدانان با یک تأخیر به او ملحق شده اند و از باز گشت و تجدید حیات ژئوپلتیک به اندازه او استقبال کرده اند.
2-2-رویکردهای جدید ژئوپلیتیک
همه نظریه‎های ژئوپلیتیکی جنبه ژئواستراتژیکی داشته و برای کسب قدرت بر فضای جغرافیایی تأکید داشتند. اما پس از پایان جنگ سرد و با مطرح شدن نظام نوین جهانی بسیاری از دیدگاه های ژئوپلیتیکی جنبه ی کمی‎پیدا کرد و حتی بعضی از این دیدگاه ها در عالم سایبر اسپیس مطرح شدند. در نظام نوین جهانی عده ای در تحلیل ژئوپلیتیکی خود، رویکرد انرژی را مد نظر قرار دادند،عده ای به مسائل زیست محیطی معتقد بودند، بعضی فرهنگ را عامل اصلی ژئوپلیتیک دانستند و بالاخره، عده ای مسائل ژئواکونومی‎را در تحلیل ژئوپلیتیکی خود مورد توجه قرار دادند. می‎توان گفت که معیار‎های قدرت که نظامی‎گری بود، به طور کلی جای خود را با معیار‎های مذکور تغییر داد. یعنی، قبل از پایان جنگ سرد، معیار اصلی قدرت نظامی‎گری بوده و تمام عوامل اقتصادی، اجتماعی به صورت ابزار مورد توجه بوده است.به علاوه مشخصه ی اصلی ژئوپلیتیک دوره جنگ سرد جهان دو قطبی، جهان سوم و کشورهای عدم تعهد بودند، اما در نظریه ی جدید ژئوپلیتیکی، جهان چهارم مطرح است (زین العابدین، ۱۷۱:۱۳۸۹).
۲-2-۱-رویکرد نظم نوین جهانی
اولین بارجورج بوش پدر[9] رئیس جمهور اسبق آمریکا در جریان جنگ خلیج فارس در1990م نظام نوین جهانی[10] را مطرح نمود. و در سال 1991 پس از مذاکرات خود در هلسینکی[11] با گورباچف[12] و مارگارت تاچر[13]، رهبران اروپا، سازمان ملل متحد،کشورهای عربی به ویژه خلیج فارس و سایر هم پیمانان خود، نظریه نظام نوین جهانی خود را اعلام نمود (حافظ نیا،۵۳:۱۳۸۵).
این نظام دیدگاه‎های جدید آمریکا را بیان می‎کند. با فروپاشی نظام سیاسی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق و از بین رفتن رقابت قدرت ها، جهان از این پس صاحب نظام نوینی شود که بر قدرت همه جانبه آمریکا استوار است. قدرت و سلطه آمریکا بر جهان بدون تسلط بر خلیج فارس ممکن نبود. نظام نوین جهانی طرحی جدید برای سلطه بر مناطق مهم جهان توسط آمریکا بود. این نظام به رغم عنوان گول زننده آن، شکل جدیدی از استعمار نو است که جهان را به سوی مخاصمه و تلاطم سوق می‎دهد. جورج بوش پدر نظم نوین جهانی را این چنین تعریف می‎کند: «نظم نوین جهانی می‎گوید که بسیاری از کشورها با سوابق متجانس و همراه با اختلافات، می‎توانند دور هم جمع شوند تا از اصل مشترکی پشتیبانی کنند و آن اصل این است که شما با زور کشور دیگری را اشغال نکنید…» اما آمریکائیها از زمان پی ریزی چنین نظریاتی، کمترین توجهی به آنچه خود معتقدند نداشته اند و تعبیر «نوام چامسکی» نظم نوین جهانی تعبیر تازه ای از توسل به زور و انقیاد مضاعف ملت ها است.تمام ابعاد نظم نوین جهانی بر پایه منافع و توسعه طلبی آمریکا استوار است در عصر نظم نوین جهانی، ثبات و امنیت تقریباً به طور کامل برای هیچ کشوری- حتی آمریکا- وجود ندارد.
2-2-2-رویکرد ژئواکونومی
پایه و اساس ژئواکونومی‎استدلالی است که از طرف ادوارد لوتویک[14] ارائه شده است. او خبر از آمدن نظم جدیدبین المللی در دهه نود می‎داد که در آن ابزار اقتصادی جایگزین اهداف نظامی‎می‎شوند. به عنوان وسیله اصلی که دولت ها برای تثبیت قدرت و شخصیت وجودی شان در صحنه بین المللی به آن تأکید می‎کنند و این ماهیت ژئواکونومی‎است (عزتی،۱۰۷:۱۳۸۸)
ژئواکونومی‎عبارت ازتحلیل استراتژی­ های اقتصادی بدون درنظر گرفتن سودتجاری،که ازسوی دولتها اعمال می­ شود،به منظورحفظ اقتصادملی یا بخشهای حیاتی آن وبه دست آوردن کلیدهای کنترل آن ازطریق ساختارسیاسی وخط مشیهای مربوط به آن پرداخت. (عزتی،1387: 110)
ژئواکونومی‎رابطه بین قدرت و فضا را مدّ نظر دارد و هدف اصلی آن کنترل سرزمین و دستیابی به قدرت فیزیکی نیست بلکه دست یافتن به استیلای اقتصادی فناوری و بازرگانی است بدین ترتیب به نظر می‎رسد مفاهیم ژئواکونومی‎در رویارویی با مسائل قرن 21 از کارآیی مناسبی در مقیاس جهانی برخوردار خواهد بود (واعظی،1388 :32)
ژئواکونومی‎رابطه بین قدرت وفضا را بررسی می‎کند. فضای بالقوه ودرحال سیلان همواره حدود ومرزهایش درحال تغییروتحول است،ازاین رو آزادازمرزهای سرزمین وویژگیهای فیزیکی ژئوپلیتیک است.درنتیجه تفکر ژئواکونومی‎شامل ابزارآلات لازم وضروری است که دولت می‎تواندازطریق آنها به کلیه اهدافش برسد.(عزتی،1387: 110)
ژئواکونومی‎و ژئوپلیتیک دارای تفاوتهای اساسی با هم می‎باشند،اول اینکه ژئواکونومی‎محصول دولت ها وشرکتهای بزرگ تجاری با استراتژیهای جهانی است درحالی که این خصیصه در ژئوپلیتیک نیست. نه دولت ونه شرکتهای تجاری هیچ نقشی درژئوپلیتیک ندارندبلکه یکپارچگی اتحادیه ها،منافع گروهی وغیره برپایه نمونه‎ های تاریخی با عملکردی نامرئی دراستراتژیهای ژئوپلیتیکی پایه واساسی برای همه صحنه‎های ژئوپلیتیکی هستند.
دوم اینکه هدف اصلی ژئواکونومی‎کنترل سرزمین ودستیابی به قدرت فیزیکی نیست بلکه دست یافتن به استیلای تکنولوژی وبازرگانی است. ازلحاظ کاربردی بایدگفت که مفهوم وعلم ژئوپلیتیک می‎تواند درنشان دادن راه وروش‎هایی برای پایان دادن به نزاعها ودرگیری ها ودرمجموع اختلافات نقش اساسی داشته باشددرحالی که ژئواکونومی‎ازچنین ویژگی برخوردارنیست(عزتی،1387: 112)
2-2-3- رویکرد ژئوکالچر
ژئوکالچر یا ژئوپلیتیک فرهنگی فرایند پیچیده ای از تعاملات قدرت،فرهنگ، و محیط جغرافیایی است که طی آن فرهنگها همچون سایر پدیده‎های نظام اجتماعی همواره در حال شکل­ گیری، تکامل،آمیزش، جابجایی در جریان زمان و در بستر محیط جغرا فیایی کره زمین اند.به عبارت دیگر ژئوکالچر ترکیبی از فرایند ‎های مکانی – فضایی قدرت فرهنگی میان بازیگران متنوع و بی شماری است که در لایه‎های مختلف اجتماعی و درعرصه محیط یکپارچه سیاره زمین به نقش آفرینی پرداخته و در تعامل دائمی‎با یکدیگر بسر می­برندو بر اثر همین تعامل مداوم است که در هر زمان چشم انداز فرهنگی ویژه خلق می‎شود.از این رو ساختار ژئو کالچر جهانی بیانگر موزاییکی از نواحی فرهنگی کوچک و بزرگی است که محصول تعامل‎های مکانی – قضایی قدرت فرهنگی اند که در طول و موازات یکدیگر حرکت می‎کنند (دیلمی‎معزی،2:1387).
ژئوکالچر پدیده ای است که بر شالوده نظام اطلاع رسانی نوین و یا صنایعی استوار است که به تولید محصولات فرهنگی مبادرت می‎ورزد وظیفه این صنایع تولید انبوه محصولات فرهنگی است. نظام سلطه فرهنگی در جهان کنونی در کنار نظام سلطه اقتصادی یا سیاسی از عناصر اصلی نظام ژئوپلیتیک جهانی می‎باشند. امروزه منطق حاکم بر فرایند‎های ژئوکالچر جهانی بر اشکال پیچیده و تکامل یافته تر شیوه‎های رقابتی مبتنی است. این فرایند در عین نافذ بودن، مدام در تکامل می‎باشد
پدیده‎های فرهنگی به دلیل خصیصه‎های مکانی شان همواره میل به ثبات و پایداری در مقابل نوآوری ها دارند که می‎توان به تلاش جوامع سنتی و حفظ میراث فرهنگی و آداب و سنن و نمادهای تاریخی و … اشاره کرد. از طرفی الگوهای تمدنی به واسطه ماهیت فضائیشان در جهت سرعت بخشیدن به تغییرات فرهنگی و زدودن مرزهای قراردادی هستند(حیدری،۱۳۸1 :۱۶۸).
۲-2-4- رویکرد ژئوپلیتیک زیست محیطی
مسایل ژئوپلیتیک زیست محیطی از اواخر قرن بیستم به موضوع اصلی فعالیت­ها و نگرانی­ها بین گروه‎های انسانی و بازیگران ملی و فراملی در سطوح منطقه ای و جهانی تبدیل شده است. محیط زیست بشری در سطوح محلی، ملی، منطقه ای و جهانی دستخوش مخاطرات گردیده است. این مخاطرات در سه بعد: کاهش و کمبود منابع، تخریب منابع و آلودگی محیط زیست تجلی یافته است. از دید ژئوپلیتیک، کمبود منابع زیست محیطی یا محروم کردن انسانها از زیستن در مکان مورد علاقه آنها رقابت و کنش متقابل بین گروه‎های انسانی و بازیگران سیاسی در سطوح مختلف را در پی دارد.(www.civilica.com).
طی چند دهه گذشته، افزایش جمعیت، گسترش دامنه مداخلات بشر در طبیعت برای تأمین نیازهای فزاینده از منابع کمیاب طبیعی، گسترش رویکرد سودانگاری در غالب طرح‎های توسعه ای، بی پروایی نسبت به جستار پایداری محیط زیست در ساخت سازه ها و زیر ساخت ها و مانند آن،پیامدهای ناگواری همانند گرمایش کروی، ویرانی لایه ازن، پدیده ال نینو، طوفانهای سهمگین، بالا آمدن سطح آب دریاها، گسترش گازهای گلخانه ای، خشکسالی، سیل، فرو نشست زمین، کاهش آب شیرین، بیابان زایی، کاهش خاک مرغوب، آلودگی هوا، باران‎های اسیدی، جنگل زدایی و نابودیت تنوع زیستی، نشانه‎هایی از جهانی شدن پیامدهای فروسایی محیط زیست در سطح فروملی و فراملی و جهانی بودن بوده اند. تداوم وضعیت موجود،آینده زیست و تمدن فراروی بشر را مبهم و نامطمئن کرده است.نگرانی از این وضعیت به همراه شرایط نا مطلوب کنونی، در طرح رویکردهایی همانند امنیت زیست محیطی، ژئوپلیتیک انتقادی، ژئوپلیتیک زیست محیطی، توسعه پایدار بسیار اثر گذاشت. با توجه به این که مفهوم «جهان» از مقیاس‎های مطالعاتی دانش یاد شده است، مرزهای محلی و ملی را در نوردیده اند، محیط زیست سویه ای ژئوپلیتیک یافته است (کاویانی،۱۳۹۰: ۸۵).
2-2-5-رویکرد ژئوپلیتیک انتقادی
در مورد ماهیت و چیستی ژئوپلیتیک انتقادی نظریه‎های مختلفی ارائه شده است. عده ای از نظریه پردازان، ژئوپلیتیک انتقادی را در مقایسه با ژئوپلیتیک سنتی، که به دلیل سوء استفاده از شواهد جغرافیایی به نفع مقاصد امپریالیستی لکه دار گردیده، از لحاظ علمی‎مستقل و بی طرفانه می‎دانند که می‎تواند با دیدگاهی متعالی به امور جهانی نگریسته و تحقیق عینی بپردازد(مویر،220:1379). عده ای را باور بر این است که ژئوپلیتیک انتقادی در جستجوی آشکار کردن سیاست­های پنهان دانش ژئوپلیتیک است (میرحیدر،42:1386)
از اوایل1970، شاهد ظهوررویکردی نوین به نام «ژئوپلیتیک انتقادی[15]»هستیم.دانشمندان ژئوپلیتیک چون اتوتایل[16] ومیشل فوکو را می‎توان ازپیشگامان این حرکت نوین دانست. این دانشمندان به طور همزمان، هم از ژئوپلیتیک انتقاد کردند و هم خود از اندیشمندان این عرصه بودند. این افراد، سیاست اندیشمندانه خود را بر «ضد ژئوپلیتیک» تعریف کرده و با وجود این، در چارچوب زیر بنایی مفاهیم ژئوپلیتیک کار می‎کردند (مویر،۳۷۸:۱۳۷۹).
محققین ژئوپلیتیک انتقادی تمایل دارند بجای تمرکز بر شناسایی عوامل جغرافیایی مؤثر بر شکل گیری قدرت دولتها و سیاست خارجی ایشان، از یک سو دریابند که سیاستمداران چگونه «تصاویر ذهنی» خود را از جهان ترسیم نموده اند و این بینش ها چگونه بر تفاسیر آن ها از مکان‎های مختلف تأثیر می‎گذارند؟ ژئوپلیتیک انتقادی به عنوان نظریه ای نسبتاً جدید که توانسته است خود را بر اساس مؤلفه‎های حاکم میان بازیگران روابط بین الملل، نظام مند سازد، چارچوبی مناسب برای فهم ژئوپلیتیکی جدید، به دور از عناصر سختی هم چون مرز و مکان ایجاد کرده است. بر اساس فهم برخی از موضوعات، بدون توجه به بعضی مسائلی که طبق نظریات سنتی غیرمرتبط می‎نمودند، امری ناقص خواهد بود. از منظر ژئوپلیتیک انتقادی، استراتژی قدرت همیشه نیازمندبه کارگیری فضا وهمین سبب گفتمان می­باشد. (www.javanemrooz.com)
رویکرد انتقادی، کوشش منتقدانه برای کشف ساختارهای جامعه معاصر است که ضمن نقد زیربنایی رویکردهای رایج در شناخت جامعه به تبیین کاستی ها ی روش شناسی آنها می‎پردازند و شیوه‎های اثبات گرایی (پوزیتیوسیتی) را در مطالعه جامعه نقد می‎کند و بر این انگاره استوار است که صرف تجربه و روش‎های تجربی کافی نیست و نباید مطالعه جامعه را همسان با مطالعه طبیعت انگاشت. هدف نظریه پردازان مکتب انتقادی، ایجاد دگرگونی‎های فرهنگی و روشنگرانه برای کاهش نابرابری‎های جهانی، برقراری عدالت بین المللی، احترام به تفاوت ها و گرایش به ارزش‎های فرهنگی جدیدی است که بر فرایند تعامل موجود در صحنه‎های اجتماعی و تمدنی حاکم شود و تعامل و عمل را در چارچوب ارزشهای موجود رهبری کند (مشیر زاده،۱۳۸۴ :۲۲۱).
هر چند ژئوپلیتیک به مطالعه روابط متقابل جغرافیا، قدرت سیاست و کنش‎های ناشی از ترکیب آنها با یکدیگر می‎پردازد (حافظ نیا،۳۶:۱۳۸۵). اما امروزه گفتمان آن تابعی از چالش‎های برخاسته از «جهانی شدن‎های اقتصادی»، «انقلاب اطلاع رسانی» و«خطرات امنیتی جامعه جهانی» است (مجتهد زاده،۱۲۸:۱۳۸۱)و بالاخره ژئوپلیتیک انتقادی در جستجوی آشکار کردن سیاست‎های پنهان دانش ژئوپلیتیک است.مباحث ژئوپلیتیک مقاومت و آنتی ژئوپلیتیک از جمله مباحث مهم در پژوهش ها و نوشته‎های مربوط به ژئو پلیتیک انتقادی می‎باشد.این رویکرد توجهش را صرفاً به رویه سلطه ژئوپلیتیک معطوف نداشته بلکه به رویه دیگر ژئوپلیتیک که مقاومت می‎باشد بیشتر توجه می‎کند. و عاشورا به عنوان عالیترین و متعالی ترین صحنه ژئوپلیتیک مقاومت از چنان ماندگاری و جاودانگی برخوردار بوده و هست که امروزه و در قرن بیست و یکم وهزاره سوم نیز توان تحریک و به غلیان در آوردن جنبش‎های مقاومت را دارد. بسیاری از نهضت ها و مقاومت ها در دنیای اسلام و حتی غیر اسلام الگوی مقاومت خود را از عاشورا الهام گرفته اند. (باباخانی،38:1392)
2-3-اندیشه ملی گرایی
ملی گرایی مفهومی‎کاملا سیاسی دارد. این مفهوم به عنوان یک اندیشه و فلسفه سیاسی تلقی می­ شود. اندیشه‎ای که در هر ملتی ریشه در هویت ملی و میهن دوستی آن ملت دارد. در حالی که مفهوم میهن دوستی و دلبستگی به هویت میهنی مفاهیم غریزی و کهن هستند، ناسیونالیسم پدیده ای فلسفی و نوین محسوب می‎شود که از سوی اروپای بعد از انقلاب صنعتی به جهان بشری معرفی شده است. در این راستا هنگامی‎که جنگ جهانی اول و جنگ‎های بزرگ قبل از آن بیشتر با انگیزه میهن دوستی شروع شده بود، جنگ جهانی دوم حاصل برخورد اندیشه‎های ناسیونالیستی بود.(حافظ نیا و همکاران،210:1389)
ناسیونالیسم به وابستگی مردم یک منطقه که براساس یک احساس مشترک به وجود آمده گفته می­ شود این احساس مشترک ممکن است علل تاریخی، فرهنگی، نژادی، جغرافیایی و غیره داشته باشد. ناسیونالیسم در حقیقت ملاتی است که گروه‎های مختلف را به هم پیوند داده و واحدی به نام ملت را به وجود می‎آورد. (روشن و فرهادیان،242:1385)
میهن دوستی و دلبستگی به هویت میهنی مفاهیم غریزی و کهن هستند. ناسیونالیسم یا ملی گرایی مفهومی‎کاملاً سیاسی است که از سوی اروپای بعد از انقلاب صنعتی به جهان بشری معرفی شد. از نظر واژه شناسی ناسیونالیسم از ریشه ناسی(Nasci)آمده است این واژه لاتین متولد شدن معنی می‎دهد و نظریه تکاملی ایده ناسیونالیسم را تأیید می‎کند.(حافظ نیا و همکاران،210:1389)
اگر ناسیونالیسم بر مبنای برگشت به ارزشهای جاهلی و اساطیری باشد، ارتجاعی محسوب می‎شود و اگر بر مبنای یک احساس انسانی و فرهنگ خلاق باشد، مترقیانه خواهد بود. مفهوم ناسیونالیسم در قرن نوزدهم و بیستم به طور گسترده ای از اروپا به سایر نقاط و از جمله خاورمیانه انتشار یافت. افکار ناسیونالیستی به دلایلی چند در نیمه دوم قرن نوزدهم در خاورمیانه، گسترش یافت.
اول: افتتاح مدارس جدید درمصر، لبنان وسوریه
دوم: اختراع چاپ که به دنبال خود آگاهی از امور سیاسی را افزایش داده و مشوق احیای فرهنگی- ادبی شد.
سوم: تجزیه امپراطوری‎های قدیم که به دنبال خود، خود مختاری گروه‎های ملی را به دنبال داشت.(درایسدل و بلیک،77:1386)
با شروع قرن بیستم ناسیونالیسم به یک قدرت عمده سیاسی در خاورمیانه تبدیل شد و تأثیرات آن زمانی به اوج خود رسید که ناسیونالیسم ترک، عرب، ایرانی و یهود به طور همزمان در این منطقه ظهور کردند، از عوامل اصلی که سبب بروز شکاف و اختلاف در میان شیعیان منطقه خاورمیانه شده، اندیشه‎های ناسیونالیستی پیروان این مذهب در کشورهای مختلف می‎باشد. تنوع نژادی و قومی‎شیعیان ساکن در منطقه خاورمیانه الهام بخش اندیشه‎های ناسیونالیستی در میان آنان گردیده و این امر واگرایی و فقدان وحدت مذهبی در بین آنان را به دنبال دارد. ویژگی عمومی‎ناسیونالیسم تأکید بر برتری هویت ملی بر دعاوی مبتنی بر طبقه، دین و مذهب است و بر این اساس عوامل زبانی، فرهنگی وتاریخی مشترک به همراه تأکید بر سرزمین خاص، هویت بخش گروهی از مردم می‎شود.
بدین ترتیب ایدئولوژی ناسیونالیسم با تأکید بر نژاد و زبان در جهان اسلام که مرکب از انواع زبانها و نژادها ی گوناگون است، یکی از عوامل اصلی واگرایی تلقی می‎گردد. تجارب تاریخی گویای این واقعیت است که حتی پان عربیسم از ادعای نهضت وحدت سراسری اعراب نتوانست در جوامع و کشورهای عربی ایجاد وحدت نماید و طی جنگهای اعراب اسرائیل و با شکست اعراب اعتبار خود را از دست داد. به طوری که در جریان جنگ 1991 آمریکا و متحدین با عراق برخی کشورهای عرب برای آزادی کویت به یک کشور دیگر عرب(عراق)، حمله ور شدند(صفوی،202:1387).
2-4-میهن خواهی
میهن خواهی یا وطن دوستی فلسفه سیاسی ویژه ای نیست، بلکه غریزه ای است که از حس اولیه ی تعلق داشتن به مکان و هویت ویژه ای آن و حس دفاع از منافع اولیه ی فردی در آن مکان ویژه ناشی می‎شود. گونه ی اولیه ی خودنمایی این غریزه کم و بیش در همه ی حیوانات قابل مشاهده است. بیشتر حیوانات محدوده‎های مشخصی را برای جولان دادن و منافع اختصاصی، فردی یا گروهی خود در نظر گرفته و به آن دلبستگی و تعلق می‎یابند و دخالت و تجاوز دیگران را در آن با سرسختی دفع می‎کنند. (مجتهدزاده،70:1381). مفهوم میهن از انگیزه‎های سیاسی دور است و از حد غریزه ی طبیعی خارج نمی‎شود. میهن خواهی یا میهن دوستی تا آن اندازه طبیعی و غریزی است که با تعلقات معنوی انسان درآمیخته و جنبه ی الهی به خود می‎گیرد و به گونه ی مفهوم مقدس خودنمایی می‎کند.
2-5- مفهوم ملت
جمع افرادی که از پیوندهای مادی و معنوی ویژه و مشخصی برخوردار باشند و با مکان جغرافیایی ویژه ای، «سرزمین سیاسی یکپارچه و جداگانه» همخوانی داشته باشند و حاکمیت حکومتی مستقل را واقعیت بخشند، ملت آن سرزمین یا کشور شناخته می‎شوند. بدین ترتیب ملت و ملیت پدیده‎های سیاسی هستند که در رابطه مستقیم با سرزمین واقعیت پیدا می‎کنند و این اصطلاحات در حالی که مباحث سیاسی هستند، جنبه ای کاملاً جغرافیایی به خود می‎گیرند. (مجتهدزاده،65:1381).
در زبان‎های اروپایی واژه ملت از کلمه(natio) مشتق شده و بر مردمانی دلالت دارد که از راه ولادت با یکدیگر نسبت دارند و از یک قوم و قبیله هستند. ملت به مجموعه ای از افراد ساکن در فضای جغرافیایی مشخص و محدود از حیث سیاسی اطلاق می‎شود که بر اساس عوامل و خصیصه‎هایی نظیر تبار، تاریخ، فرهنگ، دین، مذهب، سرزمین، قومیت، زبان و …نسبت به یکدیگر احساس همبستگی می‎کنند و خود را متعلق به یک ما می‎دانند.(حافظ نیا و همکاران،108:1389)

نظر دهید »
دانلود پایان نامه درباره : بررسي مفهوم نماد گاو ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

5 -16
دو گاو آسمانی دسته­های فرم کوزه­ای شکل را تزیین نموده ­اند. کوزه، کاسه و فرم­های شکم برآمده، مفهوم باروری و رویش را منتقل می­نمایند و بالندگی و شکوفایی را نوید می­ دهند.
آخرین مجلسی که در این بخش مورد بررسی قرار خواهد گرفت تصویر انسان متعالی واقع در مجموعه­ پاسارگاد است که آن را ذوالقرنین نیز نام نهاده­اند. وجه تسمیه­ی این اثر دارا بودن دوشاخ است.

آ.

ب.

5 -17
ايرانيان نيز مانند هنديان عقيده دارند كه جهان به هفت كرشور (در فارسي جديد كشور) تقسيم شده است. در بندهش آمده است که اين مناطق هنگامي آفريده شد كه براي اولين بار ایزد تیشتر باران را آفرید و بر زمين فرود آورد. بخش مياني، خونيرث نام دارد و نيمي از همه زمين را تشكيل مي دهد.کیانیان و یلان در خونیرث آفریده شدند. خونیرث به اندازه مجموع شش منطقه ديگر وسعت دارد. مردمان نمی توانستند از کشوری به کشور دیگر سفر کنند مگر بر پشت گاوی آسمانی به نام سریشوَک يا هديوش(هینلز بی­تا، 31)
در کتاب پهلوی زادسپرم مهاجرت ایرانیان از خونیرث به دیگر کشورها سوار بر پشت همین گاو سریشوک صورت گرفته است. سه آتش بر پشت این گاو روشن بود شبي طوفان شديدي رخ داد و آتش ها از پشت گاو به دريا افتادند و در آن جا به سوختن ادامه دادند و در دريا به مردمان روشني بخشيدند. این آتش ها به دریا فروریخت و گوهر آنها یکی بود و به سه بهره شد و دوباره در سه جای فروزان گشت و به آذر فرنبغ (آتش موبدان در فارس) و آذرگشنسب، آتش پادشاهان و ارتشتاران (درآذربایجان) و آذربرزین مهر (آتش کشاورزان در خراسان) موسوم گشت. در این اسطوره به نگهداری آتش های سه گانه، بر پشت گاو آسمانی اشاره شده است. عدد سه نشانه ای از تثلیث مقدس است.
هديوش در اساطير ايراني نام گاوي است كه گوپت شاه از آن نگاهداري مي كند و در هنگام رستاخيز، سوشيانت با يارانش آن را قرباني مي كنند و با چربي آن آميخته به هوم سفيد، مائده­اي مي­سازند و به مردمان مي­دهند و مردمان با خوردن آن عمر جاويدان مي­يابند. اين گاو بنا به سنت ايراني در دژي مستحكم نگهداري شده تا اينكه در روز رستاخيز قرباني شود. (جابز 1370، 161 – 162).
هديه جاودانگي هنگامي اعطا خواهد شد كه سوشيانس، منجی آخرالزمان در آیین زرتشتی، قرباني نهايي را با آخرين حيواني كه براي خدمت به بشر كشته مي­شود، انجام دهد. اين همان قرباني گاو آسمانی است. از پيه آن گاو و شربت هوم سفيد اساطيري كه در درياي گيهاني قرار دارد، اكسير جاودانگي تهيه خواهد شد.
در اساطیر ایران گاو مرد،گوپت شاه نام گرفته است. او موجودی است آسمانی از آن جهت كه اندامش خیالی و ترکیبی است. نيمي از او انسان و نيمي از او گاو است. وظیفه گوپت شاه در اساطیر مراقبت از سريشوك یا هدیوش است. زيرا اين گاو آخرين حيواني است كه در بازسازي جهان كه همه آدميان بايد جاودانه گردند، قرباني مي شود.
میترا مشهورترین گاوکش تاریخ اساطیری جهان است و این شهرت را مدیون رواج مهرپرستی در امپراطوری روم باستان می­باشد. در کتیبه های دولتی هخامنشی میترا و آناهیتا در کنار اهورامزدا یاد شده ­اند، اما اساطیر ایرانیان در دوره­ هخامنشی به متون کتیبه­ها محدود نمی­ شود. ایرانیان و هندیان در دوره­ای با هم می­زیسته­اند و متون کهن ریگ ودا معرف عقاید آنها در این دوره است. از بخشهای اوستا نیز یشت­ها قدمتی پیش هخامنشی دارد . بسیاری ایزدان که در یشت­ها ستایش شده ­اند با ایزدان ودایی در برخی خصوصیات مشترک­اند
5 -5 جنگ­های قهرمان
قهرمان در هر دوره­ای به جنگی می ­پردازد که در فرگرد پیشین تا حدودی که به بحث مربوط می­شد در مورد آن صحبت شد. در این بخش به بررسی مجالس نمادین مرتبط با آن پرداخته خواهد شد.

آ.

ب.

5 -18
ايرانيان نيز مانند هنديان عقيده دارند كه جهان به هفت كرشور (در فارسي جديد كشور) تقسيم شده است. در بندهش آمده است که اين مناطق هنگامي آفريده شد كه براي اولين بار ایزد تیشتر باران را آفرید و بر زمين فرود آورد. بخش مياني، خونيرث نام دارد و نيمي از همه زمين را تشكيل مي دهد.کیانیان و یلان در خونیرث آفریده شدند. خونیرث به اندازه مجموع شش منطقه ديگر وسعت دارد. مردمان نمی توانستند از کشوری به کشور دیگر سفر کنند مگر بر پشت گاوی آسمانی به نام سریشوَک يا هديوش(هینلز بی­تا، 31)
در کتاب پهلوی زادسپرم مهاجرت ایرانیان از خونیرث به دیگر کشورها سوار بر پشت همین گاو سریشوک صورت گرفته است. سه آتش بر پشت این گاو روشن بود شبي طوفان شديدي رخ داد و آتش ها از پشت گاو به دريا افتادند و در آن جا به سوختن ادامه دادند و در دريا به مردمان روشني بخشيدند. این آتش ها به دریا فروریخت و گوهر آنها یکی بود و به سه بهره شد و دوباره در سه جای فروزان گشت و به آذر فرنبغ (آتش موبدان در فارس) و آذرگشنسب، آتش پادشاهان و ارتشتاران (درآذربایجان) و آذربرزین مهر (آتش کشاورزان در خراسان) موسوم گشت. در این اسطوره به نگهداری آتش های سه گانه، بر پشت گاو آسمانی اشاره شده است. عدد سه نشانه ای از تثلیث مقدس است.
هديوش در اساطير ايراني نام گاوي است كه گوپت شاه از آن نگاهداري مي كند و در هنگام رستاخيز، سوشيانت با يارانش آن را قرباني مي كنند و با چربي آن آميخته به هوم سفيد، مائده­اي مي­سازند و به مردمان مي­دهند و مردمان با خوردن آن عمر جاويدان مي­يابند. اين گاو بنا به سنت ايراني در دژي مستحكم نگهداري شده تا اينكه در روز رستاخيز قرباني شود. (جابز 1370، 161 – 162).
هديه جاودانگي هنگامي اعطا خواهد شد كه سوشيانس، منجی آخرالزمان در آیین زرتشتی، قرباني نهايي را با آخرين حيواني كه براي خدمت به بشر كشته مي­شود، انجام دهد. اين همان قرباني گاو آسمانی است. از پيه آن گاو و شربت هوم سفيد اساطيري كه در درياي گيهاني قرار دارد، اكسير جاودانگي تهيه خواهد شد.
در اساطیر ایران گاو مرد،گوپت شاه نام گرفته است. او موجودی است آسمانی از آن جهت كه اندامش خیالی و ترکیبی است. نيمي از او انسان و نيمي از او گاو است. وظیفه گوپت شاه در اساطیر مراقبت از سريشوك یا هدیوش است. زيرا اين گاو آخرين حيواني است كه در بازسازي جهان كه همه آدميان بايد جاودانه گردند، قرباني مي شود.
میترا مشهورترین گاوکش تاریخ اساطیری جهان است و این شهرت را مدیون رواج مهرپرستی در امپراطوری روم باستان می­باشد. در کتیبه های دولتی هخامنشی میترا و آناهیتا در کنار اهورامزدا یاد شده ­اند، اما اساطیر ایرانیان در دوره­ هخامنشی به متون کتیبه­ها محدود نمی­ شود. ایرانیان و هندیان در دوره­ای با هم می­زیسته­اند و متون کهن ریگ ودا معرف عقاید آنها در این دوره است. از بخشهای اوستا نیز یشت­ها قدمتی پیش هخامنشی دارد . بسیاری ایزدان که در یشت­ها ستایش شده ­اند با ایزدان ودایی در برخی خصوصیات مشترک­اند
مجالس بعدی همگی در تالار صد ستون مجموعه­ پارسه نقر شده ­اند و به ترتیب جنگ قهرمان با موجوداتی از قبیل شیر شاخدار آسمانی، شیر و شیردال را نشان می­ دهند. نگاهداشت مهری در همه این مجالس تکرار شده است.
تصاویر مربوطه برای نمایش جنگ قهرمان در این بخش آورده شده است ولی به این دلیل که جنگ قهرمان با شیر در بحث این پژوهش نقش اصلی را ندارد به تحلیل آنها پرداخته نخواهد شد. در بخش­های بعدی در مورد شیر صحبت خواهد شد.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

آ.

ب.

پ.

5 -19
مجالس بعدی یک مهر و دیگری اثر مهری هستند که در آنها گاو به صورت واقعگرایانه نمایش داده شده است. در تصویر آ. قهرمان ابزار قربانی به دست دارد. او شاخ گاو را با دست نگه داشته است گویی از فرارگاو ممانعت می­ کند. گاو روی دو پای عقب ایستاده است و باز هم شبیه به تصاویر مهری سرش را برگردانده و به قهرمان نگاه می­ کند. اگر این گاو اسطوره­ای همان باشد که در فرگرد دوم تحت عنوان ثور آسمانی در مورد آن بحث شد، چشم او «عین الثور» خاصیت جادویی منفی دارد. نگاه کردن او به قهرمان به منظور طلسمی برای ممانعت از انجام قربانی است.
تصویر ب. به نوعی مرحله­ دوم همین جنگ را نشان می­دهد. در تصویر ب. قهرمان دم گاو را گرفته است و پایش را به حالت نگاهداشت مهری روی کتف گاو قرار داده است و پوزه­ی حیوان را در اصطلاح جنگجویان به خاک مالیده است و باعث شده تا حیوان سر و ته شود.
ايرانيان نيز مانند هنديان عقيده دارند كه جهان به هفت كرشور (در فارسي جديد كشور) تقسيم شده است. در بندهش آمده است که اين مناطق هنگامي آفريده شد كه براي اولين بار ایزد تیشتر باران را آفرید و بر زمين فرود آورد. بخش مياني، خونيرث نام دارد و نيمي از همه زمين را تشكيل مي دهد.کیانیان و یلان در خونیرث آفریده شدند. خونیرث به اندازه مجموع شش منطقه ديگر وسعت دارد. مردمان نمی توانستند از کشوری به کشور دیگر سفر کنند مگر بر پشت گاوی آسمانی به نام سریشوَک يا هديوش(هینلز بی­تا، 31)

نظر دهید »
فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : راهنمای نگارش پایان نامه با موضوع جایگاه اختلاف قراءات و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

سالم بن سلمه مى‏گوید: فردى نزد حضرت صادق علیه السّلام قرائت (قرآن) مى‏نمود و من شنیدم که او بر خلاف قرائت «ناس» (مردم) مى‏خواند. حضرت به او گفت: از چنین قرائتى خوددارى کن؛ آن چنان بخوان که مردم مى‏خوانند.
روایت مذکور که از جهت سند نیز معتبر است، دلالت دارد بر این که امام صادق (ع) به تصحیح قراآت مى‏پرداخته و آنها را بر قرائت مشهور که همان قرائت «ناس» است ارجاع مى‏داده است.
– عن عبد العزیز قال‏ سألت الرضا علیه السّلام عن التوحید فقال: کلّ من قرأ: قل هو اللّه احد، و آمن بها فقد عرف التوحید. قلت: کیف نقرأها؟ قال: کما یقرأ الناس (ابن بابویه، ۱۳۹۸ه.ق، ص۲۸۴؛ طبرسی، ۱۳۷۹، ص۱۰).
عبد العزیز گوید: از امام رضا (ع) درباره توحید سؤال نمودم. حضرت فرمود: هر کس سوره قل هو اللّه احد را بخواند و بر آن ایمان بیاورد، توحید را شناخته است. عرض کردم. چگونه سوره توحید را قرائت کنیم؟ حضرت فرمود: همان طورى که مردم مى‏خوانند.
بنابراین نقش راهنماییها و ارشادات ائمه اطهار(ع) در زمینهی شناخت قرائت صحیح نیز بسیار راهگشا و مفید است؛ به همین دلیل مرحوم طبرسی در تفسیر خود، از این روایات بهره جسته و استفاده از آنها را ملاکی برای تعیین قرائت صحیح از نادرست دانسته است؛ همانطوری که در ذیل آیه ۱۱۲ سوره مائده توضیحاتی در این خصوص بیان مینماید.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

آیه شریفه میفرماید:
إِذْ قالَ الْحَوارِیُّونَ یا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنا مائِدَهً مِنَ السَّماءِ قالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ؛ به یاد آر زمانى که حواریین عیسى به وى گفتند: اى عیسى بن مریم؛ آیا پروردگار تو توانایى دارد مائده‏اى از آسمان بر ما نازل کند؟ گفت: بپرهیزید از خدا اگر دارنده ایمانید (مائده/۱۱۲).
کسایی در «هل یستطیع ربک»، فعل را به تاء و «ربک» را منصوب و دیگران فعل را به یاء و «ربک» را مرفوع خوانده‏اند (شافعی الحفیان، ۱۴۲۳ق، ص۳۱۱؛ طبرسی، ۱۳۶۰، ج۷، ص۲۳۲).
طبرسی مینویسد: وجه قرائت اول این است که مقصود «هل تستطیع سؤال ربک» است؛ یعنى آیا قدرت دارى که از پروردگار خود سؤال کنى؟ البته درباره قدرت او شک نداشتند. مى‏خواستند بگویند: تو که مى‏توانى چرا سؤال نمى‏کنى؟! طبق این قرائت «ان ینزل» متعلق است به مصدرى محذوف. یعنى «هل تستطیع ان تسال ربک انزال مائده» آیا مى‏توانى نازل شدن مائده را از خدا بخواهى؟ (همان).
ایشان پس از توضیحاتی درباره قرائتهای متفاوت از آیه مورد نظر، در تایید گفتار خویش و تایید قرائتها به سخنانی از امام صادق (ع) استناد مینماید آنجایی که میگوید:
از امام صادق (ع) روایت شده است که یعنى: «… هل تستطیع ان تدعو ربک». (همان).
ذکر این روایت در تفسیر مجمع البیان، بیانگر این نکته است که امام صادق(ع) نیز، فعل را با تاء و ربک را منصوب قرائت کردهاند. و مرحوم طبرسی این روایت را دلیلی بر صحت قرائت مذکور معرفی مینماید.
نمونهای دیگر از این بحث آیه زیر است:
وَ هُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذا أَقَلَّتْ سَحاباً ثِقالاً سُقْناهُ لِبَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَنْزَلْنا بِهِ الْماءَ فَأَخْرَجْنا بِهِ مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ کَذلِکَ نُخْرِجُ الْمَوْتى‏ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ ؛ و او است که در پیشاپیش رحمت (باران) خود بادها را مژده دهنده مى‏فرستد تا آن گاه که ابرى سنگین بردارد آن را به سرزمین مرده برانیم بدان وسیله آب فرو باریم و با آن آب از هر گونه میوه‏ها (از زمین) بیرون آوریم، هم چنان مردگان را بیرون آوریم شاید شما متذکر شوید (اعراف/۵۷).
طبرسی مینویسد: ابن کثیر «الریح نشرا» به ضم نون و شین خوانده است. طبق این قرائت مقصود از الریح کثرت و صفت آن جمع است. مقصود بادهاى متفرق و پراکنده است. پیامبر اسلام در موقع وزش باد مى‏فرمود:
اللهم اجعلها ریاحا و لا تجعلها ریحا؛ خدایا آن را بادها قرار ده نه یک باد! (طبرسی، ۱۳۶۰، ج‏۹، ص ۱۳۶).
وی میگوید: علت این روایت آن است که هر جا “ریاح” به صورت جمع به کار رفته برای رحمت بوده و هر جا که مفرد به کار رفته، برای عذاب استعمال شده است (همان).
۷-۲-۴- استفاده از چند معیار باهم
همانطور که گفته شد؛ تفسیر مجمع البیان را میتوان به عنوان یکی از منابعی به حساب آورد که دربردارنده و حاوی مطالبی بسیار مهم در باب اختلاف قراءات است. گاهی در ذیل آیهای، فقط از یک معیار برای اثبات یا رد قرائتی بیان کرده است؛ اما گاهی اوقات نیز چندین روش و معیار و ملاک را در جهت اثبات مدعا به کار برده است که در زیر به بیان برخی از آنها میپردازیم. به عنوان نمونه درباره آیه :
قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَیَحْزُنُکَ الَّذِی یَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا یُکَذِّبُونَکَ وَ لکِنَّ الظَّالِمِینَ بِآیاتِ اللَّهِ یَجْحَدُونَ ؛ ما مى‏دانیم که گفته‏هاى آنان تو را اندوهگین مى‏سازد، و این حرفها در حقیقت تکذیب تو نیست، و لیکن ستمکاران آیات خدا را انکار مى‏کنند (انعام/۳۳).
طبرسی درباره لفظ «یکذبوک» در این آیه از چندین معیار استفاده نموده است:
ابتدا اختلاف قرائتها را یادآور میشود که؛ نافع و کسایى و اعشى از ابو بکر به ضم یاء و سکون کاف خوانده‏اند؛ و معیار هماهنگی با روایات ائمه اطهار(ع) را برمیگزیند و میگوید: قرائت امام على (ع) نیز همین است. از امام صادق (ع) نیز روایت شده است. دیگران به فتح کاف و تشدید ذال خوانده‏اند. و در توجیه قرائت دوم از معیار هماهنگی با قواعد ادبیات عرب استفاده مینماید و میگوید: قرائت دوم به این مناسبت است که باب تفعیل براى نسبت دادن کارى به کسى مى‏آید. مثل «زنیته». یعنى: نسبت زنا به او دادم. باب افعال هم به همین معنى آمده است. مثل «اسقیته» یعنى: به او گفتم خدا تو را آب دهد. و سپس در تایید گفتار خود از معیار مطابقت با شعر شعرا بهره میبرد و مینویسد: شاعر گوید:
و اسقیه حتى کاد مما ابثه تکلمنى احجاره و ملاعبه‏
یعنى: به او گفتم خداوند آبت دهد. تا آنجا که نزدیک بود سنگهاى آن با من سخن گویند.
بنا بر این وی هر دو قرائت، را به یک معنى میداند و هر دو را تایید مینماید. سپس میافزاید که: مؤید دیگر قرائت اول، گفته کمیت است:
و طائفه قد ا کفرتنى بحبکم و طائفه قالت مسی‏ء و مذنب‏
یعنى: گروهى به دوستى شما مرا کافر خوانده‏اند و گروهى مرا گنهکار و بدکار.
همچنین وی از اقوال و سخنان و لغت عرب نیز استفاده نموده و میگوید: گفته‏اند: عرب مى‏گوید: «اکذبت الرجل»؛ یعنى نسبت دروغ به او دادم (طبرسی، ۱۳۶۰، ج‏۸، ص ۶۸).
بنابر آنچه گفته شد؛ طبرسی در تایید قرائتهای فوق از معیارهای زیر استفاده نموده است: هماهنگی با روایات معصومین(ع)، استفاده از قواعد ادبیات عرب، هماهنگی با شعر شعرای فصیح عرب، استفاده از اقوال، سخنان و لغت عرب.
نمونه دیگر آیه زیر است: خداوند در قرآن کریم میفرماید:
وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَتْهُمْ آیَهٌ لَیُؤْمِنُنَّ بِها قُلْ إِنَّمَا الْآیاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ ما یُشْعِرُکُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا یُؤْمِنُونَ؛ به خدا قسم‏هاى مؤکد خورده‏اند که اگر معجزه‏اى به سوى آنان بیاید بدان ایمان آورند، بگو معجزه‏ها فقط نزد خدا است شما چه مى‏دانید که چون معجزه‏اى بیاید ایمان نمى‏آورند (انعام/۱۰۹).
در تفسیر مجمع البیان آمده است: ابن کثیر و بصریان و ابو بکر از عاصم و نصیر از کسایى و خلف، «انها» را به کسر همزه و دیگران به فتح همزه قرائت کرده‏اند.
ابو على گوید: «ما» کلمه استفهام و فاعل «یشعر» ضمیرى است که به «ما» برمیگردد. کسانى که «انها» را به کسر خوانده‏اند؛ بنا بر استیناف است. و کسانى که به فتح خوانده‏اند؛ بنا بر این است که «یشعرکم» به معناى «یدریکم» باشد، که هم به حرف جر متعدى میشود و هم بدون جر. در صورت دوم «انها» محلا منصوب و در صورت اول یا محلا مجرور یا منصوب است (استفاده از قواعد ادبیات عرب). در هر صورت، طبق این قرائت، آیه را دو جور مى‏توان معنى کرد:
۱- «ان» به معناى «لعل» است. چنان که شاعر گوید:
أ عاذل ما یدریک ان منیتى الى ساعه فى الیوم او فى صحى الغد (استفاده از شعر شعرای عرب).
یعنى: آیا آنچه که تو را فهمانیده است، سرزنش کنم؟ شاید مرگ من همین امروز فرا رسد یا بامداد فردا.
بنا بر این، یعنى چه چیز شما را مى‏فهماند؟ شاید وقتى بیاید ایمان نیاورند.
چنان که مى‏بینیم در قرآن کریم «لعل» بعد از علم آمده است. مثل: «وَ ما یُدْرِیکَ لَعَلَّهُ یَزَّکَّى» (عبس/ ۳). (هماهنگی با آیات قرآن کریم).
۲- اینکه «لا» زاید باشد. یعنى: چه شما را مى‏فهماند که وقتى بیاید، ایمان مى‏آورند؟ در شعر زیر ممکن است «لا» را زاید و غیر زاید دانست:‏
ابى جوده لا البخل و استعجلت به نعم من فتى لا یمنع الجوع قاتله ‏ (استفاده از شعر شعرای عرب).
یعنى: او جوانمردى است که از بخل امتناع مى‏کند و بیدرنگ پاسخ مثبت مى‏دهد و قاتل خود را محروم نمیکند. در این شعر اگر «البخل» را نصب بخوانیم، لا زایده و اگر به جر بخوانیم غیر زایده است ( طبرسی، ۱۳۶۰، ج‏۸، ص ۲۲۶).
طبرسی در اینجا نیز از معیارهای، شعر، ادبیات عرب و مطابقت با آیات قرآن استفاده نموده است.
فصل پنجم
نقش اختلاف قرائتها در برداشتهای تفسیری مجمع البیان
طرح مساله
گرایشهای مختلف مفسران در برداشت از قرآن و توجه به شیوه های مختلف تفسیری و اختلافها و اشتباهات آنان، همگی حاکی از آن است که هرکس بخواهد به تفسیر قرآن و فهم مراد خدای متعال از آن بپردازد، نیازمند آن است که قواعدِ متقنی را بر مبنای بدیهیات عقلی و قطعیات و مسلمات شرعی و ارتکازات عقلایی، برای برداشت از قرآن شناسایی کند ؛ تا در مهلکهی استحسان و برداشت بیملاک از قرآن نیفتد و با تقلیل خطاها به مراد واقعی خدای متعال نزدیکتر شود و در پرتو تبیین دقیق این قواعد، هم تفاسیر موجود را محک زده و صحت و سقم برداشتهای موجود در آن را بازشناسد و هم مبنای مناسبی برای تفسیر صحیح فراهم آورد.
این قواعد تفسیری عبارتند از: مجموعهای از ضوابط کلی که برداشت صحیح از آیات قرآن بر آن استوار است و سامانیابی تفسیر صحیح، در گرو شناخت این امور و رعایت آنها میباشد ( رجبی، ۱۳۸۳، ص۴؛ مرادی، ۱۳۸۲، ص۱۰۹؛ رضائی اصفهانی، ۱۳۸۲، ص۴۷۲). و از آنجایی که یکی از مهمترین مبادیِ قواعدِ تفسیری، بحث اختلاف قرائتها و شناخت قرائت واقعیِ قرآن کریم است (رجبی، ۱۳۸۳، ص۴)؛ بنابراین نقش اختلاف قرائتها در برداشتهای تفسیریِ مفسر، بسیار حائز اهمیت است.
همچنین توجه به قرائت قرآن کریم و کیفیت ادای آن، برای ارائه تفسیری صحیح از قرآن کریم، از آن جهت لازم و ضروری است که گاهی اوقات به واسطهی قرائتهای متعدد از یک آیه، برخی از وجوه و معانی احتمالی، بر برخی دیگر، ترجیح مییابند. گاهی اوقات نیز توسط همین اختلاف قرائتها، معنی آیه، آشکار و واضحتر میگردد. بنابراین و به طور کلی؛ نقش اختلاف قرائتها در تفسیر را میتوان در “ارائه کردن بیش از یک معنی برای لفظ و یا آیه” خلاصه نمود (متولی، ۱۴۲۰ق، ص۴۱).
تفسیر مجمع البیان یکی از تفاسیر مهم جهان تشیع محسوب میشود. که اختلاف قرائتها جزء بسیار مهم و جدانشدنی از آن به شمار میروند. و شیخ طبرسی نیز به زبانی گویا آنها را بازگو نموده است؛ گاه قرائتی را رد و دیگری را تایید مینماید؛ و گاه نیز تمام قرائتهای وارده را بر طبق معیارهای قرائت صحیح از دیدگاه خود، مورد تایید و پذیرش قرار میدهد. علاوه بر این؛ قرائتها برخی اوقات به صورت آگاهانه و گاهی به صورت ناخودآگاه در برداشتهای تفسیری وی تاثیرگذار بوده است به گونه ای که در نتیجه این تفاوت قرائت، معنا به کلی عوض شده و گاه عکس برداشت های دیگر معنا شده است، پژوهش حاضر در صدد است که موضوعات متعدد تفسیری را که به نوعی متأثر از اختلاف قرائت در تفسیر مجمع البیان است را واکاوی کند؛ تا میزان تاثیر این قرائتها را در برداشتهای تفسیری ایشان به روشنی نشان دهد؛ که برای این منظور و جهت تسهیل در مطلب، به دو طبقه؛ الف) آیات الاحکام و ب) دیگر موضوعات تفسیری دستهبندی شده است.
تاکنون هیچ کتاب و یا تحقیق مستقلی تحت عنوانِ «نقش اختلاف قرائتها در برداشتهای تفسیری طبرسی در مجمع البیان» نگاشته نشده است؛ هرچند که در لابه لای برخی مقالات به صورت جزئی، به مسئله اختلاف قرائتها از دیدگاه مرحوم طبرسی و تاریخ آن پرداخته شده است؛ اما درباره نقشی که این اختلاف قرائتها در تفسیر وی نموده است، بحثی نشده است. بنابراین نوآوری این تحقیق در این است که به کُنه و عُمقِ برداشت تفسیری طبرسی در مجمع البیان پرداخته و لذا به صورت عینی و ملموستر، چگونگیِ تاثیر اختلاف قرائت در برداشتهای این مفسر جلیلالقدر قابل تشخیص است.
۱- ۵- تاثیر در حوزه آیات الاحکام
واقعیت این است که بعضى از مسائل علوم قرآنى، ارتباطى تنگاتنگ با مباحث فقهى دارند؛ از جمله این مسائل، بحث قراءات قرآنى است که با برخی احکام فقهی در ارتباط است. جلال الدین سیوطى در اشاره به این امر مى‏نویسد: به سبب اختلاف در قراءات، اختلاف در احکام پیدا مى‏شود؛ از این رو اختلاف در حکم فقها، گاهی اوقات با اختلاف در قرائت پیوند دارد (سیوطی، ۱۳۸۰، ج۱، ص۲۷۰؛ و به نقل از: کلانتری ارسنجانی، ۱۳۸۴، ص ۳۳).

نظر دهید »
سایت دانلود پایان نامه: پژوهش های پیشین در مورد اثر مخارج دولتی در ورزش بر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

تبیین رابطه بین ورزش و رشد اقتصادی با بهره گرفتن از مدل رشد و مبانی ریاضی آن
در مدل رشد اقتصادی، اقتصادی را فرض کنید که درآن خانوار تنها عامل تولید کالاها و نیز عرضه­کننده عامل تولید است. همچنین فرض می­ شود که هر خانوار دوره زمانی t را صرف تحقق سه هدف می­ کند: انباشت سرمایه ، تولید کالا و ورزش و فراغت .

که در آن زمان سپری شده برای انباشت سرمایه انسانی، زمان صرف شده برای تولید و نیز زمان صرف شده برای ورزش و فراغت می­باشد. با توجه به اینکه ورزش نقش اساسی در سلامت فرد دارد، باعث افزایش بهره­وری شده و بهبود سرمایه انسانی را در پی دارد. این ادعا را می­توان از طریق نظریه سرمایه انسانی بکر[۳۸] که در فصل گذشته توضیح داده شد توجیه کرد. بکر نشان می­دهد که ورزش دارای مشخصات کالای سرمایه­ای است که فرد از آن، عایدی بدست می ­آورد. ورزش باعث می­ شود که فرد سالم­تر زندگی کرده، بهره­وری آن افزایش یافته و باعث افزایش تولید ملی ­شود. در واقع، به نظر بکر، زندگی افراد مثل ماشین­های مختلف می­باشد که می­توانند کیفیت­های مختلف داشته باشند. این تفاوت کیفیت، از طریق ورزش ایجاد می­ شود. با توجه به نظر بکر، ورزش باعث بهبود سرمایه انسانی می­ شود (گراتون و تیلور، ۲۰۰۲). اگر را سرمایه انسانی بدون ورزش در نظر بگیریم لذا بهبود یافته سرمایه انسانی است که با وجود ورزش بدست آمده است، لذا داریم (زیرنویس زمان (t) برای سادگی نگارش حذف شده است):

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

از این رو انباشت سرمایه انسانی می ­تواند بصورت زیر تعریف گردد:

که در آن عامل کارآیی (تحصیلات – دانش) و مشتق زمانی می­باشد.
لذا تابع تولید بصورت زیر تعریف می­ شود:

که بر اساس سرانه نیروی کار بصورت زیر در می ­آید:

که تولید سرانه، سرمایه سرانه و عامل بهره­وری می­باشد.
انباشت سرمایه بصورت تعریف می­ شود که در آن : و پس­انداز سرانه می­باشد.
محدودیت بودجه دولتی نیز بر حسب سرانه بصورت زیر است:

که سرانه هزینه­ های دولت و نرخ ثابت مالیات بر درآمد می­باشد (با این فرض که درآمد دولت فقط از محل مالیات­ها تأمین می­ شود).
حال در نظر بگیرید که تابع مولد ورزش بصورت زیر تعریف شود:

نشان دهنده مخارجی است که در ورزش صورت می­گیرد و نشان دهنده درآمد قابل تصرف می­باشد. همان­طور که ملاحظه می­ شود رابطه بین ورزش و مولد ورزش بصورت صعودی کاهنده می­باشد.
اگر ورزش صورت نگیرد آنگاه تابع مولد ورزش برابر با صفر خواهد بود
نمودار (۳-۱) ارتباط بین زمان اختصاصی به ورزش و مخارج ورزشی سرانه را نشان می­دهد. در واقع با افزایش زمان ورزش، مخارج سرانه ورزش افزایش می­یابد ولی این افزایش کاهنده می­باشد.
رابطه بین زمان اختصاصی به ورزش و مخارج ورزشی سرانه
باید تابع مصرف، با توجه به قیود مشخص، ماکزیمم شود:
s.t:
(۸)
و به ترتیب نرخ رجحان زمانی و نرخ تنزیل می­باشند.
پس­انداز سرانه برابر است با
که در آن، : درآمد قابل تصرف، : مخارج ورزشی یا مولد ورزشی و : مصرف سرانه می­باشد. در واقع نشان می­دهد که پس­انداز سرانه، از اختلاف بین درآمد قابل تصرف با مخارج ورزشی و مصرف سرانه بدست می ­آید.
و چون و آنگاه می­توان را بصورت زیر نوشت:
(۹)
(۱۰)
تابع همیلتون را تشکیل داده و آن را حل می­کنیم:
(۱۱)

بعد از لگاریتم­گیری و سپس مشتق­گیری بر حسب زمان از هر دو طرف معادله (۱۲) داریم:
(۱۷)
از معادله (۱۳) داریم:
(۱۸)
از معادله (۱۶) داریم:
(۱۹)
از معادلات (۱۸) و (۱۹) داریم:
(۲۰)
با لگاریتم­گیری و سپس مشتق­گیری از طرفین معادله (۱۸) می­توان به نتیجه زیر رسید:
(۲۱)
از معادلات (۱۷) و (۲۰) و (۲۱) داریم:
(۲۲)

نظر دهید »
سایت دانلود پایان نامه : دانلود مطالب پژوهشی با موضوع بررسی رعایت قواعد تفسیردر … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

یکی دیگر از ادله قابل طرح موافقان تواتر قرائات سبعه حدیث «نزل القرآن على سبعه احرف» است؛ این حدیث در بسیاری از منابع اهل سنت و برخی منابع شیعی آمده است. موافقان تواتر قرائات به این حدیث استناد کرده اند و در معنا و تفیسر «سبعه احرف» گفته اند: مراد از هفت حرف همان هفت قرائت متواتر است. به عبارت مقصود از نزول قرآن بر هفت حرف، نزول قرآن بر هفت قرائت است و قرآن با هفت قرائت بر پیامبر۹نازل شده است. از جمله این افراد می توان به ابن جزری اشاره کرد که در طبقات القراء مراد از حرف را قرائت می داند و می نویسد: «اهل شام به حرف ابن عامر قرائت می کردند.[۱۹۸]» [۱۹۹]
نقد
این استدلال مدعیان نادرست است; زیرا اولاً: روایاتى داریم که تأکید مى کند نزول قرآن بر هفت قرائت حرف نادرستى است و قرآن بر یک قرائت نازل شده است. روایتی از امام باقر۷در این باره وجود دارد که استدلال را رد می کند: «الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ زُرَارَهَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ۷قَالَ: إِنَ‏ الْقُرْآنَ‏ وَاحِدٌ نَزَلَ‏ مِنْ‏ عِنْدِ وَاحِدٍ وَ لَکِنَ‏ الِاخْتِلَافَ‏ یَجِی‏ءُ مِنْ قِبَلِ الرُّوَاهِ.[۲۰۰];……امام باقر۷فرمودند: قرآن یکى است و از سوى خداى واحد نازل شده است؛ اما اختلاف هایى که در قرائت ها وجود دارد، از طرف راویان این قرائت هاست.» روایت دیگرى نیز در این باره از امام صادق۷وجود دارد: « عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَهَ عَنِ الْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ۷إِنَّ النَّاسَ یَقُولُونَ إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ عَلَى سَبْعَهِ أَحْرُفٍ فَقَالَ کَذَبُوا أَعْدَاءُ اللَّهِ‏ وَ لَکِنَّهُ‏ نَزَلَ‏ عَلَى‏ حَرْفٍ‏ وَاحِدٍ مِنْ‏ عِنْدِ الْوَاحِدِ[۲۰۱] ….. به حضرت۹عرض کردم، مردم مى گویند: قرآن بر هفت حرف نازل شده است.حضرت۷فرمود: این سخن دشمنان خداست که دروغ مى گویند، و لیکن قرآن بر یک حرف از سوى خداوند واحد نازل شده است.»
صاحب التمهید فی علوم القرآن نیز ذیل این بحث احادیث زیادی در معنا و تفسیر این حدیث ذکر کرده است که برخی از آن ها صریحا رد دلالت احرف سبعه بر قرائات سبع است.[۲۰۲]
ثانیاً بسیاری از علمای عامه سبعه احرف را به معنای دیگری حمل می کنند به عنوان مثال قرطبی در تفسیرش در این باره فصلی می گشاید و می نویسد: «بسیاری از دانشمندان گفته اند: قرائت های سبعه که به قراء منصوب است غیر از احرف سبعه ای است که صحابه قرائت می کردند. قرائت های هفتگانه مربوط به یک لهجه از احرف سبعه است یعنی همان لهجه ای که عثمان مصحف خود را بر اساس آن جمع آوری کرد.»[۲۰۳]
به علاوه، دانشمندان تفسیرهاى مختلف دیگری[۲۰۴] نیز ، براى این روایت ذکر کرده اند و این گونه نیست که این توجیه و تفسیرى که مدعیان مطرح مى کنند، بر آن تفسیرها ترجیح داشته باشد؛ بنابراین، یک روایت مبهم و متشابهى خواهد بود که مقصود اصلى آن روشن نیست.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

ثالثا: زمانی که پیامبر۹این حدیث را بیان فرموده اند هنوز قراء سبعه به دنیا نیامده بودند و نخستین کسی که قرائت قراء سبعه را معتبر شمرده و آن ها را جمع آوری کرده است ابن مجاهد است که در اوایل قرن چهارم می زیست.
با توجه به مطالب فوق مشخص می شود که حدیث احرف سبعه با فرض ثبوت صحت سند آن، نیز هیچ دلالتی بر قرائات سبعه و قراء آن ندارد و هیچ گونه التزامی میان این دو برقرار نیست و سخن کسانی که این حدیث را دلیل بر تواتر قرائات سبع می دانند نیز نادرست است.
در نتیجه می توان گفت که هیچ یک از قرائات سبعه متواتر نیست و حداکثر چیزى که مى توان در مورد تواتر این قرائات پذیرفت، این است که آن ها از زمان تلاوت قاریان هفت گانه تا زمانى که به دست ما رسیده است، تواتر دارند؛ اما بر تواتر این قرائت ها پیش از آن زمان، تا زمان پیامبر۹دلیلى وجود ندارد.
حال جاى این پرسش هست که اگر هیچ یک از قرائات سبعه، متواتر نیستند، کدام قرائت از اعتبار بیشترى برخوردار است؟ و قرائت صحیح محسوب می شود؟
۶- معیار های تشخیص قرائت صحیح
دانشمندان علوم قرآنی و بزرگان فن قرائت قرآن برای تشخیص قرائت صحیح و جدا نمودن آن از قرائت غیر صحیح ضوابط و شرایطی را مشخص کرده اند. ایشان سه شرط برای قرائت صحیح ذکر کرده اند.
ابن جزری در «النشر فی القراءات العشر» شرایط صحت قرائت را این گونه بیان کرده است:
«کل قراءه وافقت العربیه و لو بوجه و وافقت أحد المصاحف العثمانیه و لو احتمالا و صح سندها فهی القراءه الصحیحه التى لا یجوز ردها و لا یحل إنکارها بل هى من الأحرف السبعه التى نزل بها القرآن و وجب على الناس قبولها، سواء کانت عن الأئمه السبعه أم عن العشره أم عن غیرهم من الأئمه المقبولین.[۲۰۵]» یعنی هر قرائتی که موافق قواعد عربی و موافق یکی از مصاحف عثمانی هر چند به صورت احتمالی باشد و سند آن صحیح باشد، پس آن قرائت صحیح است و رد کردن و انکار آن جایز و حلال نیست. بلکه آن از احرف سبعه ای است که قرآن براساس آن ها نازل شده است و قبول آن بر همه مردم واجب است، خواه این قرائت از ائمه سبعه، یا عشره و یا غیر آن باشد.
سیوطی نیز این نظر ابن جزری را تایید می کند و در الاتقان می نویسد: «و أحسن من تکلم فی هذا النوع إمام القرّاء فی زمانه شیخ شیوخنا أبو الخیر ابن الجزری، قال فی أوّل کتابه «النشر»»[۲۰۶] یعنی بهترین کلامی که در این نوع وجود دارد همان چیزی است که استاد ما ابن جزری در اول کتابش «النشر» گفته است.
احمد البیلى‏ در کتاب« الاختلاف بین القراءات» نیز همین شرایط را ذکر کرده است «الأرکان القرائه القرآنیه ثلاثه، و هی ۱- أن تکون موافقه للغه العربیه ۲- و صحیحه الاسناد ۳- و موافقه فی الرسم لأحد المصاحف العثمانیه. »[۲۰۷] یعنی ویژگی های قرائت صحیح سه مورد است و آنها عبارتند از: ۱- قرائت موافق لغه عربی باشد ۲- سند قرائت صحیح باشد ۳- موافق با رسم الخط یکی از مصاحف عثمانی باشد.
صاحب کتاب «التمهید فی علوم القرآن» این سه شرط را برای قرائت صحیح ملاک نمی داند و آن را به دلایلی رد می کند.
در رابطه با موافقت با قواعد عربی باید گفت از آن جا که قرآن کریم با فصیح ترین لغات عرب نازل گردیده است، هرگز لغت های شاذ و غیر معروف عرب نمی تواند معیار درستی قرائت باشد و سخن ابن جزری در این مورد سبب پایین آوردن شان و منزلت قرآن کریم است.
در مورد شرط دوم یعنی موافقت قرائت صحیح با رسم الخط هر یک از مصاحف عثمانی، باید گفت که خود این مصاحف هفت گانه نیز دارای اختلاف بوده اند و موجب اختلاف گردیدند پس چگونه می تواند ملاک صحت و قبولی قرائت گردند.
آیت الله معرفت;در مورد سند هم این اشکال را وارد می کند که اکثر سند های قراء تشریفاتی بوده و استادان و شیوخ قرائت فقط برای تقویت بنیه قرائت ها آن ها را ساخته اند.[۲۰۸]
ایشان در ادامه ضابطه مورد قبول در تشخیص قرائت صحیح را این گونه بیان می کند:
«اما آنچه ما آن را ضابطه قبولی قرائت می دانیم، عبارت است از: موافقت با قرائت جمهور مسلمین جدا از قرائت قراء؛ زیرا قرآن در دو مسیر طی طریق نموده، نخست طریقه مردمی که مسلمانان سینه به سینه از پدران و اجداد خود، از شخص شخیص پیامبر۹تلقی نموده و اخذ کرده اند و برای همیشه دست به دست داده تا به امروز برای ما رسانده اند .
این قرائت مردمی، موافق با ثبت (نوشته) تمامی مصحف های موجود در تمامی قرون است و نمایان گر آن، قرائت حفص است، زیرا حفص همان قرائت جمهور را قرائت کرده و علی۷نیز همان را قرائت کرده که توده عظیم مردمی از پیامبر۹شنیده اند. این مسیر، مسیر تواتر است و قرآن به گونه تواتر به ما رسیده است. ولی مسیر قراء و قرائات مسیر اجتهاد است (جز قرائت عاصم) که اجتهاد در نص قرآن روا نباشد و فاقد حجییت شرعی است .
اینک برای تشخیص قرائت صحیح و متواتر که بر دست جمهور نقل و ضبط شده، سه شرط ارائه می نماییم :
شرط اول: توافق با ثبت مصحف های موجود، که در تمامی قرون بر دست توانای مردمی ثبت و ضبط شده است. تمامی قرآن های خطی و چاپی، مخصوصا در گستره شرق اسلام، بدون هیچ گونه اختلافی ارائه شده و می شود .
شرط دوم: توافق با فصیح ترین و معروف ترین اصول و قواعد لغت عرب، زیرا قرآن با فصیح ترین لغت نازل شده و هرگز جنبه های شذوذ لغوی در آن یافت نمی شود. شرط سوم : توافق با اصول ثابت شریعت و احکام قطعی عقلی، که قرآن پیوسته پایه گذار شریعت و روشن گر اندیشه های صحیح عقلی است و نمی شود که با آن مخالف باشد.[۲۰۹]»
در نتیجه قرائتی، قرائت صحیح خواهد بود که با قرآن مکتوب تطابق داشته باشد، قرائت توده مردم مسلمان که سینه به سینه نقل شده است باشد، مورد اتفاق همه یا اکثریت قراء باشد، در صورت تساوی دو یا چند قرائت با شرایط یاد شده ترجیح با قرائتی است که با قواعد زبان عربی سازگارتر باشد، قرائتی که دلیل قطعی بر پیروی از آن داشته باشیم، فصیح تر و استوار تر است.
۷- معتبر بودن قرائت حفص از عاصم
باتوجه به مطالب فوق مشخص می شود، قرائت حفص صحیح ترین قرائتی است که به ما رسیده است زیرا قرائتى را که عاصم به حفص آموخت، همان قرائتى است که از ابو عبد الرحمن سلمى آموخته و ابو عبد الرحمن نیز از على۷فرا گرفته است. حفص، براى همیشه در بین قاریان مقامى والا دارد؛ زیرا قرائت او قرائت متداول و متعارف بین مسلمانان است. قرائت عامه، بر مبناى قرائت اوست. حفص در امر قرائت فردى مورد اعتماد و شخصیتى مقبول است و تشیّعِ خود را از عاصم گرفته است. شیخ طوسى; او را از اصحاب امام صادق۷معرفى کرده است. طبق رأى بزرگان حفص از نظر حفظ از ابو بکر بن عیاش بالاتر بوده است.[۲۱۰]
یکی از دانشمندان معاصر درباره معتبر بودن قرائت حفص از عاصم می نویسد: «در موارد اختلاف قرائت، قرائت صحیح تنها همین قرائت کنونی است که مطابق با اعراب و حروف فعلی قرآن کریم است و قرائت و تفسیر آیات فقط بر طبق این قرائت جایز است و بر طبق سایر قرائتها هرچند از قرائت های هفتگانه باشد، روا نیست.[۲۱۱]»
ابن منادى درباره حفص مى‏گوید: «حفص چندین بار قرائت خود را بر عاصم عرضه کرد و او از نظر حفظ از ابو بکر بن عیاش بالاتر بود.»[۲۱۲]
۸-روش ملا فتح الله از حیث توجه به قرائت صحیح
همانطور که قبلاً نیز اشاره شد توجه به قرائت صحیح از آن جا که مبنای فهم و برداشت درست مفسّر از قرآن است، رعایت آن توسط مفسّر ضروری به نظر می رسد.
حال که به اهمیت توجه به قرائت صحیح در تفسیر پی بردیم، سراغ تفسیر گرانسنگ منهج الصادقین می رویم تا شیوه عملکرد این مفسّر را در برخورد با انواع قرائات بررسی کنیم.
در اکثر تفاسیر کم و بیش بحث از قرائت وجود دارد، برخی از مفسّران اهتمام زیادی نسبت به امر قرائت داشته اند و برخی دیگر نیز اشاره مختصری به موضوع قرائت داشته و به طور مفصل وارد این مقوله نشده اند. ملا فتح الله کاشانی جزء مفسّران گروه دوم است. وی به جز موارد اندکی بحث از قرائات را در تفسیر خود وارد نکرده است و علت آن را نیز بی فایده بودن این بحث برای خوانندگان می داند. در این تفسیر نیز در مواردی که کلماتی از قرآن مختلف قرائت شده اند برخی از قرائت ها چه در معنا موثر باشند و چه موثر نباشند بیان می شود. ملا فتح الله کاشانی درباره روش خویش در مورد قرائت در مقدمه تفسیرش می نویسد:
«بناء على هذا بخاطر فاتر این فقیر ضعیف ….رسید که مطالعه تفاسیر عربیه و فارسیه و کتب تواریخ و احادیث و غیر آن از کتب کلامیه و اصول و فروع فقهیه کرده تفسیرى از آن انتخاب نماید که مبتنى باشد بر حل معانى قرآن بر طبق قرائت سبعه که مسلم الثبوت و مجمع علیه جمیع موافق و مخالف است و متعرض قرائت دیگر نمی شود به جهت تطرق اختلاف در آن.[۲۱۳]»
ملا فتح الله کاشانی در این جا قرائات سبعه را مورد قبول تمام علمای اهل سنت و شیعه می داند در حالی که ما با برخی از علماء قرائت های سبعه را قبول ندارند و آن ها را حجت نمی دانند.[۲۱۴]
وی در جایی دیگر از مقدمه تفسیرش بیان قرائت عشره و شاذه و سایر متفرعات و ایراد دلایل هر یک از قراء بر آن را به دلیل این که سبب ملال خوانندگان فارسی زبان می شود بی فایده می داند.[۲۱۵] وی بحث قرائت و غور در آن را مناسب حال فارسی زبانان نمی داند، چون مفسّر در پی تالیف تفسیری عامه پسند بوده است. ملا فتح الله فقط گاهی برخی دیگر از قرائت ها را متذکر می شود.
نکته ای که در این جا قابل ذکر است این است که مفسّر خود در مقدمه تفسیرش در فصل اول به ذکر اسامى بعضى از قراء قرآن و صحت اسناد ایشان می پردازد ولی در متن تفسیر خیلی کم بحث از قرائت را ذکر می کند.
ملا فتح الله کاشانی در تفسیر منهج الصادقین ترجمه آیات را براساس قرائت شعبه از عاصم [۲۱۶]ذکر کرده است وی در ادامه به دیگر قرائت ها به خصوص قرائت حفص متذکّر شده است. مرحوم میرزا ابوالحسن شعرانی در مقدمه ای که بر تفسیر منهج الصادقین نوشته است در مورد روش ملا فتح الله کاشانی در مورد قرائت می نویسد: «ابتدا ترجمه آیات قرآن را موافق قرائت ابوبکر از عاصم آورده است و گاهی به قرائت حفص از عاصم، و آن بسیار نادر است.[۲۱۷]»
نکته ای که ذکر آن دراین جا ضروری به نظر می رسد، تفاوت قرائت عاصم با ابوبکر است؛ «ابوبکر شعبه بن عیاش، علاوه بر آنچه از استادش- عاصم- آموخته بود، اتفاق قرائات حجاز بصره و شام را نیز مدّ نظر داشت و بناى قرائت خود را بر موارد اتفاق قراءات مزبور نهاده بود. دیدگاه هاى لغوى و نحوى در روایت ابوبکر، همواره حضور خود را نشان مى‏دهند. گاه به صورت تغییر صیغه باب افعال و در بسیارى موارد به صورت تغییر صیغه فعل از خطاب به غیبت، از غیبت به متکلم، از معلوم به مجهول. بررسى کلى حاکى از این است که اختلاف روایت حفص و شعبه از عاصم به ۵۲۰ مورد مى‏رسد. این در حالى است که حفص مى‏گوید: «قرائت عاصم همان قرائت على۷است که آن را بدون کم و کاست اقراء مى‏کند.» به عبارت دیگر، حفص بر خلاف ابى بکر که داعیه اختیار در قرائت داشت، اصرار داشته است که قرائت عاصم را بدون هیچ دستبردى اقراء کند.[۲۱۸]»
با مقایسه قرائت ابوبکر و حفص به این نتیجه می رسیم که روایت حفص به سبب این که به تصریح حفص بدون کم و کاست همان قرائت امام علی۷است بهتر و صحیح تر از قرائت ابوبکر است که وی از اجتهادات خود نیز در قرائت استفاده کرده است.
ملا فتح الله کاشانی نیز در مقدمه تفسیرش روایت حفص را از روایت ابوبکر بهتر معرفی می کند: «و او را دو راوى مشهور است یکى شعبه بن سالم اسدى کوفی است که مولا بنى اسد است و مکنى است به ابى بکر وفات او در کوفه بوده در سال صد و نود و چهار، دوم حفص بن مغیره اسدى بزاز کوفی است و کنیه او ابو عمرو است و او رجحان دارد بر ابو بکر در اتفاق قرائت و ضبط آن وفاتش هم در کوفه بوده است در سال صد و هشتاد.[۲۱۹]»
صاحب تفسیر منهج الصادقین به این که چرا و به چه دلیلی روایت «شُعبه» را انتخاب نموده است، هیچ اشاره‏ای نکرده و مرجّحی برای کار خود ارائه ننموده است. گمان می رود تا زمان وی، روایتِ «شُعبه»، هنوز طرفدارانی داشته است. به عنوان مثال ابوحیان اندلسی (۶۵۴ – ۷۵۳ ق) در مقدمه تفسیر «البحر المحیط» سند قرائت خویش را به «شُعبه» می رساند و بیان می کند که آن قرائتی است که اهل عراق با آن بزرگ می شوند[۲۲۰]
با توجه به این مطالب مشخص می شود که در قرن هفتم و هشتم، روایت «شُعبه» در عراق رایج بوده است. و ملا فتح الله کاشانی تحت تاثیر همین عوامل، تفسیر خویش را مطابق با روایت «شُعبه» نگاشته باشد.
در ادامه به ذکر چند نمونه از مواردی که اختلاف قرائت در آن ها وجود دارد می پردازیم و نظر ملا فتح الله کاشانی را در این موارد بیان می کنیم و در پایان به بررسی و نقد روش ملا فتح الله کاشانی در مورد رعایت قاعده توجه به قرائت صحیح می پردازیم.
به عنوان نمونه آیه (فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظاً)[۲۲۱] «پس خدا بهترین نگهبان است.» دوگونه قرائت شده است؛ قاریان کوفه غیر از شعبه با الف خوانده‌اند(فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظاً) «پس خدا بهترین نگهبان است»، شُعبه و قاریان دیگر بدون الف قرائت کرده‌اند «فالله خیر حِفْظاً»[۲۲۲]
ترجمه ای که در تفسیر منهج الصادقین آمده است، مطابق با قرائت شعبه است: «پس خدای بهتر است از روی نگاهداشتن»[۲۲۳]
در ترجیح قرائت (حافظا) باید گفت اولاً خداوند (خیر الحافظین) «بهترین نگهبان» است نه این که از جهت نگه داشتن بهتر باشد و عبارت (فالله خیر حافظا) نیز در پاسخ برادران یوسف آمده که برای اطمینان دادن به یعقوب درباره بنیامین گفتند: (وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ)[۲۲۴].
ثانیاً «حافظ» با «راحم» مطابقت دارد و در این آیه ترکیب (خیر حافظا) با ترکیب اضافی (ارحم الراحمین) مطابقت بیشتری دارد تا ترکیب «خیرٌ حِفظاً»
وی در جایی دیگر در آیه(وَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الظَّالِمِینَ)[۲۲۵]«و اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند [خداوند] مزدشان را به تمامى به آنان مى‏دهد و خداوند بیدادگران را دوست نمى‏دارد» می نویسد: «(فَیُوَفِّیهِمْ) پس تمام بدهیم ایشان را و حفص (یُوَفِّیهِمْ) خوانده یعنى خدا بدهد بر وجه کمال (أُجُورَهُمْ) مزدهاى ایشان را در دنیا به نیک نامى و عزت و ارجمندى و در عقبى به درجه سامى و دل کامى»[۲۲۶]
ملا فتح الله در این آیه فعل (فَیُوَفِّیهِمْ) (صیغه غایب) را بنا بر قرائت شعبه «فَنُوفّیهم» (صیغه متکلم) ترجمه کرده است که سبب تغییر در معنا شده است. ولی حفص آن را به صیغه غایب (فَیُوَفِّیهِمْ) قرائت کرده است که با توجه به قرائت حفص اسناد فعل (فَیُوَفِّیهِمْ) به خداوند متعال خواهد بود. بنا بر آنچه از سیاق آیه بر می آید همین قرائت حفص، قرائت صحیح خواهد بود چرا که در فراز آخر آیه می فرماید: (وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الظَّالِمِینَ)؛ با توجه به این مشخص می شود که فاعل فعل (فَیُوَفِّیهِمْ) خداوند متعال است.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 335
  • 336
  • 337
  • ...
  • 338
  • ...
  • 339
  • 340
  • 341
  • ...
  • 342
  • ...
  • 343
  • 344
  • 345
  • ...
  • 732
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

 جذابیت بدون تغییر شخصیت
 بهینه‌سازی تجربه کاربری
 علائم غفلت در رابطه
 آموزش ابزار لئوناردو
 ابراز احساسات سالم
 درآمد از پست‌های شبکه‌های اجتماعی
 شغل‌های پردرآمد اینترنتی
 مراقبت از پنجه‌های سگ
 تدریس آنلاین طراحی داخلی
 درآمد از نظرسنجی آنلاین
 فروش تم‌های وردپرس
 فرصت‌های درآمد آنلاین
 درآمد کانال‌های تلگرام
 تحقیق کلمات کلیدی
 عفونت گوش گربه
 مشکلات گوارشی گربه
 چالش‌های رابطه عاطفی
 درآمد از کارگاه‌های آنلاین
 طوطی‌های سخنگو
 انتخاب اسم خرگوش
 پست مهمان موفق
 حسادت در رابطه
 درمان اسهال سگ
 فروشگاه آنلاین محصولات خاص
 شیر برای گربه
 اپلیکیشن‌های پولساز
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • فایل های مقالات و پروژه ها – ۴ – حدود اختیارات ضابطان دادگستری در تحقیقات مقدماتی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • مطالب پژوهشی درباره تأثیر کیفیت درک شده ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • " فایل های مقالات و پروژه ها – قسمت 32 – 3 "
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد :بررسی تاثیر تحولات ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های مقالات و پروژه ها – مبحث سوم: عوامل تامین کننده استقلال قضایی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • بررسی پایان نامه های انجام شده درباره راهکارهای غنی سازی برنامه ریزی درسی درمدارس عادی ازدیدگاه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع بررسی مقاومت افزایش یافته به آنتی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله تاثیر سه شیوه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد درباره بررسی عوامل موثر بر … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع پایان نامه کارشناسی ارشد :تعیین نوع ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان