سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد بررسی عوامل موثر بر انتخاب ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

هر فرد، در هر لحظه نیازهای بسیاری دارد. برخی از آنها مثل گرسنگی، تشنگی و ناراحتی زیست شناختی هستند که از تحت فشار قرار گرفتن منتج شده اند. دیگر نیازها، روانشناختی هستند که از نیاز به شناخته شدن، محترم شمرده شدن و تعلق داشتن منتج شده اند. وقتی نیازی به حد کافی شدت پیدا کند، تبدیل به انگیزه می شود. انگیزه، نیازی است که قدرت کافی برای وادارکردن فرد به جستجو به دنبال راهی برای ارضای آن را دارد. روانشناسان، نظریه هایی در مورد انگیزه های انسانی معرفی کرده اند. دو نظریه معروف، یعنی نظریه سیگموند فروید و آبراهام مازلو، معانی متفاوتی برای تحلیل مشتری و بازاریابی دارند. سیگموند فروید فرض کرد که مردم تا حدود زیادی نسبت به نیروهای واقعی روانشناختی که بر رفتارهایشان تأثیر گذار است، ناآگاه اند. او مردمی را مشاهده کرده بود که در حال رشد، امیال زیادی را سرکوب می کردند. این نیازها، هرگز به طور کامل محو نمی شدند یا قابل کنترل نبودند؛ بلکه در آرزوها، در حرف زدن در خواب، در هنگام رفتارهای عصبی و عقده ای و سرانجام در حالت سایکو سز بروز می کنند. نظریه فروید می گوید تصمیم خرید فرد، تحت تأثیر انگیزه های ناخودآگاهی است که ممکن است حتی خود خریدار نیز آنها را بدرستی نشناسد. مثلاً بچه ای از نسل انفجاری که در آستانه سن کهولت است، یک بی ام دابلیو ۳۳۰ می خرد و در پاسخ به سوالی در مورد دلیل خرید این محصول، می گوید از اینکه باد در موهایش می پیچید، لذت می برد. در اعماق وجودش، دلیل خرید، تحت تأثیر قراردادن دیگران با موفقیتش است. در اعماق بیشتر، دلیل خرید، دوباره احساس جوانی و استقلال کردن است. واژه تحقیقات انگیزش، به تحقیقات کیفی گفته می شود که برای اکتشاف ابعاد مخفی مشتری و انگیزه های ناخودآگاه طراحی شده باشد. اغلب خود مصرف کنندگان هم دلیل کارهایشان را نمی دانند یا نمی توانند بیان کنند. به همین دلیل محققین انگیزش، تکنیک های وارسی مختلفی را به کار می گیرند تا احساسات و نگرش هایی که فرد نسبت به برند ها و موقعیت های خرید دارد را از اعماق وجودش استخراج کنند. این تکنیک های عجیب و غریب که شامل آزمون کامل کردن جمله، تداعی واژه ها و تفسیر کارتون می باشد را بکار می گیرند تا مصرف کننده در مورد برندها یا موقعی تهای خرید خیالبافی کند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

چنین روش های پیشرفته ای ممکن است احمقانه به نظر برسد و بازاریابان بسیاری آن را به دلیل نامفهوم بودن کلاً کنار بگذارند. اما بازاریابان بسیاری این روش های به نظر اشتباه را به صورت منظم برای نفوذ به روان مصرف کننده بکار می گیرند و استراتژی بازاریابی بهتری تدوین می کنند.
آبراهام مازلو، به دنبال توضیح این بود که نیازهای بخصوص، مردم را در زمان های بخصوص چطور تحریک می کنند. چرا یک نفر وقت و انرژی زیادی را صرف امنیت شخصی می کند، در حالیکه فرد دیگر همین زمان و انرژی را برای بدست آوردن اعتبار بین مردم مصرف می کند؟ پاسخ مازلو این بود که نیازهای انسان دارای سلسله مراتبی هستند. نیازهایی که در سطح پایین قراردارند بیشترین فشار را وارد می کنند، و هر چه به بالا می رویم فشار کمتر می شود. این نیازها شامل نیازهای فیزیولوژیکی، نیازهای ایمنی، نیازهای اجتماعی، نیاز به احترا م، و نیاز خود شکوفایی می باشند. هرکس اول سعی می کند نیازهای مهم تر را ارضاء کند. وقتی نیاز، ارضاء شد دیگر در فرد انگیزه ایجاد نمی کند و بنابراین فرد سعی می کند نیاز بعدی را ارضا کند. مثلاً آدم گرسنه(نیاز فیزیولوژیکی)، نه علاقه ای به آخرین رویدادهای دنیای هنر دارد (نیاز خود شکوفایی)، نه برایش مهم است که دیگران در موردش چطور فکر می کنند یا چقدر برایش ارزش قائلند (نیاز اجتماعی یا احترام)، و نه حتی به این فکر می کند که هوایی که تنفس می کند، پاک است یا خیر(نیاز ایمنی). اما وقتی هر کدام از نیازهای مهم ارضاء می شوند، نیاز مهم بعدی وارد عمل می شود ( کاتلر و همکاران ۱۹۹۹ )[۶۱]۱.
ادراک:
آدم تحریک شده، آماده عمل است. اینکه او چه عملی را از خود بروز دهد، به ادراکش از موقعیت بستگی دارد. یادگیری در همه ما، بوسیله جریان اطلاعات از طریق پنج حسمان صورت می گیرد: بینایی، شنوایی، بویایی، لامسه و چشایی. اما هر کس این اطلاعات را به شکل خاصی دریافت کرده، سازمان داده و تفسیر می کند. ادراک فرایندی است که افراد طی آن اطلاعات را انتخاب کرده، سازمان داده و تفسیر می کنند تا تصویری معنی دار از دنیا بوجود آورند. سه فرایند ادراکی وجود دارند که بر درک انسان از محرکی یکسان تأثیر گذاشته و باعث بروز نتایج متفاوتی می شوند. این سه فرایند، توجه گزینشی[۶۲]۲، تحریف گزینشی[۶۳]۳و نگهداری گزینشی[۶۴]۴ می باشند. مردم هر روزه در معرض محرک های بسیاری قرار می گیرند. حتی محرک هایی که مورد توجه قرار گرفته اند هم ممکن است اثر مورد نظر را ایجاد نکنند. هر کس اطلاعات دریافتی را با مجموعه ای از باورهای ذهنی تطبیق می دهد. تحریف گزینشی یعنی تمایل افراد به تفسیر اطلاعات دریافتی به شکلی که با باورهای فعلیشان تطابق داشته باشد. مثلاً اگر به شرکتی اطمینان نداشته باشید، صادقانه ترین آگهی آنرا نیز زیر سوال می برید. مفهوم تحریف گزینشی این است که بازاریابان باید تلاش کنند تا مجموعه باورهای ذهنی مصرف کننده و چگونگی اثر آن بر ادراک او از آگاهی ها و اطلاعات فروش را شناسایی کنند. همچنین، مردم خیلی از چیزهایی که یاد گرفته اند را فراموش می کنند. آنها سعی می کنند اطلاعاتی که با باورها و عقایدشان همخوانی دارد را حفظ کنند. نگهداری گزینشی باعث می شود مصرف کنندگان نکات مثبت در مورد برندهای مورد علاقه شان را در حافظه نگهدارند و نکات مثبت در مورد برندهای رقیب را فراموش کنند. بازاریابان باید به دلیل وجود ارائه، تحریف و نگهداری گزینشی، برای رساندن پیام هایشان تلاش زیادی بکنند. این واقعیت ها بیان کننده دلیل تکرار و تلاش بسیار زیاد بازاریابان برای رساندن پیام هایشان به بازار هدف می باشد. نکته جالب توجه این است که با وجود اینکه بازاریابان نگران این هستند که پیشنهادهایشان اصلاً به مصرف کننده نرسد، برخی از مصرف کنندگان نگران این موضوع اند که ناخواسته تحت تأثیر پیام های بازاریابی قرار بگیریند؛ از طریق تبلیغات ناخودآگاه.
یادگیری:
وقتی کاری انجام می دهید، یاد می گیرید. یادگیری، تغییراتی در رفتارهای فرد است که از تجربیات نشأت می گیرند. نظریه پردازان یادگیری می گویند اکثر رفتارهای انسانی، اکتسابی است. یادگیری از طریق اثر متقابل تمایل، محرک، نشانه، پاسخ و تقویت رخ می دهد.
تمایل[۶۵]۱ محرک درونی قوی است که باعث عمل می شود. وقتی تمایل به سوی شیئی تحریک کننده[۶۶]۲ هدایت شود، به انگیزه تبدیل می شود. مثلاً وقتی فردی که به خود شکوفایی تمایل دارد دوربین دیجیتال می بیند، برای خرید آن تحریک می شود. پاسخ مصرف کننده به ایده خرید دوربین، تحت تأثیر نشانه های محیطی نیز قرار می گیرد. نشانه ها، خرده محرکهایی هستند که زمان، محل، و چگونگی پاسخ فرد را مشخص می کنند. مثلاً این فرد ممکن است دوربینهایی با مارکهای مختلف را در فروشگاه ببیند، خبری در مورد حراجی در یک فروشگاه بشنود، و یا با دوستش در مورد دوربین ها صحبت کند. همه این ها، نشانه هایی هستند که ممکن است بر پاسخ مصرف کننده در مورد رغبت به خرید محصول تأثیر بگذارند. فرض کنید که مصرف کننده یک دوربین نیکون خریداری کند. اگر این تجربه، جالب باشد، مصرف کننده به احتمال زیاد دوربین را بیشتر و بیشتر مورد استفاده قرار می دهد، و پاسخ اش تقویت می شود. این مشتری، دفعه بعدی که قصد خرید دوربین، یا دوربین دو چشمی یا محصول مشابهی را داشته باشد، به احتمال زیاد مارک نیکون را انتخاب خواهد کرد. مفهوم عملی که بازاریابان باید از نظریه یادگیری بیاموزند این است که برای ایجاد تقاضا برای محصولاتشان باید آن را با تمایلات قوی آمیخته، از نشانه های محرک استفاده کرده و نظر مشتری را تقویت کنند.
باور و نگرش:
مردم با اعمالی که انجام می دهند و چیزهایی که یاد می گیرند، باورها و گرایش هایی به دست می آورند. در مقابل این ها بر رفتارهای خریدشان تاثیر می گذارند. باور عقاید توصیفی فرد در مورد چیزی می باشد. باورها بر پایه دانش، عقیده، و اعتماد افراد شکل می گیرد و ممکن است دارای بار احساساتی باشد یا نباشد. بازاریابان علاقه دارند از باورهایی که مردم در مورد محصولات و خدمات خاصی پیدا می کنند اطلاع داشته باشند، زیرا این باورها تصویری از محصول یا برند در ذهن مشتری ایجاد می کند که بر رفتار خرید او تأثیر گذار است. اگر باورهایی درست نباشد یا از خرید جلوگیری کند، بازاریابان سعی می کنند با تهیه برنامه های تبلیغاتی مناسب، آنها را رفع کنند. مردم در مورد دین، سیاست، پوشاک، موسیقی، غذا و تقریباً هر چیزی نگرش هایی دارند. نگرش[۶۷]۱، ارزیابی، احساس و تمایل نسبتاً پایدار مساعد یا نامساعد فرد نسبت به شیء یا ایده ای می باشد. نگرش، چارچوب فکری برای فرد ایجاد می کند که دوست داشتن یا متنفر بودن از چیزی و رفتن به سمت آن و یا دورشدن از آن را مشخص می کند. فرض کنید خریدار دوربین دیجیتال که از آن صحبت کردیم، چنین نگرش هایی داشته باشد “بهترین چیز را بخر “، “بهترین محصولات الکترونیکی دنیا را ژاپنی ها می سازند”، و “خلاقیت و ابراز وجود، مهمترین چیزها در زندگی می باشند”. با چنین فرضی، دوربین نیکون با نگرشهای فعلی مصرف کننده، همخوانی بسیار خوبی دارد. تغییر نگرش ها، بسیار دشوار است. نگرش های هر کس، از الگویی طبعیت می کند و تغییر یک نگرش، ممکن است مستلزم تغییر بسیاری از الگوهای دیگر باشد. به همین دلیل، شرکت ها معمولاً باید بجای تغییر نگرش ها، محصولاتشان را با نگرش های فعلی مصرف کنندگان تطبیق دهند. البته استثناهایی نیز وجود دارد که نتیجه تغییر نگرش، هزینه های این کار را به خوبی پوشش می دهد. تا اینجا با نیروهای مختلفی که بر رفتار مصرف کننده تأثیر می گذارند آشنا شدیم. انتخاب مصرف کننده، از فعل و انفعال پیچیده ای بین عوامل فرهنگی، اجتماعی، شخصی و روانشناختی ناشی می شود.
۲-۲-۴-۲- انواع رفتار در تصمیم گیری خرید:
رفتار خرید در مورد خمیردندان، راکت تنیس، خدمات مالی و یک ماشین جدید با هم بسیار متفاوت اند. هرچه تصمیم پیچیده تر باشد، مشتری بیشتر درگیر می شود و انرژی بیشتری برای سبک سنگین کردن صرف می کند. ( کاتلر و همکاران ۱۹۹۹ )[۶۸]۲
رفتار خرید پیچیده:
وقتی درگیری خریدار در تصمیم گیری و تفاوت های مشاهده شده بین برندهای مختلف زیاد است، مشتری از رفتار خرید پیچیده پیروی می کند. وقتی محصول گران قیمت و پر خطر است به ندرت خریداری می شود و بیانگر خصوصیات فردی است، مصرف کننده به شدت خود را درگیر خرید می کند. مصرف کننده، مشخصاً باید اطلاعات زیادی هم در مورد گروه محصول بداند. مثلاً کسی که می خواهد یک کامپیوتر شخصی بخرد، باید بداند توجه به چه خصوصیاتی مهم است .بسیاری از مشخصه های محصول معنی درستی ندارند “پردازشگر ۳،۴ گیگاهرتز پنتیوم “، “کارت گرافیک سوپر وی جی ای ” یا ۴ گیگابایت رم دی دی آر تو”.
این خریدار، فرایند یادگیری را طی می کند؛ ابتدا باورهایی در مورد محصول کسب می کند، بعد نسبت به آن نگرشی پیدا کرده، و در نهایت بر اساس تفکر، تصمیم به خرید می گیرد. بازاریابان محصولاتی که درگیری خریدار در خرید آنها زیاد است، باید رفتار جمع آوری اطلاعات و ارزیابی این نوع مصرف کنندگان را درک کنند. آنها باید خریدار را در یادگیری مشخصات محصول و اهمیت هر کدام از آنها یاری کنند. همچنین، باید مشخصه های متمایز کننده برند را مثلاً با بروشورهای تبلیغاتی برای مصرف کننده مشخص کنند. علاوه بر این، باید نیروهای فروش و اطرافیان خریدار را نیز تحریک کنند تا بر انتخاب نهایی برند تأثیر بگذارند.
رفتار خرید کاهش ناهماهنگی:
رفتار خرید کاهش ناهماهنگی[۶۹]۱ هنگامی رخ می دهد که مصرف کننده به شدت درگیر خریدی گران قیمت، غیر تکراری و پر خطر می شود، اما تفاوت های مشاهده شده بین برندهای مختلف کم است. مثلاً مصرف کنندگان در خرید فرش زیاد درگیر می شوند زیرا هم گران قیمت است و هم بیانگر خصوصیات فردی است. اما تا به حال خریداران تفاوتی بین فرش های هم قیمت فروشندگان مختلف حس نکرده اند. در این حالت، از آنجا که تفاوت های مشاهده شده بین برندهای مختلف برای مصرف کننده زیاد نیست، هنگام خرید، محصولات مختلفی که در دسترس هستند را بررسی می کند، اما به نسبت زودتر خرید می کند و به قیمت مناسب و تسهیلات خرید بیشتر توجه می کنند. خریدار، احتمالاً پس از خرید، وقتی متوجه اشکالات فرش خریداری شده می شود یا چیزهای در مورد برندی که خریداری نکرده می شنود، دچار ناهماهنگی پس از خرید[۷۰]۲ می شود. بازاریابان باید برای مقابله با این ناهماهنگی ها اقدام به برقراری ارتباط پس از فروش کرده و با ارائه دلایل و مدارک و خدمات پس از فروش کاری کنند که مشتری از انتخابش احساس خوشحالی بکند.
رفتار خرید های همیشگی:
رفتار خرید های همیشگی هنگامی رخ می دهد که درگیری مصرف کننده در خرید کم بوده و تفاوت های مشاهده شده بین برندهای مختلف نیز ناچیز باشد. مثلاً نمک را در نظر بگیرید. مصرف کنندگان در خرید محصولات این گروه خیلی کم دخالت می کنند به فروشگاه می روند و هر مارکی که موجود بود را خریداری می کنند. حتی اگر به دنبال برند خاصی باشند، بخاطر وفاداری به آن برند نیست، بلکه در اثر عادت است. به نظر می رسد مصرف کنندگان در خرید همه محصولات ارزان قیمت و تکراری، دخالت کمی می کنند. در چنین حالت هایی، رفتار مصرف کننده از توالی باور-نگرش-رفتار تبعیت نمی کند. آنها در مورد مارک های مختلف به جمع آوری اطلاعات نمی پردازند تا بعد از ارزیابی خصوصیات هر برند در مورد خرید تصمیم بگیرند؛ بلکه اطلاعات را به صورت ناخودآگاه هنگام مشاهده تلویزیون یا خواندن روزنامه کسب می کنند. تکرار تبلیغات، بجای ایجاد اعتقاد راسخ به برند، منجر به انس با برند می شود. مصرف کنندگان نگرشی قوی به برند پیدا نمی کنند؛ بلکه چون برند برایشان آشنا است آن را انتخاب می کنند. از آنجا که مصرف کننده زیاد درگیر خرید محصول نشده، حتی پس از خرید نیز به ارزیابی انتخاب های مختلف نمی پردازد. بنابراین، در فرایند خریدی که نگرش به برند از طریق آموزش ناخودآگاه ایجاد شده، پس از خرید ممکن است ارزیابی انجام نشود. از آنجا که خریداران به هیچکدام از برندها وابسته نمی شوند، بازاریابان این محصولات، که درگیری خریدار در آن کم است، از قیمت و تبلیغات فروش استفاده می کنند تا مصرف کننده را به مصرف محصولاتشان تحریک بکنند. در تبلیغات این محصولات نیز فقط باید بر چند نکته اصلی تأکید کرد. استفاده از نمادهای تصویری و گرافیک نیز خیلی مهم است زیرا به سادگی در خاطر می مانند و می توان به برند مرتبطشان ساخت. در برنامه تبلیغاتی باید از پیام های کوتاه استفاده کرد و آن را بسیار تکرار کرد. معمولاً تلویزیون مؤثرتر از دیگر رسانه های چاپی می باشد، زیرا به توجه کمی احتیاج دارد و برای آموزش ناخودآگاه مناسب تر است. برنامه ریزی تبلیغاتی نیز باید بر اساس نظریه شرطی سازی کلاسیک انجام شود؛ که در آن خریدار یاد می گیرد محصولی را با نشانه ای که مکرراً به آن مرتبط شده به خاطر آورد.
رفتار خرید تنوع گرایی:
وقتی دخالت مصرف کننده در خرید کم و تفاوت های مشاهده شده بین برندهای مختلف زیاد است، مصرف کننده از رفتار خرید تنوع گرایی[۷۱]۱ پیروی می کند. در چنین حالتی، مصرف کنندگان برندهای مختلف را بارها امتحان می کنند. مثلاً هنگام خرید شیرینی، مصرف کننده باورهایی دارد و بدون بررسی برندی را انتخاب می کند و آن را در حین مصرف ارزیابی می کند. اما دفعه بعد، او برند دیگری را انتخاب می کند تا چیز جدیدی را بیازماید. تغییر انتخاب بدلیل نارضایتی نیست، بلکه برای تنوع گرایی است. در گروه این محصولات، استراتژی بازاریابی شرکت شاخص بازار با شرکت های کوچک تر فرق می کند. شرکت شاخص سعی می کند با در اختیار گرفتن فضایی ثابت از فروشگاه ها، عرضه گستره محصول و انتشار آگهی های یادآوری کننده، رفتار خریدار را به رفتار خریدهای همیشگی تبدیل کند. در عوض، شرکتهای رقیب مصرف کننده را با عرضه محصولات ارزان تر، فروش های فوق العاده، نمونه های مجانی، و برنامه های تبلیغاتی به تنوع گرایی تشویق می کنند.
فرایند تصمیم گیری خریدار:
حالا پس از بررسی عواملی که خریدار را تحت تأثیر قرار می دهند، می توانیم به مطالعه چگونگی تصمیم گیری خرید مصرف کننده بپردازیم. تصمیم گیری خرید از پنج مرحله تشکیل شده است: شناخت نیاز، جستجوی اطلاعات، ارزیابی انتخاب ها، تصمیم خرید، و رفتار پس از خرید. واضح است که فرایند خرید قبل از خرید واقعی شروع می شود و خیلی بعد از آن نیز ادامه دارد. بازاریابان باید بجای تمرکز بر تصمیم خرید، به کل فرایند توجه کنند. بر اساس این تصویر، مصرف کننده در هر خرید، همه پنج مرحله را طی می کند. اما معمولاً مصرف کنندگان در خریدهای عادی، برخی از مراحل را از قلم می اندازند یا آنها را به طور وارونه طی می کنند. خانمی که مرتباً خمیر دندان می خرد، نیاز را درک کرده و با از قلم انداختن مراحل جمع آوری اطلاعات و ارزیابی، مستقیماً به مرحله خرید می رود .
شناخت نیاز:
فرایند خرید با شناخت نیاز شروع می شود خریدار متوجه نیاز یا مشکلی می شود. نیاز ممکن است در اثر تحریک یکی از محرک های درونی فرد-مثل گرسنگی یا تشنگی- که آنقدر شدت یافته که در فرد تمایل ایجاد کند، بروز نماید. نیاز، در اثر تحریک محرک های بیرونی نیز ایجاد می شود. مثلاً آگهی یا صحبت با دوستی شما را به خرید ماشین جدیدی علاقه مند می کند. در این مرحله بازاریابان باید در مورد نیازها یا مشکلات پیش آمده، دلیل رخ دادن آن ها و اینکه چطور مصرف کننده را به سمت محصول خاصی هدایت کرده، تحقیق کنند.
جستجوی اطلاعات:
مصرف کننده علاقه مند، ممکن است به جستجوی اطلاعات بپردازد یا نپردازد. اگر تمایل مصرف کننده زیاد باشد و محصول راضی کننده ای نیز در دسترس باشد، احتمال خرید مصرف کننده قوت می گیرد. اما در غیر این صورت، مصرف کننده فقط نیاز را در خاطرش حفظ می کند و ممکن است به جستجوی اطلاعاتی مرتبط با نیاز بپردازد. مثلاً وقتی تصمیم به خریداری ماشین جدیدی می گیرید، حداقل کاری که انجام می دهید این است که به آگهی های مربوط به ماشین، دوستانی که ماشین دارند و بحث هایی که در مورد ماشین انجام می شود، با دقت بیشتری توجه می کنید. یا ممکن است حتی به خواندن مطالبی بپردازید، با دوستتان تماس بگیرید و یا از راه های دیگر به جمع آوری اطلاعات بپردازید .اینکه چقدر اطلاعات جمع آوری می کنید به این عوامل بستگی دارد: شدت تمایل، مقدار اطلاعاتی که از ابتدا داشتید، سادگی بدست آوردن اطلاعات، ارزشی که برای اطلاعات بیشتر قائلید و رضایتی که از جستجو بدست می آورید. مصرف کنندگان می توانند اطلاعات را از منابع مختلفی بدست آورند. این منابع شامل منابع شخصی(خانواده، دوستان، همسایگان، آشنایان)، منابع تجاری(تبلیغات، فروشندگان، نمایندگان، بسته بندی، بیلبوردها)، منابع عمومی(رسانه های گروهی، سازمان های رتبه بندی، جستجوی اینترنتی)، و منابع تجربی(لمس کردن، امتحان کردن، استفاده از محصول ) می باشد. تأثیر نسبی این منابع اطلاعاتی بسته به محصول و خریدار متفاوت است. مصرف کنندگا ن، عموماً بیشترین اطلاعات ر ا از منابع تجاری بدست می آورند- منابعی که تحت کنترل بازاریابان است؛ اما مؤثرترین منبع، به نظر منبع شخصی است. معمولاً منابع تجاری، خریدار را مطلع می کنند، اما منابع شخصی، محصول را برای خریدار موجه می کنند یا به ارزیابی آن کمک می کنند. آن طور که یکی از بازاریابان می گوید: “به ندرت پیش می آید که یک آگهی به اندازه ی همسایه ای تأثیر گذار باشد که به حصار تکیه داده و می یگوید این محصول خوبی است. هرچه اطلاعات بیشتری جمع آوری شود، آگاهی و دانش مصرف کننده در مورد برندهای مختلف و خصوصیات آنها افزایش می یابد. وقتی به جستجوی اطلاعاتی در مورد ماشین می پردازید، از برندهای مختلفی که وجود دارند مطلع می شوید. همچنین کسب اطلاعات ممکن است باعث شود برخی از برندها را از انتخاب هایتان حذف کنید. شرکت باید آمیخته بازاریابی را طوری طراحی کند که مشتری چشم انداز و دانش مورد نظر را از شرکت بدست آورد. برای این کار باید منابع اطلاعاتی مصرف کننده و اهمیت هر کدام را به دقت تعیین نمود.
ارزیابی انتخاب ها:
تا اینجا دیدیم که مصرف کننده با بهره گرفتن از اطلاعات به مجموعه ای از انتخاب ها دست پیدا می کند. اما مصرف کننده چطور یکی از برندهای مشابه را انتخاب می کند؟ بازاریابان باید چیزهایی در مورد ارزیابی انتخاب ها بدانند. اینکه مصرف کننده چطور اطلاعات را پردازش کرده و یکی از برندها را انتخاب می کنند. متأسفانه، مصرف کنندگان در موقعیتهای خرید متفاوت از فرایندهای ارزیابی متفاوتی استفاده می کنند. مصرف کننده با برخی فرایندهای ارزیابی، نگرش هایی نسبت به برندهای مختلف بدست می آورد. اینکه مصرف کننده چطور به ارزیابی انتخاب های مختلف می پردازد به هر مصرف کننده و موقعیت های خاص خرید بستگی دارد. در بعضی از موارد، مصرف کننده به دقت از محاسبات استفاده کرده و منطقی تصمیم می گیرد. در موقعیت های دیگر، همان مصرف کننده ارزیابی کمی انجام می دهد یا اصلاً ارزیابی نمی کند؛ در عوض بدون برنامه قبلی و بر اساس شهود خرید می کند. بعضی وقت ها هم به دلخواه خرید می کنند؛ یعنی برای خرید به نظر دوستشان، راهنماهای مصرف کنندگان، یا توصیه فروشندگان تکیه می کنند. فرض کنید که برای خرید ماشین جدید، به سه انتخاب نهایی رسیده اید و همچنین چهار عامل اصلی برایتان مهم است :ظاهر، هزینه نگهداری کم، گارانتی، و قیمت. احتمالاً تا این موقع، باورهایی نسبت به برندهای مختلف پیدا کرده و آنها را با توجه به عامل های مورد نظرتان رتبه بندی نیز کرده اید. واضح است که اگر یکی از ماشین ها در همه موارد رتبه بهتری نسبت به دیگر ماشین ها بدست آورده باشد، آن را انتخاب خواهید کرد. اما واضح است که برندهای مختلف، جاذبه های متفاوتی دارند .می توانید برای خرید تنها یکی از مشخصه ها را در نظر بگیرید که در اینصورت انتخاب خیلی ساده خواهد بود. مثلاً اگر ظاهر برایتان مهم تر از هر چیز دیگر باشد، زیباترین ماشین را خریداری خواهید کرد. اما بیشتر مصرف کنندگان عامل های متفاوتی را در نظر می گیرند و برای هر کدام نیز اهمیت بخصوصی قائل می شوند. اگر وزنی که به هر کدام از عوامل داده اید را بدانیم، با اطمینان بیشتری می توانیم انتخابتان را پیش بینی کنیم. بازاریابان باید به مطالعه خریداران بپردازند تا چگونگی ارزیابی واقعی انتخاب های مختلف توسط آنها را درک کنند. اگر آنها بدانند که در عمل چه فرایندی رخ می دهد، می توانند برای تحت تأثیر قراردادن تصمیم خریدار، اقداماتی انجام دهند( کاتلر و همکاران ۱۹۹۹ )[۷۲]۱.
تصمیم خرید:
مصرف کننده در مرحله ارزیابی، برندهای مختلف را رتبه بندی کرده و قصد خرید می کند. معمولاً تصمیم خرید مصرف کننده، خرید برترین محصول است، اما ممکن است دو عامل بین قصد خرید و تصمیم خرید قرار گیرند. عامل اول، نگرش دیگران است. اگر نگرش فردی که برایتان ارزشمند است این باشد که شما باید ارزان ترین ماشین را خریداری کنید، احتمال اینکه ماشین گرانی بخرید، کاهش می یابد. عامل دوم، عوامل موقعیتی غیر منتظره می باشد. ممکن است مصرف کننده بر پایه عواملی همچون درآمد انتظاری، قیمت انتظاری و فایده انتظاری محصول قصد خرید کرده باشد. بدین ترتیب رویدادهای غیر منتظره می توانند قصد خرید را تحت تأثیر قرار دهند. مثلاً ممکن است وضعیت اقتصادی خراب شود، رقیبی که با مشکل روبرو شده، قیمت را کاهش دهد، یا دوستی از ماشینی که شما می خواهید بخرید اظهار نارضایتی بکند. بنابراین ترجیحات و حتی قصد خرید، همیشه به خرید واقعی منتهی نمی شود.
رفتار پس از خرید:
کار بازاریابان با فروش محصول تمام نمی شود. مصرف کننده پس از خرید، یا از محصول راضی است یا ناراضی و به هر حال درگیر رفتارهای پس از خرید می شود که به بازاریابان مربوط است. چه چیزی مشخص می کند که مصرف کننده از خرید راضی بوده یا ناراضی؟ پاسخ این سوال در رابطه بین انتظارات مصرف کننده و کارایی مشاهده شده محصول نهفته است. اگر محصول در حد انتظارات مصرف کننده نباشد، او ناراضی می شود؛ اگر در حد انتظارات باشد، مشتری راضی می شود؛ و اگر بیش از انتظارات باشد، مشتری مشعوف می شود. هرچه فاصله بین انتظارات مصرف کننده و کارایی محصول بیشتر باشد، او ناراضی تر خواهد بود. به همین دلیل ، فروشندگان باید فقط در حد توانایی های برندشان وعده بدهند تا مشتری راضی باشد. حتی بعضی از فروشندگان تمام حقیقت را نمی گویند تا رضایت بعدی مشتری را افزایش دهند. مثلاً فروشندگان بوئینگ هنگام برآورد مزایای بالقوه هواپیماهایشان، محافظه کارانه عمل می کنند. تقریباً همیشه کارایی مصرف سوخت را کمتر از واقعیت بیان می کنند- آنها می گویند ۵ درصد در سوخت صرفه جویی می کند در حالیکه مقدار واقعی بیش از ۸ درصد است. مشتریان از بازده بیش از انتظار، خیلی خوشحال می شوند؛ دوباره خرید می کنند و پیش دیگر مشتریان بالقوه نیز از شرکت تعریف می کنند.
تقریبا همه ی خرید های اساسی به ناهماهنگی شناختی[۷۳]۱ ، یا ناراحتی هایی که در اثر تعارض های بعد از خرید رخ می دهد، منجر می شوند. مصرف کننده، پس از خرید از مزایای برندی که انتخاب کرده راضی است و خوشحال است که برند دیگری را نخریده و دچار مشکل نشده است. اما در هر خریدی مصالحه وجود دارد. مشتری از مشکلاتی که به واسطه انتخاب این برند برایش ایجاد شده و مزایایی که بخاطر نخریدن برند دیگر از دست داده، ناراحت است. بنابراین مصرف کنندگان پس از هر خریدی حداقل دچار کمی احساس ناراحتی می شوند. چرا راضی کردن مشتری اینقدر مهم است؟ رضایت مشتری، کلید ایجاد رابطه سودمند با مشتریان است؛ تا با حفظ و رشد مشتریان، ارزش چرخه عمرشان را بدست آورد. مشتریان راضی، محصول را باز هم می خرند، نزد دیگران از آن تعریف می کنند، به تبلیغات شرکتهای رقیب کمتر توجه می کنند، و محصولات دیگری نیز از شرکت خریداری می کنند. بسیاری از بازاریابان، دیگر به برآورده کردن انتظارات مشتریان اکتفا نمی کنند؛ هدف آنها مشعوف کردن مشتریان است.
مشتری ناراضی طور دیگری رفتار می کند. اغلب گله و شکایت خیلی بیشتر از تعریف، دهان به دهان منتقل می شود و می تواند نگرش مصرف کنندگان نسبت به شرکت ومحصولات را به سرعت نابود کند. ولی شرکت نمی تواند فقط به مشتریان ناراضی که داوطلبانه زبان به اعتراض می گشایند، تکیه کند. اکثر مشتریان ناراضی، اعتراضشان را به شرکت منتقل نمی کنند. به همین دلیل، شرکت باید رضایت مشتریان را به طور مرتب اندازه گیری کند. برای اینکار باید سیستمی راه اندازی شود که مشتریان را تشویق به اعتراض کند. بدین ترتیب، شرکت متوجه می شود که کارها را چقدر خوب انجام می دهد و راه های بهبود را نیز درک می کند ( کاتلر و همکاران ۱۹۹۹ )[۷۴]۱
۲-۲-۴-۳- انگیزه سازهای مصرف کننده:
ابزارهای تبلیغاتی تاکتیک ها یا فعالیت هایی هستند که ما می توانیم به وسیله آنها مصرف کنندگان را متقاعد کنیم که محصولات و خدمات ما را خریداری کنند. ما به عنوان یک مصرف کننده به احتمال زیاد خود را در این نوع فعالیت ها احساس کرده ایم بدون اینکه اصلا متوجه آن شده باشیم. اگر آنچه که ما می فروشیم نسبتا عمومی باشد در این صورت ابزار تبلیغاتی خود را باید به نحوی انتخاب کنیم که قیمت گرا باشد مثل تخفیف و اگر ما یک فروشنده تخصصی هستیم ابزاری را باید برای متقاعد کردن مصرف کنندگان انتخاب کنیم که قیمت گرا نباشد. اجرای استراتژی قیمت گذاری مانند تخفیف و فروش به عنوان مشوق های تبلیغاتی است برای مشتریان که اقدام به خرید کنند. تخفیف می تواند در پیشبرد فروش موثر باشد.
انگیزه سازه های مصرف کننده شامل موارد زیر می شود:

جوایز

نمونه ها

جوایز حمایتی

کوپن

محاکمات آزاد

پیشنهاد بازپرداخت نقدی

ضمانت محصول

بسته قیمتی

ارتقاء متقابل

نظر دهید »
پایان نامه کارشناسی ارشد : بررسی تاثیر برند خدمات بر فرآیند ارزش مشتری ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

برگون و همکاران

وفاداری مشتری را به عنوان سازه چند بعدی یا ترکیبی مفهومی­سازی کرده ­اند که شامل دسته­بندی از نیات، نگرش­ها و شاخص­ های عملکرد فروشنده است.

۵

۲۰۱۱

چن و همکاران

سازه‌هایی مانند تبلیغات دهان به دهان و انتظار تداوم رابطه و قصد خرید به عنوان شاخص­ های وفاداری می باشند.

۲-۷-۱ انواع وفاداری مشتری به برند
تمایز میان وفاداری مشتری به برند و رفتار خرید تکراری اهمیت دارد. رفتار خرید تکراری، بدین معنی است که مصرف کننده، پیاپی در حال خرید و انتخاب یک برند، بدون احساس خاصی نسبت به آن است. در مقابل، وفاداری به برند، تاکید دارد که مصرف کننده دارای رجحان واقعی نسبت به برند می­باشد. وفاداری مشتری به برند، از دو جزء وفاداری رفتاری و وفاداری نگرشی تشکیل شده است. وفاداری رفتاری را وفاداری به برند از طریق خرید قابل مشاهده در طی یک دوره و وفاداری نگرشی را بر اساس بیان ترجیحات، تعهد یا قصد خرید، تعریف می­ کنند .با ارائه تعاریف از وفاداری مشتری به برند، می­توان اظهار داشت، وفاداری به برند با دو عنصر همراه است: عنصر رفتاری مشتری که همان تکرار عمل خرید است و عنصر نگرشی مشتری، که تعهد و اطمینان مشتری است. (Hill Nigel and Alexander Jim2000)
۲-۷-۲ رویکردهای اندازه گیری وفاداری مشتری
در اندازه گیری وفاداری مشتری به برند، دو رویکرد عمده وجود دارد:
۲-۷-۲-۱ رویکرد رفتاری وفاداری به برند
در این رویکرد، وفاداری به برند، عبارتست از رفتارهای ظاهر شده نسبت به یک برند. وفاداری رفتاری یعنی مشتریان در یک دوره طولانی مدت به خریداری و استفاده نمودن از یک کالا یا خدمت ادامه می­ دهند. وفاداری رفتاری، شامل تکرار خرید می­باشد. در این رویکرد، وفاداری اساساً، به الگوهای خرید گذشته نسبت داده می­ شود و انگیزه ها و تعهد مشتری به برند، در درجه دوم اهمیت قرار می­گیرد.
۲-۷-۲-۲ رویکرد نگرشی به وفاداری به برند
در رویکرد نگرشی، وفاداری عبارتست از نگرشی که منجر به ایجاد یک ارتباط مستحکم با برند می­ شود. وفاداری نگرشی، به عنوان ترجیح برند، قصد خرید و تعهد بلند مدت به یک برند و گرایش به تبلیغات دهان به دهان مثبت می­ شود. وفاداری نگرشی، یک تعهد عمیق برای خرید مجدد یا مشتری شدن مجدد برای یک محصول یا خدمت در آینده، بوسیله تکرار خرید می­باشد. تعهد مشتریان، هنگامی برای سازمان ارزشمند است که به خرید واقعی تبدیل شود. رویکرد نگرشی وفاداری به برند، شاخص­ های، تعهد، اعتماد، رضایت مندی، نگرش مثبت و تعلق خاطر را در بر می­گیرد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲-۷-۳ مزایای حاصل از وفاداری مشتریان
مشتریان وفادار اثرات مثبت و منافع زیادی برای سازمان­ها به دنبال دارند که مهمترین آنها عبارتند از:
کاهش هزینه­ های جذب مشتریان جدید
کاهش حساسیت مشتریان نسبت به تغییرات قیمت­ها
منافع حاصل از ارزش طول عمر مشتری
عملکرد مثبت از طریق افزایش قدرت پیش ­بینی
افزایش موانع ورود رقبای جدید
توصیه کردن سازمان به دیگران
۲-۷-۴ شاخص های سنجش وفاداری مشتریان
این شاخص ها به دو دسته به شرح ذیل می­باشند:
۲-۷-۴-۱ رابطه بین رضایت و وفاداری
بین وفاداری مشتریان و رضایتمندی آنها رابطه مثبت و قوی برقرار است و رضایت، پیش نیازی برای وفاداری شمرده شده است. از سویی دیگر، تعدادی از مشتریانی که بر رضایت خود تأکید دارند، هنوز تمایل به استفاده از خدمات رقبا داشته و مشتریان ناراضی هم هر از گاهی به استفاده از خدمات ادامه می دهند؛ به هر حال مشتریانی که خیلی راضی هستند، تمایل بسیار کمی برای استفاده از سایر محصولات بازار دارند. تحقیقات نشان می دهد میزان افزایش رضایت مشتریان با میزان افزایش وفاداری در آنها برابر نیست. یعنی رابطه بین رضایت مشتری و وفاداری از نوع خطی نیست، رضایت تنها ۳۷ درصد از وفاداری را تبیین می کند. همچنین مشتریانی که راضی یا حتی خیلی راضی اند، به دلایلی دیگر برای خرید مجدد محصولات مراجعه نکرده اند و ۴۰ درصد این افراد همزمان از محصولات سایر عرضه کنندگان نیز استفاده می کرده اند. همچنین تنها و تنها اگر یک مشتری خیلی راضی باشد، در این صورت وفاداری او معنا پیدا می کند. کسانی که گزینه کاملاً راضی هستم را انتخاب کرده اند ۶ بار بیشتر از افرادی که گزینه راضی هستم را انتخاب کرده اند، اقدام به خرید مجدد کرده اند و ۴۲ درصد بیشتر از سایرین وفادار هستند (www.crmzday.com;Michael Hegartyt;2007)
۲-۷-۴-۲ آزمون اسید
آزمون اسید وفاداری، شامل دسته ای از پژوهش ها است که وفاداری مشتریان، کارکنان و تأمین کنندگان و دیگر ذینفعان را به درستی می سنجد و تکمیل کننده روش های دیگر است. این آزمون وفاداری، یک پرسش بنیادین مطرح می کند: آیا این سازمان شایسته وفاداری من است؟ پاسخ به این پرسش تفاوت میان سازمان های گوناگون آشکار می سازد. در یک پژوهش نتایج چنین بوده اند: در شرکت های سرآمد، ۷۰ تا ۷۵ درصد کارکنان پاسخ مثبت در موضوع وفاداری داده اند. اما در طیف گسترده ای از شرکت های دیگر آمریکایی پاسخ مثبت ۴۵ درصد و منفی ۲۳ درصد بوده است. دلیل عمده این تفاوت به وجود رهبران بر می گردد که خود به اصل وفاداری سخت پایبند هستند. از میان ۱۰۵۷ نفری که مورد پرسش قرار گرفتند ۶۳ درصد از کسانی که پاسخ مثبت داده اند در شرکت های سرآمد شاغل بوده اند و رهبران خود را از انسان های کاملی به حساب می آورند. (ریچارد،۱۳۸۰).
۲-۷-۵ مراحل تکامل وفاداری مشتریان
بوت معتقد است که وفاداری مشتری در فرایندی چهار مرحله ای به وقوع می پیوندد. مرحله آغازین با بی تفاوتی شروع شده و تمرکز اصلی بر کالا است، وقتی در موقعیت رقابت بازار قرار می گیرد به خود آمده و بیدار می شود و تمرکز بر فناوری قرار می­گیرد و مجبور می شود برای حفظ حیات و موجودیت خود به ابزار مدرن مجهز شود و به مرحله پیشرفته تر ارتقاء یابد که تمرکز بر رضایت مشتری قرار می­گیرد و آنگاه با برداشتن گام هایی اساسی و برخوردهای حساب شده با تمرکز بر وفاداری مشتریان می تواند خود را در سطح جهانی مطرح کند (بوت،۱۳۸۰).
۲-۸ کیفیت خدمات
شاید لویس و بومز اولین کسانی باشند که کیفیت خدمات را به عنوان اندازه ­گیری میزان تطابق سطح خدمت ارائه شده با انتظارات مشتریان تعریف کرده اند و همچنین موروکریدون کیفیت را «به طور پیوسته مطابق یا فراتر از انتظارات مشتریان عمل کردن» تعریف می کنند. پارسورامان و دیگران کیفیت ادراک شده را به صورت قضاوت مشتری درباره برتری یا مزیت کلی یک شی تعریف می کنند و به طور کلی کیفیت در ادبیات خدمات بر مبنای کیفیت درک شده از خدمات، مفهوم سازی می شود. این تعریف با کیفیت ذهنی که شامل مولفه های ذهنی در مورد وقایع یا اشیاء است، متفاوت می باشد. در واقع کیفیت درک شده مقایسه عملکرد ادراکی با عملکرد مورد انتظار است. (جوادین و آقامیری ، ۱۳۸۷)
در سال های اخیر، توجه زیادی به نیازهای مشتریان در رابطه با سطوح کیفیت خدمات و سطوح بالای ارائه خدمات به مشتریان به عنوان ابزاری در جهت نیل به مزایای رقابتی می شود و به موازات افزایش آگاهی مشتریان از خدمات قابل ارائه شده توسط موسسات خدماتی، انتظارات آنها از خدمات نیز افزایش می یابد. به منظور حفظ رابطه بلندمدت، توام با رضایت مشتریان، موسسات خدماتی باید بدانند که چگونه می توانند خدمات با کیفیت بالا ارائه دهند. (ونوس و صفائیان ، ۱۳۸۳)
“کیفیت خدمت” نسبت به آنچه که مشتری انتظار دارد، عبارتست از “خدمت آن گونه که باید باشد”، و خدمتی دارای کیفیت است که بتواند سطوح خدمت ارائه شده را با انتظارات مشتریان منطبق کند. پس باید دانست که کیفیت را مشتری قضاوت و تعیین می کند و ارتباط حضوری مدیران عملیاتی و میانی سازمان به طور مستمر برای ملاقات با کارکنان شرکت و تجزیه و تحلیل شکایت ها از سوی مشتریان، یک رویه بسیار متداول و مناسب برای سنجش و ارزیابی کیفیت خدمات و ارائه دهندگان آن است. ۹۶ درصد مدیران شکایت مشتریان را موثرترین وسیله ارزیابی کیفیت خدمات می دانند. کارشناسان معتقدند که شنیدن صدای مشتری عامل حیاتی برای تعیین سطح رضایت و نارضایتی است و آثار مالی مشتریان ناراضی بسیار زیاد است. تنها شناسایی و اندازه گیری رضایت مشتریان کافی نیست و علاوه بر آن باید فرایندهایی که باعث نارضایتی شده اند، مشخص شود زیرا در غیر این صورت نارضایتی مشتریان بیشتر خواهد شد.
با توجه به اینکه یکی از اصول مدیریت کیفیت، رضایت مشتری است، طبیعی است، وقتی که مطابق با نظریه های جدید، کیفیت متناسب با نیازهای مشتری تعریف می شود، مشتری مداری یک نقش محوری در هدایت فعالیت های هر سازمان می شود. بنابراین شناخت مشتری، تعیین خواسته های مشتری و تهیه کالاها و خدمات مناسب جهت رفع نیازهای مشتری از اهمیت زیادی برخوردار خواهد بود.
به طور کلی مشتری، شخص یا اشخاص یا سازمان­هایی هستند که با دیگری قرارداد می­بندند تا او کالا یا خدمتی ارائه کند. مشتری کسی است که برای او یک فرد یا یک سازمان نیازی را تأمین می­ کند (یحیایی،۱۳۸۹). ما خدمت را فعالیت یا منفعتی نامحسوس و لمس نشدنی تعریف می­کنیم که یک طرف به طرف دیگر عرضه می­ کند و مالکیت چیزی را نیز به دنبال دارد (محمدیان و دیگران،۱۳۸۱). در شرایط رقابتی امروزی، کشف نیازها و خواسته‌های مشتریان و برآورده ساختن آنها قبل از رقبا با هدف افزایش رضایت آنان، یکی از شروط اساسی موفقیت برای ارائه خدمت به مشتری در شرکت‌ها می­باشد. امروزه رضایت مشتری از ضروریات موفقیت سازمان­ها در بلند مدت می­باشد؛ به زعم بسیاری از دانشمندان بهترین مشتریان بالقوه، مشتریان فعلی سازمان هستند. در چارچوب پارادایم­هایی که ذکر شدند و بعضاً با نگاهی متفاوت، ‌مدل­های دیگری نیز برای رضایت مشتری تدوین شده است. از جمله مدل «سروکوال» (برای خدمات) که ذکر خلاصه آن مفید به نظر می‌رسد.
۲-۸-۱ مدل سروکوال
به طور کلی در زمینه رضایت و به منظور سنجش رضایت مشتریان در بخش خدمات، ‌مدلهای مختلفی ارائه شده است. یکی از معروف‌ترین و کاربردی‌ترین این مدل­ها، مدل «سروکوال» است که توسط دانشمندان آمریکایی: «پاراسرامون»، «زایت آمل» و «بری» در سال ١٩٨٠ مطرح و بعداً در آن اصلاحاتی داده شده است؛ ( Hill Nigel and Alexander Jim;2000,Malthouse C. Edward, Oakley L.James et al;2003)
به این مدل، انتقاداتی هم وارد شده است که مهم‌ترین آنها این است که برای مواردی که علاوه بر خدمات، کالای ملموس هم وجود داشته باشد، کافی نیست. به هر حال، در این مدل پنج بعد به شرح زیر به ٢٢ متغیر اندازه‌گیری تفکیک می‌شود:
جدول ۲-۳ : ابعاد مدل سرکوال

بعد کالای ملموس

نظر دهید »
بررسی ارتباط بین بازاریابی رابطه ای و وفاداری مشتریان- ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۱-۴-۲-۳- تعیین ارتباط بین ارتباطات با وفاداری مشتریان در هتل­های منتخب شهر اصفهان
۱-۴-۲-۴- تعیین ارتباط بین مدیریت تعارض با وفاداری مشتریان در هتل­های منتخب شهر اصفهان
۱-۴-۲-۵- تعیین ارتباط بین شایستگی با وفاداری مشتریان در هتل­های منتخب شهر اصفهان
۱-۵- فرضیه ­ها یا سوال­های پژوهش
۱-۵-۱- فرضیه اصلی:
۱-۵-۱-۱- بین بازاریابی رابطه­ای و وفاداری مشتریان در هتل­های منتخب شهر اصفهان رابطه وجود دارد.
۱-۵-۲- فرضیه ­های فرعی:
۱-۵-۲-۱- بین تعهد و وفاداری مشتریان در هتل­های منتخب شهر اصفهان رابطه وجود دارد.
۱-۵-۲-۲- بین اعتماد و وفاداری مشتریان در هتل­های منتخب شهر اصفهان رابطه وجود دارد.
۱-۵-۲-۳- بین ارتباطات و وفاداری مشتریان در هتل­های منتخب شهر اصفهان رابطه وجود دارد.
۱-۵-۲-۴- بین مدیریت تعارض و وفاداری مشتریان در هتل­های منتخب شهر اصفهان رابطه وجود دارد.
۱-۵-۲-۵- بین شایستگی یا خبرگی و وفاداری مشتریان در هتل­های منتخب شهر اصفهان رابطه وجود دارد.
۱-۶- روش پژوهش
این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت توصیفی _ پیمایشی است. جامعه ی آماری این پژوهش مشتریان هتل­های منتخب شهر اصفهان می­باشد. جامعه آماری این پژوهش تمامی گردشگران داخلی هتل­های ۳ ، ۴ و ۵ ستاره شهر اصفهان هستند که در بازه زمانی پاییز تا تابستان سال ۱۳۹۳ در این هتل­ها اقامت داشته اند. نمونه این پژوهش به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ­بندی شده ۲۱۸ می­باشد. در این پژوهش ابزار گردآوری داده ها مربوط به ادبیات پژوهش از روش کتابخانه­ای شامل کتاب، مجلات، پایان نامه­ ها، طرح­های تحقیقاتی و سایت­های اینترنتی استفاده می­گردد و برای جمع­آوری داده ­ها و اطلاعات مربوط به آزمون فرضیه ­های پژوهش از پرسشنامه استفاده می­گردد. روایی پرسشنامه توسط ۴ از اساتید محترم تایید شده است همچنین پایایی آن به وسیله آلفای کرونباخ اندازه ­گیری شده است. در تجزیه و تحلیل اطلاعات چون نیاز به تبدیل برخی از اطلاعات کیفی به کمی وجود دارد از طیف لیکرت استفاده می­ شود، برای طبقه ­بندی و تجزیه و تحلیل داده ­ها از نرم افزار spss و لیزرل، روش (معادلات ساختاری و تحلیل عاملی) استفاده خواهد شد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۱-۷- قلمرو پژوهش
۱-۷-۱- قلمرو موضوعی پژوهش
قلمرو این پژوهش از نظر موضوعی، در محدوده بررسی ارتباط بازاریابی رابطه­ای و وفاداری مشتریان هتل­های منتخب شهر اصفهان است.
۱-۷-۲- قلمرو مکانی پژوهش
قلمرو مکانی این پژوهش هتل­های ۳ ، ۴ و ۵ ستاره شهر اصفهان می­باشد. شامل هتل ۵ ستاره عباسی، هتل­های ۴ستاره (آسمان، کوثر) و هتل­های ۳ ستاره (اسپادانا، ستاره، سویت، سفیر و شیخ بهایی) می­باشد.
۱-۷-۳- قلمرو زمانی پژوهش
قلمرو زمانی بازه زمانی پاییز تا تابستان سال ۱۳۹۳ بوده است.
۱-۸- تعاریف عملیاتی واژه ­ها
بازاریابی رابطه ای(Relationship Marketing): شامل فعالیت­هایی است که در راستای توسعه ارتباطات طولانی مدت و مقرون به صرفه بین سازمان­ها و مشتریان آن، به منظور ایجاد سود متقابل برای هر دو طرف است (لاولاک و رایت[۷]،۲۰۱۱، ۱۹۷).
وفاداری مشتریان (Customer Loyalty): در زمینه خدماتی، وفاداری برای توصیف اشتیاق مشتری به ادامه ی کار یک شرکت به مدت طولانی­تر، خرید و استفاده مکرر و ترجیحأ انحصاری از کالا­ها و خدمات آن و توصیه داوطلبانه محصولات آن شرکت به دوستان و همکاران مورد استفاده قرار گرفته است (لاولاک ورایت،۲۰۱۱، ۲۲۵).
اعتماد (Trust): تمایل به اتکا و اطمینان به مخاطب، اعتقاد به اینکه حرف و قول مخاطب قابل اطمینان بوده و نسبت به انجام وظایفش در ارتباط متعهد است (آندرسون[۸] و ویتز[۹]، ۲۰۰۷، ۲۰).
تعهد(Commitment): تعهد به مفهوم تمایل پایدار هر یک از شرکای تجاری به حفظ روابط ارزشمند است. هنگامی تعهد به یک رابطه شکل خواهد گرفت که یکی از طرفین به اهمیت رابطه اعتقاد داشته باشد و برای تضمین حفظ یا ارتقاء رابطه حداکثر تلاش خود را کند (واسوداوان[۱۰] و همکاران، ۲۰۰۶، ۳۴۵).
ارتباطات(Relationship): فرایند مبادله و تسهیم اطلاعات معتبر و به موقع به صورت رسمی یا غیر رسمی بین طرفین یک رابطه تعریف شده است (رنجبریان و براری،۱۳۸۸، ۶۹).
مدیریت تعارض(Conflict Management): مدیریت تعارض به توانایی برای شناخت، بررسی و حداقل کردن پیامد­های منفی و آشکار تعارض بالقوه اشاره دارد، البته قبل از آنکه به مشکلی بیانجامد (آندرسون و ناروس[۱۱]،۲۰۰۴، ۴).
شایستگی(Competency): ادراک هر یک از طرفین رابطه از میزان مهارت، توانایی و دانش مورد نیاز طرف مقابل برای عملکرد اثربخش است (رنجبریان و براری،۱۳۸۸، ۷۰).
خلاصه
این فصل پس از ارائه مقدمه با شرح و بیان مسأله آغاز شد و سپس اهمیت و ارزش پژوهش بیان گردید. در ادامه فرضیات پژوهش بیان گردید و پس از آن کاربرد نتایج پژوهش و قلمرو موضوعی، مکانی و زمانی ارائه گردید. همچنین روش انجام پژوهش، ابزار جمع­آوری اطلاعات مورد نیاز، جامعه ی آماری، شیوه نمونه گیری، روش­های آماری مورد نیاز برای تجزیه و تحلیل داده ­ها و اطلاعات به طور خلاصه ذکر شد. در پایان این فصل واژه های کلیدی که در متن پژوهش مورد استفاده قرار گرفته تعریف گردیده است.
در فصل دوم به بیان ادبیات موضوع و پیشینه پژوهش پرداخته می شود. در ادامه و در فصل سوم به روش پژوهش پرداخته می­ شود. در فصل چهارم اطلاعات جمع­آوری شده از طریق پرسشنامه، تجزیه و تحلیل می­ شود. در فصل پنجم که فصل پایانی این رساله است، نتایج، پیشنهاد­ها و محدودیت­های پژوهش حاضر تشریح می­ شود.
فصل دوم
ادبیات پژوهش
فصل دوم
ادبیات پژوهش
مقدمه
با افزایش شدید رقابت و روند جهانی شدن، نقش مشتری از یک مصرف کننده صرف به یک عنصر چند وجهی با نقش مصرف ­کننده، کمک تولید­کننده، کمک­کننده در ایجاد ارزش، توسعه­دهنده دانش و رقابت تبدیل شده است که نشان دهنده موقعیت بسیار مهم مشتری است. به لحاظ اینکه مشتریان وفادار به صورت مؤلفه اصلی موفقیت سازمانی درآمده­اند ایجاد وفاداری در مشتری مورد توجه بیش از پیش قرار گرفته است، مشتریان وفادار بیشتر خرید کرده و معمولأ به رسانه­ای مناسب برای تبلیغات مبدل می­شوند. در نتیجه سازمان­های امروزی در صدد شناسایی و مدیریت روش­ها والگو­های موثر ایجاد وفاداری می­باشند. برای رسیدن به این هدف یکی از مفاهیم بازاریابی که از سوی دانشگاهیان و عاملان بازاریابی مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته بازاریابی رابطه­ای است. یکی از دلایل این اهمیت، نقش استراتژیک و مهم مشتری و ارتباط با مشتری در کسب مزیت رقابتی و تصمیمات مدیریت استراتژیک است.
در ادامه به بررسی ادبیات نظری موضوع پژوهش پرداخته خواهد شد. از جمله کارکرد­های اصلی ارائه ادبیات نظری مرور و بررسی مطالب مرتبط با موضوع، تشخیص حوزه­ هایی که مورد بررسی قرار نگرفته­اند، ارائه دلایل منطقی برای یک مطالعه و اطلاع رسانی در مورد طرح و روش پژوهش مطالعه موردی می­باشد.
۲-۱- خدمات
نخستین و مهم­ترین اصل بازاریابی توجه به خواسته مشتری است. سازمان­ها بدون توجه به خواسته مشتری نمی ­توانند به حیات خود ادامه دهند. البته قبل از مطرح شدن بازاریابی به عنوان یک علم، مؤسسات مختلفی به ارضاء نیاز و خواسته مشتریان پرداخته­­­اند. پس آنچه که در فلسفه جدید قابل توجه است نگاه به مسائل از دیدگاه مشتری است. باید دقت داشت که توجه داشتن به مشتری متفاوت از مشتری­گرایی است. در فلسفه مشتری گرایی، بر خواسته مشتری تأکید می­ شود. یعنی ابتدا مشخص می­ شود مشتری چه می­خواهد سپس در تکاپو وسیله یا روش تحقق آن برمی­آیند. دو هدف استراتژی مشتری­گرایی این است که خدمات ارائه شده توسط سازمان وجهه تمایزی برای مشتری ایجاد نماید که قابل درک و اندازه ­گیری باشد و تأثیر گسترده و فراگیر بر آنچه که در سازمان انجام می­ شود داشته باشد. این فلسفه بدین دلیل مشتری­گرایی نامیده می­ شود، زیرا که بیانگر یک فرهنگ درون سازمانی است و مستلزم تحول فکری مدیران در باور داشتن و تعهد یافتن به چنین فلسفه­هایی می­باشد. لازمه استقرار چنین فلسفه­هایی، متناسب­سازی فناوری و ساختار سازمان با چنین هدفی است. بنابراین لازم است که وظایف و فعالیت­های درون سازمانی مورد بازنگری قرار گیرد تا برای ارائه خدمات با کیفیت، استاندارد­هایی تدوین شود، برنامه ­های تضمین کیفیت طراحی شود و کارکنان فروش در زمینه روابط با مشتری آموزش داده شوند( رنجبریان و سلطانی ۱۳۸۰).
۲-۱-۱- تعریف خدمات
به دلیل تنوع خدمات، تعریف آنها همواره کاری دشوار بوده است. آنچه این امر را پیچیده­تر می­ کند این واقعیت ات که به دلیل نامحسوس بودن اکثر داده ­ها و ستاده­ها، غالباً درک و تشخیص رههای انجام و عرضه خدمات آسان نیست. در انجا دو دیدگاه وجود دارد که محور اصلی را در بر می­گیرد:

  • خدمت، کار و عملی است که به وسیله یک طرف به طرف مقابل عرضه می­ شود گرچه ممکن است این روند با یک محصول فیزیکی در ارتباط تنگاتنگ باشد، اما این عمل لزوماً نامحسوس است و معمولاً به مالکیت هیچ یک از عوامل تولید منجر نمی­گرد.
نظر دهید »
مطالب با موضوع : ارزیابی طرح ترویجی «تسریع انتقال ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲-۴) بخش سوم: کلیات ارزشیابی
۲-۴-۱) تعاریف و مفاهیم ارزشیابی
ارزشیابی به معنای فرایند تعیین ارزشهای یک موضوع یا تحلیلی است که بر مبنای آن میتوان شایستگیها و کمبودهای افراد، گروه ها، برنامهها، موقعیتها، روشها و فرآیندها را درک کرد. ارزرشیابی روشی است برای تعیین اینکه تا چه حد برنامه پیشرفت داشته و به چه میزان باید پیش رفت تا به اهداف مورد نظر دست یافت. یکی از مهمترین چالشهای بخش ارزشیابی، تعیین سهم نظام ترویج در توسعه است. بدین ترتیب ارزشیابی میتواند بهعنوان فرایند تعیین میزان حصول به اهداف تلقی شود. این اهداف شامل تغییر در مردم و وضعیت اقتصادی و اجتماعی آنها میباشد. برای ارزشیابی این نتایج، اطلاعاتی که مبین میزان دستیابی به اهداف است مورد نیاز میباشد. این اطلاعات به ما کمک میکند تا تعیین کنیم برنامه تا چه حد پیشرفت داشته و تا دستیابی به اهداف چه میزان کار باید صورت گیرد. در زمینهی ترویج، ارزشیابی به معنای فرایند مستمر و نظاممند ارزیابی ارزشهای برنامههای ترویجی است (شعبانعلی فمی، علی بیگی و شریف زاده، ۱۳۸۳). ارزشیابی یک فرایند مداوم میباشد که بهعنوان قسمتی از برنامه آغاز میشود. فیپس و اوسبورن[۱۲] (۱۹۸۸) معتقدند که ارزشیابی باید در زمان های معینی انجام شود و اندازه گیری، تجزیهوتحلیل، رکوردگیری و گزارشدهی باید یک کار سالیانه باشد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

برای ارزشیابی تعاریف مختلفی ارائه شدهاست که اغلب منعکسکنندهی دیدگاه های افرادی است که آنها را تدوین نمودهاند. ارزشیابی در معنای سادهی آن به تعیین ارزش برای هر چیزی گفته میشود. از لحاظ اصطلاحی، ارزشیابی عبارت از آزمون و قضاوت دربارهی ارزش، کیفیت، اهمیت، میزان، درجه یا شرایط یک پدیده است. اولین تعریف ارزشیابی به نام «رالف تایلر» ثبت شده است. وی ارزشیابی را وسیلهای برای تعیین میزان رسیدن برنامه به هدفهای آموزشی میداند. تایلر معتقد است که پیش نیاز یک ارزشیابی دقیق، تعیین اهداف کلی و ویژه است و وظیفهی ارزشیابی سنجش این موضوع است که آیا اهداف تحقق یافتهاند یا خیر (رضایی، شیخ و ظریفیان، ۱۳۸۷). از دیدگاه اسمیت[۱۳] (۱۹۸۵)، ارزشیابی فرایند تصدیق دسترسی به اهداف پروژه و عواملی میباشد که نتایج مشاهده شده را توزیع میکنند. تیموری (۱۳۸۳) ارزیابی را فرایند تعیین کردن، به دست آوردن، فراهم ساختن اطلاعات دقیق و قضاوت در مورد ارزش و مطلوبیت اهداف، طرح، اجرا، نتایج به منظور هدایت تصمیمگیری، خدمت به نیازها و پاسخگویی به آن و درک بیشتر از پدیده های مورد بررسی تعریف میکند.
دوگلاه[۱۴] ( ۱۹۹۸)، واژهی ارزشیابی را فعالیت منظم جمعآوری، تجزیه و تحلیل و گزارشدهی اطلاعات میداند که سپس میتواند برای تغییر دیدگاه ها یا بهبود اجرای یک پروژه یا برنامه استفاده شود. باباجانی (۱۳۸۳) نیز ارزشیابی را سنجشی ذهنی، متکی بر معیارهای کمی و یا کیفی قابل حصول برای برنامهریز و یا برنامهریزان تعریف میکند تا بر اساس آن بتوانند به کارها ارزش عینی و کمی داده و در خصوص اجرا و نحوهی اجرای عملیات قضاوت نمایند. پس ارزشیابی خود تحقیقی است قیاسی و قضاوتی است بر نتیجهی اعمال انجام شده و یا عبارتی پژوهشی است در جهت یافتن ارزش عملیات انجام شده که به دو صورت کمی و یا کیفی انجام گرفته میشود.
قلینیا (۱۳۷۶) ارزشیابی را به طور عمده فعالیتی میداند شامل تشریح و توصیف کمی و کیفی پدیده ها و فعالیتهای انجام شده که معمولاً قضاوت ارزشی را هم به دنبال دارد. وی این تعریف را به شکل زیر نشان داده است:
قضاوت ارزشی + تشریح کیفی + تشریح کمی = ارزشیابی
وجه تمایز یا خصوصیت ویژهای که ارزشیابی را از اموری مانند سنجش و اندازه گیری، تحقیق، ارزیابی و … جدا میکند، همان قضاوت ارزشی است که بر اساس ملاکها و معیارهای از پیش تعیین شده و در پایان همهی ارزشیابیها انجام میشود. نوع این قضاوت ارزشی و تصمیماتی که بر اساس آنها گرفته میشود، نوع ارزشیابی را تعیین میکند. لذا انواع ارزشیابی در اموری همانند: جمعآوری اطلاعات (تشریح کمی و کیفی)، قضاوت ارزشی (مقایسه با معیارهای از پیش تعیین شده) و اتخاذ تصمیم یا تصمیمها، با هم مشترک هستند. عوامل غیر مشترک آنها شامل: نوع اطلاعات، معیارهای ارزشی و نوع تصمیمات خواهد بود.
تعریف نسبتاً کاملتری را کرانباخ[۱۵] ارائه داده است؛ او ارزشیابی را «جمعآوری و کاربرد اطلاعات به منظور تصمیمگیری دربارهی یک برنامه» تعریف کرده است. راثی و همکاران ارزشیابی را یک فعالیت علمی – اجتماعی میدانند که جهتگیری آن بهسوی جمعآوری، تحلیل، تفسیر و مرتبط نمودن اطلاعات به فعالیتها و اثربخشی برنامههای اجتماعی میباشد (رضایی و همکاران، ۱۳۸۷).
تعریف کامل ارزشیابی عبارت است از فرایند ارزیابی طرحریزی شده و ادامهداری که لازمهی هر تصمیمگیری مهم یا انتخاب در برنامه ریزی، طراحی و اجرای برنامهها و تشخیص و ارزیابی نتایج یا تأثیرات مستقیم برنامه است. این تعریف از ارزشیابی مورد حمایت متخصصان ارزشیابی بین المللی از جمله کرانباخ، استافیل بیم[۱۶]، استیل[۱۷]، فریمن[۱۸] و رسی[۱۹] است، زیرا هم بر فرایند و هم بر محصول برنامه و مهمتر از آن، بر روابط متقابل و همبستگی بین آنها تأکید دارد (عابدی سروستانی، ۱۳۷۶).
بیبای معتقد است ارزشیابی «فرایند جمعآوری و تفسیر نظامدار شواهدی است که در نهایت به قضاوت ارزشی با چشمداشت به اقداماتی معین بینجامد». در این تعریف چهار عنصر کلیدی وجود دارد. اول آنکه استفاده از اصطلاح «نظامدار» بیانگر آن است که اطلاعات مورد نیاز با درجهای از دقت تعریف میشود و تلاش برای بهدست آودن آنها با برنامه ریزی صورت میگیرد. دومین عنصر «تفسیر شواهد» نکتهی بسیار مهمی را مطرح میکند که گاه در ارزشیابی نادیده گرفته میشود. جمعآوری شواهد به خودی خود به کار ارزشیابی اعتبار نمیدهد. بدیهی است که اطلاعات جمعآوری شده در خلال ارزشیابی یک برنامه باید با احتیاط زیاد تفسیر شود. سومین عنصر تفسیر بیبای – «قضاوت ارزشی» – ارزشیابی را از حد توصیف صرف آنچه در یک برنامه رخ میدهد، بسیار فراتر میبرد. این عنصر موجب میشود نقشی بهعهدهی ارزشیاب قرار گیرد که نه فقط به آنها اجازه میدهد بلکه آنها را ملزم میسازد که دربارهی ارزش یک برنامه قضاوت کنند. آخرین عنصر تعریف بیبای «با چشمداشت به اقدامی معین» تفاوت ارزشیابی منجر به قضاوت ارزشی بدون اشارهای مشخص به اقدامی معین با ارزشیابیای را نشان میدهد که آگاهانه به منظور انجام اقدامی در آینده صورت میگیرد (رضایی و همکاران، ۱۳۸۷). نمودار ۲-۳ عناصر مفهوم ارزشیابی از دیدگاه بیبای و ارتباط بین آنها را نشان میدهد.
نظامدار بودن
تفسیر شواهد
عملی بودن
ارزشیابی
قضاوتارزشی
نمودار ۲-۳- عناصر مفهوم ارزشیابی از دیدگاه بیبای (رضایی و همکاران، ۱۳۸۷)
با توجه به تعاریف ارائه شده از ازشیابی، میتوان چنین نتیجهگیری نمود که در همهی تعاریف، از ارزشیابی به عنوان فرآیندی برای تعیین میزان رسیدن برنامه به اهداف یاد شده است. کلمهی فرایند در این تعاریف به نظامدار و مداوم بودن ارزشیابی تأکید میکند. همچنین نکتهی دیگری که در تعاریف ارزشیابی عمومیت دارد و ارزشیابی را از نظارت و اندازه گیری متمایز میسازد، قضاوت است که بر اساس ملاکها و معیارهای از پیش تعیین شده و در پایان همهی ارزشیابیها انجام میشود.
اگر ارزیابی در حیطهی اجرای طرح انجام پذیرد، اهداف آن بهبود مدیریت برنامه و یا اتخاذ تصمیم برای ادامه و گسترش یا تجدیدنظر در طرح خواهد بود و اگر ارزیابی در پایان طرح انجام پذیرد، هدف آن تعیین علل موفقیت یا عدم موفقیت طرح خواهد بود تا در طرحهای مشابه آنی از تکرار اشتباهات جلوگیری شود (نیستانی و کیذوری، ۱۳۸۳). به طور کلی ارزشیابی را برای این منظور بهکار میگیریم تا یقین حاصل شود که آیا یک برنامهی ترویج به اهداف خود رسیده است یا خیر و اینکه آیا اهداف مزبور میتوانند به طور مؤثرتر و به روشی دیگر نیز انجام پذیرند یا خیر؟ این کار مدیران و سرپرستان و مروجان کشاورزی را قادر میسازد تا از طریق مشاهدهی منظم و تحلیل تجارب بهنحو مؤثرتری از تجارب خویش بیاموزند. مهمترین نتیجهی ارزشیابی غالباً اصلاح برنامهای است که مورد ارزشیابی قرار گرفتهاست. اطلاعات به دست آمده از ارزشیابی به مروجان کمک میکند تا یکسری اهداف واقعیتری را تعیین کنند و به آنها مساعدت مینماید تا برای نیل به این اهداف روش های مؤثرتری را بیابند. ارزشیابی همین نقش را در یک برنامهی ترویجی بهعنوان بازخورد در یک فرایند ارتباطی انجام میدهد. مروجان کشاورزی بدون اطلاعات حاصل از ارزشیابی در ابهام عمل میکنند و نمیدانند که آیا همچنان در مسیر صحیح حرکت میکنند یا خیر (تبرائی و زمانیپور، ۱۳۸۵؛ دوروارد، ۱۹۸۸). همچنین ارزشیابی به منظور مدیریت مؤثر منابع و برنامه و همچنین عملکرد بهتر سازمان ضروری است. در حالیکه روششناسی ارزشیابی نسبتاً توسعه پیدا کرده است، توجه بیشتر به راه های انتشار نتایج حاصل از ارزشیابی معطوف میباشد (حسینی و چیذری، ۱۳۷۶؛ مادوک، ۱۹۸۷).
نکتهی مهم در رابطه با ارزشیابی این است که ارزشیابی برنامه اغلب برای کارکنان برنامه غامض و پیچیده میباشد. وقتی که امکانات برنامه برای به خدمت گرفتن یک ارزشیاب محدود باشد، معمولاً مدیران برنامه یا پروژه این مسئولیت را به عهده میگیرند، حتی اگر فاقد زمان و تخصص کافی برای هدایت ارزشیابی باشند. اغلب این مدیران ارزشیابی را با برنامههای نظارت و بازبینی یکسان فرض میکنند (سولیوان و سولیوان، ۱۹۹۸) و همین امر مشکلاتی را در کار ارزشیابی ایجاد کرده و ممکن است ارزشیابی را دچار سوگیری نماید.
۲-۴-۲) اهداف ارزشیابی
هدف از ارزشیابی، آگاهی به عوامل پیشرفتدهندهی تحولات ارزشی در اعضای گروه های هدف برنامههای ترویج و تعمیم آن عوامل در سایر زمینه های مربوط از یک سو و شناسایی علل و عوامل محدودکننده و یا مانع پیشرفت در جریان حدوث تحولات ارزشی و حذف آنها از برنامههای مربوط از سوی دیگر میباشد (شهبازی، ۱۳۸۲). ارزشیابی اهداف متعددی دیگری نیز دارد که عبارتند از:
در تعیین درجهی دستاوردهای پروژه ها به برنامهریزان کمک میکند.
مسائل و مشکلات مشارکت در برنامه ریزی و اجرای پروژه ها را تعیین مینماید.
درسهای آموختهشده از پروژه ها را معرفی میکند، که این برای طراحی بهتر برنامهها و بهبود مدیریت مؤثر است.
میتواند در تغییر اهداف، سیاستها و استراتژیهای پروژه ها و برنامهها به ما کمک کند (باباجانی، ۱۳۸۳).
شعبانعلی فمی و همکاران (۱۳۸۳) اهداف کلی ارزشیابی را شامل موارد زیر دانستهاند:
ارزشیابی کاذب برای نشاندادن موفقیتها و پوشاندن ناکامیها: از آنجائی که سازمانها از جمله نظامهای ترویج تمایل به این دارند که خود را موفق جلوه دهند، دور از انتظار نیست که برخی از کارکنان مخصوصاً کارکنان رده های عالی علاقهمند به انجام ارزشیابی به شکل کاذب باشند تا بلکه از تغییرات و تحولاتی که موقعیت آنها را تهدید میکنند دوری گزینند. ارزشیابیهایی که صرفاً بهدلیل خوب نشان دادن یک برنامه و یا نامطلوب جلوه دادن آن انجام میشوند، کاذب و غیرقانونی هستند.
افزایش و تقویت پاسخگویی: معمولاً نهادهای کمکدهندهی خارجی انتظار دارند که ارزشیابی از طریق تعیین فایدهمندی، یعنی هزینه – فایده یا اندازه گیری کارایی – اثربخشی، معیاری را برای میزان پاسخگو بودن برنامهها ارائه کنند. در برخی از اوقات از این معیارها جهت تصمیمگیری در مورد ادامهی برنامه، توقف آن و یا تغییر خطمشی، ساختار سازمانی، فلسفه و طراحی برنامه استفاده میشود.
بهبود عملکرد: معمولاً هدف ارزشیابی تکوینی، کمک به بهبود روال اجرای برنامه است. این نوع ارزشیابی در مقابل ارزشیابی نهایی قرار دارد. برخی اوقات، هدف ارزشیابی کشف رهیافتها و بدیلهای جدید و یا تعدیل برنامه متناسب با گروه های مخاطب یا موقعیتهای در حال تغییر است.
ارتباطات و یادگیری اجتماعی: در برخی از حالات، ارزشیابی به منظور تشویق و تحریک گفتگوهای سیاسی و یا حل تضادهای سیاسی موجود انجام میشود. برای مثال ارزشیابی فعالیتهای ترویجی میتواند فرصتی را برای مذاکره در مورد نیاز به استخدام مروجان زن جهت پاسخگوئی به روند روز افزون کشاورزان خردهپای زن و یا گسترش خدمات ترویجی برای کشاورزان معیشتی و فقیر به وجود آورد.
اغلب، مهمترین نتیجهی ارزشیابی به وجود آمدن انتظارات تازه، ترتیبات سازمانی نو، روابط بدیع و اهداف جدید است. کمکدهندگان خارجی اغلب خواهان پاسخگویی هستند، در حالی که هدف کارکنان میدانی بهبود روند انجام کارها و فعالیتهاست. کشاورزان انتظار دارند که ارزشیابی باعث افزایش منافع حاصل از خدمات ترویجی شود و سیاستگذاران و مدیران، از ارزشیابی انتظار کشف روش های جدید تفکر در ترویج یا رهیافتهای نوین آن را دارند (شعبانعلی فمی و همکاران، ۱۳۸۳). بنابراین میتوان به این نتیجه رسید که هدف ارزشیابی بستگی به ماهیت اهداف و افراد دست اندرکار (ذینفع، ذیربط و ذی علاقه) دارد.
۲-۴-۳) ویژگیهای ارزشیابی
ارزشیابی نیز مانند هر پدیدهی دیگری ویژگیهای خاص خود را دارد. برخی از مهمترین ویژگیهای ارزشیابی به شرح زیر میباشند:
ارزشیابی فرایند است و زمانبر و جریانی. حلقه های بههم پیوسته و وابسته که یکی پس از دیگری اجرا میشود؛
ارزشیابی ملاک – مرجع است. از آنجا که ارزشیابی با ارزشها و ارزشگذاریها ارتباط دارد و عجین است، ملاک و معیار قضاوت و داوری و مبنایی برای مقایسه و ارزش داوری، یک امر ضروری و اجتنابناپذیر در ارزشیابی است. ملاک میتواند هر چیزی باشد: هدفهای برنامه، نیازها، انتظارات و خواسته های اجتماعی، توافق گروهی و جمعی یا هر چیز دیگری؛
ارزشیابی روشپذیر است. ارزشیابی نیز مانند پژوهش از اصول و روش های علمی کاوش و جستجو برخوردار است و همین خصوصیت به نتایج آن مقبولیت میبخشد؛
ارزشیابی نتیجهگراست. فایده، نتیجه و غایت کاربردی و علمی از خصوصیات ارزشیابی علمی است. ارزشیابی در پی شناخت و ارزشگذاری موقعیت معین، قضاوت و توصیهی علمی است و نتایج عام و کلی و جهان شمول را جستجو نمیکند بلکه مصادیق و موارد مشخص و مورد ارزشیابی زیر ذرهبین آن قرار میگیرد؛
ارزشیابی فرآیندی بازخوردی است. ارزشیابی به دنبال ارائه بازخورد، اصلاح و بهبود است. چون موقعیتگرا و موردگراست، پس هدف خود را تصمیمگیری برای تغییر، اصلاح، توقف، تداوم یا بهبود روندها قرار میدهد (رضایی و همکاران، ۱۳۸۷).
۲-۴-۴) مسائل کلیدی ارزشیابی
در ارزشیابی هر پروژه یا برنامه مسائلی وجود دارد که توجه به آنها منجر به هدایت ارزشیابی در مسیر صحیح و درست میگردد. برخی از این مسائل کلیدی که در ارزشیابی برنامهها اهمیت دارند، عبارتند از:
مناسبت: اهداف برنامه تا چه حدی با توجه به نیازهای در حال رشد و اولویتهای سطح ملی مناسب است؛
کارآیی: نهادههای مختلف چگونه بهنحو اقتصادی به ستادهها و نتایج تبدیل شده اند؛
اثربخشی: عوارض برنامه به چه میزان در رسیدن به اهداف خاص و کلی برنامه سهیم بودهاند؛
سودمندی: عوارض برنامه چگونه با نیازهای جمعیت هدف تطبیق میکند؛
پایداری: تغییرات مثبت تا چه حد انتظار میرود که پس از پایان برنامه باقی بمانند (رضایی و همکاران، ۱۳۸۷). مسائل کلیدی ارزشیابی و ارتباط بین آنها در نمودار ۲-۴ نشان داده شده است.

نظر دهید »
دانلود منابع تحقیقاتی : مدیریت انرژی خوشه‌ایِ بارهای متصل‌به‌همِ پاسخگو به قیمت با ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

%۵۳/۲۲

%۰۱/۲۵

%۷۷/۹۲

%۷۰/۲۲

MD

%۹۱/۵۷

%۹۳/۲۱

%۸۷/۲۵

%۷۱/۱۰۵

%۹۸/۳۵

MND

%۰۹/۲۲

%۷۶/۳۰

%۸۱/۲۹

%۶۶/۸۲

%۶۷/۸

MDND

%۶۳/۲۷

%۶۳/۲۷

%۶۳/۲۷

%۸۹/۸۲

%۰۰/۰

بر اساس نتایج به‌دست آمده از جدول ‏۴‑۳، در روش کلاسیک مازاد بار ۱ به میزان (۷۰/۲۲=۵۳/۲۲-۲۳/۴۵) درصد بیش از مازاد بار ۲ کاهش یافته است. این وضعیت که با هدف افزایش مازاد کل شبکه انجام ‌می‌گیرد، سبب ‌می‌شود تا بار ۱ به میزان زیادی از IP خود فاصله داشته باشد. این مسأله سبب بروز ابهام در وجود برابری در تخصیص ‌می‌شود.
در روش MD که به‌دنبال نزدیکترین نقطه جبهه پارتو به IP است، این مسأله به شکل حادتری رخ داده است. در این روش مازاد بار ۱ و ۲ به‌ترتیب با کاهش و افزایش بیشتر، سبب ایجاد SSP به مقدار ۷۱/۱۰۵ درصد و MSSP به مقدار ۹۸/۳۵ درصد شده‌اند. بنابراین روش MD در این ترکیب سبب افزایش هر دو معیار برابری شده که این به معنای نقص در افزایش برابری است. علاوه بر این، میزان کارایی شبکه نیز نسبت به حداکثر آن در روش کلاسیک به میزان (۸۶/۰=۰۱/۲۵-۸۷/۲۵) درصد کاهش یافته است. بنابراین کاهش کارایی در روش MD بدون بهبود برابری بوده است.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

طبق نتایج به‌دست آمده از روش MND، مازاد بار ۱ نسبت به روش کلاسیک به میزان (۱۴/۲۳=۰۹/۲۲-۲۳/۴۵) درصد افزایش و مازاد بار ۲ به میزان (۲۳/۸=۵۳/۲۲-۷۶/۳۰) درصد کاهش یافته است. این وضعیت سبب کاهش معیار SSP به کمترین مقدار خود یعنی ۶۶/۸۲ درصد و MSSP به ۶۷/۸ درصد شده است. بنابراین این روش با کاهش معیار SSP به میزان (۱۱/۱۰=۶۶/۸۲-۷۷/۹۲) درصد و MSSP به میزان (۰۳/۱۴=۶۷/۸-۷۰/۲۲) درصد، سبب بهبود برابری شده است. در ازای بهبود معیار برابری در این روش، مقدار کارایی به میزان (۸/۴=۰۱/۲۵-۸۱/۲۹) درصد کاهش یافته است. مطابق با این روش، نقطه تعادل به‌دست آمده ‌نقطه‌ای است که در آن تغییرات مازاد بارها نسبت به IP مربوطه به آن‌ها حداقل ‌می‌باشد. بنابراین همان‌طور که از نتایج به‌دست آمده مشخص است، این روش سبب ایجاد کمترین مقدار برای معیار SSP در بین سایر روش‌ها می‌شود. گفتنی است که اگرچه هدف این روش کاهش معیار SSP است ولی به‌کارگیری آن سبب کاهش معیار دیگر برابری یعنی MSSP نیز شده است.
در سومین روش پیشنهادی (استفاده از MDND)، بارها دارای SRP برابر می‌باشند. این شرایط سبب کاهش معیار SSP به ۸۹/۸۲ درصد و کمترین مقدار ممکن برای MSSP یعنی صفر درصد شده است. بنابراین این روش نیز با کاهش SSP به میزان (۸۸/۹=۸۹/۸۲-۷۷/۹۲) درصد و MSSP به میزان (۷۰/۲۲=۰۰/۰-۷۰/۲۲) درصد، سبب بهبود هر دو معیار برابری شده است. هزینه بهبود برابری در این روش، کاهش (۶۲/۲=۰۱/۲۵-۶۳/۲۷) درصدی کارایی است. مطابق با این روش، نقطه تعادل به‌دست آمده ‌نقطه‌ای است که در آن تغییرات مازاد بارها نسبت به IP مربوطه به آن‌ها برابر باشند. بنابراین همان‌طور که از نتایج به‌دست آمده مشخص است، این روش سبب ایجاد کمترین مقدار برای معیار MSSP در بین سایر روش‌ها می‌شود. گفتنی است که اگرچه هدف این روش کاهش معیار MSSP است ولی به‌کارگیری آن سبب کاهش معیار دیگر برابری یعنی SSP نیز شده است.
با توجه به اینکه حداکثر کارایی ممکن در نقطه تعادل روش کلاسیک به‌دست ‌می‌آید، انتخاب هر نقطه تعادل دیگر از جبهه پارتو کاهش کارایی شبکه را در پی خواهد داشت. بنابراین انتخاب نقطه تعادل مناسب، به برداشت ما از مفهوم برابری و حداکثر هزینه‌ای که حاضر به پرداخت آن (کاهش کارایی) در ازای برقراری برابری هستیم وابسته است.
در شبکه تحت مطالعه، با معرفی SSP و MSSP به‌عنوان معیار برابری، روش MND و MDND سبب بهبود برابری شده‌اند. این دو روش باعث بهبود هر دو معیار برابری شده‌اند. ولی لازم به ذکر است که روش MDND به میزان (۱۸/۲=۶۲/۲-۸۰/۴) درصد کمتر از روش MND سبب کاهش کارایی شده است. علاوه بر این، روش MDND نسبت به MND به میزان ۶۷/۸ درصد معیار MSSP را بیشتر کاهش داده و تنها به میزان (۲۳/۰=۸۹/۸۲-۶۶/۸۲) درصد SSP بیشتری دارد. بنابراین در این شبکه روش MDND نسبت به MND از منظر کارایی و برابری دارای برتری نسبی است.
جبهه پارتو سناریو الف-۴ و نقاط تعادل مربوط به روش کلاسیک و سه روش پیشنهادی در شکل ‏۴‑۱ ترسیم شده است.

MD
MDND
MND
۱۰۴
شکل ‏۴‑۱ جبهه پارتو سناریو الف-۴ و نقاط تعادل روش‌های مختلف در شبکه با خوشه‌ای از دو بار
به‌منظور بررسی اثر تغییر پارامتر یکی از بارها بر بار دیگر در روش‌های مختلف، سناریو ب-۱ به‌صورت زیر تعریف می‌شود.
سناریو ب-۱: پارامتر بار ۲ از ۲۲۰۰ به ۲۵۰۰ مگاوات ساعت افزایش می­یابد.
در جدول ‏۴‑۴ سناریو الف-۴ و ب-۱ برای بار ۱ با یکدیگر مقایسه شده‌اند. در اینجا از معیار برابر به‌منظور بررسی اثر تغییر پارامتر بار ۲ بر مازاد بار ۱ استفاده می‌کنیم.
جدول ‏۴‑۴ مقایسه SRP بار ۱ نسبت به IP در سناریوهای الف-۴ و ب-۱ در روش‌های مختلف در شبکه با خوشه‌ای از دو بار

روش

سناریو

SRP

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 507
  • 508
  • 509
  • ...
  • 510
  • ...
  • 511
  • 512
  • 513
  • ...
  • 514
  • ...
  • 515
  • 516
  • 517
  • ...
  • 732
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری

 جذابیت بدون تغییر شخصیت
 بهینه‌سازی تجربه کاربری
 علائم غفلت در رابطه
 آموزش ابزار لئوناردو
 ابراز احساسات سالم
 درآمد از پست‌های شبکه‌های اجتماعی
 شغل‌های پردرآمد اینترنتی
 مراقبت از پنجه‌های سگ
 تدریس آنلاین طراحی داخلی
 درآمد از نظرسنجی آنلاین
 فروش تم‌های وردپرس
 فرصت‌های درآمد آنلاین
 درآمد کانال‌های تلگرام
 تحقیق کلمات کلیدی
 عفونت گوش گربه
 مشکلات گوارشی گربه
 چالش‌های رابطه عاطفی
 درآمد از کارگاه‌های آنلاین
 طوطی‌های سخنگو
 انتخاب اسم خرگوش
 پست مهمان موفق
 حسادت در رابطه
 درمان اسهال سگ
 فروشگاه آنلاین محصولات خاص
 شیر برای گربه
 اپلیکیشن‌های پولساز
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • استخراج روغن پسته ی کوهی(Pistacia atlantica) با کمک ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع پایان نامه درباره ارزیابی و رتبه بندی توان … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه با موضوع : بررسی رابطه بین ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های مقالات و پروژه ها – ۴ – حدود اختیارات ضابطان دادگستری در تحقیقات مقدماتی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • مقطع کارشناسی ارشد : ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در رابطه با تأثیر مؤلفه‏های مختلف … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پروژه های پژوهشی درباره ارزیابی مدیریت مولفه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • راه‌کارهای کارآمدسازی آموزه‌های قرآن برای تعلیم و تربیت قرآنی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع تحقیقاتی : ارتباط علّی شایستگی با خودکارآمدی رهبری در مربیان ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد بررسی محتوایی قصه‌های کتاب … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • ارائه و مقایسه سه مدل دو مرحله‌ای برای ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان