سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پایان نامه های انجام شده درباره رابطه سرمایه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

هدف پژوهش همبستگی عبارت است از درک الگوهای پیچیدۀ رفتاری از طریق مطالعۀ همبستگی بین این الگوها و متغیرهایی که فرض می‌شود بین آن‌ها رابطه وجود دارد. این روش علی‌الخصوص در شرایطی مفید است که هدف آن کشف رابطۀ متغیرهایی باشد که در مورد آن‌ها پژوهش‌هایی انجام نشده است (دلاور، ۱۳۹۰).

۳٫۳٫ جامعه آماری:

یک جامعه آماری عبارت است از افراد یا واحدهایی که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند. معمولاً در هر پژوهش جامعه مورد بررسی، یک جامعه آماری است که پژوهشگر مایل است درباره صفت (صفات) متغیر واحدهای آن به مطالعه بپردازد (سرمد و همکاران، ۱۳۹۰). معمولاً هر جامعه آماری دارای ویژگی­های گوناگونی است، ولی پژوهشگر در جستجوی دستیابی به ویژگی­های کلی، عمومی و همه­گیر آن می­باشد. این ویژگی­ها در واقع نماد جامعه مورد نظر می­باشند و به همین دلیل جامعه مزبور را هم از روی آن­ها می­توان شناخت و هم تفاوت آن را نسبت به دیگر جامعه­ها برشمرد (خاکی، ۱۳۹۰).
جامعه آماری این پژوهش کلیه مدیران شعب مرکزی شرکت‌های بیمه خصوصی مستقیم با بیش از ۵ سال سابقه فعالیت در شهر تهران می‌باشند که به عنوان مورد مطالعه انتخاب شده‌اند. شرکت‌های بیمه خصوصی مستقیم با بیش از ۵ سال سابقه فعالیت شامل شرکت‌های نوین، دانا، معلم، توسعه، سینا، دی، ملت، پاسارگاد، کارآفرین، سامان، البرز، آسیا، پارسیان، رازی، میهن و تعاون می‌باشند. با بررسی‌های صورت گرفته مشخص گردید که جامعه آماری این پژوهش (تعداد مدیران این شرکت‌ها: عامل، ارشد و عملیاتی) شامل ۲۵۰ نفر می‌باشد.
۳٫۴٫ نمونه آماری:
هر زیر مجموعه از جامعه آماری را نمونه می­گویند. بنابراین تعریف نمونه عبارت است از تعداد محدودی از آحاد جامعه آماری که بیان کننده ویژگی­های اصلی جامعه باشد. نمونه گیری فرایند انتخاب کردن تعداد کافی از میان اعضای جامعه آماری است به گونه ­ای که با مطالعه گروه نمونه و درک خصوصیات و ویژگی­های آزمودنی گروه نمونه، قادر خواهیم بود این خصوصیات و ویژگی­ها را به اعضای جامعه تعمیم دهیم.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۳٫۵٫ روش نمونه گیری:
صرف نظر از این‌که استفاده از چه روش آمار استنباطی مورد نظر است، قدرت آن روش بستگی به روشی دارد که برای انتخاب نمونه بکار می­رود. در صورتی که نمونه نماینده واقعی جامعه نباشد یا به عبارتی اریب باشد، پیش بینی صحیح و دقیق درباره پارامتر(های) جامعه امکان نخواهد داشت. اریب بودن در نمونه گیری را می­توان با بکار بردن روش­های نمونه گیری صحیح و مناسب و با در نظر گرفتن مشخصات عناصر جامعه کاهش داد. به دیگر سخن، استنباط با بهره گرفتن از چنین نمونه­هایی دارای پایایی خواهد بود.
در این پژوهش از روش نمونه­‌گیری سهمیه‌ای استفاده شده است. نمونه‌گیری سهمیه‌ای شکلی از نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب است که در آن، نسبت از قبل تعیین شده‌ای از افراد از گروه‌های مختلف نمونه‌گیری می‌شوند، اما بر مبنای نوعی نمونه‌گیری دردسترس صورت می‌گیرد (دانایی‌فرد و همکاران، ۱۳۸۳).
در این پژوهش در مرحله اول، تعداد مدیران شعب مرکزی شرکت‌های بیمه خصوصی مستقیم با بیش از ۵ سال سابقه فعالیت شامل مدیران عامل، ارشد و عملیاتی در شهر تهران مشخص شد و سپس براساس این تعداد، حجم نمونه مورد نظر با بهره گرفتن از روش کوکران برآورد گردید و در مرحله بعد بر طبق روش نمونه‌گیری سهمیه‌ای تعداد پرسشنامه مورد نظر برای هر شرکت محاسبه شده و در اختیار مدیران این شرکت‌ها، قرار گرفت.
۳٫۶٫ حجم نمونه:
برای محاسبه حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است. با توجه به اینکه حجم جامعه ۲۵۰ می‌باشد، حجم نمونه ۱۵۲ مناسب به نظر می‌رسد. روش تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران :
N= حجم جامعه آماری
n= حجم نمونه
Z= مقدار متغیر نرمال واحد استاندارد، که در سطح اطمینان ۹۵ درصد برابر ۱٫۹۶ می‌باشد.
P= مقدار نسبت صفت موجود در جامعه است. اگر در اختیار نباشد می‌توان آن را ۰٫۵ درنظر گرفت. در این حالت مقدار واریانس به حداکثر مقدار خود می‌رسد.
– مقدار اشتباه مجاز که برابر با ۰٫۰۵ است.
۳٫۷٫ روش گردآوری اطلاعات
مرحله گردآوری اطلاعات، آغاز فرآیندی است که طی آن محقق یافته­های میدانی و کتابخانه‌ای را گردآوری می‌کند و به روش استقرایی به طبقه بندی و سپس تجزیه‌و‌تحلیل آن­ها می‌پردازد و فرضیه ­های تدوین شده خود را مورد ارزیابی قرار می­دهد و در نهایت حکم صادر می­ کند و پاسخ مسأله خود را به اتکای آن­ها می­یابد. به عبارتی محقق به اتکای اطلاعات گردآوری شده، واقعیت و حقیقت را آنطور که هست، کشف می­نماید. بنابراین اعتبار اطلاعات اهمیت بسیار زیادی دارد زیرا اطلاعات غیر معتبر مانع از کشف حقیقت و واقعیت می­گردد و مسأله مورد نظر محقق به درستی معلوم نمی­گردد (حافظ نیا، ۱۳۸۸).
مهم‌ترین روش‌های گردآوری اطلاعات در این پژوهش بدین شرح است:

۳٫۷٫۱٫ مطالعات کتابخانه‌ای

در این قسمت جهت گردآوری اطلاعات در زمینه مبانی نظری و ادبیات پژوهش موضوع، از منابع کتابخانه‌ای، مقالات، کتاب‌های مورد نیاز و نیز از شبکه‌های جهانی اطلاعات (اینترنت) استفاده شده است.

۳٫۷٫۲٫ پژوهش‌های میدانی

در این قسمت به منظور جمع‌ آوری داده‌ها و اطلاعات و برای تجزیه‌و‌تحلیل آن‌ها از پرسشنامه استفاده شده است. این پرسشنامه را به صورت سهمیه‌ای، مدیران شرکت‌های بیمه شامل مدیران عامل، ارشد و عملیاتی پاسخ داده‌اند.
پرسشنامه مذکور شامل دو بخش عمده است:

    • سؤالات عمومی (جمعیت شناختی): در سؤالات عمومی سعی شده که اطلاعات کلی و جمعیت‌شناختی در رابطه با پاسخ‌دهندگان پژوهش جمع‌ آوری گردد.
    • سؤالات تخصصی: این قسمت حاوی ۲۶ سوال می‌باشد. در طراحی این قسمت سعی گردیده است که سؤالات پرسشنامه تا حد ممکن قابل فهم باشد. متن کامل سوالات در پایان پژوهش آورده شده است. جدول ۱-۳ چگونگی توزیع سوالات در پرسشنامه را با توجه به متغیرهای پژوهش نشان می‌دهد.

جدول ۱- ۳: دسته‌بندی ابعاد و سؤالات پرسشنامه

ردیف
متغیر
ابعاد
تعداد سوالات
شماره سوالات
منبع

۱

کیفیت سرمایه انسانی (HC)

سال‌های تجربه کاری (EX)

۲

۷-۶

Chiung-ju Liang et al (2013)

مهارت‌های حرفه‌ای (PS)

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله با موضوع تحولات اخیر سیاست جنایی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

قاچاق مسلحانه، قاچاقی است که با سلاح انجام می‌گیردو قانون‌گذار به شدت با این جرم مبارزه کرده است ودر یک اقدام دفعی، این نوع قاچاق را بدون توجه به میزان مواد قاچاقی و یا هر شرط دیگری، به اعدام محکوم کرده است.
۱-عنصر مادی
در مورد قاچاق به طور مسلحانه، سؤالاتی در زمینه‌ی نوع مسلحانه بودن عمل و همچنین اسلحه مورد استفاده وجود دارد.
آیا منظور از قاچاق مسلحانه، قاچاقی است که صرف مسلح بودن شخص قاچاقچی امکان می‌پذیردو یا باید بین مسلح بودن و مسلحانه بودن به معنی عملیات ودرگیری قائل به تفصیل شد؟همچنین منظور از اسلحه، سلاح سرد است یا گرم و یا هر دو؟
“آقای رحمدل معتقدند، بایستی بین مسلح بودن مرتکب و مسلحانه بودن قاچاق قائل به تفصیل شد .با توجه به مجازات شدیدی که مقنن برای جرم قاچاق مسلحانه در نظر گرفته است طبیعتاً به شدت عملیات مرتکب نظر داشته است. در واقع مسلحانه بودن قاچاق عرفاً به معنای استفاده از اسلحه و شلیک گلوله و حداقل تظاهر به استفاده از آن به منظور مرعوب نمودن مأمورین می‌باشد ودر جایی‌که عملیات اجرایی صورت نگرفته باشد، قاچاق مسلحانه صدق نمی‌کند ولی اگر مرتکب قاچاق صرفاً به حمل سلاح پرداخته است، هر چند حمل این سلاح به منظور استفاده از آن در مواقع لزوم و برای مقابله با مأمورین باشد تا زمانی که استفاده از آن ننموده است نمی‌توان گفت به طور مسلحانه اقدام به قاچاق کرده است”[۱۵۶].

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

بنابراین اگر شخصی در این مرحله و بدون استفاده از اسلحه دستگیر شد، می‌توان حمل اسلحه را تعدد مادی با جرم قاچاق دانست، وی را علاوه بر مجازات قاچاق به مجازات حمل غیر‌مجاز اسلحه نیز محکوم کرد.
اما” اسلحه نیز اعم است از سلاح سرد و گرم و در شمول اسلحه سرد در حکم ماده نیز تردید نیست اما در این مورد که، استفاده از هر نوع سلاح سردی، قابلیت این را دارد که جرم شخص قاچاق مسلحانه باشد باید گفت که از نظر عرفی نمی‌توان مقاومت در برابر مأمورین با چاقو یا کارد ساده را مقاومت مسلحانه تلقی کرد. بنابراین باید در چنین مواردی به عرف مراجعه و بررسی کرد آیا وسیله‌ی به کار رفته توسط مرتکب، عرفاً نزد هر کسی یافت می‌شود یا او به منظور مقابله با مأمورین در صورت لزوم به حمل آن پرداخته و از آن استفاده هم نموده است برای مثال اگر مرتکب با بهره گرفتن از دشنه یا کارد بزرگ(قمه) با مأمورین مقابله کرد می‌توان این مورد را قاچاق مسلحانه نامید”[۱۵۷].
بنابراین اگر مرتکب از سلاح خود در مقابل مأمورین استفاده کرد و با آن مقاومت نمود، حتی اگر در این حین به مأمورین آسیب یا صدمه و یا جراحتی وارد نکند باز هم این جرم، مسلحانه محسوب می‌شود.پس در مسلحانه بودن عمل، ایراد ضرب و جرح مهم نیست و اصل استفاده از سلاح است.
۲- عنصر معنوی
عنصر معنوی این جرم هم، مانند دیگر موارد ذکر شده است. علم و اطلاعات یعنی اینکه مرتکب بداند که محموله قاچاق است و مواد روان‌گردان قاچاق می‌کند و ۲-سوء نیت اطلاع: هم اینکه بخواهد مواد روان‌گردان را قاچاق کند و از اسلحه نیز استفاده کند. اما در مورد مسلحانه بودن، یک تردید وجود دارد و آن است که آیا مرتکب باید بداند که طرف مقابل او مأمور است و همچنین مأمورین به منظور کشف مواد وی را تعقیب یا به سوی او تیر‌اندازی می‌کنند.
“به نظر می‌رسد در هر دو مورد باید به علم مرتکب توجه نمود چون مبنای اصلی و اولیه عنصر معنوی در ارتکاب جرم، علم به ماهیت عمل ارتکابی است. بنابراین برای تحقق مقاومت مسلحانه مرتکب باید بداند که اولاً در برابر مأمورین مقاومت می کند و هم اینکه او برای کشف مواد تعقیب می‌شود. بنابراین برای تحقق عنصر معنوی قاچاق مسلحانه وجود سه شرط ضروری است:
۱- علم مرتکب به مأمور بودن طرف
۲- علم مرتکب به مأموریت مأمور برای تعقیب جرم
۳- سوء نیت عام در ارتکاب قاچاق”[۱۵۸]
۳- عنصر قانون
عنصر قانونی جرم قاچاق مسلحانه روان‌گردان‌های صنعتی غیر‌دارویی، در ماده‌ی ۱۱ قانون اصلاحی ۱۳۸۹ آمده است. این ماده اشعار می‌دارد که: « مجازات اقدام به قاچاق مواد‌مخدر و روان‌گردان‌های صنعتی غیر‌دارویی موضوع این قانون به طور مسلحانه اعدام است و حکم اعدام در صورت مصلحت در محل زندگی مرتکب در ملاءعام اجرا خواهد شد.»
اما در آخر، لفظ قاچاق در ماده‌ی ۱۷ الحاقی قانون ۱۳۸۹، آمده و از مصادیق آن ذکر به میان نیامده است و مستقیماً خود جرم قاچاق ذکر شده است.‌(متن ماده در صفحات قبل آمده است) در واقع در قانون مصوب ۱۳۷۶ مصادیق جرم قاچاق آورده شده و برای آن مجازات در نظر گرفته شده و فقط قاچاق مسلحانه در ماده ۱۱ به طور جداگانه ذکر شده ولی در قانون اصلاحی ۱۳۸۹، در ماده‌ی ذکر شده عنوان (جرم قاچاق) آمده است.
ب- مرتکبان
ب-۱- حاملان
علاوه بر بررسی نحوه برخورد سیاست جنایی با انواع مختلف جرایم قاچاق روان‌گردان از حیث جرم‌انگاری باید نحوه‌ی برخورد سیاست جنایی با اشخاص درگیر در کار قاچاق مواد را نیز بررسی کرد.” در کار قاچاق مواد روان‌گردان، سه گروه از افراد ایفای نقش می‌کنند که شامل اعضای کارتل‌های روان‌گردان، قاچاقچیان و دلالان هستند. اعضای کارتل‌ها معمولاً مالک مواد هستند و قاچاقچیان اقدام به قاچاق و حمل می‌کنند و به عنوان واسطه‌ای بین اعضای کارتل‌ها و دلالان عمل می‌کنند.
مأموران و دادگاه ها معمولاًبه قاچاقچیان اصلی (اعضا یا صاحبان کارتلها که صاحب مواد روان‌گردان نیز می‌باشند) دسترسی ندارند، زیرا این افراد اشخاص دیگر را برای پیاده کردن نقشه‌های خود مأمور می‌کنند. بنابراین، این اشخاص بر حسب کاری که انجام می‌دهند متفاوت هستند، که حاملان، خرده فروشان وترانزیت کنندگان را شامل می‌شود” [۱۵۹]
اما اولین دسته‌ای که تحت عنوان مرتکبان بحث می‌شود، حاملان است. همان گونه که در مواد مختلف مثل ماده ۴، ۵ و ۸ و ۴۰ الحاقی دیده می‌شود برای کسانی که حامل مواد روان‌گردان‌های صنعتی غیر‌دارویی هستند با توجه به میزان موادی که حمل می‌کنند، مجازات در نظر گرفته شده است.
در لایحه قانونی ۱۳۵۹، حمل مواد‌مخدر، عنوان جرم مستقلی نبود. در تبصره‌ی۲ ماده‌ی ۷ همین قانون، حاملان غیر مالک را معاون در جرم می‌دانست تا اینکه در قانون ۱۳۷۶و اصلاحی آن ۱۳۸۹، حاملان مواد‌ روان‌گردان تحت همین عنوان یا(حمل مواد روان‌گردان) مجازات می‌شوند.
ب-۲- خرده فروشان
بعد از آنکه حاملان، موادروان‌گردان را وارد بازار کردند، نوبت به خرده فروشان می‌رسد، می‌توان گفت قسمت اعظم متهمان ، همان خرده فروشان هستند.
می توان دلایلی را برای این امر که خرده فروشان بیشترین افراد را در توزیع مواد روان‌گردان تشکیل می‌دهند برشمرد؛ اول این‌که، این افراد بیشتر در محل‌های عمومی، مواد می‌فروشند و بیشتر در معرض دستگیری قرار دارند و دستگیری آنان نیز آسانتر است، ثانیاً این افراد در شبکه‌ی توزیع قرار دارند و با افراد بیشتری در ارتباط‌‌‌‌اند، از این رو شناسایی آنان آسانتر است.
در حقوق ما با خرده‌فروشان با شدت برخورد می‌شود و این افراد بیشترین مشتریان نظام عدالت کیفری را در زمینه‌ی مواد تشکیل می‌دهند.
مجازات‌های مقرر در قانون، درباره‌ی این دسته از افراد بر‌حسب مقدار مواد تحت تصرف آنان، تعیین می‌شود. در حالیکه آمارها به خوبی نشان‌دهنده‌ی آن است که جرم‌انگاری و مجازات‌های سنگین و زیاد که بیشتر حبس است، سال‌هاست نتیجه‌ای جز تورم کیفری و عوارض سوء ناشی از آن نداشته است. مسئولین امر بیان می‌دارند که بیشترین جمعیت زندانیان، زندانیان مرتبط با جرایم مواد هستند.
حال آنکه به نظر می‌رسد، این مبارزه و جدیت بایستی بیشتر با افراد بالا دست در توزیع مواد باشد در حالیکه به نظر می‌رسد در دسترس بودن بیشتر این افراد، آنها را در مرکز سیبل مبارزه با مواد قرار داده است.
ب-۳- ترانزیت کنندگان
همان طور که در قسمت عناوین مجرمانه ذکر شده در بند ع ماده‌ی ۱ کنوانسیون مبارزه با قاچاق مواد مخدر و روان‌گردان ۱۹۸۸ آورده شده که، کشور ترانزیت کشوری است که نه مرکز تولید و نه مقصد نهایی مواد می‌باشد. کشور ما یکی از این کشورهاست که در عین حال سال‌هاست در راه مبارزه‌ی گسترده با قاچاق مواد تولیدی در افغانستان، هزینه‌های مالی و انسانی زیادی پرداخته است، ولی این مبارزات و هزینه‌های متحمل شده زیاد نتایج مثبتی نداشته است.
در واقع گفته شده است، جوانان و همچنین سرمایه‌های ملی کشور ما، صرف مبارزه با قاچاق موادی می‌شوند که برای جوانان اروپایی لذت‌آور است و همچنین سود هنگفت ناشی از قاچاق این نوع مواد برای کشوهای اروپایی حاصل می‌شود. حال آنکه کشور ما در این راه تلفات زیادی داده است. اگر هم گفته شود که مبارزه‌ی با قاچاق اهدافی چون عدم اعتیاد و در واقع عدم توزیع مواد بین افراد جامعه خودمان دارد و همچنین وظیفه دینی و اخلاقی حکم می‌کند که جلوی این مفسده گرفته شود، در عمل دیده می‌شود که این هدف هم تحقق نیافته و عده‌ی زیادی از جمعیت کشور گرفتار معضل اعتیاد هستند.
از طرفی با وجود شعارهای زیبا و پر‌طمطراق عملاً دیده می‌شود که کشورهای منتفع از قاچاق اقدام و عمل مناسبی در مبارزه‌ی با قاچاق انجام نمی‌دهند و شاید اصلاً می‌خواهند که قاچاق مواد و توزیع آن وجود داشته باشد، بنابراین چه دلیلی وجود دارد که سرمایه‌های مالی و انسانی ما در راهی که دغدغه‌ی زیادی برای چنین کشورهایی ندارد هدر رود، حال آنکه اگر هم گفته شود این مبارزه برای جلوگیری از توزیع و اعتیاد به مواد در کشور است، با وجود آمارهای فراوان که به نفی این موضوع می‌پردازد این راهکار را به ذهن متبادر می‌سازد که دولت ما، دیگر باید در این زمینه با توجه به واقعیات موجود هزینه کند و سیاست معقولانه‌ای را پیش بگیرد والا ادامه راه اقدامات انجام شده قبلی مثال آب در هاون کوبیدن است.
گفتاردوم: پاسخ به قاچاق و تاثیر تعدیل‌کننده‌های مجازات در آن
الف- پاسخ‌های سرکوبگر
الف-۱- پاسخ‌های سرکوبگر کیفری
الف-۱-۱- مجازات‌های اصلی
الف-۱-۱-۱- اعدام
از بین مجازات‌های بدنی و علیه تمامیت جسمانی، مجازات اعدام شدیدترین آنهاست. در واقع، اعدام سلب حیات از مجرم است. اعدام همواره آخرین ضمانت اجراست که باید در نظر گرفته شود. و در مورد مهمترین جرایم تجویز می‌شود. در واقع جامعه زمانی به حذف فیزیکی مجرم دست می‌زند که دیگر راه‌حلی برای جبران خسارت وارده به فرد و جامعه نیابد. مجازات اعدام مخالفان بسیار زیادی دارد و بسیاری از کشورهای غربی نیز سال‌هاست این مجازات را از نظام کیفری خود حذف کرده‌اند ولی در کشور ما، هنوز این مجازات استفاده می‌شود و آن هم به کرات و همین امر باعث بروز بسیاری از چالش‌های حقوق بشری و بین المللی برای کشور ما شده است.
به هر حال در قانون جدید اصلاحی ۱۳۸۹ هنوز هم قانون گذار پایبند به استفاده از این نوع مجازات است. مجازات اعدام که برای اولین بار، در قانون منع کشت خشخاش و استعمال مواد افیونی ۱۳۳۸، آمده بود در قوانین بعدی نیز ادامه پیدا کرد و قوانین پس از انقلاب نیز از این مجازات به وفور استفاده کرده‌اند ولی در قانون ۱۳۶۷، موارد استعمال آن نسبت به قانون ۱۳۵۹ کاهش یافت ولی روند استفاده از این مجازات هنوز ادامه دارد و در قانون اصلاحی ۱۳۸۹ نیز ۲ مورد به موارد آن اضافه شده است.
۱-اولین مورد، بند ۴ ماده ۴ است ( متن ماده در صفحات قبلی آمده) که ورود، صدور و ارسال، مواد روان گردان بیش از پنج کیلوگرم را مستوجب اعدام دانسته است.
۲- بندهای ۴ و ۵ و ۶، ماده‌ی۵ که به ترتیب بندها، محل بیش از پنج کیلو تا بیست کیلو (برای بار دوم) مجازات اعدام دارد.
۳- ماده‌ی ۶، تکرار جرایم موضوع بندهای ماده‌ی ۴ که ماده روان‌گردان به بیش از پنج کیلوگرم برسد را مستوجب اعدام می‌داند.
۴-ماده ی ۸، صدور، ورود، ارسال و حمل مواد شیمیایی و روان‌گردان‌های صنعتی غیردارویی بیش از سی‌گرم مجازات اعدام دارد.
۵-ماده‌ی ۹، مرتکبین جرایم موضوع بندهای ۱ تا ۵ ماده‌ی ۸ برای بار چهارم که مواد به سی‌گرم برسد، مجازات اعدام دارد.
۶-ماده‌ی ۱۱، که مجازات قاچاق مسلحانه را اعدام دانسته است.
۷-ماده‌ی ۱۸ الحاقی، ریاست باند یا شبکه در جرایم موضوع این قانون اعدام دارد و همچنین گماردن، سازماندهی کردن، مدیریت و پشتیبانی مالی یا سرمایه‌گذاری در مواردی که حبس ابد دارد نیز اعدام دارد.
۸-ماده‌ی ۴۰ الحاقی، که حمل، ورود و صدور مواد صنعتی را برای و به قصد تولید یا تبدیل مواد روان‌گردان صنعتی غیر دارویی بیش از بیست کیلو (برای بار سوم)، بیش از بیست کیلو تا یک‌صد کیلوگرم (برای بار دوم) و بیش از صد کیلو (برای باردوم) به مجازات اعدام محکوم خواهد کرد.
۹-ماده‌ی ۲۵ الحاقی، وادار کردن اطفال یا نوجوانان کمتر از هجده سال تمام هجری شمسی به جرایم موضوع این قانون از جمله قاچاق و مصادیق آن، در مواردی که آن جرم حبس ابد دارد مجازات اعدام دارد.
الف-۱-۱-۲- حبس
بر خلاف مجازات‌ اعدام که علیه تمامیت جسمانی شخص مجرم اعمال می‌شود، مجازات حبس، آزادی رفت و آمد وی را به طور کامل در زمان‌های طویل‌المدت یا کوتاه‌مدت محدود می‌کند. لذا حبس مجازات سالب آزادی محسوب می‌شود و از این نظر که مجرم جان خود را حفظ می‌کند از مجازات اعدام بسیار خفیف‌تر است.
هر چند مجازات حبس طی یک دوره‌ی زمانی به عنوان بهترین مجازات برای اصلاح و تربیت مرتکب جرم محسوب می‌شد ولی عملاً پس از گذشت زمان و مشخص شدن معایب این مجازات، عده‌ای از حقوقدانان و مکاتب به فکر جایگزین‌های این کیفر افتادند ولی با این وجود هنوز از مجازات زندان بسیار استفاده می‌شود.
در قانون ما هم، با وجود آمارهای فراوان از عدم کارایی زندان هنوز رغبت فراوانی برای استفاده از این مجازات وجود دارد و شاید بتوان گفت مهمترین دلیل آن، درماندگی سیاست جنایی کشور نسبت به آمار و ارقام زیاد جرایم و نداشتن راهکار برای هدایت صحیح این نرخ به سمت کاهش و تعادل نسبی جرم و مجرمیت است.
مجازات حبس از نظر طول‌ مدت و زمان حبس، به همیشگی و دائم(ابد) و مدت‌دار و غیردائم (حبس موقت) تقسیم می‌شود.

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد در مورد اتحادیه اروپا و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

این دیدگاه معتقد است اولاً روابط با اروپا گزینه استراتژیک جمهوری اسلامی بوده و به هر طریق باید حفظ شده و ادامه یابد، زیرا ایران جایگزین دیگری در این سطح در اختیار ندارد. ثالثاً از آنجا که ایران برای اروپا یک مزیت به حساب می‌آید، اروپا حاضر نیست روابط با ایران را در ابعاد سیاسی و اقتصادی از دست بدهد. متقابلاً همین مطلب در مورد ما نیز مصداق می‌یابد زیرا روابط با اتحادیه اروپا تأمین کننده پرستیژ، مقبولیت بین‌المللی و منافع محدود اقتصادی بوده است. اگر این جایگاه دو طرفه، گرچه نابرابر، در روابط را بپذیریم، با توجه به اینکه غرب برای روابط تجاری و بازار بزرگ مصرف در ایران اهمیت قائل است، در جهان رقابتی امروزه که اقتصاد جهانی تا حدودی با رکود مواجه شده، اروپا حاضر به از دست دادن منافع روابط با ایران نیست و بازی‌های سیاسی و مقطعی به هر حال گذرا هستند و نوع و سطح روابط باید محفوظ بماند.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

ثالثاً جایگاه ژئوپلوتیک و منطقه‌ای ایران در خاورمیانه، نگاه خاص اروپا به ایران را بر می‌انگیزد، از آنجا که کشورهای دیگر خاورمیانه و کشورهای اطراف ایران به لحاظ سیاسی شرایط دشواری را تجربه می‌کنند، هیچ یک نمی‌توانند نقطه اتکای اروپا قرار گیرند و هیچ یک از کشورهای قفقاز، آسیای میانه، خلیج فارس، عراق، افغانستان و پاکستان از چنین جایگاهی برخوردار نیستند، از سوی دیگر با توجه به حضور آمریکا در منطقه و ممانعت از حضور فعال سیاسی، اقتصادی و نظامی اروپا در این منطقه، هر نقشی که اروپا خواهان ایفای آن باشد فقط با حمایت و از مجرای کشورهای منطقه امکان‌پذیر خواهد بود. به هر حال، چنین موقعیتی برای اروپا بسیار مهم است و حاضر نیست بر سر آن با آمریکا معامله کند و این امر زمینه مساعدی برای توسعه روابط فراهم می‌آورد. این رویکرد بخشی از سیاست رقابتی اتحادیه اروپا با آمریکا نیز می‌باشد. اروپا برقراری مجدد روابط ایران و آمریکا را به عنوان یک احتمال در نظر دارد و به همین دلیل تلاش می‌کند جایگاه خود را در سیاست خارجی ایران حفظ نماید.
رابعاً منابع غنی انرژی ایران و پیش‌بینی رقابت‌های سیاسی آینده در بازار انرژی منطقه میان آمریکا، اروپا و دیگر کشورهای صنعتی، ایجاب می‌کند اروپا روابط خود را با ایران به عنوان محور ثابت و مرکز ثبات در منطقه حفظ نماید. با توجه به دلایل فوق، چشم‌انداز آینده روشنی در روابط طرفین قابل رؤیت است و این روابط می‌تواند بر پایه‌های مزبور استوار گردد.

    1. دیدگاه منفی

این دیدگاه معتقد است ایران طی ۳۵ سال پس از انقلاب اسلامی، دوره‌های بسیار سختی را در ارتباط با اروپا پشت سر گذاشته است. حمایت اروپا از صدام در جنگ علیه ایران به صورت علنی و فراگیر و سپس قضایای بعدی همانند ماجرای سلمان‌رشدی و دادگاه میکونوس که در هر دو مورد به فراخوان سفرای اروپایی از ایران منجر شد ـ عدم رغبت جدی اروپا در مذاکرات تجاری با ایران و گره زدن آن با مسائل سیاسی بی‌پایان همانند تروریسم، حقوق بشر، صلح خاورمیانه و هسته‌ای ـ که روند آن خصوصاً طی یک سال اخیر بسیار تشدید شده است. از جمله مشخصه‌ های این روابط بوده‌اند. اروپا طی این مدت روندی را در پیش گرفته تا با نشان دادن سیاست چماق و هویج از گفتگوهای انتقادی یا سازنده، برای اعمال فشار علیه ایران بهره گیرد، و ایران را به تغییر مشی سیاسی خود وادار نماید. پس از ۳۵ سال، اینک تنها دستاورد اقتصادی چندین دور مذاکره، ارائه یک موافقت‌نامه تحت عنوان (TCA) می‌باشد که در واقع موافقت‌نامه‌ای یک طرفه است که تماماً به سود اروپاست. زیرا اروپائیان به هیچ وجه آمادگی خود را برای حذف تعرفه‌ها در مورد کالاهای ایران اعلام نکرده‌اند و برای ایران همان تعرفه‌ای را در نظر گرفته‌اند که برای کالاهای آمریکایی تعیین نموده‌اند، اما متقابلاً از ایران خواسته‌اند تا حد ممکن تعرفه‌های خود را کاهش دهد.
از سوی دیگر اعضای اتحادیه و اروپا در امور داخلی ایران مداخله نموده و هر حادثه‌ای (که آخرین مورد آن انتخابات مجلس هفتم و بحث وضعیت حقوق بشر بوده است) را دستاویز اعمال فشار علیه ایران قرار می‌دهند، و در عین حال اینک امضای موافقت‌نامه مزبور را به برچیده شدن کامل فعالیت‌های هسته‌ای ایران و توقف غنی‌سازی اورانیوم منوط کرده‌اند. در این چارچوب، اعتمادسازی فقط یک طرف و از جانب ایران صورت می‌گیرد و این سیاست «کج دار و مریز» کماکان تداوم دارد. در مذاکرات سه کشور آلمان، فرانسه و انگلستان با ایران در مورد پذیرش پروتکل الحاقی. آنها هرگز به تعهدات خود عمل نکرده‌اند و کاملاً هماهنگ با آمریکا مذاکرات را پیش برده‌اند. بدین ترتیب، ایران به آزمونی برای سیاست خارجی اتحادیه اروپا تبدیل شده و اروپا نهایتاً ایران را وجه المصالحه خود با آمریکا قرار خواهد داد. بر این اساس، احساس اروپا این است که ایران از موضع ضعف برخوردار است و لذا از موضع قدرت با ایران برخورد می‌کند. چنین روندی اگر به درازا کشیده شود نه تنها سودی برای ایران نخواهد داشت بلکه بر زیان‌ها نیز خواهد افزود و باید هر چه زودتر تکلیف این روند بر اساس احترام و منافع متقابل یا قطع مذاکرات روشن گردد.

    1. دیدگاه واقع بینانه

این دیدگاه معتقد است که گرچه انتخاب اتحادیه اروپا به عنوان یک شریک سیاسی ـ تجاری در سطح بین‌المللی در شرایط غیر رقابتی (عدم حضور آمریکا در صحنه و برخورداری از روابطی مشابه) صورت گرفته است و ناشی از الزامات تصمیم‌سازی در عرصه سیاست خارجی ایران بوده، لیکن ایران نیز به نوبه خود در درک ظرفیت‌ها، توانایی‌ها، سطح بازیگری و میزان اثرگذاری مجموعه اتحادیه اروپا در عرصه سیاست بین‌الملل و در نتیجه چگونگی پیشبرد روابط با این بلوک دچار افراط و تفریط گردیده و قادر نبوده است سطح روابط و تعامل با اتحادیه را متناسب با توانایی‌های متغیر این اتحادیه و در چارچوب مجموعه بازیگری‌های قدرت‌های بزرگ جهانی و به نفع خود تنظیم و هدایت نماید.
این دیدگاه نه آن قدر خوشبین و مثبت به اتحادیه می‌نگرد که همه مسائل اساسی و حساس ایران را بتوان به سیاست‌های اتحادیه اروپا گره زد و آن را به پیش برد (نگاه تخیلی) و نه آن قدر بدبین و منفی به اتحادیه می‌نگرد که مزایای ناشی از مراودات معقول با این کشورها را به یکباره نادیده بگیرد (نگاه جزمی) بلکه آنچه در تعامل با اتحادیه اروپا و تنظیم روابط سودمند، مؤثر و پایا با آن مفهوم است، تشخیص وزن و اعتبار این اتحادیه در تحولات جاری بین‌المللی، میزان تأثیرگذاری و سطح بازیگری آن در هر حوزه و سپس هدایت یک دیالوگ دوجانبه کارساز، غیر فرساینده و قابل حصول به نتایج محسوس طی یک دوره زمانی مشخص می‌باشد.
برای مثال، اتحادیه اروپا در ترتیبات امنیتی منطقه خاورمیانه و یا معادله اتمی از وزن و ظرفیت بالفعل و تأثیرگذار جدی برخوردار نبوده و نیست، اما برعکس در حوزه اقتصادی و ظرفیت‌سازی‌های علمی ـ تکنولوژیک دارای وزن و ظرفیت‌هایی قابل توجه است. تعامل یکسان با اتحادیه اروپا در همه این زمینه‌ها نه تنها لزوماً بازده مورد نظر ایران را به بار نخواهد آورد، بلکه زمینه را برای بهره‌برداری بیش از حد اتحادیه از ایران بدون هیچ گونه سرمایه‌گذاری و ما به ازاء فراهم آورده است. دیدگاه واقع‌بینانه معتقد به ارزیابی کارشناسی از عملکرد ۳۵ ساله روابط ایران و اتحادیه اروپا، به ویژه طی ۳۵ سال اخیر و شناخت نقاط قوت و ضعف عملکرد سیاست ایران و نیز پی‌ریزی یک الگوی جدید تعامل در روابط دوجانبه است که ضمن صیانت از حقوق ایران، روند مذاکراتی جدید و متفاوتی را با اتحادیه اروپا پایه‌گذاری نموده و به نتیجه برساند.
رویکرد اتحادیه اروپا به جمهوری اسلامی ایران پس از واقعه ۱۱ سپتامبر
گرچه اتحادیه اروپا در پی روی کار آمدن دولت هفتم جمهوری اسلامی ایران در خرداد ماه ۱۳۷۶ اقبال زیادی حداقل در سطح سیاسی و رسانه‌ای برای همکاری با دولت جدید ایران از خود به خرج داد، لیکن وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر یک بار دیگر نشان داد که اتحادیه اروپا در تنظیم روابط خود با ایران تا چه حد تحت تأثیر نگرش‌ها و رویکردهای آمریکاست و در مذاکرات رودر رو با مقامات جمهوری اسلامی ایران نیز همواره در پس ذهن خود متأثر از مواضع و نظرات ایالات متحده می‌باشد.
در ۱۷ ژوئیه ۲۰۰۲ ، وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا طی نشستی که به صدور بیانیه معروف ۱۷ ژوئیه منجر شد چارچوب معینی را برای پیشبرد روابط این اتحادیه با جمهوری اسلامی تعیین، تصویب و اعلام کردند. در این بیانیه سه محور اساسی به تصویب رسیده بود:

    1. اتحادیه اروپا بحث تروریسم بین‌الملل آمریکا و مبارزه با آن را به عنوان مسئله‌ای محوری پذیرفت و به صورت یک سند مستقل همکاری به ایران پیشنهاد داد.
    1. اتحادیه اروپا اعلام آمادگی کرد مذاکراتی را برای نهایی کردن یک سند سیاسی مشتمل بر حفظ و ارتقای آزادی‌های سیاسی، اصلاحات داخلی، حقوق بشر، سلاح‌های کشتار جمعی، روند صلح خاورمیانه، افغانستان و غیره با ایران شروع نماید.
    1. آمادگی برای شروع مذاکره در خصوص یک سند همکاری تجاری (TCA) که پیشرفت در مورد آن بستگی تام به حصول نتیجه در زمینه دو سند سیاسی ۱ و ۲ دارد (گرو نهادن روابط اقتصادی پیشرفته‌تر در ازای دریافت امتیازات سیاسی).

اتحادیه اروپا بر پایه سه مؤلفه عمده نوع و سطح روابط خود با ایران را در عصر ما بعد ۱۱ سپتامبر تنظیم کرد:
الف: منافع عام اروپا در ایران به خصوص در زمینه‌های اقتصادی، بازارهای صادراتی و تأمین منابع انرژی، عاملی که کماکان در گذشته نیز مدنظر اتحادیه بوده است.
ب: شرایط داخلی ایران و روند اصلاحات و دوران به اصطلاح گذار، عاملی که به نحو قابل توجهی به نوع عملکرد و رفتار اتحادیه در قبال ایران در این دوره شکل داد و اروپا را متوقف‌تر از گذشته ساخت.
ج: رویکرد آمریکا بعد از ۱۱ سپتامبر در قبال ایران ـ اروپایی‌ها دقیقاً همان دل‌نگرانی‌هایی را که آمریکا در قبال ایران مطرح می‌نمود در روابط با جمهوری اسلامی ایران ملحوظ کرده و مطرح نموده‌اند. مانند طرح مسئله کشتی کارین ـ ای و حمل اسلحه به فلسطین، فرار اعضای القاعده به داخل قلمرو ایران، اعتراض به اظهارات رئیس تشخیص مصلحت نظام در مورد اسرائیل و توان اتمی آن، طرح اقدامات ایران در افغانستان … و اینکه این گونه رفتارهای ایران به روابط با اتحادیه اروپا ضربه خواهد زد.
چنانچه به عملکرد اتحادیه اروپا در این دوره توجه کنیم، دو محور اساسی را در تعامل این بلوک با ایران برجسته می‌یابیم:
محور اول: آنچه وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا در بیانیه تیر ماه ۱۳۸۱ (به صورت تقاضاهای مرتبط سیاسی ـ اقتصادی) در رابطه با ایران مطرح کردند. بسی فراتر از حجم مطالبات آمریکا از ایران به نظر می‌رسید که با زبانی دیپلماتیک اعلام می‌شد. این چارچوب جدید هم حاوی پیامی برای ایران و هم حاوی پیامی برای آمریکا بود: پیام آن به ایران این بود که روند مذاکرات آتی اتحادیه اروپا با تهران صرفاً فرایند متقاعدسازی است و ایران باید این چارچوب مذاکراتی را بپذیرد. پیام اتحادیه اروپا به آمریکا نیز ای بود که نیل به همان اهداف مشترک با واشنگتن به روش‌ها و طرق دیگر امکان‌پذیر است.
محور دوم: جمهوری اسلامی ایران بدون دخل و تصرف، چارچوب اعلامی اتحادیه اروپا را که از موضع قیم مآبانه‌ای تصویب شده بود و روند مذاکرات سیاسی و حصول نتایج مطلوب در این زمینه را به پیشبرد «موافقت‌نامه همکاری و تجارت» پیوند داده بود. عیناً پذیرفت.

مبحث هشتم: آسیب شناسی روابط ایران و اتحادیه اروپا : پیشنهادهایی برای تنظیم روابط

ایران و اکثر کشورهای اروپایی از دیرباز دارای مناسبات گسترده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بوده‌اند و این روابط در طول زمان و به تناسب شرایط متغیر دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی دستخوش تحولات زیادی گردیده است. در طی قرن گذشته اروپا در فرایند توسعه صنعتی ایران نقش بسزایی ایفا نموده است. از سوی دیگر، نیاز ایران به سرمایه و انتقال فناوری و نیاز اروپا به منابع انرژی و بازارهای صادراتی شرایطی را فراهم آورده تا بیشترین مناسبات اقتصادی و تجاری کشورمان با اعضای قدرتمند این قاره رقم بخورد. به رغم فراز و نشیب‌هایی که در روابط ایران و اتحادیه اروپا به ویژه پس از انقلاب اسلامی در ایران وجود داشته است، استمرار این روابط و حتی گسترش آن ـ البته تا قبل از سایه‌گستر شدن قطع‌نامه‌های شورای امنیت به روابط متقابل ـ از حکمفرمایی نوعی نگرش تاریخی بر روابط میان دو طرف حکایت دارد.
تحلیل روابط جمهوری اسلامی ایران با اتحادیه اروپا از پیچیدگی و در عین حال اهمیت و ضرورت خاصی برخوردار است. به طور کلی، در بررسی روابط ایران و اتحادیه اروپا باید سه نکته مهم مورد توجه قرار گیرد: نخست اینکه در سیاست خارجی دول اروپایی، دو عنصر ارزش و منفعت به شکل پیچیده‌ای در هم ترکیب شده‌اند، به گونه‌ای که در بادی امر تفکیک آنها از یکدیگر شاید کار ساده‌ای نباشد، اما با نگاهی عمیق‌تر می‌توان دریافت که در پس شعارهای دفاع از دموکراسی و حقوق بشر، هر جا که پای منافع در کار بوده است، اولویت به آن تعلق گرفته است. دوم اینکه از یک سو، اتحادیه هویتی مستقل از اعضای خود ندارد و از سوی دیگر هیچ یک از اعضاء به تنهایی قادر به تعیین دستور کار سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیست.
بنابراین در همان حال که رابطه دو جانبه با هر یک از اعضاء و به ویژه با اعضای مهم اتحادیه از اهمیت برخوردار است، رابطه با اتحادیه به عنوان یک کل را نیز نباید نادیده گرفت. سوم اینکه لازم است به متغیر آمریکا در سیاست خارجی اروپا توجه ویژه‌ای نشان داد. وجود منافع متقابل میان دو سوی آتلانتیک بدان معناست که بر سر موضوعات مهم سیاست بین‌المللی میان اروپا و آمریکا نوعی همسویی وجود دارد، هر چند ممکن است در مورد نحوه برخورد با مسئله میان آنها اختلافات تاکتیکی وجود داشته باشد.
آنچه در این میان مهم است شناسایی حوزه‌هایی است که در آنها امکان پیشبرد روابط بی‌آنکه متغیر آمریکا تأثیر چندانی داشته باشد، عملی می‌باشد. مجموعه این نکات موجب شده است که تنظیم روابط با اتحادیه اروپا از دشواری‌های خاصی برخوردار گردد. مقاله حاضر پس از ذکر مختصری از تاریخچه‌ روابط، جایگاه ایران و اروپا را در سیاست خارجی دو طرف بررسی می‌کند و پس از ارائه تحلیلی آسیب‌شناختی از مناسبات ایران و اروپا، تلاش می‌کند با توجه به نکات فوق رهنمودهایی جهت توسعه روابط میان این دو بازیگر ارائه نماید.
جهت جلوگیری از اطاله‌ی کلام موارد به صورت فهرست وار آورده شده است.
الف: پیشینه روابط
دوره تردید و رکود روابط: از پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان جنگ.
دوره تنش‌زدایی و اعتمادسازی: از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶٫
دوره گسترش روابط: از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۲٫
دوره بی‌اعتمادی و رویارویی: از سال ۱۳۸۲ تاکنون.
در حال حاضر، ایران و اروپا سردترین دوران روابط خود را تجربه می‌کنند.
ب: مفروضات بحث

    1. اتحادیه هویتی مستقل از اعضای خود ندارد. همچنین هیچ یک از اعضا به تنهایی قادر به تعیین دستور کار سیاست خارجی اتحادیه نیست.
    1. دو عنصر ارزش و منافع به طرز پیچیده‌ای در هم آمیخته شده‌اند.
    1. نقش متغیر آمریکا در سیاست خارجی اتحادیه اروپا پر رنگ است.

ج: سه دیدگاه

  1. همکاری همه‌جانبه (خوش‌بینانه): تنها گزینه موجود در شرایط فعلی جهان به شمار می‌آید و لازمه تحقق آن تعدیل برخی رفتارها و سیاست‌هاست.
نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی تاثیر سازمان ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲۲- کولایی،الهه (۱۳۸۴)،بازی بزرگ جدید در آسیای مرکزی،تهران،دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی
رویکرد چین به آسیای مرکزی
۱- رویکرد چین به آسیای مرکزی:
سیاست خارجی چین در دوره جهانی شدن با مبادلات اقتصادی و درگیری چین با موضوعاتی چون امنیت، اقتصاد، سیاست، فرهنگ و دیگر موضوعات به ذهن تداعی می شود.بطور کلی رهبران چین به افزایش قدرت و توسعه اقتصادی این کشور متمرکز شده اند تا ثبات سیاسی و اجتماعی خود را حفظ کنند.فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال کشورهای آسیای مرکزی باعث گسترش حوزه منافع چین در اوراسیا و نیز ایجاد مسائل امنیتی جدیدی برای این کشور در ناحیه آسیای مرکزی گردید.لذا این منطقه با توجه به روند کلی سیاست چین جایگاه ویژه ای در دکترین امنیتی چین کسب کرده است.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در نیمه اول دهه ۹۰ نگاه به آسیای مرکزی همواره از زاویه رابطه قدرت های بزرگ یعنی روسیه و آمریکا بوده است.اما در سال های اخیر در آسیا روابط قدرتها به صورت مثلثی درآمده که ضلع سوم ان چین است.این کشور با تاسیس سازمان شانگهای پنج و سپس سازمان همکاری شانگهای سعی نموده در پاسخ به چالشهای امنیتی ایجاد شده واکنش نشان داده و در عین حال از ایجاد چالش با حوزه منافع روسیه خودداری نماید.این کشور همچنین با ایجاد این سازمان در واقع راه همکاری با روسیه و کشورهای آسیای مرکزی را با هدف جلوگیری از نفوذ غرب و بویژه آمریکا در پیش گرفته است.برای چین کسب موفقیت در آسیای مرکزی بیشتر از همکاری اقتصادی با این جمهوریها امکان پذیر خواهد بود تا از طریق نفوذ نظامی و امنیتی.در همین راستا نخست وزیر وقت چین در طول دیدار خود از قزاقستان در سال ۱۹۹۴ ضمن ارائه یک کمک اقتصادی هر چند اندک به نشانه دوستی به کشورهای آسیای مرکزی اعلام داشت که پکن در آسیای مرکزی به دنبال یافتن یک حوزه نفوذ اقتصادی و سیاسی است.
۲- ملاحظات سیاسی چین در آسیای مرکزی:
چین با اتخاذ دیپلماسی نرم از نوع اقتصادی در حال افزایش نفوذ خود در آسیای مرکزی میباشد.در این راستا دیپلماسی مناسب چین در روابط دوجانبه و چند جانبه مانند سازمان همکاری شانگهای، روابط تجاری و افزایش منافع چین در بحث مربوط به نفت و گاز منطقه آسیای مرکزی به طور اساسی منجر به رشد حضور چین در آسیای مرکزی شده است.چین سیاست خود را در این منطقه بدون درگیری و تعارض و با رویکرد ثبات در منطقه به پیش میبرد.از همین منظر سیاست چند وجهی چین در آسیای مرکزی را میبایست در چارچوب سازمان همکاری شانگهای مورد بررسی قرار داد.آسیای مرکزی برای چین همچنین صحنه ای برای جلوگیری از گسترش نفوذ آمریکاست و در این جهت از همراهی و اشتراک نظر خوبی نیز با روسیه برخوردار است که تبلور ان در گستره همکاریهای در حال افزایش سازمان همکاریهای شانگهای نمایان است.در این جهت همچنین می توان به بیانیه اجلاس سازمان همکاری شانگهای تحت عنوان «دستورالعمل بین المللی قرن بیست و یکم» اشاره کرد که در واقع می توان انرا چالش عمده برای آمریکا از
میبایست در چارچوب سازمان همکاری شانگهای مورد بررسی قرار داد.آسیای مرکزی برای چین همچنین صحنه ای برای جلوگیری از گسترش نفوذ آمریکاست و در این جهت از همراهی و اشتراک نظر خوبی نیز با روسیه برخوردار است که تبلور ان در گستره همکاریهای در حال افزایش سازمان همکاریهای شانگهای نمایان است.در این جهت همچنین می توان به بیانیه اجلاس سازمان همکاری شانگهای تحت عنوان «دستورالعمل بین المللی قرن بیست و یکم» اشاره کرد که در واقع می توان انرا چالش عمده برای آمریکا از نظر هماهنگی روسیه و چین در برابر موضوعت مربوط به آسیای مرکزی قلمداد کرد و به نظر میرسد مسکو و پکن به صورت جدی به دنبال فشار هر چه بیشتر برای کاهش نفوذ آمریکا در منطقه هستند.
بنابراین میتوان نقش چین یا به عبارتی ضلع سوم بازی قدرتها در اینده را ایجاد موازنه در آسیای مرکزی دانست.ذکر این نکته ضروری است که تفاوت نگاه این سه کشور به آسیای مرکزی حائز اهمیت است.اگر چه از نظر بسیاری از تحلیل گران نگاه چین به منطقه از منظر امنیت ملی، نگاه روسیه از منظر حوزه نفوذ و نگاه آمریکا بهره برداری در مواقع نیاز است، اما نمیتوان استراتژی کلی آمریکا برای تسلط بر حوزه ژئواستراتژیک اوراسیای مرکزی را از نظر دور داشت؛ موضوع بسیار اساسی که با تداوم اشغال افغانستان ملموس تر مینماید.شاید چینی ها با هوشمندی این مهم را به شکلی احتیاط امیز در در دستور کار خود قرار داده باشند.لذا دکتری چین در قبال آسیای مرکزی را میتوان دارای سه وجه عمده دانست.وجه اول ریشه در تاریخ چین دارد که همیشه آسیای مرکزی را خاکریز اول برای امنیت خود در مرزهای غربی تلقی کرده است.امکان بروز بی ثباتی در سین کیانگ همیشه دغدغه فکری دولتمردان چینی بوده است.وجه دوم یا بعد اقتصادی دکترین چین در قبال آسیای مرکزی شامل تلاش برای ایجاد منطقه آزاد آسیای مرکزی در جهت بهبود اقتصاد و امنیت چین است.پیشرفت اقتصادی آسیای مرکزی می تواند برای مناطق عقب مانده و دور افتاده چین که در جوار مرزهای این منطقه قرار دارند جذاب و در عین حال خطرناک باشد.دولتمردان چین بویژه پس از ناارامی های تیان ان من در سال ۱۹۸۹ به اهمیت سرمایه گذاری برای رشد اقتصادی این منطقه پی بردند.درعین حال چینی ها تا حدی سعی کرده اند وجه گرایشات ملی گرایی خود را با کشورهای آسیای مرکزی کم رنگ کنند و در واقع احتمال بروز مشکلات قومی در داخل سرزمین خود را کنترل نمایند. رکن سوم دکترین چین در قبال آسیای مرکزی از تمایل فزاینده این کشور به ایفای نقش در سیستم امنیت جهانی ناشی می شود.چین برای اینکه بتواند در صحنه جهانی حضوری موثر و پر رنگ داشته باشد باید نخست بتواند حرف خود را در منطقه آسیای مرکزی به کرسی بنشاند. سیاست امنیت انرژی چین مبتنی بر تنوع بخشیدن بر منابع عرضه انرژی ضمن تاکید بر نیروگاه های اتمی و برق ـ ابی است.چین قصد دارد از اتکای بیش از حد خود به زغال سنگ بکاهد.در حال حاضر سوخت اغلب شناورهای نیروی دریای چین که در تنگه مالاکا حضور دارند زغال سنگ است و کاستن از میزان اتکا به زغال سنگ از نظر نظامی نیز برای چین در حال خیزش به سوی ابرقدرت شدن حائز اهمیت بسیاری است.(الیسون و جانسون،۱۳۸۲، ۲۳۳)
ازطرفی اهمیت حضور مؤثر چین در ابراه مالاکا از انجا ناشی می شود که ۸۰ درصد نفت وارداتی چین از این ابراه ۶۰۰ مایلی عبور میکند.در عین حال خطوط لوله انتقال نفت که از شرق به غرب چین امتداد یافته امکان بالقوه استفاده از منابع انرژی آسیای مرکزی را برای این کشور فراهم ساخته و در صورت مسدود شدن تنگه مالاکا چین می تواند از این گزینه استفاده کند و بدین ترتیب ضعف دریایی استراتژیک خود در برابر آمریکا را جبران کند.
حادثه یازده سپتامبر در سیاست خارجی و به تبع سیاستهای منطقه ای پکن نقطه عطفی به شمار می اید زیرا اغاز ریاست جمهوری بوش و غلبه پارادایم نومحافظه کاران در سیاست خارجی آمریکا برای چین بسیار ناامید کننده بود.نومحافظه کاران معتقد بودند تهدید اصلی برای ایالات متحده از آسیا و اقیانوس ارام و مشخصا از چین ناشی میشود.اما وقوع حادثه یازده سپتامبر فرصت استراتژیک جدیدی برای چین مهیا کرد تا بتواند با بازبینی روابط خود با آمریکا به رشد اقتصادی خود در فضایی مسالمت امیز ادامه دهد.از طرفی تروریسم بویژه برای قدرتهای درحال رشد که به ثبات در محیط امنیت خود نیاز دارند، عاملی مخرب به حساب می اید.به همین دلیل چین به حضور آمریکا در آسیای مرکزی با تساهل نگاه کرده و به همکاری با آمریکا ادامه داد. نگاه چین به تحولات پس از یازده سپتامبر در محیط امنیتی خود و از جمله آسیای مرکزی از چند منظر قابل توجه است:
۱ ـ چین به آسیای مرکزی به عنوان عقبه استراتژیک با ثبات خود نگاه می کند و به رغم اینکه آمریکا حلقه محاصره خود را در آسیای مرکزی تنگ تر کرده است، این کشور در این مرحله رویکردی را اتخاذ کرده است که از بروز هرگونه تنش با آمریکا در منطقه جلوگیری کند.با این حال از سال ۲۰۰۱ چین با فعال تر کردن سازمان همکاری شانگهای در صدد حفظ حداقل نفوذ خود در منطقه است.
۲ ـ از منظر تامین انرژی و کنترل منطقه مسلمان نشین سین کیانگ در حال حاضر تنها ۱۰ درصد انرژی چین از آسیای مرکزی تامین میشود،اما در اینده این منطقه منبع مهمی برای تامین انرژی چین خواهد بود.سین کیانگ منطقه ای است که از نظر چینی ها تهدیدی علیه انسجام سرزمینی این کشور به شمار می رود و به دلیل پیوندهای قومی ان با آسیای مرکزی همواره تهدیدزا بوده است. علاوه بر این بخش عمده ای از منابع عمده چین نیز در سین کیانگ قرار دارد که اهمیت این منطقه را برای چین مضاعف میسازد.
سیاست چند وجهی چین در آسیای مرکزی مبتنی بر سه اصل می باشد؛۱)حل منازعات مرزی با کشورهای منطقه ۲)مناسبات منطقه ای دوستانه با کشورهای منطقه ۳)جلوگیری از برتری هژمونیک یک قدرت (کاظمی،۱۳۸۲: ۱۷۵).
از نظر پکن آسیای مرکزی نباید عرصه هژمونی یک قدرت شود زیرا در این صورت محیط امنیتی چین پیچیده خواهد شد و کنترل چین بر ان ضعیف خواهد گردید.به همین دلیل چین در عین حال که بسمت روسیه متمایل می باشد با آمریکا و در مراحل بعد با اروپا نیز همکاری می کند تا منطقه به نوعی موازنه خود را پیدا کند.باید خاطر نشان کرد که حضور نظامی آمریکا در آسیای مرکزی نسبت به سایر مناطق همجوار چین بسیار ضعیف تر بود.لذا یکی از اهداف و رویکردهای چین در آسیای مرکزی عمل توام با احتیاط برای جلوگیری از تشدید اوضاع کنونی می باشد.از سوی دیگر حضور نظامی آمریکا در آسیای مرکزی و تداوم نقش رهبری گونه روسیه در این منطقه تا حدی از نگرانی چین در خصوص حضور نظامی آمریکا و نفوذ ان در منطقه آسیای مرکزی کاست.با تغییر چشم انداز امنیتی جهان پس از حوادث یازده سپتامبر و حضور نظامی آمریکا در آسیای مرکزی بر اهمیت استراتژیک این منطقه برای چین افزوده شد.جلب موافقت چین توسط آمریکا برای مبارزه با تروریسم و بنیادگرایی و متعاقب ان حضور نظامی آمریکا در پایگاه نظامی مناس قرقیزستان و خان اباد ازبکستان موجب ایجاد نوعی منافع مشترک برای هر دوکشور چین و ایالات متحده به طور موقت گردید.در واقع پیآمدهای سیاستهای جهانی جنگ با تروریسم برای کشورهای آسیای مرکزی موجب شد روسیه،چین و آمریکا در سیاستهای خود در قبال این کشورها تجدید نظر کنند.اکنون اولویت اصلی چین و روسیه در آسیای مرکزی حفظ ثبات است.(کولایی،۱۳۸۴: ۲۰۳)
منابع قابل توجه انرژی و بازارهای مصرف آسیای مرکزی در پی استقلال این جمهوریها، انگیزه ای قوی برای فعالیت چین در منطقه فراهم اورده است.نیاز روز افزون صنایع چین به منابع انرژی برای این کشور در آسیای مرکزی هم فرصت های قابل ملاحظه ای ارائه کرده است.و همجواری استان مسلمان نشین سین کیانگ با جمهوریهای آسیای مرکزی و نگرانی از انتقال امواج اسلام گرایی به این استان،رهبران چین را نسبت به مسائل این منطقه بسیار حساس کرده است.
چین عمدتا علاقه مند به حفظ ثبات منطقه ای است و تهدید نا ارامی در سین کیانگ بر سیاست چین در آسیای مرکزی تاثیر گذاشته است.لذا به اقدامات اعتماد سازی تن در داده است.و در راه عدم درگیری و جداسازی در مرز مشترک با روسیه و قزاقستان قدم برمیدارد. همچنین چین و منطقه سین کیانگ به شریک اقتصادی و تجاری مهمی برای قزاقستان و قرقیزستان تبدیل شده اند.این کشورها درحال کشیده شدن به سمت مدار ژئواکونومیک چین هستند.چین روابط خود با کشورهای آسیای مرکزی را از منظر ثبات و توسعه سین کیانگ مد نظر قرار میدهد چین چارچوب و پویایی های همکاری در بیرون از مرزهای سین کیانگ را گسترش میدهد و روابط را بر اساس اصول برابری و انتفاع متقابل توسعه خواهد داد.
ناظران چینی نقش اینده آسیای مرکزی را نه تنها وابسته به قدرت هر یک از قدرت پنج کشور این منطقه میدانند بلکه علاوه بر ان به چگونگی همکاری انها با دیگر همسایگان و مسائلی که انها را تعقیب میکنند نیز مرتبط میدانند.ائتلافی میان کشوهای آسیای مرکزی و هر یک از قدرت های منطقه ای بر ساختار سیستم بین المللی تاثیر خواهد گذاشت.چین در تلاش هایش برای مدرنیزه کردن تصویر روابط چین و آسیای مرکزی بر توسعه و اصلاحات اقتصادی تاکید ورزیده است و در حقیقت نوعی سیاست «درهای باز» را دنبال کرده است.بدین جهت یک فضای منطقه ای و بین المللی صلح امیز و با ثبات پایدار به یک ضرورت تبدیل شده است. و این امر سیاست روابط حسن همجواری را تشویق کرده است.از منظر چین عمده ترین ملزومات گسترش مناسبات با کشورهای اسیای مرکزی این موارد هستند: کشورهای اسیای مرکزی باید از دیدگاه چین در مورد تایوان حمایت کنند، چین باید از استقلال و توسعه مستقل هر یک از کشورهای اسیای مرکزی حمایت کند، چین و هر یک از کشورهای اسیای مرکزی باید یکدیگر را بعنوان شرکای امنیتی قلمداد کنند، چین و کشورهای اسیای مرکزی باید در کنار یکدیگر در برابر جدایی طلبی،تروریسم و اسلام گرایی افراطی بایستند، چین و سه کشور همسایه ان در اسیای مرکزی باید از امتیاز ارتباطات فرا مرزی نژادی برای تقویت دولتی، تفاهم و ارتباطات استفاده کند.روابط چین و کشورهای اسیای مرکزی باید بر بنای محکم اقتصادی بنا گردد.چین و کشورهای اسیای مرکزی باید برای دفاع از صلح و عدالت در صحنه بین المللی همکاری کنند.ثبات، توسعه و همکاری ارکان اصلی مناسبات چین با همسایگانش است و این ثبات با نفوذ قدرت های بزرگ و دیگر کشورها و تاثیر گذاری انها بر منطقه مرتبط است.(امینی،۱۳۸۷: ۶۱)
چین روسیه را ضامن ثابت کشورهای آسیای مرکزی و شاید حتی ثبات مناطق اطراف ان به حساب می اورد.روسیه و چین هر دو در برخورد استراتژیک خود به دنبال صلح و ثبات هستند و با نفوذ قدرت های بزرگ در منطقه مخالفند و از همکاری منطقه ای حمایت میکنند.بهبود روابط میان چین و روسیه تا حد زیادی از نگرانی متقابل انها در حفظ ثبات آسیای مرکزی ناشی میشود.برای چین آسیای مرکزی منطقه ای غیر قابل پیش بینی است که از ان ایدئولوژی های اسلامی و ناسیونالیسم ترکی می تواند به درون سین کیانگ رخنه کند. مخالفت هر دو کشور چین و روسیه با گسترش ناتو به شرق و مسائلی که به طور مشترک در زمینه های اقتصاد جهانی، بنیادگرایی اسلامی،پان ترکیسم، جدایی خواهی قومی از اسیای مرکزی تا خاور دور با ان روبرو هستند،در برقراری روابط امنیتی بر شراکت استراتژیک بین انها تاثیر اساسی داشته است.هر چند که بعضی از محققان چن و روسیه نگرانی هایی درباره اینده قدرتمند شدن طرف مقابل ابراز می دارند از جمله در روسیه مخالفت هایی با فروش جنگ افزارهای پیشرفته به چین ابراز می گردد، چنین به نظر می رسد که دولتمردان دو کشور به منافع همکاری های سیاسی،اقتصادی و امنیتی تا اینده های دراز مدت در قرن ۲۱ توجه بیشتر دارند.روسیه نسبتا کشورهای آسیای مرکزی را در داخل حوزه نفوذ خود قلمداد می کند مایل نیست چین عمیق دخالت کند.چین با تلقی روسیه از آسیای مرکزی بعنوان منطقه خاص خود مخالف است.و از حاکمیت و استقلال و همکاری انها با دیگر کشورها حمایت میکند. با این حال چین با نقش محکم روسیه در منطقه تفاهم نشان میدهد و اذعان میکند که همکاری نظامی روسیه با کشورهای آسیای مرکزی برای ثبات این منطقه مفید است. از زمان فسخ یکجانبه معاهده ضد موشک بالستیک توسط امریکا همکاریهای نظامی چین و روسیه افزایش پیدا کرده است.روسیه تصمیم به اجاره ماهواره نظامی به چین جهت تسهیل در تبادل ارتباطات در باره تحرکات مرتبط با تاسیس دفاع موشکی امریکا در فضای اقیانوسیه دارد.روسیه بر مدرنیزه کردن توان نظامی چین کمک می نماید.در تقویت چین بعنوان یک رقیب استراتژیک امریکا، روسیه امیدوار به تقویت موقعیت استراتژیک خود می باشد.یک نمونه بارز ان قول روسیه به تامین چین به پنج فروند هواپیمای مدل آ – ۵۰ بود.
چین هم مانند روسیه مایل به اعطای اسیای مرکزی به امریکا نمیباشد. در ژانویه ۲۰۰۲ یک هیأت چینی ضمن بازدید از تاشکند قول کمک اقتصادی به ارزش ۶۰۰ میلیون دلار ‍را به ازبکستان داد.(سرمایه گذاری امریکا در چارچوب مشارکت استراتژیک با ازبکستان مبلغ ۱۶۰ میلیون دلار در سال ۲۰۰۲ بوده است.حضور نظامی دائمی امریکا در اسیای مرکزی از دید چینی ها تهدیدی نسبت به کشورشان میباشد.ادامه عملیات پاکسازی نظامی در افغانستان پس از حملات هوایی از دید چینی ها بهانه ای برای تاسیس پایگاه های نظامی امریکا در اسیای مرکزی است.پکن حضور نظامی امریکا در جوار مرزهای غربی خود را بعنوان بخشی از استراتژی محاصره تلقی میکند.چین با برنامه امریکا در زمینه احداث پایگاه نظامی در کشورهای اسیای مرکزی، اجرای مانورهای مشترک و یا استفاده از کشورهای اسیای مرکزی بعنوان وسیله ای برای مهار چین مخالف است.زیرا انرا خطری برای امنیت مناطق شمال غربی خود میداند.ایالات متحده که گسترش ناتو به سمت شرق برای رقابت با روسیه در اسیای مرکزی را تشویق میکند، در اوت ۱۹۹۸ دست به یک حمله نظامی غیر قانونی بر ضد افغانستان زد که امنیت نواحی اطراف چین را با خطر مواجه کرد.این کشور در حال تقویت همکاری امنیتی با ژاپن است که خود را محافظ تایوان می داند و بخشی از هدف همکاری نظامی ان با کشورهای اسیای مرکزی تهدید امنیت چین است.(شریعتی نیا،۱۳۸۷، ۲۸)
چین صراحتا با مشارکت چهار کشور اسیای مرکزی در برنامه مشارکت برای صلح ناتو مخالفت نکرده است.با این حال به دقت چگونگی افزایش نفوذ ناتو در اسیای مرکزی را زیر نظر دارد.نفوذ ناتو در منطقه یک عامل بی ثباتی را به همراه داشته است.این امر توازن استراتژیک و فضای امنیتی را برای کشورهای همجوار بر هم میزند و استقلال و توسعه عادی انها را به تأخیر می اندازد.چین همسایه کشورهای اسیای مرکزی است و مایل نیست شاهد هدایت مانورهای نظامی همه ساله در نزدیکی مرزهایش باشد.این امر باعث نگرانی شدید چین بویژه پس از بحران کوزوو شده است.چین مخالف گسترش همکاری نظامی کشورهای اسیای مرکزی با سایر کشورها نیست.این کشور در امر توسعه سیستم های دفاعی و ارتش های این کشورها از انها حمایت میکند و از تلاش های کشورهای مربوطه و سازمان های بین المللی در حمایت از صلح وثبات انها استقبال میکند. با این حال چین اصول و منافع امنیتی خود را دارد. در دیدگاه چین دخالت قدرت های بزرگ نباید اجازه بروز رقابت تسلیحاتی و یا مواجهه نظامی میان کشورهای اسیای مرکزی را بدهد و دیگر کشورها و نیروهای خارجی نباید بتوانند در امور سیاسی کشورهای منطقه دخالت کنند.یا به استقلال و حاکمیت انها لطمه بزنند.بعلاوه چین به دنبال به دست اوردن یک حوزه نفوذ در میان کشورهای اسیای مرکزی و نیز تحمیل عقاید و خواسته های خود بر این کشورها نیست.هر چند که این کشور در فعالیت هایی که در کشورهای اسیای مرکزی روی میدهند و به حاکمیت خود لطمه می زنند یا در جهت اضمحلال چین انجام میگیرند جلوگیری میکند.(فیاضی،۱۳۸۸: ۸۷)
آمریکا بعد از اینکه نبرد هوایی در افغانستان به پایان رسید شروع بهساخت یک پایگاه برای نیروی هوایی خود در مناس نمود که در مجاورت شهر بیشکک پایتخت قزاقستان با مساحت ۴۰ هکتار قرار داد.در این پایگاه نظامی تعداد ۳۰۰ نفر سرباز آمریکایی به منظور ماموریت در افغانستان مستقر می باشند هدف واقعی این پایگاه های نظامی کنترل موشک ها و توان هسته ای چین می باشد.استراتژی آمریکا از فرصت تاریخی بدست آمده جادثه یازده سپتامبر تصمیم به حرکت به سمت مواضع نزدیک به چین و تصرف انها می باشد در حال حاضر پایگاه ازمایشات هسته ای لوپ نور چین و بایکونور در تیر رس سلاح های غیر متعارف نیروی هوایی آمریکا می باشند. به منظور توسعه استراتژی احاطه کردن چین، آمریکا به دنبال حق ایجاد پایگاه هوایی در سمی پالاتینسک(پایگاه سابق ازمایشات هسته ای)در شمال شرق قزاقستان می باشد که بیشتر یک پایگاه استراتژیک برای عملیات احتمالی شوروی سابق علیه چین در نظر گرفته شده بود.تاسیس پایگاه های نظامی در آسیای مرکزی مبارزه با قدرت های بزرگ منقطه ای چون روسیه و چین می باشد.روابط چین و آمریکا تاثیر مستقیم بر آسیای مرکزی دارد.چین برای قرن بیست و یک بعنوان یک وزنه در امور جهانی مدعی است این ادعا به مساحت سرزمین،جمعیت و فرهنگ و تمدن دیرینه ان در تاریخ بشری بر میگردد.به منظور تحقق این ادعا و قرار گرفتن در ردیف اول کشوهای توسعه یافته چین بایستی نیروی بیشتری جهت توسعه توانمندی های اقتصادی بی شمارش صرف کند بنا بر این چین باید اولویت ویژه ای برای مدرنیزه کردن اقتصاد خود در نظر بگیرد.چنانکه در بخش دفاعی و نظامی خودش را به استراتژی حداقل بازدارندگی محدود کرده است. افزایش قدرت سیاسی یک ابزار رشد اقتصادی محسوب می گردد. با توسعه اقتصادی چین پایگاه و نفوذ اقتصادی و فنی این کشور در آسیا و جهان گسترش می یابد.ارتقای چین از یک قدرت عمده بالقوه و رسمی به یک قدرت واقعی موثر مورد توجه آمریکا بعنوان یک چالش در مناطق تحت نفوذ خود در آسیا و جهان میباشد.آمریکا چین را بعنوان یک رقیب در قرن بیست ویک که توانایی به مخاطره انداختن برتری جهانی آمریکا در استراتژی اش را دارد می بیند.
حادثه ۱۱ سپتامبر این فرصت را به چین داد تا روابط تیره قدیمی با آمریکا را بهبود بخشد. رهبری چین اتحاد خود را با دولت آمریکا را تضمین کرد در نتیجه این عمل چین قطعنامه های شماره ۱۳۶۸ و ۱۲۷۳ سازمان ملل بسرعت در تاریخ ۲۸ و ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۱ تصویب شدند.چین حتی به طور اشکارا از مواضع نظامی آمریکا در افغانستان حمایت کرد.مواضع چین در همکاری با آمریکا در مبارزه علیه تروریسم بین المللی مشخص می باشد.چین درست مشابه انچه که روسیه در چچنستان در مقابله با جدایی طلبان چچنستانی انجام داد، به دنبال مشروعیت بخشیدن بین المللی به مبارزه خود علیه جدایی طلبان اویغور در منطقه خود مختار سین کیانگ در اویغور می باشد.(شیرازی و کریمی،۱۳۸۹: ۸۰)
با توجه به انچه بیان شد می توان چنین ارزیابی کرد که چین منطقه آسیای مرکزی را بعنوان یکی از مناطق دارای ارزش ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک در سیاست خارجی خود میداند.اصولا شکل و محتوای سیاست خارجی چین در آسیای مرکزی را نمی توان جدا از استراتژی کلی این کشور در عرصه بین المللی دانست.تشکیل سازمان همکاری شانگهای با هدف تسهیل هر چه بیشتر و بهتر اجرای استراتژی های عمدتا اقتصادی ـ سیاسی چین در کشورهای عضو انجام پذیرفته است.چینی ها بخوبی دریافته اند که بازی در سرزمین های اوراسیای مرکزی بخشی از بازی بزرگتر انها در اینده در برابر رقیب اصلی و جدی خود یعنی ایالات متحده آمریکا است.لذا با وقوف به ضعف قدرت نظامی در حال حاضر در برابر آمریکا و با ورود به عرصه بازی اقتصادی که حوزه و قدرت مانور چین را در عرصه اقتصاد بین المللی به شدت وسعت می بخشد، بازی شطرنج پیچیده ای را با رقبای خارجی خود در عرصه بین المللی اغاز نموده اند.حوزه ای که به تدریج و در قالب سازمان همکاری شانگهای شکل و محتوای خود را در قالبی نسبتا منسجم، حقوقی و میان مدت و در نهایت در دراز مدت توانایی های چین را به نمایش می گذارد.سیاست همراهی ضمنی چین با آمریکا در برخی عرصه های بین المللی از جمله مبارزه با تروریسم پس از یازده سپتامبر را می بایست در راستای تداوم سیاست خارجی مسالمت امیز و عمدتا با رویکرد اقتصادی ارزیابی نمود.توجه به میزان مبادلات و تراز تجاری چین و کشورهای آسیای مرکزی می تواند نشان دهنده روند فزاینده راهبرد اقتصادی ـ سیاسی چین در عرصه بین المللی و سیاست خارجی از شکل توازن استراتژیها به سوی ایجاد تدریجی توازن استراتژیک با آمریکا در عرصه مناسبات سیاست بین الملل باشد.
۳- ملاحظات امنیتی:
از زمان استقلال کشورهای آسیای مرکزی در سال ۱۹۹۱ این کشورها و چین نگرانی های امنیتی مشترکی در منطقه داشته اند.دولت چین بر پنج اصل همزیستی مسالمت امیز در روابط خود با این کشورها تاکید میکند این اصول عبارتند از: صلح، همکاری، توسعه، دادو ستد و رفاه متقابل، پیشرفت و تفاهم.چین دارای مرز مشترک بطول ۳۰۰ کیلومتر با سه کشور آسیای مرکزی یعنی، قرقیزستان و تاجیکستان می باشد.پژوهشگران چینی براین نظرند که توسعه اقتصادی مشترک با شالوده ای مناسب برای حفظ ثبات و امنیت در آسیای مرکزی است. و هر گاه کشورهای منطقه بتوانند با پیشرفت اقتصادی به بهبود وضع زندگی مردم و تقویت توان جامعه خود دست یابند، از امنیت بیشتری نیز برخوردار خواهند شد.در ای جا نقش کشورهای پیرامون آسیای مرکزی اهمیت بسیار دارد و سیاست های مثبت و مسئولانه انها در جهت کمک به توسعه اقتصادی ـ اجتماعی منطقه میتواند در تضمین امنیت و ثبات تاثیر اساسی داشته باشد.
از نظر سیاسی چین و آسیای مرکزی پیوندهای دیرینه ای باهم داشته و در حال حاضر نیز دیدگاه های مشابهی در خصوص مسائل منطقه ای و جهانی دارند.چین می تواند برای این کشورها مامنی علیه هژمونیسم قدرتهای بزرگ، حافظ منافعی قدرتمند در عرصه جهانی و نیروی مثبتی در سازمان ملل و سایر سازمان بین المللی باشد.در حالی که کشورهای آسیای مرکزی نیز به مثابه مرکز ثقل اوراسیایی و وزنه تعادل قدرتهای بزرگ، جایگاه قابل توجهی در نگاه دولتمردان چین دارند.از نظر چین عوامل موثر بر امنیت آسیای مرکزی بر دو گونه اند: عوامل داخلی: جمعیت، وضعیت اقتصادی، نظام سیاسی، اختلاف بر سر منابع طبیعی، اختلافات ارضی، مسائل قومی، اسلام گرایی افراطی و قاچاق مواد مخدر. عوامل خارجی: رقابت قدرتهای برزگ در منطقه، اوضاع افغانستان، اوضاع ماورای قفقاز، اختلافات بین کشورهای آسیای مرکزی بر سر انتخاب متحدان.
چین به روابط خود با قزاقستان و قرقیزستان از نقطه نظر اسلامی می نگرد ولی هر دو طرف علاقه خود را به مبارزه با افراط گرایی اسلامی که تهدیدی برای ثبات چین محسوب میشود ابراز کرده اند.چین نگران فعالیت های اسلام گرایانه در منطقه خود مختار سین کیانگ اویغور است که با قزاقستان هم مرز است. قزاقستان به نوبه خود با توجه به اینکه اکثریت اسلام گرایان اویغور بوده و در نواحی مرزی ساکن هستند مقامات قزاق را نیز دچار مشکل میکنند، با موضوع چین اعلام همبستگی میکند و به همین جهت در واقع تعامل اسلامی تفاهم متقابلی میان کشورهای آسیای مرکزی و همسایه قدرتمندشان و در شرق را افزایش می دهند.(کوزه گر کالجی،۱۳۸۷: ۱۱۱)
یک مسئله نگران کننده بین چین و کشورهای آسیای مرکزی امنیت هسته ای است که بیشتر مربوط به قزاقستان میشد. که در سال ۱۹۹۲ به موجب موفقت نامه ای که کشورهای مشترک المنافع بر سر ان به توافق رسیدند این کشور پذیرفت تمام کلاهک های هسته ای خود را به وسیه واگذار کند ولی بعد از این کار منصرف شد و دلیل کارش را احساس خطر از جانب آمریکا، روسیه و چین اعلام کرد.ولی در پی فشار اقتصادی که کمک به قزاقستان را به مسئله سلاح های هسته ای مربوط میکردند و گرفتن تضمین امنیتی از آمریکا ، روسیه و چین و از طرف دیگر با صرف نظر کردن روسیه سفید و اوکراین از سلاح های هسته ای خود این کشور نیز از سلاح های هسته ای خود دست کشید.و دولت چین در فوریه ۱۹۹۵ اعلامیه تامین ضمانت امنیتی برای قزاقزستانرا صادر کرد.(کوزه گر کالجی،۱۳۸۷: ۱۱۴)
در اوریل ۱۹۹۶ روسای جمهور قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، رهبر چین و وزیر خارجه روسیه یوگنی پریماکف در شانگهای توافقنامه ای در زمینه اعتماد سازی در مسائل نظامی در مناطق مرزی به امضا رساندند.این موافقت نامه تصریح میکند که ارتش های دوطرف که در مناطق مرزی مستقر هستند نباید یکدیگر را مورد حمله قرار دهند و هیچ رزمایش نظامی با هدف گیری یکدیگر نباید انجام گیرد.محدوده، مقیاس، دامنه و تکرر مانورهای نظامی باید محدود باشد و هر دو طرف باید یکدیگر را از فعالیت های مهم نظامی که تا عمق ۱۰۰ کیلو متری از مرز صورت می دهند اگاه سازند.در تمرینات نظامی از ناظران دعوت به عمل اید. از هرگونه اقدام نظامی خطرناک دوری شود.تماس های دوستانه میان نیروهای مستقر در هر دو طرف مناطق مرزی تقویت شود.در اوریل ۱۹۹۷ پنج کشور در مسکو موافقت نامه ای در زمینه کاهش نیروهای نظامی در مناطق مرزی منعقد کردند.این موافقت نامه برخی تعهدات را دربر میگرفت از جمله: الف)کاهش نیروهای نظامی مستقر در اطراف مناطق مرزی در هر پنج کشور و محدود کردن انها به نیروهای مرزی. ب) عدم استفاده یا تهدید به استفاده از زور یا تعقیب سیاست برتری نظامی. ج) کاهش نیروهای زمینی، هوایی، ذفاع هوایی و نیروهای دفاع مرزی و نیز تعداد سلاح های عمده ای که تا ۱۰۰ کیلومتری در هر دو طرف مرزها مستقر هستند.و تعیین حجم نیروهای که پس از این کاهش ها در مناطق مرزی باقی می مانند و نحوه و زمان بندی این کاهش ها. د)مبادله اطلاعات مربوطه در مورد نیروهای مستقر در مناطق مرزی و)پیگیری منظم درجهت اجرای صحیح این موافقت نامه.این موافقت نامه تا دسامبر ۲۰۲۰ معتبر بوده و قابل تمدید است.اطلاعات مبادله شده در مورد نیروهای نظامی در مناطق مرزی از کشورهای ثالث پنهان نگاه داشته می شود.این موافقت نامه دستاورد مهمی بود که نشان دهنده تغییر رفتار طرفها پس از جنگ سرد و حرکت انها به سوی اعتماد و تفاهم متقابل است.(الیسون و جانسون،۱۳۸۲: ۲۷۷)
در ژوئیه ۱۹۹۸ جیانگ زمین، رؤسای جمهور قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و وزیر امور خارجه روسیه در الماتی دیدار کردند تا تقویت صلح، ثبات و همکاری اقتصادی را بررسی کنند.این دیدار بر تلاشهای مشترک برای مبارزه با جدایی طلبی، بنیادگرایی دینی، تروریسم، قاچاق اسلحه و تجارت غیر قانونی مواد مخدر بعنوان تهدید مشترک علیه امنیت و ثبات منطقه متمرکز بود.جنبه های گوناگونی از همکاری چین و کشوهای آسیای مرکزی در مسائل نظامی در سطوح مختلف دنبال میشود.برای مثال در نوامبر ۱۹۹۳ موافقت نامه ای در زمینه همکاری میان نمایندگان وزارت امور داخلی قرقیزستان و وزارت امنیت عمومی چین به امضا رسید.دیدارهای فشرده ای نیز میان نمایندگان کلیه سطوح و شاخه های ارتش چین و رؤسای ستاد ارتشهای کشورهای آسیای مرکزی صورت گرفته است.
بخشی از چین که با آسیای مرکزی هم مرز است منطقه خود مختار اویغور سین کیانگ است.اویغورها که بزرگترین اقلیت نژادی منطقه هستند ترک تبار و مسلمانند.از انجا که سین کیانگ سگونت گاه حدود یک میلیون قزاق و عده کمتری قرقیز و تاجیک است مشابهت هایی با آسیای مرکزی دارد. نا ارامی های فزاینده و جدایی طلبی در سین کیانگ نخستین اولویتهای برنامه داخلی چین هستند.از اوائل دهه ۱۹۹۰ نشانه های واقعی از سیاسی کردن مذهب و نیز فعالیتهای خشونت بار گروه های بنیادگرای افراطی دیده می شود.نفوذ بنیادگرایی در سین کیانگ سریعا در حال گسترش است.تروریست ها و اسلام گرایان تندرو در حال متحد شدن هستند.ترور وشورش بیشتر اتفاق می افتد.بدین جهت در دهه ۱۹۹۰ نفوذ بنیادگرایی عنصر بی ثباتی را به سین کیانگ اورد.و اسلام گرایان تندرو به یک نیروی سیاسی در مقابل جامعه و دولت تبدیل شده اند.مفاهیم جدایی طلبانه نظیر جمهوری ترکستان شرقی و جنبش آزادی بخش ملی در دهه ۱۹۴۰ ظهور کردند.پس از تاسیس جمهوری خلق چین جدایی طلبان و رهبران ان از جمله حزب انقلابی ملی ترکستان شرقی را تحت فشار قرار دادند و نهضت جدایی طلبی به پایین ترین سطح خود رسید.این تمایلات در دهه ۱۹۹۰ بر اثر فضای جدید بین المللی محرک تازه ای پیدا کرد.جنبش نهم اوریل در اق سو در سال ۱۹۸۰، جنبش ۳۰ اکتبر در کاشغر در سال ۱۹۸۱ ،و جنبش پنجم فوریه در یی نینگ در سال ۱۹۹۷ نمونه هایی از ان هستند.(شفیعی،۱۳۸۹: ۹۵)
تروریسم یک عامل بی ثباتی را نه تنها برای سین کیانگ بلکه برای کل منطقه آسیای مرکزی بهمراه داشته است.حملات تروریستها به قرقیزستان در اوت۱۹۹۹ نشان میدهد که این مسئله باید فوری مورد رسیدگی قرار گیرد.ملآقات میان رهبران چین،روسیه،قزاقستان،قرقیزستان و تاجیکستان در اوت۱۹۹۹ در بیشکک بر اعمال فشار بر تروریسم،تندروی مذهبی و جدایی طلبی تاکید ورزید.توسعه اقتصادی جزئی از عملکرد چین برای مبارزه با جدایی طلبی و تداوم دراز مدت ثبات در سین کیانگ است.در حال حاضر هم قرقیزستان و هم قزاقستان تدابیر سخت گیرانه اری را جهت کنترل مرزها و جلوگیری از ورود اویغورها به کار بسته اند.این درحالی است که تا پیش از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ افراد آزادانه در این مرزها تردد میکردند.بی تردید پکن در خنثی کردن ظرفیت این کشورها در ایفای نقش فعال در نا ارامی های ایالت سین کیانگ موفق عمل کرده است.بعنوان نمونه در جریان سرکوب شورش جولای ۲۰۰۹ در اورومچی دولت های قرقیزستان و قزاقستان با وجود اینکه با اعتراضات گسترده اقلیت اویغور در داخل مرزهای خود مواجه بودند، ترجیح دادند که سیاست سکوت را در پیش گیرند.در حقیقت این انفعال ناشی از ان بود که این دولتها به هیچ وجه مایل نبودند که روابط مهم دوجانبه و چند جانبه خود را با پکن به مخاطره بیاندازند (واعظی،۱۳۸۹: ۸۸).
در اوایل دهه ۹۰ دولت منطقه ای سیاست گسترش تجارت خارجی و کمک به جذب تجار خارجی برای سرمایه گذاری مشترک با شرکت های محلی و ساخت مراکز تجاری مشترک با شرکای خارجی را در پیش گرفت.این امر به سین کیانگ اجازه میداد تا به اصلی ترین همکار اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی تبدیل شود.در سال ۱۹۹۲ سین کیانگ اجازه یافت از سیاست مشابه به انچه که در مناطق ساحلی و مناطق ویژه اقتصادی اجرا میشد،بهره مند گردد.شوارای حکومتی به سین کیانگ دستور داد تا سیاست درهای باز را در همه جهات و باتمرکزویژه بروی غرب بکار بندد.گشایش دروازه شمال غربی نشانگر تغییر استراتژیک مهمی در رفتار رفتار دولت و حزب کمونیسم است.
دغدغه های امنیتی چین در مورد همسایگان خود در آسیای مرکزی از بسیاری جهت مکمل ابعاد اقتصادی روابط این کشور با انهاست.به سخن دیگر پکن توسعه پیوندهای دو جانبه را با همسایگان در سایه تقویت همکاریهای امنیتی دنبال کرده و همواره کوشیده است تا از مجرای روابط دوجانبه یا چند جانبه، دولتهای آسیای مرکزی را به تعقیب و سرکوب جدایی طلبان اویغور ترغیب نماید.از سال ۲۰۰۱ چین از رهگذر موافقت نامه های پلیسی ـ امنیتی بویژه در قالب سازمان همکاری شانگهای توانسته تعدادی از ناراضیان دستگیر شده اویغور را از کشورهای عضو استرداد نماید.از سال ۲۰۰۲ چین در واکنش به ادم ربایی،هواپیما ربایی و سایر اقدامات خشونت امیز در چند رزمایش ضد تروریستی با همسایگان خود مشارکت کرده است.در سال ۲۰۰۶ ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان میزبان رزمایشهای مشترک ضد تروریستی با چین بودند.در سال ۲۰۰۷ نیز دو رزمایش دیگر با کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای از بیست مورد فراتر رفت (کولایی،۱۳۸۴: ۹۹).
کمک های فنی و اموزشی بعد دیگری از همکاریهای دوجانبه چین و کشورهای آسیای مرکزی در زمینه نظامی است.در این راستا چین با تعلیم افسران اعزامی از کشورهای همسایه بویژه قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان تلاش کرده تا این کشورها را با روش های گوناگون مبارزه با تروریسم اشنا سازد.به لحاظ نظامی قزاقستان شریک مهمی برای چین در منطقه بوده است.از سال ۲۰۰۰ به بعد دو کشور با هدف سرکوب شورشیان اویغور، قراردادهایی به ارزش چندین میلیون دلار امضا کرده اند.این کشور صراحتا تمایل خود را به دریافت کمک های فنی و مادی بیشتر از ارتش آزادی بخش چین اعلام کرده و امیدوار است بتواند تجهیزات چینی را که در جریان نوسازی نظامی این کشور از رده خارج می شوند به رایگان دریافت نماید.روابط با چین پس از روسیه در دکترین نظامی جدید استانه اهمیت فراوانی یافته است.همچنین از سال ۲۰۰۸ به بعد و با
افزایش تجارت مواد مخدر نیروهای چین و قزاقستان در چندین عملیات مشترک علیه سوداگران مواد مخدر با یکدیگر همکاری کرده اند.(سلیمانی،۱۳۸۹:۳۷)
کمک های نظامی چین به سایر کشورهای آسیای مرکزی محدودتر بوده است.در نشست وزرای دفاع چین و ترکمنستان در سال ۲۰۰۷ یک سال پس از انعقاد قرارداد گازی پکن ـ عشق اباد مقرر شد که چین ارتش ترکمنستان را مجهز کرده و یک وام سه میلیارد دلاری را جهت توسعه ساختار نظامی در اختیار این کشور قرار دهد.هدف چین از ارائه چنین مساعدت هایی تضمین امنیت تاسیسات انرژی ترکمنستان در مقابل هرگونه حمله احتمالی بود. چین همواره کوشیده است تا پیوندهای نظامی خود را با دو کشور همسایه خود قرقیزستان و تاجیکستان گسترش دهد.در سال ۲۰۰۵ دیدار رسمی وزیر دفاع چین از دوشنبه به انعقاد توفقنامه همکاری نظامی در زمینه مقابله با تروریسم، قاچاق مواد مخدر و جنایات سازمان یافته میان دو کشور انجامید.در فاصله سالهای ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۸ چین بیش از ۱۵ میلیون دلار کمک نظامی در اختیار تاجیکستان قرار داده است.در سال ۲۰۰۹ و در قالب کمک چین به توسعه نیروهای نظامی منطقه پکن متعهد به پرداخت ۵/۱ میلیون دلار دیگر به دوشنبه شد.در عمل علاوه بر توافقنامه ۲۰۰۲ چین ـ قرقیزستان، پکن کمک های فنی نظامی به ارزش ۲/۱ میلیون دلار در اختیار بیشکک قرار داد.در سال ۲۰۰۸ نیز چین محموله ای متشکل از وسایط نقلیه و تجهیزات رایانه ای به ارزش تقریبی ۷۰۰ هزار دلار به قرقیزستان تحویل داد.اما روابط نظامی ازبکستان و چین هیچگاه متوازن نبوده است.چین در سال ۲۰۰۰ زمانی که تصمیم به اغاز همکاری نظامی با کشورهای اسای مرکزی گرفت، مقادیری اسلحه سبک به این جمهوری تحویل داد.در سال ۲۰۰۹ نیز در پی انعقاد توفقنامه نظامی جدیدی میان دو کشور دولت چین متعهد گردید تا اعتباری بالغ بر ۷/۳ میلیون دلار برای خرید تجهیزات بازرسی مرزی در اختیار ازبکستان قرار دهد.(شعیبی،۱۳۸۹: ۸۲)
از طرفی ایالات متحده دیگر رقیب مهم استراتژیک چین در آسیای مرکزی است.این امر بویژه در پی حضور نظامی آمریکا در افغانستان که موجبات نفوذ بیشتر این کشور را در آسیای مرکزی فراهم کرد، جدی تر شد.در حالی که ایالات متحده از نزدیک در افغانستان و آسیای مرکزی درگیر بوده مقامات پکن نیز از نیات احتمالی آمریکا در محاصره استراتژی چین بیمناک می باشند.از این رو تحدید نفوذ سایر قدرتهای بزرگ و تقویت ثبات در طول مرزها به یکی از مهمترین اهداف چین در آسیای مرکزی تبدیل شده است.گسترش تهدید گروه های تروریستی علیه حاکمیت چین بر ضرورت تقویت همکاری های امنیتی این کشور با قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان افزوده است.تداوم بی ثباتی در آسیای مرکزی همچنین مستلزم ادامه و پر رنگ تر شدن حضور ایالات متحده در این منطقه می باشد.
چین نسبت به مقاصد ایالات متحده در آسیای مرکزی بد بین بوده و همواره کوشیده تا انجا که ممکن است نفوذ این کشور را در منطقه کاهش دهد.این نگرانی با طرح احتمال تغییر تمرکز آمریکا و ناتو از اروپا به آسیای مرکزی افزایش یافته و پکن را به رصد کردن دقیق تحرکات نیروهای آمریکایی در منطقه واداشته است.گسترش نقش نیروهای حافظ صلح ناتو در افغانستان هم به روشنی اسباب ناراحتی مقامات چینی را فراهم اورده است.چین همچون روسیه معتقد است که حضور نظامیان آمریکایی در آسیای مرکزی می بایست کوتاه مدت باشد.بر اساس استدلال چین از انجا که منطقه برای توسعه اقتصادی نیازمند سرمایه گذاری خارجی است.حضور نظامی آمریکا مانع عمده ای در این مسیر به حساب می اید.هر چند در سالهای اتی منافع چین در آسیای مرکزی تحت تاثیر این نگرانی ها قرار خواهد داشت ولی این موضوع ناقض اهمیت بسیار زیاد منافع اقتصادی این کشور در منطقه نخواهد بود. روش

نظر دهید »
راهنمای نگارش پایان نامه با موضوع تاریخ حدیث و اندیشه‌های حدیثی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

او از شاگردان پدرش ـ احمد بن عبد الله بن محمد بن علی … المتوج ـ بوده است.[۶۶۲]
شاگردان

    1. احمد بن فهد حلّی[۶۶۳]
    1. احمد بن محمد بن فهد مقری احسایی[۶۶۴]

این دو صاحب شرح ارشاد هستند وبیشتر مشایخ آنها یکی است، به همین دلیل ممکن است بین آنها گاهی خلط شود.

    1. احمد بن محمد بن عبدالله بن علی بن حسن بن علی بن محمد بن سبع بن سالم بن رفاعه الرفاعی السبعی الاحسائی (م ۹۶۰ )[۶۶۵]
    1. شاگردی دارد که کتاب الاستخارات را نوشته است.[۶۶۶]
    1. محمد بن ابی القطیفی (بعد از قرن ۹ ق)

کتاب وفاه امیر المومنین منسوب به او یا علی بن ابی القطیفی است.[۶۶۷]

    1. حسین بن راشد قطیفی (قرن ۹ یا ۱۰ق)

او از شاگردان ابن فهد است. و همان ابن راشد القطیفی است و اینکه برخی ابن را شد را حسن بن محمد بن راشد گفته اند به صواب نیست.[۶۶۸]
از او یوسف بن ابی القطیفی نقل میکند.[۶۶۹]

    1. محمد بن علی بن ابراهیم بن ابی جمهور احسایی (زنده در ۹۰۹ ق)

فقیه، محدث و متکلم صوفی مشرب امامی، اهل التیمیه از روستاهای احساء است.[۶۷۰]
تولدش را باید حدود ۸۳۸ ق بدانیم، چرا که او در مناظرهای که با عالم سنی هرات در مشهد در سال ۸۷۸ ق دارد، میگوید: «فانّ عمری الیوم یقارب الاَربعین سنه…».[۶۷۱]
پدر و جد او نیز از علمای روزگار خویش بودهاند.[۶۷۲]
او در احساء از محضر پدر و دیگر دانشمندان این منطقه و سپس در عراق و نجف اشرف از شیخ شرف الدین حسن بن عبدالکریم فتال[۶۷۳] و در کرک نوح ـ از قراء جبل عامل ـ از علی بن هلال جزایری[۶۷۴] بهره برده و اجازاتی گرفته است. خود در مقدمۀ کتاب عوالی اللآلی، غیر از این دو نفر، پدرش علی بن ابی جمهور و سید شمس الدین محمد بن کمال الدین موسی موسوی حسینی احسایی را جزء اساتید خود میشمارد. و چنانکه از مقدمۀ دُرر اللآلی الفقیه فهمیده میشود، غیر از این چهار نفر از سه نفر دیگر نیز نقل روایت میکند:
۱ـ شیخ حرز الدین اوالی بحرانی
۲ـ سید شمس الدین محمد بن سید احمد موسوی حسینی
۳ـ شیخ عبدالله بن فتح الدین بن عبد الملک فتحان واعظ قمی قاسانی.[۶۷۵]
او در ۸۷۸ ق و پس از آن در مشهد بوده است.[۶۷۶]
برخی از محققین معاصر نوشتهاند او «بقیه عمر خود را در خراسان گذرانید».[۶۷۷] اما با توجه به اجازهای که او برای علی بن قاسم بن عذاقه در ۹۰۶ ق در شهر حله صادر کرده است، معلوم میشود او از خراسان خارج شده و به عراق رفته است.[۶۷۸]

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

او در مشهد، مناظرات معروفی با فاضل هروی[۶۷۹] داشته است که میزبان این جلسات سید محسن رضوی (م ۹۳۱ ق) بوده است.[۶۸۰]
در مورد تاریخ فوت احسایی اطلاع دقیقی نداریم. در دایره المعارف بزرگ اسلامی با استناد به نسخۀ معین الفکر که شرح احسایی بر باب حادی عشر است و در ۹۰۴ ق تألیف شده، او را زنده تا این تاریخ دانستهاند.[۶۸۱]
برخی به قرینۀ اجازۀ صادره او در ۹۰۶ ق او را زنده در این سال قلمداد نمودهاند.[۶۸۲]
اما با توجه به یکی از نسخه های خطی موجود در کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی او تا شوّال ۹۰۹ ق زنده بوده است.[۶۸۳]
آثار حدیثی
احسایی در موضوعات فقه، اصول، منطق، فلسفه، کلام و حدیث آثار زیادی دارد که در بخش آثار اشاره خواهیم کرد.[۶۸۴]
اجازات

    • اجازه للشیخ محمد بن صالح الغروی الحلّی

این اجازه در ۲۴ ربیع الثانی ۸۹۶ ق در مشهد صادر شده است.[۶۸۵]

    • اجازه للشیخ محمد بن صالح الغروی الحلّی

این اجازه در جمادی الأولی ۸۹۶ ق صادر شده است.[۶۸۶]

    • اجازه للشیخ محمد بن صالح الغروی الحلی

این اجازه در جمادی الأولی ۸۹۶ ق صادر شده است.[۶۸۷]

    • اجازه للسید محسن بن محمد بن فادشاه الحسینی الرضوی القمی المشهدی
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 120
  • 121
  • 122
  • ...
  • 123
  • ...
  • 124
  • 125
  • 126
  • ...
  • 127
  • ...
  • 128
  • 129
  • 130
  • ...
  • 732
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

 جذابیت بدون تغییر شخصیت
 بهینه‌سازی تجربه کاربری
 علائم غفلت در رابطه
 آموزش ابزار لئوناردو
 ابراز احساسات سالم
 درآمد از پست‌های شبکه‌های اجتماعی
 شغل‌های پردرآمد اینترنتی
 مراقبت از پنجه‌های سگ
 تدریس آنلاین طراحی داخلی
 درآمد از نظرسنجی آنلاین
 فروش تم‌های وردپرس
 فرصت‌های درآمد آنلاین
 درآمد کانال‌های تلگرام
 تحقیق کلمات کلیدی
 عفونت گوش گربه
 مشکلات گوارشی گربه
 چالش‌های رابطه عاطفی
 درآمد از کارگاه‌های آنلاین
 طوطی‌های سخنگو
 انتخاب اسم خرگوش
 پست مهمان موفق
 حسادت در رابطه
 درمان اسهال سگ
 فروشگاه آنلاین محصولات خاص
 شیر برای گربه
 اپلیکیشن‌های پولساز
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • دانلود پایان نامه درباره : بررسی مبانی و آثار تربیتی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • راهنمای نگارش مقاله در رابطه با خلق ارزش در ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی تلفات ناشی از تصادفات جاده … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع حذف علف کش بنتازون ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع تعیین ویژگیهای روانسنجی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : مطالب پژوهشی درباره حق انسان در محیط زیست- فایل ۱۵ – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مطالب پژوهشی درباره بررسی تأثیر قدرت بازاریابی بر عملکرد ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه با فرمت word : دانلود مطالب پژوهشی درباره ارایه روشی برای افزایش کارایی پردازش ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه ها – ۲-۲٫ جدول روابط متقابل بین عناصر فراشناخت – 2
  • سایت دانلود پایان نامه : پژوهش های پیشین درباره :بررسی رابطه بین … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان