سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل پایان نامه با فرمت word : پروژه های پژوهشی در مورد تحلیل غیر خطی دینامیکی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

روش حل معادلات مقدار مرزی[۵۱] در متلب

حضور جملات غیر خطی در معادلات تعادل استاتیک، انتخاب روش حل مسأله را بسیار سخت می‌کند. عوامل غیر خطی هم از حاصلضرب جابجایی در خودش و هم در مشتقاتش پدید آمده‌است. آنچه که مسلم است، و پیشتر در مرور کارهای گذشته بررسی شد، استفاده از روش‌های حل دقیق و تحلیلی برای حل معادلات دیفرانسیلی با حضور جملات کسری غیرخطی امکان پذیر نیست و از روش‌های نیمه‌تحلیلی و عددی بایستی استفاده کرد. روش‌های حل عددی گسترده‌ای در حوزه حل معادلات دیفرانسیل غیرخطی وجود دارد، که اکثریت آن‌ها بر پایه اختلاف محدود بوجود ‌آمده‌‌اند. اما انتخاب روش ‌‌حل عددی درست، هم به معادله دیفرانسیل و هم به ارضا شدن شروط لازم در آنالیز معادلات اختلاف محدود بستگی دارد.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

معادله اختلاف محدود از نوع مقدار مرزی، با معلوم بودن مقدار یک نقطه از اجزای آن، در یک سمت مرز، و جهتگیری به طرف مرز دیگر، یک مسأله مقدار اولیه[۵۲] (IVP) را تعریف می‌کند. IVP ها حل منحصربه‌فردی دارند. اما برای مسائل‌مقدار‌مرزی (BVPs) اینطور نیست و مانند دستگاه‌های معادلات جبری خطی، ممکن است اصلاً حلی نداشته یا دارای حل یکتایی بوده، و یا ممکن است بیش از یک حل داشته باشد. به همین دلیل روش‌های حل عددی مسائل مقدار مرزی و همچنین روش‌های کدنویسی شده بر پایه آنها در نرم‌افزارهای محاسباتی، مانند روش bvp4c در متلب، نیاز به حدس اولیه‌ای برای جواب مدنظر دارند[۶۴].

نتایج و نمودارهای تحلیل استاتیک

کلیه نتایج این بخش از حل معادله ‏۳‑۱ و شرایط مرزی ‏۳‑۲ و ‏۳‑۳ بدست آمده است.
ابعاد هندسی، خواص مکانیکی نانولوله کربنی و ثابت ‌های نیرویی در جدول زیر آمده است.
جدول ‏۳‑۱: پارامترهای هندسی و خواص مکانیکی نانولوله کربنی وثابت‌های نیرویی

نمودار اعتبارسنجی: شکل ‏۳‑۱ برای بررسی صحت کار حاضر و مقایسه با مدل نانوسوییچ کربنی یکسرگیردار روتکین [۲۱] رسم شده است(تصویر نمودار مقاله داخل شکل قرار گرفته‌است). ولتاژ پولین استاتیک حدوداً ۱٫۰۲ بدست‌ آمده است. رفتار دو نمودار کاملاً شبیه هستند و ناپایدارشدن و ریزش هر دو نانولوله نزدیکی نقطه ۱ اتفاق می‌افتد. در این مقاله ولتاژ پولین با صرف‌نظر از اثر نیروی واندروالس ۰٫۹۸گزراش شده است. اختلاف ناچیز می‌تواند به خاطر مدل ریاضی متفاوت نیروی الکتریکی روی نانولوله استوانه‌ای در این مقاله با کار حاضر باشد.

شکل ‏۳‑۱: منحنی اعتبار سنجی. جابجایی ماکزیمم برحسب ولتاژ- مقایسه کار حاضر با مدل روتکین ]۲۱[
اثر پارامتر غیر موضعی روی ولتاژ ناپایداری استاتیکی: در شکل ‏۳‑۲ اثر پارامتر غیرموضعی در غیاب نیروی واندروالس نشان داده شده است. به خاطر اختلاف نسبتاً زیاد ولتاژ پولین از جهت حضور و عدم‌ حضور اثر پارامتر غیرموضعی بالا در معادلات، مقدار آن ۰٫۰۵ فرض می‌شود. در نزدیکی نقطه ناپایداری اختلاف رفتار دو منحنی محسوس‌تر است. منطقه بزرگنمایی ناپایداری نانولوله را با زیاد شدن اندک ولتاژ بخوبی نشان می‌دهد. با نزدیکی به ولتاژ پولین (قبل از ناپایداری)، روند افزایش جابجایی‌ها شدت می‌یابد تا جایی‌که به نقطه ناپایداری رسیده و ریزش می‌کند و بعد از ناپایداری با زیاد کردن ولتاژ رفتار تیر بهم ریخته و نظم صعودی پیشین خود را از دست می‌دهد. در پاسخ به علت چنین رفتاری می‌توان به چند دلیل اشاره کرد.
همانطور که پیشتر گفته‌ شد روش حل دقیق برای بدست آوردن نقطه دقیق ناپایداری وجود ندارد[۴۳]. از اینرو پیدا کردن الگوریتم و روش حل عددی مناسب برای حساب کردن خیز استاتیک در نزدیکی پولین و از اینرو تعیین محل دقیق ولتاژ پولین استاتیک بسیار سخت است. با نزدیکی به پولین الگوریتم‌های عددی قادر به همگرایی معادلات نیستند و جواب‌ها واگرا خواهند شد.
علت دیگر ذاتِ سختی[۵۳] معادله دیفرانسیل به خاطر ترم‌های غیرخطی است. با افزایش ولتاژ و نزدیک شدن به نقطه ناپایداری ارضای شرایط مرزی همگن معادله دیفرانسیل و مشکل می‌شود، و مسأله مقدار مرزی به اصطلاح سختتر[۵۴] می‌‌شود.
به همین خاطر بدست آوردن نقطه ناپایداری با دقت بالا در حد یک‌هزارم، با افزایش ۰٫۰۱ امی ولتاژ در کار حاضر امکان پذیر نیست.

شکل ‏۳‑۲: اثر پارامترغیرموضعی روی ولتاژ ناپایداری استاتیکی
با انتخاب مقدار ۰٫۱ برای پارامتر غیرموضعی، افزایش چشمگیر ۰٫۵امی ولتاژ پولین در تصویر کاملا واضح است(شکل ‏۳‑۳). البته حضور پارامتر غیرموضعی رفتار منحنی جابجایی را تغییر می‌دهد که در ادامه علت آن توضیح داده خواهد شد.

شکل ‏۳‑۳: نمودار جابجایی سر آزاد تیر- برحسب ولتاژ به ازای پارامتر غیر موضعی (۰٫۱)
اثر نیروی واندروالس روی ولتاژ ناپایداری استاتیکی: دو منحنی شکل ‏۳‑۴ حضور و عدم حضور نیروی واندروالس روی جابجایی سر نانولوله یکسرگیردار را در گپ[۵۵] اولیه ۴ نانومتر نشان می‌دهند، هرچه نانولوله حین افزایش ولتاژ به طرف صفحه زیرین کشیده می‌شود و فاصله آن با صفحه کمتر و کمتر می‌شود، اثر نیروی واندروالس در نقش یک نیروی جاذب کششی روی تیر قویتر می‌شود. جدا شدن دو منحنی گویای چنین پدیده‌ای است. افزایش فاصله بین آن دو تا نزدیکی‌های پولین ادامه می‌یابد تا یکی از نانولوله ها در ولتاژ ۱٫۵۲ و دیگری در ۱٫۶۰ ریزش ‌کنند.

شکل ‏۳‑۴: اثر نیروی واندروالس روی ولتاژ ناپایداری استاتیکی
تاثیر گپ(فاصله اولیه) بین نانولوله و صفحه زیرین: در بخش قبل اشاره‌ای به شکل رفتار منحنی جابجایی تیرها با فرض تئوری تنش غیرمحلی شد. پیش‌بینی جابجایی تیرها با شرایط مرزی معین از روی ظاهر مسأله، مشابه با همان تابع جابجایی ‌است که با فرض تئوری تنش محلی از معادله دیفرانسیل حاکم بر تیر بدست می‌آید. ولیکن با درنظرگرفتن تئوری تنش غیرمحلی، معادله دیفرانسیل حاکم و همچنین شرایط مرزی طبیعی آن تغییر می‌کند. با حل معادلات و رسم تابع جابجایی تیر، تغییر رفتار خیز تیر به خاطر پارامتر غیرموضعی علیرغم آنچه که از ظاهر فیزیکی مسأله انتظار می‌رود قابل توجه خواهد بود().

شکل ‏۳‑۵: اثر پارامتر غیرموضعی در تغییر رفتار تیریکسرگیردار تحت بارگذاری سهموی
به عنوان مثال برای تیر یکسرگیردار، سر آزاد تیر حین بارگذاری همیشه بیشترین جابجایی را دارد، ولی فرض تئوری غیرمحلی می‌تواند، مکان نقطه ماکزیمم جابجایی را در طول تیر عوض کند(). شاید علت رفتار منحنی‌ها در شکل ‏۳‑۶ را بتوان در پارامتر غیرموضعی جستجو کرد. آنچه که از نمودار شکل ‏۳‑۶ و نمودارهای قبلی برداشت می‌شود، بدین شرح است: در منحنی با گپ ۱ نانومتر نقطه عطف منحنی(عوض شدن تقعر) که افزایش جابجایی در آن آشکار است(ولتاژ ۰٫۲۲)، در نبود اثر غیرموضعی به عنوان ولتاژ پولین معرفی شد(). ولی با فرض ، تیر در آن ولتاژ ناپایدار نمی‌شود و افزایش ولتاژ تا ۰٫۳۱ برای رسیدن به نقطه پولین ادامه می‌یابد. دلیل اصلی تغییر در رفتار نمودار و تاخیر قابل توجه در پولین حین زیاد کردن ولتاژ، حضور پارامتر غیرموضعی نسبتاً بزرگ در شرط مرزی انتهای تیر یکسرگیردار است.

شکل ‏۳‑۶: تغییر رفتار نمودار جابجایی انتهای تیریکسرگیردار برحسب ولتاژ با () در ازای گپ‌های ۱و۲و۳ نانومتری قبل از پولین
نیروی‌های واندروالسی در حالت‌های خاص غالب و تأثیرگذار هستند و در سایر حالت می‌توانند قابل‌صرف نظرکردن باشند. اهمیت نیروهای واندروالس به فاصله گپ بین نانولوله و صفحه زیرین بستگی دارد. مثلاً برای تیر دوسرگیردار در گپ‌های حدود ۲ تا ۳ نانومتر، صرف‌نظر کردن از نیروی واندروالس منجر به چند برابر شدن ولتاژ پولین استاتیک می‌شود. ولی در گپ‌های بالاتر از ۴ نانومتر، نیروهای واندروالس در در پدیده پولین چندان تأثیرگذار نیستند. ولی استفاده از تئوری غیر محلی می‌تواند مانند قبل نقش پارامتر غیرموضعی را در اختلاف میان ولتاژهای پولین در مسأله ای که حضور و عدم حضور نیروی واندروالس را بررسی می‌کند آشکارتر سازد. چناچه که در شکل ‏۳‑۷ مشاهده می‌شود، به ازای پارامتر غیرموضعی مشخص، ولتاژ پولین در نموداری که نیروی واندروالس حضور دارد، نسبت به نمودار مجاورش (بدون حضور این نیرو) تغییر قابل ملاحظه‌ای داشته ‌است. این درحالی است، که در دو نمودار رسم شده با پارامتر غیرموضعی صفر(تئوری کلاسیک) ولتاژ پولین تغییر چندانی نکرده است.

نظر دهید »
پژوهش های انجام شده در مورد بررسی رابطه بین ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

یکی از جریان های مهم شناختی که با حافظه کاری ارتباط نزدیک دارد عامل توجه است.توجه اختصاص کامل فعالیت مغزی فرد به کاری است که انجام می دهد(هانت،۱۹۸۸).توانایی دانش آموزان به لحاظ تمرکز بر یک یا چند مسئله،در یک زمان واحد،متفاوت است.برای مثال،دانش آموز ممکن است همزمان با گوش دادن به توضیحات معلم هندسه،با موضوعاتی نظیر بارش برف در بیرون،تخیل درباره هدیه ای که پدر و مادرش برای روز تولد او خواهند خرید،صحبت های درگوشی سایر دانش آموزان و بوی غذا ناهار خوری روبرو شود.مسلماً امکان ندارد که به همه این رویدادها به یک نسبت توجه کند.بنابراین،نکته مهم این است که دانش آموز به کدام یک از این رویدادها توجه خواهد کرد.صرف نظر از اینکه کلاس درس با چه دقتی سازمان یافته و اداره شود،عامل توجه،خود،یک فرایند شناختی محسوب می شود(هالپین،گلوور و هاروی،۱۹۸۵).در نظر بگیرید که وقتی دانش آموز با دقت از درسی یادداشت برمی دارد،چه اتفاقی رخ می دهد.دانش آموز برخی از گفته های معلم را انتخاب و یادداشت می کند،در حالی که از بقیه اطلاعات غفلت می کند یا می گذرد.او به برخی از سؤالاتی که دانش آموزان می پرسند توجه می کند،ولی از بقیه،در حالی که به یادداشتهای خود نگاه می کند کاملاً غافل می ماند.حتی زمانی که دانش آموزان مشغول مطالعه دقیق هستند به ابعاد مختلف محیط خویش به صورت انتخابی توجه می کنند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

آخرین تحقیقات درباره عامل توجه نشان می دهد که انتخاب محرک زمانی صورت می گیرد که در حافظ کاری معنایی اولیه به آن داده شده باشد(وات،۱۹۸۸).مسائلی موجب جلب توجه دانش آموز می شود که وی بتواند برای آنها معنایی پیدا کند.بنابراین،یادگیری جدید بر پایه یادگیری های قبلی انجام می گیرد.
تمرین ۲ – ۱ ادراک و عملکرد شناختی
این تمرین ساده ای است.ابتدا جمله داخل کادر زیر را بخوانید.
اکنون تعداد F ها را در جمله بشمارید.فقط یک بار بشمارید.سپس به صفحه ۵۶ مراجعه کنید تا درستی یا نادرستی شمارش خود را دریابید.
FINISHED FILES ARE THE RESULT OF YEARS OF SCIENTIFIC STUDY COMBINED WITH THE EXPERIENCE OF MANY YEARS
بخش دیگری از حافظه کاری،حافظه کوتاه مدت است که بسیاری از محققان نخستین پردازش اطلاعات (مانند واف و نورمن،۱۹۶۵)آن را مانند مخزنی برای نگهداری موقت اطلاعات ورودی تلقی می کردند.هرچند تعاریف و مفاهیم جدیدی که برای حافظه داده شده است بر حافظه ای جداگانه و کوتاه مدت تأکید ندارد،ولی پردازش نخستین،تکرار و انتقال اطلاعات ورودی مجموعاً،عملکرد مهم حافظه کاری محسوب می شود.اگر محرک های ورودی به خوبی پردازش نشود،در عرض چند ثانیه ممکن است فراموش شود.غالباً تکرار مداوم مواد جدید ضروری است،به ویژه،اگر تعداد واحدهای اطلاعات مجزا از یکدیگر فراوان باشد.مثلاً،اگر بین زمانی که شما به یک شماره تلفن نگاه می کنید و زمانی که آن شماره را می گیرید فاصله بیفتد،ممکن است کاملاً آن شماره را فراموش کنید.همچنین،دانش آموزی که در حال یادداشت برداشتن است،اگر در زمانی کوتاه با اطلاعات زیاد رو به رو و حافظه کوتاه مدت او پر شود،گیج می شود.زمانی که اطلاعات به حافظه دراز مدت منتقل شد احتمال کمتری وجود دارد که فراموش شود،زیرا آسیب پذیری آن کمتر است.
حافظه کاری،علاوه بر نگهداری موقت اطلاعات جدید،اطلاعات فراخوانده شده از حافظه دراز مدت را نیز در خود نگه می دارد.حافظه کاری جایی است که در آن محفوظات قدیم فرد با اطلاعات جدید او در هم می آمیزد.به بیان دیگر،حافظه کاری جایی است که در آن عمل فکر کردن صورت می گیرد(هیچ و دیگران،۱۹۸۸)،مانند یادآوری روزهای خوش،تفکر درباره پاسخگویی به یک معمای کم اهمیت،حل مسئله،در نظر گرفتن راه های مختلف برای انتخاب،به خاطر سپردن مطالبی که بعداً باید به خاطر آورد،تحلیل افکار و خلق دانش جدید.
همان گونه که مشاهده می شود،الگوی پردازش اطلاعات بر وابستگی و ارتباط درونی فرآیندهای شناختی تأکید دارد.ادراک وابسته است به محرکهای ورودی،اطلاعات موجود در حافظه دراز مدت،و تصمیماتی که در حافظه کاری گرفته می شود.توجه بستگی دارد به ادراک(با همه فرآیندهای تشکیل دهنده آن)و تصمیماتی که در حافظه کاری گرفته می شود.یادآوری به حافظه کاری و حافظه دراز مدت وابسته است،البته تحت تأثیر ادراک نیز قرار می گیرد.به همین شکل حل مسئله،خلاقیت و سایر فرآیندهای شناختی نیز همه نتیجه تعامل توابع شناختی است.
سهم دانش
همه فرآیندهای شناختی از دانسته ها تأثیر مستقیم می پذیرند.تحقیقی که اخیراً رکت و لزلی(۱۹۸۸) انجام داده اند نشان می دهد که دانش قدرت فراوان دارد.برای بررسی این تحقیق،باید به یکی از عامترین یافته های تحقیقات تربیتی(که حداقل به زمان هوئی ۱۹۰۸ برمی گردد)،اشاره کرد که:خواننده های خوب،مطالب خوانده شده را بهتر از افرادی که در خواندن ضعیفند به خاطر می آورند.در واقع،این یافته تعریف خواندن خوب و بد است.
رکت و لزلی می خواستند بدانند که نقش دانش در یادآوری مطالبی که افراد در گذشته خوانده اند چیست.متأسفانه پاسخ به این سؤال بسیار دشوار است،زیرا معلومات عمومی کسانی که خوب می خوانند معمولاً بسیار بیش از کسانی است که در خواندن ضعیفند شاید به این دلیل که خواننده های خوب با خواندن،اطلاعات زیادی را کسب می کنند.به هر صورت،رکت و لزللی،موضوعی را انتخاب کردند که دانش فرد درباره آن به توانایی او در خواندن مربوط نمی شد:بازی بیس بال.
رکت و لزلی در مطالعه خود دانش و اطلاعات بیش از ۶۰۰ دانش آموز سال هفتم و هشتم را درباره بیس بال مورد سنجش قرار دادند.آنها همچنین توانایی خواندن دانش آموزان را با بهره گرفتن از یک آزمون معیار شده اندازه گیری کردند.بدین ترتیب،توانستند ۶۴ نفر از دانش آموزان را به ۴ گروه ۱۶ نفره به شکل زیر تقسیم کنند:
۱)خوانندگان خوب که درباره بیس بال بسیار زیاد می دانستند،۲)خوانندگان خوب که درباره بیس بال اطلاعات کمی داشتند،۳)خوانندگان ضعیف که درباره بیس بال بسیار زیاد می دانستند و ۴)خوانندگان ضعیف که درباره بیس بال اطلاعات اندکی داشتند.
آن گاه به هر یک از ۶۴ دانش آموز،به طور جداگانه،یک متن خلاصه داده شد که نیمی از یک نوبت بازی بیس بال را توضیح می داد.از دانش آموزان خواسته شد که متن را با دقت بخوانند و به آنها اجازه داده شد که با سرعت خودشان پیش بروند.بعد از آنکه آنها خواندن متن را به اتمام رساندند توانایی آنها در یادآوری متن ارزیابی شد.نتیجه مطالعه نشان داد که خوانندگان ضعیف که درباره بیس بال اطلاع بسیار داشتند به اندازه خوانندگان خوب،که درباره بیس بال بسیار زیاد می دانستند،موفق شدند متن خوانده شده را به یاد آوردند.علاوه بر این،خوانندگان ضعیف که درباره بیس بال بسیار زیاد می دانستند موفق شدند بیش از دو برابر خوانندگان خوب،که درباره بیس بال اطلاعات بسیار کمی داشتند متن خوانده شده را به خاطر بیاورند.خوانندگان ضعیف که درباره بیس بال اطلاعات بسیار کمی داشتند،بر اساس پیش بینی قبلی،کمترین میزان از متن خوانده شده را به یاد آوردند.
نتایج تحقیق (رکت و لزلی،۱۹۸۸)،با روند تحقیقات در سالهای اخیر تطابق دارد (نک.تفت و لزلی،۱۹۸۵).دانش قبلی درباره یک موضوع به طور مستقیم با میزان اطلاعات جدیدی که دانش آموزان درباره آن موضوع به یاد می آورند رابطه دارد. به هر دانش تأثیر بیشتری بر آنچه دانش آموزان به خاطر می آورند دارد.دانش بر توانای تفکر افراد،حل مسئله و توضیح آن و به طور کلی بر همه فرآیندهای شناختی تأثیر می گذارد.
برای مثال،دو کودک خردسال با توانایی همسان را در نظر بگیرید که به داستان «گربه آتش نشان»،که توسط معلم خوانده می شود گوش می دهند.یکی از کودکان در ذهن خود تصویر روشنی از گربه دارد،زیرا در خانه گربه نگهداری می کند.وی اطلاعات فراوانی درباره گربه دارد و لذا آن بخش از داستان را که بر خصوصیات گربه متمرکز است به خوبی درک می کند.کودک دیگر که در کنار کودک اول نشسته است درباره گربه اطلاع زیادی ندارد.وی گربه ندارد و گربه ها را فقط در تلویزیون و خانه دیگران دیده است.اما پدر وی آتش نشان است.او در ذهن خود تصویر روشنی از ایستگاه آتش نشانی دارد و می داند که قلاب و نردبان چیست،درباره آتش اطلاعات فراوامی دارد.وی بخشهایی از داستان را،که درباره ایستگاه آتش نشانی و کار آتش نشانهاست،بهتر درک می کند.بنابراین،تعجب آور نخواهد بود اگر صحنه هایی از داستان که این دو کودک تصور می کنند و یا قسمت هایی که با دقت بیشتر به آن توجه می کنند و فرا می گیرند کاملاً متفاوت باشد.در واقع،فرآیندهای شناختی ایشان را دانش قبلی ایشان هدایت می کند.
پس دانش کلمه کلیدی مفهوم«معنادار بودن» است که سالها قبل از آزروبل(۱۹۶۰) آن را تعریف کرده است.اطلاعات جدید زمانی معنادار می شود که با آنچه فرد از قبل می داند مرتبط شود.معنایی که ما به اطلاعات می دهیم،ادراک،توجه،حافظه کوتاه مدت،حافظه دراز مدت و سرانجام توانایی ما را برای ترکیب این اجزا برای حل مسئله و خلاقیت سازمان می دهد.
فراشناخت:تفکر درباره تفکر
یکی از راه های که از طریق آن اطلاعات معنا پیدا می کند،فراشناخت است.فراشناخت به معنای تفکر درباره تفکر است(آرمبرواستر و براون،۱۹۸۴)و فرآیندی است که در حافظه کاری رخ می دهد.
به طور کلی دو نوع فراشناخت به هم پیوسته وجود دارد.۱)دانش درباره شناخت و ۲)تنظیم شناخت و نظارت بر آن(بیکر و براون،۱۹۸۵،کراس و پاریس،۱۹۸۸).اطلاع از شناخت زمانی رخ می دهد که دانش آموز از مهارت های شناختی خود آگاه است.برای مثال،دانش آموزی که از ضعف حافظه خود آگاهی دارد،مکمن است در دفتری رئوس تکالیف روزانه را یادداشت کند تا در منزل،بدون فراموشی،آنها را انجام دهد.و یا معلمی که تصمیم دارد اسامی دانش آموزان خود را در همان روزهای اول سال به خاطر بسپارد،ممکن است از نحوه قرار گرفتن صندلی های کلاس استفاده کند و قیافه و نام دانش آموزان را به یاد آورد.همچنین،دانش آموزی که می داند با خواندن کتاب درسی بهتر از گوش دادن به درس می تواند مسائل ریاضی را حل کند،ممکن است توجه کمتری به توضیحات معلم نشان دهد و در عوض توجه بیشتر به متون درسی داشته باشد.هر کدام از این مثالها نشان دهنده آگاهی فرد از فرآیندهای فکری خویش و بنابراین نوعی فراشناخت است.
بخش دوم فراشناخت،تفکری است که فکر را تنظیم و بر آن نظارت می کند.این بخش به فعالیتی اشاره دارد که دانش آموزان با درگیر شدن در آن،به انجام وظایف شناختی خود کمک می کنند(کراس و پاریس،۱۹۸۸).دانش آموزان اغلب از این گونه فعالیت های خود گردان حتی اطلاع نیز ندارند.مثلاً،کمتر اتفاق می افتد که کسانی که در خواندن قوی هستند از جریان تنظیم و نظارت بر خواندن خویش آگاه باشند،مگر آنکه بروز اشکالی(مثلاً،مشاهده کلمه ای ناآشنا و یا پی بردن به ناتوانی خود در ترکیب یک جمله جدید با جملات قبلی)به ایشان هشدار دهد که در خواندن مشکل دارند.در این گونه موارد خوانندگان خوب،ممکن است مجدداً متن را بخوانند و سعی کنند از موضوع متن،معنای کلمه را تشخیص دهند یا حتی به کتاب لغت مراجعه کنند.خود گردانی و خود دیده بانی،به افراد امکان می دهد که اگر با مشکلی رو به رو شدند گامهای مناسب را برای بررسی و رفع آن مشکل بردارند.
همان گونه که قابل تصور است،توانایی دانش آموزان در انجام وظایف شناختی با توانایی ایشان در فراشناخت ارتباط نزدیک دارد.اگر به مثال فوق باز گردیم،در خواهیم یافت که معمولاً خوانندگان خوب از توانایی فراشناختی بالایی برخوردارند. آنها بر مطالعه خویش نظارت می کنند و تغییرات لازم ر به وجود می آورند.یعنی برای متون مشکل سرعت مطالعه خود را آهسته می کنند،مقالات انتزاعی را دوباره می خوانند و از گزارشهای پیچیده یادداشت برمی دارند.خوانندگان خوب با کمترین تلاش آگاهانه،بر جریان مطالعه خویش نظارت و آن را تنظیم می کنند.این افراد زمانی از نظارت بر مطالعه خویش آگاهی می یابند که با مشکلی روبه رو شوند.مثلاً،به جمل ای بی معنا برخورد کنند.تلاشی که برای اصلاح و فهم درست صور می دهند نظارت ایشان بر در عبارات و جملات را آشکار می کند.
خوانندگان ضعیف برخلاف گروه اول،اغلب از وضعیت خویش در جریان مطالعه آگاه نیستند.آنها ممکن است انواع متون مختلف را به شکل یکسان پردازش کنند.این افراد معمولاًُ به صرت مؤثری بر جریان مطالعه خویش نظارت ندارند و آن را تنظیم نمی کنند.به نظر نمی رسد که خوانندگان ضعیف زمانی که متنی را درک نمی کنند،از عدم درک خویش آگاه باشند و اگر هم متوجه شوند،احتمال دارد که از راه های حل مشکل بی اطلاع باشند(نک.کراس و پاریس،۱۹۸۸).
رشد فراشناخت
اگر از دانش آموزانی که در سنین مختلف هستند خواسته شود که مطالب موجود در یک متن کوتاه را به ترتیب اهمیت رتبه بندی کنند،به طور مشخص تأثیر رشد را در ارزیابی ایشان می توان ملاحظه کرد(جیکوبس و پاریس،۱۹۸۷).دانش آموزان هیجده ساله که به خواندن کاملاً مسلط اند می توانند مطالب متن را به چهار درجه تقسیم کنند(یعنی از مهمترین تا بی اهمیت ترین).ولی دانش آموزان دوازده ساله که خوانندگان خوبی هستند فقط می توانند مهمترین و کم اهمیت ترین مطالب را در متن مشخص کنند.ده ساله ها معمولاً فقط می توانند مهمترین مطالب را انتخاب کنند،در حالی که کودکان هشت ساله اساساًَ در تمیز بین مطالب موجود در متن با مشکل رو به رویند(نک.براون و اسمیلای،۱۹۷۷).توانایی دانش آموزان در تشخیص مطالب اصلی متن را می توان تقویت کرد(نک.استیونز،۱۹۸۸) ولی تفاوت این توانایی در سنین مختلف،همچنان باقی می ماند.
مطالعات مربوط به فراشناخت هنوز مراحل اولیه خود را طی می کند،اما همان طور که در فصل سوم،«حافظه و مفاهیم»،خواهیم دید تاکنون مطالعات قابل توجهی درباره یک جنبه از رشد فراشناخت،یعنی فراحافظه انجام گرفته است.ما تنها به ذکر این نکته اکتفا می کنیم که به نظر می رسد مهارتهای مربوط به فراشناخت در مراحل بعدی رشد مجال بروز می یابد(جیکوبس و پاریس،۱۹۸۷)و موارد درسی باید ارتباط نزدیکی با توانایی فراشناخت کودکان داشته باشد(استیونز،۱۹۸۸).همان طور که پاریس و جیکوبس (پاریس و جیکوبس،۱۹۸۷،ص ۲۷۵)در گزارش خود درباره تدریس فراشناخت اشاره کرده اند:«واضح است که آگاهی دانش آموزان درباره خواندن و توانایی ایشان در به کار گرفتن راهبردهای مؤثر را می توان از طریق آموزش افزایش داد».
کمک به فراشناخت دانش آموزان
آن براون از دانشگاه کالیفرنیا – برکلی،پیشگام تحقیق درباره فراشناخت است و مطالب زیادی را درباره کاربرد این تحقیقات در تدریس نوشته است(مثلاً،آرمبروستر و براون،۱۹۸۴،براون،۱۹۸۷ ).آنچه در پی می آید دستورالعمل هایی است که از تحقیقات براون اقتباس شده و ممکن است به معلمان در تکامل فراشناخت دانش آموزان کمک کند.
۱.به دانش آموزان باید کمک کرد تا درک کنند که فعالیت های مختلف یادگیری انتظارات متفاوتی را به وجود می آورد.مثلاً دانش آموزان ابتدایی،که لغات جدیدی را فرا می گیرند باید بدانند که خواندن فهرستی از لغات و یا حتی حفظ آنها بهترین روش یادگیری یا به کار گیری کلمات جدید نیست.روش مؤثر یادگیری تعریف هر لغت و به کار گیری آن در موارد فراوان و متفاوت است(مثلاً،در مکالمات،مباحثات، تکالیف نوشتنی،مکالمه با پدر و مادر).همچنین دانش آموزان دبیرستانی که قرار است امتحان ساده ای را بگذرانند باید بیاموزند که روش مطالعه برای یک امتحان ساده با مطالعه برای یک آزمون درست یا غلط،متفاوت است.روش امتحان تشریحی به توانایی مرتبط ساختن مفاهیم با یکدیگر،ذکر مثالهایی خارج از متن و ارزیابی بحث ها،نیاز دارد.این روش با آزمون های چند جوابی و آزمون های درست یا غلط کاملاً متفاوت است.به طور کلی،بر اساس تحقیقات مربوط به فراشناخت،معلمان نباید فقط محتوای درسی را به دانش آموزان خود بیاموزند،بلکه باید روش ارزیابی و شیوه آماده شدن برای یادگیری را نیز آموزش دهند.
۲.به دانش آموزان باید آموخت که در تنظیم مواد خواندنی از علایم و نشانه های بسیاری استفاده می شود.عنوان،مقدمه،خلاصه،علایم(مانند «نمره یک»،«مهمترین آنها عبارت است از…») و مانند اینها اطلاعات مهمی را درباره ابعاد مهم یک متن عرضه می کند.
۳.به دانش آموزان باید آموخت که اطلاع از شناخت خود،اثر مهمی در یادگیری دارد.دانش آموزان باید بیاموزند که ارتباط یافته های جدید با دانسته های قبلی امکان یادآوری را افزایش می دهد.همچنین باید بدانند که انگیزه آنها برای یادگیری در کیفیت فراگیری تأثیر مستقیم دارد.علاوه بر این،باید به دانش آموزان کمک کرد تا به نقاط قوت و ضعف خود پی ببرند(مثلاً،آیا از درس معلم،مواد خواندنی،سؤالات و بحث ها حداکثر استفاده را می برند یا نه) و به هنگام یادگیری مواد جدید،این نقاط قوت و ضعف را در نظر داشته باشند.
۴.به دانش آموزان باید روش های عملی فراشناخت را آموخت.مثلا،دو روش عملی بسیار خوب،تلخیص مطالب و تهیه سؤال است.تحقیقات نشان می دهد که وقتی شاگردان خلاصه و یا «نمایی» از مواد خواندنی و درس معلم برای خود تهیه می کنند به محفوظات درسی ایشان افزوده می شود(گلوور،۱۹۸۹).به همین شکل،یادگیری روش تهیه سؤال از خود به هنگام مطالعه و گوش دادن به درس معلم،به دانش آموزان کمک می کند تا اطلاعات مهم را به یاد آوردند(آندره،۱۹۸۷).
تکامل روان شناسی شناختی
روان شناسی شناختی معاصر که بر تعامل توابع شناختی و نقش معناداری در یادگیری تأکید بسیار دارد،مقوله نسبتاً جدیدی در روان شناسی است.ریشه های روان شناسی شناختی را می توان در نوشته های آزوبل(آزوبل،۱۹۶۰)،برونر(برونر، ۱۹۵۶) و کتاب پر نفوذ اولوریک نیسر،(۱۶۹۶۷)،به نام روان شناسی شناختی،دنبال کرد.در عین حال،روان شناسی شناختی امروز،ریشه های عمیقی در تاریخ گذشته دارد که به آغاز پیدایش علم روان شناسی باز می گردد.در واقع روان شناسان شناختی سه دوره متمایز را گذرانده است:۱)دوره پیشرفت مستمر(۱۸۸۰ تا ۱۹۲۵)،۲) دوره میانه که در آن،اغلب روان شناسان در آمریکا در حیطه خارج از روان شناسی شناختی فعالیت می کردند(۱۹۲۶ تا حوالی ۱۹۶۰) و۳) دوره معاصر که پیشرفت روان شناسی شناختی در آن سریع و فوق العاده بوده است(اندرسون،۱۹۸۵،دی وستا،۱۹۸۷).
ساختارگرایی
اغلب مورخان پیشینه روان شناسی را به عنوان یک رشته علمی،به سال ۱۸۷۸ به ورزبرگ۱ آلمان برمی گردانند،زمانی که ویلهام ونت۲ اولین آزمایشگاه روان شناسی تجربی را دایر کرد(بارس،۱۹۸۶؛بورینگ،۱۹۵۰؛دلاروزا،۱۹۸۸؛دی وستا،۱۹۸۷؛ ورتهایمر،۱۹۷۸).ونت آزمایشگاه خود را برای مطالعه ساختار آگاهی(دی وستا،,۱۹۷۸)،هدفی در حیطه کلی روان شناسی شناختی،تأسیس کرد.روان شناسی ونت،که ساختار گرایی نام گرفته است سه هدف مهم داشت(۱)تعیین اصلی ترین فرآیندهای شناختی،(۲)تعیین چگونگی ارتباط اجزای فکر و فرآیندهای فکری با یکدیگر و قوانین حاکم بر این روابط و(۳)تعیین رابطه فرآیندهای شناختی و پیکر شناختی (تیخنر،۱۹۰۹).ساختار گرایی نه تنها پیشگام روان شناسی شناختی،بلکه پیشتاز کلیه مکاتب روان شناسی با گرایش تجربی است.(لاندین،۱۹۸۵).
ساختار گرایی اولین تفکر منسجم در روان شناسی بود.ولی دیدگاه های نظری دیگری که برای اغلب روان شناسان آمریکا جذابیت بیشتری داشت،جایگزین این مکتب شد.از نظر روان شناسان آمریکایی دلیل شکست ساختار گرایی بی اندازه خاص بودن موضوع آن بود(ساختار آگاهی و نه هیچ چیز دیگر).از سوی دیگر،این نظریه در برابر تغییراتی که به منظور تطبیق آن با موارد و شواهد جدید در روان شناسی ضرورت می یافت انعطاف پذیر نبود.به ویژه اینکه روش جمع آوری اطلاعات در آن(درون نگری،که در آن از آزمودنی خواسته می شود که وقایع ذهنی خود را گزارش دهد) غیر مناسب بود.
کارکرد گرایی
اولین مکتب فکری که در برابر ساختار گرایی قرار گرفت،مکتب کارکردگرایی بود.مکتب کارکردگرایی در جستجوی یافتن فنون و روش های در روان شناسی و آموزش و پرورش بود که به مسائل روزمره پاسخ گوید.کارکردگرایی اولین مکتب روان شناسی کاملاً آمریکایی است و بر اساس نظریه های ویلیام جیمز پایه گذاری شده است.جیمز نابغه ای بود که نمی توان او را به هیچ یک از مکاتب فکری منتسب کرد(کلر،۱۹۳۷،۱۹۶۵).او بسیار کمتر از ساختارگراها تجریبه گرا بود.با این حال، امتیاز طراحی اولین نظریه علمی حافظه را به خود اختصاص داد،نظریه ای که در آن مدتها قبل از نظریه های معاصر مربوط به حافظه،فرآیندهای حافظه کوتاه مدت و دراز مدت تشریح شده است.کتاب او به نام روان شناسی که در سال ۱۸۹۰ به چاپ رسید،مبنای مکتب کارکردگرایی است.
هدف کارکردگرایی مشخص کردن موضوعهای زیر است:۱)فعالیت ذهنی چگونه انجام می گیرد،۲)فعالیت ذهنی چه کاری را انجام می دهد،و ۳)چرا فعالیت ذهنی انجام می گیرد(کلر،۱۹۳۷،ص ۷۷).کارکرگرایی،برخلاف ساختار گرایی،روان شناسی کاربردی و عملگرا بود.کارکردگرا ها به بررسی کاربرد روان شناسی در تعلیم و تربیت علاقه داشتند(کار،۱۹۲۵).کارکردگرایی که به شدت تحت تأثیر نظریه تکاملی داروین بود به سازگاری موجودات زنده با محیطشان توجه زیادی نشان می داد(بارس،۱۹۸۶).گرچه کارکردگرایی برای مدتی درون نگری را همچون روش تحقیق به کار می گرفت،ولی دیری نپایید که روش های جدید مشاهده جایگزین درون نگری و منبع مهم اطلاعات گردید.
کارکردگرایی که محور اصلی آن کارهای جان دیویی و جیمز انجل از دانشگاه شیکاگو بود،در آمریکا به عنوان مکتب روان شناسی اصلی جایگزین ساختار گرایی گردید.نفوذ این مکتب طولانی بوده و حتی روان شناسی معاصر از لحاظ گرایش هنوز کارکردگرا باقی ماند است(هیلگارد،۱۹۸۷).رهیافتهای کارکردگراها در شکل دادن به نظریه های معاصر شناختی(نک.استرنبرگ و اسمیت،۱۹۸۸) و شکل بخشیدن به تصور ما از اینکه روان شناسی تربتی چه باید باشد،بسیار حایز اهمیت است.
بین سالهای ۱۹۲۵ تا ۱۹۶۰ روان شناسی در آمریکا تحت حاکمیت رفتارگرایی قرار داشت.رفتار گرایی،حداقل در مراحل اولیه،واکنش شدیدی بود در برابر موضع ساختار گرایی کارکردگرا که بر مطالعه فرآیندهای شناختی تأکید داشتند.پیروان رفتارگرایی به رهبری واتسون استدلال می کردند که همه اطلاعات ذهنی و درونی در مورد فرآیندهای شناختی را باید کنار گذاشت و هدف روان شناسی به جای مطالعه فرآیندهای ذهنی،باید پیش بینی و تنظیم رفتار باشد(واتسون،۱۹۱۳).
رشد رفتار گرایی چنان سریع بود و نفوذ آن چنان نیرومند که موجب بروز یک دوران کمون پیش از ظهور،در مرحله دوم تاریخ روان شناسی شناختی شد.تسلط رفتار گرایی بر روان شناسی تجربی آمریکا مطلق نبود و حرکت روان شناسی شناختی در مقایسه با رفتار گرایی به کندی جریان داشت.روان شناسان معدودی مانند ملتون(نک.فصل سوم «حافظه و مفاهیم») به مطالعه فرآیندهای شناختی،به ویژه حافظه،ادامه دادند.ولی نفوذ اصلی تازه بر روان شناسی شناختی،از خارج آمریکا و از سوی مکتب آلمانی روان شناسی گشتالت بود(دی وستا،۱۹۸۷).توجه اصلی نظریه پردازان گشتالتی به ادراک و حل مسئله معطوف بود.
روان شناسی گشتالت که در فصل «حل مسئله و خلاقیت» به تفصیل مورد بررسی قرار خواهد گرفت،به وسیله ورتهایمر،کهلر و کورت کوفکا پایه گذاری شد.گشتالت به معنای قالب یا فرم،شکل و یا طرح است(لاندین،۱۹۸۵).نظریه پردازان گشتالت برخلاف ساختارگراها،کارکردگراها و رفتار گراها معتقد بودند که تجارب روانی را نمی توان به عناصر و اجزای کوچکتر تجزیه کرد،به نحوی که هر کدام جداگانه قابل مطالعه باشد.به اعتقاد آنان تجارب روانی به صورت یک میدان سازان یافته از حوادث درک می شوند که با یکدیگر تعامل و بر همدیگر تأثیر متقابل دارند(دلاروزا،۱۹۸۸).بنا به استدلال روان شناسان گشتالت،مردم نسبت به عناصر منفرد محیط خود عکس العمل ادراکی نشان نمی دهند،بلکه در برابر تمامی تجربه واکنش نشان می دهند.کل تجربه با جمع اجزای آن متفاوت و احتمالاً بیشتر از مجموع آنهاست.
تا سال ۱۹۲۵ دو کتاب مهم درباره روان شناسی گشتالت در آمریکا به چاپ رسید و ورتهایمر،کهلر و کوفکا نیز برای فرار از فشار جنبش رو به رو شدن نازیسم به آمریکا مهاجرت کردند.برای درک تأثیر روان شناسی گشتالت کافی است که به گفته هیلگارد (۱۹۸۷) توجه کنیک ه روان شناسی گشتالت پدران پیشتاز بخش بزرگی از آنچه هستند که امروز روان شناسی شناختی نامیده می شود.امروزه روان شناسی گشتالت مکتب فکری مستقل تلقی نمی شود،بلکه بخشی از روان شناسی شناختی به شمار می آید.
روان شناسی شناختی معاصر
جلب توجه مجدد روان شناسان به فرآیندهای ذهنی،به عنوان مقوله ای حیاتی برای تعلیم و تربیت،به روان شناسی شناختی در دو دهه اخیر حیات دیگری بخشیده است.تلاش و فعالیت روان شناسانی مانند آزوبل و برونر و انتشار کتاب روان شناسی شناختی به قلم نیسر،در سال ۱۹۶۷،روان شناسی شناختی را وارد مرحله جدیدی از حیات خود کرد.روان شناسی شناختی جدید بر چه چیز تأکید دارد؟بر اساس نظر دی وستا«تأکید روان شناسی شناختی بر کل واقعه تدریس است که یادگیرنده نیز بخشی از آن محسوب می شود.اوضاع محیطی،مشخصات یادگیرنده، ضرورت های موضوع یادگیری،هدف یادگیرنده و غیره،همگی،با یکدیگر در تعامل اند تا کیفیت و بافت پدیده ای به نام تدریس و یادگیری را مشخص سازند.» روان شناسی شناختی بر نقش فعال و سازنده دانش آموز در موقعیت یادگیری تأکید دارد.دانش آموزان به جای اینکه در برابر محیط خود فقط به صورت خودکار واکنش نشان دهند،معنا می آفرینند و واقعیت خود را می سازند(گلوور،رونینگ و برونینگ، زیر چاپ).زیربنای نظری روان شناسی شناختی،این است که پردازش اطلاعات حیاتی ترین فعالیت انسان است.وظیفه اصلی ذهن انسان جستجو،کسب،ذخیره سازی،حفظ و استفاده از اطلاعات درباره جهان است(استرنبرگ و اسمیت،۱۹۸۸).

نظر دهید »
دانلود مطالب در مورد مقایسه حروف ربط و اضافه فارسی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

حال بعد از تعریف حروف و معانی اصطلاحات در حروف به معرفی حروف مشترک ربط و اضافه فارسی و عربی می پردازیم و ساختار و موارد کاربرد این حروف را تبیین و تشریح می نماییم ، این کار به اتکاء به کتب صرفی و نحوی در دو زبان و همچنین مراجعه به دواوین شاعران و نویسندگان بزرگ انجام خواهد گرفت
إلا
إلّا در فارسی به صورت حرف اضافه ساده و حرف ربط به کار می رود و در عربی حرف استثناء‌می باشد.[۵۱] أما در فارسی و عربی به صورت حرف استثناء به کار می رود مانند:‌
« فشربوا منه إلّا قلیلاً منهم [۵۲]» پس نوشیدند از آن جز عده کمی از آنان.
(سوره بقره، آیه ۲۴۹)
«جاءَ التلامیذُ إلّا علیّاً » دانش آموزان آمدند بجز علی
جامع الدروس العربیه، غلایینی ، جزء سوم، ص ۱۲۳
وَصِیَتٍ مِنَ العواتِکِ لاتَذْ مهاهُ إلّا مُبیَضّهٌ رَعْلاءُ
و دیگر آنکه گروهی از فرزندانِ زنان آزاده روی به نبرد نهاد و دفعِ آنان را جز انبوه جوشن پوشان شمشیر زن کس نمی توانست. (حارث بن حلزه) [۵۳]
إلّا در فارسی برای استثناء مترادف جز

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

«مهر پاکان در میان جان نشان دل مده إلّا به مهر دلخوشان»
(مثنوی، دفتر اول، بیت ۷۲۸)
« و نماز همآنجا کنند، إلّا روز آدینه که به مسجد درآیند که آواز تکبیر به ایشان برسد.»
(سفرنامه ناصر خسرو، به کوشش دکتر نادر و زین پور، ص ۳۰)
« ندید او از بت إلّا خلق ظاهر بدین علّت شد اندر شرع کافر»
(مفاتیح الإعجاز،‌شرح گلشن راز،‌شمس لاهیجی،‌ص ۲۳۹)
«گویند که اول، این مشهد را در ساخته بودند و هیچ کس در نتوانستی رفتن إلّا از ایوان، از بیرون زیارت کردندی».
(سفرنامه ناصر خسرو، به کوشش دکتر نادر زرین پور،‌ص ۴۲)
«و جای نشست شما إلّا بر شاهقات أعالی درختان و باسقات أغصان ممکن نگردد. »
(مرزبان نامه، به کوشش خطیب رهبر، ص ۴۱۵)
«ز روزن نیست إلّا مایه غم به جان بگذار چون عیسیّ مریم»
(مفاتیح الإعجاز فی شرح گلشن راز، شمس لاهیجی ص ۵۷۶)
إلّا در عربی به جز استثناء به معانی زیر هم به کار می رود:‌وصفیه، عاطفه، زائد.
وصفیه:‌اصل در « إلّا » این است که برای استثناء باشد و در غیر این است که وصف باشد، پس گاهی یکی بر دیگر حمل می شود،‌پس با إلّا وصف می شود و با غیر استثناء می شود، پس اگر « إلّآ » به معنای « غیر» باشد آن و مابعدش عنوان صفت برای ماقبلش است و در این صورت دیگر مراد از‌‌آن استثناء نیست و مراد وصف ماقبل آن است که ما بعد آن مغایر می باشد[۵۴] مانند :‌
« الناسُ هلکی إلا العالمونَ، و العالِمونَ هَلکی إلا العامِلون، و العاملونَ هلکی إلّا مخلصونَ » یعنی مردم غیر عالمین هلاک هستند و العالِمان غیر عاملان هلاک هستند و عاملان غیرمخلصان هلاک هستند و اگر مراد استثناء بود ما بعد را منصوب می‌بیند زیر ا کلام هم تام و ایجابی بود. «لوکان فیها الِهَهٌ إلّا اللّهُ لَفَسَدَ تا فَسبحانَ اللهِ رَبِّ العَرْشِ عَمّا یَصِفُونَ» [۵۵] به معنای غیر
(سوره انبیاء، آیه ۲۲)
یعنی : اگر در آسمان و زمین بجز خدای یکتا خدائی وجود داشت همانا خلل و فساد در آسمان و زمین راه می یافت پس از نظم ثابت عالم بدانید) که آفریننده کاینات خدای یکتا از اوصاف و اوهام مشرکان جاهل پاک و منزه است.
در این آیه شریفه، ألّا بیانگر معنی « وصفیه » است. [۵۶] پس إلّا و ما بعد آن صفت برای آلِهه می باشد زیرا مراد از آیه نفی خدایان متعدّد و اثبات خدای واحد است.
«کُلُّ أخٍ مفارقُهُ أخوُهُ لَعَمْرُ أبِیکِ إلّا الفرقَدانِ »
یعنی :‌به جان پدرت سوگند که تمام برادران غیر از دو ستاره فرقدان از یکدیگر مفارقت خواهند کرد.
در این شعر، إلّا و اسم واقع بعد از آن « الفرقدان» ، صفت برای اسم نکره « کل‌‌‌‌‌ُّ أخٍ » قرار گرفته أمّا از نظر معنی شبیه، به جمع است،‌زیرا به معنای « تمام و کلیه برادران» است. [۵۷]
عاطفه :‌در این صورت إلّا حرف عطف و به منزله واو عاطفه است. یعنی در شریک گردانیدن معطوف و معطوف علیه از نظر لفظ « اعراب» و معنی « حکم» بمانند واو عاطفه است و این نظر بعضی صاحب نظران مانند أخفش و فراو ابوعبیده است و آیه زیر را مصداق آن دانسته اند مانند :‌
« یا موسی لاتَخَفْ إنّی لایخافُ لدیَّ المُرسَلُونَ إلّا مَنْ ظَلَم ثمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ ….. »
به معنی وَلا
(سوره نحل، آیه ۱۰ و ۱۱)
یعنی :‌ای موسی، مترس که پیغمبران در حضور من از غیر من هرگز نمی ترسند مگر کسی که چون ستم و کار بد کند، توبه کرده و آن بد را به نیکوئی مبدّل گرداند. [۵۸]
إلّا زائده – لفظ مزبور به عنوان زائده « تاکید کننده معنی » را اصمعی و ابن جنی عنوان کرده اند و ابن مالک ذیل را بر همین وجه حمل نموده اند:‌
اَرَی الدَّهرَ إلّا مجنوناً بإهله وَ ما صاحِبُ الحاجاتِ إلّا مُعَذَّبا ه إلازایده است زایده یعنی :‌روزگار را همچون چرخ آب کشی می بینم که پیوسته أیام نسبت به أهل آن در حرکت و گردش است و کسی که صاحب حاجت باشد ، وجود ندارد مگر گرفتار محنت روزگار و معذّب به آن باشد. [۵۹]
نکاتی چند پیرامون «إلّا» در عربی
۱ -گاهی « إلّا» به معنای « بل» می آید.
« طه ما أنزلنا علیک القرآنَ لتشقی و إلّا تذکرهً لِمن یخشَی » أی بَلْ تذکرهً (طه، آیه ۱ و ۲)
طه ( ای رسول ) ما قرآن را برای تو نازل نکردیم که خویشتن را به رنج در افکنی، بلکه غرض از نزول قرآن آن است که مردم خدا ترس را متذکر و بیدار سازی.
البته این منافی آن نیست که إلّا به معنای اصلیش نباشد زیرا استثناء تام و غیر موجب است و «تذکرهً» مستثنی یا بدل و منصوب باشد. (النحوا الوافی، عباس حسن، ج ۲ ص ۳۰۸)
۲- گاهی « الّا» برای حصر است و آن هنگامی که مستثنی منه موجود باشد و کلام منفی باشد پس جایز است که ما بعد مستثنی به ما برای حصر و یا بدل از ماقبل آن باشد.
(لَمْ تنجَحْ البناتُ إلا المجتهدهَ أوْ المجتهدهُ)
در این این جا جمله تامه و غیر موجبه است و برای این المجتهدهَ می خوانیم به عنوان مستثنی و اگر با رفع بخوانیم، پس ان بدل از البنات یعنی مستثنی منه می باشد. (همان، …)
۳-گاهی «إلّا» از ادات استثناء نیست و إلّای شرطیه است که از « إنْ» و « لا» النافیه ساخته می شود مانند:‌
«إلَّا تنصُروهُ فَقَدْ نَصَرهُ اللهُ »
اگر شما او را یاری نکنید،‌خدا یاریش کرد. (توبه، آیه ۴۰)
« إلّا تّنْفروا یُعَذِّبکُمْ عذاباً الیماً‌»
بدانید اگر بیرون نشوید (برای جهاد) خدا شما را به عذابی دردناک معذب خواهد کرد. (توبه، آیه ۳۹)
إلّا به عنوان حرف ربط برای استدراک مترادف لکن
« آن منم خم، خود أنا الحق گفتنست زنگ آتش دارد إلّا آهنست»

نظر دهید »
پایان نامه کارشناسی ارشد : منابع کارشناسی ارشد با موضوع : تزاحم حقوق زوجین … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

هرچند اختیار تعیین مسکن از حقوق زوج بوده ولی از قواعد مربوط به نظم عمومی محسوب نمی شود. در ماده ۱۱۱۴ق. م این گونه آمده است :« زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید؛ مگر آنکه اختیار تعیین منزل را به زن واگذار کنند.» سوالی که در اینجا قابل طرح است این است که محدوده اعمال این حق تا کجاست؟آیا زن می تواند شوهر را به تهیه مسکنی بالاتر از شئون خود و فراتر از حد متعارف وادار کند؟بسیاری از فقها و حقوقدانان حدود نفقه و ملاک آن را عرف و عادت و شأن زن دانسته اند به گونه ای که متناسب زندگی و نیاز های خانواده باشد و به قصد ایذاء و آزار صورت نگیرد[۲۳۸]۱٫مسکن نیز که جزیی از نفقه است دارای همین ملاک می باشد.صاحب جواهر مسکن زوجه را متناسب با وضعیت زن و امثال ایشان می داند، مثلا اگر زنی صحرا نشین باشد لزومی ندارد شوهرخانه ای در شهر برای او تهیه کند[۲۳۹]۲٫

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در ماده ۱۱۰۷ این گونه آمده است: «نفقه عبارت است از نیاز های متعارف و متناسب با وضعیت زن ….». دکتر امامی داشتن خانه ای مستقل برای زوجه را متناسب با وضعیت اخلاقی و روحی زنان دانسته است، به گونه ای که از سایر اقوام شوهر جداگانه زندگی کنند[۲۴۰]۳٫با توجه به آنچه که در مورد ملاک تعیین نفقه و بالاخص مسکن گفته شد ،به نظر می رسد در خواست مسکنی بالاتر از شأن اجتماعی زن و حد متعارف، به نوعی سوء استفاده از حق تلقی می گردد. در نظریه اداره حقوقی دادگستری در مورد واگذاری حق تعیین مسکن به زوجه به صورت شرط ضمن عقد آمده است:«.. زوجه نیز نمی تواند این اختیار را وسیله اضرار زوج قرار دهد . حق انتخاب مسکن تا جایی است که متناسب با وضعیت او در حدود ماده(۱۱۰۷) قانون مدنی باشد، آن هم در شهر و کشوری که زوج اشتغال دارد با رعایت اصل (۴۰) قانون اساسی بااین حال زوج نمی تواند زوجه را مجبور به سکونت در منزل پدر ومادر خود نماید هر چند مسکن آنها متناسب با وضعیت زوجه باشد.»[۲۴۱]۱البته ناگفته نماند ، در برخی از آراء دادگاه ها دیده شده است ؛ در جایی که اختیار تعیین مسکن در ضمن عقد به زن داده شده، قاضی حکم به تهیه مسکن در یک شهر خاص ویا نقطه ای از شهر توسط زوج نموده است که بالاتر از استطاعت زوج بوده وموجبات عسر و حرج مرد را فراهم کرده است. نقش عرف در تعیین چارچوب اختیارات و حقوق زوجین درموارد دیگری نیز وجود دارد.مثلا در جایی که عقد دائم بدون ذکر مهر صورت می گیرد در صورت مباشرت شوهر با زن، مهرالمثل تعلق می گیرد؛ که میزان آن با توجه به شأن زن از لحاظ شرافت خانوادگی ،سن و توانگری و دو شیزگی مقرر می شود[۲۴۲]۲٫ ماده ۱۰۹۱ ق.م در این باره چنین می گوید:«برای تعییین مهر المثل باید زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و موقعیت او نسبت به امثال و اقران و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته می شود.» همچنین در مواردی نیز در صورتی که اختیار موردی از مرد گرفته شده و به زن داده شده است، شارع با قیودی، حدود آن را مشخص کرده است.مثلا در مورد جایی که زوجه به عنوان داور در تعیین مهریه انتخاب می شود؛ نمی تواند بیشتر از مهرالسنه تعیین کند[۲۴۳]۱٫که می توان با تنقیح مناط و القای خصویت آن را به موردی که اختیار تعیین مسکن به زن داده می شود؛ تسری داد و گفته شود که حق تعیین مسکن برای زوجه، به طور مطلق و بدون قید و شرط نیست، بلکه با قرار گرفتن آن در چارچوب عرف و عادت و مطابقت آن با شأن و جایگاه اجتماعی زوجه، محدوده ی آن مشخص می شود.

۲-۴٫حضانت

یکی از حقوق والدین که در فقه و حقوق بسیار به آن پرداخت شده است« حق حضانت» می باشد. اینکه حضانت نسبت به پدر و مادر طفل حق است یا تکلیف یا آمیخته ای ازآن دو ، سه قول در میا ن فقها وجود دارد ؛ مشهور فقها در این خصوص قائل به تفصیل اند و تنها نسبت به پدر علاوه بر حق ، آن را تکلیف نیز می دانند[۲۴۴]۲٫قانون مدنی ما صراحتا در ماده ۱۱۶۸ق.م حضانت را به عنوان حق و تکلیف ابوین، بیان کرده است.آنچه که مربوط به این پژوهش است ، آن است که در تزاحم حق حضانت هر یک از زوجین ،حق کدام یک مقدم است؟مبنا و معیار أحق بودن کدام است ؟آیا مبنا، مصلحت کودک،والدین یا هردو است؟
برای حضانت کودک دو زمان قابل تصور است . وقتی که والدین مشترکاً با هم زندگی می کنند و زمانی که از هم جدا می شوند، حال این جدایی ممکن است با طلاق باشد یا بدون آن.
در مورد محدوده ی زمان حضانت و اینکه حضانت حق کدام یک از والدین است، نظرات متفاوتی ارائه کرده اند . این اختلاف آراء ناشی از روایات ظاهرا متعارضی است که در باب حضانت بیان شده است.قول مشهور میان فقها این است که حضانت دختر تا هفت سال وپسر تا دوسال بامادر است. برخی معتقداند حضانت طفل چه دختر وچه پسرتا هفت سال بامادر و سپس باپدر است[۲۴۵]۱٫
نظر شیخ صدوق در “مقنع” این است که زن مادامی که ازدواج نکرده حضانت فرزندش با اوست[۲۴۶]۲٫ برخلاف کل فقها مرحوم ابن فهد در “المهذب البارع”[۲۴۷]۳و “المقتصر[۲۴۸]۴” قائل به اشتراک حق حضانت بین مادر و پدر درمدت رضاع بالسویه شده است.”
از نظرات فوق آشکار است که قدر متقین در زمان حضانت، اولویت مادر در حضانت کودک ، در مدت دو سال یعنی دوران رضاع و شیر دهی کودک می باشد[۲۴۹]۵٫و صاحب جواهر[۲۵۰]۶ گفته اند در مسأله ی اولویت مادر بر حضانت کودک در دو سال اول تولد، بین فقیهان اختلافی نیست و صاحب ریاض بر آن ادعای اجماع کرده است.[۲۵۱]۱همان طور که گفته شد منشأ اختلاف نظر فقها در مورد زمان و محدوده ی حضانت هر یک از والدین ، روایات متعارض است که در این باره وجود دارد . یکی از این روایات موثقه داود بن حصین است که ظاهراً اشاره به حضانت در دوران زندگی مشترک دارد، که قائل به اشتراک و تساوی حق حضانت، میان پدر ومادردر زمان شیر خوارگی کودک است، اعم از اینکه پسر باشد یا دختر و بعد از آن با همان عمومیت دال بر احقیت پدر دارد ؛ زیرا در این مورد امام (ع) می فرماید:«مادام الولد فی الرضاع فهو بین الأبوین بالسویه فإذا فطم فالاب أحق من الأم.» « تا ز مانی که طفل شیر خوار است والدین به نحو تساوی حضانت او را بر عهده دارند و بعد از این دوران پدر بر مادر ارجحیت دارد و اولی است[۲۵۲]۲٫»اشتراک در حضانت در جایی قابل تصور است که زن وشوهر مشترکاً با هم زندگی کنند. در قانون مدنی ما راجع به اولویت حق حضانت ماده ۱۱۶۹ق.م تعیین تکلیف نموده است:« برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می کنند، مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد پس از آن با پدر است.»قبل ازاصلاح این ماده در سال ۱۳۸۳، حضانت پسر تا دو سالگی با مادر بود و این طبق نظر مشهور فقها است، لیکن باتوجه به نظر اهل فن درمورد وابستگی ونیاز عاطفی کودکان به مادر تا سن هفت سالگی ، بین دختر وپسر تفاوتی نیست؛ لذا نیاز بود که دراین مورد تجدید نظر شود.در مشروح مذاکرات مجلس شورای اسلامی در دفاع از تصویب اصلاحیه ماده ۱۱۶۹ این چنین آمده است:« با توجه به لزوم توجه عاطفی به اطفال و اقتضاء تربیت فرزندان زیر سن ۷ سال توسط مادران که هم از لحاظ پزشکی و رواتشناسی ضرورت آن اعلام و هم از لحاظ شرعی منعی بر آن مترتب نشده لذا جهت رعایت غبطه اطفال زیر سن ۷ سال طرح ذیل تقدیم می گردد…»[۲۵۳]۱جدایی مذکور در این ماده به صورت مطلق بیان شده است در نتیجه جدایی در اثر طلاق و هم بدون طلاق را شامل می شود.
در تبصره ای که به این ماده اضافه شده است ،به موجب آن برای تعیین حق حضانت، نهایتاً تصمیم گیری را بر عهده ی داد گاه نهاده است:« بعد از هفت سالگی در صورت بروز اختلاف حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه می باشد.» آنچه در حضانت کودک اهمیت دارد ، رعایت غبطه و مصلحت طفل است، بنابراین، با تعیین دادگاه به عنوان مرجع تصمیم گیری در این امر، راه سوء استفاده والدین تاحدودی سلب می گردد. هرچند در صورت توافق والدین در امر حضانت، معمولاً دادگاه ها از توافق آن ها تبعیت می نمایند و دلیل آنان این است که از نظر دادگاه پدر و مادر غبطه و صلاح فرزندان خود را بهتر از دیگران می دانند و این به عنوان یک اصل پذیرفته شده است. در توافق والدین الزامی بررعایت اولویت مندرج در قانون مدنی نیست و غالباً در این توافق ها که مورد تایید حکم دادگاه ها نیز قرار می گیرد، گاهی حضانت آنانی که باید به مادران تفویض گردد به پدران اعطا و گاهی حضانت پسران و دختران بیش ازهفت سال به مادران واگذار می گردد . دلیل ارجاع حضانت به پدر ومادر همان توافق والدین ذکر می شود و معمولاً در احکام دادگاه دلیل دیگری آورده نمی شود؛لیکن مواردی که دادگاه عدم صلاحیت یکی از والدین را احراز کند، بر خلاف توافق طرفین عمل کرده و حکم صادر می کند.
پس آنچه که موجب اولویت مادر در برعهده گرفتن حضانت کودک تا سن هفت سالگی می شود، مصلحت طفل است. از جمله مواردی که نشان دهنده ی رعایت مصلحت طفل با واگذاری حضانت وی تا سن هفت سالگی به مادر است ، علاوه بر آیات قران و کلام معصومین، سیره عقلا و عرف عامه، نقش حمایتی و عاطفی مادر وعلاقه تکوینی وی از یک طرف و وابستگی عاطفی طفل به مادر از طرف دیگر وعدم قدرت پدر در ایفای این نقش به نحو احسن و در نتیجه خارج شدن حمایت عاطفی طفل از ید ایشان و سپردن آن به دیگر اقارب طفل مثل عمه ومادربزرگ می باشد؛ که آشکارا تأمین کننده ی این نیازاساسی و مهم کودک به اندازه مادر نمی باشند. هرچند این مورد به طور مطلق نبوده و هر کجا که قانون گذارمصلحت طفل را در خطر دیده، با وضع قوانینی ، قیودی را بیان نموده است.از جمله ماده ۱۱۷۰ق.م گفته شده است در صورت جنون مادر و یا ازدواج وی ، حق حضانت ایشان ساقط می شود. همچنین م ۱۱۷۳ ق.م در مورد عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی پدر ومادر که موجب صدمات جسمانی وتربیتی و اخلاقی طفل شود از جمله اعتیاد، اشتهار به فساد اخلاق، بیماری های خاص، سوء استفاده از طفل وغیره که موجب گرفتن حق حضانت از ایشان می شود. . از نمونه آرایی که دادگاه بر خلاف اولویت مندج در ماده ۱۱۶۹ق. م حکم کرده است ؛ به شرح ذیل می باشد:
«… در افراد مشخصاتی برای وی اعلام شده که در جامعه مستحسن و پسندیده نیست (قمار و مصرف مشروبات الکلی و اعلام شده این ابتلائات اگر چه ابتلاء به اخلاقی است لکن خستگی روحی حاصله ازآن و عدم علاقه زوجه جدید به طفل برای طفل رنج آور و نگران کنده است و مصلحت عاطفی را به مخاطره خواهند انداخت… با رقت احساسی که در مادر طفل است و با توجه به روحیات و عاطفه ی وی و نیز موقعیت خانواده(وجود مادر بزرگ در منزل)حضانت و مواظبت از طفل در نزد مادر تأمین بیشتری برای وی ایجاد می نماید. بنابراین حضانت طفل مشترک (پسر) از پدر سلب و نگه داری وی بدون اخذ هزینه( با توجه به تعهد مادر) به مادر محول می شود[۲۵۴]۱٫»
در نظرات فقها و مراجع نیز گاه این مورد مشاهده شده است که برخلاف نظر مشهور در اولویت حضانت طفل، حکم نموده اند.از جمله آیت اله مکارم در جایی که حضانت با پدر است براین نظر است ؛در صورتی که مصالح فرزندان واقعاً به خطر بیفتد و گرفتار ضررعاطفی شدیدی شوند می توان حضانت را به مادر سپرد[۲۵۵]۲٫
حال این سوال مطرح است که آیا در واگذاری حضانت طفل عسر و حرج والدین، بالاخص مادر در نظر گرفته می شود؟
همان گونه که بیان گردید در امر حضانت آنچه مهم است، تامین صلاح وغبطه طفل می باشد. به نظر می رسد با توجه به این ملاک در تزاحم حق حضانت طفل، در درجه اول ، آنچه أهم است ، مصلحت طفل می باشد نه حق پدر ومادر و عسر حرج مادر موجب اهمیت و اولویت حق ایشان نمی شود. مگر در صورتی که واگذاری حق حضانت به مادر ضرری به طفل وارد نکند و بر خلاف مصلحتش نباشد.هر چند فقهای ما نسبت به این موضوع نظرات مغایری ارائه داده اند.مثلاً آیت اله بهجت عسر و حرج شدید و غیر قابل تحمل مادر را مجوزی برای واگذاری حضانت پسر بیش از دو سال به ایشان می داند[۲۵۶]۱٫ولی آیت اله گلپایگانی بر این نظر است که مسأله عسر و حرج حق شخص دیگری را تغییر نمی دهد[۲۵۷]۲٫برخی از مفسران قرآن در مورد یکی از تفاسیرعبارت ” لاتضار والده بولدها” در آیه ۲۳۳ سوره بقره آن را شامل عدم ضرر زدن به والدین تفسیر نموده اند[۲۵۸]۳٫طبق نظر صاحب تفسیر نمونه معنای “لاتضار والده بولدها” این است که زن وشوهر نباید کودک را وجه المصالحه اختلافات خود قرار دهند واین معنا را به ظاهر آیه نزدیکتر دانسته است[۲۵۹]۴٫لیکن در دعاوی حضانت در دادگاها گاه مادر با بخشیدن مهریه خود، حضانت کودک را به عهده می گیرد؛ هرچند این امر با در نظر گرفتن مصلحت کودک صورت گرفته و قضات به آن حکم می کنند. ازجمله ضررهای مادی به مادر (اجرت رضاع) و ضررهای معنوی (جدایی طفل از مادر در امر حضانت) می باشد که با واگذاری حضانت طفل بیش از هفت سال به مادر طبق نظر قانون مدنی و طفل پسر بیش از دو سال طبق نظر مشهور فقها ، در صورت رعایت غبطه طفل، از ضرر رساندن به مادر جلوگیری می گردد. نکته دیگری که در این آیه وجود دارد این است که در تزاحم عدم ضرر به مادر وعدم ضرر به پدر ، شارع با آوردن لفظ “والده” عدم ضرر به مادر را ارجحیت بخشیده و شاید این به خاطر همان ویژگی های عاطفی وتناسب روحی مادر برای به عهده گرفتن حضانت طفل است . درنظریه مشورتی اداره حقوقی( شماره۷/۴۷۷۱-۱۵/۱۱/۶۹) در این مورد این گونه است:«آنچه که در مورد حضانت اطفال باید مورد توجه قرار بگیرد مصلحت خود طفل است نه عسر وحرج پدر ومادر،بنابراین اگر دادگاه مصلحت بداند قبل از سنین مذکور نزد مادر باشد یعنی پدر را صالح نداند (ماده ۱۱۷۳ق.م) می تواند تصمیم مقتضی اتخاذ نماید. بدیهی است در صورتی که به سرنوشت طفل لطمه ای وارد نشود، دادگاه می تواند عسر وحرج هریک از والدین را مورد توجه قرار دهد.[۲۶۰]
نتیجه اینکه عسر و حرج مادرمی تواند ملاکی برای تعیین أهم بودن حق ایشان و در نتیجه واگذاری حق حضانت به مادر باشد. لازم به ذکر است که عسر و حرج مادر و رفع ضرر از مادر در درجه دوم اهمیت قرار دارد و در صورت عدم تنافی با مصلحت کودک می تواند ملاک عمل واقع گردد.
با توجه به آنچه بیان گردید می توان گفت که جنبه تکلیفی حق حضانت نسبت به جنبه حق بودن آن بیشتر مورد توجه شارع و قانونگذار است و همین امر موجب شده است که در تزاحم حق حضانت زوجین آنچه ملاک تعیین أهم واقع گردد، مصلحت طفل باشد. به نظر می رسد منظور از رعایت مصلحت طفل ، تأمین نیازهای عاطفی طفل و فراهم کردن بستری مناسب برای تربیت و نگهداری از وی می باشد، به گونه ای که کمترین ضرر متوجه طفل شود و از عسر و حرج طفل به علت فقدان یکی از والدین تا حد ممکن کاسته گردد. که این مهم با در نظر گرفتن موارد ی چند از این قبیل حاصل می شود: موقعیت طفل و والدین ایشان؛ مثلا ازدواج مجدد والدین یا عدم آن، پذیرش طفل توسط همسر جدید، موقعیت اجتماعی واقتصادی ، عسر وحرج والدین و در درجه بعد از رعایت مصلحت طفل، عدم تضرر ایشان ومواردمذکور در ماده۱۱۷۳ق.م ، سن کودک، فقدان یا عدم فقدان خواهر یا برادر دیگر و وابستگی عاطفی طفل به آنان یا عدم آن و غیره. که آرا دادگاه ها بر اساس این موارد صادر می گردد و همانگونه که بیان شد گاه بر خلاف اولویت مندرج در ماده ۱۱۶۹ق.م می باشد.

۲-۵٫ استیلاد

در این مبحث سعی بر این است به این سوالات پاسخ داده شود که در تزاحم حق استیلاد زوجین ، حق کدام یک مقدم است ؟ دلایل ترجیح کدام است؟
قبل از پرداختن به گفتار اصلی پژوهش این سوال قابل طرح است که آیا حق استیلاد جز حقوق مشترک زوجین است یا فقط اختصاص به زوج یا زوجه دارد؟ در صورتی بحث تزاحم موضوعیت پیدا می کند که حق استیلاد ، برای هردوی زن ومرد ،قابل تصور باشد، اگر فقط یکی از والدین محق فرزندآوری باشد،محلی برای مزاحمت و برخورد حقوق نیز فراهم نخواهد شد. بنابراین در ابتدا به این بحث پرداخته و سپس وارد موضوع اصلی تحقیق می شویم.

۲-۵-۱٫حق استیلاد

فرزندار شدن یکی ازاهداف اساسی زندگی زناشویی است ، جایی که برخی از فلاسفه مسلمان ، حکمت زناشویی و ازدواج را بقای نسل دانسته اند ، نه دفع شهوت که می تواند راه های متعددی داشته باشد . بنابراین اصل فرزندار شدن یک نیاز طبیعی قلمداد می شود که زمینه آن در جسم و روان آدمی به موهبت گذاشته شده تا بقای نسل انسانی به ضمیمه بسیاری از مصالح و منافعی که وجود فرزند برای زوجین به همراه دارد ، تضمین گردد[۲۶۱]۱٫وجود انگیزه ی فرزند آوری در ازدواج آنقدر بدیهی و مسلم است که معمولاً خلاف آن به ذهن نمی رسد و بقاء نسل به عنوان یکی از مهمترین اهداف ازدواج مورد پذیرش عرف و همه ی عقلا جامعه واقع گردیده است. در نتیجه شارع و قانون گذار لازم ندانسته که به طرح موضوع آن به طور مستقیم و در دایره الزامیات حقوق بپردازد. بنابراین در کتب فقهی ما کمتر مطلبی پیرامون حق استیلاد آمده و بیشتر به مسائل جانبی آن پرداخته شده است. حال با این پیش زمینه به ادله مشترک و اختصاصی زوجین در حق استیلاد می پردازیم.

الف:ادله اشتراکی

۱-سیره تشریعی شارع و عیوب فسخ
نگاهی به سیره تشریعی شارع در روابط خانوادگی این اطمینان را به وجود می آورد که نیازهای طبیعی انسان منشاء وضع قوانین در شریعت است و بسیاری از حقوق زوجین و الزام های شرعی در حوزه خانواده مانند حق تمکین برای زوجین ، حق حضانت ، حق کودک بر والدین، همگی براین اساس قابل تحلیل و تفسیر است . با توجه به این نکته می توان اطمینان پیدا کرد که شارع بر پایه نیاز شدید فرزند خواهی در انسان ، این مسئله را به عنوان حق در سلسله تشریع خود در روابط زناشویی پذیرفته است. مؤید قبول این حق در نظر شارع ، جعل حق فسخ نکاح برای زن در صورت خصی بودن مرد است[۲۶۲]۲؛ یعنی شارع در کنار جعل حق فسخ برای اوبه جهت عیوبی مانند عنن که مانع انتشار عضو و آمیزش جنسی است و یکی از مهمترین اهداف ازدواج و حقوق زن یعنی استمتاع را سلب می کند، عدم قدرت مرد بر فرزنددار شدن به جهت مشکل در ناحیه بیضه ها را نیز عیبی دانسته که حق فسخ می آورد[۲۶۳]۱٫ در مورد اینکه عیب بودن خصاء از جهت عدم قدرت بر مقاربت است یا به خاطر فوت نسل ، گفته شده که خصاء عیب است و نظر کسانی که آن را عیب نمی دانند به خاطر اینکه فرد قدرت بر آمیزش جنسی و انزال را دارد ؛ مردود است ، چرا که عیب بودن آن به خاطر عدم قدرت برفرزند آوری و فوت نسل است نه عدم قدرت بر انزال[۲۶۴]۳٫
در جامع المقاصد اینگونه آمده است:«… لأنّ فوات التناسل به جهه یقتضی کونه عیباً و کذا لزوم العاریه» خصا موجب فوت نسل است وموجب ننگ برای همسر چنین مردی می باشد[۲۶۵]۳٫
امروزه پزشکان معتقداند که در خصاء قدرت آمیزش و حتی انزال وجود دارد ولی فرد قادر به تولید اسپرم نمی باشد هرچند در فقه ما عقیم بودن به عنوان عیب فسخ ذکر نشده است ، لیکن وجود حق فسخ به سبب خصی بودن مرد را باید ناظر به رعایت حق استیلاد برای زن دانست . حتی می توان گفت وجود عیوبی مثل قرناء[۲۶۶]۴ در زن ، که مجوز فسخ نکاح برای مرد است ، علاوه بر عدم توان بر استمتاع ، عدم قدرت بر بارور کردن زوجه را نیز به همراه دارد و از این جهت هم، می توان برای مرد حق فسخ قائل شد. نگاهی به دیگر عیوب موجب فسخ که در روایات و فقه پذیرفته شده است ، این اطمینان را پدید می آورد که شارع عیوبی را که استیفای حقوق و کارکردهای اساسی و اغراض اصلی ازدواج را با مشکل مواجه می سازد ، موجب حق فسخ ابتدایی ، بدون نیاز به طلاق و تحقق شرایط آن دانسته است[۲۶۷]۱٫ وعدم تصریح به حق ولد ، همان گونه که بیان گردید شاید به خاطر مسلم بودن حق استیلاد و فرزند آوری به عنوان یکی از مهمترین اهداف ازدواج از دید عرف و شارع می باشد. می توان هر نوع عیبی اعم از خصاء را که باعث عدم باروری شود، موجب حق فسخ دانست. استفتائاتی نیز پیرامون جایگزین کردن بر خی از بیماری های شناخته شده ی امروزی مثل ایدز به جای بیماری جذام که راه های در مانی آن شناخته شده است ، به عنوان عیب فسخ نکاح[۲۶۸]۲،ناظر بر همین امر است که ملاک درعیوب فسخ، آن دسته ازعیوبی است که روابط زناشویی را مختل کرده و راه های رسیدن به اهداف اساسی ازدواج را با مشکل مواجه کند.و همان گونه که بیان گردید یکی از مهمترین اغراض شارع در امر ازدواج تناسل و فرزندآوری می باشد. امروزه نیز فقهای معاصر ما بالاجماع عقیم کردن دائمی زن و مرد را مجاز نمی دانند مگر در صورتی که از ضرر بزرگتری جلوگیری شود وبرای حفظ سلامتی ضروری باشد.[۲۶۹]۳ عدم جواز بر عقیم کردن به طور دائم به خاطر مخالفت با غرض عقلایی شارع در بقا نسل به وسیله ازدواج و مؤید حق استیلاد برای زوجین می باشد. باید به این نکته نیز توجه داشت که اعمال حق استیلاد ، علاوه بر خواست زوجین، مشروط به اراده باری تعالی است و گاه علی رغم تلاش زوجین برای فرزند آوری این مهم ، حاصل نمی گردد.
۲-شرط ارتکازی
شرایطی که متعاقدین در عقد بر آن ملتزم می شوند گاه به صورت لفظی می باشد و گاه با لفظ بین آنان تبادل نمی شود ودر صورت عقد نامه قید نمی شود، بلکه این شرایط به صورت ارتکازی و اجمالی در عرف بین متعاقدین وجود ارد و از همین جهت شاید نیازی به قید کردن آن ها نبوده وقید آن شرایط را از جهت وضوح و بداهت، امری زائد به شمار می آورند.مثلا در بیع فرض مبیع و مثمن آنست که هردو سالم وعاری از عیب باشد و هیچ تاجری لازم نمی بیند که آن را صراحتاً در عقد قید کند. در مورد عقد نکاح یکی از شرایط ضمنی ارتکازی و عقلائی بین زوج و زوجه در نوع عرف های جوامع بشری آن است که ازدواج منجر به ثمردهی و تولید فرزند بشود، شاهد آن که اگر یکی از طرفین قبل از ازدواج از عقیم بودن یا عدم امکان بارور کردن زن یا مرد با خبر شود امکان سر گرفتن چنین ازدواجی منتفی می شودو این امر موجب می شود که قائل به حق مطلق استیلاد برای زوج و زوجه- هر دو بشویم[۲۷۰]۱٫ ظاهر برخی روایات در باب متعه که نخواستن فرزند توسط مرد را به عنوان یکی از شرایط مذکور در عقد متعه، این است که این حق به ارتکاز اولی درامر ازدواج دائمی برای زن ثابت است[۲۷۱]۲ و در این روایات به فرق متعه با مقتضا و آثار عقد دائم اشاره شده است[۲۷۲]۳٫
۳-حق عزل و دفع شبهه
درمورد جواز عزل[۲۷۳]۴مرد روایات مختلفی بیان شده است[۲۷۴]۵٫برخی از روایات آن حرام می دانند وبرخی مطلقاً برای زوج حق عزل فائل شده اند بدون اینکه رضایت زن حاصل شود.ولی روایاتی نیز عزل از زوجه حره را مشروط به اشتراط کرده است. از جمله صحیحه محمد بن مسلم:« فانی اکره ذلک الا ان یشترط علیها حین یتزوجها[۲۷۵]۱»عده ای در جمع روایات آن را حمل بر کراهت کرده اند که نظر مشهور فقهای معاصر ما نیز چنین است[۲۷۶]۲یعنی مرد در عزل نیاز به اذن و رضایت زوجه ندارد، هرچند عملش بدون رضایت زوجه، مکروه است. به دلیل جواز عزل برای مرد و حرمت آن برای زوجه[۲۷۷]۳برخی بر این باورند که حق استیلاد مطلقاً برای مرد است و زن چنین حقی ندارد. در دفع این شبهه باید گفت که به تعبیر بعضی معاصرین تلاش فقها در اثبات جواز عزل، برای آن بوده که به صورت موجبه جزئیه این حق را برای مرد به اثبات رسانند اما این‌که مرد مجاز باشد در تمام عمر و در تمام موارد مقاربت خود با همسرش این کار را انجام دهد مطلقا از این ادله نمیتوان آن را به اثبات رساند، بفرض آن‌که از اطلاق دلیل استفاده استمرار عزل کنیم ولی در مقام عمل خارجی نیز بنابرحکمت های ازدواج نیز عزل یک امر همیشگی میان همسران نمی‌باشد چرا که عزل هم حکمت استمتاع نکاح را منقض میکند و هم در بیش‌تر موارد موجب جلوگیری از انعقاد نطفه فرزند میشود[۲۷۸]۴ .اما نه برای همیشه وبه طور قطع؛ چراکه عزل که نوعی جلوگیری از باروری طبیعی است ، همیشه به طور صد در صدی موجب عدم بارداری نمی شود. گذ شته ا ز مکروه بودن یا نبودن عمل عزل بدون رضایت زوجه به نظر می رسد قائل شدن چنین حقی برای زوج، به معنای مدیریت و تعیین زمان باروری است، نه به این معنا که حق استیلاد فقط برای مرد باشد و زن چنین حقی نداشته باشد بلکه به دلیل قوامیت مرد در روابط زوجین و تبعاتی است که با تولد فرزند می تواند گریبان گیر مرد خانواده شود. ازجمله محدودیت در استمتاعات جنسی در دوران بارداری، هزینه ی مراقبت های بارداری ، نفقه فرزند متولد شده و غیره. بنابراین در صورت عدم توافق زوجین بر سر زمان بارداری ، مرد تعیین کننده زمان آن می باشد و با داشتن حق عزل به عنوان یکی از راه های جلوگیری از بارداری، زمان فرزند آوری را مدیریت می کند. و همان طور که گفته شد این امر به صورت قطعی امکان پذیر نمی باشد و گاه زوجین با وجود به کار بردن این شیوه جلوگیری، صاحب فرزند می گردند.

ب: ادله اختصاصی

۱-ادله حق استیلاد برای مرد
الف:آیه حرث
نساؤکم حرث لکم فأتوا حرثکم أنی شئتم» (سوره بقره آیه۲۳۳)در این آیه شریفه زنان را به مزرعه ای تشبیه میکند که مرد زارع آن بوده و حق دارد بذر خود را در این مزرعه در هر زمان یا مکانی که اراده کند-بنابر اختلافی که در معنای أنی وجود دارد- بپاشد و بدین وسیله زمین زراعی خود را بارور کند تا در زمان مقتضی از آن محصولی به نام فرزند برداشت کند. در این آیه مرد را چونان زارعی که اختیار تام در نوع کشت و زمان کشت و نوع آبیاری و تغذیه محصول و جمع آوری آن دارد نسبت به همسر خود در زمینه باروری مطلق العنان فرض میکند و زن را در زمینه بارور شدن بدست مرد، مسلوب الاختیار میداند که حق هیچگونه اظهار نظری در آن نداشته و باید در زمینه استیلاد، تسلیم محض همسر خود باشد. شاهد این معنای عام از آیه و این دایره وسیع اختیار استیلاد برای مردان، عبارت “حرث لکم “میباشد که مخاطب تولید نسل را مردان میشمارد[۲۷۹]۱٫پس آیه بر ثبوت حق استیلاد برای مردان دلالت می کند به گونه ای که زنان نمی توانند به طرقی مانند بستن لوله های رحمی و یا استفاده از داروهای جلوگیری کننده مانع از آبستنی شوند. برخی از مفسرین بر این نظرند که منظور از این آیه بیان یک امر تکوینی است وتجهیز انسان به اعضا و جوارحی است که به فرزند دار شدن سوق می دهد[۲۸۰]۲،هرچند صدر آیه بیانی تکوینی دارد ولی با توجه به بخش دوم آیه به نظر بیانی تشریعی دارد و براین امر تکوینی نتیجه تشریعی مترتب می کند و آن اینکه حال که همسران شما« حرث ومنبت» برای شما هستند، پس به هر کیفیت یا در هر زمان و یا مکانی که خود می خواهید با آنان آمیزش کنید و این غرض وفایده تکوینی را در یابید و با تولید وپرورش نسل صالح، توشه ای برای آخرت خود پیش بفرستید:”و قدموا لأنفسکم” متفاهم عرفی از این تفریع حق مطلق مرد در آمیزش و استیلاد به کیفیت دلخواه اواین است که اصل حق استیلاد برای مرد مفروغ عنه است و احدی از اهل عرف در استدلال به آیه و استظهار حق مطالبه از آن در مقابل همسری که از آبستنی امتناع می کند، درنگ نمی کند[۲۸۱]۱٫
ب:آیه قوامه
آیه ” الرجال قوامون علی النساء…”
مقصود از قوامیت شوهر بر همسر خود یعنی آن‌که مرد مدبر اصلی امور زندگی بوده و زن در کنار او و کمک کار او می‌باشد پس ریاست اصلی امورات زندگی-اعم از درون یا بیرون خانه- برعهده مرد می‌باشد و زن بایستی به این ریاست تمکین کرده و در همه امور، از مرد خویش اطاعت کند. نتیجه اینکه یکی از مواردی که می توان با توجه به حق سلطه ومدیریت مرد برای او قائل شد ، حق استیلاد می باشد.
۲-ادله حق استیلاد برای زن
اساس استدلال برای اثبات این حق برای زنان تحقق ظلم و اضرار در امتناع کلی شوهر از فرزند دار شدن زوجه است، خصوصاً اگر مزاحمی در کار نباشد. در این صورت محروم کردن او از این نعمت بزرگ ومطلوب که به دلیلی برای آن در مورد زن وجود ندارد، نزد عرف ظلم و اضرار محسوب می شود و عموم ادله نهی از ظلم و اضرار و خصوص آیه« ولا تمسکوهن ضراراً لتعتدوا[۲۸۲]۱»که امساک ضراری زن و زندگی با اورا با حالت تعدی و اضرار تحریم می کند، این امر را بر شوهر حرام میداند؛ چراکه مفاد این آیه این نیست که اضرار به زن به قصد تعدی حرام است-چون هر تعدی و تجاوزی از حد و حق حرام است- تا گفته شود ابتدا حق زن باید درجای دیگر ثابت شود و این آیه فقط از تعدی نهی می کند، بلکه مراد این است که اضرار به زن در زندگی حرام است؛ چرا که هر اضراری تعدی است[۲۸۳]۲٫هرچند که آیه مربوط به زنان مطلقه است ولی موجب اختصاص به آن نمی شود واحتمال آن وجود ندارد.
« الطلاق مرتان فامساک بمعروف اوتسریح به احسان[۲۸۴]۳»
این آیه اگرچه در مورد طلاق وارد شده است ولی دستوری خطاب به مردی که دو بار طلاق داده است می دهد: یا باید این مرد مطلّق، به سر زندگی خود برگردد و به پیوند زوجیت پایبند بماند البته به شرطی که با همسرش به نیکی رفتار کند و یا اگر قصد طلاق دارد با احسان و تکریم، به این رابطه پایان دهد. بی تردید دستور به نگهداری زن و تعامل به نیکی و درستی با زن،‌انحصاری به رجعت بعد از طلاق ندارد بلکه در همه حالتها مردان باید در زندگی خود بر اساس اخلاق و عاطفه رفتار کنند و در صدد تامین نیازهای همسرانشان باشند وبدون شک عدم امتناع از درخواست فرزند فی الجمله از واضح ترین مصادیق امساک به معروف است.همچنین آیه شریفه« عاشروهن بالمعروف» از جهت اثبات وجوب معاشرت به معروف با زنان این حق را ثابت می کند. .یکی از اولین نیازهای طبیعی هر زنی احساس شیرین مادریست که با فرزند دار شدن بوقوع می پیوندد. اگر خدای ناکرده ازدواج دائمی و طبیعی زن وشوهری که به امید و آرزوهایی از جمله فرزند دار شدن بدان اقدام میکنند با نازائی یا نارسائی یکی از زن و شوهر توام شود، یک فشار روانی سنگینی به آنها وارد می کند تا جایی که زندگی را در بسیاری از موارد در آستانه فروپاشی قرار میدهد. لذا خواست زن در مورد فرزند دار شدن و پاسخ شوهر به این نیاز عاطفی همسرش، مصداق امساک به معروف است که می توان از آن به عنوان حق امومت و مادری نام برد[۲۸۵]۱٫

۲-۵-۳٫موارد تزاحم حق استیلاد

با توجه به آنچه بیان گردید ، حق استیلاد حق مشترکی است بین زن وشوهر و می توان برای هردو قائل به حق استیلاد شد. بنابراین فرزند آوری یاجلوگیری از آن به طور موقت باید مورد توافق زوجین واقع گردد. حال در صورتی که زوجین در مورد بارداری یا عدم آن اختلاف داشته باشند ، حق کدام یک مقدم است؟ در این رابطه صوری چند قابل تصور می باشد، که درذیل به این موارد می پردازیم:

الف:اختلاف درافزایش فرزند و زمان بارداری

اگر زوجین دارای فرزندانی هستند و در مورد افزایش آنان اختلاف دارند، در این صورت باید به اطلاق ادله اثبات حق استیلاد برای زوج مراجعه کرد. عموم آیه حرث و اطلاق ادله قوامیت شوهر موجب می شود که در این موارد حق شوهر مقدم باشد. در مورد زمان بارداری، علاوه برادله مذکور، میتوان گفت که حق ارتکازی استیلاد شوهر نیز اختصاص به زمان خاصی ندارد و از اول عروسی ارتکاز عقلا حاکم است و تا زمانی که در دایره معروف باشد ، زن حق ممانعت ندارد. البته زوجه می تواند در عقد ازدواج مسئله تعداد فرزندان و زمان باردار شدن و تحدید حق استیلاد شوهر را شرط کند و یا اصل استفاده از این حق را مشروط به توافق نماید، یا اینکه با مطالبه اجرت شیر دهی و تقاضای خدمتکار و پرستار کودک در مواردی که جزو نفقه اوست، شوهر را منصرف نماید و یا حداقل از زحمات خود بکاهد[۲۸۶]۱٫

ب:مطالبه شوهردر استفاده از موانع حاملگی

اگر زوجه مایل به آبستن شدن باشد ولی زوج چنین نخواهد و خواستاراین باشد که زن با بهره گرفتن از داروها یا وسایل مباح و بی ضرر و متعارف مانع حاملگی شود، آیا اطاعت او بر زوجه واجب است؟

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد در مورد بررسی تطبیقی سیاست توانمندسازی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۱۲

۱۶

۳/۶۵

۷/۶

۱۰۰

منبع: مطالعات میدانی نگارنده
نتایج نشان می دهد که بیشتر افرادی که انگیزه و هدف از مهاجرت به محله سورو را “کار و زندگی” انتخاب کرده اند، اقامت در محله را به صورت دائم مدنظر دارند. به طوی که از ۸/۷۷ درصد افراد که گزینه ” کار و زندگی” را انتخاب کرده اند، ۶/۵۵ درصد آنها محله سورو را به صورت دائم برای زندگی کردن برگزیده اند. و همچنین در محله چاهستانیها نیزاز ۳/۶۵ درصد افراد که هدف از مهاجرت به شهر بندرعباس را یافتن “کار و زندگی” بیان نمودند، ۸/۳۸ درصد آنها به صورت دائم در محله اقامت دارند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

نمودار شماره۱۵ : علت مهاجرت ساکنین غیربومی به شهر بندرعباس(به درصد)
بیشتر ساکنین محلات سورو و چاهستانیها علت انتخاب این محلات را برای سکونت، “نزدیکی به قوم و خویشاوندان” بیان نمودند، در واقع اصالت و یکپارچگی اجتماعی محله سورو و نیز مهاجرت های خانوادگی و قومی- قبیله ای صورت گرفته در محله چاهستانیها باعث گردیده که بیشتر افراد، نزدیکی به قوم و خویشاوندان را بهانه ای برای انتخاب محلات بدانند. از آنجایی که بیشتر ساکنین محله سورو دارای شغل صیادی و نیز مشاغل مرتبط با دریا هستند، “نزدیکی به محل کار” به عنوان دومین علت انتخاب محله جهت سکونت مطرح شده است.
جدول شماره۲۷ : علت انتخاب محله برای سکونت از دید ساکنین(به درصد)

علت

نزدیکی به محل کار

قیمت زمین

نزدیکی به قوم و خویشاوندان

سایر

جمع

سورو

۲/۳۰

۵/۷

۲/۴۷

۱/۱۵

۱۰۰

چاهستانیها

۲۲

۹/۱۲

۱/۳۷

۲۸

۱۰۰

منبع: مطالعات میدانی نگارنده
وجود یک فاکتور مشترک در بین ساکنین می تواند آنها را به یکدیگر وابسته نگه داشته و محیط اجتماعی منسجمی ایجاد کند. مشابهت شغلی (صیادی به عنوان شغل غالب در محله) و نیز مذهبی( مذهب تسنن) در محله سورو از جمله فاکتورهایی است که باعث اتحاد و همبستگی در بین ساکنین محله شده است. این موضوع می تواند با علت انتخاب محله برای سکونت(نزدیکی به قوم و خویشاوندان) مرتبط باشد.
نمودار شماره۱۶ : علت انتخاب محله برای سکونت از دید ساکنین(به درصد)
۴-۳-۴-میزان احساس تعلق به محله
محله های شهری یکی از کانون های خرد و ملموس شکل گیری هویت های فرهنگی و تعلق اجتماعی هستند. ارزش ها و هنجارهای محله ای، نخستین برخورد ملموس افراد با هویت فرهنگی را شکل می دهند و اغلب به صورت مناسبات رویاروی ، حس تعلق اجتماعی را تقویت می کنند . هنگاهی که شهروندان نسبت به محیط اجتماعی خود احساس تعلق نمایند، شرایط لازم برای اجتماعی اخلاقی فراهم می شود و با افزایش تعلق اجتماعی، مشارکت اجتماعی نیز افزایش می یابد(رمضانی، ۱۳۸۹: ۲).
همچنین ایجاد حس تعلق درساکنان نسبت به محله گامی اساسی برای حرکت به سوی محله ای سالم وپایدار می باشد. برای دستیابی به این حس تعلق وجود همبستگی میان ساکنان اهمیت فراوان دارد. براین اساس حفظ وتقویت عوامل خاطره انگیز ابزاری است برای پیوندزدن ساکنان به محیط شهری وعمیق ترکردن احساس تعلق خاطر به آنها (ذکایی، ۱۳۸۳: ۴۵).
اغلب به دلیل شرایط نامناسب محلات با بافتهای فرسوده و ناکارامد شهری، مردم محله از زندگی در آنجا احساس رضایتی نداشته و تعلق خاطری نسبت به محیط خود حس نمی کنند و حتی گاهی در محافل عمومی از بیان اینکه ساکن چنین محلاتی هستند اجتناب می کنند. این شیوه تفکر بدیهی است که به کاهش مشارکت مردمی می انجامد. در واقع احساس تعلق اجتماعی نیز مبنای احساس مسئولیت و به دنبال آن مشارکت در توسعه شهری و منطقه ای است( شیراسب، ۱۳۸۲: ۸۸).
با توجه مطالب گفته شده درباره احساس تعلق خاطر و ارتباط آن با دیگر شاخص های اجتماعی، در این تحقیق برای سنجش میزان تعلق خاطر ساکنین به محلات، سؤالاتی در قالب پرسشنامه مطرح شده، که در زیر به بررسی آنها پرداخته شده است.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 296
  • 297
  • 298
  • ...
  • 299
  • ...
  • 300
  • 301
  • 302
  • ...
  • 303
  • ...
  • 304
  • 305
  • 306
  • ...
  • 732
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

 جذابیت بدون تغییر شخصیت
 بهینه‌سازی تجربه کاربری
 علائم غفلت در رابطه
 آموزش ابزار لئوناردو
 ابراز احساسات سالم
 درآمد از پست‌های شبکه‌های اجتماعی
 شغل‌های پردرآمد اینترنتی
 مراقبت از پنجه‌های سگ
 تدریس آنلاین طراحی داخلی
 درآمد از نظرسنجی آنلاین
 فروش تم‌های وردپرس
 فرصت‌های درآمد آنلاین
 درآمد کانال‌های تلگرام
 تحقیق کلمات کلیدی
 عفونت گوش گربه
 مشکلات گوارشی گربه
 چالش‌های رابطه عاطفی
 درآمد از کارگاه‌های آنلاین
 طوطی‌های سخنگو
 انتخاب اسم خرگوش
 پست مهمان موفق
 حسادت در رابطه
 درمان اسهال سگ
 فروشگاه آنلاین محصولات خاص
 شیر برای گربه
 اپلیکیشن‌های پولساز
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • تحقیقات انجام شده در مورد علل توسعه نیافتگی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقاله های علمی- دانشگاهی – اعضای هیات مدیره – 5
  • پژوهش های انجام شده در رابطه با ارزشیابی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : شناسایی و رتبه بندی عوامل کیفیت خدمات در ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع نقش دولت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله بررسی اثر مدیریت استعداد ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین درباره جایگاه عرف در … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • اثر تمرینات یوگا و ثبات مرکزی بر تعادل ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • بررسی خشونت علیه زنان در جرایم جنسی و … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود فایل های پایان نامه در رابطه با تدوین نقشه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان