سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه بررسی مفهوم تهدید ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بنابراین تا قبل از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ قاعده عرفی بین المللی مبنی بر تلقی حمله تروریستی به عنوان حمله مسلحانه شکل نگرفته است و تنها در روابط دولتهایی که به این قاعده استناد میکردند چنین عرفی شکل گرفته بود.[۱۰۵]

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

مبحث دوم: دفاع پیشدستانه[۱۰۶]
در ادبیات حقوقی، باید بین دفاع پیشدستانه و پیشگیرانه تفاوت قایل شد. دفاع پیشدستانه بر این نکته استوار است که خطری قریبالوقوع وجود دارد و برای برترب راهبردی، حمله به طرف مقابل اجتناب ناپذیر خواهد بود. در دفاع پیشدستانه، فوری و قطعی بودن تهدید نکتهای محوری است.
الف/ حمله به عراق و دفاع پیشدستانه
استراتژی امنیت ملّی آمریکا (سپتامبر ۲۰۰۲) و استراتژی ملّی آمریکا در مبارزه با سلاحهای کشتار جمعی (دسامبر ۲۰۰۲)، نخستین اسناد در طرح ریزی مفهوم و عناصر تشکیل دهنده دکترین دفاع پیشدستانه در رویه دولتها است[۱۰۷].
در سند نخست آمده است که اولین محور در میان محورهای اصلی چهارگانه راهبرد امنیت ملی آمریکا، اقدام نظامی پیشدستانه علیه کشورهای متخاصم و گروه های تروریستی است که در پی توسعه سلاحهای کشتار جمعی هستند. در استراتژی ملی مبارزه با سلاحهای کشتار جمعی نیز دفاع پیشدستانه چنین توجیه شده است‌ :
«وجود یک سیاست واضح و مشخص قوی و نیز فشار نظامی موثر از عناصر مهم و اساسی آمریکا در شرایط کنونی میباشد و علاوه بر این به موازات آن از راه های سیاسی نیز برای وادار نمودن دشمنان بالقوه خود برای جلوگیری از پیدا کردن یا دستیابی و یا استفاده آنها از این گونه سلاحها نیز در حد کامل استفاده میکند. ایالات متحده آمریکا به سیاست خود ارائه میدهد تا این موضوع را مشخص نماید که این کشور این حق را برای خود محفوظ میدارد که با نیروهای نظامی وسیع به جوابگویی و مقابله با عمل استفاده از سلاحهای کشتار جمعی علیه خود نیروهای خارج از کشور خود، دوستان و همپیمانان خود بپردازد. علاوه بر توانایی های تسلیحاتی مرسوم و هستهای و نیز توانایی های دفاعی خود، وضعیت بازدارندگی کلی، علیه تهدیدات سلاحهای کشتار جمعی به وسیله نیروهای اطلاعاتی، مراقبت و نظارت، جلوگیری، توانایی های قضایی محلی بسیار موثر تقویت و حمایت میشوند. یکچنین ترکیبی از توانایی های مختلف باعث افزایش قدرت بازدارندگی،‌ هم از نظر بی اثر کردن موشک ها و سلاح های کشتار جمعی دشمنان و هم از نظر پاسخگویی بسیار قوی و همه جانبه در برابر هرگونه استفاده از این گونه سلاحها شده است[۱۰۸].»
در کل، دفاع پیشدستانه را میتوان بر یک سلسله مفروضات و تشخیص احتمالات بهخصوص تصور یا فرض زمینهسازی شکلگیری یک تهدید جدی در آیندهای نامعلوم استوار است. در مواردی که مثلاً‌ یک کشور یا گروه تروریستی مصمم به ضدیت با منافع یک کشور خاص، در پی دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی باشد، صرف برنامه ریزی و فعالیت در جهت اکتساب این سلاحها را نمیتوان به عنوان تهدید قریبالوقوع به مفهومی که منشور دارد، تصور نمود. این در حالی است که طراحان دفاع پیشدستانه،‌ دامنه زمانی قانونی بودن دفاع را حتی به ابتداییترین مراحل شکلگیری یک تهدید فرضی تعمیم و بسط میدهند. چنین تعبیری باعث میشود که کوچکترین حرکت دشمن فرضی نیز، جواز استفاده از زور برای کشورهایی باشد که خود را در معرض خطر میبینند ایجاد نماید. بدون شک چنین کاهش آستانه قانونی بودن توسل به زور، تهدیدی جدی علیه صلح و امنیت بین المللی بوده و اصل منع توسل به زور مندرج در ماده ۲ (۴) منشور را از قاعدهای آمره به استثناء تبدیل مینماید.
با توجه به آنچه که گفته شد، در ادبیات حقوق و روابط بینالملل، دفاع از خود در سه وضعیت متفاوت مطرح شده است؛ دفاع مشروع عادی که در واقع منطق با نص صریح ماده ۵۱ منشور ملل متحد است و در پاسخ به یک حمله مسلحانه فعلیت مییابد، است. دفاع از خود پیشگیرانه که به معنی دفاع در برابر حمله مسلحانه قریبالوقوع و در نهایت دفاع پیشدستانه، در مقابل اقداماتی که هنوز به آستانه خطر قریبالوقوع نیز نرسیده است. مورد اخیر با تأکید تمام فاقد وجاهت حقوقی در حقوق بینالملل شناخته شده است و عنصر قانونی بودن آن برای توسل به آن موجودیت نیافته است.
ضمن آنکه توجیه ایالات متحده در استفاده از دفاع پیشدستانه در اقدام علیه عراق با موجی از مخالفتها از سوی دولتها مواجه گردید و حتی روسیه با مخالفت با اقدام آمریکا در عملیات نظامی طوفان صحرا، معتقد بود که ایالات متحده و بریتانیا نمیتوانند به طور مستقل از طرف ملل متحد اقدام کنند و یا نقش پلیس جهانی را ایفا کنند[۱۰۹]. بنابراین امکان اثبات و پذیرش دفاع پیشدستانه در حوزه حقوق عرفی نیز به دلیل مخالفتهای صورت گرفته با اقدام آمریکا، میسر نیست.
اگر چه عدهای، عبارتپردازی منشور ملل را در خصوص موارد مجاز توسل به زور به ویژه در مقام دفاع فردی و جمعی در مورد دفاع پیشدستانه فاقد قاطعیت دانستهاند و اقلیتی محدود نیز به دنبال وجاهت دادن آن در حقوق بینالملل هستند، لکن اکثر دولتها و صاحبنظران و حقوقدانان، دفاع پیشدستانه را بدعتی غیر قابل قبول و ناسازگار با حقوق بینالملل معاصر دانسته اند.
البته استدلال طرفداران دفاع پیشدستانه مبتنی بر چنین ادلهای بوده که آسیب بالقوه و برخی تهدیدات نظیر تروریستهای مسلح به سلاحهای هستهای آنقدر شدید است که نمیتواند منتظر بماند تا این خطر دور از ذهن به قریبالوقوع تبدیل گردد. همچنین در مواردی ادعا میشود که دفاع پیشدستانه موجبات ارتقای امنیت جمعی و حفظ صلح و امنیت بین المللی را فراهم خواهد نمود. البته در گزارش هیأت عالی منتخب سازمان ملل متحد نیز آمده است؛ «اگر استدلالهای مناسبی برای اقدام نظامی پیشدستانه همراه با شواهد گویایی در حمایت از آنها وجود دارد، این استدلالها و شواهد باید به نظر شورای امنیت که میتواند مجوز لازم برای چنین اقدامی را صادر کند، رسانده شود[۱۱۰]».
خطرات ناشی از اقدام پیشدستانه یک جانبه در مقایسه با اقدام چند جانبه علیه نظم جهانی و اصل عدم مداخله که این نظم همچنان به آن استوار است، بسیار شدیدتر از آن است که بتواند پذیرفتنی باشد[۱۱۱]. اعطای مجوز به یک دولت برای اقدام بر اساس تشخیص خود از تهدید، به مفهوم ارائه مجوز به همه دولتها برای انجام اقدامی مشابه است. طبیعی است که چنین شرایطی سنگ بنای نظم و امنیت جهانی متزلزل میگردد. چنین حالتی را اساساً نظم مبتنی بر بینظمی در روابط بینالملل میتوان نامید. در حالی که مقدمه منشور ملل متحد از عزم راسخ مردمان ملل متحد برای زندگی در صلح در کنار یکدیگر به عنوان همسایگانی شایسته و پذیرش منع توسل به نیروی نظامی جز برای تحقق اهداف مشترک، حکایت دارد.
– حمله ایالات متحده آمریکا و نیروهای ائتلاف به عراق در قالب دکترین دفاع مشروع پیشدستانه
پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، ایالات متحده آمریکا با موفقیت به اجرای فاز اول استراتژی امنیت ملی خود پرداخت و با استناد به دفاع مشروع در برابر حملات مسلحانهای که علیه آن کشور بهوقوع پیوست موافقت جهانی را در تأیید حمله خود به افغانستان و مشروعیت اعمال خود جلب نمود که قبلا به آن پرداخته شد.
پس از آن ایالات متحده به منظور اجرایی کردن فاز دوم استراتژی امنیت ملی خود (دکترین بوش) دلایلی چند را اقامه نمود تا افکار عمومی را جهت کسب مشروعیت فاز دیگر از عملیات جلب نماید. آمریکا با ذکر دلایل ذیل حملات گسترده خود را علیه عراق و سرنگونی حاکم بر عراق آغاز نمود‌ :
وجود پایگاه های گروه های تروریستی القاعده و شخص اسامه بن لادن و اطرافیان تروریستاش در خاک عراق و پشتیبانی صدام از آنها.
اقدامات صدام حسین برای دستیابی و تکثیر تسلیحات کشتار جمعی و تولید آن.
صدور مجوزهای شورای امنیت بر طبق قطعنامههای متعدد برای بازرسی و خلع سلاح در عراق و عدم اجرای قطعنامههای شورا توسط عراق.
نقض قرارداد آتش بس.
وجود دیکتاتوری صدام حسین در رأس حکومت و نادیده گرفتن آزادیهای اساسی و حقوق مسلم انسانی و نقض گسترده حقوق بشر نسبت به مردم عراق و …
صدور مجوز از سوی شورای امنیت در قطعنامههای متعدد این شورا.
با استناد به دلایل فوق آمریکا در ۲۰ مارس ۲۰۰۳ بطور یکجانبه و مستقل از شورای امنیت با همراهی کشورهایی چون بریتانیا، استرالیا، ایتالیا و لهستان و … و بدون توجه به مخالفت گسترده دیگر کشورها، حتی برخی از کشورهای عضو دائم و دارای حق وتو چون فرانسه، روسیه و چین حملات گستردهای را علیه عراق و رهبر آن آغاز نمود.
مباحث مربوط به اقدام احتمالی علیه عراق به سال ۱۹۹۸،‌ در نشست مشترک کنگره بر میگردد، در این نشست ایالات متحده قانون آزادی عراق را تصویب کرد، در این قانون به رفتار عراق در جنگ علیه ایران، حمله و اشغال کویت، زمینهچینی و طراحی نقشه ترور بوش رییس جمهور وقت آمریکا در سال ۱۹۹۳، سرکوب کردها، نقض مقررات، خلع سلاح و آتش بس ۱۹۹۱ و نقض دمکراسی اشاره میکرد.[۱۱۲]
ایالات متحده در حمله به عراق همانطور که گفته شد دلایل متعددی را بیان میداشت، ایالات متحده مدعی بود که شورای امنیت مجوز لازم را طی قطعنامه های مختلف جهت استفاده از زور علیه عراق صادر نموده است. در ۱۷ مارس بوش اعلام نمود که شورای امنیت طی قطعنامههای ۶۷۸ و ۶۸۷ و ۱۴۴۱،‌ مجوز توسل به زور را علیه عراق صادر نموده است، طی همان روز بریتانیا نیز موضع یکسانی را با بوش برگزید.
پس از آن و در ۲۰ مارس جان نگروپونته سفیر ایالات متحده آمریکا در سازمان ملل، با ارسال نامه ای به رییس شورای امنیت،‌ دیدگاه آمریکا را به این شرح بیان کرد :
«اقدامات صورت گرفته با مجوز شورای امنیت بوده است،‌ این مجوز در قطعنامههای شورای امنیت شامل قطعنامههای ۶۷۸ (مورخ ۱۹۹۰)، ۶۸۷ (۱۹۹۱) موجود میباشد. قطعنامه ۶۸۷ (۱۹۹۱) یک سری تعهدات از جمله خلع سلاح گسترده که از شرایط آتش بس رژیم در این قطعنامه بود،‌ بر عراق تحمیل میکند. البته قابل درک و شناسایی است که نقض اساسی این تعهدات، مبانی آتش بس را از بین میبرد و مجوز توسل به زور طبق قطعنامه ۶۷۸ (۱۹۹۰) را احیاء میکند. این مبنای توسل به زور در گذشته بوده است و توسط شورای امنیت مورد پذیرش قرار گرفته است. به عنوان مثال در بیانیه عمومی دبیر کل در ژانویه ۱۹۹۳ در پی نقض قطعنامه ۶۸۷ توسط عراق که نیروهای ائتلافی با مجوز شورای امنیت طبق قطعنامه ۶۷۸ (۱۹۹۰) متوسل به زور شدند به عنوان مدرکی مطرح باشد.»[۱۱۳]
صدور قطعنامه ۱۴۴۱ در نوامبر ۲۰۰۲ از سوی شورای امنیت که با اتفاق آراء صورت گرفت، خلع سلاح عراق را از سلاح های کشتار جمعی خواستار شد. لکن عراق بار دیگر با خودداری از اجرای قطعنامه ۱۴۴۱،‌ مرتکب نقض اساسی تعهداتش طبق قطعنامههای پیشین شد. این قطعنامه نتیجه تلاشهای هفت هفتهای دیپلماتیک سنگین بود که طی آن به دولت عراق فرصتی نهایی به منظور اجرای تعهدات خلع سلاحش داده شده بود که در صورت نقض مستمر تعهداتش با پیامدها و عواقب جدی روبرو خواهد شد. ایالات متحده با صراحت اجازه کاربرد «همه وسایل لازم» را در صورت سرپیچی عراق از شرایط قطعنامه برای همه اعضای سازمان ملل متحد صادر کند.[۱۱۴]
قطعنامه ۱۴۴۱ با بکار بردن عبارات مبهم و ایجاد اهمال در آن، رضایت همه طرف ها را بدست آورد. این قطعنامه با اشاره به استمرار تهدید عراق برای صلح و امنیت بین المللی و با یادآوری قطعنامه ۶۷۸ که به کشورهای عضو اجازه میداد از همه وسایل لازم برای اجرای قطعنامهای در حق و مرتبط استفاده کنند. خاطرنشان ساخت که قطعنامه ۶۷۸ شرایطی را برای عراق مقرر داشته است که این کشور از آن پیروی نمیکند و علاوه بر آن شورا تأکید میکند که «عراق هم چنان به نقض اساسی تعهداتش در قطعنامه ادامه میدهد».
با این وجود همانطور که ملاحظه میشود هیچ یک از قطعنامههای صادره از سوی شورای امنیت علیه عراق، به کشورهای عضو اجازه استفاده از زور را علیه عراق نداده است.
۱/ توجیه ها و بهانه ها
در مورد دلایل ادعا شده برای توسل به زور علیه عراق از سوی آمریکا بایستی گفت، علاوه بر اجازه ضمنی (مستفاد از قطعنامه های شورای امنیت) ادعای وجود سلاحهای کشتار جمعی، یعنی سلاحهای هستهای و شیمیایی از انگیزههای اصلی دخالت نظامی در عراق عنوان شده است که البته هیچگاه وجود آنها به اثبات نرسید. البته در ادعاهای مطرح شده آمریکا همچنین به مبارزه تروریسم و یا حفاظت از جمعیتهای شیعه، سنی ذکر و نیز استناد شده است که بعدها مشخص گردید، همه این توجیه ها بهانهای بیش نبوده است. به منظور یافتن توضیحی برای رفتار آمریکا،‌ باید واتل[۱۱۵] را مجدداً خواند. او میان دلایل جنگ و بهانههای جنگ تفکیک قائل میشود او به گفتهی پولیب[۱۱۶]، تاریخ نگار یونان استناد میکند که این دو مفهوم را در برابر هم قرار می دهد. « … پولیب در بیانی هوشمندانه علل جنگ را انگیزههایی میداند که موجب اقدام به جنگ بشود و منظور از بهانه را علل توجیهیای که موجب میشود مرتکب به خود اجازه جنگ بدهد» او علل واقعی جنگ را همان عوامل توجیه کننده جنگ میدانست لکن معتقد بود بهانه چیزی است که به عنوان علت بیان میشود امّا تنها ظاهری از علت را به همراه دارد و حتی میتواند چیزی مبنا باشد.
تخلف از اصول و موازین بین المللی
بررسی عملکرد رژیم عراق از هنگام حمله نظامی علیه عراق، نشان دهنده این واقعیت است که دولت عراق در صحنه بین المللی به عنوان دولتی خاطی معرفی شده است عراق با اتخاذ سیاستهای توسعه طلبانه دو بار خاک همسایگانش را مورد تعرض و تجاوز قرار داد. در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ به تهاجمی گسترده علیه ایران مبادرت کرد که این تعرض هشت سال به طول انجامید. در این تهاجم نظامی از انواع سلاحها علیه نقاط غیر نظامی،‌ زنان و تخریب شهرهای مرزی استفاده کرد و بخشهای از خاک ایران را به تصرف درآورد.
مورد دوم،‌ تجاوز عراق به کویت در ۱۲ اوت ۱۹۹۰ که منجر به اشغال خاک کویت گردید. در این مقطع بر خلاف تجاوز به ایران، شورای امنیت با عکسالعمل بسیار سریع، خواستار توقف عملیات از سوی عراق و عقب نشینی بی قید و شرط عراق گردید. متعاقب آن شورای امنیت، نقض صلح و امنیت بین المللی را احراز نموده و با تصویب قطعنامهای تحریم کامل و لازمالاجرایی را علیه عراق اعمال نمود. سپس یک سلسله تنبیهات از سوی شورای امنیت علیه عراق به تصویب رسید که مشتمل بر توسل به زور علیه عراق نیز بود.
از سایر موارد اتهام رژیم عراق، نقض حقوق بشر و سرکوب مردم آن کشور بیان گردید. در پی خروج نیروهای عراقی از کویت، ناآرامیها در جنوب و شمال عراق به وقوع پیوست که با سرکوب شدید نیروهای دولتی همراه بود و باعث آواره شدن تعداد زیادی از اکراد به کشورهای همسایه گردید. متعاقب آن دولت ایران از شورای امنیت خواستار رسیدگی به موضوع گردید[۱۱۷]. شورای امنیت نیز با تصویب قطعنامهای عراق را بخاطر سرکوب مردم غیرنظامی محکوم نمود و از عراق خواست که اجازه دهد کمک های انسان دوستانه را در اختیار نیازمندان قراردهد.
نقض حقوق جنگ از دیگر اتهامات دولت عراق بوده است. عراق در جریان دوبار حمله به همسایگانش با زیر پا گذاشتن حقوق جنگ و قواعد عرفی بین المللی و استفاده از گازهای خفه کننده علیه غیرنظامیان و حمله به مناطق غیر نظامی و سوء رفتار با اسیران و نقض کنوانسیونهای چهارگانه ژنو در مورد حقوق جنگ که مسئولیت دولت را مطرح میکنند،‌ موجب افزایش محکومیت خود گردید و به عنوان ناقض قواعد بین المللی عنوان گردید.
از منظر سازمان ملل، دولت عراق به دلیل در اختیار داشتن سلاحهای کشتار جمعی و بیولوژیک شیمیایی و اقدام به گسترش آنها، دولتی خطرناک برای صلح و امنیت بین المللی شناخته میشد و عدم همکاری با بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل، دل مشغولیهای جامعه بین المللی را به دنبال آورد. به همین دلیل، پس از اتمام جنگ خلیج فارس، خلع سلاح عراق در دستور کار شورای امنیت قرار گرفت.
در نهایت از سایر اتهامات عراق، عدم توجه آن کشور به قطعنامههای سازمان ملل و عدم اجرای آنها عنوان گردید. از هنگام حمله عراق به کویت تا بکارگیری زور علیه کشور عراق، بیش از سی قطعنامه از سوی شورای امنیت صادر گردید[۱۱۸]. که البته رژیم عراق به همه آنها بی توجه بود.
۲/ قطعنامههای شورای امنیت
شورای امنیت پس از اشغال کویت ازسوی عراق تا اواخر فوریه ۱۹۹۱، اقداماتی اتخاذ نمود که در نوع خود بی سابقه بوده است. در طول هفت ماه از زمان آغاز حمله عراق به کویت تا فوریه ۱۹۹۱، شورای امنیت بیش از سیزده قطعنامه به تصویب رساند؛ نکته مهم اینکه تمام این تصمیمات به موجب فصل هفتم منشور اتخاذ گردیده اند[۱۱۹].
قطعنامه ۶۷۸ مورخ ۲۹ نوامبر ۱۹۹۰
به موجب بند ۲ بخش اجرایی این قطعنامه،‌ شورای امنیت «به دولتهای عضو همکاری کننده با دولت کویت اجازه میدهد که چنانچه عراق تا ۱۵ ژانویه ۱۹۹۱ قطعنامه های ۶۶۰، ۶۶۱، ۶۶۲، ۶۶۴، ۶۶۵، ۶۶۷،‌ ۶۶۹، ۶۷۰، ۶۷۴ و ۶۶۷ را بطور کامل اجرا ننماید، از «تمامی ابزارهای ضروری» به منظور پذیرش و اجرای قطعنامه ۶۶۰ و سایر قطعنامههای ذیربط بعدی استفاده نمایند و صلح و امنیت را به منطقه بازگردانند» نکته اینکه شورای امنیت طی قطعنامه ۶۶۰ که در همان روز اشغال کویت صادر کرده بود، ضمن محکوم نمودن حمله عراق از آن دولت خواسته بود که سریعاً‌ و بدون قید و شرط نیروهای خود را به وضعیت قبل از اول آگوست ۱۹۹۰ برگرداند. بر این اساس عملیات نظامی از سوی متحدین علیه عراق انجام گرفت و در ۲۸ فوریه ۱۹۹۱ به پایان رسید.
قطعنامه ۶۸۷ مورخ ۳ آوریل ۱۹۹۱
به دنبال بیرون راندن نیروهای عراقی از کویت و خاتمه عملیات نیروهای متحدین، شورای امنیت در ۳ آوریل ۱۹۹۱ قطعنامه ای صادر نمود که با ابهامات و تردیدهایی همراه بوده است. یکی از اهداف قطعنامه ۶۸۷، خلع سلاح عراق بود. شورای امنیت به موجب این قطعنامه از عراق می خواهد، «بدون قید و شرط تعهدات خود را به موجب پروتکل ممنوعیت استفاده از گازهای خفه کننده و سمی و سایر گازها در جنگ و روش های باکترولوژیکی جنگی و کنوانسیون ممنوعیت گسترش، تولید و ذخیره سلاحهای بیولوژیک و سمی، تحت نظارت بین المللی، امحا، نابودی یا انتقال سلاح های زیان بار را بپذیرد[۱۲۰].
همچنین شورای امنیت تصمیم گرفت که عراق میبایست بدون قید و شرط متعهد گردد که از استفاده، گسترش، ساخت یا دستیابی به هر یک از موارد مذکور در فوق خودداری نموده و موافقت کند که به سلاحهای هستهای یا موارد استفاده در سلاحهای هستهای یا هر سیستم مرتبط با آن دست پیدا نکند و یا گسترش ندهد.
قطعنامههای ۱۱۵۴ مورخ ۲۵ مارس ۱۹۹۸ و ۱۲۰۵ مورخ ۵ نوامبر ۱۹۹۸
در پی اختلاف آنسکام و دولت عراق در خصوص بازرسی از تاسیسات نظامی به منظور خلع سلاح و نقض موافقتنامه منعقده بین ملل متحد و دولت عراق در سال ۱۹۹۸، شورای امنیت در ابتدا با صدور قطعنامه ۱۱۵۴ بیان داشت؛ «هر گونه نقض تعهدات خلع سلاح از سوی عراق با شدیدترین عواقب مواجه خواهد گردید». شورا مدتی بعد با صدور قطعنامه ۱۲۰۵ تصمیم ۳۱ اکتبر دولت عراق جهت متوقف ساختن همکاری با کمیسیون ویژه ملل متحد را نقض آشکار قطعنامه ۶۸۷ دانست.
قطعنامه ۱۴۴۱ مورخ ۸ نوامبر ۲۰۰۲
بعد از بحث های فراوان، شورای امنیت به اتفاق آراء قطعنامه ۱۴۴۱ در خصوص خلع سلاح عراق را به تصویب رساند؛ این قطعنامه شرایط فعالیت مجدد نیروهای ملل متحد را در عراق فراهم میکرد. چنان که ملاحظه میشود در این قطعنامه نیز هیچ اشاره صریحی به تفویض توسل به زور علیه عراق وجود نداشته است. در بند چهارم مقدمه این قطعنامه، شورا اختیار استفاده از همه ابزارهای ضروری را که طبق قطعنامه ۶۷۸ (۱۹۹۰) تفویض شده بود را یادآوری نمود و در ادامه در بند پنجم با آوردن عبارت «با یادآوری قطعنامه ۶۸۷ (۱۹۹۱) شورا که تعهداتی را بر دوش عراق میگذارد»، تأکید نمود که اجرای قطعنامه ۶۸۷ گامی ضروری در زمینه دستیابی به هدف، اعاده صلح و امنیت در منطقه است». نکته مهم آنکه در بند دهم مقدمه، بطور مشخص بیان میدارد که شورا در قطعنامه ۶۸۷ اعلام داشته بود که آتش بس تنها بر مبنای مفاد آن قطعنامه از سوی عراق استوار است.
در بندهای اجرایی قطعنامه ضمن احراز این نکته که عراق تعهدات خود را «نقض اساسی» نموده است تنها به یک «فرصت نهایی[۱۲۱]» جهت اجرای تعهدات مرتبط با خلع سلاح اشاره میکند و از سویی طبق قطعنامه ۱۱۵۴ به عراق هشدار میدهد که ممکن است در نتیجه نقضهای مداوم آن دولت از تعهداتش «عواقب جدی[۱۲۲]»‌ در انتظار او باشد[۱۲۳]. اکنون این سوال مطرح میشود که آیا با توجه به مفاد قطعنامههای مورد اشاره شورای امنیت و رویه دولت ها،‌ توسل به زور آمریکا و متحدانش علیه عراق مشروع و منطبق با منشور بوده است؟
‌۳/ رویه سازمان ملل متحد‌

نظر دهید »
…
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

خوب غذا خوردن می‌تواند تفاوتی مثبت در توانایی دانش‌آموز برای موفقیت در مدرسه ایجاد کند. سوء تغذیه در هر دوره از کودکی تأثیری سوء بر رفتار دانش‌آموز، عملکرد وی در مدرسه و پیشرفت کلی ادراکی او خواهد داشت. تغذیه بیش از اندازه نیز مخصوصاً در ارتباط با چاقی می‌تواند مانع رشد و پیشرفت اجتماعی و علمی کودک شود. آموزش تغذیه در مدارس باعث ترویج خوراک سالم‌تر در دانش‌آموزان می‌شود. استانداردهای آموزش تغذیه ویسکانسین رهنمودهایی را به دانش‌آموزان، والدین، مربیان، مدیران، سیاست‌گذاران و جامعه ارائه می‌دهد تا از تلاش‌های آموزش تغذیه در بخش مدارس محلی و دوستی از طریق زیر حمایت کند:

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

– وضع انتظارات مناسب برای عملکرد و موفقیت یادگیرنده
– طرح چارچوبی برای برنامه‌های آموزشی جامع و مؤثر در مورد تغذیه
– توصیف نحوه به کارگیری آموزش تغذیه به منظور کمک به برآورده سازی استانداردهای علمی مرکزی و ارائه فرصت‌هایی به دانش‌آموزان برای ترکیب تجربه و دانش منطبق با رشته تحصیلی‌شان
– تعریف روش‌ها، اهداف، و نتایج آموزش تغذیه
– انعکاس تنوع فرهنگی در کشور و جهان از طریق تغذیه
این استانداردها کمک می‌کنند تا میزانی برای آموزش تغذیه با کیفیت و جامع در سراسر ایالت ویسکانسین وضع کنیم. یادگیری در مورد خوراک و تغذیه سالم بخشی از درک اهمیت تندرستی ذهنی، اجتماعی و فیزیکی و مسئولیت‌پذیری برای داشتن زندگی سالم و فعال می‌باشد. آماده‌سازی دانش‌آموزان برای زندگی به عنوان بزرگسالانی سودمند در آینده نیازمند مهارت‌های فکری حیاتی، دانش محتوی و غیره می‌باشد. برای موفقیت در قرن بیست و یکم، همه دانش‌آموزان نیاز دارند تا به مطالب موضوع اصلی تسلط داشته باشند و هم‌چنین مهارت‌هایی را فراگیرند که به آن‌ها این امکان را می‌دهد تا زندگی پیچیده و محیط کار را در این عصر اطلاعاتی و رقابتی هدایت کنند. یادگیری در مورد تغذیه یکی از راه‌هایی است که می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند تا دانش خود را به کار گیرند و به دید منتقدانه به جوانب گوناگون غذا، تندرستی و جامعه بنگرند، در حالی‌که سطوح بیشتری از مهارت‌های فکری را توسعه می‌دهند (داویدسون، ۲۰۰۹).
۲-۱-۱۵ هدف استانداردهای آموزشی تغذیه ویسکانسین
آموزش تغذیه این پتانسیل را دارد تا مصرف کننده دانش‌آموزان و سواد سلامتی را که از مهارت‌های حیاتی قرن بیست و یک به شمار می‌روند را بهبود بخشد و در توسعه و ترویج سالم غذا خوردن و رفتارهای فعالیت فیزیکی مشارکت داشته باشد. دانش‌آموزان یاد می‌گیرند تا به واسطه آموزش مؤثر تغذیه، غذاهایی سالم انتخاب کنند. آموزش تغذیه می‌تواند باعث بهتر شدن عادات غذایی دانش‌آموزان شود، اما با این حال دانش‌آموزان به پیام‌های منسجم و مداومی نیاز دارند تا مهارت‌هایی که تاکنون در آن‌ها وجود داشته است را نهادینه کنند. ترویج عادت‌های درست تغذیه‌ای و ورزش در سال‌های اولیه زندگی به کودکان کمک خواهد کرد تا در بزرگسالی افراد سالم و تندرستی باشند. این یکی از مهمترین مهارت‌های زندگی است که می‌توانیم به دانش‌آموزان خود آموزش دهیم که البته برای مؤثر واقع شدن نیازمند نگرشی جامع و کامل می‌باشد. معلمان می‌توانند از استانداردهای آموزش تغذیه به عنوان چارچوبی برای ارائه درس‌هایی مناسب با سن هر شخص استفاده کنند که این درس‌ها هدف و دنباله منسجمی دارند (داویدسون، ۲۰۰۹).
۲-۱-۱۶ استفاده از استانداردهای آموزش تغذیه ویسکانسین
این استانداردها انتظاراتی از مهارت‌ها و دانش را تعیین می‌کنند که باید در پایان چهارمین، هشتمین و دوازدهمین مرحله حاصل شود. همانند دیگر استانداردهای علمی مدل ویسکانسین، هر موضوع به «استانداردهای محتوی» تقسیم شده که نشان می‌دهد هر دانش آموز چه چیزی باید بداند و قادر به انجام چه کاری باید باشد. هم‌چنین هر موضوع به «استانداردهای عملکرد» تقسیم شده است که مشخص می‌کند چگونه دانش‌آموزان دستیابی به استانداردهای محتوی را نشان می‌دهند. اجرای این استانداردها اختیاری و داوطلبانه است. بخش‌ها می‌توانند از استانداردها استفاده کنند تا برنامه آموزشی سطح محلی را مرحله به مرحله توسعه دهند. ممکن است اجرای استانداردها نیازمند چند مدرسه از بخش باشد تا مدرسه و برنامه آموزشی ناحیه را بهبود بخشد. این ممکن است در بعضی موارد منجر به تغییراتی در روش‌های آموزشی، مطالب درسی، ارزیابی محلی و فرصت‌های توسعه حرفه‌ای برای کارکنان اجرایی و آموزش شود (داویدسون، ۲۰۰۹).
۲-۱-۱۷ تعریف برنامه آموزشی در ارتباط با استانداردها
این استانداردها اظهاراتی در مورد این که دانش‌آموزان چه چیزی باید بدانند و قادر به انجام چه کاری باید باشند، چه مدارکی دال بر یادگیری خود می‌توانند ارائه دهند، انتظار دارند تا چه اندازه درک و عمل مناسبی از آن داشته باشند، می‌باشد. برنامه آموزشی توسط بخش‌های مدارس محلی طراحی شده تا بتواند دانش‌آموزان را برای دستیابی به استانداردها، آماده کنند. این شامل فعالیت‌ها و درس‌هایی در هر سطح از نمره، مطالب آموزشی و تکنیک‌های مختلف آموزشی می‌باشد. به طور کلی، استانداردها آن چه را که باید در دوره مشخصی از زمان فراگرفته شود، و از دیدگاه گسترده‌تر آن دسته از عملکردهایی که به عنوان مدرک دال بر وقوع یادگیری پذیرفته می‌شوند، را تعریف می‌کنند. برنامه آموزشی جزئیات یادگیری روزانه را در سطح محلی مشخص می‌کند (داویدسون، ۲۰۰۹).
۲-۱-۱۸ به کارگیری استانداردهای آموزش تغذیه در برنامه آموزشی
مطالعات تغذیه زمینه‌ای حقیقی برای برنامه آموزشی و آموزش فراهم می‌کند. استفاده از غذا، اصطلاحات (یا برچسب‌ها) و دیگر موارد در مثال‌های تغذیه به معلمان کمک می‌کند تا فعالیت‌های یادگیری معناداری را ایجاد کنند تا موضوعات کلیدی برنامه درسی را با زندگی واقعی مرتبط سازند. زمانی که دانش‌آموزان متوجه ارتباط میان آنچه که باید یاد بگیرند و موضوعات جهان حقیقی که برایشان اهمیت دارد می‌شوند، انگیزه و یادگیری‌شان افزایش می‌یابد. دانش محتوی و مهارت، با استانداردهای سختی در علوم، تندرستی، ریاضیات و دیگر موضوعات در ارتباط است. هم‌چنین استانداردهای آموزش تغذیه این مضمون (محتوی) دقیق را با کاربردهای حقیقی (واقعی) ادغام کرده و از طریق ایجاد ارتباط با زندگی روزمره دانش‌آموزان، انگیزه یادگیری را در آن‌ها ایجاد می‌کنند (داویدسون، ۲۰۰۹).
۲-۱-۱۹ آموزش تغذیه و سیاست های تندرستی حوزه مدرسه
تغذیه خوب، سلامتی و تندرستی کودکان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. ارتباط مثبتی میان سلامتی و تندرستی دانش‌آموز و توانایی یادگیری او وجود دارد. تغذیه خوب و سلامت فراتر از وزن می‌باشد، این شامل انتخاب غذا و رفتارهای غذایی به منظور جلوگیری از بیماری و حفظ یا بهبود وضع فیزیکی، عاطفی و روانی فرد می‌باشد. مدارس نقش مهمی در کمک به دانش‌آموزان در ایجاد عادات غذایی سالم دارند. مدارس با گنجاندن غذا و خوراکی‌های مقوی در برنامه‌ریزی غذایی مدرسه، ارائه آموزش تغذیه و حمایت از توسعه عادات غذایی خوب از طریق محیط سالم مدرسه، به دانش‌آموزان کمک می‌کنند. سیاست‌های تندرستی مدارس محلی به عنوان استاندارد برای انتخاب غذا به کار می‌روند و شامل آموزش تغذیه‌ای می‌باشند که از این سیاست‌ها حمایت کنند. این سیاست‌های تندرستی کمک می‌کنند تا به محیط مدرسه به عنوان محیطی سالم برای رشد و یادگیری توجه داشته باشیم (داویدسون، ۲۰۰۹).
۲-۱-۲۰ آموزش تغذیه خارج از ایام مدرسه
عادات و رفتارهای سالم غذایی و ورزش نمی‌توانند تنها از طریق مدرسه صورت بگیرند. آموزش تغذیه فراتر از محیط مدرسه می‌باشد و برای کارکنان مدرسه، والدین و جامعه ضروری است تا برای ترویج، تائید و تعیین عادات و رفتارهای غذایی سالم، خود را درگیر تلاش‌های جمعی و مشارکتی کنند. زمانی که تلاش‌های جمعی میان خانه، مدرسه و فعالیت‌های پس از مدرسه وجود داشته باشد، کودکان قادر خواهند بود تغذیه مناسب را چه در خانه و چه در مدرسه یاد بگیرند و آن را تکرار و تمرین کنند (داویدسون، ۲۰۰۹).
۲-۱-۲۱ آموزش تغذیه با کیفیت
از آن‌جا که تغذیه مناسب تأثیر مهمی بر توانایی دانش‌آموزان در یادگیری و داشتن زندگی سالم دارد، هدف آموزش تغذیه این است که با آموزش دادن دانش‌آموزان در مورد عادت‌های غذایی خوب و ارائه انتخاب‌های غذایی سالم به آن‌ها، رفتارهای غذایی دانش‌آموزان را به صورت مثبتی تحت تأثیر قرار دهد. آموزش تغذیه مبنی بر مدرسه این پتانسیل را دارد که رفتارها و مزاج غذایی کودکان را به گونه‌ای مثبت تحت تأثیر قرار دهد و به عنوان یک عامل مهم در بهداشت جامع مدرسه قرار گرفته است (پارک و پارک، ۱۳۷۲).
۲-۱-۲۲ منابع کسب دانش تغذیه‌ای
محیط مدرسه نقش بسیار مهمی در انتقال عادات تغذیه‌ای سالم یا ناسالم به ویژه در زمینه مصرف میان وعده‌های غذایی دارند (صفوی و همکاران، ۱۳۹۰؛ خلج و محمدی زیدی، ۱۳۸۵). مدرسه مکانی مناسب برای آموزش بهداشت است و کودکان به دانش و مهارت‌های کافی، طرز تلقی‌ها و ارزش‌هایی که سلامت آن‌ها را اعتلا بخشد، احتیاج دارند. به این منظور، ارائه اطلاعات به کودکان به تنهایی کافی نیست بلکه لازم است تا در عمل، مهارت‌های لازم را فرا گیرند. با توجه به تعداد زیاد دانش‌آموزان و تنوع فرهنگ و زبان در کشور ما، یافتن روش علمی و مقرون به صرفه و در عین حال اثربخش برای دانش‌آموزان در مدارس اهمیت دارد (علیزاده سیوکی و همکاران، ۱۳۹۲).
شروع سنین مدرسه عواملی چون معلمین، مسئولین مدرسه و حضور هم سن و سالان کودک، در انتخاب مواد غذایی و در نتیجه شکل‌گیری عادات غذایی نقش به سزایی ایفا می‌نمایند. از بین این عوامل در محیط مدرسه، هم سن و سالان کودک نقش بسیار مهم‌تری در شکل‌گیری الگوهای غذایی کودک دارند (نیکلاس[۳۱] و همکاران، ۱۹۹۵).
عوامل مختلف اجتماعی، فرهنگی نیز نقش مهمی در شکل‌گیری انتخاب‌های نوجوانان دارد و می‌توان گفت که آگاهی‌های تغذیه‌ای تنها عامل تأثیرگذار بر انتخاب‌های صحیح غذایی نیستند. گاهی سلیقه غذایی دوستان یا دسترسی نداشتن به مواد غذایی سالم یا بسته‌بندی‌های جذاب، در رفتارهای غذایی تأثیرگذار است و کتاب‌های درسی و غیردرسی مهم‌ترین منابع اطلاعاتی تغذیه هستند (اسفرجانی و همکاران، ۲۰۰۴).
دلوریان‌زاده و همکاران (۱۳۹۰) در مطالعه خود منابع کسب اطلاعات تغذیه‌ای را به تفکیک در دو منطقه بیان نمودند و نشان دادند که ۳/۵۰% از کتاب‌های درسی، ۲/۳۸% مادر و مادربزرگ‌ها، ۴/۳۵% از معلمان و ۴/۲۸% از اقوام و آشنایان این اطلاعات و دانش را کسب می‌کنند.
هم‌چنین صدیفی (۱۳۸۶) در مطالعه خود منبع کسب اطلاعات در خصوص عادات غذایی را ۲۵% از دختران از رادیو و تلویزیون و ۳/۲۸% از پسران منبع اطلاعات خود را کادر بهداشتی اعلام کردند.
۲-۲ پیشینه پژوهش
برک[۳۲] بیان می‌کند که افزایش نیازهای تغذیه‌ای نوجوانان در دوره رشد سریع جسمانی‌شان درست زمانی اتفاق می‌افتد که نامناسب‌ترین عادات غذایی نیز از سوی ایشان مشاهده می‌شود. در میان همه گروه‌های سنی، نوجوانان بیش از همه احتمال دارد که به مصرف کالری‌های فاقد ارزش غذایی بپردازند و آن را هم در حالی که در حرکت و شتابند، صرف کنند (به نقل از احمدنیا، ۱۳۸۱). در مطالعه‌ای که بر روی ۲۵۳ دانش‌آموز دختر و پسر ۱۱ و ۱۲ سال شهر تهران انجام شد، ۱۰۸ نفر از دانش آموزان (۴۳%) اظهار داشتند که به میزان متوسطی از خوراکی‌هایی هم‌چون تنقلات، پفک، بیسکویت یا نوشیدنی‌های گازدار، بین وعده‌های اصلی غذا مثل ناهار و شام مصرف می‌کنند. درصد نوجوانانی که مقدار مصرف خود را هیچ یا کم عنوان نموده‌اند (۴/۴۱%) بیشتر از کسانی است که اظهار داشته‌اند در حد زیاد یا خیلی زیادی (۶/۱۵%) از اینگونه مواد خوراکی استفاده می‌کنند. بالاترین درصد پاسخگویان (۴/۳۹%) اعلام کرده‌اند که این قبیل خوراکی‌ها فایده کمی دارند و ۹/۲۳% معتقدند که اصلا فایده‌ای ندارد و تنها ۸/۶% افراد اظهار داشته‌اند که فایده مصرف این قبیل خواراکی‌ها در حد زیاد و خیلی زیاد است (احمدنیا، ۱۳۸۱).
روستایی و همکاران (۱۳۹۳) در مطالعه خود با عنوان بررسی الگوهای غذایی غالب و ارتباط آن با اختلالات خوردن در دختران نوجوان شهر تهران به این نتیجه دست یافتند که سه الگوی غذایی غالب در افراد مورد مطالعه شناسایی گردید که عبارت بودند از: الگوی غذایی پر کربوهیدرات و پرچرب، الگوی غذایی پر پروتئین و پرچرب و الگوی غذایی پر فیبر و کم چرب. نسبت شانس تعدیل شده و فاصله اطمینان ۹۵% در چارک‌های امتیاز الگوهای غذایی غالب نشان داد که شانس ابتلا به اختلالات خوردن در چارک‌های الگوی غذایی پر پروتئین و پرچرب کاهش یافت و پس از تعدیل عوامل مخدوش‌کننده نیز روند کاهشی معنی دار در شانس ابتلا به اختلالات خوردن دیده می‌شود. در چارک‌های الگوی غذایی پر فیبر و کم چرب نیز شانس ابتلا به اختلالات خوردن روند افزایش معنی‌داری را نشان داد.
هم‌چنین علیزاده و همکاران (۱۳۸۸) در مطالعه خود با عنوان شناسایی الگوهای غذایی غالب در دختران نوجوان با روش تحلیل عاملی ۶ الگوی غذایی غالب را مشخص نمود: ۱) الگوی غذایی غربی (پیتزا، گوشت‌های احشایی، آبمیوه، شیرینی‌جات و…) ۲) الگوی غذایی تنقلات شیرین (میوه‌های خشک، مربا و عسل، قند و شکر، چای، شیرینی‌جات، آب میوه و…) ۳) الگوی غذایی آسیایی (حبوبات، سیب زمینی، گروه سبزیجات دیگر، دوغ، لبنیات پرچرب، مارگارین، غلات تصفیه شده و …) ۴) الگوی غذایی تنقلات شور (هویج، پفک، چیپس، ذرت حجیم، کراکرها، ترشی و …) ۵) الگوی غذاهای کم پروتئین، نوشابه و روغن (کلم‌ها، سبزیجات سبز برگ پهن، نوشابه، گوجه، گروه دیگر سبزیجات، روغن‌های غیر هیدروژنه، مایونز و …) ۶) الگوی غذایی سنتی ایرانی (چربی‌های هیدروژنه، سیر، آبگوشت، چای، مرغ و گوشت قرمز). در کل این الگوهای غذایی ۴/۳۹% از واریانس را توجیه می‌کردند.
مطالعه‌ای تجربی توسط پورعبداللهی و همکاران (۱۳۸۴) نشان‌دهنده آگاهی نامطلوب دانش‌آموزان در زمینه مصرف تنقلات می‌باشد و سهیلی آزاد و همکاران (۱۳۸۴) در مطالعه‌ای با هدف بررسی دریافت‌های غذایی دانش‌آموزان مدارس ابتدایی شهر تهران بر روی دانش‌آموزان ۱۹ منطقه آموزش و پرورش تهران، به این نتیجه دست یافتند که که ۹/۶% از دانش‌آموزان بدون صرف صبحانه به مدرسه می‌رفتند و ۷/۱۷% از آن‌ها غذای میان وعده مصرف نمی‌کردند. الگوی مصرف صبحانه برای ۷/۴۵% از دانش‌آموزان مواد غذایی مرسوم مثل نان، پنیر و چای و حدود ۴۲% شیر و شیر کاکائو بود. بیشترین مصرف غذای میان وعده‌ای مجاز بیسکوئیت و کلوچه (۸/۴۷%) و میوه و آب میوه (۹/۳۸%) بود. در مجموع ۲/۱۴% از دانش آموزان از غذاهای غیرمجاز تغذیه می‌شدند و کمترین مصرف از گروه خشکبار بود به نحوی که مصرف چند قلم از غذاهای غیر مجاز ۳ برابر مصرف خشکبار بود.
استفاده از الگوهای تغذیه‌ای نامناسب می‌تواند در نتیجه پایین بودن سطح آگاهی تغذیه‌ای دانش‌آموزان باشد. در این زمینه نتایج مطالعه هزاوه‌ای و همکاران (۱۳۸۸) نشان داد که سطح آگاهی ۵/۳۷% دانش‌آموزان در مورد تغذیه سالم ضعیف، ۶/۵۵% در حد متوسط و ۹/۶% خوب بود. بر اساس یافته‌های این مطالعه با وجود خوب بودن میزان آگاهی برخی نوجوانان در زمینه تغذیه سالم، مشخص شد که تعداد کثیری از آنان تعداد واحدهای روزانه مواد غذایی که برای این گروه سنی لازم است را دریافت نمی‌کنند و عملکرد دانش‌آموزان مطابق دانش تغذیه‌ای آن‌ها نیست و هم‌چنین در مطالعه‌ای که توسط دلوریان‌زاده و همکاران (۱۳۹۰) بر روی ۵۸۷ دانش‌آموز دختر در محدوده سنی ۱۶-۱۱ سال انجام شد، نتایج نشان داد که سطح آگاهی ۹/۹% از دانش آموزان ضعیف، ۵/۵۹% در حد متوسط و ۷/۳۰% خوب بود.
مطالعه‌ای توسط کولیزا[۳۳] (۱۹۹۵) با هدف بررسی میزان آگاهی و عملکرد تغذیه‌ای دانش‌آموزان ابتدایی در زمینه انتخاب‌های غذایی بر روی ۱۲۷ دانش‌آموز ۱۰ تا ۱۲ ساله انجام شد. برای این منظور دو دسته دوازده تایی از فهرست خوراکی‌های بی‌ارزش و با ارزش در اختیار آن‌ها قرار گرفت. نتایج نشان داد دانش آموزان با وجود آن‌که از لیست مزبور خوراکی‌های با ارزش را انتخاب می‌نمودند ولی در عمل به طور روزمره بیشتر از خوراکی‌های بی‌ارزش استفاده می‌کردند. در مطالعه‌ای که توسط ابراین و همکاران (۲۰۰۷) در زمینه آگاهی تغذیه‌ای دانش‌آموزان انجام شد، اکثر دانش آموزان مورد پژوهش از آگاهی تغذیه‌ای پایینی برخوردار بودند. نتایج مطالعه لین[۳۴] و همکاران (۲۰۰۷) بر روی دانش‌آموزان دبیرستانی نشان داد شکاف بین اطلاعات، نگرش و رفتارهای تغذیه‌ای به خصوص در مصرف میوه و سبزی وجود دارد که نشان‌دهنده نگرش ضعیف این گروه سنی به تغذیه برای حفظ سلامتی است.
با توجه به پایین بودن سطح آگاهی تغذیه‌ای، افزایش و ارتقاء آگاهی تغذیه‌ای از طریق آموزش تغذیه‌ای ضروری به نظر می‌رسد. در مطالعه رسولی و همکاران (۱۳۸۹) با هدف بررسی تأثیر برنامه آموزش بهداشت تلفیقی بر آگاهی، نگرش و عملکرد تغذیه‌ای دانش‌آموزان دختر مدارس راهنمایی شهر بجنورد، نتایج نشان داد که میانگین نمره آگاهی قبل از آموزش در دانش‌آموزان مورد مطالعه ۶/۱±۱۹/۶ (از ۱۰ نمره) بود که بعد از آموزش افزایش معنی‌‌داری داشت. وکیلی و همکاران (۱۳۸۶) در تحقیقی که با هدف بررسی تأثیر آموزش بر آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی در مورد مصرف شیر و لبنیات بر روی ۱۰۶ دانش‌آموز انجام دادند به این نتیجه دست یافتند که میانگین نمره آگاهی قبل از آموزش در دانش‌آموزان گروه مورد و شاهد به ترتیب ۳/۳±۰/۱۲ و ۴/۳±۰/۱۱ (از ۲۲ نمره) بود که بعد از آموزش افزایش معنی‌داری داشت و نتایج مطالعه پیرزاده و همکاران (۱۳۹۰) که بر روی ۷۲ دانش آموز دختر پایه دوم راهنمایی شهر اصفهان انجام شد، نشان داد که میانگین نمره آگاهی قبل از آموزش در دانش‌آموزان گروه آزمایش ۴۹/۱۶±۷۱/۳۱ و در دانش‌آموزان گروه کنترل ۷۶/۱۵±۴۲/۲۹ (از ۱۰۰ نمره) بود که نشان دهنده سطح آگاهی پایین در هر دو گروه دانش آموزان می‌باشد.
نتایج مطالعه حمایلی مهربانی و همکاران (۱۳۸۸) در زمینه بررسی تغییرات آگاهی، نگرش و عملکرد تغذیه‌ای نوجوانان پس از ۴ سال آموزش نشان داد که با وجود افزایش آگاهی در دانش‌آموزان مورد بررسی، روند رو به افزایش نگرش و عملکرد تغذیه‌ای نامناسب بود. که با توجه به این نتایج به دست آمده افزایش ساعت‌های آموزش کاربردی تغذیه و تغییر سیاست گذاری‌های مدارس در جهت بهره بردن از تغذیه سالم ضروری به نظر می‌رسد.
نتایج مطالعه تورنین[۳۵] و همکاران (۲۰۰۱) در زمینه بررسی آگاهی دانش‌آموزان در مورد مصرف صبحانه و کیفیت آن حاکی از آن است که کودکانی که صبحانه می‌خورند، مصرف آن را لازم می‌دانند و همچنین نتایج نشان داد استفاده از روش‌های مختلف آموزشی می‌تواند در افزایش سطح آگاهی‌های این گروه تاثیر مثبت داشته و نهایتاً در بهبود رفتارها و عملکرد تغذیه‌ای آن‌ها موثر باشد. مطالعه‌ای توسط فرییل[۳۶] و همکاران (۱۹۹۹) با هدف ارزیابی برنامه آموزشی تغذیه‌ای انجام شد و نتایج نشان داد بین رفتار دانش آموزان و سطح انتخاب غذایی آن‌ها بعد از اجرای مداخله آموزشی تفاوت معنی‌داری وجود دارد و سطح آگاهی آن‌ها نسبت به سنجش اولیه به طور معنی‌داری بیشتر و مصرف میان و‌عده‌های شور بسیار کمتر شده بود.
آگاهی تغذیه‌ای از طریق منابع مختلفی کسب می‌گردد. در این زمینه فرج‌زاده و همکاران (۱۳۸۷) در مطالعه خود در زمینه بررسی آگاهی فرماندهان و مسئولین یکی از نیروهای نظامی در مورد تغذیه، ۲۷۷ نفر را به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب نمودند. نتایج نشان داد که از مجموع ۲۷۷ نفر، سطح آگاهی در جامعه مورد مطالعه ۸% در سطح عالی، ۵۴% خوب، ۳۶% متوسط و تنها ۲% در سطح ضعیف قرار داشتند که این سطح از آگاهی نسبتاً قابل قبول می‌باشد هم‌چنین منابع کسب آگاهی تغذیه‌ای به ترتیب شامل روزنامه و مجلات (۷۶/۷۰%)، کلاس‌ها و متخصصین تغذیه (۶۱%) صدا و سیما (۴۶/۴۹%)، پیک‌های بهداشتی نیرو (۶۵/۴۷%)، کتاب‌های تغذیه (۰۷/۴۰%) و آشنایان و فامیل و دوستان (۴۱/۱۸%) بود. هم‌چنین ۵۱/۲۸% اعلام نمودند که از سایر منابع آگاهی تغذیه‌ای کسب نموده‌اند. هم‌چنین دلوریان‌زاده و همکاران (۱۳۹۰) در مطالعه خود منابع کسب اطلاعات تغذیه‌ای را به تفکیک در دو منطقه بیان نمودند و نشان دادند که ۳/۵۰% از کتاب‌های درسی، ۲/۳۸% مادر و مادربزرگ‌ها، ۴/۳۵% از معلمان و ۴/۲۸% از اقوام و آشنایان این اطلاعات و دانش را کسب می‌کنند.
صدیفی (۱۳۸۶) در مطالعه خود منبع کسب اطلاعات در خصوص عادات غذایی را ۲۵% از دختران از رادیو و تلویزیون و ۳/۲۸% از پسران منبع اطلاعات خود را کادر بهداشتی اعلام کردند. در همین راستا ماکوچ و رسچک (۲۰۰۸) در مطالعه‌ای به این نتیجه دست یافتند که مهم‌ترین منبع یادگیری دانش تغذیه در کودکان، همسالان بوده است. تالور[۳۷] و همکاران (۲۰۰۰) در مطالعه‌ای که در مالزی انجام دادند به این نتیجه دست یافتند که عملکردهای مناسب تغذیه‌ای به دنبال نگرش‌های خوب تغذیه‌ای به وجود می‌آیند.
فصل سوم
روش پژوهش
مقدمه
این فصل از پژوهش حاضر، متمرکز بر فرایند روش شناختی تحقیق است. در این فصل روش پژوهش، جامعه و نمونه آماری مورد مطالعه، روش نمونه‌گیری، ابزار گردآوری داده‌ها و روش تجزیه و تحلیل داده‌ها بیان شده است.
۳-۱ روش پژوهش
پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی بوده و نتایج حاصل از آن میتواند مورد استفاده نظام آموزش و پرورش قرار گیرد و از نظر روش توصیفی-پیمایشی می باشد.
۳-۲ جامعه آماری
جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش‌آموزان پایه چهارم مقطع ابتدایی شهر بیرجند در سال تحصیلی ۹۴-۱۳۹۳ (۳۵۰۰ نفر) می‌باشد.
۳-۳ نمونه و روش نمونه گیری

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد با موضوع ارایه یک روش تلفیقی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

چارچوب Biebersteinدر سال ۲۰۰۵ توسط Norbert Bieberstein و تعدادی از متخصصین و خبرگان معماری سرویس گرا ارائه شد. اگرچه این چارچوب توسط متخصصین IBM به عنوان یکی از مدلها و چارچوب های پذیرفته شده حاکمیتSOA مورد استفاده قرار میگیرد. این چارچوب نقشها، فرایندها و معیارها و ساختارهای سازمانی مورد نیاز برای برنامه ریزی و تصمیم گیری موثر و کنترل تعهدزایی SOA برای پوشش نیازمندیهای کسب وکاری سازمانی را تعریف میکند(۲۰۰۶ Bieberstein et at.) و با تعریف نقشه راهSOA به تعریف توابع و عملکردهای کلیدی حاکمیت و مسئولیت های آن میپردازد. در یک نگاه کلی میتوان گفت که این چارچوب عمدتا نقاط ضعف چارچوب های مطرح شده قبلی را تا حدودی برطرف کرده است. در واقع چارچوب نقشه راهی برای SOA ارائه کرده و در ارائه نقشه به بلوغ سرویس گرایی سازمان نیز توجه داشته است. همچنین نقش ها و مسئولیت ها و تعریف ساختار سازمانی مورد نیاز در این مدل با جزئیات کامل ارائه شده است. ولیکن ضعف چارچوب عمدتا در حوزه تدوین سیاستها و روال های حاکمیت است و مدل حاکمیت ارائه شده مبتنی بر چرخه حیات حاکمیت و چرخه حیات سرویس نیست.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

علاوه بر این در حوزه تکنولوژی و زیرساخت با وجود ارائه عناصر و اجزای معماری نظیر پلتفرم ها، پروتکل ها، گذرگاه سرویس و امنیت ، به رجیستری و انباره و پیاده سازی آن اشاره نشده است.[۳۴]

چارچوب حاکمیت معماری سرویس گر ا CBDI-SAE
۴۱
این چارچوب شامل چهار منظر مختلف فرایند، سیاست، زیرساخت و بلوغ معماری سرویس گراست و توازنی بین ۴ جنبه ) چگونه، چه وقت، چه کسی و چه چیز ( برقرار میکند. در حوزه فرایند این چارچوب به شرح کلیه فرایندهای مرتبط با حاکمیتSOA می پردازد و نقش ها و مسئولیت های مربوط به هر فرایند را نیز مشخص کرده است. فرایندهای حاکمیتی از فرایندهای مدیریتی و عملیاتی تفکیک شده اند ( CBDI,2008) چارچوب CBDI-SAE یک چارچوب نسیتا جامع برای حاکمیت SOA است که منطبق بر مفهوم اصلی حاکمیت معماری سرویس گراست و مؤلفه های این چارچوب براساس مؤلفه های یک سیستم حاکمیتSOA مطرح شده است. نقطه قوت دیگر این چارچوب انطباق آن با مدل بلوغ سرویس گرایی است که نقشه راهی را برایSOA مبتنی بر سنجش بلوغ سازمان انجام می دهد. اگرچه به استراتژی گذار اشاره نکرده است. سیاست ها در چرخه حیات سرویس تعریف شده اند اما دسته بندی مربوط به این سیاست ها منطبق بر چرخه حاکمیت ارائه نشده است.[۶۰]

چارچوب حاکمیت معماری سرویس گرا دردیدگاه ITIL
ITIL Information Technology Infrastructure Library)) یک چارچوب توسعه یافته توسط OGC (دفتر امور بازرگانی) به نمایندگی از دولت بریتانیا است.ITIL از بهترین شیوه و سیاست برای مدیریت خدمات IT تشکیل شده است ,ITIL V3به استراتژی های خدمات ، خدمات طراحی ، خدمات انتقال ، عملیات سرویس، تقسیم و بهبود مستمر خدمات تقسیم شده است، که در یک مدل چرخه ی عمر نشان داده شده اند تا خدمات را به طور پیوسته بهبود دهند.که میتوانیم در شکل ۲-۸ ببینیم:[۳۵]

شکل ۲-۷ چارچوب حاکمیت ITIL [12]
۴۲

المانهای حاکمیت SOA
CBDI-SAE
Bieberstein
Software AG
WebMethods
IBM
Oracle

مدیریت چرخه ی حیات سرویس

–

مدیریت چرخه ی حیات حاکمیت

پشتیبانی و ارزیابی پروسه ها

نظر دهید »
دانلود فایل پایان نامه : منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی و تحلیل ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۱

کاملاً مخالفم

۲

مخالفم

۳

نظری ندارم

۴

موافقم

۵

کاملاً موافقم

پرسشنامه طراحی شده (پرسشنامه الف) برای جمع‌ آوری نظرات پیرامون موضوع تحقیق بشرح ذیل است:

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

الف)طراحی مشخصات پاسخگویان: این بخش از پرسشنامه جهت دریافت اطلاعات پیرامون ویژگی‌های تخصص اصلی، آخرین مدرک، رتبه دانشگاهی، سابقه کار است.
ب) طراحی قسمت سوالات: پرسشنامه پیرامون اهمیت هر یک از عوامل موثر شناسایی شده می‌باشد.
۳-۶- روایی و پایایی تحقیق
مقصود از روایی آن است که وسیله اندازه‌گیری، بتواند خصیصه و ویژگی مورد نظر را اندازه بگیرد. روایی اصطلاحی است که به هدفی که آزمون برای تحقق بخشیدن به آن درست شده است اشاره می‌کند (دانایی‌فرد و همکاران، ۱۳۸۷). در آزمون روایی، هدف آن است که به مشکلات و ابهام‌های احتمالی موجود در عبارتبندی سوال‌ها و ساختار پرسشنامه و مواردی از این قبیل پی‌برد. نخست جهت روایی صوری پرسشنامه و صحت و سقم سوالات، پرسشنامه در بین تعدادی از خبرگان و متخصیصن توزیع شد و پس از اطمینان نتایج بدست آمده، پرسشنامه در جامعه آماری پژوهش (مدیران ارشد و میانی شرکت‌های کوچک و متوسط شهرک صنعتی شمس‌آباد) توزیع شد.
پایایی: پایایی، ثبات و هماهنگی منطقی پاسخ‌ها در ابزار اندازه‌گیری را نشان می‌دهد و به ارزیابی درستی و خوب بودن ابزار اندازه‌گیری کمک می‌کند (دانایی‌فرد و همکاران، ۱۳۸۷). یعنی آزمون‌هایی که از آنها برای انجام تحقیق استفاده می‌شود، باید در هر بار استفاده نتایج یکسان و قابل اعتمادی داشته باشد. برای تعیین و محاسبه ضریب پایایی، تکنیک‌های متعددی همانند تکرار آزمون (بازآزمایی)، روش معادل‌سازی (موازی و همتا)، روش تنصیف (دو نیم کردن پرسشنامه و محاسبه همبستگی نمرات دو دسته)، کودر ریچاردسون اشاره کرد که معروف‌ترین آنها روش آلفای کرونباخ می‌باشد.
در این تحقیق، پایایی پرسشنامه یا قابلیت اعتماد آن با بهره گرفتن از روش اندازه‌گیری آلفای کرونباخ محاسبه شد. معمولاً دامنه ضریب اعتماد آلفای کرونباخ از صفر (۰)، به معنای عدم پایداری، تا مثبت یک (۱+)، به معنای پایایی کامل قرار می‌گیرد و هر چه مقدار بدست آمده به عدد مثبت یک نزدیک‌تر باشد قابلیت اعتماد پرسشنامه بیشتر می‌شود.
۳-۷- متغیرهای تحقیق
با توجه به پرسش‏ها و فرضیه‌های پژوهش متغیرهای پژوهش را می‌توان بدین ترتیب تعریف کنیم:
متغیر وابسته: توسعه محصول جدید
متغیر وابسته میانی: نوآوری فرایند (با توجه به تاثیر غیرمستقیمی که بر توسعه محصول جدید از طریق تاثیر مدیریت دانش بر این متغیر دارد)
متغیرمستقل: مدیریت دانش، نوآوری فرایند، ویژگی‌های شرکت
۳-۸- فرضیه‌های تحقیق
همانطور که مشاهده شد هدف مطالعه پیش‌رو، بررسی نقش مدیریت دانش و نوآوری فرایند بر توسعه محصول جدید در بنگاه‌های کوچک و متوسط می‌باشد. از طرف دیگر این مطالعه به‌دنبال آن است که علاوه بر تاثیر مستقیم این دو متغیر بر توسعه محصول جدید به تاثیر واسطه‌ای که مدیریت دانش بر نوآوری فرایند هم دارد پرداخته شود. البته به نظر می‌رسد که رابطه مدیریت دانش و نوآوری فرایند بر توسعه محصول جدید در بنگاه‌های کوچک و متوسط تحت تاثیر ویژگی‌های دیگر شرکت می‌باشد. بنابراین فرضیه‌های این تحقیق عبارت‌اند از:
مدیریت دانش بر نوآوری فرایند تاثیر دارد.
مدیریت دانش بر توسعه محصول جدید تاثیر دارد.
نوآوری فرایند بر توسعه محصول جدید تاثیر دارد.
مدیریت دانش و نوآوری فرایند بر توسعه محصول جدید تاثیر دارند.
ویژگی شرکت‌های مختلف تفاوت معنی‌داری را در ارتباط بین متغیرها (مدیریت دانش ، نوآوری فرایند و توسعه محصول جدید) ایجاد می‌کند.
لازم به ذکر است که با توجه به متغیر و فرضیه‌های تحقیق چارچوب مفهومی تحقیق به شرح شکل صفحه بعد مفروض شده است:
شکل ۳-۱: چارچوب مفهومی تحقیق
(منبع: یافته‌های پژوهش)
۳-۹- معیارها و شاخص‌های تحقیق
جهت ارزیابی و اندازه‌گیری مفاهیم مدیریت دانش، نوآوری فرایند و توسعه محصول جدید و ارتباط آنها با یکدیگر ابعاد و شاخص از بین مقالات و پرسشنامه‌های محققین دیگر انتخاب گردید و در قالب پرسشنامه الف بین ۳۵ نفر از خبرگان و متخصیصن موضوع توزیع گردید که تعداد ۲۹ پرسشنامه پاسخ داده شد (مشخصات خبرگان و سوالات پرسشنامه الف جهت توزیع در بین خبرگان در پیوست قابل مشاهده می باشد). آمار توصیفی توزیع خبرگان به شرح زیر می‌باشد:
شکل ۳-۲: توزیع تخصص خبرگان

نظر دهید »
سایت دانلود پایان نامه : منابع کارشناسی ارشد با موضوع : بررسی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

کاهش حرکت پذیری منجر به افزایش خطر ابتلا به بیماری، از کار افتادگی و ناتوانی می­ شود (کو و همکاران، ۲۰۰۹). به دنبال این کاهش حرکت و در نتیجه ضعف عضلانی، مشکلات مختلف جسمانی، زمین خوردن و به تبع آن شکستگی­ها و ترس از ادامه حرکت نمایان می­ شود که موجب بروز مشکلات روحی و عدم استقلال می­ شود (بریل، ۱۳۸۴).
اگر چه افزایش روزافزون تعداد افراد سالمند را به طور کلی می­توان مرهون امید به زندگی و رعایت بیشتر اصول بهداشتی و تندرستی در بین این گروه از افراد جامعه دانست (تاسی و همکاران، ۲۰۰۴)، اما مشکلات و محدودیت­های مربوط به حفظ کیفیت مطلوب زندگی در دوره سالمندی همچنان پابرجاست. از همین رو شناخت مشکلات سالمندان و تلاش برای رفع آن در بین این گروه از افراد جامعه، توجه محققان را به خود اختصاص داده است (هلستروم و همکاران، ۲۰۰۴).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

افتادن از بزرگترین مشکلاتی است که سلامتی افراد سالمند را تحت الشعاع قرار می­دهد. طبق گزارش مرکز سالمندی ایران، افتادن شایع ترین عارضه­ای است که سالمندان خصوصا زنان با آن در گیرند، که باعث تحمیل فشارهایی نظیر هزینه­ های سنگین بیمارستان، درمان­های پزشکی و توانبخشی بر خانواده، فرد سالمند و جامعه می­گردد (سایت اینترنتی سالمند، ۱۳۸۶).
افتادن خود از برخی نواقص در فاکتورهای آمادگی جسمانی بوجود می ­آید. به عنوان مثال نقص در تعادل، نقص ضعف عضلانی در زانو و مچ و کاهش عکس العمل، موجب بروز سقوط و افتادن می­ شود، که خود افتادن، پیامد­هائی نظیر تغییرات در راه رفتن را به دنبال دارد (تینتی و همکاران، ۱۹۸۸، دیویس و همکاران، ۱۹۹۹ و لرد و فیتزپاتریک، ۱۹۷۰) در این میان تعادل ضعیف عامل اصلی در کاهش حرکت پذیری مربوط به سن و افزایش خطر افتادن در سالمندان می­ شود (کو و همکاران، ۲۰۰۹).
راه رفتن، مهارتی است که از اولین سال زندگی فرا گرفته می­ شود و انسان در دوران کهولت سن تلاش دارد، همچون دوران جوانی از عهده این مهارت به راحتی و بدون کمک دیگران و یا ابزار کمکی همانند عصا برآید. لیکن به نظر می­رسد، افزایش سن، کاهش قدرت در عضلات اصلی بدن و ترس از افتادن، سالمند را وادار به اجتناب از انجام این مهارت پایه­ای می­سازد. به دنبال آن حتی کارهای ساده روزمره هم تحت تأثیر منفی بی تحرکی قرار می­گیرد. از طرف دیگر، راه رفتن به عنوان یکی از حرکت­های بنیادی و کاربردی زندگی روزمره انسان و نشانگر قدرت، استقامت و تعادل در بدن یاد می­ شود که در سالمندان روند منفی را از لحاظ پارامترهای بیومکانیکی همچون سرعت، طی می­ کند (لرد و فیتزپاتریک، ۲۰۰۱ و فینلی و کادی، ۱۹۷۰). مک رای[۳] و همکارانش (۱۹۹۲) معتقدند که ضعف عضلانی در آبداکتورهای ران، اکستنسورها و فلکسورهای زانو و عضلات دورسی فلکسور مچ پا با ریسک افتادن در هنگام حرکت و راه رفتن ارتباط دارند (ماکرای و همکاران، ۱۹۹۲). از این رو شناسائی عوامل تأثیرگذار در راه رفتن افراد سالمند با هدف جستجو برای راهکارهای پیشگیری از بروز نقصان در عملکرد اندام تحتانی و یا کاهش روند آن مورد توجه محققان قرار گرفته است. به عنوان مثال صادقی و همکاران در تحقیقی بیان کردند که در سالمندان، توان عضلات ساجیتالی ران است که فاز استقرار و تعادل در حین راه رفتن را به نسبت افراد جوانتر تحت تأثیر قرار می­دهد (لرد و فیتزپاتریک، ۲۰۰۱). بنابراین نیاز به توان و قدرت عضلانی در حد کافی هنگام راه رفتن ثابت شده است. در واقع با افزایش قدرت عضلانی، شاید بتوان گوشه ­ای از اختلالات حرکتی در سالمندان را رفع کرد. در جایی دیگر فاینلی و همکاران بیان کردند که سرعت راه رفتن و طول گام در زنان سالمند نسبت به زنان جوانتر به طور معناداری کمتر بوده است (فینلی و کادی، ۱۹۷۰). وینتر نیز در کتاب ” بیومکانیک و کنترل حرکتی در راه رفتن ” مبحثی را به بررسی راه رفتن در سالمندان اختصاص داده است. کریگان و همکارانش نیز بیان داشتند که راه رفتن در سنین سالمندی نسبت به سنین جوانتر، دستخوش تغییراتی می­ شود که به افتادن و یا ترس از افتادن وابسته است (کریگان و همکاران، ۱۹۹۸).
علی رغم فواید تمرینات و تحقیقاتی که در زمینه اثر انواع تمرینات بر روی پارامترهای بیومکانیکی راه رفتن در افراد سالمند صورت گرفته است، تحقیقات کمی بر روی تعادل و پارامترهای راه رفتن از قبیل طول گام، ریتم گام برداری و سرعت راه رفتن به ویژه با توجه به وضعیت فلکشن زانو در سالمندان تمرکز کرده ­اند. از این رو در این تحقیق، محقق با بررسی وضعیت فلکشن زانو در افراد سالمند به بررسی تعادل و برخی پارامترهای کنیماتیکی راه رفتن مانند طول گام، ریتم گام برداری و سرعت راه رفتن خواهد پرداخت.
به طور کلی پژوهش حاضر در صدد است تا به این سؤال­ها پاسخ دهد که آیا بین تعادل و پارامترهای راه رفتن (طول گام، سرعت گام و تعدادگام در دقیقه، پهنای گام) در افراد سالمند با محدودیت حرکتی زانو و بدون محدودیت حرکتی زانو تفاوتی وجود دارد؟
۳٫۱٫ ضرورت و اهمیت تحقیق:
رعایت اصول بهداشتی و بالا رفتن امید به زندگی، افزایش تعداد سالمندان در جامعه را موجب شده است. به طوری که ۸/۱ جمعیت جهان در سال ۲۰۰۰ را سالمندان بالای ۶۵ سال (جمعیتی بالغ بر ۷۵۰ میلیون نفر) (نیوتن، ۱۹۹۵) و در سال ۲۰۰۲ حدود ۶۰۰ میلیون نفر از جمعیت کل جهان را افراد بالای ۶۰ سال تشکیل می­دادند و پیش بینی می­ شود که این رقم در سال ۲۰۵۰ به دو میلیارد نفر افزایش یابد بطور کلی می­توان گفت در حالی­که هر سال بطور متوسط ۷/۱% به جمعیت جهان افزوده می­ شود، این رقم برای افراد ۶۵ سال و بالاتر به میزان ۵/۲% برآورد می­ شود (پوررضا و خبیری نعمتی، ۱۳۸۵) که ضرورت توجه به مشکلات این قشر را روزافزون نموده است.
در ایران نیز طبق سرشماری سال ۱۳۷۵، ۵/۶ درصد، جمعیت افراد بالای ۶۰ سال بودند و در صورتی که روند زندگی به همین سان پیش برود، در حدود سال ۱۴۱۰ در کشورمان انفجار سالمندی رخ خواهد داد و بین ۲۵ الی ۳۰ درصد جمعیت در سنین بالای ۵۰ سالگی قرار خواهند گرفت (بررسی کشوری سلامت سالمندان، ۱۳۷۷). بنابراین جامعه باید نسبت به رفع احتیاجات و مشکلات این قشر حساسیت و توجه بیشتری از خود نشان دهد و هم راستا با رشد جمعیت جامعه سالمندان، اهمیت شناسایی مشکلات برای بهبود کیفیت زندگی این گروه از افراد جامعه ضروری است.
از آنجایی که توانایی راه رفتن، به عنوان یکی از شاخص­ های تعیین استقلال در فعالیت­های روزمره افراد سالمند به شمار می­رود، بررسی ویژگی­های بیومکانیکی راه رفتن افراد سالمند مورد توجه محققان قرار گرفته است.
در مطالعات بیومکانیکی یکی از شاخص­ های اصلی تعیین استقلال افراد سالمند، وضعیت تعادل (لارس و همکاران، ۲۰۰۷) و قابلیت راه رفتن می­باشد (کوآ و همکاران، ۲۰۰۷، هرودا و همکاران، ۲۰۰۳). علت اصلی افتادن که سالانه حدود یک سوم سالمندان آن را تجربه می­ کنند، کاهش تعادل افراد سالمند معرفی شده است (رزموویز و همکاران، ۲۰۰۳، گریگ و همکاران، ۲۰۰۰، لرد و همکاران، ۲۰۰۱). در افراد سالمند، ناتوانی به علل زیادی مرتبط شده است که در بین آنها از دست دادن تحرک در درجه اول اهمیت قرار دارد.
در این میان، به زمین خوردن یا افتادن[۴] یکی از شایع ترین و جدی ترین مشکلات دوران سالمندی است که بسیار تکرار می­ شود و دارای عواقب و عوارض جسمانی (شکستگی لگن، از کار افتادگی، از دست دادن توانایی فیزیکی و مرگ) و روانی (از دست دادن اعتماد بنفس و عزت نفس و کاهش امید به زندگی) زیادی است که با توجه به هزینه­ های بالای آن، شناسایی علل و عوامل آن و روش­های پیشگیری از آن مورد توجه قرار گرفته است (اکبری کامرانی و همکاران، ۱۳۸۵).
سالانه حدود یک سوم افراد بالای ۶۵ سال و نیمی از افراد بالای ۸۰ سال، حداقل یک بار افتادن را تجربه می­ کنند (کرامول و همکاران، ۲۰۰۷، ترسا و همکاران، ۲۰۰۴، مآوررانگ و همکاران، ۲۰۰۶) به طوری که نزدیک ۴۰% بستری­های بیمارستانی و ۷۰% مراجعات این افراد به مراکز اورژانس به مشکلات ناشی از افتادن مربوط می­ شود (لارس و همکاران، ۲۰۰۷، ترسا و همکاران، ۲۰۰۴، مآوررانگ و همکاران، ۲۰۰۶و شانوی و همکاران، ۱۹۹۷).
پیامد زمین خوردن سالمندان، نه تنها زندگی خود آنان را تحت تاثیر قرار می­دهد و
باعث از دست رفتن استقلال آنها و عوارض مالی، روانی، اجتماعی و اقتصادی می­گردد (
اکبری کامرانی و همکاران، ۱۳۸۵)، بلکه تاثیرات مهمی نیز بر روی سیستم­های بهداشتی و درمانی جامعه بر جای می­گذارد. به علت عوارض و تهدیدهای جدی که زمین خوردن و عوامل خطر آن برای سلامت سالمندان درپی داشته است، جزء جدی ترین مسائلی است که جمعیت سالمندان با آن مواجه هستند. در تحقیقات انجام شده بی تعادلی یکی از اصلی ترین عوامل در کاهش تحرک و افتادن در بین سالمندان می­باشد (گورالنیک و همکاران، ۱۹۹۳) و از این رو پدیده تعادل در بین این گروه سنی مورد توجه محققان قرار گرفته است. تعادل که جزء نیازهای اساسی جهت انجام فعالیت­های روزمره می­باشد، در فعالیت­های ایستا و پویا، نقش مهمی را ایفا می­ کند، و این مساله بیشتر در هنگام راه رفتن رخ می­دهد (رابستین و همکاران، ۱۹۹۴).
از این رو، پژوهش حاضر بر پایه نیاز جامعه و ضرورت آگاهی از وضعیت موجود، در تلاش است تا تعادل و شاخص­ های راه رفتن در سالمندان با محدودیت حرکتی در زانو و بدون این محدودیت را بررسی نماید.
امید می­رود نتایج این پژوهش بتواند به خانواده­های دارای سالمند و همچنین مراکز نگه داری این عزیزان کمک نماید و یافته­های حاصل از این پژوهش مورد استفاده مربیان تربیت بدنی و محققان به ویژه پژوهشگران حوزه بهداشت و رشد، علوم حرکتی و فیزیوتراپی قرار گیرد.
۴٫۱٫ فرضیه ­های تحقیق:
فرض کلی:
تعادل و پارامترهای راه رفتن در افراد سالمند با محدودیت حرکتی و بدون محدودیت حرکتی در زانو، تفاوت دارد.
فرضیات اختصاصی:

تعادل در افراد سالمند با محدودیت حرکتی در زانو با افراد سالمند بدون محدودیت حرکتی تفاوت دارد.
طول گام در افراد سالمند با محدودیت حرکتی در زانو با افراد سالمند بدون محدودیت حرکتی تفاوت دارد.
تعداد گام در دقیقه در افراد سالمند با محدودیت حرکتی در زانو با افراد سالمند بدون محدودیت حرکتی تفاوت دارد.
سرعت راه رفتن در افراد سالمند با محدودیت حرکتی در زانو با افراد سالمند بدون محدودیت حرکتی تفاوت دارد.

    1. پهنای گام در افراد سالمند با محدودیت حرکتی در زانو با افراد بدون محدودیت حرکتی تفاوت دارد.

۵٫۱٫ اهداف تحقیق:
۱٫۵٫۱٫ هدف کلی:
بررسی تعادل و برخی پارامترهای راه رفتن در سالمندان با محدودیت حرکتی و بدون محدودیت حرکتی زانو
۲٫۵٫۱٫ اهداف اختصاصی:
– مقایسه تعادل در سالمندان با محدودیت حرکتی و بدون محدودیت حرکتی
– مقایسه طول گام در سالمندان با محدودیت حرکتی و بدون محدودیت حرکتی
– مقایسه تعداد گام در دقیقه در سالمندان با محدودیت حرکتی و بدون محدودیت حرکتی
– مقایسه سرعت راه رفتن در سالمندان با محدودیت حرکتی و بدون محدودیت حرکتی
– مقایسه پهنای گام در سالمندان با محدودیت حرکتی و بدون محدودیت حرکتی
۶٫۱٫ محدودیت­های تحقیق:
الف) محدودیت قابل کنترل:
– سن آزمودنی­ها (افراد بالای ۶۰ سال)
ب) محدودیت­های غیر قابل کنترل:
– عدم امکان کنترل وضعیت روحی آزمودنی‌ها زمان انجام آزمون­ها و اجرای پروتکل خستگی.
– عدم آگاهی از مصرف داروهایی که تاثیر آنها بر سیستم­های مرتبط با تعادل مشخص نیست، با این حال از افراد خواسته شد که ۴۸ ساعت قبل از اجرای آزمون از مصرف داروهای ویژه خودداری کنند.
– سعی شده که در تحقیق از آزمودنی­های سالم استفاده شود ولی پژوهش­گر از وجود بیماری با نارسایی ناخودآگاه (مخفی) در سیستم­های مرتبط با کنترل تعادل اطلاع دقیق نداشت.
– اجرای آزمون­ها در یک ساعت مشخص از روز برای همه آزمودنی­ها مقدور نبود.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 157
  • 158
  • 159
  • ...
  • 160
  • ...
  • 161
  • 162
  • 163
  • ...
  • 164
  • ...
  • 165
  • 166
  • 167
  • ...
  • 732
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

 جذابیت بدون تغییر شخصیت
 بهینه‌سازی تجربه کاربری
 علائم غفلت در رابطه
 آموزش ابزار لئوناردو
 ابراز احساسات سالم
 درآمد از پست‌های شبکه‌های اجتماعی
 شغل‌های پردرآمد اینترنتی
 مراقبت از پنجه‌های سگ
 تدریس آنلاین طراحی داخلی
 درآمد از نظرسنجی آنلاین
 فروش تم‌های وردپرس
 فرصت‌های درآمد آنلاین
 درآمد کانال‌های تلگرام
 تحقیق کلمات کلیدی
 عفونت گوش گربه
 مشکلات گوارشی گربه
 چالش‌های رابطه عاطفی
 درآمد از کارگاه‌های آنلاین
 طوطی‌های سخنگو
 انتخاب اسم خرگوش
 پست مهمان موفق
 حسادت در رابطه
 درمان اسهال سگ
 فروشگاه آنلاین محصولات خاص
 شیر برای گربه
 اپلیکیشن‌های پولساز
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • مقالات و پایان نامه ها – قسمت 25 – 7
  • دانلود منابع تحقیقاتی : منابع کارشناسی ارشد در مورد : توزیع قابل اعتماد کد … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پژوهش های انجام شده در رابطه با ارزشیابی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در رابطه با بررسی مناجات در مثنوی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه با موضوع بررسی هفت ژن جدید عامل … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقطع کارشناسی ارشد : دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با بررسی وضعیت موجود … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پژوهش های انجام شده با موضوع رابطه بین دینداری اسلامی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع بررسی تطبیقی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های دانشگاهی| قسمت 16 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود منابع پایان نامه درباره بررسی واپاشی دو بتایی – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان